انخستین کتابخانه تخصصی ازدواج و خانواده در گلپایگان با ۵۰۰ عنوان کتاب افتتاح شد.
به گزارش خبرگزاری شبستان از اصفهان، حجت الله جمالی، مسئول کانون پیوندمهر گلپایگان در آیین افتتاح نخستین کتابخانه تخصصی ازدواج و خانواده درگلپایگان اظهارکرد: کتابخانه تخصصی ازدواج و خانواده، اولین کتابخانه تخصصی در ایران است و این کتابخانه با 500 عنوان کتاب در مرحله اول افتتاح شده است و امیدواریم با حمایت نهاد کتابخانه های عمومی در قالب کتابخانه های مشارکتی تعداد کتاب های این کتابخانه افرایش یابد واین مجموعه را با تجهیزات و امکانات بیشتر یاری کنند.
وی هدف از ایجاد چنین کتابخانه تخصصی را مراجعات مکرر خانواده ها بیان کرد و گفت: زوج های جوان و یا جوانان در آستانه ازدواج بیشترین متقاضی چنین کتابخانه تخصصی بوده اند و در حال حاضر این کانون این آمادگی را دارد که علاقه مندان با امانت گرفتن کتابها و یا مطالعه در محل کانون از این کتاب ها استفاده بهینه داشته باشند.
جمالی در ادامه به برگزاری مراسم جشن عقد وعروسی در قالب طرح ازدواج آسان اشاره کرد و افزود: طی چهار سال که از فعالیت کانون پیوند مهر شهرستان گلپایگان می گذرد بیش از 140 مراسم با همت این کانون برگزارشده است و غیر از جشن هایی که زوجین صرفا خواستار بخش جرئی از خدمات بوده اند بیش از 2میلیارد و 200 میلیون ریال صرفه جویی شده است.
مسئول کانون پیوندمهر گلپایگان در ادامه برپایی نمایشگاه کاریکاتور و پیام های فرهنگی،نمایشگاه کتاب و محصولات فرهنگی،فروشگاه اینترنتی تخصصی ازدواج و خانواده را از دیگر برنامه های کانون پیوند مهرعنوان کرد.
جمالی همچنین به پرداخت تسهیلات قرض الحسنه ازدواججوانان اشاره کرد و بیان داشت: در سال 89 هشت فقره وام 80 میلیون ریال در سال 90 ،35 فقره وام 200میلیون ریالی و در سه ماهه نخست امسال 30 فقره وام 200 میلیون ریالی پرداخت شده است که در صورت همکاری خیرین و تامین مالی مناسب قابل گسترش و تعمیم خواهد بود.
وی با بیان اینکه خرید کالا و تهیه جهیزیه بخش دیگری از فعالیت کانون پیوند مهر است، اظهار کرد: امسال 45فقره خرید کالا وجهیزیه در قالب کارت خرید کالا به متقاضیان اعطا شده است و به طور میانگین در هر 20میلیون ریال خرید 15 تا 20 درصد تخفیف شامل حال متقاضیان می شود.
جمالی بیان کرد: با در نظرگرفتن حداقل خرید 20 میلیون ریال و حداقل تخفیف برای هر زوج و 45 مورد کارت صادر شده 135میلیون ریال تخفیف نصیب متقاضیان شده است و همچنین از ابتدای سال 91 تاکنون چهارسری جهیزیه کامل با اقساط بلند مدت با کمک خیرین به افراد نیازمند اهدا شده است.
وی در پایان بر گسترش همکاری نهادها و سازمانهای دولتی تاکید کرد و بیان داشت: امیدواریم نهادها و سازمانها همکاری بیشتری با کانون پیوند مهر شهرستان داشته باشند.
نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۳ساعت ٥:٤٩ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
مرحوم آیتالله سیدمهدی یثربی(ره)، امامجمعه فقید کاشان در سلسله مباحث اخلاقی خود در رابطه با موضوع ازدواج، طی بحثی معیارهای انتخاب همسر شایسته را بیان میدارد که این معیارها جوانان را در انتخاب همسری صالح و صالحه کمک خواهد کرد.
امروزه شاهد وجود طلاق در زوجهای جوان و از طرفی نیز بالارفتن سن ازدواج باعث به تأخیر افتادن امر ازدواج که سنت نبی اکرم(ص) بوده است، هستم و این دو هنجاری است که امروز جامعه گریبانگیر آن است و پیوند خانوادهها را تهدید میکند. اکثر جداییها و عدم ازدواجها از نداشتن یک معیار مناسب جهت انتخاب همسری شایسته و ایمانی است.
مرحوم آیتالله سیدمهدی یثربی(ره)، امامجمعه فقید کاشان سلسله مباحث اخلاقی از جمله موضوع ازدواج را در بین خواهران طلبه داشتند که در بحثی، معیارهای انتخاب همسر شایسته را بیان میدارند که این معیارها جوانان را در انتخاب همسری صالح و صالحه کمک خواهد کرد.
آیتالله یثربی(ره) هشت معیار را برای انتخاب همسر شایسته مطرح میکند که جوانان با مد نظر قرار دادن آن میتوانند انتخابی خوب و شایسته داشته باشند. 1- داشتن تقوا و ایمان: اساس ازدواج بسیار مهم است زیرا که میتواند در نسل تأثیر بهسزایی داشته باشد و لذا ملاحظه میفرمایید که در باب اخلاق آنجا که بحث انتخاب همسر مطرح میشود، بیشترین تکیه روی ایمان و تقوا است.
خیلی از اوقات بعضی اشخاص معیارهایی برای انتخاب همسر غیر از ایمان قرار میدهند. سلیقه و دید آنها خیلی پائین است. این که شارع مقدس معیار قرار داده و آن تقوا است. اگر یک خانهای که از دو نفر تشکیل میشود و هر دو رکن یک خانواده هستند، متخلق به اخلاق اسلامی باشند به حسب معمول فرزندان آنان نیز چنین به دنیا میآیند و آن چنان رشد میکنند. تقوا به هر مسی که برسد، طلا میکند. دین و تقوا دو نبض هستند ولی به جای دهها نبضند.
2- در پوشاک میانهروی داشتن: دومین معیاری که مرحوم آیتالله یثربی(ره) برای انتخاب همسر معرفی کردهاند، این است که همسر آینده شما لباس گرانقیمت نپوشد چون این لباس گرانقیمت موجب نگرانی مستمندان میشود و نباید پوشید. بانو فاطمه زهرا(س)ا شب عروسی لباس نو را به مستمندی داد. پس شخصیت به لباس نیست. 3- تواضغ: سوم معیار تواضع است که در زندگی آینده روش آنها با فروتنی باشد و هرگز فخرفروشی نکنند و متواضع باشند.
4- دوری از گناه چشم: معیار چهارمی که آیتالله یثربی(ره) برای انتخاب همسر بیان میدارد این است که زوجین چشمشان را به گناه چشم آلوده نکنند. حدیث از پیامبر اکرم(ص) است که «غصب خدا شدید میشود بر زن صاحب شوهری که چشم خود را پر کند از غیر شوهر خود حق است که خدا که این زن را آتش زند به آتش جهنم بعد از اینکه خدا آن را در قبرش عذاب کند». با توجه به این حدیث زوجین باید چشم خود را از ان چه خدا برایشان حرام کرده، بپوشانند. چه بسیاری از اختلافات زن و شوهرها به خاطر چشمچرانیهای مرد و زن و همچنین، چشم و همچشمیهای زوجین پیدا میشود.
5- همراه هم بودن در خوشی و سختی: پنجمین معیاری که مرحوم آیتالله سیدمهدی یثربی(ره) در انتخاب همسر بیان کردند این است که زوجین در حال خوشی و سختی رفتارشان یکسان باشد و اینکه همه را از خدا بدانند و در همه احوال شکرگزار و بردبار باشند نه در حال خوشی و نعمت فراوان طغیان کنند و نه در حال بلا و سختی بیتابی کنند یعنی مانند کوه کنار هم باشند و انسانی باشند که با ایمان و تقوا از روزگار گله و شکایت و بیصبری نمیکند.
6- دیگران را آزار ندهند: ملاک دیگر در انتخاب همسر این است که دیگران را با دست و زبان خویش نیازارند و مردم از شر آنها در امان باشند و هیچکس از آنان ترس و واهمهای نداشته باشند.
7- قانع بودن: هفتمین معیار قانع بودن زوجین است که به اندک چیز از دنیا قانع باشند و هرگز بلندپروازی نکنند و برای آرزوهای خود دیگران را به زحمت نیندازند.
8- عفت داشتن: آخرین معیاری که آیتالله یثربی(ره) در انتخاب همسر بیان داشته، عفت و پاکدامنی زوجین است که در انتخاب همسر به عفت و پاکدامنیاش دقت کنید که سابقه انحراف جنسی نداشته باشد و حتی به فکر کارهای زشت هم نباشد و مردم به خیرش امیدوار باشند.
امید است تا قشر جوان با توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار(ع) و با معیار قرار دادن این موارد که مرحوم آیتالله سیدمهدی یثربی(ره) در یکی از سخنرانیهایشان در بین خواهران طلبه داشتهاند، در انتخاب همسرشان انتخابی صحیح و اسلامی داشته و همسری شایسته را انتخاب کنند تا حاصل آن فرزندانی صالح باشد.
یادآور میشود، آیتالله سیدمهدی یثربی(ره)، امامجمعه فقید کاشان در سال 1304شمسی درکاشان به دنیا آمد که جدشان مرحوم سیدجعفر به درخواست حاجیان ایرانی بهویژه اهالی کاشان که به زیارت خانه خدا رفته بودند، در زمان شاه طهماسب صفوی از مدینه به ایران هجرت و در کاشان رحل اقامت افکندند و آیتالله سیدمهدی یثربی(ره) نیز راه اجداد خود را در ترویج اسلام و خدمت به مردم ادامه داد و عاقبت به علت مصدومیت شیمیایی که از حضور ایشان در جبهههای جنگ در دوران دفاع مقدس آسیب دیده بودند در هشتم مهرماه سال 1385 به دیدار معبود شتافت.
نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱ساعت ٥:٥۸ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
عصرایران ؛ سعید شمس - یکی از بحثهای اصلی فصل تابستان نوع پوشش است و به همین دلیل حساسیتهای زیادی مشاهده میشود و البته راه کارهایی هم برای جلوگیری از پدیدهای که به آن بد حجابی میگویند، پیش بینی میکنند.
شیخ جعفر شجونی ، عضو جامعه روحانیت مبارز و عضو شورای مرکزی جامعه وعاظ تهران ، در گفت و گو با عصر ایران می گوید: «در سالهای دور پسر و دختر در سنین مناسبی تشکیل زندگی میدادند و بر همین اساس خیلی از مشکلات فعلی دیده نمیشد. اما امروز همه دنبال این هستند تا دانشگاه بروند و مدرک تحصیلی خود را روز به روز ارتقاء دهند.» و به همین اصرار دارد که باید نگاهی جدی تری به بحث ازدواج انداخت.
درباره حرف و حدیثهایی که درمورد حجاب رایج در جامعه شنیده میشود، چه نظری دارید؟
چه نظری میتوانم داشته باشم، واقعا خجالت آور است که در خیابانهای کشوری که اسلامیترین کشور دنیا است، حجاب تا به این حد تنزل پیدا کرده است. بیحجابها در حالی به بیحجابی اصرار دارند که خودشان هم میدانند با این رفتار ، امنیت اجتماعی را زیر سوال میبرند و خود و مردم دیگر را هم با خطرات زیادی مواجه میکنند. خب! یا این توضیح به جز احساس شرمساری و خجالت احساس دیگری میتوان داشت؟!
در اسلام دو چیز غیرقابل تحمل عنوان شده است. شراب و بیحجابی، به همین دلیل است که بنده معتقدم تحت هیچ شرایطی نباید از کنار این مساله به سادگی گذشت و بیحجابها نباید احساس آرامش کنند.
علت این شرایط را در چه چیزی میبینید؟
خب! روشن است که بیتقوایی و بیدینی دلیل اصلی بیبندوباری عدهای از هموطنان است. من واقعا نمیدانم برخی از خانوادهها چطور راضی میشوند تا دخترانشان با این شکل به خیابانها بیایند و خطرات زیادی را متوجه خود کنند.
بیتقوایی و بیدینی تنها دلیل شرایطی است که به آن اعتراض دارید؟
البته این را نباید فراموش کرد که دختران ایرانی دنبال این هستند که شریک زندگی خود را هر چه زودتر انتخاب کنند و به اشتباه فکر میکنند اگر به خودشان به طور غیرطبیعی برسند، مورد توجه پسران قرار میگیرند. این در حالی است که هیچ کس نسبت به یک دختر بیحجاب چنین ذهنیتی نخواهد داشت و فقط به این فکر میکند که به نوعی ضربهای را وارد کند.
چه تعریف مشخصی از «حجاب کامل» دارید؟
اگر خانمی آرایش نکند و لباسهایی مناسب بر تن کند، میتواند نمونهای کامل از حجاب را به نمایش بگذارد.
پس به برخورد با کسانی که رعایت نمیکنند، اصرار دارید؟
نه تنها من، بلکه شما و هر ایرانی مسلمان دیگری هم باید بیشترین حساسیت ممکن را نسبت به کسانی که طبق آموزههای دینی رفتار نمیکنند، نشان بدهند. یعنی چه که خانمی با آرایش غلیظ صدمههای زیادی به جنسهای مخالف خود بزنند که برای کارهای عمومی خود به خیابانها میآیند؟ اسلام تاکید دارد که قبل از هر رفتاری باید سعی کرد تا با نصیحت و سفارش اشتباه کنندگان را متوجه اشتباه خود کرد. اما اگر این راه نتیجه نداد، باید شدیدترین رفتارها را نشان داد تا درس عبرتی برای دیگران باشد؟
گفتید «باید شدیدترین رفتارها را نشان داد»، مثلا چه رفتارهایی؟
ببینید! کسی که با لباس نامناسب به خیابان میآید، هدفش این است که ایمان و آبروی جوانان مرز و بوم اسلامی را آتش بکشد. پس لازم است که هر تنبیهی را برای این قبیل افراد در نظر گفت و این را هم در نظر داشت که در این راه هیچ کوتاهی نمیتواند توجیه پذیر باشد.
عملکرد دستگاه نظارتی را در قبال این پدیده چطور میبینید؟
به نظر من باید برخوردهای بیشتری صورت بگیرد. اگر از همان اول میدانستیم که چطور و با چه شیوهای جلوی رفتارهای این چنینی را بگیریم، حالا اوضاع به وخامت فعلی نبود.
البته نمیتوان هر واکنشی را به مردم نشان داد.
مردم به کسانی تلقی میشود بایدها و نبایدهای دینی و اجتماعی را رعایت کنند. اینکه هر کسی با این ذهنیت که چون جزیی از «مردم» است میتواند هر کاری را انجام بدهد، نتیجهاش سنگ را روی سنگ بند نمیکند.
بهتر نیست به جای برخوردهای آنچنانی برای حل این مساله بسترسازی کرد؟
وقتی دختران اصرار دارند که خودشان را با شکل و شمایلی عجیب به مردم نشان بدهند، چه بسترسازی میتوان، انجام داد؟ مشکل این است که متاسفانه خانوادهها آنطور که باید، حساسیت نشان نمیدهند و دقیقا به همین دلیل است که چنین مشکلی در ایرانی که الگوی کشورهای اسلامی است، مشاهده میشود.
واقعاً خوش پوشی و تلاش برای زیبایی را میتوان به این صراحت اصرار برای خودنمایی دانست؟
جواب سوال شما را با یک سوال میدهم. قبول دارید که بیحجابها به این مساله واقف هستند که نوع پوششان موجب انحراف دیگران میشود؟ پس میتوان به این نتیجه رسید که آنها دنبال این هستند تا مردم حاضر در جامعه را به انحراف بکشند.
طبیعی است که گرایش جوانان به جنس مخالف را نمیتوان انکار کرد. به همین دلیل هیچ کس نمیتواند و البته نباید بتواند که طبق دلخواه خود عمل کند. مخصوصا در شرایطی که سن ازدواج بالا رفته است.
چرایی بالا رفتن سن ازدواج را در چه مسایلی میبینید؟
در سالهای دور پسر و دختر در سنین مناسبی تشکیل زندگی میدادند و بر همین اساس خیلی از مشکلات فعلی دیده نمیشد. اما امروز همه دنبال این هستند تا دانشگاه بروند و مدرک تحصیلی خود را روز به روز ارتقاء دهند. همین موجب شده تا سن ازدواج متاسفانه به شکل واضحی به بالاترین حد ممکن خود برسد.
یعنی دانشگاه تنها دلیل عدم تشکیل خانواده توسط جوانان است؟
این را دیگر همه میدانند که ایرانیها به شدت مدرک گرا شدهاند. لیسانسهها دنبال فوق لیسانس هستند و فوق لیسانسهها تلاش میکنند تا دکترای خود را بگیرند. همین باعث شده تا نتوانند در زمان مناسب انگیزهای برای پیدا کردن همسری مناسب با شرایط خود داشته باشند.
دلیلهای دیگری هم برای این وضعیت وجود دارد.
همه مشکلات از رفتارهای غیرمنطقی خانوادهها نشات میگیرد. وقتی مهریه به چند هزار سکه طلارسیده است، کمتر جوانی جرات میکندت تا به فکر ازدواج باشد. در حال حاضر ۲۵۰۰ زندانی به این دلیل زندانی شدهاند که در پرداخت مهریهای که در هر شرایطی عندالمطالبه است، عاجز هستند. اگر مهریهها به این سنگینی نبود، سن ازدواج تا به این حد بالا نمیرفت.
اما بیکاری در این پدیده تاثیری به مراتب بیشتر از دانشگاه رفتن و بالا بودن مهریه میتواند باشد.
نمیتوانم این نظر شما را قبول کنم. اگر قرار بر ازدواج جدی باشد مشکلات مالی به راحتی برطرف میشود.
یعنی بیکاری و شرایط نامطلوب اقتصادی در تردید جوانان برای تشکیل خانواده دخالتی ندارد؟!
البته نمیتوان نسبت به این معضل که گریبان خیلی از جوانان را گرفته است، بیتفاوت بود. با این حال اصرار دارم که دانشگاه و مهریه سنگین اصلی ترین دلیلهایی هستند که تشکیل خانواده را به عنوان غولی بیشاخ و دم در ذهن جوان ایرانی تبدیل کرده است.
با این حال نمیتوان نسبت به موانع اقتصادی ازدواج بیتفاوت بود.
هیچ کس نمیتواند سرنوشت جوانان را نادیده بگیرد و هر چه زودتر باید برای به حداقل رسیدن موانع ازدواج چاره اندیشی کرد. با این حال تاکید میکنم که اگر کسی تقوای مسلمانی را در خود رشد بدهد و دینداری دغدغه اصلیاش باشد، تحت هیچ شرایطی دست به گناه نمیزند.
اما این دلیل نمیشود که با انتظار تقوی داشتن، فکری برای از میان برداشتن موانع ازدواج برای جوانهایی که سن شان بالا رفته است، نکرد.
من هم قبول دارم که ایجاد شرایط لازم برای ازدواج باید نسبت به خیلی از مسایل اولویت داده شود. اما اینکه کسی مجرد است، دلیل نمیشود تا از حد و حدود شرعی تجاوز کند و دست به کارهایی بزند که عفت عمومی را زیر سوال میبرد. به همان اندازه که از متاهلها انتظار میرود، انتظارات شرع را رعایت کنند، مجردها هم باید مرز رفتارهای اسلامی و غیراسلامی را مورد توجه قرار دهند.
آقای شجونی! حرف نگفتهای مانده است؟
باید با بی حجابی مبارزه کرد ، پیرمرد 90 ساله که به خیابان می رود و این ها را می بیند یک جوری می شود ، چه برسد به جوانان. وقتی آمار مجردها تا به این حد زیاد شده است، باید وسواس بیشتری نسبت به مساله حجاب نشان داد. البته مجردها باید این را در نظر بگیرند که با تجرد نمیتوانند گناه خود را توجیه کنند.
نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢ساعت ٧:٤٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
تاثیرگذارترین زنان ایرانی درسال90 دوشنبه این هفته معرفی می شوند
به گزارش خبرگزاری زنان ، پس از بررسی اخبار، گزارشها و مقالات سایتها، خبرگزاری ها و رسانه ها در سال 1390، 100 زن تاثیر گذار و خبر ساز سال 90 دو شنبه این هفته معرفی می شوند.
بر اساس این گزارش ، از میان 100 زن خبرساز ایران 10 نفر به عنوان زنان خبرساز سال و یک نفر به عنوان خبرسازترین زن سال 90 برگزیده می شود.
از زنان خبر ساز و تاثیر گذار ایران در مراسمی همزمان با روز میلاد مبارک حضرت زهرا (س) تقدیر می گردد.
قابل ذکر است سال گذشته این افراد در 4 بخش ؛کسب عناوین بین المللی ، کسب عناوین اولین ، سیاست و فرهنگ به شرح زیر معرفی شده اند:
- کسب عناوین بین المللی :
*الهه احمدی، اولین برنز جهانی در رشته تیراندازی بانوان بازیهای آسیایی ۲۰۱۰ گوانگجو با قهرمانی چینیها با ۱۹۹ مدال طلا به پایان رسید و در این میان الهه احمدی مدالآورترین ورزشکار ایران در بازیهای آسیایی ۲۰۱۰ لقب گرفت.
احمدی مقام سوم جهان و اولین مدال تیراندازی بانوان ایران را گرفت وی تنها زن محجبه و ایرانی در فینال مسابقات وردکاپ پکن بود.
* خدیجه آزاد پور ، دختر طلایی ایران
خدیجه آزاد پور، تنها ووشوکار زن تیم ملی ایران بود که دربازیهای آسیایی 2010 گوانگژو مدال طلا گرفت و از این رو به دختر طلایی ایران معروف شد. آن طور که خودش گفته ، قرار بود در بدو ورود به ایران، کلید یک باب آپارتمان را به عنوان جایزه به او بدهند. او بعد از بازگشت به ایران مصاحبهای با سایت تبیان داشت که گفته بود سازمان تربیت بدنی برای مدالآوران بازیها علاوه بر جایزه 150 سکه طلا، خانهای را هم در نظر گرفته است ولی بعد از این که به ایران مراجعت کرد به او گفتند اول باید شوهر کنی، بعد جایزه بگیری! بعد از انتشار این مصاحبه و دلخوری مسئولان سازمان تربیت بدنی، آزادپور و مهدی علینژاد، سرپرست فدراسیون مدعی شدند که هیچ صحبتی در این باره نشده است. اما تبیان سایت صوتی این گفتوگو را ارائه کرد. در نهایت و پس از ماجراهای بسیار علی سعیدلو رئیس سازمان تربیت بدنی اعلام کرد:" علاوه بر 150 سکه طلا، به هر بیست ورزشکار طلایی در بازیهای آسیایی خانه خواهیم داد. دو جایزه ویژه هم در نظر گرفته ایم که یکی به خدیجه آزادپور اولین طلایی ورزش بانوان ایران در تاریخ بازیهای آسیایی اهدا میشود و یکی هم به جاسم ویشگاهی خواهد رسید."
-کسب عناوین "اولین " در ایران ؛
*سمانه متقی، اولین قاضی زن در دادگاه های رسمی کشور سمانه متقی متولد سال ۱۳۶۴ و جوان ترین دختر قاضی ایرانی است که در حال حاضر قضاوت هایی را در دادگاه یزد بر عهده دارد. وی که رتبه کنکورش ۳۹ شده بود و برای دوره لیسانس به عنوان بورسیه دانشگاه علوم قضایی وارد دانشگاه می شود، در کلاسی درس خوانده است که تمام دانشجویانش پسر بوده اند. وی پس از چهار سال تحصیل در دانشگاه، در دوره های قوه قضاییه نیز برای آمادگی قضاوت شرکت می کرد که همان سال در آزمون جامعی که در این دوره ها برگزار شد، حد نصاب نمره اش به ۱۶ رسید و توانست تعهد ۸ ساله را برای قضاوت در قوه قضاییه به دوش گیرد.
جوان ترین دختر قاضی ایرانی فوق لیسانس خود را در همان رشته حقوق و در دانشگاه سراسری قم خواند. حالا او دیگر یک قاضی شده بود.
به گفته وی قضاوت کردن در دعواهای خانوادگی و زد و خوردها و ترک نفقه خیلی سخت است زیرا قاضی مجبور است بین دو نفری قضاوت کند که خودشان از همه چیز مطلع هستند و هیچ مدرکی جز حرف های خودشان وجود ندارد. آنها به راحتی می توانند منکر واقعیات شوند بنابراین باید حکم با ملاحظات بیشتری انجام شود.
*زهرا سالاریه، تنها زن دیانورد ایرانی داستان زهرا سالاریه، به این صورت است که برای کار در یک خیاط خانه وارد شرکتی می شود که جلیقه نجات می دوختند.
کار کردن در همان شرکت هم بوده که باعث می شود زهرا با شرکت هایی که ناخدا و قایقران تربیت می کردند و به آنها گواهینامه قایقرانی می دادند آشنا شود. و با کلی دردسر وارد کلاس ها می شود و دوره تئوری و عملی را می گذراند و هر چیزی را که قابل یاد گرفتن است از طریقه وارد شدن به قایق گرفته تا تعمیر موتور و ۷۰ مدل گره ملوانی جور واجور به طنابهایی که دو برابر خودش وزن داشتند را یاد بگیرد و در امتحان پایان دوره شرکت و دست آخر گواهینامه ناخدای قایقران را گذاشته اند کف دستش. بعد از آن هم زهرا دوره های دیگری را که به کارش ربط داشته گذرانده و گواهینامه های جور واجور را گرفته".
بر اساس این گزارش زهرا سالاریه، ۵سال است که بعد از گرفتن گواهینامه های قایقرانی و ناخدای قایقران رسما دریانورد شده و هر روز، چند ساعت از زندگی اش ر روی دریا می گذراند و از بوشهر به خارک می رود.
*آیرین شیوایی، اولین زن ایرانی مسافر قطب جنوب آیرین شیوایی ۱۹ سله و دانشجوی فیزیک، دیماه سال ۸۹ در یک سفر علمی به همراه گروهی از محققان و دانشجویان کشورهای مختلف به سرزمینهای یخزدهء قطب جنوب رفت. هزینه مسافرت وی را انوشه انصاری فضانورد ایرانی پرداخت کرده بود.
شیوایی همراه با ۶۴ دانشآموز و دانشجوی کشورهای مختلف به این سفر رفت و نام خود را به عنوان اولین زن ایرانی مسافر قطب جنوب ثبت کرد .
وی در اولین مصاحبه ای که در برگشت از این سفر داشت گفت: «تا آنجا که بتوانم. مثلا چراغ اضافی را خاموش میکنم، سعی میکنم از کیسهء پلاستیکی کمتر استفاده کنم، با وسایل نقلیهء عمومی سفر کنم و تا جایی که امکان دارد بیشتر مسیرها را پیاده بروم. اینها چیزهای سادهای است که رعایت کردنش ضربهای به زندگیام نمیزند اما رعایت نکردنش سیارهام را به خطر میاندازد.»
*مرضیه وحید دستجردی اولین وزیر زن در جمهوری اسلامی ایران
وی متولد ۱۳۳۸ در تهران است. وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران، نمایندهٔ ادوار ۴ و ۵ مجلس شورای اسلامی، مدیر سابق روابط دانشگاهی و امور بینالملل دانشگاه علوم پزشکی تهران، عضو هیئت علمی گروه زنان و زایمان دانشگاه تهران دربیمارستان آرش با سمت استادیار مشغول به فعالیت است. او از مطرحکنندگان «طرح تفکیک جنسیتی در بیمارستانها» میباشد.
وحید دستجردی نخستین وزیر زن بهداشت در تاریخ ایران بوده و اولین و تنها زنی است که در تاریخ جمهوری اسلامی ایران به مقام وزارت رسیدهاست. پس از فرخرو پارسا و مهناز افخمی، وحید دستجری سومین زن در تاریخ ایران است که وزیر شدهاست.
*فاطمه جمشیدی، اولین زن پرنده ایرانی فاطمه جمشیدی که اولین بار در سال ۷۲ آموزش پاراگلایدور را توسط همسرش آغاز کرد در سال ۷۳ آموزش آن را به هنرجویان پرواز آغاز کرد و عمده شهرت خود را در همان سال ها از طریق یک مجله آلمانی درخصوص هوا و فضا که حدود ۸ صفحه را به اولین زن پرنده ایران اختصاص داده بود کسب کرده است و سال گذشته با عنوان «اولین زن پرنده جهان قادر به پرواز نیست» بار دیگر به تیتر سایت های خبری بازگشت.
* فاطمه باقری مکی اولین اولین مدیر کل زن در وزارت دادگستری
"فاطمه باقری مکی" طی حکمی از سوی مرتضی بختیاری وزیر دادگستری به عنوان اولین مدیر کل زن در وزارت دادگستری در آذر ۸۹ منصوب شد.
* شکوفه شهابی پور احمدی اولین شهردار زن بندر عباس شکوفه شهابی پور احمدی ۲۳ساله و دارای مدرک کارشناسی معماری از دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس به عنوان اولین شهردارزن هرمزگانی حکم انتصاب خود را با رای شورای شهر تازه تاسیس سرگز حاجی آباد در آذر ۸۹ دریافت کرد. شکوفه شهابی پور در آیین معارفه خود گفت:ویژگی های منحصر به فرد شهر تازه تاسیس سرگز احمدی می تواند بستری برای توسعه گردشگری این منطقه باشد و از آن جا که این شهر در مراحل اولیه شکل گیری خود است می بایست با اعمال روش های علمی در بنابخشی اصولی به آن اقدام کرد.
- خبرسازترین زنان در حوزه سیاست :
* فرحناز ترکستانی
نام ترکستانی زمانی در محافل سیاسی و خبری مطرح شد که از جانب وزیر بهداشت، در حوزه معاونت فرهنگی و دانشجویی جانشین عصمت باروتی، همسر حسین شریعتمداری شد. اما اصل ماجرا از آنجا شروع شد که روز ۲۹ آذر ماه سال ۸۹ خبری بر روی خروجی سایت دولت قرار گرفت که بر اساس آن دکتر فرحناز ترکستانی معاون وزیر بهداشت طی حکمی از سوی رئیس جمهور به معاونت ریاست جمهوری و ریاست سازمان ملی جوانان منصوب شده بود. پیش از وی مهرداد بذرپاش ریاست سازمان ملی جوانان را بر عهده داشت. ساعاتی بعد از آن موج تاییدها و تکذیبها در رسانه ها فراگیر شد و در ابتدا عنوان شد که ترکستانی این سمت را به دلیل کسالت و بیماری نپذیرفته است. حتی گفته می شد حمیدرضا بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری (شوهر خواهر ترکستانی) برای پذیرش این مسئولیت فشار شدیدی به ترکستانی وارد کرده بود. خبرها و گمانه زنیها ادامه داشت تا زمانی که فرحناز ترکستانی در نامه ای اعلام کرد خود را مقید به تبعیت از نظرات دکتر احمدینژاد میداند و یادآور شد: به دلیل بیماری از رئیسجمهور درخواست کرده بودم که این مسئولیت را به فرد دیگری بسپارند اما پس از صدور حکم رسمی خود را موظف به انجام این وظیفه مهم میدانم و تلاش خواهم کرد تا این مسولیت خطیر را به نحو مطلوبی به انجام برسانم. زمان مراسم تودیع و معارفه بذرپاش و ترکستانی اعلام شد اما مراسم دو بار متوالی لغو شد و با وجود اینکه دلیل لغو آن تداخل برنامه های کاری اعلام شده بود اما گمانه زنی ها به این موضوع تاکید داشت که ترکستانی در نهایت از پذیرش حکم ریاست سازمان ملی جوانان انصراف داده است. نامه دومی از سوی ترکستانی منتشر شد که در آن از رئیس جمهور خواسته بود با توجه به وظایف خانوادگی و ضعف قوای جسمانی ریاست سازمان ملی جوانان را به شخص دیگری واگذار کند.
*فاطمه آلیا عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
فاطمه آلیا متولد ۱۳۳۵ کارشناس ارشد علوم سیاسی یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران است. او در دورههای هفتم و هشتم مجلس نمایندگی مردم تهران را بر عهده داشتهاست. محمود احمدی نژاد کرسی وزارت آموزش و پرورش در دولت دهم را به وی پیشنهاد کرد اما آلیا این پیشنهاد را رد نمود.
* فاطمه بداغی معاون حقوقی رئیسجمهور فاطمه بداغی مشاور قضائی حوزه ریاست قوه قضائیه، و معاون حقوقی رئیسجمهور است. فاطمه بداغی از قضات با سابقه است که علاوه بر مشاوره قضایی در حوزه ریاست قوه قضائیه، معاونت آموزش و پژوهش مرکز امور مشاوران و وکلای قوه قضائیه و نمایندگی دستگاه قضایی در شورای فرهنگی - اجتماعی زنان را در کارنامه خود دارد.
*مریم مجتهدزاده مشاور رییس جمهور در امور زنان و خانواده مریم مجتهدزاده همسر جاویدالاثر سید محسن موسوی دیپلمات ربوده شده ایرانی در لبنان است. وی دارای سابقه مبارزات سیاسی پیش از انقلاب، ساماندهی گروه های اسلامی دانشجویی در خارج از کشور و فعالیت در اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان آمریکا و اروپا (شاخه جورجیا) است. مریم مجتهدزاده همچنین فعالیت های گسترده دیپلماتیک در لبنان به عنوان همسرکاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در لبنان (تا زمان اسارت همسرش در سال61 به دست عوامل رژیم صهیونیستی) داشته است و نیز مسئولیت اعزام نیروهای گروه پزشکی به جبهه ها در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی را در کارنامه فعالیت های خود دارد. وی عضو هیئت مدیره حمایت از دیپلمات های ربوده شده ایرانی در لبنان، مدرس و مدیر گروه بهداشت دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی و نیز مدیر دبیرستان دخترانه( به مدت16 سال) بودهاست. رئیس کنونی مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی زنان واعضای خانواده را از رویکردهای مهم مرکز امور زنان در آینده می داند .
* نسرین سلطانخواه معاون علمی رییس جمهور
نسرین سلطانخواه (زادهٔ ۱۳۴۲ در تهران)، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور ایران و رییس بنیاد ملی نخبگان است. نسرین سلطانخواه پیش از آن که به عنوان نماینده مردم تهران در دور دوم شورای شهر فعالیت کند، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا بوده و در دانشگاه شریف نیز تدریس کردهاست. او اولین فارغ التحصیل دکترای ریاضی در دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف است.
* طیبه صفایی رئیس فراکسیون زنان مجلس طیبه صفایی در سال 1339 هجری شمسی در شهرستان ارومیه در خانواده ای کارمند و متوسط متولد شد.بخشی از سال های کودکی و نوجوانی را با تبعید پدرش به دلیل عدم همکاری با رژیم طاغوت در شهر بانه و سقز ( استان کردستان) در جوار علمای تبعیدی بزرگ کشور سپری کرد. در سال 1356 دیپلم خود را در رشته ریاضی فیزیک اخذ نموده و در رشته ریاضی در دانشگاه پذیرفته شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فعالیت در حزب جمهوری اسلامی و همکاری با کانون ها و دفاتر فرهنگی و تبلیغاتی مساجد و انجمن های اسلامی و تدریس در کلاس های عقیدتی و سیاسی پرداخت.در سال 1360 ازدواج کرد و به علت مسئولیتهای همسر و انقلاب فرهنگی ، ادامه تحصیل دانشگاهی وی موقتا متوقف گردید. در دوران دفاع مقدس ، مسئولیت خواهران بسیج مستضعفین استان آذربایجان غربی را بر عهده گرفت و با اقدام به ساماندهی تشکل های خواهران ، فعالیت های پشتیبانی بانوان را در مناطق جنگی مدیریت نمود. وی که از سال 1364 به خدمت در آموزش و پرورش اشتغال داشت ، از سال 1370 به سازمان آموزش و پرورش تهران منتقل شد و به فعالیت های آموزشی ، رشته علوم تربیتی آغاز نموده و در کنار مسئولیت های خانواده ، تحصیلات عالیه خود را تا درجه دکتری تخصصی در رشته مدریت آموزشی ادامه داد و در حال حاضر به عنوان استاد یار دانشگاه در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد به تدریس می پردازد. وی مسئولیت های اجرایی مختلفی را در شورا های پژوهشی و تحقیقاتی ، سردبیری مجلات علمی - پژوهشی و ... به عهده داشته و به عنوان مشاور برنامه ریزی رئیس مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری در دولت نهم ، مجری تدوین سند فرابخشی توسعه امور زنان و خانواده بوده است .
* زهره الهیان رئیس کمیته حقوق بشر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس
زهره الهیان نماینده تهران و رئیس کمیته حقوق بشر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می باشد. وی در نهمین اجلاس UPR آبان امسال در مقر سازمان ملل در ژنو به عنوان نماینده ایران شرکت داشت.
- زنان خبرساز در حوزه فرهنگ ، هنر و رسانه :
* ویشکا آسایش ویشکا آسایش (زاده ۱۳۵۱) از هنرپیشگان ایرانی است. وی خواهرزاده مازیار پرتو (فیلمساز برجسته ایرانی)، و نوه شین پرتو (نویسنده و شاعر) است. وی در سال 1389 برای بازی در فیلم "ورود آقایان ممنوع" سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را از جشنواره فجر دریافت کرد.
آسایش فارغ التحصیل طراحی صحنه و لباس از دانشگاه لندن می باشد. شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم ساحره (داود میرباقری) در سال ١٣٧۶.
با بازی در نقش قطام در مجموعه تلویزیونی امام علی (ع) (داود میرباقری) به شهرت رسید. سپس در فیلم ساحره (داود میرباقری) توانایی های اش را به رخ همگان کشید و موافق و مخالفان زیادی پیدا کرد و بازیهای موفق او در دو فیلم عشق + 2 (رضا کریمی، 1378) و بلوغ (مسعود جعفری جوزانی، 1378) او را به عنوان بازیگری آگاه معرفی کرد.
بازی او که در فیلم مسافر ری (داود میرباقری، 1376) در نسخه به نمایش درآمده در اکران عمومی بسیار لطمه خورد، متفاوت ترین نقش سینمایی او به حساب می آید.
او طراحی صحنه را هم برای اولین بار در فیلم دنیا (منوچهر مصیری، 1380) تجربه کرد.
* مرضیه (حدیدچی) دباغ بانوی مبارز ایران مرضیه حدیده چی (دباغ) از زنان مبارز ایران و از چهره های شناخته شده انقلاب اسلامی است . او در سال 1318 در همدان و در خانواده ای مذهبی و فرهنگی متولد شد . تحصیلات خود را از مکتب خانه آغاز کرد و از معلومات پدر در یادگیری قرآن و نهج البلاغه بهره فراوان برد . زمانی که در سال 1333 با محمد حسین دباغ ازدواج کرد سرفصلی جدید در زندگی او آغاز گردید . پس از ازدواج به تبعبت از همسر عازم تهران شد و همزمان با تحصیلات علوم دینی، فعالیت های سیاسی خود را ادامه داد . در تحصیل از محضر اساتیدی همچون مرحوم حاج آقا کمال مرتضوی ، حاج شیخ علی خوانساری ، شهید آیت ا.. سعیدی و شهید سید مجتبی صالحی خوانساری استفاده کرد . فعالیت های سیاسی اش را تقریبا از سال 1346 با پخش و توزیع اعلامیه آغاز کرد . هنگامی که به فعالیت های سیاسی مبادرت ورزید که مادر هشت فرزند بود . با ورورد به تشکیلات تحت هدایت شهید سعیدی فعالیتهای سیاسی او بیشتر شد و پس از شهادت آیت ا.. سعیدی در سال 1349 به مبارزه و تبلیغ خود شدت می بخشد تا اینکه سرانجام در سال 1353 توسط ساواک دستگیر می شود . در کمیته مشترک به همراه دختر نوجوانش (رضوانه) شدیدترین شکنجه ها را متحمل می شود و زمانی که امیدی به زنده ماندنش نیست از زندان آزاد می گردد ، در حالیکه دخترش همچنان در زندان می ماند . پس از آزادی تحت عمل جراحی قرار می گیرد و پس از چند ماه دوباره دستگیر و زندانی می شود. در زندان نیز به مبارزات خود ادامه می دهد و به تقابل نظریه های ایدئولوژیکی اسلام با گروههای مارکسیستی بر می خیزد . پس از آزادی از زندان با کمک شهید منتظری از کشور خارج و فعالیت های مبارزاتی خود را در سوریه و لبنان تحت نظر شهید چمران ادامه می دهد . در پایگاههای نظامی واقع در لبنان و سوریه آموزش های رزمی و چریکی را طی کرد . دباغ پس از هجرت امام (ره) به پاریس در سال 1357 به خیل یاران او می پیوندد و وظابف اندرونی بیت امام (ره) را برعهده می گیرد . او در خارج با عناوین خواهر دباغ ، خواهر زینت احمدی نیلی و خواهر طاهره شناخته می شد . پس از انقلاب اسلامی یکی از موسسین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و به عنوان اولین فرمانده سپاه منطقه غرب کشور مسوولیت سپاه همدان را برعهده می گیرد و همواره در راه خدمت به انقلاب اسلامی و مردم ایران از کوششی دریغ نمی کند . مسوولیت بسیج خواهران کل کشور ، سه دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی ، فرماندهی سپاه همدان ، استاد دانشگاه علم و صنعت ، استاد مدرسه شهید عالی مطهری ، قائم مقام جمعیت زنان جمهوری اسلامی از جمله سنگرهایی است که او در آن به انقلاب و مردم ایران خدمت کرده است . خانم دباغ در دی ماه سال 1367 به عنوان عضوی از نمایندگان اعزامی امام خمینی ( ره ) برای ابلاغ پیام حضرت امام (ره) به گورباچف انتخاب شد .
* صدیقه قنادی ، اولین مدیر عامل خبرگزاری زنان
وی متولد سال 1338مشهد می باشد.
مدیر عامل خبرگزاری زنان ، تنها زن عضو شوای اسلامی شهر مشهد و رییس مجمع بانوان عضو شوراهای اسلامی کشور از عناوین وی است.
پیگیری طرح حمایت از زنان ازدواج کرده با اتباع بیگانه از جمله مواردی بود که قنادی با پیگیری رسانه ای منجر به دریافت چند مصوبه از مجلس شورای اسلامی در این خصوص گردید.
* سیده زهرا حسینی راوی کتاب دا
سیده زهرا حسینی (زاده ۱۳۴۲)، راوی کتاب دا است که خاطرات شخصی وی با کوشش سیده اعظم حسینی جمع آوری و در قالب این کتاب منتشر شد. سیده زهرا حسینی به سال ۱۳۴۲ در شهر بندری بصره در جنوب عراق به دنیا آمد. پدر و مادرش پیش از ولادت او در عراق زندگی میکردند و از اقوام کرد ایرانی بودند که در سال ۱۳۳۰ از روستای کردنشین زرین آباد دهلران در استان ایلام به شهر بندری بصره در عراق مهاجرت کردند. زهرا فرزند دوم از شش فرزند خانواده بود. پدر وی به علت فعالیت های سیاسی در عراق بازداشت و شکنجه شد و در نتیجه در سال ۱۳۴۷، هنگامی که ۵ سال داشت به همراه خانواده خود به ایران آمدند و در خرمشهر ساکن شدند. پدرش پس از مدتها سرگردانی به عنوان رفتگر به استخدام شهرداری درآمد. زهرا پس از گذراندن کلاس پنجم ترک تحصیل کرد. به دلیل مذهبی بودن خانواده و بالاخص پدرش، وی با اعتقاداتی مذهبی بزرگ شد. وی به همراه برادرش علی در فعالیتهای دوران انقلاب و پس از آن شرکت داشت. وی در آغاز جنگ ایران و عراق دختری هفده ساله بود. به دلیل قرار گرفتن در متن جنگ به طرق مختلف از جمله همکاری در کفن و دفن شهدا، امدادگری، زخمبندی، حمل مجروحان، تعمیر و آمادهسازی اسلحه، پخت و پز و توزیع امکانات فعالیت داشت. خواهر کوچکش در فعالیتها همراه وی بود. پدر و برادر بزرگش در جنگ به شهادت رسیدند و برادر کوچکترش مجروح شد. خود وی هم در این جریان با اصابت ترکش به دست و نخاعش، در ۲۰ مهر ۱۳۵۹ مجروح شد. وی نمادی از شجاعت و ایثار زنان ایرانی در جنگ تحمیلی است. کتاب سرگذشت و خاطرات وی با نام دا تا کنون به چاپهای متعدد رسیده است. وی دارای چهار فرزند به نامهای عبدالله، هدی، فاطمه و میناست.
نتیجه نهایی :
با بررسی بیش از 10000 خبر و 100 زن خبرساز ، 20 نفر فوق به عنوان خبرساز ترین زنان سال گذشته انتخاب و از میان آنها دکتر مرضیه وحید دستجردی ،زهره الهیان ، خدیجه آزادپور ، مریم مجتهدزاده و سیده زهرا حسینی به عنوان 5 زن خبرساز انتخاب و فاطمه آلیا عنوان خبرسازترین زن سال 1389 را از آن خود کرد.
اسلام به استواری بنیان خانواده توجهی عمیق دارد و با وضع قوانین مختلف همواره بر آن است که بر این استحکام بیفزاید. در جوامع اسلامی طبق ضوابطی که اسلام در زمینه نگاه کردن، صحبت کردن، خندیدن، نشستن و ... قرار داده، هر مرد تنها به کسانی میتواند نگاه کند و توجه نماید که از محارم او باشند. هر چند آن چیزی که انسانیت هر کسی را رقم میزند روح اوست و روح زن و مرد جنسیت ندارد. اما زن و مرد دارای تفاوتهای جسمی هستند و چون جسم بر روح اثر میگذارد موجب تفاوت های روحی و روانی در زن و مرد میشود و این تفاوتها باید در ارائه قانون برای آنان نیز در نظر گرفته شود.
رسیدن به قله رفیع انسانیت و دست یافتن به اهداف والای انسانی چه به صورت فردی و چه به صورت اجتماعی در گرو مجهز بودن به وسایل و ابزار لازم از یک سو و رفع کلیه موانع و عوامل بازدارنده و گسستن زنجیرههای اسارت از دیگر جانب است اینجاست که حجاب که عهدهدار صیانت تعادل روانی جامعه بشری و تحکیم بنیاد و ضامن سلامت خانواده است معنی پیدا میکند و به عنوان یک وسیله دفاعی در برابر ناپاکیها مفهوم واقعی خود را بازیافته و به مشابه یک پدیده مؤثر در تأمین سلامت خانواده با صفت پویایی و پیشتازی جلوهگر میشود و خانواده را از منجلاب فروپاشی نجات می دهد.
از نظر اسلام محدودیت کامیابیهای جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین میگردد و از نظر وضع زن در برابر مرد سبب میگردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود. اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنسی چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد. اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظیفهای است که بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب میشود بنابراین زن باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به صورت خودنمایی و تحریکآمیز نباشد. پوشیده بودن زن در جامعه موجب تقویت بنیان خانواده بلکه سبب حفظ ارزش زن و جلوگیری از ابتذال و تباهی او نیز میباشد.
جشنواره خانواده و ازدواج فرهنگسرای خانواده مشهد میزبان فعالان عرصه خانواده در تمامی ابعاد آن است که با رویکرد ترویج سبک زندگی دینی سعی در استفاده از ظرفیتهای اساتید و مبلغان برجسته حوزه خانواده دارد.
مقدمزاده، مدیر فرهنگسرای خانواده مشهد در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) شعبه خراسان رضوی با اشاره به برگزاری جشنواره خانواده و ازدواج فرهنگسرای خانواده مشهد، گفت: این جشنواره برای اولین بار بهمنظور ارتقای سطح مشارکت مردم در امور جامعه، شناخت مشکلات و چالشها، ارائه راهکارهای مناسب دینی برای حل مشکلات خانوادگی و تعامل با صاحبنظران حوزه خانواده بهصورت کاربردی و عملی برگزار میشود.
وی با بیان اینکه باید با ایجاد یک همافزایی میان فعالان حوزه خانواده مسیر جامعه را به سمت ترویج سبک زندگی دینی ببریم، تصریح کرد: مسائل و مشکلات حال حاضر در خانوادهها نشاندهنده این است که خانواده در معرض آسیبها و تهدیدهای بسیاری است به همین منظور جشنواره خانواده و ازدواج سعی دارد تا با رویکرد جدیدی دستاوردهای هنری، ادبی، فرهنگی، دینی، اجتماعی، علمی و پژوهشی را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و از آثار برگزیده تقدیر کند.
مدیر فرهنگسرای خانواده افزود: این جشنواره در 3 زمینه هنری ـ ادبی، علمی ـ پژوهشی و فرهنگی ـ اجتماعی ویژه اساتید، پژوهشگران، مشاوران، هنرمندان، مبلغان و سخنرانان و فعالان حوزه خانواده از 20 فروردینماه تا پایان اردیبهشتماه در فرهنگسرای خانواده مشهد برگزار میشود.
مقدمزاده با بیان اینکه مخاطبان باید آثار خود را در قالبهای ایده، طرح و آثار و دستاورد به دبیرخانه این جشنواره واقع در فرهنگسرای خانواده ارسال کنند، تصریح کرد: مخاطبان میتوانند تا 10 اردیبهشتماه آثار خود را به دبیرخانه این جشنواره به نشانی مشهد، قاسمآباد، بلوار ادیب، نبش استاد یوسفی 13، فرهنگسرای خانواده ارسال کنند تا داوران از 10 تا 31 اردیبهشتماه نظرات خود را نسبت به آثار اعلام کنند.
وی هدف از برگزاری این جشنواره را افزایش دانش و آگاهی مخاطبان و شهروندان و آشنایی آنان با سبک زندگی دینی دانست و گفت: تشویق فعالان حوزه خانواده به شرکت در برنامههای عامالمنفعه، راهاندازی و تأسیس گروههای همیاران خانواده، تشکیل هستههای محتوایی و اجرایی، استفاده از ظرفیتهای موجود بهمنظور طراحی، برنامهریزی و اجرای پروژههای گوناگون از دیگر اهداف این جشنواره بود.
مدیر فرهنگسرای خانواده با بیان اینکه هر ایده، طرح و اثر باید مرتبط با عرصه کارکردی و موضوعی باشد، عنوان کرد: خانواده و ازدواج، فرهنگ ازدواج، حقوق خانواده، تحکیم خانواده، مهارتهای زندگی، تهدیدها و آسیبهای خانواده، مرحله قبل از ازدواج، خواستگاری و دوران عقد از جمله عرصههای موضوعی است و مدیریت و برنامهریزی و تولید محصول، پژوهشی و مطالعاتی، تالیف و ترجمه، آموزشی و ترویجی از جمله عرصههای کارکردی جشنواره بهشمار میرود.
وی ادامه داد: به 3 نفر اول در هر یک از زمینهها جوایزی اهدا شده و از طرحهای آنان حمایت مالی میشود.
مقدمزاده با اشاره به اینکه اطلاعرسانی مخاطبان در سطح شهر از طریق بنر و پوستر بوده است، ابراز کرد: علاوه بر این از اساتید برجسته حوزه خانواده نیز بهصورت رسمی جهت شرکت در این جشنواره دعوت بهعمل آمده است.
وی با بیان اینکه علاقهمندان میتوانند علاوه بر قالبهای ذکر شده، در بخش آزاد نیز آثار خود را به دبیرخانه ارسال کنند، خاطرنشان کرد: اختتامیه این جشنواره 31 اردیبهشتماه در سالن فرهنگسرای غدیر مشهد برگزار میشود.
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٦ساعت ۱٠:۳٤ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
فایل زیر مجموعه ۷۲ پوستر حجاب و عفاف است که توسط گروه سایبری حجاب و عفاف طراحی شده اند. گر چه همه طرحها در یک سطح نیستند و طرحهای مشابه نیز موجودند ولی در مجموع تولید و توزیع چنین طرحهای هنری و گرافیکی میتواند در گسترش امر حجاب موثر افتد. اینک مجموعه این پوسترها در اختیار شما قرار میگیرد باشد که شما نیز در توزیع آنها بکوشید.
مجموعه جدید «لباس و پوشش اسلامی» طی نمایشگاهی امروز، 15 بهمنماه، در شهر «آلماتی» جمهوری قزاقستان برپا میشود.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) شعبه منطقه آسیای مرکزی، این نمایشگاه مدل اسلامی امروز، شنبه، 15 بهمنماه، ساعت 14 بهوقت محلی به همت مسجد جامع آلماتی، برگزار میشود.
همچنین در این نمایشگاه مقرر شد که مجموعه لباس و پوششهای اسلامی «زولفیه آقاتایوا»، دانشجوی سال چهارم آکادمی طراحی و فنآوری «سیمباد» رونمایی شود.
براساس این گزارش، نمایشگاه مذکور در سالن نمایشگاه «سیمباد» واقع در خیابان «قونایوا»ی شهر آلماتی برپا میشود.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٦ساعت ۱:۱٢ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
رئیس بسیج جامعه زنان از برگزاری همایش بین المللی طلایه داران عفاف و حجاب در ۱۷ بهمن سال جاری خبر داد و گفت: از تندیس شهید شروینی باعنوان نماد حجاب و عفاف در جهان نیز رونمایی می شود.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٦ساعت ۳:٠۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هر سه می آیند و می گویند: تو از همه با تقواتری; از همه زودتر مسلمان شده ای; هر خوبی که بگویی، داری; دختر پیامبر (ص) بزرگ شده، ما از او خواستگاری کرده ایم; ولی جوابمان کرده اند و گفته اند: «خدای او برایش تصمیم می گیرد» ; چرا تو نمی روی! شاید به تو روی خوش نشان بدهند» .
تو، دلت آتش می گیرد; چشمانت غرق اشک می شود و می گویی: «ای ابوبکر! چیزی را به یادم آوردی که سعی کرده بودم، فراموشش کنم . به خدا! فاطمه را دوست دارم و هرگز نخواسته ام درباره ازدواج با او بی خیال باشم; ولی ... ولی ... آخر دستم از دنیا خالی است » .
ابوبکر می گوید: «ای علی! این حرف را نزن; خودت می دانی که خدا و رسولش دنیا را به چیزی نمی گیرند» . عمر می گوید: «این رفیقم راست می گوید; هر سابقه خوبی که بگویند، تو در آن پیش قدم بوده ای ای ابوالحسن! (1) تو از همه به پیامبر خدا نزدیک تری; اشراف قریش، فاطمه را خواستگاری کرده اند; ولی شنیدی که ابوبکر چه گفت » . تو آستین بالا می آوری و اشک از چشم پاک می کنی و به عمر نگاه می کنی . این بار، سعد معاذ زبان باز می کند:
«راستی چه مانعی در میان داری ای علی! من می گویم همین امروز ... نه، همین حالا راه بیفت » .
تو شتر آبکش خودت را سوار می شوی; مزرعه را پشت سر می گذاری; به خانه می آیی; شتر را می بندی; لباس کارت را عوض می کنی; وضو می گیری; غسل می کنی; عبای نوی قطری ات را می پوشی; به نماز می ایستی و پس از آن، به طرف خانه پیامبر می روی . پیامبر خدا در اتاق همسرش ام سلمه است . در که می زنی، ام سلمه می پرسد: کیست؟ قبل از آن که جواب بدهی، آشکارا صدای پیامبر را می شنوی که می گوید: «ام سلمه! برخیز در را بگشا و بگو داخل شود . به خدا! مردی که خدا و رسولش او را دوست دارند، پشت در است; او هم خدا و رسولش را دوست دارد ...» .
ام سلمه می گوید: «پدر و مادرم فدایت! این مردی که ندیده در باره اش چنین سخن می گویی: کیست؟ پیامبر (ص) می گوید: «خاموش باش! او برادر و پسر عمو و نزدیک ترین خلق خدا پیش من است » .
همسر پیامبر با عجله می رود و در را می گشاید و تو صبر می کنی تا او پشت پرده برود; بعد داخل اتاق می روی . سلام می کنی و کنار رسول خدا (ص) می نشینی . سرت را پایین می اندازی و چشم به زمین می دوزی . پیامبر خیلی زود می فهمد که برای کاری نزدش آمده ای; اما خجالت می کشی به زبان بیاوری . با مهربانی به تو می گوید: «ای ابوالحسن! خیال می کنم با من کاری داری; حاجتت را بگو; هر نیازی که باشد، برآورده می کنم » .
تو بااندکی آزرم می گویی: «پدر و مادرم فدایت! خودت بهتر می دانی که روزگاری مرا از خانه پدرم به خانه خودت آوردی . من کودک بودم; از غذای خودت به من می خوراندی; با آداب و روش خودت مرا تربیت کردی و مرا از شرک و بت پرستی رایج آن روزگار نجات دادی ... . ای رسول خدا! تو بهترین گنجینه منی . امروز دوست دارم که تشکیل خانه و خانواده بدهم تا در سایه آن، آرامش داشته باشم ... و آمده ام تا دخترت فاطمه را خواستگاری کنم ...» .
پیامبر خدا (ص) می خندد و از شادی رنگش تغییر می کند و به تو می گوید: «صبر کن تا از خودش هم بپرسم » . پیامبر می رود و زود می آید و می گوید: «الله اکبر; سکوت او نشانه رضایتش است » . سپس می گوید: «چیزی هم داری که با آن امر ازدواجت را فراهم کنی » ؟
تو می گویی: «پدر و مادرم فدایت! وضع زندگی مرا که می دانی; شمشیرم، زرهم و یک شتر آبکش که با آن در مزرعه های مردم آبکشی می کنم » .
پیامبر می گوید: «شمشیرت را که در جنگ با دشمنان خدا نیاز داری; شترت را هم همین طور; باید با آن کار کنی و در مسافرت مرکبت باشد; ولی زره ات را بفروش; به تو بشارت می دهم که خدا در آسمان قبل از زمین، عقد تو و فاطمه را بسته است » .
تو می گویی: «چشم تو روشن و پدر و مادرم فدایت! تو همیشه بشارت دهنده و مبارک قدم بوده ای; صلی الله علیک » .
آن آگاه، شادمان از جا برمی خیزی و بیرون می آیی; به خانه می روی; زره ات را برمی داری و در بازار می فروشی . سپس پول ها را نشمرده، پیش پیمبر می آوری . پیامبر که قبل از آمدن تو، بلال و عمار و ابوبکر را خبر کرده بود، یک مشت درهم بر می دارد و به بلال می دهد و می گوید: «برای دخترم عطر بخر» . به عمار و ابوبکر هم می گوید: «بقیه پول ها را به بازار ببرید و لوازم خانه بخرید» . آن دو می روند و ساعتی دیگر باز می گردند . همه باری که به دوش گرفته و آورده اند، جلوی پیامبر می گذارند . آن چه خریده اند، عبارتند از:
پیراهنی برای عروسی به قیمت هفت درهم، یک روسری به ارزش یک درهم، یک حوله، تختی از چوب و برگ های درخت خرما، دو تا تشک کتانی; یکی پر از پشم و یکی دیگر پر از برگ های نرم درخت خرما، چهار تا بالش، یک تکه حصیر، یک جفت سنگ آسیای دستی، یک پرده، یک مشک آب، یک کاسه چوبی، یک ظرف پوستی، یک سبو، چند کوزه، دو تا بازوبند و یک ظرف مسی .
پیامبر جهیزیه را می نگرد و بی اختیار اشک از چشمانش سرازیر می شود و می گوید:
«خدایا! زندگی را بر گروهی که بیشتر لوازمشان ساده و سفالی است، مبارک گردان » . (2)
پی نوشت:
1 . کنیه در میان عرب ها مرسوم بوده، حتی کودکان گاهی کنیه داشته اند
2 . بحارالانوار، ج 43، ص 125 - 134; به نقل از کشف الغمة .
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٠ساعت ٩:۱۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
جهان: یکی از غم انگیزترین ازدواجهای جهان در لبنان برگزار شد. در این مراسم ، دختر ۸ ساله به نام "خلود" که سالهاست مبتلا به سرطان است با دوست بیمارش، "کریم" ۱۲ ساله ازدواج کرد.
این مراسم در حقیقت بزرگترین آرزوی خلود بود او همیشه به دوستان و خانوادهاش میگفت دوست دارد قبل از مرگش لباس سفید عروسی به تن کند.
این مراسم در یکی از سالنهای بزرگ و مجلل بیروت برگزار شد و خانواده این عروس و داماد با اشک و آرزوی شفا برای این دو کودک جشن با شکوهی برپا کردند.
لباس عروس توسط طراح مدل لباس معروف «زهیر مراد» دوخته شده و یکی از طراحان چهره مشهور، کار آرایش این دو کودک را انجام داده بود. خلود و کریم برای نخستین بار یکدیگر را در بیمارستان کودکان سرطانی دیدند و از همان ابتدا با هم دوستان صمیمی شدند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٠ساعت ۸:٢٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
مروری بر نرمافزارهای تولیدی با موضوع ازدواج در سیره معصومین(ع)
نرمافزارهای «پیوند آسمانی» و «ازدواج؛ پیوند آسمانی» با موضوع ازدواج اسلامی تولید شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، نرمافزار چندرسانهای «پیوند آسمانی» به مناسبت روز اول ماه ذیالحجه همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(س)، از سوی مؤسسه «آفتاب هشت ولایت» با هدف استفاده جوانان ایران اسلامی طراحی و عرضه شد.
مجموعه مطالب موجود در این نرمافزار در قالب سه بخش طراحی شده است؛ بخش «ازدواج و همسرداری از دیدگاه قرآن و اسلام» شامل موضوعاتی همچون ازدواج از دیدگاه قرآن، خانواده در اسلام، خواستگاران حضرت فاطمه(س)، حضرت فاطمه(س)؛ اسوه و الگوی همسرداری، درسهایی از زندگانی حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) است.
بخش «ازدواج پیامبر(ص) و حضرت خدیجه» بخش دیگری از این نرمافزار است که موضوعاتی چون انگیزهها و حکمتها در ازدواج رسول خدا(ص)، انگیزه ازدواج پیامبر(ص) با حضرت خدیجه از نگاه روایات و ازدواج پیامبر اسلام(ص) با حضرت خدیجه و تجلی نور را در خود جای داده است.
بخش «ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س)» عنوان بخش دیگر نرمافزار چندرسانهای «پیوند آسمانی» محسوب میشود وبه بررسی پیوند دریای جمال فاطمی و جلال علوی میپردازد.
دیگر محصول تولیدی با موضوع ازدواج، نرمافزار جامع «ازدواج؛ پیوند آسمانی» اثری از مرکز جهانی نشر فرهنگ و معارف اسلامی مبلغ است که بهعنوان بهترین اثر در راستای تقویت بنیان خانواده و فرهنگ حجاب و عفاف در پنجمین نمایشگاه بینالمللی رسانههای دیجیتال انتخاب شد.
بنابر این گزارش، سلامت یک جامعه به سلامت خانوادههای آن وابسته است؛ با توجه به رشد چشمگیر طلاق در جامعه که باعث فروپاشی خانوادهها میشود و عدم شناخت جوانان از روابط با یکدیگر و مسئولیتپذیری، مرکز جهانی مبلغ به تهیه و تولید این نرمافزار پرداخت است تا جوانان با مطالعه این نرمافزار و شناخت بیشتر نسبت به ازدواج و پیامدهای بعد از آن به سراغ تشکیل خانواده بروند.
از مطالب و محتویات نرمافزار «ازدواج؛ پیوند آسمانی» میتوان به «ازدواج در کلام نور» شامل کلام وحی و کلام معصومین(ع)درباره ازدواج، «بهداشت ازدواج» حاوی بهداشت روانی، بهداشت جنسی و تنظیم خانواده اشاره کرد.
همچنین جلوههای هنری نوین با استفاده از تکنیکهای فلش و سه بعدی و لینک فرهنگنامهای در قالب متون در این نرمافزار ارائه شده است و ازدواج در تاریخ، ازدواج در ادبیات، آداب و رسوم ازدواج و ازدواج در ادیان و مکاتب از دیگر بخشهای این نرمافزار هستند.
این نرمافزار همچنین مطالب و بخشهایی مانند ازدواجپژوهی، حقوق ازدواج، بیش از هزار قطعه عکس طبقهبندی شده و بیش از 80 ساعت صوت و فیلم از استادان برجسته را در خود جای داده است.
بخش «احکام ازدواج» شامل احکام تفصیلی 9 تن از مراجع عظام تقلید به صورت طبقهبندی شده، «نگارخانه» شامل آلبوم ازدواج و آلبوم شخصی، بخش «آزمونهای روانشناسی و تفاهمسنجی»، «فرهنگنامه» و سرگرمی از دیگر مطالب و محتویات نرمافزار «ازدواج پیوند آسمانی» محسوب میشوند.
امکان بهروزرسانی مطالب و محتوای نرمافزار از طریق اینترنت، پویانمایی تمامی صفحات واستفاده از جلوههای سه بعدی، امکان تغییر قالب صفحات نرمافزار به پنج قالب متنوع، امکان جستوجو کلی در تمامی صفحات و امکان نمایش محافظ صفحه نمایش (Screen saver) در محیط نرمافزار از جمله امکانات و قابلیتهای این نرمافزار است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۸ساعت ۸:۱٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه(س) برای سومین سال متوالی با حضور زوجهای جوان که طی یکسال گذشته ازدواج کردهاند جشن پیوند آسمانی با هدف گسترش و تعمیق شناخت الگوها و ترویج سنت حسنه ازدواج آسان برگزار میگردد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای اخلاق، مدیر فرهنگی هنری منطقه 14 ضمن اعلام این خبر افزود: این برنامه که با حضور 100 زوج جوان روز شنبه هفتم آبان ماه سال جاری از ساعت 15 تا 17 در سالن سرای حضور فرهنگسرای اخلاق برگزار میشود، با حضور مسئولین سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و سایر سازمانها و نهادهای منطقهای از آنان تقدیر خواهد شد.
کاووس صفایی نایینی این برنامه را در راستای بسته برنامههای « آبی تا دریا » سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در مناسبت اول ذی الحجه عنوان و اضافه کرد: از زوجینی که زندگی مشترک خود را در کمال سادگی تشکیل داده و هزینههای مربوط به ازدواج را جهت کمک به نیازمندان و انجمنهای خیریه صرف نمودهاند تجلیل خواهد شد.
رییس فرهنگسرای اخلاق تصریح کرد: علاوه بر شاخصههای مزبور، زوجینی میتوانند در این برنامه شرکت نمایند که ازدواجشان در دفاتر ازدواج منطقه 14 به ثبت رسیده و تاریخ آن از هفدهم آبان ماه سال 89 تا هفتم آبان ماه سال 90 باشد.
به گفته صفایی نایینی سخنرانی حجه السلام جعفر پور معاون فرهنگی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، تهیه عکس یادگاری از زوجین، اجرای موسیقی، برگزاری مسابقات فرهنگی و سخنرانی دکتر قراچه داغی استاد دانشگاه با موضوع خود آگاهی و نقش زن و مرد در زندگی از دیگر بخشهای برنامه میباشد.
رییس فرهنگسرای اخلاق ارائه مشاوره فردی را حلقه تکمیل کننده بسته برنامه سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بر شمرد و گفت، با هماهنگی و همکاری سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران، به یکصد زوج جوانی که بین 1 تا 5 سال از زندگی مشترکشان گذشته باشد پس از ثبت نام از هفتم تا بیست و هشتم آبان ماه مشاوره ارائه خواهد شد و زوجین شرکت کننده در همایش نیز میتوانند پس از پایان برنامه از طریق مرکز مشاوره همراز فرهنگسرای اخلاق نسبت به ثبت نام و استفاده از مشاوره کارشناسان نظام روانشناسی بهره مند شوند و عضو خانههای مشاورهای سازمان فرهنگی هنری گردند.
علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 33353600 و یا 33312301 (مرکز مشاور همراز) تماس حاصل نمایند.
فرهنگسرای اخلاق در خیابان پیروزی، خیابان شکوفه، خیابان شهید کاظمی، جنب پارک گلزار واقع است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٥ساعت ۳:۱٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
نرمافزار جامع «ازدواج؛ پیوند آسمانی» محصولی از مرکز جهانی نشر فرهنگ و معارف اسلامی مبلغ بهعنوان بهترین اثر در راستای تقویت بنیان خانواده و فرهنگ حجاب و عفاف در پنجمین نمایشگاه بینالمللی رسانههای دیجیتال انتخاب شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار میگیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. خانواده پایهگذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد.
بنابر این گزارش، سلامت یک جامعه به سلامت خانوادههای آن وابسته است؛ با توجه به رشد چشمگیر طلاق در جامعه که باعث فروپاشی خانوادهها میشود و عدم شناخت جوانان از روابط با یکدیگر و مسئولیتپذیری، مرکز جهانی مبلغ به تهیه و تولید این نرمافزار پرداخت است تا جوانان با مطالعه این نرمافزار و شناخت بیشتر نسبت به ازدواج و پیامدهای بعد از آن به سراغ تشکیل خانواده بروند.
از مطالب و محتویات نرمافزار «ازدواج؛ پیوند آسمانی» میتوان به «ازدواج در کلام نور» شامل کلام وحی و کلام معصومین(ع)درباره ازدواج، «بهداشت ازدواج» حاوی بهداشت روانی، بهداشت جنسی و تنظیم خانواده اشاره کرد.
همچنین جلوههای هنری نوین با استفاده از تکنیکهای فلش و سه بعدی و لینک فرهنگنامهای در قالب متون در این نرمافزار ارائه شده است و ازدواج در تاریخ، ازدواج در ادبیات، آداب و رسوم ازدواج و ازدواج در ادیان و مکاتب از دیگر بخشهای این نرمافزار هستند.
این نرمافزار همچنین مطالب و بخشهایی مانند ازدواجپژوهی، حقوق ازدواج، بیش از هزار قطعه عکس طبقهبندی شده و بیش از 80 ساعت صوت و فیلم از استادان برجسته را در خود جای داده است.
بخش «احکام ازدواج» شامل احکام تفصیلی 9 تن از مراجع عظام تقلید به صورت طبقهبندی شده، «نگارخانه» شامل آلبوم ازدواج و آلبوم شخصی، بخش «آزمونهای روانشناسی و تفاهمسنجی»، «فرهنگنامه» و سرگرمی از دیگر مطالب و محتویات نرمافزار «ازدواج پیوند آسمانی» محسوب میشوند.
امکان بهروزرسانی مطالب و محتوای نرمافزار از طریق اینترنت، پویانمایی تمامی صفحات واستفاده از جلوههای سه بعدی، امکان تغییر قالب صفحات نرمافزار به پنج قالب متنوع، امکان جستوجو کلی در تمامی صفحات و امکان نمایش محافظ صفحه نمایش (Screen saver) در محیط نرمافزار از جمله امکانات و قابلیتهای این نرمافزار است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢ساعت ٩:٤٤ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
معاونت روابط عمومی مرکز جهانی نشر فرهنگ و معارف اسلامی مبلغ از تولید نرمافزار جامع «ازدواج؛ پیوند آسمانی» در این مرکز خبر داد.
عباس نجارزادیان، معاونت روابط عمومی مرکز جهانی نشر فرهنگ و معارف اسلامی مبلغ، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) درباره اهداف این مرکز از تولید نرمافزار جامع «ازدواج؛ پیوند آسمانی» گفت: خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار میگیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. خانواده پایهگذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد.
نجارزادیان ادامه داد: سلامت یک جامعه به سلامت خانوادههای آن وابسته است؛ با توجه به رشد چشمگیر طلاق در جامعه که باعث فروپاشی خانوادهها میشود و عدم شناخت جوانان از روابط با یکدیگر و مسئولیتپذیری، مرکز جهانی مبلغ به تهیه و تولید این نرمافزار پرداخت است تا جوانان با مطالعه این نرمافزار و شناخت بیشتر نسبت به ازدواج و پیامدهای بعد از آن به سراغ تشکیل خانواده بروند.
معاونت روابط عمومی مرکز جهانی نشر فرهنگ و معارف اسلامی مبلغ افزود: از مطالب و محتویات این نرمافزار میتوان به «ازدواج در کلام نور» شامل کلام وحی و کلام معصومین(ع)درباره ازدواج، «بهداشت ازدواج» حاوی بهداشت روانی، بهداشت جنسی و تنظیم خانواده اشاره کرد.
وی اضهار کرد: بخش «احکام ازدواج» شامل احکام تفصیلی 9 تن از مراجع عظام تقلید به صورت طبقهبندی شده، «نگارخانه» شامل آلبوم ازدواج و آلبوم شخصی، بخش «آزمونهای روانشناسی و تفاهمسنجی»، «فرهنگنامه» و سرگرمی از دیگر مطالب و محتویات نرمافزار «ازدواج پیوند آسمانی» محسوب میشوند.
نجارزادیان خاطرنشان کرد: امکان بهروزرسانی مطالب و محتوای نرمافزار از طریق اینترنت، پویانمایی تمامی صفحات واستفاده از جلوههای سه بعدی، امکان تغییر قالب صفحات نرمافزار به 5 قالب متنوع، امکان جستوجو کلی در تمامی صفحات و امکان نمایش محافظ صفحه نمایش (Screen saver) در محیط نرمافزار از جمله امکانات و قابلیتهایی است که این نرمافزار در خود جای داده است.
یادآور میشود، این نرمافزار برای اولین بار در در پنجمین نمایشگاه بینالمللی رسانههای دیجیتال سال جاری برای علاقهمندان عرضه خواهد شد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٥ساعت ٤:٠٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
ماهنامه فرهنگی پیام زن در شماره 234 مطلبی با عنوان «فعالیت اقتصادی زنان و تبلور آن در سال جهاد اقتصادی» به قلم «سید حسین اسحاقی» منتشر کرده است.
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، ماهنامه فرهنگی پیام زن در دویست و سی و چهارمین شماره خود در مطلبی با عنوان فعالیت اقتصادی زنان و تبلور آن در سال جهاد اقتصادی به قلم سید حسین اسحاقی آورده است؛ زن امروز با الگوگیری از حضرت فاطمه زهرا(س) میتواند نقش کارآمدی در رشد و بالندگی سرمایههای انسانی داشته باشد.
در ادامه این مطلب آمده است؛ مادران میتوانند در اقتصاد خانه و در سطح اقتصاد کلان جامعه نقش اساسی و محوری داشته باشند و زنان به عنوان عامل نیروی کیفی کار، در جریان بهرهوری و تولید ناخالص ملی ایفای نقش میکنند. بانوان با تأسی از سیره حضرت زهرا(س) نقش مؤثر و کلیدی در سلامت جامعه و پرورش نیروهای فعال و مولد، در رشد و توسعه اقتصادی اجتماع دارند و آنان در پی آن هستند تا فرمان رهبر و مقتدای خود را در آغازین روز امسال جامه عمل بپوشانند و در عرصه اقتصادی تأثیرگذار و فعال ظاهر شوند.
از این رو نمیتوان از بهرهگیری از توانمندیهای بینظیر بانوان جویای کار، در عرصههای اقتصادی غافل شد. باید با تمهیداتی مناسب از نیروی عظیم زنان در اعتلای چرخه اقتصادی نظام، بهره برد و زمینه اشتغال زنانی که در کنار انجام مسئولیتهای خانوادگی، تمایل به حضور در عرصه اقتصادی را دارند، فراهم کرد.
در ادامه آمده است؛ ناگفته نماند که مشارکت زنان در امر اشتغال از قدمتی طولانی برخوردار است و زنان از ابتدای شروع تمدن بشری به مشاغل زراعی و کشاورزی روی آوردهاند و تاریخ جوامع بشری مرهون و قدردان حضور مؤثر و سازنده آنان است. اما تلاش زنان در رسیدن به مشاغل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دهههای اخیر، در پی تقاضای یابندگان نیروی کار و همچنین نیاز بازار کار، رشدی مضاعف داشته است. اما در بسیاری از جوامع، تقسیم کار بر حسب جنس صورت گرفته و میگیرد چنان که بعضی شغلها مخصوص زنان و بعضی دیگر خاص مردان است.
در این مطلب ذکر شده است؛ در گذشته نه چندان دور در کشور ما مشاغلی چون رانندگی، مهارتی مردانه و آشپزی و خیاطی شغلی زنانه و حضور در عرصههای نظامی و سیاسی ویژه مردان بود. در قرن نوزدهم، در سطح جهان، نظر غالب این بوده که کار زنان کمتر از مردان اهمیت دارد و مردان باید بیش از زنان، مزد دریافت کنند، زیرا مسئولیت معاش خانواده را برعهده دارند. در انگلستان تا پایان قرن نوزدهم، تبعیض شغلی، زنان را به محدوده کوچکی از مشاغل پست و کم درآمد منحصر کرده، اتحادیه کارگری مردانه، آنها را از دستیابی به شغلهایی که دست مزد بالاتری داشتند، محروم کرد و زنان در مشاغلی که با مردان مساوی بودند، حق الزحمه کمتری دریافت میکردند.
این روند، بعدها با مبارزه و اعتراض زنان متوقف شد و آنها به حق تحصیلات دانشگاهی و کسب مجوز طبابت دست یافتند. بعدها، مهمترین قانونی که با شعار حمایت از زنان در غرب مطرح شد، مربوط به سال 1882 میلادی بود که انگلستان آن را تصویب کرد. ویل دورانت معتقد است خانمها باید ممنون ماشین باشند که منجر به تصویب این قانون شد. جالب این که کشورهای دیگر غربی هم زودتر از این زمان به فکر اعاده حقوق زنان نیفتادند.
در پایان این مطلب آمده است؛ آلمانیها در سال 1900، سوئیسیها در 1907 و ایتالیا در سال 1919 و نهایتا فرانسه که در وضع قوانینی مدنی بر دیگران پیشی میگیرد در پایان سال 1907 به اصلاح قوانینی در این زمینه اقدام کرد در حالی که اسلام از قرنها قبل از آن زنان و فعالیتهای اقتصادی آنان را محترم شمرده و به پیروان خود تأسی از آموزههای عدالت گسترانه اسلام را توصیه کرده است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٥ساعت ٤:٠٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
قرآن به زنها میگوید اگر یک هرزه هم در جامعه هست، باید یک طوری لباس بپوشی، هرزهها ناکام شوند.
هرزهها به عنوانی که شما یک آدم حراجی هستی، از تو لذت نبرند! به گزارش برنا، حجت الاسلام شیخ قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن که امروز از سوی صدا و سیما پخش میشود درباره "حقوق متقابل همسران در خانواده" سخن گفته است. وی در این سخنرانی درباره "لزوم رسیدن به شناخت کامل در ازدواج" ، "استقلال فرزندان همراه با ولایت والدین" ، "توجه ویژه اسلام به حقوق زن" ، " شرایط کار و فعالیت زن" و ... اشاره کرده که میتوانید مشروح بخشهای توجه ویژه اسلام به حقوق زن و شرایط کار و فعالیت زن را در ادامه بخوانید.
توجه ویژه اسلام به حقوق زن مهریه واجب است؟ بله. به چه دلیل؟ میگوید: «فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَریضَة» (بقره/237) فرض یعنی چه؟ واجب است. «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِم» (کافی/ج1/ص30) فریضه یعنی واجب است. میگوید: «فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَریضَة» به مهریه فریضه گفته است. یعنی مهریه واجب است. این یک مورد.
زن مالک مهریه است. حق ندارد مهریه دختر را پدر یا مادر یا کس دیگر بگیرد. چون قرآن میگوید: «وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ» (نساء/4) به خانمها مهریههایشان را تحویل خودشان بدهید.
پس گرفتن مهریه حرام است. مگر اینکه زن مرتکب فحشاء شود. قرآن میگوید: حق ندارید، «وَ لا تَعْضُلُوهُن» حق ندارید به خانمها سخت بگیرید، «لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیتُمُوهُن» (نساء/19) در فشارش میگذاری که بگوید مهرم را بخشیدم. پس مهریه واجب است. به خود خانم باید بدهی. حق ندارد مرد سختگیری کند که زن مجبور شود مهرش را ببخشد.
اگر مهریه سنگین بود حق ندارید کم کنید. قرآن میفرماید: «وَ آتَیتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیئا» (نساء/20) اگر هم مهریه بالا بود نباید کم کنید. مقدار مهریه را باید عروس و داماد هردو راضی باشند. «تَراضَیتُمْ» (نساء/24) هردو باید راضی باشند. اگر قبل از آمیزش، عروسی به قول امروزیها، طلاق داد. چون یک ضربه شخصیتی و اجتماعی به خانم خورده است این آقا باید نصف مهر را بدهد. مثلاً صد تا سکه بوده عقد کرده ولی هنوز عروسی نکرده این عقد به هم خورد. اگر طلاقی واقع شد هنوز آمیزش نکردند، از صد تا سکه باید 50 تا سکه بدهد. چون این دختری که بله گفت، و زندگیاش ادامه پیدا نکرد، ضربه خورد و کسی اگر به زنش ضربه بزند، ضربهی اجتماعی، آبرویی، حیثیتی، باید نصفی از مهریه را بدهد. اینجا از جاهایی است که زنها حفظ هستند. باید پیش پیش شما بگویید. چون همه به نفع خانمها است.
ازدواج موقت چطور؟ صیغه، میگوید: آن هم مهریهاش واجب است. «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً» (نساء/24) الله اکبر! حتی زن عقد موقت هم باشد، مثلاً عروس و داماد برای اینکه با هم محرم باشند بروند بیمارستان خون بدهند، بروند بازار طلا بخرند و لباس بخرند، میگویند: یک صیغه بخوانیم، حالا این ده بیست روز را با هم گفتگو میکنیم حلال باشد. آن صیغه هم باید مهریه داشته باشد.
اسلام چقدر به زن گفته تو گران هستی، و زنها چقدر نمیفهمند و خودشان را در خیابانها حراج میکنند. میگوید: پسر میخواهد به تو نگاه کند، باید پول بدهد. اگر خواستی همیشه به تو نگاه کند باید خرجی تو را بدهد. دخترهای ما خودشان را آرایش میکنند، مفت میگوید: نگاهم کن. یعنی اسلام گفته ارزش داری، دختر میگوید حراج هستم. حالا ببینید اسلام طرفدار زن است یا خود زنها طرفدار... اگر حتی برای یک ساعت، برای یک ماه، برای یک هفته خواستی صیغه کنی، صیغه محرمیت، آن هم باید پول بدهی. خوب دیگر چه؟ اینها حرف دارد. منتهی من میخواهم همه را بگویم تند تند میگویم.
آیاتی که مربوط به حقوق خانواده است، صدها آیه است. و من میخواهم در دو تا سه تا نیم ساعت تمامش کنم. فقط بدانید که من غرضم این است. یک دانشجوی رشته حقوق، یک دانشجوی حقوق بداند که اسلام اینها را دارد ما حرف تازهای از دنیا در مسائل انسانی نداریم.
مهریه مخصوص اسلام است؟ نه، خود حضرت شعیب هم که گفت دخترم را به موسی میدهم، گفت: به شرطی که هشت سال برای من چوپانی کنی. حالا بعضیها میگویند: این مهریه نیست شرط ضمن عقد است. حالا به هر حال یا مهریه یا شرط ضمن عقد، بالاخره دخترش را داد و پول گرفت. حالا اسمش را لبو بگویی یا چغندر پخته. یکی است. شرط ضمن عقد باشد یا مثلاً مهریه باشد. بالاخره هزارها سال قبل از اسلام پیغمبری به نام شعیب دخترش را به پیغمبر دیگر داد و از او پول گرفت. مفت نمیشود.
شرایط کار و فعالیت زن کار زن: کار برای زن، اول گفته کاری باشد آزاد، هروقت خواست کار کند، هروقت خواست کار نکند. اختیاری باشد. 2- باید سبک باشد. 3- باید حتیالمقدور در خارج از خانه نباشد. به چه دلیل آقای قرائتی این حرف را میزنی؟ که باید اختیاری باشد، سبک باشد، حتیالمقدور در خانه باشد. لازم شد بیرون برود. به دلیل اینکه میگوید: «عَلِّمُوهُنَّ» یاد خانمها بدهید، چه چیزی؟ «الْغَزْلَ» (مستدرک/ج13/ص187) غزل یعنی بافندگی. خانمهای شما بافندگی یاد بگیرند. بافندگی آزاد است. هر ساعتی خواست کنار میگذارد. حالا بولیز است، خیاطی است، قالی است، هرچه... هر لحظه میتواند کنار بگذارد. بچهاش گریه میکند کنار میگذارد و سراغ بچهاش میرود. سبک است، حتیالمقدور هم در خانه است. چون زن یک مشکلاتی دارد. مشکلات زن کسالتهایی که مربوط به زن است. مسأله ویار هست، مسأله حاملگی است، مسأله زایمان هست، یک مشکلاتی دارد. پس زن مشکلاتی دارد، کار هم یک خوبیهایی دارد.
جمعش به این است که یک کاری بدهیم که هم با بدن و ساختمان بدنش بخورد، و هم... اگر خواست بیرون برود آرایش نکند. قرآن میگوید: «تَبَرُّج» (احزاب/33) «تَبَرُّج» از برج است. ما برج به ساختمانهایی میگوییم که در خیابان به آدم چشمک میزند. چنین میکند به من نگاه کن! ساختمانهایی که چشمک میزنند میگویند برج. «تَبَرُّج» یعنی مثل برج نشوید. یعنی طوری بیرون نیایید که چشمها به سمت شما برود. «فَیطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ» (احزاب/32) آن کسی که مریض است چشمش عقب شما بیاید. بعد هم نگفته «فَیطْمَعَ الَّذین»، «فَیطْمَعَ الَّذی» یکوقت میگوید خوب حالا یک پسر هرزه، من به خاطر یک پسر هرزه کنم. خود را بپوشم. این رقمی لباس بپوشم. میگوید اگر یک هرزه هم در جامعه هست، باید یک طوری کنی، هرزهها ناکام شوند. هرزهها به عنوانی که شما یک آدم حراجی هستی، از تو لذت نبرند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱۱ساعت ٢:٢۱ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
تلذذ یعنی لذت بردن، و نگاه از روی تلذذ یعنی نگاه به قصد لذت بردن. اما ریبه یعنی خصوصیت نگاه کننده و نگاه شده مجموعاً طوری است که خطرناک است و ترس است که لغزشی به دنبال نگاه کردن به وجود .
در آیات و روایات بسیاری به مردان و زنان مؤمن پیرامون نگاه به نامحرم سفارش شده است.
خداوند در قرآن کریم در به اره نگاه به نامحرم فرموده است:
« قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ »[1]، به مؤمنان بگو: چشمهای خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند.
« وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ »[2]، و به زنان با ایمان بگو: چشمهای خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند.
در روایات:
امام صادق (ع) نیز در این به اره میفرماید: «نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چه بسا یک نگاهی که حسرتی طولانی بر جای گذارد».[3]
نگاه حرام در شرع مقدس عبارت است از: نگاه مرد به بدن زننامحرم (به جز صورت و دستها تا مچ)؛ خواه با قصد لذت و شهوت باشد یا بدون آن و نیز نگاه به صورت و دستها اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد. همچنین نگاه زن به مرد نامحرم (به جز صورت، گردن و دستها و مقداری از پا) [4]؛ خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز به مواضع یاد شده، اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد.
برای روشنتر شدن موضوع، اقسام نگاههای ممنوع و حرام را ذکر میکنیم:
معنای ریبه و مفسده در حکم نگاه به نامحرم کلمه ”ریبه” از ریشه ”ریب” به معنای شک و گمان است. بعضی آن را به معنای اضطراب و تزلزل قلب معنا کردهاند که از آثار شک است. در کتابهای فقهی به معنای ترس از واقع شدن در حرام میباشد
نگاههای حرام عبارتند از:
نگاه به چهره آرایش کرده زن. نگاه به زیور آلات زن. نگاه به عکس بی حجابزن آشنا. نگاه با ریبه (ترس افتادن به حرام). نگاه به بدن مرد نامحرم (به جز صورت و دستها)، البته در این مسئله بین مراجع اختلاف نظر وجود دارد. نگاه به تمام بدن زننامحرم (به جز صورت و دستها تا مچ). نگاه هوس آلود (هرچند به صورت و دستها و یا به بدن هم جنس).[5]
توجه به استفتای زیر در روشنتر شدن مطلب به ما کمک میکند:
س1: شخصی قصد ازدواج دارد، آیا میتواند بدون قصد لذت به چهره و موی خانمها (مثلاً در خیابان) نگاه کند، تا یکی را بپسندد و بعد از او خواستگاری کند؟
ج: همه مراجع: این نوع نگاهها جایز نیست.[6]
تبصره: نگاه به بدن زن، به منظور ازدواج با او شرایطی دارد و پرسش یاد شده، خارج از این موارد است.
با تأمل در استفتاء فوق در مییابیم، زمانی که با قصد ازدواج و حتی بدون قصد لذت نگاه کردن به چهره و موی خانمها و نیز نگاه به برجستگیهای بدن زننامحرم از روی لباس و مانتو جایز نیست. نگاه هوس آلود و با قصد لذت جنسی به مواضع ممنوع و حتی جایز نامحرم، به طریق اولی حرام خواهد بود.
معنای ریبه و مفسده در حکم نگاه به نامحرم کلمه ”ریبه” از ریشه ”ریب” به معنای شک و گمان است. بعضی آن را به معنای اضطراب و تزلزل قلب معنا کردهاند که از آثار شک است. در کتابهای فقهی به معنای ترس از واقع شدن در حرام میباشد.[7]
تلذذ یعنی لذت بردن، و نگاه از روی تلذذ یعنی نگاه به قصد لذت بردن. اما ریبه یعنی خصوصیت نگاه کننده و نگاه شده مجموعاً طوری است که خطرناک است و ترس است که لغزشی به دنبال نگاه کردن به وجود آید؛ به این جهت در دین مقدس اسلام در ارتباط با معاشرت زن و مرد برای حفظ خانواده و اجتماع دستوراتی آمده است که ما به عنوان یک مسلمان ملزم به رعایت آن هستیم.
در مسئله جواز نگاه، بدون تردید اگر نظر از روی «تلذّذ» یا «ریبه» باشد، حرام است.
در قرآن کریم به مردان مسلمان دستور میدهد که هنگام روبرو شدن با زناننامحرم دیدگان خود را ببندند: ”وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ …” [8] ؛ و به زنان مؤمن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعههای خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهای خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود … .
در شأن نزول این آیه از امام باقر (ع) روایت شده است: ”روزی در هوای گرم مدینه زن جوان زیبایی در حالی که طبق معمول روسری خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوشش پیدا بود، از کوچه عبور میکرد، مردی از اصحاب رسول خدا از طرف مقابل میآمد، آن منظره، سخت نظر او را جلب کرد و چنان غرق تماشای آن زن زیبا شد که از خودش و اطرافش غافل گشت و جلوی خودش را نگاه نمیکرد، آن زن وارد کوچهای شد و جوان با چشم خود او را دنبال میکرد، همان طور که میرفت ناگهان استخوان یا شیشهای که از دیوار بیرون آمده بود به صورتش اصابت کرد و صورتش را مجروح ساخت، وقتی به خود آمد که خون از سر و صورتش جاری شده بود. با همین حال به حضور پیامبر رفت و ماجرا را به عرض رساند.[9] این جا بود که آیه حجاب نازل شد”. گفتهاند آن چه سبب شد جوان مجذوب آن زن شود، نگاه همراه با لذت بود.
این موضوع نیز بدیهی است که انسان نباید در راهی گام بردارد که به احتمال قوی سرانجامش به گناه می انجامد. بر این اساس نگاهی که سرانجامش ارتباط حرام باشد، نیز با عنوان ”نگاه ریبه آلود” ممنوع خواهد بود.
آثار سوء نگاه شهوانی
آثار نگاه با لذّت و شهوت به نامحرم برای تبیین موضوع آثار نگاه شهوانی بحث را در ضمن چند نکته مطرح میکنیم:
1- بد حجابی و بی حجابی زنان علاوه بر این که خود یک گناه است، زمینه گناه دیگران را نیز فراهم میکند، اما این نکته دلیل نمیشود که مردان نامحرم مجاز باشند به آنها نگاههای هوس آلود و شهوانی داشته باشند.! بلکه هر انسان بالغ و عاقلی خود پاسخ گوی اعمال خود میباشد؛ چرا که انسان دارای اختیار است و میتواند با وجود مهیا بودن زمینههای گناه خود را کنترل کرده و مرتکب گناه نشود. چنان که بسیاری از افراد مؤمن به ویژه جوانان مؤمن در روز با موارد زیادی از این صحنهها مواجه میشوند، ولی از آنها چشم برداشته و مرتکب گناه نمیشوند.
اگر کسی در دوران قبل از ازدواج به زناننامحرم نگاه از روی لذّت و شهوت نماید و از این کار توبه نکرده و ادامه دهد، ممکن است در دوران بعد از ازدواج نیز نگاههای حرام او استمرار داشته و چه بسا بیشتر شود که تأثیر منفی آن در محبت متقابل بین او و همسرش غیر قابل انکار است و حتی ممکن است منجر به اختلاف و جدایی شود
2- هر گناهی دارای آثار منفی مخصوصی است. نگاه به زناننامحرماز روی لذّت و شهوت هم، آثار منفی در زندگی فردی و اجتماعی انسان به جا میگذارد. به عنوان نمونه، به برخی از آنها از نگاه روایات اشاره میشود:
امام علی (ع) میفرمایند:«هر کس چشم خویش را آزاد گذارد، همیشه اعصابش ناراحت است».[10]
امام صادق (ع) نیز در این به اره میفرمایند: «نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چه بسا یک نگاهی حسرتی طولانی بر جای گذارد».[11]
و هم چنین آن حضرت فرمودند:«نگاه پیاپی [به نامحرم]، بذر شهوت را در دل میافشاند و همین امر برای هلاکت بینندهاش کافی است».[12]
3- اگر کسی در دوران قبل از ازدواج به زناننامحرم نگاه از روی لذّت و شهوت نماید و از این کار توبه نکرده و ادامه دهد، ممکن است در دوران بعد از ازدواج نیز نگاههای حرام او استمرار داشته و چه بسا بیشتر شود که تأثیر منفی آن در محبت متقابل بین او و همسرش غیر قابل انکار است و حتی ممکن است منجر به اختلاف و جدایی شود.
فتوای امام خمینی(ره) درباره نگاه به زنان:
” نگاه کردن مرد به بدن زننامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است. و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، ولی اگر بدون قصد لذت باشد مانعی ندارد و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام میباشد و نگاه کردن به صورت و بدن و موی دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و به واسطه نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد، ولی بنا بر احتیاط باید جاهایی را که مثل ران و شکم معمولاً میپوشاند نگاه نکند.”[13]
” اگر انسان بدون قصد لذّت به صورت و دستهای زنهای اهل کتاب؛ مثل زنهای یهود و نصارا نگاه کند در صورتی که نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد.”[14]
تلذذ یعنی لذت بردن، و نگاه از روی تلذذ یعنی نگاه به قصد لذت بردن. اما ریبه یعنی خصوصیت نگاه کننده و نگاه شده مجموعاً طوری است که خطرناک است و ترس است که لغزشی به دنبال نگاه کردن به وجود آید؛ به این جهت در دین مقدس اسلام در ارتباط با معاشرت زن و مرد برای حفظ خانواده و اجتماع دستوراتی آمده است که ما به عنوان یک مسلمان ملزم به رعایت آن هستیم.
راه درمان نگاه به فیلمهای مستهجن
در هر زمان، شیاطین، دامهایی برای به انحراف کشاندن اشخاص و خانوادههای صالح، گستردهاند که با توجه به شرایط زمان ما و پیشرفت تکنولوژی شکل جدیدی پیدا کرده است و در همه جای دنیا این مهم دیده میشود. در این میان، سهم کشورهای غربی و آمریکا بیشتر است. اشخاص و خانوادههای متدّین اگر مجبور به زندگی در چنین کشورهایی هستند، باید توجه داشته باشند که حفظ خود و زندگی و خانواده از شرّ این موانع سعادت و رستگاری، کار بسیار سخت و دشواری است، اما بسیار با ارزش است؛ زیرا یک نوع جهاد ،بلکه بالاترین نوع جهاد در راه خدا است که نیاز به استقامت و پافشاری دارد، و با استعانت از خداوند حتماً نتیجه مطلوب و خداپسندانه نصیب انسان میشود. خداوند درباره چنین افرادی میفرماید: «بر کسانی که گفتند: پروردگار ما خدا است و ( در راه او ) استقامت و پایداری ورزیدند، فرشتگان نازل میشوند که مترسید و غمگین مباشید ».[16]
در این مورد باید توجه داشت که برای از بین بردن هر دردی اول باید عامل آن درد را شناخت. گاهی چند عامل توأمان در ایجاد یک درد دخیلاند؛ مثلاً محیط بی بند و بار و دسترسی آسان، ارضا نشدن غریزه جنسی در رابطه مشروع، ضعیف شدن ایمان و گرایش به لذات دنیایی نامشروع و… از عواملیاند که میتواند فرد را به سمت گناه سوق دهد. انسان باید با زیرکی و تحلیل علمی و البته غیر مستقیم علت درد را دریابد و آن گاه به درمان آن اقدام نماید؛ از این رو به اجمال و کلی برای مبارزه با این گونه مشکلات نکاتی را بیان میکنیم امید آن که سودمند باشد:
1- درخواست خالصانه از خداوند.
2- ارتباط بیشتر با اشخاص متدین و با ایمان.
3- داشتن برنامه مستمر برای شنیدن کلام دانشمندان دینی و آگاه شدن با معارف عالی اسلام.
4- تذکر و یادآوری عزت، وقار و ارزش والای انسان مؤمن و پرهیزکار ،به ویژه انسانهای مؤمنی که در چنین جوامعی زندگی میکنند و هم رنگ جماعت نمیشوند و در مسیر صحیح و اسلامی قدم برمی دارند. و یادآوری این که گناه و معصیت ارزش و عزت انسانی را نابود میکند.
5- تذکر عواقب سوء و ناگوار دیدن این گونه از فیلمها (بدبینی ،عدم اعتماد ، کشیده شدن به انحرافات بعدی)، و بیان این که اوّلاً دیدن چنین صحنههایی هم از نظر اسلام حرام است.[17] و علت حرمت، وجود ضررها و مفاسدی است که یک نگاه مسموم ممکن است به دنبال داشته باشد.
6- پر کردن وقتهایی که احتمال دیدن این فیلمها میرود با برنامههای مورد علاقه.
پی نوشت ها :
[1]. نور، 30
[2]. نور، 31
[3]. بحار، ج 101، ص 40
[4]. در این به اره بین مراجع تقلید وحدت نظر وجود ندارد. به سؤال و استفتای ذیل توجه فرمایید:
سؤال: حکم نگاه کردن زن به بازو و آرنج مرد نامحرم چیست؟
پاسخ:
امام(ره)، خامنهای، صافی: جایز نیست.
بهجت: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
تبریزی ، سیستانی، فاضل، مکارم، نوری و وحید: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد. نک: رساله دانشجویی، احکام نگاه، ص 202
[5]. نک: رساله دانشجویی، احکام نگاه، ص197
[6]. مکارم، تعلیقات علی العروة، م 26، و استفتائات، ج 1، س 816؛ فاضل، تعلیقات علی العروة، ج 2، النکاح، م 26؛ صافی، هدایة العباد، ج 2، النکاح، م 28؛ امام، تحریر الوسیلُة، ج 2، النکاح، م 28؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج 2، النکاح، م 28؛ تبریزی، صراط النجاة، ج 6، م 948؛ دفتر: وحید. رساله دانشجویی، احکام نگاه، ص201
[7]. مکارم، ناصر، استفتائات جدید، ج1، ص 56، سؤال 122، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب، قم، 1427 ه ق.
[8]. نور، 30
[9] فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج 5، ص 230؛ مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج 19، ص 485
[10] . ثقة الاسلام کلینی، کافی، ج 8، ص 23، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 ش.
[11]. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج 101، ص 40، مؤسسة الوفاء بیروت، لبنان، 1404 ق.
[12] . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 18، ح 4970، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 ق.
[17]. نظر مراجع محترم تقلید در به اره نگاه کردن به فیلمهای مبتذل این است:
همه مراجع (به جز آیت ا.. تبریزی و آیت ا..سیستانی ) ؛ باتوجه به این که دیدن این گونه فیلمها به طور معمول شهوت برانگیز و مقدمه ارتکاب گناه میباشد نگاه به آنها حرام است، اجوبه استفتاءات، س 1187،جامع الاحکام، ج 2،س 1717 و 1605
آیت ا…سیستانی : اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه نیز باشد ، بنابر احتیاط واجب، نگاه به زنان جایز نیست. (sistani.org)
منبع : اسلام پدیا
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٦ساعت ٩:٥۱ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
کسی از ایشان سوال کرده بود چرا اسلام تا این حد در مسئلهٔ محرم و نامحرم سختگیری میکند؟ مرحوم علامه لبخندی زده بودند و فرموده بودند چون در ازدواج و در رابطهٔ زناشویی اتفاق بزرگی میافتد که بزرگترین اتفاق عالم است و آن تولد یک انسان است. تمام دین برای کمال یافتن همین انسان است. همهٔ عالم برای متکامل شدن این انسان، دست به دست هم دادهاند. اگر کوچکترین صدمهای به این انسان برسد عرش خدا میلرزد
آینده: در اظهارات محمدرضا زائری در برنامه سیما با موضوع تربیت فرزند آمده است:
حدیث بسم الله
پیامبر (صلواتاللهعلیه) فرمودند: کانَ جبرئیلُ إذا جائنی بالوَحی اوّلُ ما یُلقی علیَّ بسم الله الرّحمن الرّحیم. هرگاه جبرئیل برای رساندن وحی نزد من میآمد، سخنش را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز میکرد.
امشب، شب میلاد امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، کریم اهلبیت است. امیدواریم دراین شب عید که شب شادی است، همهٔ کسانی که سفرهشان خالیست و همهٔ کسانی که مشکلی دارند، از عنایت کریم اهلبیت بهرهمند شوند. خیلی از ما الان به لطف خدا سالم و سلامت و شاد در جمع خانواده و دوستان کنار هم نشستهایم، در حالی که چه در کشور خودمان و چه در اقصی نقاط دنیا، مثلاً کشور سومالی که این روزها همه از حال و روز بد مردمش با خبریم، گرسنگانی هستند که همه بر گردن ما حق دارند و ما نسبت به آنها مسئولیم.
آیا این زن کسی هست که امتداد و آینده و نسل من به خوبی در دامن او رشد کند؟ دیشب که من در برنامه نبودم، بحث تربیت فرزند مطرح شد که من در این باره چند نکته را اشاره میکنم. در بحث تربیت فرزند یکی از اولین نکاتی که باید دائم آن را یادآوری کرد این است که یادمان باشد فرزند انسان، امتداد انسان است. فرزند من یک صدقهٔ جاریه و حضور ممتدی از خود من است. وقتی من از دنیا میروم، فرزند من است که نه فقط به جهت شناسنامه و اسم، بلکه به جهت حقیقی، نمایانگر من است. تعبیری است از یکی از اهل دقت که به فرزندش فرموده بود، من از تو هیچ انتظاری ندارم، تنها خواستهٔ من از تو این است که گاهی رو به کربلا کنی و بگویی: بـأبی أنتَ و اُمّی. من به عنوان پدر فقط از تو میخواهم گاهی من را فدایی مولایم کنی و بگویی: پدر و مادرم به فدای تو مولا... و یکی از نکات بسیار مهم که در موقع ازدواج باید به آن توجه کرد این است که ازدواج فقط نامزدبازی و عاشق بودن نیست.
ازدواج شروع یک زندگی است
در مسیر این زندگی فرزندانی و نسلی به وجود میآیند که در واقع در این زندگی شکل میگیرند. زمانی که چه به عنوان یک دختر و چه به عنوان یک پسر به مسئلهٔ ازدواج فکر میکنیم و یا در مرحلهٔ تصمیمگیری هستیم، این سؤال را از خود بپرسیم که آیا این مرد آن کسی هست که فرزندان آیندهٔ مرا تربیت کند؟ و آیا این زن کسی هست که امتداد و آینده و نسل من به خوبی در دامن او رشد کند؟ و لذا مسئلهٔ ازدواج از این جهت بسیار حساس است و باید در این قضیه با وسواس برخورد کرد. دختر به هر کسی نباید داد. پسر نباید با هر دختری ازدواج کند. در عین حال افراط هم نباید کرد. اما نباید این مسئله را ساده گرفت. یکی از دلایل زیاد شدن طلاق در جامعه، همین سریع و بیتوجه و بیدقت انجام شدن ازدواجها است. ما متأسفانه در اصل انتخاب سادهانگاری میکنیم، اما در برگزاری مراسم سختگیر هستیم. سختگیری مختص اصل انتخاب است نه برگزای مراسم. من میگویم اگر پسر و دختری خودشان با هم آشنا شوند، این ازدواج، الزاماً ازدواج موفقی نیست. کما اینکه اگر پدر و مادر هم مورد ازدواج را انتخاب کنند، قضیه همین است و الزاماً این ازدواج موفق نخواهد بود. حرف من این است که اگر یقین دارم کسی که برای ازدواج انتخاب کردهام، همان کسی است که من میخواهم تا آخر عمر با او زندگی کنم، در این حالت هرچه آسان بگیرم ضرر نمیکنم. هستند دختران و پسران مؤمن و سالمی که به این مرحله رسیدهاند و همدیگر را میخواهند، اما کسی جلوی آنها را گرفته است. اگر پدر و مادر مانع ازدواج این دو جوان مؤمن و سالم و دلباخته که قصد زندگی کردن دارند، شوند، و از آن دو جوان گناهی سر بزند، همین پدر و مادر مقصرند. حتی اگر آن دو به گناه هم نیفتند، این والدین در روز قیامت باید مسئول و جوابگوی این ممانعت بیجا باشند.
خاطره ای از علامه محمدتقی جعفری
حرف بسیار ظریفی از علامه محمدتقی جعفری نقل کردهاند که کسی از ایشان سوال کرده بود چرا اسلام تا این حد در مسئلهٔ محرم و نامحرم سختگیری میکند؟ مرحوم علامه لبخندی زده بودند و فرموده بودند چون در ازدواج و در رابطهٔ زناشویی اتفاق بزرگی میافتد که بزرگترین اتفاق عالم است و آن تولد یک انسان است. تمام دین برای کمال یافتن همین انسان است. همهٔ عالم برای متکامل شدن این انسان، دست به دست هم دادهاند. اگر کوچکترین صدمهای به این انسان برسد عرش خدا میلرزد. آبروی این انسان مومن از حرمت کعبه بیشتر میشود. از طرفی خدا در قرآن میفرماید: مَن قَتـَلَ نَفساً فکأنما قَتـَلَ النّاس جمیعاً و مَن أحیاها فکأنما احیا النّاس جمیعاً، یعنی اگر کسی او را از بین ببرد مثل این است که همهٔ مردم را از بین برده است و اگر او را زنده کرد مثل این است که همهٔ مردم را زنده کرده است. این یک نفر مساوی با کل هستی است. میفرماید: الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه. این انسان معدنی از طلاست که همهٔ انبیا و اولیا برای ظاهر کردن این طلا و ارزش والا و عالی آمدهاند. لذا علامه فرمودند به وجود آمدن این انسان است که در بحث ازدواج مهم است. و این انسان است که حرمت دارد و ما اگر این حرمت را نشناختیم و قدر ندانستیم و به آن اهانت کردیم، مسئولیم. اگر من به این انسان توهین کردم، به کرامت الهی توهین کردهام. این انسان بزرگترین و باارزشترین وجودی است که در هستی به وجود میآید. لذا فرمودند ازدواج حساس و مهم است چون مقدمهٔ این اتفاق بزرگ در عالم، ازدواج است. در بحث تربیت فرزند حرف زیاد است. به چند نکته اشاره میکنم.
وظیفهٔ پدر و مادر نسبت به فرزند
- در روایات فرمودهاند وظیفهٔ پدر و مادر نسبت به فرزند این است که ادب و رفتار درست را به بچه بیاموزند. اسم نیکو برای او انتخاب کنند و قرآن را به او آموزش دهند. - مهمترین عامل در تربیت، نان حلال است. - برگزاری مجالس روضهٔ خانگی یکی از نکات مهم است. اینکه بچه در این محیط بزرگ شود اهمیت دارد. این جلسات ممکن است فقط محدود به جمع پدر و مادر و بچهها شود. - به جا آوردن نماز، به جماعت پدر در خانه بسیار مهم است و یکی از سنتهایی است که باید احیا کرد. - مهم است که بچهها همراه پدر و مادر به مسجد بروند و با مسجد و محیط عبادت جمعی آشنا شوند. خوب است که در این ماه مبارک، بچهها را با مساجد آشنا کنیم. - بچهها باید احترام و محبت را در رفتار پدر و مادر ببینند نه در شعار. لازم نیست پدر و مادر در روز ولنتاین به هم هدیه بدهند و این طور ابراز عشق کنند. بچه باید در زندگی این علاقه و عشق را بین پدر و مادر ببیند و حس کند. - بچهها باید دینداری را در خانواده ببینند نه با شعار. ممکن است من ادعای مسلمانی داشته باشم اما در حضور فرزندم دروغ بگویم. و یا به قولی که به فرزندم میدهم وفادار نباشم. - کتابخوانی باید در خانواده آموزش داده شود. همین که پدر و مادر کتاب دست بگیرند و بخوانند، بچه هم یاد میگیرد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٦ساعت ٩:٢٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
در گذشته، اغلب ازدواج ها بعد از بلوغ جسمى و جنسى دختر و پسر صورت مى گرفت که البته در بسیارى جهات پیامدهاى منفى در پى داشت، اما چون خانواده ها آنها را مورد حمایت مادى و معنوى قرار مى دادند، مشکلات عمده اى پدید نمى آمد؛ ولى امروزه مفهوم زندگى، گستره نیازها، ساختار و کارکرد خانواده و انتظارات متقابل زن و مرد از یک دیگر چنان متحول شده که بلوغ جسمى و جنسى به تنهایى نمى تواند جواب گوى نیازها و مسئولیت هاى یک زندگى مشترک باشد. بنابراین تعیین سن ازدواج نیاز به بازنگرى جدى، عمیق و همه جانبه دارد. باید به متون دینى، تحقیقات روان شناختى، نیازهاى دوره جوانى و نیز به واقعیت هاى اجتماعى و فرهنگ حاکم بر جامعه توجه شود، تا سن مناسب ازدواج معین، و راهکارهاى لازم براى بهبود و اصلاح وضعیت کنونى ارائه گردد.
در تعیین سن ازدواج دختران و پسران دو دیدگاه اصلى وجود دارد: یکى دیدگاه دینى و دیگرى دیدگاه روان شناختى که مکمل یکدیگرند. در کلام خداوند سن معینى براى ازدواج مطرح نشده است، ولى از واژگانى چون «بلوغ»، «بلوغ حُلم»، «بلوغ نکاح» و «بلوغ اشد» مى توان سن ازدواج را به دست آورد. خداوند در سوره نساء می فرمایند: یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامى که بالغ شده و به نکاح تمایل پیدا کردند و آنان را به درک مصالح زندگانى خود آگاه یافتید، اموالشان را به آنان بدهید. شیخ طوسى در تفسیر آیه مى نویسد: معناى بلوغ نکاح آن است که به مرحله تولید نسل برسند... بنابراین معیار سن ازدواج از نظر قرآن همان قدرت داشتن بر ازدواج و تولید نسل است.
شواهد تاریخى نشان می دهد که امامان ما در سنین قبل از 20 سالگى ازدواج مى کردند. امام سجاد(ع) در حدود 18 سالگى ازدواج کرد. امام کاظم(ع) نیز قبل از 20 سالگى ازدواج کرده است. امام جواد(ع) در موقع ازدواج کم تر از 17 سال داشته اند و امام هادى(ع) هم قبل از 20 سالگى ازدواج کرده باشد. آنان در مورد فرزندانشان نیز همین شیوه را داشتند و قبل از 20 سالگى وسایل ازدواجشان را فراهم مى کردند. (محمد تقى عبدوس، فرازهاى برجسته از سیره امامان شیعه، (دفتر تبلیغات اسلامى)، ج 2، ص 29 ـ 28.)
تا این جا به این نتیجه رسیدیم که طبق آیات، روایات و سیره معصومین(ع) سن ازدواج در دختران بعد از 9 سالگى و در پسران حدود 20 سالگى است؛ اما سؤالى که وجود دارد این است که آیا تنها رسیدن به این سن کفایت مى کند، یا معیارهاى دیگرى نیز در تعیین زمان ازدواج دخالت دارد؟
شواهد بسیارى نشان مى دهد که علاوه بر سن، متغیرهاى دیگرى در تعیین زمان مناسب ازدواج مورد توجه است که به تبع آنها، معیار سنى نیز نوسان مى یابد. یکى از اصلى ترین معیارهاى تعیین سن ازدواج، از نظر شرع و روان شناسان رسیدن به حد رشد است که خود ابعاد مختلفى دارد و ما اینک به توضیح برخى از جنبه هاى عمده آن مى پردازیم.
رشد به معناى یاد شده کاملاً یک امر اکتسابى و قابل یادگیرى است. والدین، اطرافیان و فرهنگ جامعه مى توانند نقش اساسى در شکل گیرى و تحصیل آن داشته باشند
رسیدن به حد رشد
براى صلاحیت ازدواج از نظر فقه امامیه تنها رسیدن به سن بلوغ کافى نیست، بلکه علاوه بر آن، دختر و پسر باید رشید هم باشند؛ یعنى بتوانند مصلحت خود را تشخیص دهند، تا بتوانند به استقلال و از روى اراده و اختیار عقد ازدواج ببندند. شهید مطهرى درباره شرط بودن رشد براى ازدواج مى نویسد:
«در فقه و سنت اسلامى محرز و مسلم است که براى ازدواج تنها عقل و بلوغ کافى نیست؛ یعنى یک پسر به صرف آن که عاقل و بالغ است نمى تواند با دخترى ازدواج کند؛ هم چنان که براى دختر نیز عاقله بودن و رسیدن به سن بلوغ دلیل کافى براى ازدواج نیست، علاوه بر بلوغ و علاوه بر عقل، رشد لازم است.»
اگر بخواهیم کلمه رشد را به مفهوم عام آن تعریف کنیم، باید بگوییم رشد یعنى این که انسان شایستگى و لیاقت اداره و نگه دارى و بهره بردارى هر یک از سرمایه ها و امکانات مادى و یا معنوى را که به او سپرده مى شود داشته باشد؛ یعنى اگر انسان در هر مرحله اى از زندگى که داراى یک شأن و منزلت و مقامى است و یا ابزار و وسیله اى را دارد شایستگى اداره و نگه دارى و بهره بردارى از آن را داشته باشد، چنین شخصى در آن کار و در آن شأن «رشید» است. حال، آن چیز هر چه مى خواهد باشد، همه آن اشیایى که وسایل و سرمایه هاى زندگى هستند. سرمایه به مال و ثروت انحصار ندارد مردى که ازدواج مى کند خودِ ازدواج و زن و فرزند و کانون خانوادگى، وسایل و، به تعبیر دیگر، سرمایه هاى زندگى او هستند، و یا شوهر براى زن و زن براى شوهر حکم سرمایه را دارد. بنابراین، رشد در مورد ازدواج یعنى شایستگى و لیاقت اداره زندگى؛ چنان که شهید مطهرى در این خصوص مى فرماید: منظور (از رشد در مورد ازدواج) تنها رشد جسمانى نیست، منظور این است که رشد فکرى و روحى داشته باشند؛ یعنى بفهمند که ازدواج یعنى چه؟ تشکیل کانون خانوادگى یعنى چه؟ عاقبت این بله گفتن چیست؟ باید بفهمد این بله که مى گوید، چه تعهدهایى و چه مسئولیت هایى به عهده او مى گذارد و باید از انجام این مسئولیت ها برآید.
رشد به معناى یاد شده کاملاً یک امر اکتسابى و قابل یادگیرى است. والدین، اطرافیان و فرهنگ جامعه مى توانند نقش اساسى در شکل گیرى و تحصیل آن داشته باشند.
فرهنگ سازى ازدواج ساده و منطبق با معیارهاى اسلامى، یکى از نیازها و راهکارهاى اصلى در حل مشکلات ازدواججوانان است. اگر معیار در ازدواج و انتخاب همسر دستورهاى اسلام باشد، اکثر یا هیچ یک از این مشکلات وجود نخواهد داشت
چه باید کرد؟
باید والدین و مربیان تدابیرى در نظر بگیرند که نوجوانان و جوانان در ابعاد مختلف جسمى، جنسى، عقلى، اجتماعى، عاطفى و اقتصادى به طور هماهنگ و متناسب رشد کنند. آنچه در حال حاضر مشاهده مى شود، ناهم ترازى رشد و بلوغ جنسى و جسمى و احساس نیاز به ازدواج، با دیگر ابعاد رشدى، یعنى رشد عقلى، اجتماعى، اقتصادى و عاطفى نوجوانان و جوانان است؛ بنابراین یا به محض رسیدن به بلوغ جنسى اقدام به ازدواج مى کنند، در حالى که از نظر عقلى، عاطفى، اجتماعى و اقتصادى به حد رشد مناسب نرسیده اند و یا سال ها پس از رسیدن به بلوغ جنسى منتظر یافتن شغل مناسب، تکمیل تحصیلات و دیگر پیش نیازهاى زندگى باقى مى مانند که در نتیجه، یا اصلاً به آن دست نمى یابند و یا وقتى به آنها مى رسند که دیگر شادابى، طراوت و انگیزه ازدواج را ندارند، در هر دو صورت، زندگى آسیب پذیر و در معرض خطرهاى جدى است.
فرهنگ سازى ازدواج ساده و منطبق با معیارهاى اسلامى، یکى از نیازها و راهکارهاى اصلى در حل مشکلات ازدواججوانان است. اگر معیار در ازدواج و انتخاب همسر دستورهاى اسلام باشد، اکثر یا هیچ یک از این مشکلات وجود نخواهد داشت. تبعیت از آداب و رسوم نادرست، برخى تحصیلات نامتوازن، روابط بى حد و مرز دختر و پسر، بینش غیردینى که فقط اسباب مادى را درنظر مى گیرد، کم رنگ شدن توکل و توجه به خداوند و نیز هزینه هاى اضافى و تشریفات، از عوامل اصلى بالا رفتن سن ازدواج محسوب مى شوند.
این زنجیرهاى اسارت آور و دست و پاگیر، متأسفانه در حال گسترش است. باید بینش جوانان و نوجوانان و خانواده ها نسبت به زندگى، ازدواج و... اصلاح شود تا بتوان مقدمات ازدواج آنان را در زمان مناسب و با الگوگیرى از امامان معصوم(ع)، که قبل از 25 سالگى اقدام به ازدواج مى نمودند، فراهم کرد. هر چند در دین اسلام ازدواج دیر هنگام توصیه نمی شود ولی سن خاصی هم برای ازدواج توصیه نشده است . همان طور که ازدواج هایی موفق در سنین پایین وجود داشته است .
حدیث (1) رسول اکرم صلى الله علیه و آله : مِن سَعادَةِ المَرءِ المُسلِمِ الزَّوجَةُ الصّالِحَةُ وَالمَسکَنُ الواسِعُ وَالمَرکَبُ البَهىُّ وَالوَلَدُ الصّالِحُ؛ از خوشبختى مرد مسلمان، داشتن همسرى شایسته، خانه اى بزرگ، وسیله اى راحت براى سوارى و فرزندى خوب است. بحارالأنوار، ج76، ص155، ح 35
حدیث (2) امام على علیه السلام : أَحسِنِ الصُّحبَةَ لَها فَیَصفُوَ عَیشُکَ؛ با همسرت خوش رفتار باش تا زندگى ات با صفا گردد. من لایحضره الفقیه، ج4، ص392، ح5834
حدیث (3) امام باقر علیه السلام : اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللّه اَشَّدُّکُم اِکراما لِحَلائِلِهِم؛ گرامى ترین شما نزد خدا، کسى است که بیشتر به همسر خود احترام بگذارد. تهذیب الاحکام، ج8، ص141، ح87
حدیث (4) رسول اکرم صلى الله علیه و آله : إنَّ الرَّجُلَ إذا نَظَرَ إلَى امرَأَتِهِ وَنَظَرَت إلَیهِ نَظَرَ اللّه تَعالى إلَیهِما نَظَرَ الرَّحَمَةِ؛ وقتى مردى به همسر خود نگاه کند و همسرش به او نگاه کند خداوند بدیده رحمت به آنان نگاه مى کند. نهج الفصاحه، ح 621
حدیث (5) رسول اکرم صلى الله علیه و آله : اِذا اَتى اَحَدُکُم اَهلَهُ فَلیَستَتِر، فَاِنَّهُ اِذا لَم یَستَتِر استَحیَتِ المَلائِکَةُ وَ خَرَجَت، وَ حَضَرَتِ الشَّیاطینُ؛ هرگاه کسى از شما خواست با همسرش آمیزش کند ، باید خود را بپوشاند ، چرا که اگر نپوشاند ، فرشتگان حیا مى کنند و خارج مى شوند و شیطان حاضر مى شود. کنز العمّال، ح 44835
حدیث (6) حضرت زهرا سلام الله علیها: خِیارُکم اَلیَنُکم مَناکِبَةً وَ اَکرَمُهم لِنِسائِهِم؛ بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند. کنزالعمال، ج7، ص225
حدیث (7) امام رضا علیه السلام : لَیْسَ بَیْنَ الْوالِدِ وَ وَلَدِهِ رِبا وَ لا بَیْنَ الزَّوْجِ وَ الْمَرأَةِ رِبا؛ بین پدر و فرزند و بین شوهر و همسرش ربا (حرام) نیست. فقه الرضا، ص 258
حدیث (8) امام صادق علیهالسلام : خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَـقَـدَ واحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ یَزَلْ ناقِصَ العَیْشِ زائِلَ الْعَقْلِ مَشْغولَ الْقَلْبِ، فَاَوَّلُّها: صِحَّةُ البَدَنِ وَ الثّانیَةُ: اَلاَْمْنُ وَ الثّالِثَةُ: اَلسَّعَةُ فِى الرِّزْقِ، وَ الرّابِعَةُ: اَلاَْنیسُ الْمُوافِقُ (قال الراوى:) قُلْتُ: و مَا الاَْنیسُ الْمُوافِقُ؟ قال: اَلزَّوجَةُ الصّالِحَةُ، وَ الوَلَدُ الصّالِحُ، وَ الْخَلیطُ الصّالِحُ وَ الخامِسَةُ: وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِه الْخِصالَ: الدَّعَةُ؛ پنج چیز است که هر کس یکى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگىاش کمبود دارد و کم خرد و دل نگران است: اول، تندرستى، دوم امنیت، سوم روزى فراوان، چهارم همراهِ همرأى. راوى پرسید: همراهِ همرأى کیست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند و همنشین خوب و پنجم که در برگیرنده همه اینهاست، رفاه و آسایش است. خصال، ص 284
حدیث (9) امام سجاد علیهالسلام : وَ اَمّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَها لَکَ سَکَنا وَ اُنْسا فَتَعْلَمَ اَنَّ ذلِکَ نِعْمَةٌ مِنَ اللّهِ عَلَیْکَ فَـتُـکْرِمَها وَ تَرْفُقَ بِها وَ اِنْ کانَ حَقُّکَ اَوجَبَ فَاِنَّ لَها عَلَیْکَ اَنْ تَرْحَمَها؛ حق زن این است که بدانى خداوند عزوجل او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتى از جانب اوست، پس احترامش کن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجبتر است اما این حق اوست که با او مهربان باشى. من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 621، ح 3214
حدیث (10) پیامبر صلىاللهعلیهوآله : خَیْرُکُم خَیْرُکُم لِنِسائِهِ و اَنَا خَیْرُکُم لِنِسائى؛ بهترین شما کسى است که براى زنان خود بهتر باشد و من بهترین شما براى زن خود هستم. من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 443
حدیث(11) حضرت فاطمه (س): خِیارُکم اَلیَنُکُم مَناکِبَهً وَ اَکرَمُهُم لِنِسائِهم؛ بهترین شما کسانى اند که با مردم نرم ترند و زنان خویش را بیشتر گرامى مى دارند. دلائل الامامه، ص۷۶
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۳ساعت ٤:۳٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یک مشاور ازدواج و خانواده وضعیت جامعه امروز را برای یک جوان وضعیتی دشوار دانست و گفت: در حال حاضر فشارهای مختلفی در جامعه بر یک جوان وارد میشود و او بعضا ناخودآگاه برای اعتراض به وضع موجود از مدهای ناهنجار استفاده میکند.
حجتالاسلام و المسلمین علی کریمی در تشریح این فشارها، گفت: در وضعیت امروز جامعه ما که قوای نفسانی یک نوجوان 15 ساله تحت تاثیر اینترنت و ماهواره و سایر عوامل کاملا بیدار شده است ما به او میگوییم تا20 ـ 25 سالگی نمیتوان ازدواج کنی، بنابراین نفسانیات او مقابل قانون جامعه تفکر بزرگترها و عرف حاکم بر جامعه قرار میگیرد و این شبیه آن است که ما به جوان تشنه بگوییم از این آب آلوده نخور وآب سالمی هم وجود ندارد.
وی اضافه کرد: این فرایند باعث میشود برخی وضعیت سخت حاکم را از حکومت ببینند و بخواهند بااستفاده از مدهای ناهنجار به آنها اعتراض کنند و در درجه بعدی گاهی شاهد دینگریزی جوانان هستیم.
این مشاور خانواده همچنین، گفت: وقتی دختر و پسر جوان ما بدانند در آینده نزدیک امکان ازدواج برایشان فراهم میشود خود را حفظ میکنند اما اگر ناامید بودند به راههای مختلفی از جمله توسل به مدهای ناهنجار برای راضی کردن خود رو میآورند.
کریمی از دیگر عوامل مدگرایی جوانان را تمایل به متفاوت بودن و مورد تحسین دوستان قرار گرفتن عنوان کرد و افزود: این مدها اکثرا از کشورهای غربی و به وسیله ماهواره و اینترنت در ایران شایع میشوند چرا که اگر این مدها داخلی بودند، شاهد سازگاری فرهنگی نسبی با فرهنگ بومی خود بودیم.
وی در ادامه به بحث مدسازی و بومی کردن مد در ایران اشاره و خاطرنشان کرد: مدسازی بحثی است که فکر میطلبد و ما در درجه اول باید هویت ملی، دینی و شخصیتی افراد جامعه را تقویت کنیم و اثرات منفی گرایش و به برخی مدها و پیروی از غرب را روشن کنیم، چرا که بعضا شاهد استفاده جوانان از نمادهای فراماسونری و شیطانپرستی بر روی لباسها هستیم.
وقتی دختر و پسر جوان ما بدانند در آینده نزدیک امکان ازدواج برایشان فراهم میشود خود را حفظ میکنند اما اگر ناامید بودند به راههای مختلفی از جمله توسل به مدهای ناهنجار برای راضی کردن خود رو میآورند.
این استاد حوزه ادامه داد: اگر بتوانیم با مطالعه مد جذاب درعین حال همسو با ارزشهای کشورمان ابلاغ کنیم بسیار خوب است اما اگر به ورطه تقلید از شبکههای مختلف، بعضا بازیگران افتادیم و برای مقابله با غربیها ارزشهای خود را نادیده گرفتیم به بحران جدیدی ورود پیدا کردهایم.
کریمی با مثالی صحبتهای خود را اینگونه تشریح کرد: چندی پیش چادرهایی به اسم چادر ملی، اسلامی یا دانشجویی برای جذب افراد بدون چادر مد شد، اما کم کم دیدیم زنان و دخترانی که از چادر استفاده می کردند نیز از این چادرها استفاده کردند و رفتهرفته افراد سودجو این چادرها را تنگ و بدننما کردند؛ پس باید مواظب باشیم برای بومی کردن مد گرفتار آسیب نشویم.
منبع:ایسنا
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ٥:٤۱ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
همواره بین فرد باحجاب و دیگران حریمی وجود دارد که حجاب او است . حجاب نوعی مصونیت و امنیت برای شخص ایجاد می کند و در نتیجه این امنیت، آرامش روحی و روانی ـ که آرزوی دیرینه بشر است ـ ایجاد می شود .
فواید حجاب برای زنی که حجاب را برگزیده است به اینجا محدود نمی شود .در این مقاله به برخی فواید اشاره خواهیم کرد:
موفقیتهای معنوی
شاید مهمترین تاثیر فردی حجاب همین نکته باشد که زن با اعلام بندگی خویش و اطاعت از فرامین الهی، این حکم را به تمام و کمال اجرا میکند و پس از آن، احساس شادمانی و رضایت درونی به او دست میدهد که این تاج بندگی را با افتخار به سرنهاده است. زن پوشیده، از بین خود و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواستههای نفس، به احکام دین روی آورده است.
چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او، حال و هوای دیگری میبخشد و به پوشش او معنا میدهد و آن را عملی منطقی، خداپسندانه و در راستای حرکتهای تکاملی او قرار میدهد.
وقتی زن تقوای جنسی را رعایت کند و خود را از نامحرم بپوشاند، وعدههای الهی که برای پرهیزکاران داده شده است، درباره او محقق میشود، دارای قوه تشخیص حق و باطل میشود و راه سعادت و بدبختی را در زندگی میشناسد، گناهانش پوشیده و مورد آمرزش قرار میگیرد و از موفقیتهای دیگری ، مانند درک شیرینی عبادت، شهامت، حقگویی، تکالیف شرعی و ترک محرمات در همه شرایط و پرورش استعدادها برخوردار میشود (اکبری، 1377، ص 98).
اسلام اصولا به پیشگیری معتقدتر است، تا مداوا. به همین دلیل، با طرح سلسله اصولی، انسان را از قرار گرفتن در برابر خطر و گناه باز میدارد. مهمترین این اصول، ایمان و اعتقاد به حضور در محضر خداوند است که از مهمترین جاذبههای کمالات معنوی و روحانی است.
حفظ احترام و ارزش فردی
اصولا غلبه بر هواهای نفسانی و گذشت از لذتهای حرام به انسان هیبت و وقار میبخشد.
حجابزن جهاد اکبر اوست که در ورای آن نفس اماره به زانو درآمده است. این حقیقت را همه میدانند و حتی دانشمندان غیرمسلمان به آن اذعان دارند که حجاب به زن هیبت و وقار میدهد و او را شایسته احترام دیگران میکند. زنان خودنما مطلوبیت جنسی دارند، اما محبوبیت ارزشی ندارند.
به طور کلی،برخی مردان دو نوع نگاه متفاوت نسبت به زنان دارند: با زنانی که دارای جلوهگری یا پوشش ناقصی هستند، برخوردی شهوی، تفریحی و ظاهری دارند، اما برخورد آنان با زنان پوشیده، برخوردی همراه با احترام و تکریمی قلبی است. اصولا مردها قدرت ادامه نگاه به چهره زنان پوشیده را ندارند، زیرا حجاب اسلامی نگاهشکن است و سر به زیری مرد به هنگام سخن گفتن با زنان خود نوعی تکریم و احترام به آنهاست.
بیحجابی، ارزشهای واقعی زن را تحتالشعاع ظواهر جسمیاش قرار میدهد و او را فدای هرزگیها و طمعها میکند. تنها راه بالابردن شخصیت زن پس از کسب معارف حقیقی و پایبندی به صفات حیا و عفاف، حجاب اوست. برتری شخصیت زن دراین است که دارای کمال همسری، کمال مادری و کمال اجتماعی است. زنی که به لحاظ همسری، ناقص و به لحاظ مادری، ناتوان و به لحاظ اجتماعی، ملعبه و بازیچه است، از برتری شخصیت بیبهره است (سازمان تبلیغات اسلامی، 1368، ص 54- 55). البته این نکته را باید متذکر شویم که حجاب صرفا برای حفظ احترام زن نیست، بلکه رعایت حجاب به همراه صفات عفت و حیا و اطاعت از اوامر الهی او را شایسته احترام میکند.
انسان در پناه محافظ ، احساس آرامش بیشتری دارد و در صورت پیشامدهای احتمالی از مصونیت آن برخوردار است. پوشش دینی نیز نگهبان زن از نگاههای آلوده و آسیبهای احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش میدهد و هر چه این پوشش کاملتر شود، درصد امنیت و حفاظت آن بالاتر میرود (اکبری، 1377، ص 103).
"زن موجودی گرامی و معزز و نقش او سرنوشتسازی و تربیت بشر است. ارزش او فراتر از آن است که در معرض و دستخوش ارتباطات و روابط بیمرز باشد" (قائمی، 1373، ص 390). حفظ حریم زن باعث مصونیت او میشود و اولین اثر را بر آرامش روحی وی دارد، زیرا در سایه محفوظ ماندن این حریم بین خود و نامحرم، احساس امنیت میکند و هیچ کسی جرئت تعرض به او را پیدا نمیکند.
بیحجابی، ارزشهای واقعی زن را تحتالشعاع ظواهر جسمیاش قرار میدهد و او را فدای هرزگیها و طمعها میکند
عروس خانم و آقا داماد هر دو کوهنورد بودند و مهر عروس خانم صعود به 7 قله برتر جهان بود. ظاهرا هم زندگی خوبی دارند و آقا داماد عندالمطالبه مهریه عروس خانم را میدهد.
به گزارش برنا اگر سری به راهروهای دادگاههای خانواده بزنید پر از دختر خانمهای جوانی است که برای خاتمه دادن به زندگی مشترکشان، مسیرشان به سمت دادگاه کج شده است. در میان این خانمها کسانی که مهریههای عجیب غریب دارند هم دیده میشوند از سفر به ۱۲۰ کشور دنیا و ۱۰ هزار لیتر بنزین تا دست راست و پای چپ داماد،شمش طلا هم وزن عروس و یک کیلو بال مگس و حفظ کردن دیوان حافظ و صدها مهریه عجیب و غریب دیگر.
براساس این گزارش در تماسها و ارتباط هایی که اینبار با دفاتر ثبت ازدواج در نقاط مختلف تهران داشتیم، در اکثر موارد سر دفتردارها میگفتند که مهریههای سنگین و عجیب و غریب را خطبه نمیخوانند.
در یکی از موارد، یکی از سردفترداران در غرب تهران به برنا گفت: یک مورد ازدواج داشتیم که پسر میخواست یک درخت گردو عجیب غریب را در یکی از مناطق خوش آب هوای ایران به نام عروس خانم بزند. البته بجز این درخت مقادیری سکه هم مهریه عروس خانم بود.
سردفترداری در شمال تهران میگوید: قبلترها مهریه به میزان سال تولد عروس خانم (شمسی، قمری، میلادی) مد بود ولی الان دیگر مردم کمتر تمایل به این چیزها دارند شاید دلیلش این باشد که خیلیها متوجه شدهاند که داشتن مهریه سنگین چندان هم افتخار نیست! امسال دو مورد خوب هم داشتیم که مهریه عروس خانمها فقط یک شاخه گل بود.
یکی دیگر از سردفترداران می گوید: یک مورد بود که داماد دو چشماش را علاوه بر 2 هزار سکه مهر عروس خانم کرد تا به قول خودش اعتماد سازی کند. بعدها کارشان به دعوا و جدایی کشید. عروس خانم مصر بود که مهرش را بگیرد بعد از کلی جر و بحث دادگاه فقط به 2 هزار سکه حکم داد. چرا که مهر باید چیزی باشد که بها داشته باشد چشم مرده از آن جهت که هیچ بهایی ندارد گرفتنش شرعا جایز نیست.
شرط اصلی در تعیین مهریه عندالمطالبه بودن آن است؛به طوری که زن هرگاه مهرش را درخواست کرد بتواند آن را بگیرد، اما برخی از مهریهها به گونه ای هستند که دریافت آنها عملا ممکن نیست و یا با دشواری زیادی همراه است. مثل جمعآوری ۵ هزار صدف دریایی یا ۵۰۰ هزار گل ارکیده، در این موارد معمولا مرد راهی زندان میشود تا زمانی که مهریه یا معادل آن را پرداخت کند و یا زن از مهریه خود صرف نظر کند!
یکی دیگر از سردفترداران در جنوب تهران میگوید: بنا بر یک آمار سرانگشتی میتوانم بگویم که اکثر دختر خانمهایی که اینجا میآیند مهرشان بین 100 تا 314 سکه بهار آزادی است. البته یک مورد داشتیم که عروس خانم و آقا داماد هر دو کوهنورد بودند و مهر عروس خانم صعود به 7 قله برتر جهان بود. ظاهرا هم زندگی خوبی دارند و آقا داماد هم عندالمطالبه مهر عروس خانم را میدهد.
۱۰ راس آهوی وحشی. ۵ هزار مرجان دریایی، یک دوره کتاب های دکتر شریعتی، یک کتابخانه پر از کتابهای فلسفی و... از جمله مهریههایی است که برخی سردفترداران به آن اشاره میکنند که این موارد یا برای خودشان پیش آمده و یا از دفترخانههای دیگر شنیدهاند.
به گفته کارشناسان، مهریههای عجیب و غریب دلیلش حس ناامنی است. افراد صرفا برای متفاوت بودن و برتری جویی، مهریههای نامتعارف را انتخاب میکنند که شکل تغییریافتهای از چشم وهم چشمی است. در این حالت فرد به حدی از ارقام نجومی مهریه اشباع شده که این بار به دنبال مطرح کردن و به رخ کشیدن خود از طریق یک مهریه نامتعارف و عجیب است حتی اگر این مهریه ارزش مادی بالایی نداشته باشد...
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٩ساعت ٢:۱٢ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
انسان با ازدواج هم شخصاً وهم نوعاً محفوظ خواهد بود
انسان مثل فرشته نیست که بدون غذا بماند و غذای او ذکر خدا باشد انسان مثل فرشته نیست که نیاز به نکاح نداشته باشد و محفوظ باشد هم به غذا محتاج است، برای حفظ شخص هم به نکاح محتاج است .
علامه آیت الله جوادی آملی در سخنانی به تبین فلسفه ازدواج پرداختند که متن این سخنان به شما کاربران محترم اسرا تقدیم میگردد:
در جریان ازدواج مستحضرید که این ازدواج مثل غذا خوردن برای حفظ انسان است انسان هم باید شخصاً بماند هم باید نوعاً محفوظ باشد حفظ شخصِ انسان با غذاست حفظ نوع انسان با نکاح است و هر دو را ذات اقدس الهی به عنوان ضروری مطرح کردند و چون تحمّل این کارها دشوار است یا آسان نیست یک سلسله لذایذی را در هویت انسان تأمین کرد تا انسان برای رسیدن به آن لذّت تن به این کار بدهد اینها در حقیقت مُزد کار است نه هدف. انسان اگر غذا نخورد میمیرد انسان اگر نکاح نداشته باشد منقرض میشود انسان مثل فرشته نیست که بدون غذا بماند و غذای او ذکر خدا باشد انسان مثل فرشته نیست که نیاز به نکاح نداشته باشد و محفوظ باشد هم به غذا محتاج است برای حفظ شخص هم به نکاح محتاج است برای حفظ نوع چون این کارها دشوار است تأمین غذا و تهیه غذا سخت است زیرا انسان مثل حیوان نیست که غذای او در سفره? طبیعت حاضر باشد او علف خوار نیست او نیاز به پخت و پَز و دستگاه تغذیه دارد بنابراین این کار دشوار است برای اینکه او این دشواری را تحمّل کند لذّتی در فضای کام او پیدا میشود و همچنین نکاح برای حفظ نسل است این کار ضروری است نظیر مسئله? غذا و چون این کار دشوار است تأمین خانواده تأمین هزینه? آنها تربیت فرزند مشکل است چند کار را ذات اقدس الهی به عنوان پاداش این کار دشوار قرار داد یکی لذّت نکاح است و یکی محبّت اولاد.
مبادا خیال بکنید این نکاح برای آن است که شما لذّت ببرید این نکاح برای آن است که نسل بشر محفوظ بماند همان طوری که در پرخوری و بدخوری اینها خیال میکنند که انسان برای لذّت غذا میخورد نه برای ماندن لذا به ماندنِ خودشان آسیب میرسانند که به لذّت برسند در جریان نکاح هم همین طور است برای اینکه این نکاح اساس خانواده را حفظ بکند (یک) و فرزند صالح تربیت بکند (دو)
این انسان خیال میکند که این لذّت هدف است یا آن محبّت هدف است در حالی که اگر پدر و مادر به کودک علاقه نداشته باشند تمام مشکلات او را تحمّل نمیکنند این مُزد آن کار است انسان خیال میکند که محبّت اولاد چیزی است برای او یک اصل است یا لذّت نکاح برای او اصل است در حالی که این مُزد آن کار است این لذّت غذا خوردن مُزد تحمّل این دشواری است و چون این افراد عادی نمیدانند که این لذّت مُزد آن کار است تا میتوانند میخورند و اکثر بیماریها هم مستحضرید که بیماری گوارشی است حالا این سالها بیماری تصادفی و تصادفات و اینها هم پیدا شده و گرنه هشتاد درصد بیماری در اثر بدخوری و پرخوری است این دین دستور داده تا اشتها به غذا ندارید کنار سفره نروید یک مقداری مانده که سیر بشوید از کنار سفره برخیزید و هیچ انسانِ پرخوری خوشاستعداد و خوشفهم نخواهد بود این جزء بیانات نورانی حضرت امیر بود که بارها خوانده شد فرمود: «وَ لاَ تَجْتَمِعُ عَزِیمَةٌ وَ وَلِیمَةٌ» «لن تجتمع الفتنة والبطنة» پرخوری با فِتانَت بَطین بودن با فَتِن بودن جمع نمیشود هیچ آدم پرخوری مُلاّ نخواهد شد هیچ آدم بدخوری هم خردمند نمیشود به مقداری که بدن نیاز دارد آدم باید غذا بخورد.
خب این را گفتند آن که نمیفهمد بشر چرا باید غذا بخورد پرخوری میکند آن که نمیفهمد بشر چرا محتاج به نکاح است دنبال هرزهگی است فرمود شما مواظب غذایتان باشید مواظب اندام تناسلیتان باشید این هم یک مطلب و مبادا خیال بکنید این نکاح برای آن است که شما لذّت ببرید این نکاح برای آن است که نسل بشر محفوظ بماند همان طوری که در پرخوری و بدخوری اینها خیال میکنند که انسان برای لذّت غذا میخورد نه برای ماندن لذا به ماندنِ خودشان آسیب میرسانند که به لذّت برسند در جریان نکاح هم همین طور است برای اینکه این نکاح اساس خانواده را حفظ بکند (یک) و فرزند صالح تربیت بکند (دو) چون اگر خانواده حفظ نشود و فرزند صالح تربیت نشود ما امّت اسلامی جامعه اسلامی جامعه متمدّن نخواهیم داشت زیرا جوامع را خانوادهها تشکیل میدهند و عواطف در همان دوران خردسالی است متمّم قانون همان عاطفه و اخلاق است جایی که عاطفه نباشد اخلاق نباشد قانون هر چه کامل باشد نمیتواند مشکلات جامعه را حل کند لذا قرآن کریم برای خانواده خیلی حرمت قائل است خیلی تأکید میکند همان طوری که برای عقل حرمت قائل است همزمان با نزول وحی دو چیز را پشت سر هم با تعبیرهای گوناگون تحریم کرده یکی خَمر یکی زنا.
فرمود این کارها را نکنید چه در سوَر مکی چه در سوَر مدنی گاهی به صورت نهی گاهی به صورت اینکه اینها مذموماند گاهی به صورت اینکه اینها فحشایاند گاهی به صورت اینکه اینها منکرند گاهی به صورت اینکه اینها مورد ملامتاند گاهی به صورت اینکه اینها عدوان و تعدّی و تجاوزند چه در سورههای مکی چه در سورههای مدنی پشت سر هم درباره حرمت زنا و حرمت خمر با تعبیرهای گوناگون سخن گفته برای اینکه نه میگذارند خانواده سامان بپذیرند نه میگذارند جامعه شکل بگیرد .
و بسیاری از مشکلاتی که ما در جامعه شاهد آن هستیم ناشی از عدم شناخت اهداف است بحث مهمی است نباید سرسری گرفت واقعی بسیاری از جوانان نمیدانند که هدف از ازدواج لذت نیست .
پرخوری با فِتانَت بَطین بودن با فَتِن بودن جمع نمیشود هیچ آدم پرخوری مُلاّ نخواهد شد هیچ آدم بدخوری هم خردمند نمیشود به مقداری که بدن نیاز دارد آدم باید غذا بخورد.
نظر علامه حسن زاده آملی
آیت الله حسن زاده آملی (دامت برکاته) نکته ظریفی در این باب فرمودهاند که جا دارد همه ما به دقت به آن بیندیشیم .
ایشان میفرمایند این نکته که میگویند ازدواج باعث کامل شدن دین میشود این نیست که یک راحتی را برای انسان فراهم میکند که به واسطه آن ایمانش کامل شود بلکه ازدواج با درگیریها و تکالیفی که به همراه دارد انسان را درگیر میکند چنان که وی ممکن است از وظایف معنوی خود باز بماند چون حفظ ایمان و توجه به خداوند در این شرایط سختتر است لذا این ایمان کاملتر است چرا که انسان مجرد اگر فقط دغدغه مسائل جنسی را دارد یک شخص متأهل هزاران دغدغه دیگر هم دارد .
اما ما چقدر به این نکات توجه داریم همه همّ و غممان شده اینکه چه چیزی بهتر است همان را بخوریم .
در مسأله ازدواججوانان به سمتی کشیده شدهاند که به جای ملاک قرار دادن تقوا و متدین بودن طرف مقابل ملاکشان شده است اینکه با چه کسی ازدواج کنند که بیشترین لذت و کامجویی را از وی داشته باشد .
و مشخص است که وقتی معیار و ملاک این باشد مشخصاً بزودی جذابیتها از میان میرود همانطور که یک غذا هم هر چقدر لذیذ باشد نمیتواند مدت زیادی تنها غذای مصرفی باشد .
و این است که مردمی که هدف واقعی ازدواج را درک نکرده اند وقتی دیدند که آن طور که انتظار داشتند نیست و ازدواج سختیهای خاص خود را دارد قدم بعدیشان طلاق است و یا اگر هم قادر به آن نباشند چشم به ناموس دیگران میدوزند .
پس راه حل بسیاری از مسائل و مشکلاتی را که جامعه درگیر آن است را باید در ناآگاهی و جهل مردم از اهداف متعالی دانست . و باید کوشید قبل از هر عمل و حرکتی همه هدف خود را از آن کار بدانند.
منابع :
بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء
کتاب مراتب طهارت نفس بیانات آیت الله حسن زاده آملی به شرح حجت الاسلام صمدی آملی
“قاصرات الطرف” که در ابتدای همین آیه آمده است، میگوید: یعنی زوجهایی هستند که نگاهشان فقط برای شوهرانشان است و به هیچ کس غیر از شوهرانشان رغبتی ندارند.
یکی از نعمتهای بزرگی که خداوند برای بندگان مؤمن و با تقوا در نظر گرفته است بهشت و نعمتهای فراوان و جاویدان آن است. البته رضا و خشنودی خداوند از آنها، بالاترین پاداش است. تنها چیزی که باعث ورود به بهشت است، ایمان و عمل صالح انسان در این دنیا است و هر چه ایمان انسان، بیشتر و اعمال صالحش فراوانتر باشد، مقام او در بهشت بالاتر است و فرقی میان زن و مرد نیست. هر انسانی میتواند به چنین مقاماتی برسد. خداوند میفرماید: “هر کس از مردان یا زنان که عمل صالحی انجام دهد، و ایمان هم داشته باشد به درستی که وارد بهشت میشوند و بدون حساب در آن جا روزی دریافت میکنند”.[۱]
بهشت جای تکلیف نیست؛ چرا که با وجود تکلیف باید بهشت و جهنم دیگری پدید آید تا نتیجۀ اعمال جدید در آن به انسان داده شود و این امر همین گونه ادامه خواهد داشت. در حالی که خداوند تمام نعمتهای بهشتی را پاداش اعمال همین دنیای ما و ایمان و عمل ما میداند. از مجموع آیات و روایات استفاده میشود که هر چه بهشتیان بخواهند در اختیارشان گذاشته میشود[۲]، از جمله یکی از نعمتهای بهشتی، حورالعین است که در اختیار مردان مؤمن گذاشته میشود.
از صفات بیان شده برای حورالعین در قرآن و بعضی روایات میتوان چنین استفاده کرد که حورالعین در بهشت بیش از یک همسر ندارد؛ زیرا خداوند در مورد صفات حورالعین میفرماید: …نه هیچ انسانی قبل از ایشان (قبل از آن شخص بهشتی) آنها را لمس کرده و نه هیچ جنّی
حور جمع حوراء به معنای زنی است که سفیدی چشمش بسیار سفید و سیاهی آن نیز بسیار سیاه باشد و یا به معنای زنی است که دارای چشمان سیاه چون چشم آهو باشد، “عین” جمع کلمۀ “عیناء” به معنای درشت چشم است، و ظاهراً حورالعین موجوداتی غیر از زنان دنیا هستند.[۳] خداوند در مورد آنان میفرماید: “حورالعین را به ازدواج آنها درمی آوریم”.[۴] بنا بر تفسیر اغلب مفسّران، ازدواج به معنای دنیوی آن، در بهشت وجود ندارد. پس این جا، نزدیک کردن و عطا کردن حورالعین از طرف خداوند به بندگان بهشتیاش مراد است.[۵]
از صفات بیان شده برای حورالعین در قرآن و بعضی روایات میتوان چنین استفاده کرد که حورالعین در بهشت بیش از یک همسر ندارد؛ زیرا خداوند در مورد صفات حورالعین میفرماید: “…نه هیچ انسانی قبل از ایشان (قبل از آن شخص بهشتی) آنها را لمس کرده و نه هیچ جنّی”.[۶]
مرحوم مجلسی در تفسیر “قاصرات الطرف” که در ابتدای همین آیه آمده است، میگوید: یعنی زوجهایی هستند که نگاهشان فقط برای شوهرانشان است و به هیچ کس غیر از شوهرانشان رغبتی ندارند.[۷]
اما آیا زنان دنیایی هم همین گونهاند یا نه؟ شاید بتوان گفت که اگرچه اهل بهشت هر آنچه در بهشت بخواهند بر ایشان آماده است، اما هرگز درخواستی به عنوان تعدّد زوجات ندارند. همان گونه که زنان پاک در دنیا، چشم به غیر از همسر خود ندارند، در بهشت هم که جای پاکان است، خواهان زوجهای متعدد برای خود نیستند.
در روایتی از امام صادق (ع) در مورد ازدواج مرد و زن زمینی در بهشت سؤال شد، حضرت فرمودند: “اگر رتبۀ زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینیاش ازدواج کند میتواند او را انتخاب کند (و مرد نمیتواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او میگردد، ولی اگر رتبۀ مرد بالاتر بود او میتواند زن را اختیار کند (این جا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد میشود”؛[۸] یعنی زن یکی از همسران مرد میشود، ولی مرد تنها همسرِ زن میگردد، این مطلب را برخی دیگر از روایات نیز بیان میکند.
همچنین در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند: “زن اگر در دنیا دو شوهر داشته(البته منظور همزمان نیست) در آخرت هر کدام را که بهتر دید (از حیث اخلاق) انتخاب میکند”.[۹] حضرت نفرموده اند که میتواند هر دو را انتخاب کند، بلکه فرمود بهترین آنها را انتخاب میکند.
در پایان تذکر این نکته به جا است که برای خدمت گزاری بهشتیان، “غلمان” هایی وجود دارد و در این بین فرقی میان زن و مرد نیست.
قرآن مجید در این باره میفرماید: “پیوسته بر گردشان نوجوانانی برای (خدمت) آنان گردش میکنند که چون مرواریدهای درون صدفند”.[۱۰]
ظاهر این آیه آن است که پسران زیبای بهشتی فقط برای خدمت گزاری بهشتیان آفریده شده اند.
پی نوشت ها :
[۱]. غافر، ۴۰٫
[۲]. فصلّت، ۳۱٫
[۳]. ترجمۀ المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۸٫
[۴]. دخان، ۵۴٫
[۵]. بحار الانوار، ج ۸، ص ۹۹؛ ترجمۀ المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۸٫
[۶]. “فیهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَان”؛ در این قصرهاى بهشتى زنانى هستند که جز به همسران خود چشم ندوخته، و جز به آنها عشق نمىورزند، الرحمن، ۵۶٫
به گزارش پایگاه خبری حجاب، دیناره صدرالدینف تنها مجری محجبه تلویزیون روسیه در مقاله ای که در روزنامه Moskovskiy Komsomoleç منتشر کرده، به بیان گوشه هایی از زندگی خصوصی خود پرداخته است.
او در این مقاله می گوید از این که اسلام را انتخاب کرده پشیمان نیست؛ دیناره که مجری یک برنامه دینی در تلویزیون روسیه است از شغل خویش راضی است.
او می نویسد: "پیش از برنامه فعلی، مجری برنامه دینی دیگری در یکی از شبکه های ماهواره ای بودم. به تازگی فارغ التحصیل شده بودم و دامن کوتاه می پوشیدم. برخی اوقات در اثنای برنامه لازم بودم روسری به سر کنم. دامنم دیده نمی شد. یک بار خود را با دامن کوتاه و روسری در آیینه دیدم. از این که موجب می شدم بینندگان مرا باحجاب بدانند احساس عذاب وجدان کردم. بعد از گذشت مدت کمی توبه و استغفار کردم."
دیناره ادامه می دهد: "به مرور زمان شروع به استفاده از حجاب به معنای واقعی کردم. پیش از من خواهرم نائله رو به سوی آموزه های دینی آورده بود. در دهه ۹۰ میلادی دین دوباره جایگاه پیشین خود در حیات خانوادگی و اجتماعی را می یافت و به عنوان عنصری تعیین کننده شناخته می شد. اسلام در میان تاتارها به عنوان یک سنت کهن همچنان زنده بود. مردم برای به یاد آوردن مردگان خود دور هم جمع می شدند و قرآن می خواندند. بزرگان مان کمک می کردند تا با دین مان آشنا شویم. پدر و مادرم دین را قبول داشتند اما آن ها هم مانند من در دوره ای واجبات دینی را به جا نمی آوردند. خواهرم تصمیم گرفته بود باحجاب شود و این برای مادرم عجیب بود؛ عکس العمل نشان داد ولی در هر صورت با من که پس از خواهرم باحجاب شدم مخالفتی نکردند."
به گزارش ایربا این مجری تلویزیون در ادامه بیان مراحل تحول فکری خود و تبعات آن می گوید: "من به اطرافیانم هم توصیه می کنم از حجاب استفاده کنند. البته گاه شاهد برخوردهای منفی هم هستم اما توجه زیادی به آن ها نمی کنم."
دیناره با این که با یک الجزایری ازدواج کرده و به تعدادی از کشورهای اسلامی نیز سفر نموده اما ترجیح می دهد همچنان در مسکو زندگی کند و در این شهر پروژه های شغلی دیگری را محقق سازد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳٠ساعت ۱:۳٢ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
1.ایت الله العظمی مکارم شیرازى: و هنگامى که به (چاه) آب مدین رسید، گروهى از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب مىکنند و در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند (و به چاه نزدیک نمىشوند موسى) به آن دو گفت: «کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمىدهید؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمىدهیم تا چوپانها همگى خارج شوند و پدر ما پیر مرد کهنسالى است (و قادر بر این کارها نیست.)!» (23) موسى براى (گوسفندان) آن دو آب کشید سپس رو به سایه آورد و عرض کرد: «پروردگارا! هر خیر و نیکى بر من فرستى، به آن نیازمندم!» (24) ناگهان یکى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى که با نهایت حیا گام برمىداشت، گفت: «پدرم از تو دعوت مىکند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که براى ما انجام دادى به تو بپردازد.» هنگامى که موسى نزد او [شعیب] آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات یافتى!» (25) یکى از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسى را کهمىتوانى استخدام کنى آن کسى است که قوىّ و امین باشد (و او همین مرد است)!» (26) (شعیب) گفت: «من مىخواهم یکى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم به این شرط که هشت سال براى من کار کنى و اگر آن را تا ده سال افزایش دهى، محبّتى از ناحیه توست من نمىخواهم کار سنگینى بر دوش تو بگذارم و ان شاء اللَّه مرا از صالحان خواهى یافت» (27)
امام جمعه دلوار از شهرهای استان بوشهر به بیان ابتکار جالب فرهنگی خود در رابطه با ترویج ازدواج آسان پرداخت.
حجت الاسلام زاهد دوست در گفتگو با مرکز خبر حوزه با اشاره به این که یکی از معضلات و مشکلات جوانان در شهر دلوار، بحث ازدواج است، ابراز داشت: به منظور حل مشکل ازدواججوانان و جلوگیری از بروز معصیت هایی که بعضاً در جشنهای عروسی صورت می گیرد، از طریق تریبون نمازجمعه به ترویج طرح ازدواج آسان پرداخته ام.
وی افزود: در این طرح در محل نمازجمعه میزبان زوج های جوان در نماز جمعه میباشیم که تا به حال نیز سه زوج را در نماز جمعه میزبانی کرده ایم.
حجت الاسلام زاهد دوست همچنین بیان داشت: در این طرح برخی اقلام جهیزیه را با عنایت نماینده محترم ولی فقیه در استان و مبلغ یک میلیون تومان کمک بلاعوض را برای متقاضیان در نظر گرفته و زوجین نیز در کارت های دعوت خود میهمانان را به نمازجمعه دعوت میکنند؛ این کار دو حسن دارد . هم این که مردم در نماز جمعه بیشتر حضور پیدا می کنند و هم این که مراسم عروسی آن ها در مکان مقدسی برگزار می شود و از گناه و معصیت و اختلاط محرم و نامحرم جلوگیری میشود.
وی اضافه کرد: اعلام این طرح باعث شد در مدت کمتر از یک هفته بیش از 50 زوج ثبت نام کنند که جشن ازدواج تعدادی از آنها در ایام شعبانیه با حضور نماینده ولی فقیه در استان، استاندار و دیگر مسئولان برگزار می شود.
مشاور استاندار بوشهر در امور روحانیت در ادامه خاطر نشان کرد: با تشکیل ستاد ازدواج آسان در دلوار ، خیرین نیز
وارد عمل شده و ما را در جهت اجرای هرچه بهتر این طرح یاری می کنند.
وی ادامه داد: در این طرح با زوجین شرط می شود تا در دو جلسه مشاوره دینی شرکت کنند و با آداب زندگی اسلامی به خوبی آشنا شوند ، ضمن آن که با آن ها در جلسه ویژه ای شرط می شود که بحث لهو و لعب در جشن ازدواج آن ها وجود نداشته باشد.
امام جمعه دلوار همچنین اظهار داشت: هزینه تهیه ماشین عروس و تزیین آن و نیز وسیله نقلیه حمل جهیزیه نیز از طرف ستاد نمازجمعه تامین می شود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به استقبال بالای جوانان دلواری به حضور و تحصیل در حوزه گفت: در همین خصوص زمینی به منظور ساخت یک مدرسه علمیه در شهر دلوار درنظر گرفته شده است.
حجت الاسلام و المسلمین زاهددوست، همچنین ابراز داشت: خوشبختانه جوانان این شهر تشنه معنویت هستند، اما متاسفانه امور فرهنگی در دلوار متولی ثابت و مشخصی ندارد که با ساخت این مدرسه امیدواریم این مشکل مرتفع شود.
وی خاطر نشان کرد: از دیگر کارهایی که بناست در آینده انجام شود، بحث اعزام روحانی به مساجد روستاهای توابع دلوار است که با همکاری مدیریت حوزه علمیه استان بوشهر انجام خواهد شد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٧ساعت ۱٢:۳٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
نکاتی هر چند طنز گونه اما مفید برای شما عروس ودامادهای عزیز که دوران نامزدی را تجربه می کنید.
کسانی به شما خواهند گفت اصلاً در برابر زور کوتاه نیایید و ضعیف نباشید و منت کشی نکنید و اگر دیدید طرف دارد بی محلی می کند. شما بدترش را انجام دهید. این افراد یا کتک خوردن های خودشان یادشان رفته یا می خواهند شما را بدبخت نموده، بعداً مسخره تان کنند. اصلاً گوش نکنید فوق قوقش شوهر آینده تان قدری یا کمربند سیاه و کبودتان کرده یا خانم، ناخن هایش را کرده توی چشم هاتان یا ... این ها نمک زندگی هستند بعداً بهتر از این هایش هم پیش می آید. یک آدم بزرگ فهمیده که با این شوخی ها از میدان به در نمی رود و ناراحت نمی شود.
الان وقتش شده که خلاف جریان تاریخ شنا کنید
تمرین ضد دموکراسی وتحمل استبداد، تمرین منت کشی، عدم مقاومت و گریه کردن های ساکت شبانه زیر لحاف این طوری می فهمید که ریش سفیدی بدون ریش چه مزه ای دارد. مردها با زن ها خیلی فرق دارند و همسرها با ایده آل ها، خیلی خیلی. سقراط می گوید ازدواج کنید. اگر زد و همسرتان خوب درآمد که خوشبخت می شوید و اگر بد بود هم عیبی ندارد، سرطان که نگرفته اید، عین من فیلسوف می شوید. چون در تاریخ آمده که سقراط زن بسیار بد اخلاقی داشته است.
سعی کنید هر چه بیشتر هم را بشناسید
اگر همسرتان خصوصیت بدی دارد، حق تان است و اگر احیاناً و تصادفاً خصوصیت خوبی از وی سر زد، شانس آورده اید. خیلی تغییر خواهید کرد اما روی تغییر دادن طرف مقابل تان خیلی حساب نکنید. فوق قومش اگر اوضاع خیلی غیر قابل تحمل بود و همسرتان نمی توانست حاصل ضرب ۶۳۵۸ در ۳۶۸۷ را ذهنی در سه ثانیه حساب کند هم که هنوز چیزی نشده. جدا می شوید و خودتان نتیجه را با دست حساب می کنید.
کسانی به شما خواهند گفت باید طرفین همدیگر را خوب بشناسند؛ بنابراین لااقل چند سالی برای عروسی دست نگه دارید و هر روز با همسرتان بحث کنید، هر شب معماهای فلسفی لاینحل تان را تلفنی از ایشان بپرسید، هر هفته استخاره کنید، هر ماه به یک کانون مشاوره سر بزنید و هر سال یک عکس جدید دو نفره بگیرید، ببینید بالاخره به شما می آیند یا نه. این کسان ممکن است خدای نکرده عقده ای چیزی داشته باشند. این ها می خواهند شما را به خاک سیاه بنشانند ، و یا می خواهند ببنند کی پشیمان می شوید تا همسرتان را از چنگ تان در بیاورند.
طول این دوره یک اندازه و فرمول خاصی دارد و عین دامن می ماند؛ کوتاهش عیب است و بلندش زیر دست و پا گیر می کند ولی به هر حال خیلی طولش ندهید که بگویید دارم فکر می کنم تا فرمولش دقیقاً یادم بیاید. نتیجه کار فرمایشی و طولانی مدت همیشه عینهو جنگ ویتنام اقتضاح از آب در می آید. نامزدی
از قدیم گفته اند دندانی که درد نمی کند، صدایش را در نیاورید؛ حالا شما بیکارید که می خواهید صدای نق نق خانواده همسرتان را در بیاورید؟ هر چه زودتر و در سن پایین تر زندگی را تشکیل دهید، بیشتر از عمرتان استفاده می کنید شما که دیگر زیر بار تعهد رفته اید؛ بارو کنید خدا خیلی کریم تر از من و شما و صندوق وام ازدواج سر کوچه است.
باور داشته باشید اگر در انتخاب خود دقت بالایی به خرج داده باشید ودرنهایت از طرفتان مطمئن باشید هر زمانی که به زیر یک سقف رفتید ،با خود می گویید ای کاش زود تر رفته بودیم. چون شما در دوران نامزدی و عقد ، پیش از انکه نقش همسری را ایفا کنید، باید فرزند خوبی برای پدر ومادرتان باشید؛ و اقای داماد یا خانم عروس هم که در این دوران در پی تثبیت خودش به شما است خیلی جاها نمی تواند این دوم بودن را بپذیرد ، بنابر این در نهایت این شما هستید که بین همسر و خانواده تان نمی دانید چه بکنید. از طرفی همان طور هم که می دانید هیچ چیز مثل معاشرت در دوران نامزدی و رفت و امد به خانه نامزدتان چشم و گوش شما را به عادات وخلقیات او باز نمی کند بنابراین به خود و او یک فرصت مناسب بدهید نه کم و نه خیلی زیاد...
امان از دست مشکلات و معضلات اقتصادی که نه تنها دست از سر آدمیان بر نمیدارد، بلکه دست از سر جانواران نیز بر نداشته و به سراغ آنها رفته و علاوه بر گریبان، پاچه آنان را نیز گرفته است!
در این راستا برخی منابع آگاه گزارش دادهاند اخیرا دامنهی مشکلات اقتصادی و گرانی، دامنگیر خروسهای محترم شده و آنان را در ماتمی عظمی فرو برده است!
این منابع میگویند افزایش قیمتها به گونهای بوده که خروسان محترم از پس هزینههای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک بر نمیآیند! لذا دیگر کمتر خروسی یافت میشود که تن به ازدواج با مرغی بدهد!
در پی این واقعهی غیر انسانی! زمانی که خروسان محترم تمکن مالی ازدواج را از دست دادهاند، در نتیجه مرغان محترم بیهمسر مانده و واضح و مبرهن و آشکار است که نمیتوانند تخم بگذارند! بنابراین بیدلیل نیست که قیمت تخم مرغ به شکل سرسامآوری افزایش یافته و سر به فلک کشیده است. پس به جای دست روی دست گذاشتن، برای رهایی از این وضعیت باید دست به کار شد و با اعطای وام و ترویج فرهنگ ازدواج آسان، شرایط ازدواج را برای مرغ و خروسهای محترم تسهیل کرد.
اگر تسهیلات لازم برای ازدواج و زاد و ولد این موجودات محترم فراهم نشود، هر روز شاهد افزایش قیمت مرغ و تخم مرغ خواهیم بود و در نتیجه ادبیات انسانها نیز دچار دگرگونی میشود. در این راستا معنای برخی از واژگان و ضرب المثلهایی که در آن از کلمه «مرغ» و «تخم مرغ» استفاده شده تغییر کرده و دچار دگردیسی میشود که برخی از آنها را پیشبینی میکنیم:
خیلی جوجهای: یعنی خیلی آقایی، خیلی سروری، عزیز دل مایی!
رفته قاطی مرغها: یعنی وضعش خوب شده و توپ تکونش نمیدهد!
مثل مرغ پرکنده شده: یعنی با اینکه چپش پر است و پولش از پارو بالا میرود، ولی خیلی متواضع و خاکی میگردد!
تخم دو زرده کرده: یعنی زده تو کار ساخت و ساز برجهای دو قلو! (حالا فرقی نمیکند برج دوقلوی سازمان تجارت جهانی باشد یا برج دو قلوی جزیرهی کیش)
هنوز از تخم درنیومده قد قد میکنه: یعنی تازه به دوران رسیده و نو کیسه است
خروس بیمحل: به خروس آس و پاسی گفته میشود که بدون مال و منال به خواستگاری مرغ میرود!
مرغ همسایه غازه: یعنی مرغ همسایه بزرگتر از دهان توست و در گلویت گیر میکند!
مرغش یک پا داره: یعنی با اینکه وضعش خیلی خوبه، ولی یک دختر بیشتر ندارد. بنابراین زودتر برو خواستگاری دخترش که غفلت موجب پشیمانی است!
حقوق ایران برگرفته از فقه امامیه و به تأثیر از آن اهتمامی جدی در امر ازدواج داشته و قواعد فراوان دقیقی را وضع کرده است. از خواستگاری، نامزدی، شرایط و موانع ازدواج گرفته تا آثار این امر مقدس و موارد مختلف انحلال این عقد به تفکیک و تفسیر در حقوق ایران بررسی شده است.
مقدمه:
ازدواج امری مقدس در شرع اسلامی است در روایات این سنت پیامبر اعظم(ص) به عنوان معیاری که پیروان ایشان را از غیر تمییز می دهد، شناخته شده است. حقوق ایران برگرفته از فقه امامیه و به تأثیر از آن اهتمامی جدی در این امر داشته و قواعد فراوان دقیقی را وضع کرده است. از خواستگاری، نامزدی، شرایط و موانع ازدواج گرفته تا آثار این امر مقدس و موارد مختلف انحلال این عقد به تفکیک و تفسیر در حقوق ایران بررسی شده است.
تمکین
یکی از آثار نکاح تمکین است. زوجین مکلف به تمکین هستند تمکین دارای دو معنای خاص و عام می باشد که تمکین خاص ناظر به پذیرش برقراری رابطه جنسی در حد متعارف است اما معنای عام تمکین اشاره به حالتی دارد که زن وظایف خود را به طور کلی نسبت به شوهر انجام می دهد و با پذیرش ریاست وی بر خانواده در حدود مقرر در قانون و عرف از وی اطاعت می کند.
بنابراین چنین الزامی شامل توقعات نامشروع و غیرمتعارف مرد از همسرش نمی شود و مرد نمی تواند به بهانه هر نافرمانی و عدم اطاعتی زن را مستنکف از تمکین بداند چه بسا بسیاری از مواقع توقعات نامتعارف مرد را می توان از مصادیق سوءرفتار دانست.
در تحلیل لزوم تمکین می توان چنین گفت که به نظر می رسد وظیفه تمکین برای زن نتیجه منطقی اعطای مقام ریاست خانواده به مرد است. قانون مدنی برای تضمین تمکین زن از شوهر ضمانت اجراهایی را پیش بینی کرده است و در وهله نخست در صورت عدم تمکین زن، مرد می تواند با مراجعه به دادگاه الزام زن به تمکین را خواستار شود همچنین قانون ، زنی را که بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند از نفقه محروم می کند.
حسن معاشرت
کانون خانواده عرصه کشمکش برای دستیابی به حقوق نیست بلکه پایگاهی برای تلاش مشترک زوجین است تا همگام با یکدیگر بر اهداف متعالی خانواده جامه عمل پوشانند. برای تحکیم هر چه بیشتر بنیان خانواده قانونگذار به بیان برخی از تکالیف مشترک زوجین پرداخته است از جمله مهم ترین این تکالیف، تکلیف حسن معاشرت است منظور از حسن معاشرت:خوشرویی، احترام، رفتار مسالمت آمیز، انجام تکالیف زناشویی و رعایت حقوق طرف مقابل است. قانونگذار برای این تکلیف ضمانت اجرایی هایی را نیز پیش بینی کرده است. چنانچه زنی از انجام وظایف زناشویی سرباز زند، حق نفقه وی ساقط می شود و مرد می تواند از طریق مراجع قضایی زن را ملزم به انجام وظایف قانونی کند. از طرف دیگر زن نیز می تواند با مراجعه به مراجع قضایی از مرد مرتکب سوء معاشرت شکایت کند و وی را مجبور به حسن معاشرت کند و در صورت غیرقابل تحمل بودن زندگی زناشویی بواسطه سوءمعاشرت مرد، زن حق درخواست طلاق دارد.
نفقه
قانون مدنی مقرر داشته است که در عقد دائم نفقه زن بر عهده شوهر است و بعد از ازدواج تکلیف تامین معاش زن بر گردن مرد قرار می گیرد. نفقه شامل همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض می شود. قانونگذار با توجه به اهمیت تامین مخارج متعارف زندگی زوجه کوشیده است تا با پیش بینی ضمانت اجراهای مدنی و کیفری این حق را برای زوجه تضمین کند زن می تواند در صورت خودداری شوهر از پرداخت نفقه به دادگاه رجوع کرده و نفقه خود را مطالبه کند در این حالت دادگاه بعد از بررسی های لازم، شوهر را به پرداخت نفقه محکوم می کند به علاوه عمل ترک انفاق در قوانین کیفری جرم شناخته شده و قانونگذار، مجازات هایی را برای آن در نظر گرفته است.
ریاست خانواده
از جمله آثار قانونی که در پی انعقاد نکاح و پیدایش نهاد خانواده به منصه ظهور می رسد، استقرار ریاست شوهر بر خانواده است. در حقوق بسیاری از کشورها از جمله ایران ریاست خانواده بر عهده مرد است قانون مدنی ایران بر مبنای آنچه که در سوره نساء و احکام اسلامی مطرح شده است چنین مقرر می دارد که در رابطه زوجین، ریاست خانواده از خصایص شوهر است در ابتدای امر چنین به نظر می رسد که شاید وجود پدیده ریاست در محیط مبتنی بر عاطفه و مهر خانواده امری نامطلوب و مباین با هدف و کارکردهای خانواده باشد اما فقدان رئیس در خانواده منجر به رجوع پی در پی به مراجع قضایی می شود که منجر به سرد شدن کانون خانواده و سست شدن بنیان آن می شود. با این اوصاف نفس وجود رئیس خانواده را می توان منطبق با مصالح خانواده قلمداد کرد.
مهریه
مهر یا صداق، مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک آن می شود و مرد پس از وقوع عقد ملزم به دادن آن است. مهریه می تواند در صورت وقوع طلاق پشتوانه ای برای زندگی زن باشد تا او بتواند با تمتع از آن زندگی خود را از آسیب مصون نگه دارد.
پرداخت مهر به زن از جانب مرد تا حدی کمبود سهم الارث زن را جبران می کند به علاوه مهر در عرف نمادی از احترام مرد برای زن و تعهد وی برای تامین زندگی زن بشمار می رود.
علی رغم اینکه مرد مکلف است مهریه زن را هر زمان که وی مطالبه کرد، پرداخت کند اما عموما مهریه در هنگام انحلال نکاح مطالبه و پرداخت می شود بنابراین در بسیاری موارد می تواند از جدایی های شتابزده جلوگیری کند و با داشتن زوجین به صبر و تامل، به عنوان ضامنی برای تداوم خانواده عمل کند.
نتیجه
قانونگذار به عنوان متولی اصلی انتظام نهادهای اجتماعی قدم در عرصه ساماندهی حقوقی نکاح در پیامدهای آن گذاشته است. اما نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که قانون با تمام کارکردهای ارزشمندی که در عرصه روابط اجتماعی دارد نمی تواند ضامن مطمئنی برای سعادت خانواده باشد بی شک آنچه می تواند خوشبختی خانواده را منجر شود اخلاق، حسن رفتار، وفاداری و گذشت است. قانونگذار با ترسیم چارچوب های کلی حقوق و تکلیف زوجین کوشیده است حدود هر یک از زوجین را به گونه ای مشخص کند تا هر یک با درک درست از حقوق و تکالیف خود، در راه بنای خانواده ای مستحکم و سعادتمند مساعی خویش را به کار برند. در ادامه به برخی از این حقوق و تکالیف اشاره می شود. تمکین، نفقه، حسن معاشرت زوجین، مهریه و ریاست مرد بر خانواده برخی از نتایجی هستند که قانون بر ازدواج بار می کند باید تاکید کرد که هر یک از این نتایج به حکم قانون و به صورت امری به وجود می آید و طرفین نمی توانند برخلاف آن توافق کنند.
منبع: سایت خانواده ایرانی
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٢ساعت ٢:۱٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
تعریف آزادی: تعریف آزادی برای ما از آن جهت اهمیت دارد کهبفهمیم آن آزادی که مشکل ما را حل نمی کند و به حال ما مفید است و یک ضرورت حیاتیبرای ما محسوب می شود، کدام است؟ کدام آزادی است که مقصود و مطلوب همه آزادگان واندیشمندان جهان است؟ می دانیم که برای آزادی تعاریف متعددی وجود دارد؛ اما آنچه که ما را در شناخت مفهوم درست آزادی و رسیدن به تعریف صحیح رهنمون می سازد ( باتوجه به مقدمه ای که در ارزش و اهمیت آزادی گفته شد) چیزی نیست جز هدف که نقش اساسیو انکار ناپذیری را در تعریف درست از آزادی دارد. حال با توجه به مطالب فوق می تواندو تعریف کلی از آزادی داشت.
اقسام آزادی و تعریف آن آزادی مطلق و رهایعنی حرکت به سوی هدف،بدون در نظر گرفتن حقوق و حدود فردی و اجتماعی. آزادی در چار چوب قوانینیعنی حرکت آزاد جامعه بهسوی هدف، بدون تجاوز به حدود و حقوق فردی و اجتماعی.
شرح و توضیحمعنای اول آزادی برخی فکر می کنند آزادی یعنی این که انسان هر کاری دلشخواست، بتواند انجام دهد. این نوع تفسیر از آزادی، پرسش هایی را به همراه دارد کهباید به آنان پاسخ داده شود. ابتدا از تفسیر کنندگان این نوع آزادی باید پرسیدکه:
اولاً:آیا این تعریف و تفسیر از آزادی را به عنوان یک قانون کلی، برایتمام افراد جامعه می پذیرند، یا فقط برای خود چنین برداشتی قائلند؟ ثانیاً:آیااین تفسیر از آزادی، در تمام رفتارهای اجتماعی مورد پذیرش است، یا فقط در حوزه پوشش زنان مدّ نظر است؟
در پاسخ به سؤال اول باید گفت: روشن است اگر مقصود ازآزادی همین تفسیر نوع اول باشد و آن را فقط برای خود بپذیرد، نه دیگر افراد جامعه؛این مصادره آزادی به نفع خود و منافع شخصی خویش می باشد که این امری غیر معقولاست. در پاسخ به سؤال دوم نیز باید گفت: اگر مقصود از آزادی و تفسیر آن، فقطآزادی در پوششزنان باشد؛ هیچ دلیلی وجود ندارد که هزاران حوزه دیگر، از آزادی موردنظر برخوردار نباشند و انحصارا پوشش بانوان را شامل شود. چرا که آزادی، مساوی بااختیار در پوششزنان نیست؛ بلکه اختیار در پوشش بانوان یکی از مصادیق آزادی میتواند باشد. پس تفسیر از آزادی عمل، فقط در حوزه حجاب و پوشش، امری غیر منطقی خواهدبود. با خارج شدن حوزه فردی و حوزه انحصاری حجاب، از تعریف آزادی (به معنایمطلق) آنچه حاصل می شود، این است که همه افراد در همه امور و حوزه ها آزاد ورهایند. در نتیجه هر کس هر کاری که میلش می کشد، می تواند انجام دهد. آری! اگراین قانون را بپذیریم، باید آثار و عواقب آن مورد بررسی قرار گیرد که آیا مورد قبولواقع می شود، یا نه؟ از آثار این قانون، آن است که در آن تمام امیال و خواستههای مشروع و غیر مشروع و معقول و غیر معقول انسان ها پا به عرصه رقابت می گذارند. باید پذیرفت در چنین جامعه ای سارقان می توانند بدون هیچ دغدغه ای به کار خودبپردازند، مفسدان و قاتلان هم می توانند به فساد و قتل و غارت جامعه پرداخته ومتجاوزان به عنف و حریم بانوان هم می توانند با این تفسیراز آزادی، به امیال نفسانی خود برسند. در این رقابت، قطعاً افرادی به خواسته ها وامیالشان می رسند که از قدرت بیشتری برخوردارند و طبیعی است افراد ضعیف تر جامعه ازجمله زنان، مقهور و مغلوب آنان شده و اولین قربانیان این عرصه خواهند گردید. ایننوع تفسیر از آزادی، با چالش های فراوان دیگری هم از جمله پذیرش هرج و مرج، عدمتمکین در مقابل هر قانون اجتماعی و در نهایت نابودی جامعه و به تبع آن، تباهی بشریترا در پی خواهد داشت و حیات در آن قطعاً غیر ممکن خواهد بود. پس اجرا و پذیرش اینقسم از آزادی(آزادی مطلق) با هر سه نوعش یعنی آزادی فردی، آزادی فقط در حوزه پوششزنان و آزادی همه افراد جامعه در هر نوع عملی، به ترتیب غیر معقول، غیر منطقی و غیرممکن خواهد بود. شرح و توضیح معنای دوم آزادی: در اینقسم از آزادی، افراد جامعه برای رسیدن به اهدافشان آزادند؛ اما برای رسیدن به اهدافو خواسته های خویش، نباید از حدود و حقوق خود، تجاوز و به حدود و حقوق دیگران تعرضکنند. نکته حائز اهمیت و قابل توجه در این قسم از آزادی این است که گاهی تجاوزبه حدود و حقوق دیگران را عقل به راحتی درک کرده و متوجه می شود؛ مثلاً اگر کسیبدون جهت، دیگری را به قتل برساند و یا اقدام به سرقت اموال و دارایی مردم کند، اینتجاوز آشکارِِ به حقوق جانی و مالی دیگران را، عقل به راحتی درک می کند. امابرخی از حدود و حقوق هستند که تعیین و تشخیص و تجاوز از آن در وهله اول برای همگانروشن نبوده و باید زیر ذره بین عقل، مورد کنکاش بیشتر قرار گیرد تا زوایای پنهان وپیدای آن آشکارتر شود. رعایت پوشش و حجاب بانوان در جامعه نیز از این مقوله میباشد.حال طبق این تفسیر دوم از آزادی(آزادی قانونمند) زن با هر پوششی که بخواهد، میتواند در جامعه حاضر شود، به شرط آن که هیچ حقی را زیر پا نگذارد.
صبح دخترها بیایند و عصر پسرها بیایند. چه میشود؟ آنوقت دخترها اگر خودشان باشند، میتوانند چادرشان را هم بردارند، روسریشان هم بردارند. به گزارش برنا، حجت الاسلام محسن قرائتی هم نسبت به تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها موضع گرفت تا معلوم شود او علاوه بر موضع گیری حرف های جدیدتری هم برای این مساله دارد.
حجت الاسلام قرائتی در جلسه این هفته از سلسله مباحث درسهایی از قرآن درباره اختلاط دختر و پسر در دانشگاه ها و اثرات آن گفت: برادرها و خواهرها روز بعثت است، قرآن میگوید: راه تعلیم، راه حکمت، راه تزکیه، راهش... آن کسی که ما را ساخته حق دارد به ما بگوید چه کن و چه نکن. چه کن و چه نکن؟ اسلام میگوید: ازدواج زود، حالا هرچه جامعهشناسان، روانشناسان، هرچه میخواهند بگویند، بگویند. اینها یک پشه هم خلق نکردند.
آن خدایی که ما را خلق کرده گفته سن ازدواج این است. دختر باید زود ازدواج کند. رسم نیست، باسمه تعالی رسم غلط است. دخترعموها، دختر خالهها.... هنوز در دانشگاه ما کسی ازدواج نکرده. اینها چه دلیلی میشود؟ آن کسی که تو را آفرید، میگوید: سن ازدواج این است. اینطور نیست که ما حالا باسواد هستیم حرفهایمان، اینقدر باسوادها کارهای غیر حکیمانه میکنند.
من گاهی خندهام میگیرد، میگویم: مدرسه دختر و پسر از هم جداست. راهنماییها که هنوز شهوت ندارند، از هم جداست. دبیرستانیها که شهوتشان شکوفا میشود، آنها هم از هم جداست، دانشجو که شهوتش گر میکشد، مختلط است. آنوقت خنده این است که یک مشت دکتر در یک اتاق نشستند، من از این دکترها خندهام میگیرد. اسمش را اسلامی کردن دانشگاه میگذارند. دختر و پسر را قاطی هم کردند، در اتاق نشستند موز میخورند.
میخواهند دانشگاه اسلامی کنند. راست میگویید یا دروغ؟ آخر زشت است که آدم خودش را سرکار بگذارد. آدم مردم را سرکار بگذارد بد نیست. این آقایان خودشان، خودشان را سر کار گذاشتند. صبح دخترها بیایند و عصر پسرها بیایند. چه میشود؟ مگر یک جاهایی که واقعاً استادش نایاب است، اضطرار است. چه اشکالی دارد. آنوقت دخترها اگر خودشان باشند، میتوانند چادرشان را هم بردارند، روسریشان هم بردارند. لباس مشکی هم لازم نیست بپوشند. لباس سفید بپوشند راحت راحت هم باشند. همه خانم هستند دیگر. چه اشکالی دارد؟
اینکه دختر و پسر را قاطی هم میکنیم، بعد در تلویزیون بحث میگذارند رابطه دختر و پسر، آقا من راحت به شما بگویم. چون من با کسی رودروایسی ندارم. حرفهایم را هم احدی یاد من نداده. همه از قرآن و حدیث است. رابطه دختر و پسر حرام است. یا ساعت اول حرام است یا بعد از چند دقیقه به حرام کشیده میشود.
یک کسی میگفت: امام خمینی گفته، گفتند: بابا امام خمینی نگفته، گفت: حرف حسابی است بعداً خواهد گفت. یعنی هر حرف حسابی را... به او گفتیم: بابا امام خمینی چنین حرفی نزده است. گفت: حرف حسابی است. بعداً خواهد گفت. حالا او در حق است در باطل هم اینطور است.
به گزارش برنا، وی ادامه میدهد: رابطه دختر و پسر حرام است. شوخی هم نداریم. حالا ما خواهر و برادریم. با گفتن خواهر و برادر انسان خواهر و برادر نمیشود. ازدواج را باید تلاش کنیم، قوهی قضاییه بخشی از پولهایش، نیروی انتظامی بخشی از پولهایش، قوای مسلح بخشی از پولهایش، دانشگاه بخشی از پولهایش، بسیاری از پولهایی که ما خرج میکنیم اگر این مسأله ازدواج را راه بیاندازیم، دو سوم، اینکه میگویم حدیث است. حفظ دو سوم دین نسل نو مربوط به شهوت است.
مشکل نسل نو ما دو چیز است: غفلت، شهوت. دوای غفلت نماز است، دوای شهوت همسر است. خلاص! خودسازی و نمیدانم این حرفها را هم اینها... مثل یک مار زنده هرچه هم خاک بریزی، از اینجا سر میآورد. دوباره از اینجا سرمیزند. اینها چیز نمیشود، کسی که تشنه است آب میخواهد. حالا راست او برقصید. ممکن است در یک لحظه تشنگی از یادش برود، رقص تو را ببیند. دوباره میگوید: آب. باز دوباره یک تمبک میزنی، باز میگوید: من تشنه هستم. تو برای من تمبک میزنی؟! کنسرت و نمیدانم فرض کنید که اردو و کامپیوتر و خطاطی و مسابقات و اینها همه تمبک زدن راست تشنه است. ممکن است در یک لحظه این را از تشنگی منصرف کنی اما دوباره برمیگردد میگوید: تشنه هستم.
مسلمانها را برده بودند فیلم عیسی را نشانشان بدهند، که اینها مسیحی شوند. مسلمانها فیلم را که میدیدند خوب که گل میکرد، میگفتند: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» گفتند: ای بابا! ما هرچه فیلم عیسی را نشان میدهیم اینها بر محمد صلوات میفرستند. نه شعر، نه جن، نه خواب، نه ریاضت و نه عرفانهایی که کاذب است. «یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِکََ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکِتاب»
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت ٦:٢٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
ازدواج چند فایده و فلسفه دارد که به طور اختصار عبارت است از:
1. بقاى نسل 2. آرامش و تعادل روحى و جسمى 3. سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه 4. تأمین نیاز طبیعى و غریزى انسان 5. ارضاى حس محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن و ...
البته ممکن است بعضى از این فایدهها براى برخى مهمتر باشد گاهى شخصى به جهت ارضاى غریزه جنسى خود، ازدواج مىکند و آن را از نظر اهمیت در رتبه اول قرار مىدهد و گاهى به دست آوردن شریک و یاورى دلسوز در زندگى براى او اهمیت دارد. در آیه 21 سوره روم نیز به آرامش روحی و ایجاد مودت و رحمت و رابطه عاطفی اشاره شده است منابع دیگری که برای مطالعه در این زمینه سودمند است به شرح زیر می باشد: تشکیل خانواده در اسلام از دکتر علی قائمی – آیین همسرداری (شوهرداری و زن داری) در 2 جلد از آیت الله ابراهیم امینی . موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت ۱٢:٥٩ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
ازدواج چند فایده و فلسفه دارد که به طور اختصار عبارت است از:
1. بقاى نسل 2. آرامش و تعادل روحى و جسمى 3. سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه 4. تأمین نیاز طبیعى و غریزى انسان 5. ارضاى حس محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن و ...
البته ممکن است بعضى از این فایدهها براى برخى مهمتر باشد گاهى شخصى به جهت ارضاى غریزه جنسى خود، ازدواج مىکند و آن را از نظر اهمیت در رتبه اول قرار مىدهد و گاهى به دست آوردن شریک و یاورى دلسوز در زندگى براى او اهمیت دارد. در آیه 21 سوره روم نیز به آرامش روحی و ایجاد مودت و رحمت و رابطه عاطفی اشاره شده است منابع دیگری که برای مطالعه در این زمینه سودمند است به شرح زیر می باشد: تشکیل خانواده در اسلام از دکتر علی قائمی – آیین همسرداری (شوهرداری و زن داری) در 2 جلد از آیت الله ابراهیم امینی . موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت ۱٢:٥٩ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
با رشد 40 درصدی آمار طلاق و رقم رو به فزونی آن و بـا در نـظر گـرفتن این امر که افراد تا سنین 70 – 80 سالگی و یـاشاید گـاهی 90 سالگی عمر میکنــند، ازدواج و تشکیـل زندگی مشترک یکی از مسائلی است که اغلب افراد را به وحشـت میاندازد. با این وجود اگر بدانید ازدواج مستـلـزم چه مواردی بـوده و هـمـچنین انتظارات شخصی خودتان رانیز معین نمایید، میتوانـیـد بـه راحـتــی به ترس از ازدواج غلبه کرده و با درک کامل تصمیم بگیرید کـه آیـا قصد ازدواج دارید یا خیر.
مراحل:
1- ابتدا باید برای خودتان معین کنید که دقیقاً از چه چیز میترسید.
بیشتر افراد از خود ازدواج نمیترسند، بلکه از حواشی و احتمال وجود شکست در آن وحشت دارند. احساس میکنید که چه تغییری ممکن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی که شما را در مقابل ازدواج کردن خلع سلاح میکند، در ذهن خود مجسم کنید.
2- ترسهایتان را مخاطب قرار دهید.
اگر والدینتان ازدواج ناموفقی را تجربه کرده اند و تنها به این دلیل که آنها زندگی خوبی با هم نداشتند، شما نمیتوانید نتیجه بگیرید که در زندگی مشترکتان موفق نمیشوید. اگر احساس میکنید که ممکن است در نهایت کارتان به جدایی ختم شود، لیستی از مواردی را که میتوانید انجام دهید تا نتیجه موفقیت آمیز گردد بر روی یک برگ کاغذ یادداشت نمایید. تمام صحنههایی که باعث ایجاد ترس در شما میشود را مجسم کنید و سپس به این مطلب فکر کنید که برای بهبود اوضاع چه قدمی میتوانید بردارید.
3- مشورت بخواهید.
از هر کسی که در زندگی مشترک خود موفق است بخواهید تا اسرار موفقیتش را با شما نیز در میان بگذارد. معمولاً آنها در حرفهایشان به این نکته هم اشاره میکنند: "همیشه سعی میکنیم از رفتار بد کوچک یکدیگر چشم پوشی کنیم" ، اما توجه داشته باشید که نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریکتان متوجه نیازهای شما میشود و هم میتوانید در رابطه خود به موفقیت دست پیدا کنید.
4- تصمیم بگیرید که آیا خودتان شخص مقابل را برای زندگی تا آخر عمر انتخاب میکنید و یا اینکه او فقط شما را انتخاب کرده و دیگران نیز شما را تشویق به انجام چنین کاری مینمایند؟
شاید شما به راستی از ازدواج ترس نداشته باشید بلکه از ازدواج با این شخص بخصوص میترسید. یک نکته بدیع این است که هیچ گاه به فکر کسی نباشید که بتوانید با او زندگی کنید، بلکه دنبال کسی بگردید که بدون او قادر به زنگی نباشید.
5- ببینید که کدامیک از جنبههای ازدواج در نظر شما و در نظر طرف مقابل از اهمیت خاصی برخوردار میباشد.
ممکن است که شما با قبول تعهد نسبت به یکدیگر وارد رابطه شوید و رابطهتان بدون اینکه هیچ گونه ازدواج رسمی در آن به وقوع پیوسته باشد، همچنان ادامه پیدا کند. دقت کنید که در صورت رسمی شدن رابطه، شما و همچنین شریک زندگی و افراد دیگر خانواده چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد. اگر در مورد این مطلب که وجود ازدواج و یا عدم آن چه مسائلی را برای شما ایجاد میکند، صادق باشید بهتر میتوانید معنا و مفهوم ازدواج را درک کرده و ببیند که با شرایط فعلی شما و فرد مورد نظرتان همخوانی دارد و یا خیر.
6- هیچ لزومی ندارد که هر ثانیه و هر روز از زندگی مشترک خود را در صلح و آرامش کامل سپری کنید.
شما یک انسان کامل نیستید و شریکتان نیز چنین خصوصیتی ندارد. اگر منتظر ازدواج با کسی هستید که هر روز در زندگی خود فقط رنگین کمان و طلوع خورشید را مشاهده کنید، آنگاه هیچ گاه نمیتوانید ازدواج کنید چرا که هیچ کس قادر به زندگی کردن با یک چنین خیالات خامی نیست. ازدواج موفق نیازمند تلاش سخت دو جانبه است و برای کامل کردن آن باید از زندگی خود برای آن مایه بگذارید. تعداد بسیار زیادی از افراد با امیدها و آرزوهای واهی ازدواج میکنند و زمانیکه مشاهده میکنند که اوضاع کمی دشوار شده و بر وفق مرادشان نیست درخواست طلاق را پر کرده و مجدد در پی یافتن فرد جدیدی میافتند. خودتان را برای عبور از دست اندازهای خیابان آماده کنید تا زمان مواجهه با آنها شگفت زده و متعجب نشوید.
7- برای زندگی خود برنامه ریزی کنید.
پیش از ازدواج بنشینید و تکلیف خودتان را با خودتان معلوم کنید. آیا بچه میخواهید؟ چند تا؟ چه کسی مسئول تامین مالی خانواده است؟ آیا هر دوی شما کار میکنید؟ چه مقدار پول برای دوران بازنشستگی پس انداز میکنید؟ کجا زندگی خواهید کرد؟ چه کسی مسئول چه کاری است؟ اگر آقا هنوز با دوستانش بیرون میرود، آیا خانم هم میتواند چنین کاری را انجام دهد؟
شاید مطرح کردن این سؤالات قدری مشکل باشد، اما این امر چیزی از اهمیت قضیه را کم نمیکند، و شما موظفید که آنها را با کسی که قصد دارید تا آخر عمر با او زندگی کنید در میان بگذارید. اگر در حال حاظر حلقه ازدواج را به دست کرده اید، دیگر نیازی نیست که شرایط را برای خودتان سخت تر کنید.
در این شرایط باید مواقع بروز درگیری را پیش بینی کرده و از بروز آن جلوگیری نمایید. اگر شما رابطه سالمی داشته باشید مرحله پرسش و پاسخ شما را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک میسازد. نکات سه دلیل عمده طلاق را پول، روابط جنسی و فرزندان تشکیل میدهند.
پیش از مواجهه با این مشکلات ببینید که آیا به اندازه کافی پیرامون این مطالب با فرد مقابل مشترکاتی دارید یا خیر. اگر بتوانید بر سر این مسائل با شریک زندگی خود به توافق برسید آنوقت حل مشکلات بعدی چندان دشوار نخواهد بود. در گفتگوهای صمیمی از او بخواهید که پیرامون انتظارات، عقاید، باورها، زمانبدی و .... برای شما بیشتر توضیح بدهد. هر چه بیشتر یکدیگر رابشناسید و مسائل مبهم کمتری در میان باشد، درصد موفقیت رابطه افزایش پیدا میکند. مخالفت در هر رابطه ای کاملاً طبیعی است.
این امر یکی از ملزومات هر رابطه سالمی است و هر دو طرف میتوانند چیزهای بسیار زیادی را از آن یاد بگیرند. تا آنجایی که میتوانید به حرفهای طرف مقابل به دقت گوش دهید و دیدگاههای شخصی آنها را نیز منظور کنید، همچنین در نهایت ادب و احترام نقطه نظرهای شخصی خودتان را نیز به او انتقال دهید. دقت داشته باشید که تمام ازدواجها موفق نیستند. نمیتوان اظهار کرد که انتخاب تمام افراد صحیح است، اما به هر حال باز هم باید انتخاب کرد.
در نظر داشته باشید که اگر ترس از ازدواج به شما اجازه نمیدهد که فرد دیگری وارد زندگی مشترکتان شود، این احتمال وجود دارد که تا آخر عمر خود مجرد باقی بمانید. البته این امر بد نیست؛ چیزی که اهمیت دارد این است که خودتان ترجیح میدهید چگونه زندگی کنید. سعی کنید حتماً پیش از تشکیل زندگی مشترک برای مشاورههای پیش از ازدواج به یک مشاور مراجعه کنید. اطلاعات و گفتگوی رک و پوست کنده زیر نظر یک شخص سوم حرفه ای، میتواند به شما کمک کند که تصمیم نهایی خود را در مورد ازدواج با اطمینان بیشتری اتخاذ نمایید.
در مورد قراردادهای پیش از ازدواج فکر کنید و پیرامون آنها با شریک خود گفتگو کنید. به تمام نقاط منحصر بفرد و فوق العاده ازدواج فکر کنید. به این مطلب فکر کنید که میتوانید با کسی که دوستش میدارید زندگی کنید. ببینید که چقدر خوش شانس هستید که حق ازدواج کردن را دارید. افراد بسیار زیادی در سطح جهان هستند که چنین حقی از آنها سلب شده است.
به آثار فعالیتهای جنسی و تاثیر آنها برروی رفتار شما در مقابل ازدواج فکر کنید. اگر بدون ازدواج رابطه جنسی داشته باشید، با این کار تعهد موجود برای ازدواج در نظرتان کاسته میشود.
این اصل که رابطه جنسی در خارج از رابطه زناشویی وجود ندارد، به زوجها کمک میکند که نسبت به هم متعهد باقی مانده و احساس کنند که برای یکدیگر بی همتا و منحصر بفرد هستند.
این امر به شما کمک میکند که ارزشهای موجود در رابطه را بهتر دریافت کنید و ترسهای خارجی را به کمترین میزان خود کاهش دهید. توجه اگر به هیچ وجه قادر به غلبه بر ترس خود نسبت به ازدواج نیستید، باید این موضوع را با فرد مقابل در میان بگذارید. با این کار ممکن است خودتان را در معرض بر هم خوردن رابطه قرار دهید، اما اگر همین حالا رابطه شما بهم بخورد، خیلی بهتر از این است که رابطهتان بعدها که ازدواج کردید به هم بخورد... هر کاری که میکنید، هیچ گاه زمانیکه احساس میکنید از روی اجبار به سمت ازدواج سوق داده شده اید و یا خودتان نمیخواهید این کار را انجام دهید، وارد زندگی مشترک نشوید. این امر صرفاً باعث ایجاد بدبختی برای هر دوی شما میشود.
طبق آمار در ایام رجب و شعبان بیشترین تعداد ازدواجها در کشور صورت میگیرد و زوجهای بسیاری، یکی از این روزهای مبارک را به عنوان روز پیوندشان در نظر میگیرند. این روزها کار و بار فروشندگان لوازم خانگی و جهیزیه و... حسابی سکه است اما در کنار این فروشندگان موسسات خیریهای نیز هستند که سعی میکنند با کمترین هزینه زوجهای جوان را سر و سامان دهند. این موسسات در قالب طرح ازدواج آسان فعالیتهای خود را انجام میدهند. این طرح از یک دهه گذشته بر سر زبانها افتاد و در ابتدا قرار بر این بود که با این طرح راهی پیش پای جوانان و خانوادههایشان گذاشته شود که هر چه بیشتر از هزینههای ازدواج کاسته شود اما سازمان ملی جوانان که پیشروی این اقدام بود چند ماهی است که دیگر وجود خارجی ندارد و جوانان ماندهاند و تعدادی موسسه ازدواج که در نبود سازمان ملی جوانان قرار است به تنهایی بار این سازمان در خصوص ازدواججوانان را بر دوش بکشند. سازمان بهزیستی نیز یکی دیگر از سازمانهایی است که در زمینه ازدواج آسان با این موسسات همکاری میکندو افرادی را جهت استفاده از امکانات این موسسات به آنها معرفی میکند اما فعالیت و گسترش موسسات خیریه از بارزترین مصادیق مشارکت اجتماعی مردمی در قالب یک رقابت سالم و خداپسندانه برای خدمت به مردم به منظور رفع مشکلات جامعه است. موسسات خیریه از دو دهه قبل پا به عرصه وجود گذاشتند و هر یک از آنها وظیفهای را بر عهده گرفتهاند تا بتوانند از این راه مقداری از مشکلات جامعه را کم کنند. موسسات خیریهای که با عنوان ازدواج آسان راه اندازی شدهاند جوانان را از نظر مادی پوشش میدهند تا بدین وسیله بتوانند فرهنگ ازدواج آسان و با کمترین هزینه را در جامعه گسترش دهند. به گفته کارشناسان بیش از 3 میلیون و 500 هزار جوان در آستانه ازدواج در کلانشهر پایتخت زندگی میکنند که بسیاری از آنها قادر به تامین هزینه زندگی مشترک نیستند. شهرداری تهران نیز چند سالی است که برای تشویق جوانان به ازدواجهای کم هزینه اقدام به ساخت تالارهای یاس در مناطق مختلف تهران کرده است که قرار است تعداد آنها به 110 تالار افزایش پیدا کند. ماه عسل رایگان موسسه پیوند سبز جوانان برای زوجینی که نمیتوانند هزینههای عقد کنان را پرداخت کنند نیز اقدام به برگزاری مراسم عقد رایگان در منزل یا محل موسسه میکند. از سوی دیگر زوجهای جوان بیبضاعت میتوانند به سفر رایگان ماه عسل مشهد مقدس که از طرف این موسسه به آنها اهدا میشود بروند. هزینه این سفر و اقامت در هتل به عهده موسسه و هزینه سفر به عهده زوجین است. عروس و دامادهایی نیز که تمایل به گذراندن اولین سفر زندگی مشترک خود به سوریه را دارند میتوانند از امکانات این موسسه برای این سفر زیارتی استفاده کنند. مدت این سفر زیارتی یک هفته است که هزینه آن در 12قسط 45 هزار تومانی تعیین شده است. عقد کنید، جهیزیه بگیرید از سال 87 تا کنون 1200 نفر از خدمات این موسسه استفاده کردهاند. افرادی که به این موسسه مراجعه میکنند با پرداخت مبلغ 750 هزار تومان میتوانند 11 قلم کالای اساسی جهیزیه شامل: یخچال 13 فوت، گاز 5 شعله صادراتی، ماشین لباسشویی دو قلو، سرویس چینی و سرویس قاشق و چنگال، سرویس کامل رختخواب، اتو بخار، آسیاب و مخلوط کن، فرش،چرخ خیاطی، یک جفت پشتی و سرویس قابلمه تفلون را بلافاصله و بدون هیچ تاخیری دریافت کنند اما افرادی که قادر به پرداخت این هزینه نیستند نیز دست خالی از این موسسه بیرون نمیروند.
به گفته یاوریان اگر فردی قادر به پرداخت مبلغ جهیزیه نباشد بعد از انجام تحقیقات محلی که معمولا کمتر از دو ماه طول میکشد میتواند از خدمات این موسسه استفاده کند. معرفی تالار عروسی، کارت دعوت، لباس و آرایش عروس،تزئین ماشین عروس، تهیه میوه و شیرینی تالار عروسی و عقد محضری زوجهای جوان فقط با مبلغ 300 هزار تومان در این موسسه انجام میشود. موسسهای برای تشویق جوانان به ازدواج سال 83، 5 نفر از کسبه بازار که دستی در کار خیر داشتند تصمیم به تاسیس موسسهای خیریه به منظور تشویق جوانان به ازدواج کم خرج و رفع موانع پیش روی جوانان در امر ازدواج گرفتند. اقدامات این موسسه که به نام پیوند دو گل ثبت شده در راستای تامین جهیزیه برای نوعروسان و برگزاری مراسم عروسی و نامزدی است. حسن ادیب زاده به همراه 4 نفر از خیرین بازار در سال 83 این موسسه را با مجوز سازمان بهزیستی کشور تاسیس کرده است.
هدف از راه اندازی این موسسه تشویق جوانان به ازدواج و رفع موانع پیش روی جوانان در امر ازدواج است. به گفته ادیب زاده مراجعه کنندگان با پرداخت 300 هزار تومان میتوانند تالار، خنچه عقد، آرایشگاه، فیلمبردار و عکاس، کارت دعوت و پذیرایی از 100 نفر با میوه و شیرینی در تالار را صرفا در استانهای تهران و البرز برگزار کنند. ادیبزاده مسئول موسسه پیوند دوگل، در خصوص تامین جهیزیه برای زوجهای جوان گفت:ستاد تامین جهیزیه این موسسه که زوجین جوان کل کشور را تحت پوشش قرار میدهد نیز 15 قلم کالای اساسی را در اختیار زوجین با هزینه یک میلیون تومان و در مدت 2روز قرار میدهد. ماه عسل قسطی طی دو سال گذشته موسسه پیوند دو گل سفر زوجین به کربلا، سوریه، مشهد، قشم و کیش را برای مدت 2 تا 5 روز در دستور کار خود قرار داده است. هزینه سفر سوریه و کربلا برای متقاضیان به صورت 20 درصد نقد و الباقی در اقساط 12 تا 24 ماهه دریافت میشود. تور کیش و قشم برای زوجین با هزینه حدود 150 هزار تومان برای هر نفر برگزار میشود. به گفته ادیب زاده تور مشهد مقدس برای زوجین نیز به صورت رایگان با هواپیما یا قطار در آیندهای نزدیک اجرایی میشود. این موسسه با 7 آرایشگاه در چهار نقطه تهران و 50 تالار عروسی برای میزبانی 100 مهمان قرار داد امضا کرده است و تاکنون 4 هزار و 500 نفر از خدمات این موسسه استفاده کردهاند. دولت به موسسات خیریه کمک کند طرح ازدواج آسان اگر چه طرح جامع و کاملی در خصوص ازدواججوانان نیست اما تا حدودی توانسته است جای خالی نهادهای دولتی را در این میان پر کند. در روزهایی که شاهد گسترش مهریههای سنگین در بین جوانان هستیم بیشک کمکهای دولت به سازمانهای مردم نهادی که در این گونه فعالیتها شرکت میکند میتوانند کمک قابل توجهی به ترویج فرهنگ ازدواججوانان و کم کردن هزینه ازدواج باشد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت ۱٢:٥٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هر ازدواج در بین کودکان علاوه بر زودهنگام بودن، ازدواج اجباری هم محسوب می شود. در برخی از کشورهای آفریقایی مانند نیجر، چاد، مالی، گینه و بورکینافاسو حدود ۸۰ درصد دختران قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی مجبور به ازدواج کردن می شوند.
دادنا: اجبار کودکان برای ازدواج در سنین خردسالی در حالی که کودک در حال کسب تجربه های ارتباط با محیط پیرامون و کسب مهارت های زندگی هستند و هنوز قادر به تجزیه و تحلیل قواعد پیچیده زندگی زناشویی و چگونگی برخورد مناسب با زوج خود در شرایط مختلف زندگی نیستند، تبعیض و ظلم بزرگی به دخترانی است که تجربه زندگی مشترک شان برای همیشه در هاله ای از ترس و تبعیض خواهد بود.
از بین مسائل مختلفی نظیر سوء تغذیه، کمبود شیر مادر، بی سرپرستی، بی هویتی فرزندان خارج از ازدواج رسمی، فقدان خدمات بهداشتی و درمانی لازم، فقر آموزشی، بیسوادی، بهره کشی جسمی و جنسی و دهها مورد دیگر، ازدواج کودک در برخی از کشورها مانند افغانستان و برخی از کشورهای خاورمیانه و قاره آفریقا یکی از مهمترین مسائلی است که گریبان دهها هزار دختر و پسر واقع در سن کودکی را به مخاطره انداخته است که با پیشگیری آن می توان میلیونها کودک را از ورطه فقر و محرومیت رها ساخت.
به گزارش یونیسف، ازدواج کودک یا ازدواج زودهنگام مربوط به ازدواج با کودک زیر ۱۸سال است. در این میان با وجودی که هر دو جنس پسر و دختر در معرض ازدواج های زودهنگام هستند ولی دختران بیشترین قربانیان این پدیده بشمار می روند.ازدواج اجباری ازدواجی است که بدون توافق معتبر یکی از طرفین یا هر دو زوج صورت می گیرد و در آن اجبار عاطفی یا بدنی یک عامل اصلی است. از این منظر بدلیل اینکه هر فرد زیر ۱۸ سالی نمی تواند اطلاعات لازم برای یک انتخاب سرنوشت سازی مانند ازدواج را براحتی بدست آورد، هر ازدواج در بین کودکان علاوه بر زودهنگام بودن، ازدواج اجباری هم محسوب می شود. در برخی از کشورهای آفریقایی مانند نیجر، چاد، مالی، گینه و بورکینافاسو حدود ۸۰ درصد دختران قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی مجبور به ازدواج کردن می شوند.
نشریه “فارین پالیسی” نگاهی تحلیلی همراه با تصاویر انداخته به این پدیده غمبار و تاسف بار در کشور محروم افغانستان.
کدام ازدواج ها پایدارترند؟ بسیاری از افراد بر این باورند بعد از ازدواج و به مرور زمان عشق زوج ها نسبت به یکدیگر کمتر می شود و در واقع عادت جای عشق و دوست داشتن روزهای اول را می گیرد اما زوج های زیادی را می بینیم که همانند روز های اول ازدواج و گاهی بیشتر به یکدیگر علاقه دارند...
حتما از خود می پرسید چگونه ؟ برای پاسخ به این سوال گفت وگوی ما را با دکتر حسین اسدی، روان شناس و مشاور خانواده بخوانید.
? آقای دکتر! چرا ازدواج بعضی از زوج ها تا سال های سال پایدار است اما زندگی مشترک برخی زوج ها خیلی دوام نمی آورد؟
این موضوع به ملاک های ازدواج افراد برمی گردد؛ اینکه فرد چه ملاک هایی برای ازدواج دارد و هنگام انتخاب همسر چقدر به این ملاک ها توجه می کند. معمولا ازدواج هایی که برپایه منطق انجام می شود و نه احساسات محض، ماندگار است و زن و شوهر به دلیل تناسب هایی که با هم دارند، خیلی خوب با هم کنار می آیند و روابط عاشقانه آنها با گذشت و درک متقابل، پایدار باقی می ماند. در مقابل، ازدواج هایی که بر اساس ملاک های ظاهری و احساسات صورت می گیرد، با گذشت زمان دستخوش تغییرات زیادی می شود زیرا وقتی زن و شوهر زیر یک سقف می روند، تفاوت ها و تضادها خود را نشان می دهد و تحت تاثیر جر و بحث ها و اختلافات، عشق و دوست داشتن به نفرت تبدیل می شود. چنین ازدواجی پایدار نخواهد بود، هر چند که در ابتدا با عشق و دوست داشتن آغاز شده باشد.
بسیاری بر این باورند باز کردن چشم و گوش قبل از ازدواج و بستن آنها بعد از ازدواج رمز یک ازدواج پایدار است. همین طور است؟
این نکته ای است که معمولا بزرگ ترها به کوچک ترها گوشزد می کنند. قبل از ازدواج باید با چشم و گوش باز طرف مقابل را بسنجیم و انتخاب کنیم اما بعد از ازدواج برای داشتن یک زندگی شیرین لازم است کمی گذشت داشته باشیم، بسیاری از اشتباه ها و خطاهای نه چندان با اهمیت طرف مقابل را نادیده بگیریم و چشم و گوشمان را روی بعضی از رفتارهای نادرست همسرمان ببندیم. مطمئن باشید به مرور زمان می توانید این اشتباه های همسرتان را با منطق مدیریت کنید و همه مسایل آنقدر حیاتی نیستند که بنیان زندگی را بلرزانند. حتی باید از ابتدا یاد بگیریم که مسایل زندگی مان فقط به ما ربط دارد و هیچ یک از اعضای خانواده یا دوستانمان را نباید درگیر مشکلات شخصی زندگی کنیم زیرا این افراد نمی توانند بدون جانبداری عاطفی به مساله نگاه کنند و چه بسا ناخواسته به این اختلاف دامن بزنند.
? یعنی برای داشتن یک زندگی پایدار بعد از ازدواج، باید درمورد اختلافات با دیگران صحبت نکنیم؟
ابتدای زندگی که هنوز با اخلاق همدیگر آشنا نیستید ، ممکن است سوءتفاهم های بسیاری پیش آید. از ابتدا باید مدیریت بحران و چگونگی حل مشکل را یاد بگیریم و با بروز کوچک ترین مشکل و اختلافی به خانواده و دوستان گله و شکایت نکنیم تا ذهنیت آنها نسبت به همسرمان خراب نشود. البته داشتن روابط متقابل با خانواده و دوستان از عوامل موثر در یک ازدواج پایدار است و برای حل بعضی از مشکلات می توان از راهنمایی ها و مشورت آنها بهره برد اما از قدیم گفته اند، وقتی گره ای با دست بازشدنی است چرا باید از دندان کمک بگیریم؟
? به اهمیت روابط خانوادگی اشاره کردید. همیشه پدرها و مادرها می گویند شما با یک نفر ازدواج نمی کنید بلکه با یک خانواده ازدواج می کنید. در این باره بیشتر توضیح می دهید؟
شخصیت هر انسانی در خانواده اش پایه ریزی می شود و اگر به این موضوع توجه کنید، درمی یابید ازدواج با کسی که از نظر خانوادگی با شما تفاوت دارد، کار سختی است. بعضی اوقات تفاوت ها آنقدر جدی و تاثیرگذارند که نمی توان از آنها چشم پوشی کرد. باور های مذهبی، خانوادگی، اجتماعی و ... از جمله تفاوت های جدی و عمیقی است که نقش مهمی در زندگی ایفا می کند. تصور کنید در خانواده ای بزرگ شده اید که رفت و آمدهای خانوادگی و دوستانه نقش مهمی در آن دارد اما فرد مورد علاقه شما در خانواده ای بزرگ شده است که با رفت وآمد و میهمانی میانه خوبی ندارد. چگونه می خواهید این دو ویژگی را با هم سازگار کنید؟ این از جمله مواردی است که اگر با تدبیر با آن برخورد شود، می تواند به نقطه قوت بدل شود. توجه به شباهت های خانوادگی، احترام به فرد مقابل و خانواده او و پرهیز از حساسیت های بی مورد می تواند به دوام زندگی مشترک کمک کند. حتی برای داشتن یک ازدواج پایدار باید سعی کنید با خانواده شریک زندگی تان دوست باشید.
? بیشتر توضیح می دهید؟
این روزها ماجرای دعواهای مادر شوهر و خواهرشوهر با عروس و همچنین اختلاف داماد و مادرزن چندان مطرح نیست. در آغاز زندگی به این مساله توجه کنید که برای هر انسانی بی شمار دوست و همسر وجود دارد؛ از دست دادن یک شریک و یک دوست فاجعه است اما از دست دادن پدر، مادر و خواهر و برادر فاجعه ای جبران ناپذیر. اگر همسر شما به راحتی بتواند برای جلب رضایت شما، پدر و مادر خود را کنار بگذارد به او اطمینان نکنید زیرا وقتی گوهر های یگانه ای چون پدر و مادر فراموش شوند، در آینده نیز برای شما جایگزین های متعددی پیدا می شود و به دست فراموشی سپرده خواهید شد، بنابراین برای داشتن ازدواجی پایدار باید جایگاه خود را بشناسید و با خانواده همسرتان روابط دوستانه ای داشته باشید. البته این تلاش باید دوجانبه باشد و به تدریج درمی یابید که با رعایت اصل اولیه نزدیکی و تشابه فرهنگی خانواده ها، چقدر این روابط صمیمانه به اتحاد و همبستگی دو خانواده و زندگی مشترک شما، کمک می کند.
? گاهی دعواهای زن و شوهر از یک اختلاف جزیی شروع می شود که با آرامش و کمی منطق حل شدنی است اما نمی توانند خشم و عصبانیت خود را کنترل کنند و اختلاف شدت می گیرد. زوج هایی که ازدواج پایداری دارند، در چنین شرایطی چه می کنند؟
این زوج ها در طول زندگی مشترک بیش ازپیش با خصوصیات اخلاقی هم آشنا شده اند و هنگامی که در زندگی به بحران می رسند، از مدیریت بحران استفاده می کنند. یعنی اگر عصبانی هستند، از هم فاصله می گیرند و در تنهایی و به دور از عصبانیت ابعاد مشکل را بررسی می کنند و هنگامی که هر دو به آرامش رسیدند، درباره مشکل ایجاد شده حرف می زنند، با درک متقابل و به روشی منطقی بحث می کنند و به نتیجه مشترک می رسند.
? به زوج هایی که می خواهند زندگی پایداری داشته باشند چه توصیه ای دارید؟
یکی از قوانین طلایی زندگی مشترک، با هم رشد کردن است . برای داشتن یک زندگی پایدار و موفق همیشه مشوق همسر خود باشید و مسایل مختلف و مورد علاقه خود را بیاموزید. به همسرتان کمک کنید تا این فرآیند را طی کند. بسیار دیده شده که یکی از طرفین مدارج ترقی را طی می کند و همسر در طول این سال ها کمک حال و مشوق اوست ولی در پایان فاصله زیادی بین دو طرف به وجود می آید که گاهی ادامه زندگی مشترک را سخت و گاهی ناممکن می کند بنابراین بهتر این است در کنار رشد فردی، رشد مشترک هم داشته باشیم تا بهتر و بیشتر یکدیگر را درک کنیم و مشاور و همراه خوبی برای یکدیگر باشیم. در عین حال، همسرتان را برای هر تلاش مثبتی، تشویق کنید.
همواره قدردان او باشید و هیچ وقت موفقیت های دیگران را به رخش نکشید. ظرفیت، توانایی ها و اعتقادات انسان ها متفاوت است، چه بسا افرادی که پایبند اصول اخلاقی و قوانین اجتماعی نباشند و یک شبه ره صدساله بروند و همسر شما نتواند چنین کاری کند. از داشتن همسری درستکار به خود ببالید و هر تلاش او را برای بهبود زندگی، ارج بنهید و تحسینش کنید. هر چند وقت یکبار هم با خرید هدیه ای حتی کوچک، عشق و وفاداری تان را نسبت به هم مستحکم تر کنید و از لحظات با هم بودن لذت ببرید.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت ۱٢:٤٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
در الگوی سنتی، پدر و مادر و یا یکی از اقوام و آشنایان، شخصی را معرفی میکردند و بعد از بررسی و چند جلسه معاشرت، زوجین زندگی مشترک خود را شروع میکردند.
به گزارش سرویس زنان جهان؛ از علل افزایش طلاق به ویژه در زوج های جوان مسائل پنهانی است که به دلیل حساسیت بالای آن و حفظ حرمت اجتماعی کمتر به آن پرداخته می شود.
خانم دکتر رقیه سادات موسوی عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه شاهد در رشته روانشناسی است و در زمینه خانوادهدرمانی تحقیقاتی را انجام داده است. مجله حورا در شماره 29 خود در حیطه آسیب شناسی روابط زوجین گفتگوی جالبی را ترتیب داده است.
طبق یافته های روانشناسی حدود 75% از اوقات روز ما صرف ارتباطات انسانی میشود و بر همین مبنا کیفیت زندگی هر شخص بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد. ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی است و مشکلات و اختلافات مربوط به ارتباط و صمیمیت از دیگر موضوعات اصلی و محوری زوجهای آشفته قلمداد می شوند.
نابسامانی
کمبود مهارتهای ارتباطی با بسیاری از مشکلات زوج ها ارتباط دارد و به نوعی می توان گفت شایعترین مشکلی که توسط زوج های ناراحت مطرح میشود عدم موفقیت در بر قراری ارتباط میباشد، به طوری که نتایج پژوهشهای محققان نشان می دهد که مشکلات ارتباطی، یکی از مشخصه های روابط زوج های درمانده است و این ویژگی می تواند مشکلات تجربه شده ی قبلی را تشدید کند. از سوی دیگر اشکال در مهارتهای بیان و دریافت با بسیاری از شکایتهای متداول زوج ها مانند : عدم تفاهم، توجه ناکافی به یکدیگر، اشکال در گوش دادن، افزایش تعارض و اشکال درحل مسائل ارتباط پیدا می کند.
مادربزرگ میگفت هنگامیکه خواستگار آمد، تنها حق داشت از سوراخ جای کلید، مجلس را تماشا کند. از آنجا هم که چیزی پیدا نبود، یا چشم و ابروی داماد را میدید یا سبیلش را یا گوشش را. هرقدر نگاهش را به این سو و آن سو چرخاند نتوانست چهره او را یکبار کامل ببیند.
همه کارها و حرفها و قرار و مدارها بهعهده بزرگترها بود تا سرانجام روز عروسی فرا میرسید: داماد را از یکطرف کوچه میآوردند، عروس را از طرف دیگر.مقابل چهره هریک آیینهای نگاه داشته بودند. آرامآرام که به هم نزدیک میشدند برای نخستین بار یکدیگر را در آیینه میدیدند؛ پس از آنکه جهیزیه عروس در خانهاش چیده شد و خطبه عقد را هم خوانده بودند.
این گونه ازدواج برای جوانان جامعه کنونی ما بهویژه در شهرهای بزرگ و نزد قشر تحصیلکرده و دانشگاهی افسانه است و پدر و مادرها از یک سو تعلق خاطر و ریشه در باورهای نسل مادربزرگ دارند که دریچه شناخت همسر آیندهاش سوراخ جای کلید بود و برای نخستین بار او را در روز عروسی میدید؛ روز شروع زندگیشان! نسلی که نه تنها با اجازه بزرگترها که با تصمیم آنها ازدواج میکرد و از سوی دیگر مسئول برآوردن خواستهها و نیازهای فرزندانشان بود. نسل جدید: نسلی با روح پیچیده، گسترده و حق طلب امروزین که اصول و قواعد و آداب ازدواج و زندگی را خدمتگزار و روشنگر و تسهیلکننده راهش میخواهد نه بند و زنجیری که به دنبال قربانی گرفتن از میان انسانهاست. برای پدر و مادرها کشیده شدن از این دو سو مرحلهگذاری است که هنوز به پایان نرسیده.
جهاز، به دارایی و مالی گفته میشود که عروس در هنگام ازدواج به خانه مشترک میبرد. این تعریف جهیزیه است که میتواند شامل پول، جنس یا مِلک باشد. اما این روزها بیشتر در سرزمین ما جهیزیه با وسایل کاملی شناخته میشود که عروسها به خانه بخت میبرند و گاهی تهیه آن دو برابر مخارج عروسی هزینه برمیدارد. هر چند همیشه از جهاز به عنوان وسایل اولیه زندگی نام برده میشود اما خواسته و ناخواسته در عرف و فرهنگ عامه، جهاز مفصل موجب احترام بیشتر عروس میشود. در این مقاله نگاهی داشتهایم به رسم جهیزیه در ایران و کشورهای دیگر جهان...
جهاز بران در تهران قدیم
در تهران قدیم چند روز قبل از سر گرفتن مراسم عروسى، مراسم جهازبران بود. براى بردن جهیزیه چند نفر طبقکش به همراه چند قاطر اجیر میشدند تا جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل کنند که عدهاى نقارهزن نیز آنها را همراهى و در طول راه به هنرنمایى مىپرداختند. قبل از رسیدن این گروه به خانه داماد، چند تن جلوتر به خانه داماد رفته و جاهایى از منزل داماد را که براى سکونت عروس در نظر گرفته شده بود نظافت و به اصطلاح آب و جارو مىکردند. هنگامى که جهیزیه به خانه داماد منتقل مىشد، فردى از طرف خانواده عروس صورت اسبابى را که آورده بودند به داماد نشان مىداد و از وى رسید مىگرفت. علاوه بر آن دادن انعام به طبقکشها و نقارهچىها جزو وظایف داماد محسوب مىشد. طبقکشها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند نقل و پارچههاى کف طبقها را که به منظور تزیین، تدارک دیده شده بود براى خود بردارند. ضمن اینکه وسایل جهیزیه طبق توافقى که قبلاً میان خانوادههاى عروس و داماد صورت پذیرفته بود، تهیه مىشد. در بعضی نقاط قبل از بردن جهیزیه آن را به تماشا میگذارند و زنان و دختران به «جهازتماشا» میآیند. معمولا اقلام جهیزیه را قبل از بردن صورت میگیرند.
جهیزیه در ترکمن ها
در میان ترکمن ها، تهیه لوازم زندگی مشترک که همان جهیزیه باشد بیشتر به عهده داماد است. در گذشته دورتر البته خانواده عروس مبلغی را به عنوان باشلق از خانواده داماد برای خرید لوازم زندگی میگرفتند که در حال حاضر این رسم تا حدود زیادی منسوخ شده است، شاید برایتان جالب باشد اگر یک نمونه از اسباب و اثاثیهای که در سال 1338، برای نوعروس ترکمنی با مبلغ باشلق خریداری شده را بخوانید:
مبلغ باشلق: 12 راس گوسفند + 1500 تومان پول نقد
اسباب و اثاثیه تهیه شده: دو تخته پتو، سه عدد اشرفی، گردنبند از ملهو و میخک، گردنبند از منجوق عقیق و مرجان، شش عدد افسار اسب، خورجین یک عدد، طناب 8 لایه، یک عدد نمکدان و قندان ، ظرف: یک عدد کاسه زردرنگ
لباس: چارقد و دستمال از هر کدام یک عدد، شیشه اعلا یک عدد، پیراهن یک عدد. نوعی از جهاز بران
جهاز تماشا در گیلان
در گیلان همزمان با بردن عروس به خانه داماد یا کمی پیش از آن، جهاز (جهیزیه) را نیز در خوانچههایی برسر میگیرند و به خانه داماد میبرند و هرچیز را در جای خود میچینند.
در بعضی نقاط قبل از بردن جهیزیه آن را به تماشا میگذارند و زنان و دختران به «جهازتماشا» میآیند. معمولا اقلام جهیزیه را قبل از بردن صورت میگیرند.
تاریخچه جهیزیه در قم
خانواده عروس معمولا باتوجه به وسع مالی خود، اسباب و لوازم مورد نیاز دختر را تهیه میکردند. قبل از عروسی معمولاً خانواده عروس هدایایی تحت عنوان «خلعتی» برای خانواده داماد میفرستد؛ برای مثال لباس و لوازم شخصی داماد، کت و شلوار، پیراهن پدر و برادرها و شوهرخواهرها و چادر مشکی و لباس و روسری برای مادر داماد، خواهرها و جاریها. بعد از آن، خانواده داماد پس از دریافت خلعتی، به عنوان جبران، هدایایی که معمولاً بخشی از زندگی خود عروس بود تهیه و به خانه عروسی میفرستد؛ مانند فرش، پشتی، ظروف، قابلمه و دیگ، متکا، صندوق، چراغ، ظروف مسی، یک دست رختخواب، دوتاگلیم کهنه یا نو، قزقون مسی، یک دست پیش دستی.
دو یا سه شب قبل از عروسی، مراسم جهیزیه برون انجام میشد؛ یعنی خانواده داماد در خانه عروس حضور مییافتند، بعد سیاهه جهاز تهیه میشد، عدهای از زنان، وسایل جهاز را یک به یک میآوردند وچند نفر آن را قیمت میکردند و سپس قیمتها را جمع آوری میکردند و بعد لیست اقلام تهیه شده را داماد و پدر داماد امضا و انگشت میزدند. بعد جهیزیه را به همراه چند نفراز خانواده عروس به خانه داماد برده آنها را در خانه داماد و عروس میچیدند.
موقع عقد (در مجلس عقد) یک قاعدهای بود که فلان مقدار از جهیزیه را باید تهیه کنند و از داماد مبلغی به عنوان شیربها میگرفتند. جهاز را بیشتر با دست میبردند و روی سر میگذاشتند تا به منزل داماد ببرند. هنگام بردن جهیزیه شادی میکردند و حتی ساز میزدند.
خانواده و زندگی - تنظیم برای تبیان: کهتری
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۸ساعت ۱٢:٠٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
به همت اداره تبلیغات اسلامی جزیره قشم و با همکاری حوزه علمیه خواهران، مسابقه حجاب و عفاف در قشم برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) شعبه هرمزگان، حجت الاسلام والمسلمین «احمد غلامی»، سرپرست اداره تبلیغات اسلامی جزیره قشم، اظهار کرد: این مسابقه به مناسبت روز عفاف و حجاب و با همکاری حوزه علمیه خواهران جزیره قشم ویژه خواهران در این شهرستان برگزار شده است.
وی گفت: عفاف و حجاب از دیدگاه قرآن، نقش حجاب در تحکیم خانواده، نقش حجاب و پوششزن در سلامت روان، حجاب در ادیان مختلف، آثار اجتماعی بدحجابی و نقش حجاب در بیداری اسلامی از اهم موضوعات این مقاله است.
حجت الاسلام غلامی در پایان گفت: علاقمندان میتوانند مقالات خود را تا پایان 20 تیرماه سال جاری به تبلیغات اسلامی قشم تحویل دهند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ۱۱:۳۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
جوانی که انتظار دارد که زندگی او سرشار ازعشقو محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستی هایی داشته، همیشه نگران است که مبادا روابط گذشته او آثار بدی در زندگی اش گذارد...
1. ترس از افشای ارتباط های گذشته
جوانی که انتظار دارد که زندگی او سرشار ازعشقو محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستی هایی داشته، همیشه نگران است که مبادا روابط گذشته او آثار بدی در زندگی اش گذارد و هر آن احتمالافشای آن سبب بروز مشکلاتی گردد، به ویژه در بافت اجتماعی جامعه اسلامی ما.
این خانم ها برای اینکه رد کردن درخواست های ازدواج شان را برای خود و دیگران معقول نشان می دهند سعی می کنند در فرد مورد نظر عیب و ایرادی پیدا کنند
اخیرا فیلمی تماشا می کردم که در آن جنیفر لوپز نقش دختر خانمی مجرد و موفق را ایفا می کرد. اما او در آستانه 40 سالگی به ناگاه متوجه می شود مسیر زندگی شخصی و شغلی اش آنگونه که می خواسته نبوده است ؛ پس تصمیم می گیرد زندگی اش را تغییر بدهد. در زندگی جنیفر هیچ مردی وجود ندارد ، اما او تصمیم می گیرد در اولین فرصت ازدواج کند. در همین دوران او با مردی اشنا می شود و ....باقی داستان را خودتان حدس بزنید.
بعد از اینکه فیلم را تماشا کردم متوجه این نکته شدم که جنیفر در طول زندگی مجردی اش و مواجه با افرادی که در اطرافش بودند خطاهای بسیاری را مرتکب می شد.همانگونه که بسیاری از دختر خانم های مجرد اینکار را می کنند:
ازدواج از مهم ترین انتخاب ها در زندگی هر فرد است . انتخابی که نیاز به شناخت و آشنایی طرفین در آن ضرورت دارد و هر یک از دختر و پسر باید در دامنه ای از زیر بناهای اعتقادی ، اخلاقی، خانوادگی ، فکری و شخصیتی دارای همسانی و هماهنگی با یکدیگر باشند . درست است که وجود برخی از تفاوت ها هم می تواند به رشد افراد و جذابیت ارتباطی بیافزاید اما روان شناسان امروزه معتقدند که شباهت ها خیلی بیش از تفاوت ها در موفقیت امیز بودن یک ازدواج موثر است . لذا لازم است تا وجوه مشترک خود را در حیطه های بالا بررسی نمایید. چه اینکه اگر افراد در بعد اعتقادی از فاصله و اختلاف زیادی برخوردار باشند می تواند این ازدواج را با خطر مواجه سازد . یکی از حیطه های مهم مورد بررسی در ازدواج پس از زیر بنای اعتقادی ، می تواند شخصیت افراد باشد . میگویند اگر دنبال همسر ایدهآلتان میگردید، راهش این است که اول، شخصیت خودتان را بشناسید و بعد براساس شخصیت خودتان، دنبال شخصیتی بگردید که با شما سازگار باشد. اگر شما هم این تئوری را قبول دارید، با ما همراه شوید...
ازدواج مانند تولد و مرگ، یکی از اتفاقات مهم زندگی هر فردی به حساب میآید و از اینرو سوالات مختلفی درباره این دوره از زندگی و بویژه آغاز آن وجود دارد که باید توجه ویژهای به آنها داشت.
سوالاتی مانند چه زمانی مناسبترین سن ازدواج است؟ اختلاف سنی مناسب در ازدواج چقدر است؟ و... این سوالها به همراه هزاران سوال دیگر در ذهن همه افراد وجود دارند. البته عوامل بسیاری از جمله مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در تعیین جواب هریک از این سوالها نقش دارند. از اینرو مروری بر سن ازدواج در سایر کشورها و فرهنگها و همچنین آداب و رسوم آنها میتواند برای ما جالب باشد. ازدواج کردن فقط به این دلیل که فکر کنیم زمانش رسیده، ایده کاملا اشتباهی است. هرکس باید زمانی ازدواج کند که از نظر عقلی و احساسی آمادگی پذیرش زندگی جدید را داشته باشد.
در هیچ کشوری و با هیچ فرهنگی، یک سن مناسب جادویی و خاص برای ازدواج وجود ندارد. در بیشتر فرهنگها، متوسط سن ازدواج بین 18 تا 23 سال برای دختران و 19 تا 25 سال برای پسران است؛ اما به عنوان مثال در اروپای غربی افراد ترجیح میدهند تا اواخر دهه دوم زندگی (اوایل 30 سالگی) مجرد بمانند؛ اما در اروپای شرقی مردم اغلب در اواسط دهه دوم عمر یعنی حدود 25 سالگی ازدواج میکنند و در آسیا نیز سن ازدواج به شرایط گوناگونی چون زندگی در شهر یا روستا، سطح تحصیلات، سطح فرهنگی خانوادهها و... بستگی دارد؛ اما در بیشتر کشورهای آسیایی جوانان بین سنین 18 تا 25 سال ازدواج میکنند.
در سالهای اخیر در تمام کشورها با فرهنگهای مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به سالیان گذشته تفاوت کرده و افزایش نشان میدهد. افزایش میانگین سن ازدواج در بیشتر جوامع، پدیدهای است که در دهههای اخیر همه آنرا پذیرفتهاند
متوسط سن ازدواج در بیشتر کشورهای صنعتی افزایش یافته است، اما این مساله مختص به کشورهای صنعتی نیست؛ کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعهیافته نیز با این موضوع مواجه هستند. البته افزایش سن ازدواج در خانمها بیشتر دیده میشود.
عواملی چون مسائل اقتصادی و فرهنگی، نقش مهمی در تعیین سن ازدواج در کشورهای مختلف دارند. در بعضی کشورها، اعتقادات دینی هم از جمله عوامل بسیار مهم و تعیینکننده در این موضوع است. به عنوان مثال در آمریکا، متوسط سن ازدواج با توجه به شرایط اجتماعی، آداب و رسوم خانوادگی و حتی موقعیت جغرافیایی و محل زندگی افراد تفاوت میکند. در یک نگاه کلی، افرادی که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند، ترجیح میدهند دیرتر ازدواج کنند و بچهدار شوند. آنها معمولا تا 30 سالگی مجرد باقی میمانند؛ اما ساکنان مناطق روستایی معمولا زودتر و در اوایل دهه دوم زندگی ازدواج میکنند.
در کشورهایی چون هند و پاکستان که این سنت وجود دارد که والدین مراسم عروسی فرزندانشان را برگزار میکنند و هزینهها بهعهده پدر و مادر عروس و داماد است، متوسط سن ازدواج 17 سال است و بیشتر دختران در 15 سالگی ازدواج میکنند.
زندگی شهری، تحصیلات، آزادی و فعالیت بیشتر زنان در محیطهای کاری، وجود رسانهها و... همگی شیوه زندگی و الگوهای فکری افراد را تغییر دادهاند و این بدان معناست که افراد کنترل زندگی خود را بیشتر به دست گرفتهاند و برای ادامه زندگی خود تصمیم میگیرند.
به عنوان مثال در کشورهایی چون هندوستان علیرغم حفظ احترام والدین، دختران و پسران دیگر حاضر به ازدواجهای کورکورانه و بدون شناخت نمیشوند. بکوشید خودتان را بشناسید. بدانید که در زندگی چه چیزی میخواهید؟ چه چیزی میخواهید به دیگران ارائه کنید و چگونه؟ پس با هدف زندگی کنید و آنگاه شما میتوانید دید مناسبی نسبت به زندگی داشته باشید.
برای انتخاب همسر، به شباهت ها دقت کنیدو همسری را بر گزینید که تا حدودی شبیه خودتان باشد.و درست است که تضادها و تفاوت ها، زندگی را خیلی هیچان انگیز تر و جالبتر میکنند ولی ...
روانشناسان و جامعه شناسان هم تحقیقاتی انچام داده اند و از روی آمار طلاق و همین طور زندگی زناشویی موفق به این نتیجه رسیدندکه وجود بعضی شباهت ها ضروری است و وجود بعضی تفاوت ها نیز کاملا مسئله ساز است. بد نیست که شباهت های ضروری و تفاوت های مسئله ساز را بشناسیم و روشن کنیم ،به شرطی که اگر مجردید تا جای امکان آن ها را در انتخاب همسر به کار ببندید و اگر متاهلید،و متوجه شدید شباهت ها بین شما و همسرتان وجود نداردو یا بر عکس تفاوت ها،بین شما زیاددیده می شود،سعی کنیداز عنصر درک وخود را به جای دیگری گذاشتن،بیش تر و بیشتر استفاده کنید. به این ترتیب می توانید شباهت ها و تفاوت ها را عمیق تر درک کنیدو در مورد آن ها بیشتر به همسر خود حق بدهید و به تدریج به هم نزدیکتر شوید.
ازدواج اگر در چهارچوب درستی نباشد، به جای اینکه آرامشدهنده باشد آرامش را برهم میزند و یا به جای اینکه با کسی رابطه صمیمانهای پیدا کنیم، ممکن است همیشه با او زندگی کنیم، اما کاملا تنها باشیم. بنابراین، باید در زمان انتخاب همسر چند تناسب کلیدی را در نظر بگیرید که در صورت وجود نداشتن هر کدام از آنها، ازدواجتان با خطر از بین رفتن رو به رو می شود.
تناسب خانوادگی شما در بستر خانواده تان شکل میگیرید. چهارچوب هر خانواده هم با خانواده دیگر فرق میکند؛ یعنی هر خانواده بسته به زمینه فرهنگی و تربیتیای که دارد در فرد تأثیر متفاوتی میگذارد. تا جایی که جان واتسون- پدر روانشناسی- میگوید: پنجاه نوزاد به من بدهید و بگویید چه شخصیتهایی لازم دارید؛ دانشمند، پلیس، قاضی، دزد و... چه میخواهید؟! من مطابق سفارش شما بیست سال بعد این افراد را تحویل میدهم. در واقع او میخواهد بگوید که تربیت، نقش بسیار پررنگتری از زمینههای دیگر مثل ژنتیک دارد.
این مطلب بخشی از یکی از نامههای نادر ابراهیمی به همسرش است توصیه می شود که همه این نامه را بخوانند. .
همسفر! در این راه طولانی که ما بیخبریم و چون باد میگذرد بگذار خرده اختلافهایمان با هم باقی بماند خواهش میکنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقهمان یکی و رویاهامان یکی. همسفر بودن و همهدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست. و شبیه شدن دال بر کمال نیست، بلکه دلیل توقف است
عزیز من! دو نفر که عاشقاند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند. اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق و یکی کافی است. عشق، از خودخواهیها و خودپرستیها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست . من از عشق زمینی حرف میزنم که ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.
عزیز من! اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد . بگذار در عین وحدت مستقل باشیم. بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.. بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید . بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم ،اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند. بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل . اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست . سخن از ذره ذره واقعیتها و حقیقتهای عینی و جاری زندگی است. بیا بحث کنیم. بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم. بیا کلنجار برویم . اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم. بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگیمان را، در بسیاری زمینهها، تا آنجا که حس میکنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی میبخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ کنیم. من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم کنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم. بیآنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم . عزیز من! بیا متفاوت باشیم.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:٥٩ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
1- مردم فیجی اعتقاد دارند، روح مرد مجرد به بهشت نمی رود و چنانچه مردی پیش از ازدواج از دنیا برود، روحش به خاکستر تبدیل شده و تا ابد در عذاب می ماند. 2- مردم جزیره ای کوچک در فیلیپین معتقدند زن تا پیش از ازدواج دارای روح نیست. 3-در گذشته در روم، عروس ها به جای دسته گل دسته ای سیر یا رزماری به دست می گرفتند که نشان باروری و خوش یمنی بود. 4- از آنجا که سفید، رنگ عزاداری در برخی کشورهای شرقی است، هندی ها معتقدند لباس عروس نباید سفید باشد. 5- لاس وگاس با سالیانه 100000 زوج، بزرگترین مقصد ماه عسل های جهان است و بعد از هاوایی با 25000 ماه عسل در سال قرار دارد. 6- حلقه ازدواج در انگشت سوم دست چپ انداخته می شود زیرا مصریان معتقدند بودند رگی از این انگشت مستقیم به قلب می رود. 7- تور روی سر از قدیم نشان معصومیت و محافظت او از ارواح خبیث بود. در قدیم تور روی سر عروس به رنگ های زرد و قرمز و آبی نیز پوشیده می شد. تور سفید از دوران ویکتوریا مد شد و نشان این بود که عروس به قدری کافی ثروتمند است که بتواند سفید بپوشد. 8- در بسیاری از فرهنگ ها، داماد، عروس را در شب عروسی می دزدید و دوستان داماد نیز در این کار او را یاری می کردند. هنگام جاری شدن عقد داماد در سمت راست عروس می ایستاد و دست راست داماد برای استفاده از شمشیر جهت مبارزه با رقیب احتمالی آزاد می مانند. 9- تعدادی ساقدوش مامور ریختن گل در مسیر رسیدن عروس و داماد به محراب می شدند تا با این حرکت نمادین، مسیری شاد و زیبا برای زندگی آتی آنها بسازند. 10- در برخی کشورهای شرقی، ریختن دانه های برنج روی سر عروس و داماد، نوعی دعای باروری و نیکروزی است. 11- مهمانان درجه یک در برخی کشورها و در دوران گذشته تکه هایی از دنباله لباس عروس را به عنوان دفع شر، پاره می کردند. 12- کیک عروسی از زمان روم باستان نشانه شادی و خوشی بوده و در قرون وسطی، رسم بوسه عروس و داماد در کنار کیک، پررنگ شده است. 13- در برخی کشورهای آفریقایی دعای "امیدوارم 12 فرزند برای داماد بیاوری" نوعی آرزوی خوشبختی برای عروس است. 14- در اروپای قدیم کفش نوعی وسیله مقدس به شمار می رفت چرا که موجب بالا آمدن فرد از سطح زمین می شد و رسم بود در شب عروسی پدر عروس یک جفت کفش به داماد هدیه دهد و با این کار اختیار دختر خود را به او بسپارد. 15- در بریتانیای قدیم رسم بود که عروس در شب عروسی جاروی گردگیری شومینه را ببوسد زیرا جارو جهت زدودن خاکستر استفاده می شد و با این کار عروس متعهد به زدودن تیرگی های خود می شد! 16- در افغانستان قدیم داماد جهت خواستگاری تکه ای از موی عروس را می برید یا تکه ای آشغال به سمت عروس پرت می کرد! 17- در برخی کشورهای بودایی دختران از 9 سالگی شروع به دوختن لباس عروس خود می کنند و اگر تا پیش از 14 یا 15 سالگی ازدواج نکنند، ترشیده محسوب می شوند. 18- عروس های یونانی باور داشتند گذاشتن مقداری شکر یا قند در لباس عروسی، در زندگی آینده شان شادی به همراه می آورد. 19- به عنوان نماد باروری مردم ایرلند، پای مرغی آماده تخم گذاری را در شب زفاف به تخت عروس و داماد می بستند. 20- از آنجا که مرغابی ها یک بار جفت گیری کرده و تا آخر عمر با جفت خود می مانند، در کره رسم است که بهترین دوست داماد دو مرغابی چوبی را به عنوان کادوی عروسی به داماد بدهد. 21- در مصر نزدیکان عروس او را نیشگون می گیرند تا این نیشگون ها برایشان خوشی و شانس از سوی عروس و داماد به همراه بیاورد. 22- در هند ازدواج نمادین با درخت نوعی سنت نیکو و عبادت است. 23- در عربستان، پاکستان و حتی شهرهایی از ایران، دختری که بکارت خود را قبل از ازدواج از دست بدهد، به همراه معشوق خود به مرگ محکوم می شود. 24- عروسی متوسط در آمریکا 175 مهمان دارد. 25- در فرقه یهودیت در صورتی که جشن عروسی مربوط به آخرین دختر مجرد مادر عروس باشد، تاجی از برگ روی سر مادر عروس گذاشته و مهمانان دور او می رقصند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:٥۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هیچ کس منکر این نیست که ازدواج خوب است اما اول باید تکلیفتان با خودتان معلوم باشد که اصلا برای چی دارید ازدواج می کنید؟ نگویید ازدواج کردن دلیل نمی خواهد. اگر شما خدایی نکرده در نا خوداگاه قصد بی منطقی برای ازدواج داشته باشید ممکن است بعدا دچار مشکلاتی شوید که حل کردنش به فکر هیچ عاقلی نرسد. پس حواستان را جمع کنید!
خیلی ها به خاطر این ازدواج می کنند که به خانوادهایشان دهن کجی کرده باشند. در این ازدواج ها فکر و ذکر فقط لج کردن با خانواده است و نه پیدا کردن یک شریک خوب برای زندگی. خب این دیگر گفتن ندارد که شما حتی اگر با این کار از پدر و مادرتان انتقام بگیرید، باز هم دودش به چشم خودتان می رود. چون این بار هم خانواده را از دست داده اید و هم پشتوانه ای برای روزهای سخت زندگی دو نفره تان نخواهید داشت.
2. جستجوی استقلال
معمولا آدمها اول باید مستقل شوند تا بعد بتوانند ازدواج کنند. اما گاهی قضیه بر عکس می شود. بعضی ها م ی خواهند به وسیله ازدواج که یک دلیل بیرونی است، مستقل شوند یعنی خودشان را با ازدواج مجبور به استقلال کنند. اگر شما موفق شدید یک پارچ آب را با قاشق چایخوری بخورید، در این کار هم موفق می شوید. البته که فرض محال محال نیست اما قیمت این فرض خیلی بالاست! 3. التیام یک رابطه شکست خورده
این هم از آن دلایل پیچیده است که خیلی ها بی توجه به آن تن در می دهند. این که در یک رابطه عشقی به هر دلیلی شکست خورده اید و نه شنیده اید و حالا می خواهید از راه ازدواج با یک آدم جدید به خودتان ثابت کنید که می توانید عزت نفستان را بازگردانید. این هم اشتباه است چون انگیزه ازدواج یک رابطه دیگر است و نه رابطه با آدم جدید. 4. فشار خانواده و اجتماع
زن بگیر، موهات داره رنگ دندونات میشه، داری تو خونه می ترشی !... کافی است چندتا دختر معرفی کنند و بگویید نمی خواهم یا چندتا خواستگار بیاید و رد کنید، آن وقت است که سیل حرف و حدیث های این طوری از هر طرف به سویتان جاری می شود. انصافا فشار روانی بسیاری به آدم وارد می کند. 5. ازدواج اجباری
خوشبختانه دوره این کار در حال ور افتادن است. اما خیلی پیش می آید که پدر و مادری از روی مصلحت یا خودخواهی، یا هر دلیل دیگری فرزند بینوا را مجبور می کنند که با یک نفر به خصوص ازدواج کند. خودتان تصور کنید که با شرایط امروز چه زندگی ای در پیش روی این زوج اجباری است. 6. نیاز جنسی
یعنی اینکه یک نفر فقط و فقط به خاطر نیاز جنسی اش ازدواج کند و نه چیز دیگر... مسلما بی خردی بزرگی است.
احترام گذاشتن به خواسته های پدر و مادر واجب است اما نه این که اگر والدینتان اصرار کردند که با کسی ازدواج کنید برای به دست آوردن دل آنها چشم روی خواسته خود ببندید و برای همیشه خود را اسیر رویاهای آنها کنید
7. دلایل اقتصادی
بعضی وقتها دختر و پسر در انتخاب همسر، فقط به پول طرف مقابل نگاه می کنند تا بعد از ازدواج به واسطه خانواده همسر به یک نان و نوایی برسند.حالا تصورش را بکنید که بعد از ازدواج خانواده پولدار ورشکست شوند، دیگر به چه امیدی می شود آن زندگی را ادامه داد.یعنی طرف ازدواج کند به این دلیل که به واسطه ی خانواده زن یا شوهر و با خود طرف مقابل، پول پله ای بهم بزند و به رفاه اقتصادی برسد. 8. تنهایی و استقلال
بعضی موقع ها یک نفر به خاطر اینکه تنهاست و دارد مستقل زندگی می کند، تصمیم به ازدواج می گیرد بدون اینکه شرایط ازدواج را داشته باشد. وقتی که احساس تنهایی می کنید و به تنگ آمده اید، احتمال آن که انتخاب های ضعیف تری بکنید بالا می رود و در نهایت از روابطی سر در خواهید آورد که چیز زیادی برای شما ندارند. 9. احساس گناه یا ترحم
اگر دل ادم برای یک نفر بسوزد و به همین خاطر با او ازدواج کند، معلوم است که رابطه آنها نمی تواند مثل زن و شوهرعای معمولی عادلانه و برابر باشد. اینطوری حتما کسی که دلسوزی کرده بعدها احساس قربانی بودن پیدا میکند. 10. احساس کمبود یا تهی بودن دلیل نادرست ازدواج
بعضی از احساس کمبودها و احساس تهی بودن ها هیچ ربطی به ازدواج کردن یا نکردن ندارد و از جاهای دیگری نشأت گرفته است. بعضی افراد فقط به خاطر این احساس کمبود ازدواج می کنند و این هم اشتباه است. این افراد می خواهند طرف مقابلشان نواقص کودکی شان را بر طرف کند. آنها با این عمل خود مسولیت پذیری را از خود منع می کنند و از طرف مقابل توقع دارند تا نقش پدر و یا مادر را برای آنها بازی کند که ممکن است به زودی موجب خسته شدن طرف مقابل شود. ضمن اینکه هر رابطه صحیح الزاما به خودی خود التیام بخش هم خواهد بود اما با توقعات نا به جا عاشق شدن عواقب خوبی ندارد. 11. احساس گناه
زمانی که ادامه یک ارتباط باعث به وجود آمدن این احساس می شود که اگر ازدواج نکنم به طرف مقابل ضربه خواهد خورد. ازدواج شما نه به خاطر مصلحت بلکه به خاطر فرار از احساس گناه بوده و در آن حال یک طرف نقش ناجی را بازی خواهد کرد که با مصلحت ازدواج منافات دارد. 12. ازدواج ابزاری
گاهی انگیزهی اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روانشناختی به زیستن با فرد مقابل نیست؛ بلکه او وسیلهای برای رسیدن به هدفهای دیگر میشود. برای نمونه، خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامهی زندگی مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولی مسائل فرهنگی، استرسهای متعددی را به دنبال داشته است؛ بنابراین گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگی و ... صورت میگیرد. در چنین فضایی، امکان سازگاری با مشکلهای زندگی، ضعیف بوده و در نهایت، ضریب ریسک این ازدواجها، بالا میباشد. 13. ازدواج به خاطر آرزوهای پدر و مادر
احترام گذاشتن به خواسته های پدر و مادر واجب است اما نه این که اگر والدینتان اصرار کردند که با کسی ازدواج کنید برای به دست آوردن دل آنها چشم روی خواسته خود ببندید و برای همیشه خود را اسیر رویاهای آنها کنید.
منبع :
برگرفته از همشهری جوان، انجمن روان شناسی ایران
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:٤٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
خبرنامه دانشجویان ایران: احتمالاً پدر و مادرم مخالفت میکنند، صحبت با اینها با خود شما و دیگه اینکه من میخوام بدون مهریه ازدواج کنم. شما وقتی میرید پدرم رو راضی کنید، مهر تعیین نکنید.
به گزارش برنا در کتاب قطور تاریخ فصل جدیدی به نام انقلاب اسلامی و به نام انسان نوشته شده است. این فصل از جنس بهار است ولی به رنگ سرخ نوشته شده است و خزانی به دنبال ندارد. این فصل داستان تجدید عهد انسان در روزهای پایانی تاریخ است و برای همین با خون و اشک نوشته شده است؛ خونی که یک روز در این سرزمین بر خاک ریخته شد و اشکی که روزی در وداع، گوشه چادری پنهان شد و روزی دیگر بر سر مزاری به خاک فرو شد؛ و امروز باز هم جاری میشود تا یک بار دیگر گرد و غبار ناگزیر زمان را از چهره سرداران روزهای انتظار بشوید. در کتاب قطور تاریخ فصل جدیدی نوشته شده که سخت عاشقانه است.
دفتری از فصل قطور تاریخ مربوط به زندگی، ازدواج و شهادت محمدابراهیم همت میشود که بخشی از آن را که از کتاب نیمه پنهان ماه 2 آوردهایم، در زیر میخوانید:
تولد: 12 فروردین 1334 ورود به دانشسرای اصفهان: 1352 اعزام به کردستان: خرداد 1359 ازدواج با ژیلا بدیهیان: دی 1360 شهادت: 16 اسفند 1362
جوانی که از در آمد تو؛ لباس سپاه تنش نبود، یک پیرهن چینی داشت و لبه جیبش عکس امام را زده بود که میخندید. شلوارش کُردی بود، هر چند به او نمیآمد کُرد باشد. جثهاش نحیف بود، ریشش بیش از معمول بلند و نگاهش... نگاهش دختر را یاد اهواز انداخت، یاد روزهای بچگی؛ اهواز، تهران، تبریز؛ به خاطر شغل پدرش ایران را یک دور گشته بودند. رو کرد به دوستش، گفت: «بین برادرهای کُرد چه برادرهای خوبی پیدا میشن!» دوستش خندید، گفت: «برادر همت از بچههای اصفهانه. من توی دانشسرا باهاش همکلاس بودم. اینجا مسوول روابط عمومی سپاهه.»
سرش را از روی بالش برداشت و نیمخیز شد، همت را دید. مثل دفعه پیش همانجا در قاب در ایستاده بود. کفشهایی شبیه به گالش به پا داشت و خاک و گل تا پاتاوههایش میرسید؛ لابد تازه از منطقه میآمد. دختر خواست تعارفش کند بیاید تو، اما نتوانست، گلویش خشک شده بود، از او میترسید. فقط زیر لب سلامش را علیک گفت و هر دو ساکت شدند. همت این پا و آن پا شد و به موهایش که از گرد و غبار قدری کدر بود، دست کشید. بعد با متانت شروع کرد صحبت کردن؛ امروز این قدر کشته شدند، چند نفر اسیر گرفتیم، چه مناطقی آزاد شدند... همه را توضیح داد و از همان دمِ در برگشت. دختر خندهاش گرفت. با خودش فکر کرد «مگه من فرماندهاش هستم که اومد و همه چیز را به من گزارش داد!»
به حاجی گفتم:«خانواده من تیپ خاص خودشون رو دارند. چندان مذهبی نیستند و از سپاهیها هم خوششون نمیآد. احتمالا پدر و مادرم مخالفت میکنند، صحبت با اینها با خود شما و دیگه اینکه من میخوام بدون مهریه ازدواج کنم. شما وقتی میرید پدرم رو راضی کنید، مهر تعیین نکنید.»
چقدر ادعا داشت آن روزها! چقدر خودش را حزباللهیتر از حاجی میدانست! وقتی قرار شد قبل از عقد با هم صحبت کنند او را قسم داد، گفت «زندگی من باید همه چیزش برای خدا باشه. اگر لله میخواید با من ازدواج کنید، صحبت کنیم.» اما حالا میداند، یعنی حس میکند که اینها نبود. عشق و عاشقی هم نبود؛ از حاجی تا همان لحظه عقد خوشش نمیآمد، حتا بدش میآمد! یک جور توفیق بود یا رحمت، یک خوبی که خدا خواست و به او رسید؛ انگار سهم او باشد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:٤٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
سال90 در یونسکو صورت میگیرد ثبتجهانی ازدواج و موسیقی اقوام ایرانی جام جم آنلاین: اوایل سال آینده مراحل ثبت جهانی مراسم ازدواج و موسیقی اقوام ایرانی در فهرست جهانی یونسکو بهپایان میرسد تا این امر نشانی دیگر از توجه جهانیان به فرهنگهای ایرانی باشد. سید مسعود علویانصدر ، معاون حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی روز گذشته در حالی این موضوع را به خبرگزاری فارس اعلام کرد که به گفته او در چند سال اخیر در بحث میراث معنوی، باب جدیدی باز شده است که میتواند موضوع حفاظت از این مجموعه گرانبهای ایرانیان را بیشتر مورد توجه قرار دهد.
در طول 3 سال اخیر 7 اثر از مجموعه میراث معنوی ایران در فهرست آثار معنوی جهانی به ثبت رسیده است که کارشناسان معتقدند این امر توانسته نگاه جهانی را بیشتر به سمت آیینهای ایرانی بچرخاند. آیینهای معنوی تعزیه، آیینهای پهلوانی،موسیقی مقامی شمال خراسان، مهارتهای سنتی بافت فرش فارس و کاشان در کنار موسیقی ردیف دستگاهی ایران به ثبت رسیدهاند.
نوروز یکی دیگر از این آیینها بود که چندی پیش به طور مشترک میان ایران و 9 کشور دیگر جهان به ثبت رسید به عقیده مسوولان سازمان میراث فرهنگی این ثبت مشترک میتواند به مانایی بیشتر این آیین جهانی بینجامد.
علویان در این باره میگوید: اگر ما توانستیم نوروز را به عنوان مهمترین پرونده زنجیرهای بینالمللی به ثبت جهانی برسانیم و گستره ایران فرهنگی را در حوزههای مختلف جغرافیایی نشان دهیم، اینک افتخار میکنیم که فرهنگ سنتی و فاخر ازدواج اقوام ایرانی را به همراه گوشههای دیگر موسیقی نواحی کشورمان به ثبت یونسکو برسانیم.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:٤٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
امروزه یکی از دلایل همسران جوان که حاضر به ادامه زندگی زیر یک سقف نیستند، ازدواج بدون شناخت کامل از یکدیگر است. نگاهی به پروندههای موجود در دادگاه خانواده نشان میدهد بسیاری از همسران متقاضی طلاق بدون شناخت و آگاهی کامل از یکدیگر اقدام به ازدواج و تشکیل خانواده میکنند.
در برخی اوقات، زوجهای جوان بعد از عقد رسمی یا به اصطلاح دوران عقد موفق به شناخت نسبی از هم میشوند و به این آگاهی میرسند که در بسیاری از موارد با یکدیگر اختلافنظر و سلیقه دارند. چرا خیلی از جوانان بدون شناخت تن به ازدواج میدهند، در حالی که تصور میکنند یا علاقه و مرور زمان همه چیز را حل میکند یا برای کاهش فشار جامعه مجبور به ازدواج هستند؟
پژوهشها و یافتههای انجام شده در این زمینه نشان میدهد برخی جوانان از روی اجبار خانواده ازدواج میکنند یا اینکه بعضی از جوانان برای آنکه از خانواده خود جدا شوند و آزادی بیشتری پیدا کنند و به عبارت دیگر تحت فشار والدین خود نباشند، تشکیل خانواده میدهند. بررسیهای انجام شده حاکی از آن است که 80ـ70درصد پسران هدف از ازدواج خود را بهدنبال کسب موقعیت بهتر و شرایط رفاهی مناسب برای زندگی میدانند که با وصلت با دخترانی از خانوادههای مرفه حاصل میشود. از سوی دیگر بیشتر ازدواجها در کشور ما ـ نزدیک به 80 درصد ـ به شیوه سنتی (خواستگاری) صورت میگیرد که در این صورت زوجین موفق به شناخت کامل از همدیگر نمیشوند.
این در حالی است که قبل از ازدواج، طرفین تظاهر به داشتن شرایط مطلوب برای ازدواج موفق میکنند؛ اما گذشت زمان بتدریج اختلافات و عدم تفاهم را به زوجین نشان میدهد. به گفته برخی کارشناسان، یکی از دلایلی که سبب شده است کانون گرم خانواده امروزه استحکام و دوام چندانی نداشته باشد، این است که جوانان به ازدواج به صورت هدفهای مقطعی نگاه میکنند و از سویی وقتی آنها به هدفشان رسیدند دیگر به عواقب آن مانند طلاق و... نمیاندیشند.
از سوی دیگر، دوستیهای صرف پیش از ازدواج هم نمیتواند تضمینکننده بقای خانواده باشد. عمدهترین دلیل ناموفق بودن ازدواجهای امروزی این است که معیارهای انتخاب همسر در زمان ازدواج غیرمنطقی و صرفا براساس ظواهر و مادیات است. از نظر آسیبشناسی، والدین در موقع ازدواج معیارهایی را در نظر میگیرند که منجر به دوام زندگی افراد میشود. حتی آشنایی پیش از ازدواج هم اگر براساس معیارهای منطقی نباشد، دوران شیرینی است که فرد در آن زمان قادر به کشف حقایق نیست.
دلزدگی، خستگی، بیزاری و... عمده دلایل طلاق جوانان به شمار میروند که نشانی از عدم شناخت صحیح و تصمیمگیری درست است. بسیاری از جوانان امروزی متاسفانه به مشاوره پیش از ازدواج بهایی نمیدهند. مشاوران ازدواج میتوانند با مشاوره زوجهای جوان، آنان را در انتخاب دقیق همسرانشان یاری کنند. http://www.jamejamonline.ir
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:۳٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هر چند که خرید عروسی برای داماد و عروس یکی از سنت های مسلمانان و ایرانیان محسوب می شود اما دستور اسلام و سنت پیامبر اکرم (ص) برگزاری ازدواج های آسان و ساده است و بر آن تأکید شده تا جایی که پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرمایند: هر که برای خدا ازدواج کند و برای خدا کسی را به ازدواج دیگری درآورد، سزاوار ولایت و دوستی خداست.
1. برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی کنید از آنها سرپیچی نکنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی که تجربه یک زندگی موفق را داشته اند، تدوین کنید.
2. از "خود"، "افرادی که در زندگی شما نقش دارند" و "محیط اطرافتان" شناخت کافی به دست آورید.
3. به این نکته واقف باشید که شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید که می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به کام خود تلخ کنید.
4. بیشتر چیزهایی که در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتکار دارید تا با شایسته کردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، کافی است کمی همت کنید.
5. در زندگی نقش یک قربانی را بازی نکنید یا سعی نکنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این کار فقط تضمین می کند که یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شماست.
6. دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نکنید. زندگی مال شماست، پس خودتان هستید که دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.
7. هر فکری می کنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فکر کنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افکار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.
8. علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا کنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب کار از کجا بوده است.
9. هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد کرد.
10. واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه که هست بشناسید، نه آن گونه که خودتان می خواهید.
11. با خودتان صادق باشید و اگر می دانید کاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج کنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست بکار شوید.
12. نسبت به انجام هر کاری درست و با دقت تصمیم گیری کنید.
13. به خاطر داشته باشید عملکردهای شماست که داستان زندگی تان را می نویسد.
14. فکرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملکردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه کنید.
15. خودتان را بر اساس نتایجی که می گیرید ارزیابی کنید، نه فقط بر اساس حرف ها.
16. درد خود را بشناسید تا هر چه سریع تر خود را از مهلکه مسبب بروز آن درد خلاص کنید. به این نکته واقف باشید که همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یک تغییر در زندگی شما باشد.
17. گاهی ریسک کردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسک کنید، پیروزی از آن شماست. اگرچه ریسک کردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناک است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید که برای این کار ممکن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را کنار بگذارید.
18. فیلترهایی که جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.
19.شما دنیا را آنگونه که می بینید؛ می شناسید و تجربه می کنید. این شما هستید که می توانید انتخاب کنید که چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه کنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.
20. عواملی را که بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت کنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می کنید، بدانید که دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.
21. شما مدیر زندگی خود هستید. آن را بر اساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت کنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.
22. اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای که هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فکر کنید. اما به این نکته هم توجه داشته باشید که هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.
23. ما خودمان هستیم که به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است که ما از خودمان برای آنها ترسیم کرده ایم.
24. محدودیت ها و قوانینی را که افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست که مستقیم حرف هایتان را بیان کنید، بلکه می توانید با رعایت نکاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت کنند. کسی که به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.
25. برخی اوقات لازم است که به دیگران گوشزد کنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این کار راهی مناسب برای پیشگیری از تکرار دوباره چنین امری در آینده است.
26. برای "بخشش" ارزش بسیاری قائل شوید. همانطورکه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است که در انتقام نیست. به این فکر کنید که با انتقام فقط فکر و روح خود را بی جهت آزرده کرده اید و افکاری را که به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فکری در مورد شما می کند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.
27. قدرت کنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به کار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.
28. به خاطر بسپارید که نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را که آنها را در وجودش نگهداری می کند ذره ذره نابود می کنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلکه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، کمردرد و حتی سکته قلبی را نیز به شما تقدیم می کنند.
29. در زندگی به آن چیزی می رسید که همیشه به آن فکر می کنید. و آن چیزی را به دست می آورید که همواره طلب کرده اید.
30. مهمترین نکته این که: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توکل کنید.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳ساعت ۱:۱۸ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بی خودی به دنبال راه های معجزهآسا باشیم. ضمن این که باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایدهآل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچ گونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد. پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آنها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.
۱) تلویزیون تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.
۲) خانه نشینی ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد!
۳) ساعات اضافی دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت تان را با خود به خانه می آورید که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان و همسرتان نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید.
۴) رسیدگی به وضع ظاهر فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است.
۵) بی توجهی یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند.
۶) حسادت مفرط دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.
۷) خانواده همسر نه، مطمئنا تمام خانواده های همسر آن گونه که در فیلم ها به صورت منفی نشان داده می شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منفی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی که این تفاهم به حد کافی وجود دارد ، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می کنید که همسرتان از رفت وآمد های آخر هفته کم کم خسته می شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می کند.
۸) نبود برنامه تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده تان را بسازید. از برنامه های کوتاه مدت (مکانی که تعطیلات را در آن جا می گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه های بزرگ تر (بچه دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی درنگ در مورد آینده تان و اینکه چگونه با آن روبه رو می شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم تر و شور و شوق پیش روی در زندگی را در شما شعله ور می کند.
۹) سکوت مطمئنا عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک روان درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳ساعت ۱:۱٦ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هنوز دلیل اصلی این موضوع برای محققین مشخص نشده اما به نظر می رسد حضور شریک زندگی در کنار بیمار در مراحل درمان از نظر روحی می تواند به پیشبرد درمان کمک کند.
خبرآنلاین: ازدواج و زندگی مشترک تاثیر مثبتی بر شرایط روانی و روحی افراد دارد. اما تاثیر این مسئله روی درمان سرطان امری است که محققین به تازگی آن را کشف کرده اند.
تحقیقات درکالج پن استیت و دانشگاه بریگهام یانگ آمریکا نشان می دهد متاهلین 14 درصد بیش از مجردها شانس درمان سرطان و فرار از مرگ را دارند. این میزان برای زن و شوهر به یک اندازه است و این عده میتوانند امیدوارباشند در مراحل اولیه سرطان سریعتر درمان شوند .
هنوز دلیل اصلی این موضوع برای محققین مشخص نشده اما به نظر می رسد حضور شریک زندگی در کنار بیمار در مراحل درمان از نظر روحی می تواند به پیشبرد درمان کمک کند.
سون ویلسون یکی از اساتید دانشگاه بریگهام یانگ می گوید:«کنترل بیماری پس از کشف کلید ماجراست و بدون آن نمی توان به زنده ماندن بیمار امیدوار بود. اگر همسر د رکنار بیمار باشد مشکلات روحی او کمتر شده و درمان سریعتر خواهد بود»
در این تحقیقات همچنین مشخص شد افرادی که از نظر بدنی سالم تر هستند عموما تمایل بیشتری به ازدواج دارند و در مقابل ناتوانی های فیزیکی میل به زندگی مشترک را در افراد کاهش می دهد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳ساعت ۱:۱٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
مهندس قلابی که به اتهام اینترنتی اغفال ۱۵ دختر جوان بازداشت شده است در اعترافات تازهاش مدعی شد: به بیش از یکصد دختر جوان پیشنهاد ازدواج داده و با ترفندهای مختلف از آنها کلاهبرداری کرده است.
به گزارش شرق، این پرونده با شکایت دختر جوانی بهنام سولماز در بازپرسی شعبه دوم دادسرای جرایم رایانهای تشکیل شد.
این دختر گفت: مدتی قبل در یک سایت همسریابی ثبتنام کردم تا از این طریق مرد ایدهآلم را پیدا کنم. مدتی گذشت تا اینکه سایت مردی بهنام فرید را که مدعی بود مهندس است به من معرفی کرد. در همان برخورد اول شیفته فرید شدم و تلاش کردم رابطهام را با او ادامه دهم. او هم به من قول داد، آینده خوبی برایم فراهم و من را خوشبخت کند.
به این ترتیب در حالی که من همه چیز را تمام شده میدیدم، قرار شد تا چند ماه دیگر با برگزاری جشن عروسی زندگی مشترکمان را آغاز کنیم. در این مدت من با فرید بهطور تلفنی رابطه داشتم اما بیشتر ارتباط ما از طریق چت در اینترنت بود.
در حالی که مدتی از آشناییمان گذشته بود فرید تماس گرفت و مدعی شد خودرواش تصادف کرده و به حدود دو میلیون تومان پول نیاز دارد. من هم که او را شوهرم میدانستم، بلافاصله به حسابی که گفته بود پول واریز کردم. این مورد چند بار دیگر تکرار شد و فرید با بهانههای مختلف چند مرتبه از من پول گرفت تا اینکه بهطور ناگهانی ناپدید شد.
او به تماسهای تلفنیام جواب نمیداد و این موضوع نگرانم کرده بود. چند روزی صبر کردم تا اینکه یک روز بهطور اتفاقی رمز ایمیل فرید را به دست آوردم و وارد ایمیلاش شدم. هنوز چند لحظه از این کار نگذشته بود که چندین نفر که همه آنها دختر بودند، برایم پیام دادند. پیامهای آنها نشان میداد فرید از همه آنها خواستگاری کرده و به همهشان قول ازدواج داده است. آن لحظه بود که فهمیدم فرید مرد شیادی است و هدفش از خواستگاری از من کلاهبرداری بوده است.
اظهارات شاکی نشان میداد متهم علاوه بر سولماز، دختران دیگری را نیز با وعده ازدواج فریب داده است. به همین دلیل به دستور بازپرس رییسی، افسران پلیس فتا تجسسهای خود را برای شناسایی مرد شیاد آغاز کردند. با گذشت چند روز از آغاز رسیدگی به این پرونده در حالی که تعداد شاکیان به ۱۵ نفر رسیده بود ماموران مخفیگاه فرید را شناسایی و وی را دستگیر کردند.
او ابتدا خواستگاری از شاکیانش را انکار میکرد، اما در ادامه وقتی در برابر آنها قرار گرفت به ناچار رابطه با شاکیان را پذیرفت، اما مدعی شد قصد داشته با تمام آنها ازدواج کند. شاکیان پرونده که فرید از بیشتر آنها کلاهبرداری کرده بود نیز مدعی شدند: کار فرید ضربه روحی شدیدی به آنها زده و باعث شده با مشکلات زیادی روبهرو شوند.
آنها گفتند، فرید خود را بهعنوان مهندس معرفی کرد و وعده و وعیدهای او، آنها را فریب داده است. از آنجا که ممکن بود شاکیان پرونده افزایش یابند متهم تحت بازجوییهای فنی- پلیسی قرار گرفت تا زوایای پنهان اقداماتش روشن شود. با گذشت مدتی از تحقیقات تخصصی فرید در اظهاراتی شگفتانگیز مدعی شد، تاکنون از حدود یکصد دختر و زن مطلقه خواستگاری کرده و با وعده و وعید اعتماد آنها را جلب و در فرصتی مناسب از آنان کلاهبرداری کرده است.
وی که مدتی قبل همسرش را طلاق داده است، مدعی شد: قصد داشته با تمام طعمههایش ازدواج کند. اظهارات متهم در حالی بود که فقط ۱۵ نفر از طعمههایش، او را شناسایی و از وی شکایت کرده بودند. از آنجا که فرید در تازهترین اعترافاتش مدعی شده بود حدود یکصد دختر و زن مطلقه را فریب داده است، بازپرس رییسی مجوز انتشار تصویر بدون پوشش متهم را صادر کرد و از افرادی که از وی شکایتی دارند، دعوت کرد برای پیگیری ماجرا به دادسرای ناحیه ۳۱ (رسیدگی به جرایم رایانهای) مراجعه کنند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢ساعت ۸:۳٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
از علامه جعفری میپرسند چی شد که به این کمالات رسیدی؟! ایشان در جواب خاطرهای از دوران طلبگی تعریف و اظهار میکنند،که هرچه دارند از کراماتی است که به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده.
«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم، در جشنها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم و ایام سوگواری را هم، سوگواری میگرفتیم.
شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) اول شب نماز مغرب و عشا میخواندیم و شربتی میخوردیم. آن گاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب میدادیم.
آقایی بود به نام آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی که نجفآبادی بود. معدن ذوق بود. او که میآمد من به الکفایه قطعاً به وجود میآمد جلسه دست او قرار میگرفت.
آن ایام مصادف شده بود با ایام قلبالاسد (۱۰ تا ۲۱ مرداد) که ما خرماپزان میگوییم و نجف با ۲۵ یا ۳۵ درجه خیلی گرم میشد. آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشههایی به وجود آمده بود که عربهای بومی را اذیت میکرد. ما ایرانیها هم که، اصلاً خواب و استراحت نداشتیم.آن سال آنقدر گرما زیاد بود که اصلاً قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود. تقریباً هم مخروبه بود.من فروردین را آنجا به طور طبیعی مطالعه میکردم و میخوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود، ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود.
گرما واقعاً کشنده بود. وقتی میخواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که با دست نان را از داخل تنور برمیدارم، در اقل وقت و سریع!
با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما تلفات هم گرفته بود. ما بعد از شب نشستیم، شربت هم درست شد، آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی که کتابی هم نوشته بود به نام «شناسنامه خر» آمد.
مدیر مدرسهمان، مرحوم آقا سیداسماعیل اصفهانی هم آنجا بود. به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمیگذره، حرفی داری بگو، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد.
عکس یک دختر بود که زیرش نوشته بود «اجمل بنات عصرها» (زیباترین دختر روزگار)، گفت: آقایان من درباره این عکس از شما سوالی میکنم.
اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر به طور مشروع و قانونی ازدواج کنید (از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد) و هزار سال هم زندگی کنید، با کمال خوشرویی و بدون غصه، یا اینکه جمال علی(ع) را مستحباً زیارت و ملاقات کنید، کدام را انتخاب میکنید.
سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زیارت علی(ع) هم مستحبی. گفت: آقایان واقعیت را بگویید. جانماز آب نکشید، عجله نکنید، درست جواب دهید.
اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی، گفت: سیدمحمد! ما یک چیزی بگوییم نری به مادرت بگوییها؟ معلوم شد نظر آقا چیست. شاگرد اول ما نمرهاش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوییم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه میافتاد.
نفر سوم گفت: آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی(ع) معروف است که فرمودهاند: «یا حارث حمدانی من یمت یرنی» (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات میکند)
پس ما انشاءالله در موقعش جمال علی(ع) را ملاقات میکنیم! باز هم همه زدند زیرخنده، خوب اهل ذوق بودند. واقعاً سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد درصد؟ آقا شیخ حیدر گفت: بلی.
گفت: والله چه عرض کنم. (باز هم خنده حضار)
نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمیتوانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی(ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمیدهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلبالاسد وارد حجرهام شدم، حالت غیرعادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یکدفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافهای که شیعه و سنی درباره امام علی(ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم: این آقا کیست؟
گفت: این آقا خود علی(ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمیدانم شاید مرحوم شمسآبادی بود خطاب به من گفت: آقا شیخ محمدتقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمیخواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم میخوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.
خدا رحمت کند آقا سیداسماعیل (مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر، گفت: آقا دیگر از این شوخیها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۳۱ساعت ۱۱:۳٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
تحقیقات جدید نشان می دهد که بهترین حالت زمانی است که زن حداکثر 9-8 سال از مرد کوچکتر و یا تا 3-2 سال از او بزرگتر باشد، این اختلاف سنی تا حد زیادی طلاق را کاهش می دهد.
به گزارش برنا، تحقیقات جدید نشان می دهد که بهترین حالت برای ازدواج زمانی است که زن حداکثر 9-8 سال از مرد کوچکتر و یا تا 3-2 سال از او بزرگتر باشد، این اختلاف سنی تا حد زیادی طلاق را کاهش می دهد.
اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در سرگرمی ها، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم متفاوت باشند. مثلا در ازدواج دختر 18 ساله ای را با پسر ۳2 ساله، در حالیکه دختر در آغاز راه هیجانات، علاقمند به شیطنت های نوجوانی، کوهنوری و جست و خیز و مهمانی و …. هست، آن آقا کار و تفکر و مطالعه، فلیم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می پسندد. همچنین دیدگاه آقا توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیتهای نو و بدیع است...
به گفته دانشمندان سن، بیشتر از بقیه عوامل مثل سطح فرهنگی و ریشه ی جغرافیایی در ایجاد حس مشترک بین همسران مهم است.
البته در کنار سن شناسنامه ای باید به سن عقلی و بلوغ و ظاهر فرد نیز توجه کرد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۳۱ساعت ٦:٥٤ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
همشهری آنلاین: ویلیام فار، متخصص همهگیریشناسی بریتانیایی، در سال 1835 بررسیای را در فرانسه آغاز کرد که نامش را "وضعیت ازدواجی" مردم فرانسه نامید.
او جمعیت بزرگسال را به سه گروه جداگانه تقسیم کرد: "ازدواجکردهها" شامل شوهران و همسران؛ "مجردها" شامل "پسران عزب" و "دختران خانهمانده" که هرگز ازدواج نکرده بودند؛ و نهایتا "بیوهها" که مرگ همسرشان را تجربه کردهاند.
فار با استفاده از سوابق تولد، مرگ و ازدواج، به تجزیه و تحلیل میزانهای نسبی مرگ و میر در گروههای سنی گوناگون پرداخت. این کار، یک بررسی راهگشا که به استقرار رشته "آمار پزشکی" کمک کرد، نشان داد افراد ازدواجنکرده "با نسبتی بیشتر" نسبت به همردیفان ازدواجکردهشان میمیرند.همچنین فار دریافت که افراد بیوهشده بدترین وضعیت از لحاظ سلامت را دارند.
بررسی فار جزو اولین کارهای پژوهشی بود که بیانگر منافع بهداشتی ازدواج بود و نشان میداد که از دست دادن همسر یک عامل خطرساز عمده برای مختلشدن سلامت است. دادههایی که او به دست آورد نشان می داد که افراد ازدواج کرده زندگیهای طولانیتر و سالمتری دارند.
فار در این بررسی نتیجهگیری کرد: "ازدواج یک وضعیت سالم است. یک فرد تنها با احتمال بیشتری ممکن است کشتی زندگیش را غرق کند تا فردی که با شخص دیگری ازدواج کرده است."
همشهری آنلاین: ویلیام فار، متخصص همهگیریشناسی بریتانیایی، در سال 1835 بررسیای را در فرانسه آغاز کرد که نامش را "وضعیت ازدواجی" مردم فرانسه نامید.
او جمعیت بزرگسال را به سه گروه جداگانه تقسیم کرد: "ازدواجکردهها" شامل شوهران و همسران؛ "مجردها" شامل "پسران عزب" و "دختران خانهمانده" که هرگز ازدواج نکرده بودند؛ و نهایتا "بیوهها" که مرگ همسرشان را تجربه کردهاند.
فار با استفاده از سوابق تولد، مرگ و ازدواج، به تجزیه و تحلیل میزانهای نسبی مرگ و میر در گروههای سنی گوناگون پرداخت. این کار، یک بررسی راهگشا که به استقرار رشته "آمار پزشکی" کمک کرد، نشان داد افراد ازدواجنکرده "با نسبتی بیشتر" نسبت به همردیفان ازدواجکردهشان میمیرند.همچنین فار دریافت که افراد بیوهشده بدترین وضعیت از لحاظ سلامت را دارند.
بررسی فار جزو اولین کارهای پژوهشی بود که بیانگر منافع بهداشتی ازدواج بود و نشان میداد که از دست دادن همسر یک عامل خطرساز عمده برای مختلشدن سلامت است. دادههایی که او به دست آورد نشان می داد که افراد ازدواج کرده زندگیهای طولانیتر و سالمتری دارند.
فار در این بررسی نتیجهگیری کرد: "ازدواج یک وضعیت سالم است. یک فرد تنها با احتمال بیشتری ممکن است کشتی زندگیش را غرق کند تا فردی که با شخص دیگری ازدواج کرده است."
بررسیهای جدید درباره رابطه وضع ازدواجی و سلامت
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۸ساعت ۱۱:۱۳ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
در روزنامه ها درج شده بود کاهش آمار ازدواج نگران کننده است، با خود گفتم مشکل مسکن و اشتغال جوانان نیز حل شد. مثل خیلی از مسائل و مشکلات که مشمول مرور زمان شده وخود به خود حل می شود.
چه قدر نگران جوانان بودیم حالا نگران ازدواججوانان و این که بدون داشتن شغل و مسکن چه طور می خواهند ازدواج کنند باشیم حالا اگر جوانانازدواج نکنند نیازی به شغل و مسکن نیست و خود به خود معضل بی کاری و اشتغال حل می شود و جوانان تا ازدواج نکرده اند، می توانند در خانه پدر و مادر بخورند و بخوابند و پول توجیبی بگیرند.
اصلا برای چه می خواهند ازدواج کنند و مسئولیت قبول کنند؟ صد بار از زبان متاهلان جامعه شنیده ایم که می گویند، یادش بخیر زمان دانشجویی، دبیرستان آن وقت ها که مجرد بودیم و فکر و خیال نان و آب بچه های مان را نداشتیم دوران بی خیالی و بی آن روزها که ما ازدواج کردیمغمی یادش بخیر. دخترها دغدغه ای نداشتند غیر از پیدا شدن یک همسر خوب و پسران هم دغدغه ای نداشتند جز این که درس بخوانند یا به نوعی جیب باباهای شان را خالی کنند و در نهایت یک دختر خوب برای ازدواج پیدا کنند.
عجب باز هم که رسیدیم به ازدواج، گویی در اطراف ما همه راه ها به رم، ببخشید به ازدواج ختم می شود. راستی هم همین طور است، در خانواده های ایرانی از همان دوران بچگی به دخترها می گویند، درس بخوان درس بخوان که یک شغل خوب پیدا کنی وقتی مدرک و شغل خوب داشتی یک شوهر خوب هم گیرت می آید، خوب راه برو خوب حرف بزن، سنگین، رنگین و متین باش، این چه طرز لباس پوشیدن است، اگر دختر خوبی باشی با پسر خوبی هم ازدواج می کنی وگرنه باید این قدر در خانه بمانی که بپوسی، هیچ وقت به دخترها نمی گوییم، خوب باش درس بخوان، تا خوب زندگی کنی، زندگی ات را خودت شکل بدهی و شوهر خوبی هم خودت انتخاب کنی اگر هم دیر ازدواج کردی به جهنم مگر ازدواج چه آش دهن سوزی است؟ با این که این حرف ها را به دختران مان نمی گوییم ولی سن ازدواج افزایش یافته و آمار ازدواج هم کاهش چرا؟
یا از همان کودکی به پسرها می گوییم پسرمان بابات که مال و منال آن چنانی ندارد به تو سرمایه ای برای زندگی بدهد، درس بخوان، درس بخوان تا پله های ترقی را یکی یکی تی بکشی و بالا بروی شغل نان و آبداری به دست بیاوری سربازی را هم بی خیال شو، یکدانه پسرها را به سربازی نمی برند، اگر مدرک و شغل خوب داشته باشی می توانی از یک خانواده پولدار یک زن درست و حسابی بگیری (که همیشه هم برعکس می شود)، مدرک و شغل از تو، پول هم از بابای دختره، همه چیز کامل می شود. هیچ وقت به پسران مان نمی گوییم، درس بخوان که برای جامعه مفید باشی اخلاق و کمالات داشته باشد تا گلی از گل های بهشت باشی قبل از این که حرف از صفات اخلاقی به میان بیاوریم می گوییم درس بخوان که پله های ترقی را طی کنی نه تی بکشی چرا؟چون ازدواج خوبی داشته باشی. ولی با این همه پند و اندرز چه شد؟ به این جا رسیدیم به جایی که دیگر کسی تمایلی به ازدواج ندارد و علت آن هم بیکاری و گرانی مسکن است. اما نه این طور نیست، شاید اغراق نباشد اگر بگوییم یک علت مهم مزدوج نشدن جوانان ما که شاید ۹۰ درصد آن هم باشد خود ما پدر و مادرها هستیم، خود ما که ارزش های زندگی را عوض کرده ایم، مگر ۳۰، ۲۰ یا ۱۰ سال پیش که ازدواج می کردند، این همه بریز و بپاش بود؟
● سفره عقدهای آن چنانی، مراسم
این چنینی و خریدهای نجومی، آن موقع اگر کسی از حد متعارف بیش تر خرید عروسی می کرد عیب داشت و اکنون اگر کسی در حد و اندازه متعارف خرید کند عیب دارد و باید حتما پیراهن نیم میلیون تومانی و کت و شلوار، یک میلیون تومانی خرید، عروس های آن زمان در سایت های اینترنت در پی مدل آرایش مو، صورت و لباس عروسی نبودند و دامادها به دنبال شغل عروس، داشتن و نداشتن خانواده همسر آینده و این که چه طور دامادی باب طبع پدرزن کارخانه دارشان باشند تا بلکه بیشتر از آن که دارند، به دست بیاورند نبودند و البته برعکس در مورد عروس ها هم این مورد صدق می کند.۹۵ درصد از پسران ما خودخواه نبودند و دختران ما اهل تکبر و چشم و هم چشمی نبودند، کسی از کسی نمی پرسید مهریه ات چقدره، مال من این قدره، چقدر طلا خریدی، قیمت لباس عروسی ات چقدر است؟ من برای شوهرم این جوری خرید کردم، تو چه جوری خرید کردی؟ برای ما که پول مهم نیست، هرچه داماد خواست خریدیم، حلقه ازدواجم یک میلیون (سوء تفاهم نشود به عنوان مثال) در عروسی تو کی آواز خوانده بود و خیلی چیزهای دیگه که آن زمان نبود و اکنون هست چرا، چون بسیاری از ما پدر و مادرها مقصریم.
ما که مثل پدر و مادرهای خودمان، ملاک ازدواج را، اهل دین و ایمان جوانان و داشتن رزق و روزی به اندازه ای متعارف قرار ندادیم. ما که در این دنیای وانفسا از پول حرف زدیم از مدرک تحصیلی حرف زدیم از خانواده عروس و داماد حرف زدیم ولی یک بار از خودمان نپرسیدیم، گیریم همه این ها بود ولی وقتی پسری یا دختری توانایی مسئولیت پذیری را نداشت، فلسفه ازدواج را درک نکرد و اخلاق نداشت، اهل سازگاری نبود و مهم تر از همه به دلیل تکبر و غرور بی جایی که فکر می کند در وجود او هست حرف اول و آخر را باید بزند و کسی در عقل کل بودن به پای او نمی رسد، آن وقت چه باید کرد؟ چه طور باید مهریه های نجومی را پرداخت و یا چه طور باید از دام بلایی که چه دختر و چه پسر به آن افتاده است، رهایی پیدا کرد؟ هیچ وقت نگفتیم دخترم مهریه ات اگر متعارف و قابل پرداخت باشد نه خودت ضرر می کنی و نه به دیگران ضرر می زنی، هیچ وقت نگفتیم که هر کس باید در حد توان خود خرج کند و عروسی هایی که در تلویزیون، سینما می بینیم فیلم است، فیلم! و برای ما و کسانی ساخته شده که ایده آل های خود را گم کرده ایم، از هویت خود دور مانده ایم. و اگر نگوییم همه ما، بسیاری از ما یادمان رفته وقتی خودمان ازدواج کردیم، ملاک و هدف ما ازدواج، زندگی کردن بوده و زندگی ساختن.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۳ساعت ۱٢:٤٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
دوستی می گفت: ازدواج انگیزه ای برای استقلال است، اما این روزها، متولیان امور جوانان کشور سخنی دیگر بر زبان می رانند و بر تشکیل خانواده های نیمه مستقل تأکید می کنند. چنانکه حاج علی اکبری رئیس سازمان ملی جوانان اعلام کرده؛ این طرح در دستور کار دولت قرار گرفته است. همچنین، دکتر علی اکبر عصارنیا معاون فرهنگی و اجتماعی این سازمان با اشاره به تعویق شش میلیون ازدواج در کشور اظهار می دارد: اگر ازدواج همه جوانان تا ده سال آینده را هدفگذاری کنیم لازم است سالانه یک میلیون و ۶۵۳ هزار ازدواج صورت بگیرد تا ۱۶ میلیون ازدواج محقق شود و جامعه به وضع مطلوب برسد. در حالی که تدبیر برای ازدواج به عنوان یک دغدغه انکارناپذیر از سوی مسؤولان ستودنی است، اما نحوه و کیفیت اجرای این گونه برنامه ها به بررسی و دقت نظر نیاز دارد. دکتر علم الهدایی، کارشناس مسائل فرهنگی و اجتماعی با تأکید بر اینکه در حال حاضر شرایط تشکیل خانواده برای جوانان دشوار شده است، به خبرنگار ما می گوید: امروزه موانع ازدواج نظیر مسکن، اشتغال، ادامه تحصیل طرفین و... سبب شده میانگین سن ازدواججوانان افزایش یابد به گونه ای که در دختران به ۵/۲۲ سالگی و پسران به بالای ۲۶ سالگی برسد. از همین رو، هر شیوه ای که به تشکیل خانواده منجر شود قابل توجه است، بنابراین مطابق طرح تشکیل خانواده نیمه مستقل، این طور به نظر می رسد خانواده ها تا زمانی که توان دارند، چتر حمایت خود را بر سر زوجهای جوان بگسترند. وی ادامه می دهد: از حمایتهای قابل تأمل از زوجهای جوان، فراهم کردن مسکن است چنانکه حتی والدین طرفین در صورت توان اقتصادی می توانند منزلی مشترک را برای زوجهای جوان بخرند و آن بخش خود را نیز به آنان منتقل کنند، یا شرایطی را برای کارهای پاره وقت و موقتی جوانان فراهم نمایند. علی اصغر کیهان نیا، مشاور خانواده نیز در تأکید بر توجه به مقوله ازدواججوانان می گوید: در آموزه های دینی آمده است، حضرت رسول اکرم(ص) می فرمایند: «ازدواج سنت من است» و موارد بسیار دیگری که افراد را به ازدواج و تشکیل خانواده سالم تشویق می کنند. البته این مسأله در گذشته و با توجه به رواج خانواده گسترده و فراهم بودن امکانات زندگی در همین چارچوب بیشتر میسر بود، اما در حال حاضر با دگرگونی در شیوه و کیفیت زندگی، ازدواج نیز دچار تحول شده است. از همین رو، تمهیدات و برنامه های گوناگونی از سوی مسؤولان و صاحبنظران در رفع این امر مطرح می شود که تشکیل خانواده های نیمه مستقل یکی از آنهاست.وی در ادامه به مزایای این گونه برنامه ها اشاره کرده و اظهار می دارد: بی تردید، چنانچه خانواده در انتخاب همسر برای فرزند و تشکیل زندگی او، مشارکت و حمایت داشته باشد، فرزند از برخی آسیبها مصون می ماند، به هر حال افزایش این گونه موارد همراه با اعتراض، عصیان و پرخاشگری بروز می کند و می تواند آسیبهای دیگری در خانواده و جامعه پدید آورد. ● بی اعتمادی، مشکل جوانان گرچه مقوله تشکیل خانواده های غیر مستقل را برخی صاحبنظران مثبت می دانند، اما این طرح از سوی گروهی دیگر و حتی مردم چندان مؤثر تلقی نمی شود. ▪ نگین- الف ۲۹ ساله و کارمند در این باره می گوید: از مباحثی که معمولاً در برنامه ریزی برای ازدواججوانان مورد غفلت قرار می گیرد، مقوله اعتمادسازی میان افراد است، زیرا در حال حاضر بسیاری از دختران و پسران در همه ابعاد شرایط تشکیل خانواده را دارند، اما نمی توانند فرد قابل قبولی را بیابند که واقعاً به او اعتماد داشته باشند. وی می افزاید: به نظرم اساس زندگی تأیید و احترام متقابل است و چنانچه این فضا مهیا شود زن و مرد با کمترین امکانات زندگی مشترک را می پذیرند. کیهان نیا نیز به معایب طرح تشکیل خانواده مستقل اشاره کرده و می گوید: با این شیوه که جوان زندگی مشترک را در کنار خانواده پدری شروع کند و تا زمان فراهم شدن موقعیت، زندگی مستقل خود را آغاز نکنند، جوانها در واقع احساس مسؤولیت نمی کنند، چون اطرافیان شرایط زندگی راحت را برایشان فراهم کردند و سرنوشت فرزندی که حاصل این گونه ازدواجهاست چه خواهد بود؟ این کارشناس حقوقی معتقد است: در گذشته والدین شرایط ازدواج فرزند را فراهم می کردند اما با طرح یاد شده، شاید آن راهکاری برای گریز خانواده ها از مشکلات تربیتی و اخلاقی فرزند باشد، در حالی که این رویه، پاسخگو نخواهد بود. دکتر علم الهدایی نیز می گوید: چنین طرحهایی موقتی است و تلاشی برای عبور جوانان از برزخ مشکلات می باشد، زیرا بنابر پژوهشهای انجام شده، بسیاری از طلاقها به دلیل بحرانهای موجود حد فاصل شروع زندگی تا زمانی که روی پای خود بایستند؛ رخ می دهد. بنابراین خانواده ها با حمایتهای بدون چشمداشت و منت می توانند از مشکلات فرزندان بکاهند. وی در ادامه می افزاید: در حال حاضر زندگی اجتماعی بسیار پیچیده شده است و رفع معضلاتی نظیر ازدواج، تدبیر و برنامه همه جانبه را می طلبد، زیرا جوانان هم اکنون به دلایل مختلف دچار بلوغ زودرس هستند. از طرف دیگر موانع متعددی بر سر راه ازدواج آنها وجود دارد. این در حالی است که جوانان ما یکسری مشکلات خانوادگی و اجتماعی دیگر نظیر چشم و هم چشمی، تجملات و هزینه های بالای ازدواج را تجربه می کنند. اما واقعاً در شرایط کنونی چه تعداد جوان از حقوق مناسب، مسکن، شغل ثابت و سایر امکانات زندگی برخوردارند؟ بنابراین، همه باید با اجرای طرحها و برنامه های گوناگون این وضعیت را تغییر بدهند و مشکلات ازدواج را به حداقل برسانند، زیرا سلامت اجتماعی در گرو ازدواج سالم جوانان است. این آسیب شناس در ادامه تأکید می کند: خانواده و جامعه باید بپذیرد تنها راهی که می تواند هویت چنسی جوان را کنترل کند، ازدواج است حال آنکه، در حال حاضر، بی توجهی به این مقوله، می تواند باعث رواج روابط پرخطر در بین جوانان شود. وی همچنین خاطر نشان می کند: به خانواده ها توصیه می کنم نسبت به تفاوتهای زیستی فرزندان بی تفاوت نباشند. اما در ازدواج آنان، به بلوغ همه جانبه اهمیت بدهند، زیرا بنابر تجربه مشاهده می شود، برخی ازدواجها با حمایتهای خانواده و تمایل جوانان نیز زود هنگام انجام می شود، اما با گذشت زمان مشکلات و آسیبهایی را در پی دارد که دستاورد بی تجربگی جوانان و شاید ناآگاهی نسبت به مشکلات شخصیتی و روانی آنان باشد. اما به اعتقاد من مهمترین اصل در زندگی فرزندان، حفظ آنان در برابر آسیبهای معاشرت با همسالان است. کیهان نیا نیز بی توجهی رسانه ها را در آگاه سازی درست و منطقی برای ازدواج مورد توجه قرار داده و می گوید: برخی موارد رسانه ها از جمله تلویزیون برای ترغیب جوانان به ازدواج، فردی را به عنوان مشاور می آورند که فقط کلی گویی کرده و اندرز می گوید، در حالی که اهمیت ازدواج به حدی است که به طور علمی و تخصصی باید به آن بپردازند. نکته دیگر آنکه رسانه ها باید بر ازدواج سالم و آسان تأکید کنند و این ممکن نمی شود مگر با فرهنگ سازی و ساختار شکنی معقول و مثبت، زیرا از جمله معضلات انکارناپذیر جامعه ما، مصرف زدگی، تفکرات نادرست، تجمل گرایی و چشم و هم چشمی است و این مشکلات باید در خانواده و جامعه از بین برود و این محقق نمی شود مگر خانواده و جامعه همراه و هماهنگ با یکدیگر عمل کنند.
روزنامه قدس
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۳ساعت ۱٢:۳۸ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
نگاه اسلام به عشق موجود بین زن و مرد و جنسیت، نگاهی معنوی است و تنها دینی که ازدواج و رابطه زن و مرد را صاحب پاداش دانسته، اسلام است؛ چرا که نگاهش به عشق و جنسیت، نگاه معنوی است که نه تنها مانع معنویت نمیشود، بلکه دین را کامل و انسان را به خدا نزدیک میکند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) شعبه مؤسسات قرآنی مردمنهاد، مؤسسه قرآنی ثقلین مشهد، با توجه به جامعه جوان و در شرف ازدواج که غالب جمعیت شهرها و روستاهای ما را به خود اختصاص داده است لازم و ضروری به نظر میرسد که خانوادهها و صدا و سیما و مدارس و دانشگاههای ما بیشتر به این مقوله مهم و مورد دغدغه جوانان بپردازند و نکات ظریف انتخاب همسر و روایات و آیات و تجربیات ارزشمند بزرگان و دانشمندان و خانوادههای موفق درباره مسائل مربوط به قبل از ازدواج و انتخاب همسر و دوران آشنایی پسران و دختران جوان با هدف ازدواجی موفق را به زیبایی بازگو کنند.
در آموزههای دینی و مذهبی ما اشاره شده است که عشقی که در دنیا بین زن و شوهر به وجود میآید، محدود به این دنیا نیست و در مراتب بالاتر عشق در آخرت نیز بین زن و شوهر ادامه خواهد یافت همانگونه که درآیه 22 الی 24 سوره رعد نیز به این مطلب اشاره شده است آنجا که خداوند متعال میفرماید: «جنت عدن یدخلونها ومن صلح من آبائهم و ازواجهم و ذریتهم ....» در جای دیگر از قرآن در سوره مبارکه زخرف آمده است که خانواده پاکی که در دنیا زندگی کردهاند، در آخرت بدون هیچ مشکلی در اوج خواهند بود.
اگر خوب به آیات کلام الهی توجه کنیم خواهیم دید که هیچ بعدی از ابعاد خانواده نیست که در قرآن به آن اشاره نشده باشد و قرآن، عشق را بنیان و اساس تمام عالم، تفسیر میکند. در قرآن کریم جای خاصی به بحث خانواده و زن و مرد پرداخته نشده است، اما به صورت پراکنده و در بعضی از آیات به مباحث اقتصادی و رابطه حقوقی خانواده اشاره شده است.
حمید رابعی
برای یک ازدواج قرآنی و اسلامی ، تنها بلوغ جنسی کافی نیست، بلکه رشد عقلی و مدیریت مالی آن نیز مهم است. اسلام تنها دینی است که هیچ مانع طبقاتی، سنی و نژادی برای ازدواج نگذاشته است و تنها شرط برای انتخاب همسر را کفویت ذکر کرده است و در قسمتی از قرآن تنها خصوصیت زوجی که برای انسان از طرف خداوند متعال وعده داده شده است را مایه آرامش بودن او برای همسر ذکر نموده است .
در عصر کنونی بعضی جوامع، خانواده را نهاد واسط بین فرد و جامعه میدانند. درحالیکه قرآن نظری خلاف این دارد؛ چرا که خانواده از نظر قرآن دارای جایگاه والایی است، مسأله کشش بین زن و مرد و رابطه میان ایشان یک میل الهی است و باید گفت کشش الهی است که زن و مرد عاشق یکدیگر میشوند و در کل عالم اساس همین عشق و ازدواج که رزق طیبه الهی است باعث نشاط میشود و به لحاظ فرهنگی و تربیتی و اقتصادی جامعه را پیش میبرد.
در دین مبین اسلام اشاره شده است زن را نباید از مالکیت اقتصادی محروم کرد، بلکه او را باید در این فعالیت آزاد گذاشت و مسئولیت اقتصادی را نباید به دوشش انداخت، چرا که نیاز مالی زن باید با احترام برآورده شود که همین مسأله یک نکته مثبت در حقوق زن است که در هنگام تشکیل خانواده باید مراعات شود در احکام مترقی اسلامی داریم که اگر مردی نیاز زنش را در حد مطلوب برآورده نکند، وظیفه حاکم شرع است که آنها را از هم جدا کند و در جای دیگر با استناد سخنی از حضرت علی(ع) مرد باید زندگی راحت و آسوده را برای همسرش فراهم کند و اگر مرگ مردی موجب خشنودی و راحتی خانوادهاش شود، این مرد مورد نفرین خدا قرار میگیرد.
رشد عقلی و مدیریت مالی از دیگر خصوصیّتهای خانواده قرآنی است و معاش و حسابرسی، پسانداز و برنامهریزی در زندگی نکاتی است که باید به آن اهمیت داد و باید گفت برای یک ازدواج قرآنی و اسلامی، تنها بلوغ جنسی کافی نیست، بلکه رشد عقلی و مدیریت مالی آن نیز مهم است. اسلام تنها دینی است که هیچ مانع طبقاتی، سنی و نژادی برای ازدواج نگذاشته است و تنها شرط برای انتخاب همسر را کفویت ذکر کرده است و در قسمتی از قرآن تنها خصوصیت زوجی که برای انسان از طرف خداوند متعال وعده داده شده است را مایه آرامش بودن او برای همسر ذکر کرده است.
طبق روایات اسلامی درهای آسمان در چهار موقعیت به روی بندگان باز میشود؛ زمان بارش باران، باز کردن در کعبه، نگاه عاشقانه فرزند به چهره پدر و مادر و در آخر زمان ازدواج یک زن و مرد است که رحمت خدا شامل زمینیان میشود. از منظر اسلام و قرآن لحظهای که عشق میان یک زن و مرد شکست میخورد، عرش خداوند به لرزه درمیآید ضمن اینکه خانهای که با ازدواج آباد شود، در نزد خدا هم بسیار عزیز است و منفورترین چیز در نزد خدا، خانهای است که با طلاق از هم پاشیده میشود. امام صادق(ع) میفرمایند؛ ازدواج کنید و طلاق نگیرید، گرچه حلال است، اما چیز بدی است، به طوری که عرش خدا به لرزه در میآید.
نگاه اسلام به عشق موجود بین زن و مرد و جنسیت نگاهی معنوی است و تنها دینی که گفته ازدواج و رابطه زن و مرد و رابطه جنسی صاحب پاداش است، اسلام است؛ چرا که نگاهش به عشق و جنسیت نگاه معنوی است که نه تنها مانع معنویت نمیشود، بلکه دین را کامل و انسان را به خدا نزدیک میکند. امام علی(ع) درباره انتخاب همسر برای دختران میفرمایند: پدران دخترانشان را به عقد پسران اهل تقوا در بیاورند که اگر دختری به زور به عقد فاسد درآورده شود، آن پدر قطع رحم کرده است.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که در بحث ازدواج قرآنی و انتخاب همسر، زیبایی همسر مهم است، اما اصالت تنها به زیبایی نیست و اگر معیار برای ازدواج فقط زیبایی باشد، این زیبایی باعث هلاکت دختر و پسر خواهد شد کما اینکه ثروت نیز نباید در انتخاب همسر به عنوان یک اصل دخیل باشد بلکه طبق آموزههای اسلامی و قرآنی تمام ارزشها و زیباییها در داشتن تقوای الهی و اخلاق نیک است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٩ساعت ۳:٤٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یکی از بناهای پر اهمیت اجتماع، ازدواج و تشکیل خانواده است در این واحد اولیه اجتماعی سنگ بنای تعلیم و تربیت نهاده میشود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش و تکامل میرسد.
در این مقاله سعی شده است که با نگاهی اجمالی به اهداف و آثار ازدواج از نظر قرآن کریم به تبیین اهمیت این سنت حسنه پرداخته شود. مطلب را با هم از نظر میگذرانیم:
ازدواج، در عرف و شرع، پیمان زناشویی است که بر اساس آن، برای مرد و زن در برابر هم، تعهدات اخلاقی و حقوقی پدید میآید که سرپیچی (از بسیاری) از آنها، عقوبت و کیفر در پی خواهد داشت.
در هر آیینی، ازدواج با قوانین و مقررات ویژهای صورت میگیرد و اسلام به آداب و رسوم دیگر اقوام احترام گذاشته است: «لکل قوم نکاح» از پیمان زناشویی در قرآن به «نکاح» نیز تعبیر شده، و به دو معنا به کار رفته است:
حکمتها و آثار مهمی بر ازدواج ترتب دارد، و قرآن در آیاتی به آنها پرداخته است. در برخی موارد، هر چند زن و مرد با یکدیگر زندگی میکنند، اهدافی که باید در زندگی آنان حاکم باشد، از میان میرود و دو طرف بدون آن که بهرهای از زندگی مشترک ببرند، با یکدیگر زندگی میکنند برخی گفتهاند: هر جا نشانههای الفت و حکمتهای زوجیت چه در دنیا و چه در آخرت برقرار باشد، قرآن واژه زوجیت را به کار برده است.(روم/ 21 فرقان/74 زخرف/70 بقره/25 یس/56)
و هرگاه جای این نشانهها و حکمتها را بغض و خیانت یا تفاوت عقیده زن و مرد با یکدیگر پر میکند، قرآن از کلمه «امرأه» استفاده کرده است (یوسف/30 تحریم/10و 11).
همچنین آن جا که حکمت زوجیت (بقای نسل انسان) از میان برداشته میشود، باز قرآن واژه «امرأه» را به کار برده است (ذاریات/25 مریم /4 و 5 آل عمران/40).
بدین سبب دوباره وقتی این حکمت سر برمیآورد و ثمره زوجیت به بار مینشیند، باز قرآن تعبیر را عوض کرده کلمه «زوج» را به کار میبرد. در آیه 40 آل عمران، زکریا به خدا خطاب میکند که همسرم نازا است: «و امرأتی عاقر»؛ ولی وقتی دعای او اجابت میشود، قرآن میفرماید: «و اصلحنا له زوجه».
ازدواج و رعایت مقررات آن، نسب را حفظ میکند. در اسلام، حفظ نسب، پایه احکام و حقوق فراوانی است. بعضی از احکام فقهی، بر شناخت رابطه فرزند با پدر و مادر یا بر شناخت نسبتهای فامیلی دیگر، مبتنی است. تبعیت فرزند از پدر و مادر در کفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگی و حریت، ربابین پدر و فرزند، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضد پدر، وجوب قضای نمازهای میت بر پسر بزرگتر، مسائل ارث، ولایت پدر و جد، حقوق طرفینی مانند حق حضانت و نفقات، عقوق والدین و اطاعت از آنها و مسائل اخلاقی مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقیقه فرزند و مسائل فراوان دیگری، بر حفظ انساب متوقف است. و از این جا به اهمیت ازدواج و مراعات حدود آن نیز پی میبریم. حفظ نسب، حکمت عده زن بین دو ازدواج شمرده شده است. انتظار زن برای ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدت چهار ماه و ده روز (بقره/ 234)، عده زن به مدت سه دوره پاکی پس از طلاق (بقره/ 228) و انتظار زن باردار برای ازدواج مجدد تا هنگام وضع حمل (طلاق/4) همه این مقررات گویای اهمیت حفظ نسب است. حرمت ازدواج با زن شوهردار (نساء/ 24)، و حرمت زنا (اسراء/32) نیز برپایه حکمت حفظ نسب قرار داده شده است.
نیاز روح به کانون آرامش، با اهمیتتر از نیاز جنسی است. همسر شایسته در پیش آمدهای زندگی، راه وصول به آرامش و سعادت را نزدیک میکند: «و من ایاته أن خلق لکم من أنفسکم أزوجا لتسکنوا الیها...»، «...و جعل منها زوجها لیسکن الیها...»
برخی مفسران، مقصود از لباس را در آیه 187 بقره، سکون و آرامش دانستهاند؛ همان گونه که خدا شب را لباس (مایه آرامش و سکون) دانسته: «و جعلنا الیل لباس لکم و انتم لباس لهن» نیز به سکون و آرامشی که با همسر حاصل میشود، اشاره خواهد داشت.
یکی از بناهای پر اهمیت اجتماع، ازدواج و تشکیل خانواده است در این واحد اولیه اجتماعی سنگ بنای تعلیم و تربیت نهاده میشود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش و تکامل میرسد
طبق بیان قرآن، ازدواج وسیلهای برای تولید و بقای نسل در انسان و حیوان است: «... جعل لکم من انفسکم ازواجا و من الانعام ازواجا یذروکم فیه...»
گرچه جمله «یذروکم فیه» تکثیر نسل انسان را بیان داشته است، در این جهت، میان انسان و چهارپایان و گیاهان فرقی نیست. در جای دیگری میفرماید: پروردگار، شما را از «نفس واحدی» آفرید و جفتش را نیز از او خلق کرد، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری را پراکنده ساخت: «... و بث منهما رجالاً کثیرا و نساء...».
در آیه 72 نحل میفرماید: از همسرانتان برای شما فرزندان و نوهها قرار داد «... و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده». قرآن، بقای نسل انسان و اجتماع مدنی را به ازدواج منوط میداند و روی آوردن به زنا و لواط را نابود کننده راه بقای نسل میشمارد: «و لا تقربوا الزنی انه کان فاحشه و ساء سبیلا»، «ائنکم لتأتون الرجال و تقطعون السبیل»؛ زیرا با رواج راههای نامشروع، رغبت به نکاح کم میشود؛ جاذبهاش از بین رفته، فقط بار تامین مسکن و نفقه و به دنیا آوردن اولاد و تربیت آنان، باقی میماند. در نتیجه، آسانترین راههای اشباع غرایز که نامشروع است، رایج میشود و هدف بقای نسل، رنگ میبازد.
یکی از خواستههای غریزی انسان، نیاز فطری به پدر و مادر شدن شمرده، و پاسخ به این خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تامین میشود؛ زیرا اصل تولید و تکثیر، از راههای غیر مشروع نیز ممکن است؛ ولی در سایه ازدواج، نسلی دارای اصل و نسب پدید میآید. قرآن در آیاتی، فرزند را زینت زندگی دنیا شمرده که بیانگر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه پدر یا مادر و فرزند است «المال و البنون زینه الحیوه الدنیا». داشتن فرزند به صورت ثمره ازدواج، با تعبیرهای گوناگونی در قرآن آمده است. در آیه 223 بقره از این که میگوید: «نساوکم حرث لکم فاتوا حرثکم انی شئتم...»، یادآور میشود که بکوشید از این فرصت بهره گیرید و با پرورش فرزندان صالح و شایسته که به حال دین و دنیای شما مفید باشد، اثر نیکی برای خود از پیش بفرستید. «... و قدموا لانفسکم...». در آیه 187 بقره پس از آن که از آمیزش با همسر سخن به میان آمده است، میفرماید: «... و ابتغوا ما کتب الله لکم...» که به نظر بسیاری مقصود، طلب فرزند است. در موارد متعددی از قرآن، خداوند برای داشتن فرزند صالح، خوانده شده است. در آیه 189 اعراف از قول پدر و مادر نقل میکند که عرضه میدارند اگر فرزند صالح نصیبشان شود، شکرگزار خواهند بود: «دعوا الله ربهما لئن اتیتنا صالحا لنکونن من الشکرین...». در چند جا، درخواست حضرت زکریا (ع) مطرح شده است که از خداوند، فرزندی که لیاقت جانشینی او را داشته: «... فهب لی من لدنک ولیا»، و مورد رضایت پروردگار باشد: «... و اجعله رب رضیا» را خواسته است. در سوره آل عمران، پس از مشاهده شایستگیهای مریم (ع) پروردگارش را میخواند: خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزهای نیز به من عطا فرما: «... هب لی من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعاء».
از دیگر آثار ازدواج، مودت و رحمت است: «و جعل بینکم موده و رحمه...» آن چه در آغاز زندگی مشترک بین زن و شوهر، یگانگی برقرار میکند، و اثر آن در مقام عمل ظاهر میشود، مودت است؛ ولی پس از گذشت زمان و رسیدن دوران ضعف و ناتوانی، رحمت جای مودت را پر میکند. رحمت و مودت به تعبیر قرآن، دو نشانه الهی و ضامن به پا ماندن بنای زندگی و تداوم وحدت است؛ البته رحمت در همان آغاز زندگی نیز در زندگی نقش دارد. گاهی زحمات و خدمات بلاعوض و ایثارگرانه بدون هیچ گونه چشم داشتی حتی گاهی با برخورد سرد از طرف مقابل، از انسان سر میزند. در اینجا برای حفظ نظام خانوایکی از خواستههای غریزی انسان، نیاز فطری به پدر و مادر شدن شمرده، و پاسخ به این خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تامین میشود؛ دگی، مودت رنگ میبازد؛ ولی رحمت جایگزین آن میشود.
یکی از خواستههای غریزی انسان، نیاز فطری به پدر و مادر شدن شمرده، و پاسخ به این خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تامین میشود؛
غریزه جنسی، نیرویی است که در زن و مرد قرار داده شده و ازدواج، وسیلهای مُجاز برای اطفای نیروی شهوت و پاسخی به این غریزه خدادادی است: «و الذین هم لفروجهم حفظون ¤ الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین»
در حدیث آمده است: میان لذتهای مادی و جسمانی در دنیا و آخرت، هیچ کدام به پایه لذت زناشویی نمیرسد؛ سپس امام به آیه 14 آل عمران استشهاد میکند که در میان شهوات گوناگون، علاقه به زن را مقدم داشته است: «زین للناس حب الشهوت من النساء و البنین و القناطیر المقنطره...» در آیه 187 بقره میفرماید: خداوند میدانست که شما به خود خیانت میکردید و آمیزش با همسر را که ممنوع شده بود، انجام میدادید؛ بدین سبب، ممنوعیت برداشته شد: «... علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم فالن باشروهن...». این آیه، به نیاز غریزی جنسی اشاره دارد که به رغم ممنوعیت شرعی، مردم به سوی آن کشیده میشوند؛ البته این امر نمیتواند انگیزه اصلی و هدف نهایی ازدواج باشد؛ زیرا غریزه جنسی در زن و مرد، دوره محدودی دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط این جهت باشد، باید زوجین هنگام ناتوانی جنسی، یکدیگر را رها کنند یا زن و مردی که توانایی جنسی خویش را از دست دادهاند، هیچ گاه پیمان زناشویی نبندند.
یکی از آثار ازدواج برای زن و مرد، ایجاد زمینه تقوا و دوری از گناهان است. با اشباع غریزه جنسی در زن و مرد، زمینه گناهان شهوت انگیز از میان میرود. این که در قرآن از کسی که ازدواج کرده، به «مُحصن و محصنه» تعبیر شده: «فاذا احصن...»، به جهت این است که زن و مرد، با ازدواج در حِصن سنگر مستحکمی قرار میگیرند و خود را حفظ میکنند تا وسوسههای شهوانی در آنان اثر نگذارد؛ بلکه ازدواج، زمینه گناهان دیگر را نیز از بین میبرد؛ زیرا پذیرفتن مسئولیت تامین و تربیت اولاد، انسان را به استفاده بهینه از عمر وا میدارد و برای گناه و معاشرتهای گمراه کننده جایی باقی نمیماند. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «من تزوج فقد احرز نصف دینه» با ازدواج، نیمی از دین صیانت میشود.
در روایتی دیگر آمده است: بدترین مردم، کسانیاند که در تجرد به سر میبرند. در تفسیر آیه 187 بقره «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» برخی گفتهاند: آن گونه که انسان، با لباس از سرما و گرما و حشرات و آسیبهای جلدی، محافظت میشود، زن و مرد، با ازدواج، یکدیگر را از گناه حفظ میکنند. در آیه 28 نساء حکمت تشریع ازدواج این گونه بیان شده است: «یرید الله ان یخفف عنکم...»؛ زیرا پیروی از شهوات و در دام گناه افتادن، برای انسان، وزانت و سنگینی میآورد و تشریع ازدواج و فراهم شدن امکان آن برای کسی که نمیتواند با زنان آزاد ازدواج کند، از فساد و گناه جلوگیری میکند و انسان از عواقب آن در امان میماند و این نوعی توسعه برای انسان شمرده میشود.
نگرانی از تنگ دستی، یکی از بهانههایی است که برای گریز از ازدواج، مطرح میشود. قرآن، این گونه به انسان امیدواری میدهد: از فقر و تنگ دستی جوانان و مجردان نگران نباشید و در ازدواج آنها بکوشید چرا که اگر فقیر باشند، خداوند از فضل خویش، آنان را بی نیاز میسازد: «و انکحوا الایمی منکم و الصلحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله...» برخی گفتهاند: مفاد این آیه، وعده خداوند به غنا و بی نیازی است برای کسانی که تشکیل خانواده دهند. روایاتی نیز این معنا را تایید میکند.
یکی از آثار ازدواج برای زن و مرد، ایجاد زمینه تقوا و دوری از گناهان است. با اشباع غریزه جنسی در زن و مرد، زمینه گناهان شهوت انگیز از میان میرود
در حدیثی، امام صادق (ع) ترک ازدواج به سبب ترس از گرسنگی را سوء ظن به پروردگار دانسته است؛ زیرا پس از وعده قرآن به توسعه رزق، نگرانی در این زمینه، جز بدگمانی به خدا نیست. با توجه به اینکه افرادی در جامعه، پس از ازدواج، نه تنها ثروتمند نمیشوند، بلکه بر فقرشان افزوده میشود و اگر این آیه، متضمن وعده خداوند باشد، خلف وعده لازم میآید و خلف وعده قبیح است، گروهی برآنند که برای وعده در این آیه باید معلق بر مشیت الهی در تقدیر گرفته شود؛ یعنی پس از ازدواج، اگر خدا بخواهد، آنان را بی نیاز میکند، چنان که در آیه 28 توبه، برای وعده الهی به غنا و بی نیازی به مشیت خدا تصریح شده است: «و ان خفتم عیله فسوف یغنیکم الله من فضله ان شاء...» اشکال شده است: همان طور که غنا و بی نیازی متاهلان، به مشیت منوط است، غنا و بی نیازی مجردها و کسانی که همسر ندارند (بلکه هر پدیدهای) نیز به مشیت توقف دارد، پس این چه وعدهای است که خدا، برای ازدواج داده است؛ زیرا همان گونه که متاهلها، بر اثر مشیت الهی، به دو گونه (فقیر و غنی) تقسیم میشوند، مجردها نیز چنین هستند و اتفاقاً این وعده درباره مجردان در قرآن آمده است: «و ان یتفرقا یغن الله کلا من سعته»... اگر وضعیتی پیش آید که زن و شوهر نتوانند با هم زندگی کنند و از هم جدا شوند، خداوند هر دو را با فضل و رحمت خود بی نیاز خواهد کرد.
پاسخ اشکال آن است که بسیاری از مردم خیال میکنند، ازدواج و فراوانی عائله، سبب فقر، تجرد، سبب پس انداز و ثروت میشود. آیه در صدد آن است که این توهم را از دلها بزداید و غفلت از رزاق حقیقی را بردارد و به ما بفهماند که گاه، برکت و فراوانی، در مال انسان (با وجود عائلهمند بودن) ایجاد میشود، و گاهی هم انسان (در عین کم عائله بودن و مجرد زیستن) هر چه میکوشد، در معیشت او پیشرفتی حاصل نمیشود. افزون بر آن که پذیرفتن مسئولیت تامین زن و فرزند، در او مسئولیت پدید میآورد.
در حدیثی، امام صادق (ع) ترک ازدواج به سبب ترس از گرسنگی را سوء ظن به پروردگار دانسته است
وقت را از بین نمیبرد و از عمر خویش استفاده بهینه میکند و با کسب معاش بر عزت و اعتبار خویش میافزاید، بنابراین، آیه «ان یکونوا فقراء یغنهم الله» بیان میدارد که گاهی با ازدواج، فقر از زندگی رخت برمیبندد، نه آن که همیشه با ازدواج، فقر برطرف میشود وگرنه این آیه با آیه «و لیستعفف الذین لا یحدون نکاحا» تنافض مییافت. فخر رازی معتقد است که آیه «ان یکونوا فقراء یغنهم الله» در مقام وعده الهی نیست؛ بلکه مفاد آیه آن است که نباید ترس از فقر، مانع ازدواج شود؛ زیرا مال فناپذیر است و آن چه ارزش و بقا دارد، فضل خدا است که باید در پی آن بود که از انباشتن ثروت بهتر است. «قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا هو خیر مما یجمعون».
آثار دیگری نیز بر ازدواج مترتب است؛ مانند حرمت برخی از زنان از جمله مادر زن و خواهر زن و... که در ازدواجهای ممنوع خواهد آمد. اثر دیگر ازدواج، ایجاد حقوق زوجیت است که بحث آن مجال دیگری میطلبد. مصطفی اسدی؛ www.kayhannews.ir
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٩ساعت ۳:٤۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
در مکتب انسان ساز اسلام، سنت حسنه ازدواج بسیار آسان و ساده و بدور از آداب و رسوم غلط و دست و پاگیر است که حتی پایین ترین طبقات اجتماع، به راحتی می توانند بر اساس ملاک ها و تناسب های معرفی شده از طرف اسلام به تشکیل خانواده اقدام کرده و ازدواج کنند.
اما امروز موجی از آداب و رسوم غلط و ناشایست به راه افتاده که مشکلات را پیچیده کرده و مانع از ازدواججوانان می شود و در نتیجه سن ازدواج نیز روز به روز بالا می رود.
برخی از این مشکلات و رسم های غلط عبارتند از:
1ـ مهریه سنگین، مثلاً به مقدار تاریخ تولد دختر.
2ـ تشریفات و پیرایه های عریض و طویل و کمر شکن.
3ـ تجمل گرایی و مد پرستی، خرج های اضافی و اسراف و بریز و بپاش.
4ـ چشم و هم چشمی و حسادت ها.
5ـ تهیه جهیزیه های زیاد و غیر ضروری.
6ـ عذر ادامه تحصیل و آزادی بیشتر.
7ـ مشکل پسندی به بهانه های مختلف.
8ـ عذر نداشتن ماشین و مسکن شخصی و .....
9ـ گرفتن شیربها در بعضی از مناطق.
10ـ اجبار به ازدواج فامیلی (مثل پسر عمو ـ دختر عمو) در بعضی از مناطق.
11ـ برقراری مجالس مختلف عروسی به تالارهای گران قیمت و آن چنانی.
12ـ برقراری مجالس آلوده به گناه و فساد، عروسی های مختلط و مزاحمت های اجتماعی.
13ـ عدم توجه به تحقیق و مشاوره به بهانه «قسمت بودن» ازدواج.
- حال سوال این است که:
1ـ این همه رسم ها و پیرایه های کمر شکن را چه کسی بوجود آورده است؟
2ـ چرا ماه به ماه و سال به سال بر این گونه رسوم غلط افزوده می گردد؟
3ـ چرا به جای گشودن گره ها، بر گره ها می افزاییم؟
4ـ چرا در فکر آن پسر و دختر جوانی که ضرورت فطری و اجتماعی ازدواج را به آن ها لازم می داند نیستیم؟
صحیح است که وضع زندگی عوض شده و سطح معیشت بالا آمده، اما معیارها و ارزش های اسلامی ـ انسانی، هرگز عوض نشده و نخواهد شد
توصیه های لازم
1- در تعیین مهریه به کم اکتفا کنید؛ چرا که رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید: «بهترین زنان امت من، آنان هستند که مهریه اش کمتر باشد.»
بدانید که مهریه سنگین و سرسام آور، آبرو و اعتبار نمی آورد. مثل کسانی نباشید که وقتی در این مورد با انتقاد مواجه می شوند، در جواب می گویند: «چه کسی مهریه را داده و چه کسی مهریه را گرفته» این ها غافل اند که مهریه یک بدهکاری سختی است که زن هر زمان می تواند آن را مطالبه کند.
2ـ تشریفات و خرج های اضافی را کم کنید ، بدانید که تشریفات و تجمل گرایی، همانند تارهای عنکبوتی است که هر چه بیشتر باشد، بیشتر انسان را گرفتار می کند.
صحیح است که وضع زندگی عوض شده و سطح معیشت بالا آمده، اما معیارها و ارزش های اسلامی ـ انسانی، هرگز عوض نشده و نخواهد شد، یعنی: اسراف نکردن، ساده گرفتن، چشم و هم چشمی نکردن و باطل بودن خرافات و تشریفات، و ....همیشه به حال خود باقی است.
3ـ به قدر توانتان جهیزیه تهیه کنید و به ضرورت اکتفا کنید آیا می دانید که در اکثر مواقع 30 درصد جهیزیه ها جزء لوازم زندگی است و بقیه یعنی 70 درصد اضافی و تشریفاتی است. خانواده های عزیز چرا به خاطر تهیه وسایل غیر ضروری و تجملی خود را به قرض و مشکلات می اندازید.
در هر حال، اعتدال و انصاف را رعایت نموده و امکانات و شرایط خانواده عروس و داماد را رعایت کنید و از آن ها انتظارات بیشتر از توانشان نداشته باشید.
این که عروسی فقط یک شب است جواز انجام کارهای حرام و غیر قانونی نمی شود!
4ـ لااقل شما یک قدم مثبت بردارید و به پیشرفت مدگرایی های افراطی و تجمل گرایی ها کمک نکنید. آری در صورت تمکن مالی هدیه دادن خوب است، ولی آیا انصاف است کسی که ندارد با دلیل آوردن این که این رسم است که مثلاً برای تک تک اعضای خانواده عروس و داماد کادو خرید و ... خود را به فشار و فلاکت بیاندازید.
5ـ این که عروسی فقط یک شب است جواز انجام کارهای حرام و غیر قانونی نمی شود! از برقراری مجالس عروسی مختلط، فساد انگیز، رقص زنان آرایش کرده به خصوص عروس در مقابل مردان و از مزاحمت ها به همسایه ها و مردم مثل بوق زدن و ... خود داری کنید.
6ـازدواج مانع تحصیل نیست . بدانید اگر ما تشریفات پیچیده ازدواج و امور زندگی را حذف کنیمو آن را بدون آرایش با توافق همدیگر انجام دهیم، نه تنها مانع از تحصیل نیست؛ بلکه کمک خوبی برای ادامه تحصیل و پیشرفت در زندگی خواهد بود.
منبع : مرکز نشر اعتقادات
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت ٩:۱٩ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یک روانشناس با ذکر 40 دلیل درباره عدم تأخیر ازدواج جوانان، گفت: گرایش به جامعهگریزی، تنوعطلبی جوانان، مسئولیتگریزی، ترس از طلاق و شکست در زندگی آینده، ترس از خیانت همسر، رواج مردسالاری و زنسالاری و رقابت بین آنها، مهمترین دلایل اجتماعی هستند که تمایل جوانان را به ازدواج کاهش میدهند.
حسین باهر در گفتوگو با فارس گفت: دلایل مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی در بالا رفتن سن ازدواججوانان تأثیرگذار است.
وی افزود: بررسیهایی در رابطه با دلایل تأخیر ازدواججوانان در ایران انجام دادم که 40 دلیل گردآوری شد.
* رفاه زدگی برخی از جوانانازدواج آنها را با مشکل مواجه میکند
این روانشناس درباره عوامل اقتصادی موثر بر بیمیلی جوانان برای ازدواج عنوان کرد: مشکلات اقتصادی، مسکن، تهیه وسایل زندگی، مهریه سنگین، بیکاری، رفاه زدگی برخی از جوانان و فقر خانوادگی، از مهمترین دلایل اقتصادی موثر در تأخیر ازدواججوانان است.
باهر، فقر مالی خانوادهها در تأمین امکانات ازدواج فرزندانشان را از عوامل موثر در تأخیر ازدواج دانست و اظهار داشت: مادی بودن قوانین مانند زندانی شدن جوانانی که قادر به پرداخت مهریه نیستند موجب ترس آنها از ازدواج میشود.
این استاد دانشگاه شهید بهشتی هزینههای سنگین عقد و عروسی را در تأخیر ازدواج موثر دانست و خاطرنشان کرد: برخی از تالارها برای هر نفر مهمان، 100 هزار تومان هزینه دریافت میکنند و از سوی دیگر نداشتن جهیزیه کافی برخی از دختران، آنها را از ازدواج منصرف میکند.
* الگوبرداری جوانان از فرهنگ غرب موجب تمایل به زندگی مجردی میشود
باهر، پخش فیلمهای مختلف در برنامههای ماهوارهای را موجب الگوبرداری جوانان از فرهنگ غرب دانست و بیان کرد: در اثر گرایش جوانان به این فرهنگ، زندگی مجردی و بیمیلی به ازدواج در جامعه رشد مییابد.
وی درباره مسایل فرهنگی که سن ازدواج را بالا میبرد، عنوان داشت: ادامه تحصیلات به ویژه توسط دختران، مدرن شدن زندگی، الگوپذیری جوانان از غرب و تمایل آنها به زندگی مجردی، تزلزل ارزشهای سنتی و مهاجرت فرهنگی، از مهمترین دلایل فرهنگی برای بالا رفتن سن ازدواج است.
این استاد دانشگاه شهید بهشتی درک نکردن تفاوتهای زن و مرد و رسیدن به کمال معنوی از طریق ازدواج را یکی دیگر از عوامل تأخیر در ازدواج دانست.
* شکست والدین در زندگی موجب عدم تمایل آنها برای ازدواج فرزندانشان میشود
باهر با اشاره به ناهنجاریهای موجود در خانواده تصریح کرد: شکست والدین در زندگی و درگیریهای مداوم آنها موجب عدم تمایل آنها برای ازدواج فرزندانشان میشود.
این روانشناس درباره مسایل اجتماعی و اخلاقی که موجب عدم تمایل جوانان به ازدواج میشود، بیان کرد: گرایش به جامعهگریزی، تنوعطلبی جوانان، مسئولیتگریزی، ترس از طلاق و شکست در زندگی آینده، ترس از خیانت همسر، رواج مردسالاری و زنسالاری و رقابت بین آنها، مهمترین دلایل اجتماعی هستند که تمایل جوانان را به ازدواج کاهش میدهند.
وی مداخله خانوادهها در زندگی جوانان را یکی دیگر از دلایل بالا رفتن سن ازدواج دانست و افزود: اعتیاد برخی از جوانان به مواد مخدر نیز موجب ترس بسیاری از دختران از ازدواج میشود.
* کاهش قبح دیر ازدواج کردن، سن ازدواج را بالا برده است
این استاد دانشگاه شهید بهشتی کاهش قبح دیر ازدواج کردن را نسبت به گذشته موجب بالا رفتن سن ازدواج دانست و اظهار کرد: در گذشته دیر ازدواج کردن امر ناپسندی بود اما امروزه این موضوع به یک امر بسیار عادی در جامعه تبدیل شده است.
باهر، افسردگی و اضطراب، بیتوجهی به مسایل دینی، ترس از تعهد متقابل را در تأخیر ازدواج موثر دانست و اضافه کرد: امروزه توکل جوانان به خدا کاهش یافته است در حالی که برای ازدواج توکل به خدا ضروری است.
وی با اشاره به تمایل بسیاری از جوانان به ازدواج برای برطرف کردن نیازهای جنسی، گفت: هدف اصلی از ازدواج باید رسیدن زن و مرد به کمال باشد همچنین رواج بیبند و باری و مبهم بودن آینده جوانان در کاهش ازدواج موثر است.
این استاد دانشگاه شهید بهشتی درباره مضرات دیر ازدواج کردن عنوان کرد: عدم مسئولیت پذیری و بیتوجهی به آن در سایر زمینههای زندگی، انحراف جسمی و جنسی جهت ارضای غرایز نفسانی، هدر رفتن سنین جوانی و طراوت، بدخلقی در زندگی به دلیل عدم ارضای نیازهای فرد، فریب آسان دختران در سنین بالا با وعده دروغین ازدواج توسط پسرها، دلنگرانی پدر و مادرها از دیر ازدواج کردن فرزندان و پناه بردن به مصرف مواد مخدر، از مهمترین آسیبهای ازدواج دیرهنگام است.
این روانشناس درباره راهکارهای لازم برای تشویق جوانان به ازدواج بیان کرد: معاف کردن افراد متاهل از سربازی غیرآموزشی، اولویت استخدام برای افراد متأهل که شرایط لازم را دارند، واگذاری خانههای استیجاری ارزان قیمت به جوانان تحصیل کرده و متأهل، دادن وامهای ازدواج بدون بهره و ارتقاء فرهنگ ازدواج با تشریح نیازهای طبیعی و حقوق متقابل زن و مرد، راهکارهای مهمی برای افزایش ازدواججوانان است.
وی ایجاد فضای مناسب و ارزان قیمت برای ازدواج دستهجمعی جوانان را عاملی در افزایش تمایل آنها به ازدواج دانست و افزود: تعدیل مهریهها تا سقف 200 سکه و زندانی نکردن افراد به دلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه و تملک اموال بعد از ازدواج به صورت نصف میان زن و مرد، تمایل جوانان را به ازدواج افزایش میدهد.
* ازدواجهای دانشجویی در شرایط کنونی ناموفق است
این استاد دانشگاه شهید بهشتی در خصوص ازدواجهای دانشجویی بیان کرد: بنده بنیانگذار ازدواج دانشجویی در دانشگاه شهید بهشتی بودم ولی هماکنون میبینم انگیزه جوانان از این ازدواجها بیشتر از روی هوس، احساس و دریافت وام یا هدایا از سوی سازمانها است.
وی افزود: ازدواج دانشجویی باید با انجام مشاوره و اجازه خانوادهها صورت گیرد و تمام امکانات لازم از قبیل خوابگاه و شغل مناسب برای این جوانان پس از اتمام تحصیلات تأمین شود.
* نهادهای مسئول در امر ازدواججوانان موفق عمل نمیکنند
باهر عملکرد نهادهای مسئول در امر ازدواججوانان را ناموفق دانست و عنوان کرد: امر ازدواججوانان باید به افراد متخصص سپرده شود و اندیشمندانی فعال در این زمینه برای معضل بزرگ تأخیر در ازدواججوانان چارهاندیشی کنند.
این روانشناس در پایان افزود: مشاوره رایگان ازدواج در مراکز مشاوره میتواند در ازدواج موفق جوانان، شناخت کامل آنها از یکدیگر و کاهش شکست در ازدواج موثر باشد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت ٩:٠٩ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
قدم اول برای ازدواج این است که خودتان را درست بشناسید و مطمئن باشید که واقعا تصمیم دارید ازدواج کنید یا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصیتش؟ یا صرفا برای اینکه از خانه پدری فرار کنید؟ کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قائل می شود، برنامه ریزی می کند، آرزوهایش را روی کاغذ می آورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسایی می کند.
کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثیر حرف دیگران مسیر زندگی اش را تغییر می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند. به عنوان مثال، یک دختر هفده ساله دوست دارد در سن سی سالگی جراح زنان و زایمان باشد، در شیراز زندگی کند و یک بچه داشته باشد. اولا این که کسی که می خواهد پزشک متخصص بشود، باید همسری انتخاب کند که شرایط به خصوص شغلی او را درک کرده و بتواند او را حمایت کند.
از سوی دیگر شاید لازم نباشد او هم جراح باشد اما باید از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشد. در ضمن، برای چنین دختری که زودتر از سی سالگی نمی خواهد بچه دار شود، ازدواج زودرس مزیت خاصی ندارد. در ضمن اینکه دوست دارد در شیراز زندگی کند، تا حدی تکلیف خواستگاری که می خواهد او را به تبریز یا کانادا ببرد را مشخص می کند. با خودتان رو راست باشید، و در تصمیمتان راسخ باشید.
اگر می خواهید کفه طرف مقابلتان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می خواهد با یک فرد تحصیل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیل کرده و هنر دوست باشد
مرحله دوم این است که همسر آینده تان را بر اساس خواسته ها و موقعیت فعلی خود تصور کنید. تصور کردن همسر ایده آل با توجه به آرزوهایتان نسبتا راحت است.
همیشه از خودتان این سوال را بپرسید: «آیا من برای شخصی که به عنوان همسر ایده آل خودم تصور کرده ام، همسر ایده آلی هستم؟» خیلی ساده است. هر ترازویی دو کفه دارد.
اگر می خواهید کفه طرف مقابلتان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می خواهد با یک فرد تحصیل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیل کرده و هنر دوست باشد.
در مرحله سوم باید یکسری معیارهای غربالگری اولیه برای همسریابی انتخاب کرده و آنها را آزمایش کنید. رایج ترین معیارهایی که برای این منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصیلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهایت تفاوت دینی.
نکته مهم این است: این شما هستید که تعیین می کنید یک ویژگی برایتان مهم است یا خیر. مثلا برای یک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خیلی مهم باشد ولی برای کسی دیگر اصلا اهمیت نداشته باشد. نکته دیگر این است که تفاوت آدمها در یک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق.
مثلا به نظر یک نفر قد صدو هفتاد کوتاه است و به نظر شخص دیگری ایده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برایشان مهم است بیشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهمیت می دهند.
مرحله چهارم عبارت است از «دیدن» و «دیده شدن» برای ایجاد جاذبه اولیه. در کشورهایی که محیط های مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پیدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی متاسفانه چنین امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. بنابراین مثلا کسی که می خواهد با یک نقاش ازدواج کند، یا در کلاس های متعدد نقاشی شرکت می کند یا عضو انجمنی می شود که نقاشان معمولا عضو آن می شوند.
کار دیگری که می توانید بکنید این است که چند خصوصیت اصلی که برای همسر آینده تان در نظر دارید به نزدیکان و دوستان بگویید ممکن است آن ها فردی را با این مشخصات بشناسند و یا در آینده اگر با چنین کسی برخورد کنند بلافاصله به یاد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته باشند.
مرحله پنجم که مهمترین مرحله انتخاب همسر است، بردن نهایت استفاده از فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طریق برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی می باشد.
امروزه خانواده ها با حرف زدن و معاشرت زوج های آینده در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند بنابراین در طول این جلسات، از طرف مقابل خود سوال بپرسید. سوال های تعیین کننده. این سوال ها از هر فرد به فرد دیگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برایتان می گوییم:
الف - می توانید بپرسید: «سه تا از بزرگترین آرزوهای زندگی تان را بگویید».
ب - مثلا: «هدف شما از ازدواج چیست؟ چرا می خواهید با من ازدواج کنید؟»
پ - «من شغلم ایجاب می کند که در خارج از منزل کار کنم. می خواستم بدانم راجع به این موضوع چه فکر می کنید؟»
ت - « در خانه پدر و مادری شما تقسیم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست دارید در زندگی ما چطور باشد؟»
پرسیدن این سئوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنید که ما در دنیای ایده آل زندگی نمی کنیم، بنابراین اگر تصمیمتان بر این شد که با فردی ازدواج کنید (بخصوص برای خانم ها) فراموش نکنید حتما شرایطی را که برایتان مهم است سر عقد مطرح کنید.
از سوال مهمتر، ارتباطات غیر کلامی است. مثلا اینکه آیا رفتارش طوری که می خواهید با مهربانی و عاطفه هست یا نه؟ آیا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد هست اگر نه، آیا در این حد با او احساس صمیمیت می کنید که این مورد را با او در میان بگذارید؟
علاوه بر آن باید از خودتان بپرسید: از هم صحبتی با او خسته شدید یا لذت بردید؟ اینکه اگر اختلاف نظری پیش آمد می توانید با صحبت کردن مسئله را حل کنید و یا بر سرش به تفاهم برسید؟ آیا می ترسید مسئله ای را با او در میان بگذارید؟ از عکس العمل هایش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شوید؟ آن چیزهایی را که شنیدید یا دیدید وقتی به خانه برگشتید، روی کاغذ بیاورید، زیرا برای مرحله آخر یا هفتم باید از آنها استفاده کنید.
ازدواج موفق می تواند تمام توانایی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق می تواند منابع غنی درون وجود یک نفر را به صفر برساند. هستند
کسانی که فقط از روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی
تعداد کسانی که خوشبختند و این تصمیم را با چشمهای باز و با
در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بیشتر است
مرحله آخر جمع بندی وضعیت و گرفتن تصمیم مناسب است. در زندگی هر کس حداقل یک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نیست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنید و مجموع شرایط را برایش بگویید و بخواهید وضعیت را از دید خودش ارزیابی کند.
سعی کنید در ارائه مشاهدات و شنیده هایتان منصف باشید و به اصطلاح سانسور نکنید. بعد با خودتان خلوت کنید. تمام نظرات و تفکرات را کنار هم بچینید و جنبه های مثبت و منفی ازدواج با این فرد را کنار هم مقایسه کنید. آیا جنبه های مثبت به جنبه های منفی می چربند؟ آیا چیزی در نکات منفی هست که خیلی برا یتان مهم باشد و بخاطرش بخواهید از طرف بگذرید؟ ممکن است چیزهایی را که شنیدید قبول نداشته باشید که ایرادی ندارد. هرکس نظر خودش را دارد، ولی در نهایت این زندگی شماست. تصمیم آخر را خودتان بگیرید و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنید.
می توانید وقتی نتیجه تصمیمتان را به پدر و مادرتان می گویید دلایل خودتان را هم بگویید که بدانند این تصمیم را عاقلانه گرفتید و جوانب آن را سنجیده اید.
مراحل بالا توصیف یک فرایند عقلانی و منطقی بود. ازدواج در زندگی فرد یک تصمیم خیلی مهم است. ازدواج موفق می تواند تمام توانایی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق می تواند منابع غنی درون وجود یک نفر را به صفر برساند.
هستند کسانی که فقط از روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی تعداد کسانی که خوشبختند و این تصمیم را با چشمهای باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بیشتر است.
برگرفته از آفتاب
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت ٩:٠٦ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
آیـا تصمیم به ازدواج دارید؟ و یا آنکه در حـال حـاضـر متاهل مـی باشـیـد؟ شـمـا قادر به بـنیان نـهادن یک ازدواج موفق و پایدار خواهید بود. من بر اساس تجربیات پیشـیـن خـود می دانـم کـه پـایدار نگاه داشتن یک ازدواج موفق مستلزم تـلاش و کـوشـش مسـتمـر است. باید متوجه باشـیـد کـه مفهوم ازدواج چیزی فراتـر از یـک پـیـمان قـانـونی و مشروع میباشد که به واسطه آن به زن و مرد اجازه میدهد عنوان زن وشوهر در کنار یکدیگر زندگی کنند.
مـشاوره پیش از ازدواج را شدیدا به شما توصیه میکـنـم. شــانس ایجاد یک ازدواج موفق هنگامی که زن وشوهر قادر باشند با یکدیگر در رابطه با مـسائـل ذیـل گـفـتـگو کـرده و بـه یـک تـفـاهـم رضایت بخش و دو سویه در عرصه زندگی مشترک دست یابند، افزایش می یابد:
4- بهداشت فردی و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام.
5- مدیریت خانواده ( وظایف ومسئولیت ها )
6- پرورش و تربیت فرزندان و تعداد آنها.
7- ورزش ها، سرگرمی ها، فعالیت های تفریحی و نحوه گذراندن تعطیلات.
8- دید و بازدید از خوشاوندان خود و همسرتان.
9- تعهدات اجتماعی.
10- اهداف و آرزوهای فردی.
اینکه از پیشینه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـی یـابـیـد بـسیـار ضـروری مـی بـاشـد. چـون شـخـصـیـت کنونی شما تا حد زیادی برگرفته شده و حاصل همان تجاربی است کـه در شرایط و محیط یک خانواده خاص کسب کرده اید. خـانـواده پـیـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـی باشد. مـا شـدیـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و کنشهای خانواده ای هسـتـیـم کـه در آن پرورش یافته ایم. بله درست است شما تنها با یک فرد نیست که وصلت میـکنید بلکه با طرز تربیت خانوادگی وی نیز تا آخر عمرتان سر و کار خواهید داشت.
ازدواج خوب و مـوفـقـیـت آمـیـز وجـود دارد امـا ازدواج بـی عیب و نقص و تمام عیار میسر نمیباشد. هر ازدواج موفق و پایدار شامل متعهد گشتن بی قید و شـرط نـسـبـت بـه یک فرد نا کامل است. این انتظار که همسرتان کامـل و فـاقـد هـر گـونه عیبی باشد واهی و نا معقولانه می باشد. امروزه که جدایی ها و طلاق های شـتابـزده در کوچکترین نشانه اختلاف و مشکلات زندگی اتفاق می افتند مهم است که از خودتان سوال کنید که تعهد شما نسبت به ازدواج چیست؟ تـعـهد بـه ازدواج بـه مـفهـوم آن اسـت که زن و شوهر به یکدیگر چنین گفته باشند: " مـا نسبت به زنـدگی مـشـتـرکـمان بـی اعتنا و بی اهمیت نیستیم. ما ازدواجمان را بر پایه عشق، احترام، شرافت و عـلاقـه دو سـویه و خالصانه با یکدیگر آغاز کرده ایم. ما اعتقاد داشتیم و داریم که به یکدیگر وفادار بمانیم، صـادق بـوده و دروغ نـگویـیـم و بـه یکدیگر اعتماد داشته باشیم. چـه در حـضـور یـکدیـگر چـه در غیاب یکدیگر ". رعایت نکات زیر سبب تحکیم تعهد به زندگی مشترک میگردد:
* سازگاری معنوی * سازگاری شخصیتی * خود شناسی آگاهانه * توانایی در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر (بیاموزیم که چگونه بحـرفهای همسرمان گوش دهیم و پرسشهای وی را واضح، مشخص، بـدون پـیش داوری و بدون کینه ورزی و انتقام جویی پاسخ گوییم.) * علاقه دو سویه بیکدیگر
خصایص اثر بخش
1- افرادی که در ازدواجشـان یـک نـظام ارزشـی مـقـتـدر را بکار می بندند، بسیار زیاد در مـحقق گشتن یک ازدواج و ارتباط موفق و صحیح به آنها کمک خواهد کرد. نـظـام ارزشی که دربـرگیـرنـده صـفـات و خـصـوصـیات: صـداقت، راستی، همـبستگی، اعتماد، احترام، عشق، گذشت، تفاهم و وفاداری به یکدیگر مـی باشد. ازدواجی که در آن زن و شـوهـر دارای انـتـظارات متـضاد و خـواسـته هـای غیر قابل انعطاف می باشند، شـانـسـی برای موفقیت وجود نخواهد داشت.
2- مشـاجـرات و اخـتـلافـات را بـه شیوه سازنده و ثمر بخش حل و فصل کنید. که شامل تمرکز بـر دغدغه های هر دو فرد و یافتن گزینه ها و راههایی می باشـد کـه هـر دو طـرف منتفع گشته و به خواسته هایش دست یابد. تـقـریـبـا در هـر اخـتـلاف یـک نفر احساس می کند که مورد بی مهری، بی احترامی و بی توجهی قرار گرفته است. در ازدواج نباید ایـن چـنـین باشد که همواره یک فرد برنده و فرد دیگر بازنده گردد. چـون آن دیـگر مـذاکـره نبوده بلکه تحکم و سلطه گری می باشد.
3- دوام ارتـباط زناشویی هنگامی که زن و شـوهر زمـان و مـیـدان بـیـشتـری در اخـتـیـار یکدیگر قرار میدهند تا اندکی آزاد باشند، افزایش می یابد.
4- فراتر از هر چیز آنکه ایمان داشته باشید. ازدواج میتواند تجربه ای سودمند برای شما باشد. با کمی همت و تلاش ازدواج شما موفقیت آمیز خواهد بود.
1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی که از یکدیگر دارند مطرح می کنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فکر کنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می کنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موکول می کنند تا همدیگر را درک کنند و به توافق برسند.
2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می کنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها کم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می کنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می کنند. آنان یکدیگر را تشویق می کنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به کارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می کند و زندگی ، شاداب می شود.
3) زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست کم نمی گیرند و همیشه به فکر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی کنند. ولی زوج های موفق، کارهای کوچک نظیر اولویت قرار دادن نیازها و کارهای همسر و کارهای بزرگ نظیر احترام و گوش کردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می کنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی کنید. درعوض به کار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند.
4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس که 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه کرده، عامل اصلی موفقیت یا شکست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما کاملاً با هم یکی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل کنید. زوج های موفق با هم صحبت می کنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاکره می کنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یکدیگر حمایت می کنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.
5) زوج های موفق با هم رشد می کنند. مسلماً فردی که امروز با او ازدواج می کنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می کنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند که یکی یا هر دو در طول زندگی تغییر می کنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر کنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض کنید.
6) زوج های موفق برای حفظ روابط می کوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی کرده و با هم صحبت می کنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترک مطمئن شوند. اگر یکی ، یا هر دو شما از زندگی مشترک ناراضی هستید، مشکلتان را حل کنید.
7) از مراجعه به مشاور خجالت نکشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی کنند. آنان می کوشند که مشکلات را در اولین فرصت حل کنند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٦ساعت ٩:٠٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
املی در رهنمودهای امام خمینی درباره تاثیرپذیری زنان مسلمان ایران از سیره و روش اجتماعی و سیاسی حضرت زینب (س )
حضرت زینب (س ) یکی از شخصیت های بزرگی است که در خاندان وحی و با آموزش ها و پرورش های جامع و ریشه گرفته از عصمت و امامت رشد و نمو یافت و مراتب منزلت معنوی را در کنار پیشرفت علمی طی نمود. این موجود شریف هم به درجات بالای وارستگی و پارسایی رسید و روح و روان خویش را با زیورهای عبادت و پرستش خالصانه خداوند و صفات و خصال زیبای اخلاق و رفتار الهی آراست هم مراحل علم آموزی و دانش اندوزی را طی نمود و بانویی عالمه و محدثه و خردورز گردید هم در یکی از عظیم ترین نهضت های بزرگ اجتماعی و سیاسی یعنی نهضت کربلا حضور یافت و حماسه های بی نظیر آفرید و شگفت انگیزترین جلوه های صبر و استقامت فداکاری و ایثار تعهد و مسئولیت عشق به دین و وفاداری به راه ائمه دین حفاظت از اسیران جنگ و مراقبت از بیماران را به تجلی درآورد.
حضرت امام خمینی که همواره با روش های خاص و آگاهی زا فعالیت های گوناگون علمی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ائمه دین (ع ) و پرورش یافتگان خاندان عصمت و طهارت را به مداقه و تعمیق می گذارد و برای جامعه انسانی معرفت و عبرت می آفریند و پشتوانه های فکری و شیوه های عملی در نیل به رشد و پوپایی به وجود می آورد حیات مبارک و ثمربخش حضرت زینب (س ) را نیز با همین رویکرد به نگرش و کاوش دقیق می گذارد و جلوه های مختلف فعالیت های این بانوی بزرگوار را با شرایط و مسائل امروز جامعه اسلامی منطبق می سازد و با بیان مصادیق آن در عرصه های حیات اجتماعی و سیاسی راه الگوپذیری از حرکت و حماسه و فعالیت های بزرگ این موجود شریف را هموار و مساعد می نماید. در نمونه هایی از این رهنمودها تامل می نمائیم .
الگوپذیری از حضرت زینب (س ) در انقلاب اسلامی
در نگاه حضرت امام خمینی حضرت زینب (س ) در به حرکت و قیام واداشتن زنان مسلمان ایران و رویارویی آنان با رژیم ستمشاهی نقشی الگویی داشت و موجب گردید در تظاهرات بزرگ و خونینی که در تقابل با نیروهای دشمن در خیابان ها برگزار می شد حضور انبوه زنان در یاری رساندن به نهضت اسلامی و زمینه سازی برای طی مراحل منتهی به شکست نظام جبار متجلی گردد.
انقلاب اسلامی در شرایطی به پیروزی رسید و موجب ساقط گردیدن رژیم ستمشاهی شد که تمام فراز و نشیب ها و گردنه های سخت و نفس گیر را پشت سر گذاشت و علاوه بر تحمل رنج و سختی ها و مرارت های فراوان خون هزاران شهید را تقدیم اسلام نمود و هزاران معلول را بر جای نهاد.
بی تردید زنان مسلمان در پذیرش این مرارت ها و سختی ها هم خود به طور مستقیم و با حضور در صحنه های مبارزه و هم با تبعید و زندان و شهادت شوهران و فرزندان و سایر اعضای خانواده و وابستگان خویش سهمی بزرگ داشتند و اگر نبود این نقش آفرینی های موثر و مستمر نهضت اسلامی به پیروزی نهایی نائل نمی آمد. برای زنان مسلمان ما در تقابل مستقیم و غیرمستقیم با رژیم جبار پهلوی حضرت زینب (س ) بهترین الگو برای پیروی و تبعیت بود چنان که حضرت امام خمینی به این حضور و نقش الگوگیری و پیروی آنان از حضرت زینب (س )
اینگونه تصریح می نماید :
در مقابل حکومت های جبار ایستاد و آن خطبه را خواند و آن حرف ها را زد... زنی که در مقابل یک ]حضرت زینب [ « جباری ایستاد که اگر مردها نفس می کشیدند همه را می کشتند و نترسید و ایستاد و محکوم کرد حکومت را یزید را محکوم کرد... زن یک همچو مقامی باید داشته باشد. زن های عصر ما بحمدالله شبیه به همان ها هستند. ایستادند در مقابل جبار با مشت گره کرده بچه ها در آغوششان و به نهضت کمک کردند . » (1 )
حضرت امام خمینی در این رهنمود به وجود خصیصه های « تعهد » و « شجاعت » و « مبارزه » علیه حکومت جور در حضرت زینب (س ) تصریح می نماید و زنان مسلمان ایران را در تبعیت از این سه خصلت والا از بانوی قهرمان کربلا خالص و صادق معرفی می کند که اینان در اوج انقلاب و در شرایط سخت و در حالی که رژیم تا دندان مسلح را که از جانب همه قدرت های استکباری جهان از جمله آمریکا و انگلیس و اسرائیل مورد حمایت های همه جانبه قرار می گرفت پیش روی داشتند فریاد اسلام خواهی از گلو برآوردند و به خاک و خون غلتیدند تا نهضت مقدس اسلامی با شهامت ها و جانبازی های آنان مراحل سخت را طی کند و به پیروزی نهایی برسد.
صحنه های حضور و مبارزات قهرمانانه زنان مسلمان ایران علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی و حماسه های جاودانه ای که در انقلاب بزرگ اسلامی آفریدند نه تنها در اوراق تاریخ ایران که در تاریخ جهان نیز ثبت و ضبط گردید و موجب شگفتی آزادگان دنیا شد و این نبود مگر در اثر وجود مبارک و پرثمر حضرت زینب (س ) و ارزش های والای اعتقادی و اخلاقی و رفتاری و اجتماعی و سیاسی تجلی یافته در این موجود شریف که او را به صورت یک الگوی بزرگ برای همه عصرها تثبیت و معرفی می نماید و به راستی زنان مسلمان جامعه ما با پیروی از این شخصیت عظیم نقشی تعیین کننده در پیروزی نهضت اسلامی ایفا نمودند.
رهنمود امام خمینی در متن و پیام خود به هر دو نقش مستقیم و غیرمستقیم زنان مسلمان در نهضت اسلامی اشاره دارد. در تقابل و رویارویی این زنان فداکار و شجاع برخی از آنان یا در زیر تانک ها از بین رفتند و یا با گلوله های شلیک شده توسط نیروهای دشمن به خاک و خون کشیده شدند و روح پاکشان به ملکوت اعلی پرواز کرد و در جوار رحمت حضرت حق آرمید. لکن گروه هایی از آنان که جان سالم به در بردند با از دست دادن همسران و فرزندان و نزدیکان و یا معلول شدن آنان مواجه شدند و همچنان در مسیر تداوم خدمت به اسلام و انقلاب با تحمل رنج ها و مرارت های ناشی از این خسارت حرکت نمودند.
در اندیشه های امام خمینی این حقیقت که « زن های محترم ایران بیش از مردان به میدان رفته و سد عظیم شاهنشاهی را درهم شکستند . » (2 ) با حقیقتی دیگر نیز می آمیزد و در رهنمود ذیل متجلی می گردد :
« شما خانواده های شهدا و معلولین و مجروحین نشان دادید که هرگز اجازه نمی دهید استعمار بر مقدرات این کشور سایه افکند . » (3 )
به این ترتیب زنان مسلمان ایران به تبعیت از حضرت زینب (س ) و با الگوگیری از صلابت و شجاعت و احساس تعهد و مسئولیت الهی در حضور در صحنه مبارزات سیاسی در انقلاب اسلامی فعالانه و دلاورانه شرکت کردند و به طور مستقیم و غیرمستقیم بار سنگین مرارت ها و سختی های آن را تحمل نمودند تا نسل امروز ما در استقلال و اقتدار و عزت و شرافت زندگی کند.
فعالیت های زینب گونه زنان مسلمان در دوران دفاع مقدس
پس از سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران با غلبه ملت مسلمان بر استبداد داخلی و استعمار خارجی و به ویژه با نقش آفرینی های چندجانبه زنان مسلمان قدرت های استکباری که ژاندارم منطقه و حافظ منافع و مطامع مختلف خود را از دست داده بودند و سیطره آنان بر تشکیلات سیاسی و منابع غنی ثروت اقتصادی و قوای نظامی ایران از بین رفته بود با تحمیل جنگی سخت توسط رژیم بعث عراق به ایران اسلامی و با حمایت های گسترده سیاسی تبلیغی اقتصادی نظامی و تسلیحاتی از عراق در صدد انهدام نظام جمهوری اسلامی و بازگرداندن سلطه مجدد خود بر ایران برآمدند.
این جنگ همه جانبه و گسترده که با اشغال خرمشهر آغاز گردید و به مرور استقلال و تمامیت ارضی ایران را در معرض تهدید جدی قرار داد با رهبری های امام خمینی و بسیج توده های مردم برای یاری رسانی در جبهه و پشت جبهه در طول هشت سال دفاع مقدس توطئه های دشمنان اسلام خنثی شد و استقلال ایران را ـ که پس از شکست نظام شاهنشاهی و استقرار نظام جمهوری اسلامی به وجود آمده بود ـ صیانت گردید و تداوم یافت .
در دوران دفاع مقدس نقش آفرینی همه جانبه زنان مسلمان بسیار چشمگیر و اعجاب برانگیز بود و تاریخ صحنه هایی را به ثبت رساند که نظیر آن را فقط می توان در صدر اسلام مشاهده نمود.
حضور فعال زنان مسلمان در دفاع مقدس نیز همچون حضور آنان در مراحل مختلف انقلاب با الگوگیری از سیره و روش بانوی بزرگوار اسلام حضرت زینب (س ) تحقق یافت و به همین دلیل در عالی ترین مراتب و با آثار حیاتی و ارزشمندی که آفرید نظام اسلامی را از آسیب های دهر مصون و محفوظ داشت .
به سخن حضرت امام خمینی مبنی بر نقش الگویی حضرت زینب (س ) در هشت سال دفاع مقدس و پیروی خالصانه زنان مسلمان ایران از سیره و روش های این بانوی فداکار در یاری دین خدا توجه نمائیم : « ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه ـ علیها سلام الله ـ فریاد می زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر و می دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعیم است چه رسد به متاع ناچیز دنیا . » (4 )
تعبیر « زینب گونه » به الگوگیری زنان مسلمان از حضرت زینب (س ) و پیروی از مشی و روش آن بانوی مطهر در صحنه های مبارزه با دشمنان دین تصریح دارد و نشان می دهد که آنچه در طول دوران دفاع مقدس توسط زنان عفیف به تجلی درآمد اولا از جنبه خلوص و انگیزه های الهی ثانیا از جنبه فکری و اعتقادی و ثالثا از جنبه عینی و عملی مطابق با راه پاک و سلوک والا و عملکردهای حضرت زینب (س ) می باشد و از همین رو عبارت « زینب گونه » بهترین لقب و عنوان برای آن محسوب می شود و به زیبایی تمام می تواند حرکت زنان قهرمان و حماسه ساز ایران اسلامی را در حمایت از اسلام و انقلاب با دفع تعدی و تهاجم نظامی دشمن بعثی و حفظ استقلال کشور اسلامی نمایان سازد.
اگرچه در موارد و مصادیقی شاهد حضور گروهی از زنان مسلمان در « جبهه » و یاری رسانی به مجروحان جنگ بوده ایم لکن حضور گسترده و انبوه آنان در دفاع مقدس را در « پشت جبهه » به نظاره نشستیم که همه موارد و صحنه های آن در تاریخ دفاع مقدس به صورت مکتوب و تصویری و رسانه ای ثبت و ضبط گردیده است .
حضرت امام خمینی به فعالیت زینب گونه زنان مسلمان در پشت جبهه اینگونه تصریح می نمایند : « در یک همچو اوقاتی که ما گرفتار ابرقدرت ها و قدرت های فاسد هستیم و ایران از هر طرف مورد حمله آنها هستند شما بانوان در پشت جبهه آن فعالیتی را می کنید که آن سلحشوران در جبهه ها و همان طوری که آنها مشغول فعالیت هستند شما مشغول فعالیت هستید یک راه از راه ساختن خود و جوان های خود و خانم های جوان و یک راه از راه پشتیبانی به آنهایی که در جبهه هستند و این امری است که بسیار مورد تشکر است و بسیار ارزنده است و در پیش خدای تبارک و تعالی ارزندگی شایان دارد . » (5 )
حضرت امام خمینی در کلام مزبور به جنبه های مختلف نقش آفرینی زنان در دفاع مقدس ـ که شامل تربیت و پرورش و آماده سازی های اعتقادی و روحی و عاطفی جوانان برای حضور در صحنه های نبرد با باطل پشتیبانی مالی و اقتصادی آماده سازی امکانات مورد نیاز جبهه ها و سایر جنبه ها می باشد ـ اشاره می نماید و سپس در یک بیان صریح و اعتراف بزرگ نجات و بقای کشور و نظام اسلامی را مدیون مجاهدت زنان در پشت جبهه که زمینه ساز جهاد و پایداری مردان در جبهه ها گردید می دانند :
« اگر نبود مجاهدات شما و برادران و خواهران بزرگوار شما در جبهه ها و پشت جبهه ها که با اخلاص خاص خود عنایت خاص خداوند قادر را جلب نمودید کدام قدرت و کدام ابزار جنگی می توانست جمهوری اسلامی و کشور عزیز شما را از این دریای مواج متلاطم که شرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هم و بازو در بازوی یکدیگر داده و در پی غرق آن کوشیدند و می کوشند نجات دهد » (6 )
پس از پایان یافتن دوران هشت ساله دفاع مقدس که با پیروزی رزمندگان اسلام در دفع تجاوز نظامی دشمنان و آزادسازی سرزمین های اشغال شده همراه بود زنان مسلمان ایران حرکت زینب گونه خود را در « پرستاری » از جانبازان جنگ تداوم بخشیدند و زیباترین صحنه های ایثار و فداکاری و خدمت به این فرزندان غیور ملت را که اعضای بدن خویش را در راه خدا و برای صیانت از دین و ملت و کشور از دست دادند به تجلی درآوردند.
اگرچه « روز پرستار » با الگوگیری از نقش حیاتی و اثرگذار حضرت زینب (س ) در پرستاری از حضرت امام سجاد(ع ) و حفاظت و مراقبت از اسیران کربلا انتخاب و تثبیت گردیده است و به صورت « عام » همه پرستاران را به الگوگیری از بانوی فداکار کربلا دعوت می نماید لکن این دعوت به طور عینی و عملی و در زیباترین جلوه های آن به طور « خاص » در همسران جانبازان دوران دفاع مقدس به ظهور و بروز درآمد و صحنه هایی آفرید که نظیر آن در هیچ نقطه از جهان و در میان هیچ ملت و کشوری نمونه و مصداق ندارد.
راستی تاریخ جهان کجا سراغ دارد زنانی را که از شوهرانشان که در جنگ بینایی کامل خویش را از دست داده اند یا فلج شده اند و از حرکت بازمانده اند یا هر دو دست و هر دو پایشان قطع شده است با میل و اشتیاق پرستاری کنند و این رنج پایدار و متداوم را در راه خدا به قصد جلب رضوان و خشنودی الهی تحمل نمایند همچنین در کجای دنیا می توان یافت دخترانی را که با اراده و اختیار و آزادی عمل برای ازدواج با جانبازانی که اعضای بدن خود را در راه دفع تجاوز دشمنان و استمرار بقای دین و سرزمین خویش از دست داده اند پیشقدم شوند و همه سختی های مراقبت و پرستاری از آنان را با جان و دل پذیرا گردند !
این تفکر و رفتار و عمل بزرگ و شگفتی زا با پیروی و الگوپذیری از راه و روش حضرت زینب (س ) امکان پذیر گردید و این سیره شریف همچنان تداوم دارد و همواره مستدام باد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ پاورقی :
1 ـ صحیفه امام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ج 7 ص 340
2 ـ بلاغ سخنان موضوعی امام خمینی انتشارات امیرکبیر ج 2 ص 403
3 ـ همان منبع ص 237
4 ـ جایگاه زن در اندیشه امام خمینی (تبیان دفتر هشتم ) موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ص 49
5 ـ همان منبع ص 219
6 ـ همان منبع ص 220
مبارزات قهرمانانه زنان مسلمان ایران علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی و حماسه های جاودانه ای که در « انقلاب اسلامی » آفریدند نه تنها در اوراق تاریخ ایران که در تاریخ جهان نیز ثبت و ضبط گردید و موجب شگفتی آزادگان دنیا شد و این نبود مگر در اثر وجود مبارک و پرثمر حضرت زینب (س ) و ارزش های والای تجلی یافته در این موجود شریف که او را به صورت یک الگوی بزرگ برای همه عصرها تثبیت می نماید .
آنچه در طول دوران « دفاع مقدس » توسط زنان عفیف به تجلی درآمد اولا از جنبه خلوص و انگیزه های الهی ثانیا از جنبه فکری و اعتقادی و ثالثا از جنبه عینی و عملی مطابق با راه پاک و سلوک والا و عملکردهای حضرت زینب (س ) می باشد و از همین رو بیان عبارت « زینب گونه » توسط حضرت امام خمینی در وصف فعالیت های خالصانه زنان مسلمان در طول دوران جنگ بهترین لقب و عنوان محسوب می شود و به زیبایی تمام اهمیت حرکت زنان قهرمان و حماسه ساز ایران اسلامی را نمایان می سازد .
اگرچه « روز پرستار » به صورت « عام » همه پرستاران را به الگوگیری از بانوی فداکار کربلا دعوت می نماید لکن این دعوت در زیباترین جلوه های آن به طور « خاص » و به صورت مشهود در همسران جانبازان دوران دفاع مقدس به ظهور و بروز درآمد و صحنه هایی آفرید که نظیر آن در هیچ نقطه از جهان و در میان هیچ ملت و کشوری نمونه و مصداق ندارد .
در کجای دنیا می توان یافت دخترانی را که با اراده و اختیار و آزادی عمل برای ازدواج با جانبازانی که اعضای بدن خود را در راه دفع تجاوز دشمنان و استمرار بقای دین و سرزمین خویش از دست داده اند پیشقدم شوند و همه سختی های مراقبت و پرستاری از آنان را با جان و دل پذیرا گردند !
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٢ساعت ۱:٤٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
خداوند متعال، در قرآن شریف، به داستانى اشاره مى فرماید که از جهاتى، قابل دقت و تأمّل است. با توجّه به اهمیّت آن در قرآن، که نام بزرگترین سوره از این قصه گرفته شده و همچنین به علت نتایج ثمربخش آن، ما مشروح آن را براى خوانندگان گرامى، در اینجا نقل مى کنیم:
در زمان حضرت موسى علیه السّلام در بنى اسرائیل، مرد جوانى زندگى مى کرد. و به شغل غلّه فروشى اشتغال داشت. وى جوانى با ادب، و آراسته به کمالات ظاهرى و معنوى بود.
در یکى از روزها، که طبق معمول در مغازه خویش، مشغول تجارت بود، شخصى آمده و از او، گندم فراوانى خریدارى کرد، که آن معامله کلان، بهره سرشارى براى آن تاجر جوان، در پى داشت. وقتى براى تحویل گندم به انبارى خویش در منزل مراجعه کرد، متوجه شد که درب انبارى بسته و پدرش پشت در خوابیده، کلید انبار هم در جیب اوست. و از آنجایى که این جوان، شخصى فهمیده و با تربیت بود، طبعاً پدرش، احترام خاصى پیش او داشت.
با عذرخواهى به مشترى گفت: متأسفانه ! تحویل گندم، بستگى به بیدارى پدرم دارد و من راضى نیستم که او را از خواب، بیدار کرده و اسباب ناراحتى اش را فراهم کنم؛ به همین جهت، اگر صبر کنى تا پدرم بیدار شود من مقدارى از مبلغ کالا، به تو تخفیف خواهم داد، و اگر نمى توانى صبر کنى، لطفاً از جاى دیگرى جنس مورد نیاز خود را تهیه کن.
مشترى گفت: من آن جنس را مقدارى هم گرانتر مى خرم، معطل نشو و پدر را از خواب بیدار کن، جنس را تحویل من بده. جوان گفت: من هرگز، او را از خواب بیدار نخواهم کرد و استراحت پدر، در نزد من بیشتر ارزش دارد تا سود این معامله کلان. بعد از اصرار مشترى و امتناع تاجر جوان، بالاخره مشترى صبر نکرد و رفت.
بعد از ساعتى، پدر از خواب بیدار شد؛ دید پسرش در حیاط خانه قدم مى زند، پرسید: پسرم! چطور شده در این ساعت کارى، درب مغازه را بسته و به خانه آمده اى؟ جوان برومند، داستان را از براى او نقل کرد، پدرش بعد از شنیدن واقعه، خیلى خوشحال شد و حمد الهى بجا آورد و به خداوند عرضه داشت: پروردگارا! از تو متشکرم، که چنین فرزند باعاطفه و مهربان به من عطا کرده اى. و به پسرش گفت: اگر چه من راضى بودم که مرا از خواب بیدار کنى و اینقدر سود را از دست ندهى، امّا حالا که تو بزرگوارى کردى و احترام پدر پیرت را نگاه داشته اى، من، در عوض آن سودى که از دست داده اى، گوساله خویش را، بتو مى بخشم و امیدوارم که خداى متعال توسط این گوساله، نفع بسیارى به تو برساند و آن درس عبرتى باشد، براى تمام جوانها که احترام پدر و مادر خویش را حفظ کنند. سه سال از این ماجرا گذشته و آن گوساله روز به روز رشد کرده و یک گاو بزرگ و کامل شده بود.
در آن زمان، در منطقه دیگرى و در یکى از خانواده هاى بنى اسرائیل، دخترى مؤدّب و عفیفه و جمیله ای بود که به حدّ بلوغ رسیده و خواستگاران زیادى برایش مى آمدند؛ که از جمله آنان دو پسر عموىِ دختر بود: یکى از آن دو، متدین و با تربیت بود امّا از مال دنیا، چندان بهره اى نداشت و در مقابل پسر عموى دوم، از ثروت دنیا بهره مند بود، ولى از دین و تقوا و معنویت هیچ بهره اى نداشت، فقط در ظاهر و با زبان به حضرت موسى گرویده بود. دختر، از بین خواستگاران، به این دو نفر متمایل شد و یک هفته مهلت خواست، تا در مورد زندگى و انتخاب همسر آینده خویش تصمیم بگیرد.
او در این مدت با خود فکر کرد که :
اگر من، با پسر عموى متدین ازدواج کنم، باید عمرى در فقر بوده و با زندگى ساده بسازم، امّا در عوض با همسرى راستگو و مهربان و خداشناس، به سر خواهم برد و یک زندگى آرامبخش و سالم، خواهم داشت. و اگر با همسر ثروتمند، بى تقوا و آلوده به گناه ازدواج کنم، ممکن است چند روزى در رفاه و آسایش باشم، امّا از فضائل اخلاقى و معنوى دور خواهم شد و در اثر بى مبالاتى و بى تقوائى همسر آینده ام، ممکن است از جادّه سعادت، منحرف شده و در سراشیبى لغزش ها و آلودگى سقوط کنم.
دختر جوان، بعد از فکر و مشورت با پدر و مادرش به این نتیجه رسید که با پسر عموى متدین و باتقوا ازدواج کند. وقتى پسر عموى ثروتمند، از تصمیم عاقلانه دختر عموى خویش آگاه گردید، خود را در میان همسن و سالان شکست خورده تلقى کرد؛ و آتش حسد، در سینه او شعله ور شد. وى در اثر وسوسه شیطان، نقشه خطرناک و شومى کشید.
او شبى، پسر عموى باتقوا را، به منزل خویش دعوت کرده و بعد از پذیرائى کامل، شب او را در خانه نگهداشت و در آخرهاى شب، در حالى که میهمان در خواب بود او را بطرز فجیعى کشته، و جنازه را در یکى از محلاّت ثروتمند بنى اسرائیل انداخت. بعد پیش خودش فکر کرد: با یک تیر دو نشان مى زنم، اوّلاً، دختر عموى من بعد از حذف رقیب، ناچار مرا مى پذیرد و ثانیاً، دیه این پسر عمو را، که به غیر از من ، وارثى ندارد، (طبق قانون حضرت موسى علیه السّلام) از اهالى محل گرفته، و صرف خرج عروسى مى کنم.
صبح زود، وقتى مردم از خانه ها بیرون آمدند، با جسد خونین یک شخص مقتول، مواجه شدند، و هر چه دقت کردند، او را نشناختند؛ تا اینکه بحضور حضرت موسى رفته و حادثه را گزارش دادند. حضرت موسى علیه السّلام دستور داد، تمام طبقات و اصناف حتى کشاورزان، از رفتن به سرِ کار، خوددارى کنند و همه در صدد شناختن قاتل و مقتول باشند.
(زیرا مسئله قتل، در بین بنى اسرائیل خیلى مهم بود.) مردم، بدنبال دستور پیامبر خدا، تمام تلاش خود را بکار بردند، ولى هیچ اثرى از قاتل و یا مقتول بدست نیامد.
جوان قاتل، نزدیکیهاى ظهر، از منزل خود بیرون آمد و مشاهده کرد که وضع شهر بهم ریخته، همه دست از کار کشیده اند. جوان- با تجاهل - علت را جویا شد و گفتند: شخصى را کشته و شب گذشته ، به یکى از محله ها انداخته اند و حضرت موسى دستور شناسائى و دستگیرى قاتل را داده است که خانواده مقتول ، او را قصاص کنند. او به سرعت، به کنار جنازه آمد و روپوش را کنار زد و به صورت او نگاه کرد. ناگهان نعره زد، و داد و فریاد راه انداخته و مانند اشخاص مصیبت دیده، به سر و صورت خود مى زد و گریه کنان مى گفت : آه ! آه ! این جوان پسرعموى من است و باید، یا قاتل را نشان بدهید تا قصاص کنم ، و یا اینکه دیه خون او را بگیرم! وقتى او را در محضر حضرت موسى علیه السّلام حاضر کردند، حضرت موسى علیه السّلام بعد از احراز هویّت و خویشاوندى آن جوان با مقتول، فرمود: اهالى آن محل یا باید، قاتل را بیابند و یا اینکه ، پنجاه نفر قسم بخورند که خبر از قاتل ندارند و دیه مقتول را بپردازند.
بنى اسرائیل گفتند: یا نبى اللّه ! ما بدون تقصیر چرا دیه بدهیم ، شما از خداى خویش سؤ ال کن ، تا اینکه قاتل را، به ما معرفى نماید و ما از این اتهام، رها شویم. حضرت فرمود: دستور خداوند، فعلاً این است و من هرگز خلاف حکم خدا عمل نخواهم کرد. در این هنگام، از طرف خداوند به موسى علیه السّلام وحى نازل شد: اى موسى! حالا که به حکم ظاهرى تو، راضى نشدند دستور بده، گاوى را بکشند و بعضى از اعضاى او را، به بدن مرده بزنند، تا من او را زنده نمایم و او قاتل خودش را معرفى کند. و خداوند متعال در قرآن به این قصه اشاره فرموده : (وَ اِذْ قالَ مُوْسى لِقَوْمِهِ اِنَّ اللّهَ یَاءْمُرُکُمْ اَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً قالُوا اَتتّخذنا هُزُواً قالَ اَعُوذُ بِاللّهِ اَنْ اَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ) (1): به یاد آورید، هنگامى را که موسى به قوم خود گفت : خداوند به شما دستور مى دهد، ماده گاوى را ذبح کنید (و قطعه اى از بدن آن را، به مقتولى که قاتل او شناخته نشده بزنید، تا زنده شود و قاتل خویش را معرفى کند و غوغا و آشوب خاموش گردد).
گفتند: آیا ما را مسخره مى کنى ؟ (مگر ممکن است عضو مرده اى را به مرده بزنیم و او زنده شود).
موسى گفت: به خدا پناه مى برم از اینکه از جاهلان باشم!
(قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ماهِىَ، قالَ اِنَّهُ یقول اِنَّها بَقَرَةً لا فارِضٌ وَ لا بِکْرٌ عَوانٌ بَیْنَ ذلِکَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ) (2)
بنى اسرائیل گفتند: پس از خداى خود بخواه، که براى ما روشن کند، این (ماده گاو) چگونه باشد؟ گفت : خداوند مى فرماید: ماده گاوى است که نه پیر؛ و نه بکر و جوان؛ میان این دو باشد. آنچه به شما دستور داده شده (هر چه زودتر) انجام دهید. (قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا مالُونُها قالَ اِنَّهُ یَقُولُ اِنَّها بَقَرةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِریْنَ) (3)گفتند: از پروردگار خود بخواه که براى ما بیان کند، رنگ آن چگونه باشد؟ موسى گفت : خداوند مى فرماید: گاوى باشد زرد یکدست، که بینندگان را خوش آمده و مسرور سازد. (قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ماهِىَ اِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَیْنا وَ اِنّا اِنْشاءَاللّهُ لَمُهْتَدُونَ قالَ اِنَّهُ یَقُولُ اِنَّها بَقَرَةٌ لاذَلُولٌ تُثیرُ الاَْرْضَ وَ لا تَسْقِى الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاشِیَةَ فیها قالُوْا اَلاَّْنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها وَ ماکادُوا یَفْعَلُون ) (4)
باز گفتند: از خداوند بخواه، چگونگى آن گاو را کاملاً براى ما روشن سازد که هنوز بر ما مشتبه است و اگر رفع اشتباه شود، ما اطاعت کرده و انشاءالله هدایت خواهیم شد.
گفت: خدا مى فرماید: گاوى باشد که نه براى شخم زدن رام شده و نه براى زراعت آبکشى کند و آن بى عیب و یکرنگ باشد. گفتند: اکنون حقیقت را روشن ساختى و گاوى را بدان اوصاف کشتند، امّا نزدیک بود که از این امر نیز نافرمانى کنند.
بنى اسرائیل، وقتى این صفات را، از حضرت موسى شنیدند، بدنبال گاوى با این اوصاف گشتند و هر چه تفحص کردند، پیدا نشد تا اینکه بالاخره، گاو را با آن ویژگى ها، در خانه جوانى پیدا کردند.
او همان جوان گندم فروش بود که چند سال پیش، در اثر احترام و مهربانى به پدرش، صاحب گوساله اى شده بود. بنى اسرائیل به در خانه جوانِ تاجر آمده و تقاضاى خرید گاو را کردند و او وقتى از ماجرا اطلاع یافت خوشحال شده و گفت: من باید از مادرم اجازه بگیرم.
پیش مادرش آمده و مشورت کرد، مادرش گفت: به دو برابر قیمت معمولى او را بفروش. بنى اسرائیل وقتى از قیمت باخبر شدند گفتند: مگر چه خبر شده؟ یک گاو معمولى ، به دو برابر قیمت بازار؟!
و پیش حضرت موسى علیه السّلام آمده و گزارش دادند. حضرت فرمود: حتماً، باید بخرید، زیرا فرمان خداوند است. آنها برگشته و به صاحب گاو گفتند: چاره اى نیست، ما آنرا به دو برابر قیمت مى خریم، برو گاو را بیاور. و او دوباره پیش مادرش آمده و نظر او را خواست و مادرش گفت: پسرم! برو بگو: به دو برابر قیمت قبلى ما مى فروشیم! آنها وقتى این جمله را شنیدند با تعجب و ناراحتى گفتند: ما یک گاو را به چهار برابر قیمت، نمى خریم.
پیش حضرت موسى علیه السّلام برگشتند و حضرت فرمود: باید بخرید، زیرا فرمان خداوند است. آنها بازگشتند؛ این بار نیز مادر جوان گفت: پسر جان! برو به آنها بگو: چون شما نخریدید و رفتید، به دو برابر قیمت قبلى مى فروشیم. و بنى اسرائیل باز از خریدن، خوددارى کرده و برگشتند. و هر بار که برمى گشتند، قیمت دو برابر مى شد، تا اینکه، آن گاو را بدستور حضرت موسى خریدند، به قیمت اینکه پوستش را پر از سکّه هاى طلا بکنند. بعد از خریدن گاو، آنرا ذبح نموده و پوستش را پر از سکّه هاى طلا کرده و به صاحبش تحویل دادند.
حضرت موسى علیه السّلام آمد و دو رکعت نماز خواند و بعد دستها را به سوى آسمان بلند کرده و فرمود: پروردگارا! تو را قسم مى دهم به شکوه و جلال محمد و آل محمد علیه السّلام که این مرده را زنده گردانى. و بعد قسمتى از دم گاو را آورده و به بدن آن مقتول زدند و او زنده شده و قاتلِ خود را معرفى کرده و چگونگى وقوع جنایت را شرح داد.
بعد از این معجزه ، بنى اسرائیل به همدیگر مى گفتند: ما نمى دانیم معجزه زنده شدن این مقتول مهمّ است، یا ثروتمند کردن خداوند، آن جوان تاجر را!
حضرت موسى امر کرد که قاتل را قصاص کنند. و آن جوان بی گناه، بعد از زنده شدن، از حضرت موسى تقاضا کرد که از خداوند بخواهد، عمرى دوباره به او عنایت کند. خداوند به حضرت موسى مژده داد که هفتاد سال، عمر دوباره به او بخشیدم و بعد موسى علیه السّلام آن دختر پاکدامن را به عقد آن جوان - پسر عموى متدین و درستکار - در آورد. و در حدیث نقل شده: خداوند در قیامت هم بین آن دو زوج جوان، جدائى نمى اندازد و آنها در عالم آخرت و در بهشت با یکدیگر زن و شوهر خواهند بود.(5)
نتایج این داستان در این داستان که بزرگترین سوره قرآن، بنام همین استدلال (گاو بنى اسرائیل ) نامیده شده است، نکاتى قابل دقت وجود دارد که ما به بعضى از نتایج ثمربخش آن، اشاره مى کنیم:
1- این داستان، اهمیت احترام و مهربانى به پدر و مادر را براى عزیزان جوان، روشن مى کند؛ که خداوند متعال چقدر عنایت دارد که جوانان عزیز در برخورد با والدین خویش، نهایت مهربانى و تکریم را داشته باشند و پاداش دنیوى و اخروى آنرا دریابند.
2- از این قصه مى فهمیم که خداوند، زنان پاک و با عفت را نصیب مردان متدین و پاکیزه مى گرداند. چنانکه در قرآن فرموده : (وَالطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّباتِ) (6) زنان پاک از آنِ مردان پاک، و مردان پاک از آنِ زنان پاکند.
3- نتیجه خیانت به دیگران، رسوائى در دنیا و آخرت مى باشد.
4-یکى از معجزات الهى را در این داستان مشاهده مى کنیم.
5- اراده الهى، بالاتر از تمامى خواسته ها و فوق تمایلات انسانى است.
6-رضایت خداوند متعال، مهمّتر از همه کارها، حتى تجارتهاى پرسود و منفعت، مى باشد.
7- دخترانِ جوان، در انتخاب همسر آینده خویش، نیک بیندیشید، تا در دام هوس ها و تمایلات سوداگران شهوات نفسانیه، گرفتار نشوند.
8- و بالاخره انسانهاى خداجو و خداپرست، در تمام مراحل زندگى موفق و پیروزند، هر چند این پیروز باتاءخیر و مشکلاتى همراه باشد؛ زیرا خداوند فرمود: (اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً) (7) مسلّماً با هر سختى آسانى است.(8)
پی نوشت ها:
1- بقره / 67.
2- بقره / 68.
3- بقره / 69.
4- بقره / 71 - 70.
5- با استفاده از حیوة القلوب، ج 2، ص 270 - تفسیر صافى، ج 1/ 140 -داستان پیامبران، 2 / 366.
6- نور/26
7- شرح/6
8- پاک نیا، عبد الکریم، جلوه هایی از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نکته ها
منبع :wikiquran
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱۱ساعت ۱۱:۳٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است . به جرئت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می آید به خاطر این است که دختر و پسر ، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگی متوجه می شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده اند. پس جا دارد برای این انتخاب وقت بگذاریم و مطالعه کنیم.
معیارها و ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است:
الف – آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتماً لازم اند. ب – آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی لازم اند و بیشتر به سلیقه افراد و موقعیت آنها بستگی دارند.
اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست.
یکی از معیارهایی که باید حتماً در ازدواج در نظر گرفته شود،عامل مذهب و نگرش فرد مقابل نسبت به مذهب است. اگر شما فردی هستید که به اصول و فرامین مذهبی معتقدید، ولی شخص مورد نظرتان ، نسبت به مذهب بی اعتماد یا بی تفاوت باشد، شما با هم زندگی خوبی نخواهید داشت.انسان متدین، همسری متدین می خواهد، اگر یکی متدین و دیگری بی دین و بی قید باشد، خوشبخت نخواهند شد. بنابراین از این لحاظ باید فردی را انتخاب کنید که همانند شما فکر کند.
یکی دیگر ازمسائل تناسب خانوادگی است. ازدواج با یک فرد مساوی است با پیوند با یک خانواده، فامیل و یک نسل؛ خانواده دختر و پسر باید با یکدیگر سنخیت و تناسب داشته باشند. در انتخاب همسر معقول نیست شما بگویید «من می خواهم با این فرد زندگی کنم و کاری با خانواده اش ندارم» چرا که این فرد جزیی از همان خانواده و فامیل و شاخه ای از همان درخت است.
این شاخه، از ریشه همان درخت تغذیه کرده؛ مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل از راه وراثت و تربیت و محیط به این فرد منتقل شده است، این فرد در دامن همان خانواده بزرگ شده است. باید موقع ازدواج ارزش های درون خانواده فرد را بررسی کنید و با ارزش های درون خانواده خودتان مقایسه نمایید. اگر این ارزش ها با یکدیگر تناسب داشته باشند، شما زندگی آرامی خواهید داشت. در مقایسه ارزش ها دقت داشته باشید. برای مثال اگر در خانواده شما تحصیل یک ارزش است، در خانواده فرد مقابل نیز تحصیل یک ارزش باشد، اگر در خانواده شما حجاب یک ارزش است، در خانواده طرف مقابل حجاب ضد ارزش نباشد.
آنچه در تناسب اجتماعی باید در نظر داشت،ارتباطات و رفت و آمدهای خانوادگیاست. این که خانواده با چه افرادی رفت و آمد می کنند و دارای چه جایگاهی هستند، آیا شهرت اجتماعی دارند یا خیر، مهم است. همه اینها در جایی جمع می شود که به آن تناسب اجتماعی می گوییم. در حقیقت مردم دوست دارند با افرادی رفت و آمد کنند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند. دو خانواده باید از این حیث با یکدیگر تناسب داشته باشند. مسئله دومتناسب رفتار اجتماعی دختر و پسر است. مثلاً اگر یک دختر لوس و جلف با مرد متین و موقری ازدواج کند، تحمل رفتار اجتماعی زن برای مرد مشکل است.
بنابراین از مسائل مهم انتخاب همسردر نظر گرفتن تناسب اجتماعی دو خانواده است و چقدر خوب است که پسر و دختر در یک ردیف اجتماعی با هم ازدواج کنند.یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت. شما نمی توانید با فردی زندگی کنید که از نظر اقتصادی در ردیف شما نیست، هرگز این کار را نکنید.
برای مثال کسی که از نظر اقتصادی در یک طبقه بالای اجتماعی است در ناز و نعمت بزرگ شده، همه چیز برایش مهیا بوده، هیچوقت مشکلات و تنگنای مالی نداشته است، حالا با فردی از خانواده بسیار پایین از نظر اقتصادی ازدواج می کند که سبک زندگیش با این فرد متفاوت بوده است.
فرهنگ خانوادگیش متفاوت، نیازهایش متفاوت. فرضاً قرار می شود این دو با یکدیگر به مهمانی بروند، شخص اول هر لباسی می پوشد خجالت می کشد، احساس می کند نازیباست ، مورد تأییدش نیست، در عوض همسرش زمانی که به خانه آنها می رود احساس کدخدایی می کند. خانه سطحش پایین است.
این احساسات در وی ایجاد تعارض می کند. عصبانی می شوند، با هم دعوا می کنند، دعوا بر سر یک قضیه بسیار ساده زندگی است ولی ریشه اش در عدم همخوانی و تناسب طبقه اقتصادی است، اکثر دعواهای چنین زن و شوهرهایی بعد از میهمانی ها شروع می شود.
یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفته شود، تناسب تحصیلی است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی، خیلی با هم فاصله نداشته باشند و در ردیف یکدیگر باشند تا تفاهم بیشتر در زندگی شان به وجود آید. مهم است که زن و شوهر سطح دانششان به هم نزدیک باشد، زنی که تحصیل کرده و دانشگاهی است نمی تواند همسر یک مرد بی سواد یا کم سواد باشد. اگر هم توانست مدت کوتاهی می تواند ولی در درازمدت خیر. ممکن است یک آدم بی سواد بسیار فرهیخته باشد، مهربان و سطح آگاهیش هم بالا، کلاً شخصیت خوبی داشته باشد ولی در اینجا تشابهاتی وجود ندارد. بالاخص این که تفاوت یک زن تحصیل کرده با یک مرد تحصیل کرده بسیار زیاد است.
غالباً خانم تحصیل کرده از تحصیلاتش در طول زندگی استفاده می کند ولی مرد تحصیل کرده کمتر. برای مثال خانمی که در رشته هنر تحصیلات دانشگاهی دارد، می توانید آثار هنری را در تمامی خانه ملاحظه کنید اما ممکن است آقای مهندس برق در سیستم برق خانه اش کلی اشکال داشته باشد! به نظر می رسد زندگی با زن تحصیل کرده راحت تر است. او خیلی زودتر مسائل را می فهمد و نیاز نیست که خیلی تکرار کنید. متقابلاً مردی که دارای تحصیلات عالی است نمی تواند با زنی که دارای تحصیلات پایینی است ازدواج کند. حتی بهتر است مردان یا زنان پزشک با هم ردیفان خود ازدواج بکنند. یکی از چیزهایی که باید در ازدواج رعایت شود
فاکتورهای حرفه ای است. بنابراین سطح تحصیلات و سطح حرفه در زندگی زناشویی بسیار مهم است.
حالا که به مسئله تحصیل اشاره کردیم خوب است که به مسئله تفکر نیز اشاره کنیم. متأسفانه مردان ما بسیار مقیدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتی که زیبایی در آمار جهانی بهداشت فقط ۲۵ نمره دارد در حالی که به تفکر ۳۰۰ نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند آیا زیبا هست یا نیست. زیبایی دوره محدودی دارد، ولی ما نمی توانیم تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم. بعضی از مردم ما در ازدواج جایی برای تفکر باز نگذاشته اند.
اولین چیزی که در تفکر جلوه گر می شود،عامل هوش است. زندگی با یک آدم کم هوش بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید چگونه می شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادی که درجه هوشی خیلی پائین دارند کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگی لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. انتزاع کردن یعنی بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعی یعنیتوانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی. این نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادی که تفکر انتزاعی دارند خیلی زود شما را می فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید. بعد دیگرش، تفکر حل مسئله ای است، تفکری که در آن انسان می تواند مسائل خودش را حل کند. کسانی که این نوع تفکر را ندارند دائم دور خودشان می چرخند، گیج اند، دائم می پرسند چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود…. کسی که این نوع تفکر را ندارد به همسری برنگزینید. گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج می کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است، می خواهند ایثار کنند ولی سخت در اشتباهند.
زندگی با افراد کم هوش بسیار مشکل است.کسی که تفکر و هوش خوبی دارد کیفیت فراوان در مدیریت دارد. یکی از ارکان اصلی مدیریت ، تفکر خوب است. یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفت گذشته افراد است. یعنی، باید تشابهاتی بین گذشته شما با گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید باشد. اگر این تشابهات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواهید رسید. بسیاری از مردم می گویند همسرم مرا درک نمی کند. درک چه موقع صورت می گیرد، زمانی که ما سرنوشت مشابهی داریم، شما کسی را درک می کنید که در زندگی تان باشد، یک غریبه را نمی شود درک کرد. اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست. گذشته بسیار مهم است. این فرد نمی تواند شما را درک کند. نمی تواند بفهمد موقعیت فعلی را به چه قیمتی به دست آورده اید؛ برایش اهمیتی ندارد.
تمام آنچه با زحمت به دست آورده اید را جزء بدیهیات و لوازمات زندگی می داند، حتی گاهی اوقات اصرار می کند موقعیت فعلی را نیز از دست بدهید در حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. در ازدواج به سراغ فردی بروید که گذشته ای مشابه شما داشته باشد و شما را درک کند.
یکی از مسائلی که در گذشته ماست، عشق و عاطفه در زندگی است. بعضی ها در گذشته ، بسیار دوست داشته شده اند، مثل این که هیچکس به اندازه اینها مهم نبوده است، مانند عروسک در دست این و آن مورد نوازش و محبت قرار گرفته اند. عده ای دیگر اصلاً مورد توجه نبوده اند و کسی به اینها اهمیتی نداده است مثل این که اصلاً شناسنامه ای ندارند . حالا اگر این دو نفر با هم ازدواج کنند ، نمی دانند چه اتفاقی می افتد . گاهی می گویند این شخصیت خلاء عاطفی مرا پر خواهد کرد. در صورتی که چنین نیست. کسی که هیچوقت مورد محبت قرار نگرفته، تشنه محبت است، هرچه محبت کنید سیراب نمی شود. همیشه می پرسد مرا دوست داری، می گویید بله، باز می پرسد، قسم می خورید، ولی باور نمی کند. برعکس، شخصی که برایش همه چیز مهیا بوده سیراب است هیچ چیز چشمش را نمی گیرد، به زحمت هدیه ای را برایش فراهم می کنید اما جلب توجهش را نمی کند. گاهی اصلاً شما را تحویل نمی گیرد، آنها آدم های سردی اند، هر کاری کنید فایده ای ندارد، در مقابل آنها وضعیت شما مثل فردی است که می گوید نمی دانم چرا دستم نمک ندارد. می گوییم دست شما نمک دارد اما این شخص سیراب است.
پس بهترین حالت، تعادل است. باید دنبال کسی بگردید که گذشته معتدل داشته استگذشته ما سرنوشت ما را تعیین می کند. خب حالا چطور می توانید به این مسئله پی ببرید؟ کافی است از او سؤال کنید شما را چقدر دوست داشته اند. اگر گفت «تا حالا هیچکس را به اندازه من دوست نداشته اند و از ابتدای امر هر چه خواسته ام برایم فراهم بوده است.» قدری دست نگه دارید. یا مثلاً چنانچه مادر دختر خانم می گوید «اگر قسمت شد و داماد ما شدید این را بدانید که ما تا حالا بالاتر از گل به این دختر نگفته ایم.» بگویید «خداحافظ!» این دختر خیلی به درد شما نمی خورد. پدر و مادرها در محبت کردن به بچه ها، باید حد تعادل را رعایت کنند.
از دیدگاه دکتر مجد، یکی از مسائل بسیار مهم که باید در ازدواج مورد توجه قرار گیرد ردیف فرزندان خانه است. فرزند چندم خانواده باشد خوب است و یا چرا خوب نیست. به اعتقاد ایشان بچه های ردیف اول غالباً دارای وضعیتی هستند که عمدتاً معاون اند، دختر معاون مادر، پسر معاون پدر، بچه های ارشد خانواده غالباً مسئولیت های زیادی را قبول می کنند و مثلاً از دیگر فرزندان مراقبت می کنند، تکالیف اقتصادی و خرید به آنها واگذار می شود بسیاری از کارهای خانه را انجام می دهند. بچه های اول سنگ های زیرین آسیاب هستند. علاوه بر کارهای منزل و خرید و مواظبت از بچه های دیگر باید به عنوان قاضی، مجادلات بین پدر و مادر را نیز حل کنند. بچه های اول عمدتاً زندگی سختی دارند. این زندگی سخت ، مزایا و معایبی دارد.
از این جهت خوب است؛ افرادی که زندگی سختی تجربه کرده اند مسئولیت پذیرند، اتفاقاتی را تجربه می کنند که سبب می شود برای زندگی بعدی پخته شوند، غالباً نظرشان شرط است. اینها رأی شان نافذ است اگر پدر و مادر بخواهند با کسی مشورت کنند معمولاً با فرزندان ارشد است. روی دیگر فرزندان نفوذ دارند، اصلاً گاهی به جای پدر و مادر مهار زندگی را اینها به دست می گیرند. از بعضی جهات هم خوب نیست. اینها معمولاً مظلوم واقع می شوند، حقشان خورده می شود. همیشه زمانی که دو بچه با یکدیگر دعوا می کنند به بچه بزرگتر می گویند تو بزرگتری تو ببخش، و غافل از این که اینها هر دو کودک اند و هر دو احساسات کودکانه دارند.
بچه های آخری چه وضعیتی دارند؟ بچه آخر معمولاً ً هیچ مسئولیتی ندارد. ریلکس است خیلی راحت است. بعد از او دیگر بچه ای به دنیا نیامده و تاج پادشاهی همچنان بر سرش باقی مانده است. اگر در خانه مشکلاتی به وجود بیاید این قدر افراد هستند که مشکلات را حل بکنند بنابراین کاری به این فرد ندارند. به اینها سرویس زیاد داده شده و خیلی به آنها خوش گذشته است به کسی هم که زیاد خوش بگذرد خیلی بد عاقبت خواهد بود. تمام افرادی که به این ترتیب بزرگ می شوند تحمل اتفاقات عادی زندگی را ندارند. هیچ استرسی را نمی توانند تحمل بکنند.
حالا اگر بچه اول خانواده ( پسر) با دختری ازدواج کند که فرزند آخر خانواده است چه اتفاقی می افتد؟ بیچاره پسر، عمری حقش ضایع شده بود و در خانه بچه داری کرده بود حالا هم بایستی از خانمش به عنوان یک بچه نگهداری کند! این دختر خانم هم به کوچکترین مطلبی قهر می کند. اینها همان افرادی هستند که دو ماه بعد از ازدواج چمدانهایشان را بسته اند و راهی خانه پدرشان می شوند.
اگر دختر فرزند اول باشد و پسر فرزند آخر، چه خواهد شد؟ خانم ها معمولاً تحملشان خیلی زیاد است معمولاً دندان روی جگر می گذارند، گاهی نقش مادر را برای همسر بازی می کنند و بعضی مردها نیز از این حالت استقبال می کنند. بچه های اول عادت کرده اند بگویند خب حالا مهم نیست و بعد می بینند که به دردهای روان تنی دچار شده اند.
مسلم است که تربیت خانوادگی بر شخصیت و نحوه رشد افراد اثر می گذارد. به نظر می رسد آنچه بیشتر از ردیف و جایگاه فرزندان خانه اهمیت دارد نحوه تربیت آنهاست. اگر در خانواده راه و رسم زندگی مشترک به افراد آموخته شود و آنها را برای پذیرش یک سری از مسائل و واقعیات زندگی آماده نمایند آخر یا اول بودن آنها چندان اهمیتی ندارند. نکته دیگر این که همیشه برای فرزندان آخر همه چیز مهیا نبوده است. گاهی فرزندان آخر بیشتر از دیگر فرزندان دچار استرس می شوند برای این که پدر و مادر در جوانی بیمار نبوده اند و حالا بیمار شده اند و این در حالی است که دیگر فرزندان خانواده ازدواج کرده اند و مسئولیت پدر و مادر بیمار بر عهده فرزند آخر است. گاهی نیز فرزند آخر خانواده نقش مربی مهدکودک را بازی می کند و خواهران و برادران جهت نگهداری فرزندانشان از بچه آخر کمک می گیرند. از همه اینها گذشته اگر در یک خانواده دو فرزند بیشتر وجود نداشت، یکی اولی بود و دیگری آخری، تکلیف چیست؟ در اینجاست که می گوییم نوع تربیت، نحوه برخورد و گذشته افراد مهمتر از جایگاه آنها در خانواده است.
تناسب سنی در انتخاب همسر توجه به همتایی و تناسب در سن نیز لازم است. تفاوت سن بلوغ جنسی در دختر و پسر، یک امر طبیعی است، پسر حدود چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسی می رسد. پس خوب است که تفاوت سن آنها در امر ازدواج نیز به همین مقدار باشد ( پسر بزرگتر باشد)بهتر است چنین باشد ولی الزامی نیست. اگر در بقیه موارد گفته شده یعنی زمینه های اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی، عاطفی، تناسب وجود داشته باشد ولی تناسب سنی وجود نداشته باشد مثلاً زن و شوهر هم سن باشند و یا حتی زن یک سال نیز بزرگتر باشد به شرط این که مرد وقوف و آگاهی کامل به این موضوع داشته باشد مشکل خاصی ایجاد نمی شود. اما ازدواج هایی که اختلاف سنی زیاد وجود دارد مثلاً یک نفر بیست سال از دیگری بزرگتر است اصلاً صلاح نیست.
اخلاق نیک یکی از ویژگی های اساسی و لازم برای زندگی شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق نیک تنها خنده رویی وخوش خلقی اصطلاحی نیست، زیرا خندیدن و … در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست بلکه ضداخلاق نیز هست. منظور از اخلاق نیک ، داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده از نظر عقل و شرع است.
سلامت جسمانی و روانی سلامت جسمانی و روانی در موفقیت و سعادت زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارد. بعضی از بیماریهای جسمانی و روانی اهمیت چندانی ندارند و مانع زندگی نیستند و لطمه ای به آن وارد نمی کنند و با معالجه و مراقبت، درمان می شوند. آنچه باید در زمینه انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد بیماری ها و نقص ها و معلولیت های جسمی و روحی عمیق و غیرقابل درمان است که در طول عمر همراه انسان است و تحملش برای همسر سخت است. توجه نکردن به این امر و برخورد «احساساتی و غیرمنطقی» با آن ممکن است لطمه های سنگینی به زندگی بزند.
همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری تفاهم و توافق فکری و فرهنگی میان دو همسر در زندگی مشترک، نقش اساسی دارد. برای ایجاد یک زندگی پربار و سعادتمند، باید معماران این کانون بتوانند یکدیگر را درک کنند و مکنونات و محتویات درونی خود را به هم تفهیم کنند و در بسیاری از مسائل، تصمیم مشترک و یکسان بگیرند و بر مبنای آن عمل کنند و در نشیب و فرازهای زندگی، یاور هم باشند و فرزندانشان را براساس یک طرح هماهنگ تربیت کنند.
تناسب سیاسی دختر و پسر باید از لحاظ گرایش نسبت به مسائل سیاسی شبیه به هم باشند. اگر یک نفر علاقه شدیدی به مسائل سیاسی و شرکت در آن دارد و برای دیگری سیاست هیچ جایی در زندگیش ندارد، در زندگی مشترک دچار مشکلاتی خواهند شد و آرامش لازم را از دست می دهند.
تناسب شخصیتی دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، بهتر است تناسب شخصیتی داشته باشند و از نظر صفات شخصیتی با یکدیگر همسان باشند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ٦:٢٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
دختری بود که صورتش خیلی مشکل داشت. خواستگار نداشت. بالاخره یک جوانی گفت: من این را میگیرم. چون تا حالا شوهر نیامده بود و داماد نیامده بود، دست و پا کردند به هر قیمتی هست، آرایشگر آوردند گفتند: هرچه پول داریم میدهیم، این چاله چولههای صورت را بتونه کن و این را درست کن. (خنده حضار) این آرایشگر ور رفت و بالاخره به عروس گفت: ببین، بهتر از این نمیشود.حالا داماد بپسندد و نپسندد دیگر با خداست.
به گزارش برنا، حجت الاسلام محسن قرائتی در سلسله مباحث درسهایی از قرآن،به بحث امدادهای غیبی الهی پرداخت.در قسمتهایی از سخنرانی آمده است:
سلیمان یک روز سان میدید. اینکه سان میبینند در قوای مسلح، نیروهای انتظامی، سپاه، ارتش، بسیج، یک کسی میگفت: شما آخوندها از شاه یاد گرفتید. گفتم: چه؟ گفت: شاه سان میدید. شما آخوندها هم سان میبینید.
گفتم: اتفاقاً شاه از آخوندها یاد گرفت. گفت: به چه دلیل؟ گفتم: به دلیل قرآن. قرآن میگوید: حضرت سلیمان سان میدید. «وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْس» (نمل/17) سلیمان میآمدند در برابرش همه سان میدید. یکبار در لشگر دید که... حالا این «وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُُ» این معلوم میشود که انسان میتواند بیاید زمانی که حیوانها را تسخیر کند. حالا کی خواهد شد نمیدانم.
ما یکسری چیزها را در قرآن گفته ولی حالا... «وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْس» بعد گفت: «ما لِیَ لا أَرَى الْهُدْهُد» (نمل/20) هدهد نبود. هدهد را ندیدم. تازه نگفت: او نیست. گفت: من او را ندیدم. آخر یکوقت میگویند: کجا بودی؟ میگوید: من بودم تو مرا ندیدی. نگفت: نبودی. گفت: «ما لِیَ لا أَرَى الْهُدْهُد» من نمیبینم. بالاخره یک مدتی شد، هدهد آمد. گفت: کجا بودی؟ گفت: آقا یک چیزی بلد هستم که تو بلد نیستی. این خیلی درس است. یعنی میشود در مملکت هدهد یک چیزی را بفهمد ولی سلیمان متوجه آن مسأله نشود. منتهی هدهدها باید با سلیمانها رابطه داشته باشند.
شما سرباز هستی. ممکن است آن امیر شما، سردار شما، تیمسار شما، سرلشگر شما، به یک موضوعی توجه نداشته باشد. نگویید چون ایشان فلان مقام را دارد، یا فلان تحصیلات را دارد، همه چیز را توجه دارد. گاهی آدم نمیداند
. هدهد گفت: یک چیزی را میدانم که تو سلیمان هم نمیدانی. گفت: چه؟ گفت: از منطقهای پرواز میکردم. مردم خورشید پرست بودند. پادشاه آنها خانم بود. خانم هم روی تخت بزرگی نشسته بود. «وَ لَها عَرْشٌ عَظیمٌ» (نمل/23) حضرت سلیمان نامهای به هدهد داد، گفت: برو به آن خانم بده. هدهد دو بار رفت و برگشت بالاخره آن خانم مسلمان شد. یعنی به سلیمان ایمان آورد. پس هدهد لشگر خداست. . . . . .
گاهی وقتها یک آدم زشت خوشگل میشود. دختری بود که صورتش خیلی مشکل داشت. خواستگار نداشت. بالاخره یک جوانی گفت: من این را میگیرم. چون تا حالا شوهر نیامده بود و داماد نیامده بود، دست و پا کردند به هر قیمتی هست، یک آرایشگر آوردند گفتند: هرچه پول داریم میدهیم، این چاله چولههای صورت را بتونه کن و این را درست کن. (خنده حضار) این آرایشگر ور رفت و بالاخره به عروس گفت: ببین، بهتر از این نمیشود. حالا داماد بپسندد و نپسندد دیگر با خداست.
عروس بغضش گرفت و بلند شد رفت. رفت در یک اتاق و در را بست. جانمازش را باز کرد، دستش را به مهر کربلا مالید.گفت:حسین خواستگار برای من نمیآید. من صورتم گیر دارد. هنرنمایی کن. دستش را به مهر کربلا مالید، نزد داماد رفت.
تا داماد این را دید، دید انگار خوشگلترین زنهاست. یکی از علمای بزرگ قم میگفت. میگفت: هفتاد سال با هم زندگی کردند، با این پسر. اینقدر هم این پسر این زن را دوست داشت که وقتی این پیرزن میخواست بیرون برود، میدوید از زیر قرآن او را رد میکرد. می گفت: میترسم چشمش کنند اینقدر که خوشگل است. یعنی زشت نزد انسان خوشگل میشود. ما نمیدانیم. نمیدانیم چه میشود. کارها دست خداست.
ما یک ماموریتی داریم، درس بخوانیم. تلاش کنیم، دقت کنیم، سرهم بندی نکنیم. کارمان را خوب انجام دهیم. اما باید بدانیم چند درصدی بیشتر نیستیم. مثل برق کشی، اما اصل برق کارخانه برق است. ممکن است همهی برقکشی خیلی فنی و استاندارد باشد، اما برق از کارخانه وصل نشود. همیشه کارهایمان را به خدا بسپاریم.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٦ساعت ۱٢:۱٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
حجاب در لغت به معنای پوشش، پرده، وسیله پوشش، حایل و... است.
حجاب در لغت به معنای پوشش، پرده، وسیله پوشش، حایل و... است. فرهنگ معین و فرهنگ عمید برای واژه حجاب، معانی زیر را آورده اند: پرده، ستر، نقابی که زنان، چهره خود را بدان پوشانند و روی بند و چادری که زنان سرتا پای خود را بدان پوشانند. این واژه در اصطلاح به معنای «پوشش مخصوص زنان» است.
تمام کسانی که زندگی بشر و تحولات آن را ارزیابی کرده اند، به این نتیجه رسیده اند که از آغاز پیدایش انسان، هر یک از زن و مرد کوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه کند. تلاش همیشگی بشر برای تهیه پوشاک، از آن جهت که با آموزش خاصی همراه نبوده است، نشان می دهد که تکاپوی انسان برای یافتن پوشش، از فطرت درونی اش سرچشمه می گیرد. حجاب زنان، پیشینه ای طولانی دارد. با مطالعه آثار تمدن های گوناگون، چنین به نظر می رسد که حجاب زنان، از عادت های کهن تمدن های بشری بوده است. برای مثال، بر اساس نوشته دایرة المعارف لاروس، زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت ها و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند.
خطیب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به آیهای از قرآن کریم گفت: ای پدرها، مادرها، مسئولان، دختران و پسران را به ازدواج درآوردید، نباید ازدواج را آنچنان سخت گرفت که جوانان از ازدواج منع شوند.
به گزارش فارس، آیتالله محمد امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران امروز در خطبه اول نمازعبادی سیاسی جمعه تهران اظهار داشت: کسانی حقیقت زن و مرد و نکاح را میفهمند که تفکر داشته باشند یعنی درنظام خلفت و آیات خدا تفکر کنند.
وی گفت: همه علمای موحد و دانشمند مسلم و غیرمسلم گفتهاند حلاوت و نشاط انسانی زمانی است که پا از طبیعت بیرون گذاشته و به مافوق طبیعت حرکت کند در این صورت لذتها و حلاوتهایی برای انسان بوجود میآید.
عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: کسی که درباره ازدواج درست فکر کند، میبیند هدف انسان چیست و به چرایی آفرینش پی میبرد، بنابراین به صورت مجرد زندگی کردن موجب خسران دنیا و آخرت است، لذا در دنیا به گناه، چشم چرانی، بیتقوایی آلوده شده و در آخرت کیفر آن را میبیند.
آیتالله امامی کاشانی با اشاره به حدیثی از پیامبر (ص) که تأکید بر ازدواج می فرمودند گفت: خلقت رابط و نظام طبیعت بر ازدواج تأکید دارد.
وی با انتقاد از تفکر کسانی که زندگی مجردانه را ترجیح میدهند گفت: مجرد بودن و مسئولیت نداشتن ، آزادی نیست.
آیت الله امامی کاشانی اظهار داشت: باید از مولا علی (ع) و حضرت زهرا (س) آموخت.
وی اوضاع ازدواج در غرب را نتیجه بیفکری آنها دانست و افزود: کسی که با تفکر در زندگی معنای زندگی را فهمید از زندگی، عبادت و کارهایش لذت میبرد.
عضو مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: تمام امور انسان محدودیت و مسئولیت است و این حقیقتی است که قرآن کریم بیان فرموده است، لذا در آستانه سالروز ولادت حضرت زهرا (س) باید به فرهنگ اسلامی و به ویژه ازدواج توجه ویژه شود.
آیت الله امامی کاشانی با بیان اینکه طلاق موجب غضب خداوند میشود ضمن انتقاد از فرهنگ سوغات آورده شده از غرب گفت: فرهنگ تجرد باعث لذت نبردن از ارتباط با خداوند است.
وی در خاتمه گفت: نباید ازدواج را آنچنان سخت گرفت که جوانان را از ازدواج منع کند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۳٠ساعت ٥:٢٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
قدیمها، اولین گزینهای که خانواده به فرزند خود برای ازدواج معرفی می کرد حتما یکی از خواهرزادهها و برادرزادههای پدر و مادر خانواده بود. حرفشان هم پر بی راه نبود، "چه کسی بهتر از بچههای خواهر و برادرمان که هم شناخته شده هستند و هم حیف است چنین کسی برود با غربیه ازدواج کند". آنها پیشنهاد میدادند و جوان را آزاد میگذاشتند که پاسخ مثبت یا منفی بدهند اما چه کسی جرات داشت که بگوید نه! با این همه ازدواجهای فامیلی هنوز هم در جامعه رواج دارد و گاه علیرغم مخالفت خانواده، این ازدواج با درخواست و اصرار خود فرزندان انجام میشود. دکتر مرادیان زند روانشناس در این باره به شبکه ایران میگوید: در واقع مفهوم ازدواج ایجاد یک رابطه قوی است رابطهای که بتواند جایگزین روابط دوستانه گذرا و سست شود. مرادیان در ادامه میگوید: همه ما در زندگی اجتماعی با دوگونه از مشکلات روبرو هستیم، یک دسته مشکلات اجتماعی است که به واسطه فرهنگ رفع میشود و دیگری مشکلات شخصی است که به واسطه روابط دوستانه قابل حل است. او با بیان این مطلب که روابط دوستی نمیتوانند همیشه پایدار باشند ادامه میدهد: اکثر روابط دوستی موقتی است و نمی تواند دوام پیدا کند به همین خاطر همه ما به دنبال فردی هستیم که بتوانیم با او یک رابطه قوی داشته باشیم، رابطهای که تا آخر عمر بتوانیم آن را ادامه دهیم، اما فرقی نمیکند که این رابطه با یک فرد غریبه باشد یا یک فرد آشنا. او ادامه میدهد: در نفس ازدواج غریبه یا آشنا بودن فرد مقابل چندان تاثیر گذار نیست، مهم این است که تفاهم بین افراد وجود داشته باشد. مرادیان در ادامه بحث خود به عوامل تاثیر گذار بر ازدواج اشاره میکند و میگوید: اما یکسری عوامل بیرونی نیز وجود دارند که میتوانند هم باعث موفق بودن و هم باعث ناموفق بودن یک ازدواج شوند. به عنوان مثال سطح اقتصادی، فرهنگ و یا پایگاه اجتماعی خانواده زوجین. او در ادامه گفتههای خود میافزاید: حالا اگر دو طرف آشنا باشند شناخت کافی و کامل از پایگاه یکدیگر دارند به همین خاطر این عاملی است که موفقیت ازدواج را تسریع میکند اما این عامل بیرونی هیچ گاه نمیتواند بر عوامل درونی اثر گذار باشد، یعنی اگر دو طرف با یدیگر تفاهم نداشته باشند مشکل آنها در سایه این عوامل بیرونی کمرنگ نخواهد شد.
طلاق و ازدواجهای فامیلی اما آیا صرف داشتن شناخت کافی از خانواده یکدیگر دلیلی برای بوجود آمدن یک رابطه موفق میان زوجین خواهد بود؟ مرادیان در این باره میگوید: با تمام ویژگیهای مثبتی که در ازدواجهای فامیلی وجود دارد اما آمار طلاق نسبت به ازدواجهای غیر فامیل بیشتر است. دکتر دوایی روانشناس در تحلیل این موضوع به شبکه ایران میگوید: در بحث ازدواج فامیلی پروندهای از گذشته افراد وجود دارد، فرد در این ازدواج تنها خودش نیست بلکه با کوله باری همراه است که به تدریج باز میشود و نهفتههایی آشکار میشود که تا قبل از آن ناپیدا بوده است. دوایی ادامه میدهد: به عنوان مثال بسیاری از دلخوریهای زن و شوهر در این گونه ازدواجها بر میگردد به تنش هایی که از قبل در خانواده و فامیل وجود داشته است. او به موضوع شناخت اشاره می کند و می گوید: بسیاری از افراد ازدواج های فامیلی را به این دلیل ترجیح می دهند که می توانند به راحتی نسبت به طرف مقابل شناخت پیدا کنند اما من معقتدم که برای شناخت افراد غریبه هم راه های بسیاری وجود دارد. دوایی با بیان این که در مورد ازدواج های فامیلی توصیه و نهی نمی شود می گوید: شناخت مهم است، اما در ازدواج بحث های دیگری نیز مطرح است به عنوان مثال تنوع و نوآوری یکی ازبحث هایی است که به آن توصیه می شود، ما به افراد توصیه می کنیم که در هر مرحله از ازدواج بیش از آنچه برای آن مرحله تعریف شده است پیش نروند، اما گاه دیده می شود که افرادی که بایکدیگر از قبل آشنایی داشته اند بسیاری از تجربه های هر دوران را چشیده اند و این موضوع باعث می شود که از از جاذبههای ازدواج کاسته شود.
تناسبها را دریابیم بدری السادات بهرامی، مشاور خانواده نیز در این باره میگوید: "قبل از هر ازدواجی لازم است دو طرف یکدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند و بررسی کنند که آیا با هم تناسب دارند یا خیر. این مورد در ازدواجهای فامیلی نباید فراموش شود. بسیاری از مردم گمان میکنند چون خانواده دختر و پسر یکدیگر را میشناسند، پس نسبت به بررسی و ارزیابی این تناسبهای مهم نیازی احساس نمیکنند. اتفاقا اکثر مشکلات هم از این طرز فکر ناشی میشود که دو خانواده بی گُدار به آب میزنند. بهرامی به فارس می گوید: در این جا به دلیل وجود چنین تناسبهایی که با فامیل خود داریم، گمان میکنیم تناسب شخصیتی و عاطفی هم بین فرزندان ما برقرار است. این باور غلط میتواند زمینه بی انگیزه و بیرغبت شدن دختر و پسر جوان یا خانوادههای آنها شود و آنها را از ارزیابی و بررسی اینکه آیا در تناسب اخلاقی و شخصیتی با هم هستند منصرف کند. بنابراین توصیه میکنم همه دختر و پسرها قبل از حرکت به سمت عواطف و دلباخته شدن در مورد این تناسبها و این که آیا مناسب هم هستند یا نه، بررسی کنند و خانوادهها اجازه دهند آزادانه تصمیم بگیرند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۳٠ساعت ٤:٠۱ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
قدیمها، اولین گزینهای که خانواده به فرزند خود برای ازدواج معرفی می کرد حتما یکی از خواهرزادهها و برادرزادههای پدر و مادر خانواده بود. حرفشان هم پر بی راه نبود، "چه کسی بهتر از بچههای خواهر و برادرمان که هم شناخته شده هستند و هم حیف است چنین کسی برود با غربیه ازدواج کند". آنها پیشنهاد میدادند و جوان را آزاد میگذاشتند که پاسخ مثبت یا منفی بدهند اما چه کسی جرات داشت که بگوید نه! با این همه ازدواجهای فامیلی هنوز هم در جامعه رواج دارد و گاه علیرغم مخالفت خانواده، این ازدواج با درخواست و اصرار خود فرزندان انجام میشود. دکتر مرادیان زند روانشناس در این باره به شبکه ایران میگوید: در واقع مفهوم ازدواج ایجاد یک رابطه قوی است رابطهای که بتواند جایگزین روابط دوستانه گذرا و سست شود. مرادیان در ادامه میگوید: همه ما در زندگی اجتماعی با دوگونه از مشکلات روبرو هستیم، یک دسته مشکلات اجتماعی است که به واسطه فرهنگ رفع میشود و دیگری مشکلات شخصی است که به واسطه روابط دوستانه قابل حل است. او با بیان این مطلب که روابط دوستی نمیتوانند همیشه پایدار باشند ادامه میدهد: اکثر روابط دوستی موقتی است و نمی تواند دوام پیدا کند به همین خاطر همه ما به دنبال فردی هستیم که بتوانیم با او یک رابطه قوی داشته باشیم، رابطهای که تا آخر عمر بتوانیم آن را ادامه دهیم، اما فرقی نمیکند که این رابطه با یک فرد غریبه باشد یا یک فرد آشنا. او ادامه میدهد: در نفس ازدواج غریبه یا آشنا بودن فرد مقابل چندان تاثیر گذار نیست، مهم این است که تفاهم بین افراد وجود داشته باشد. مرادیان در ادامه بحث خود به عوامل تاثیر گذار بر ازدواج اشاره میکند و میگوید: اما یکسری عوامل بیرونی نیز وجود دارند که میتوانند هم باعث موفق بودن و هم باعث ناموفق بودن یک ازدواج شوند. به عنوان مثال سطح اقتصادی، فرهنگ و یا پایگاه اجتماعی خانواده زوجین. او در ادامه گفتههای خود میافزاید: حالا اگر دو طرف آشنا باشند شناخت کافی و کامل از پایگاه یکدیگر دارند به همین خاطر این عاملی است که موفقیت ازدواج را تسریع میکند اما این عامل بیرونی هیچ گاه نمیتواند بر عوامل درونی اثر گذار باشد، یعنی اگر دو طرف با یدیگر تفاهم نداشته باشند مشکل آنها در سایه این عوامل بیرونی کمرنگ نخواهد شد.
طلاق و ازدواجهای فامیلی اما آیا صرف داشتن شناخت کافی از خانواده یکدیگر دلیلی برای بوجود آمدن یک رابطه موفق میان زوجین خواهد بود؟ مرادیان در این باره میگوید: با تمام ویژگیهای مثبتی که در ازدواجهای فامیلی وجود دارد اما آمار طلاق نسبت به ازدواجهای غیر فامیل بیشتر است. دکتر دوایی روانشناس در تحلیل این موضوع به شبکه ایران میگوید: در بحث ازدواج فامیلی پروندهای از گذشته افراد وجود دارد، فرد در این ازدواج تنها خودش نیست بلکه با کوله باری همراه است که به تدریج باز میشود و نهفتههایی آشکار میشود که تا قبل از آن ناپیدا بوده است. دوایی ادامه میدهد: به عنوان مثال بسیاری از دلخوریهای زن و شوهر در این گونه ازدواجها بر میگردد به تنش هایی که از قبل در خانواده و فامیل وجود داشته است. او به موضوع شناخت اشاره می کند و می گوید: بسیاری از افراد ازدواج های فامیلی را به این دلیل ترجیح می دهند که می توانند به راحتی نسبت به طرف مقابل شناخت پیدا کنند اما من معقتدم که برای شناخت افراد غریبه هم راه های بسیاری وجود دارد. دوایی با بیان این که در مورد ازدواج های فامیلی توصیه و نهی نمی شود می گوید: شناخت مهم است، اما در ازدواج بحث های دیگری نیز مطرح است به عنوان مثال تنوع و نوآوری یکی ازبحث هایی است که به آن توصیه می شود، ما به افراد توصیه می کنیم که در هر مرحله از ازدواج بیش از آنچه برای آن مرحله تعریف شده است پیش نروند، اما گاه دیده می شود که افرادی که بایکدیگر از قبل آشنایی داشته اند بسیاری از تجربه های هر دوران را چشیده اند و این موضوع باعث می شود که از از جاذبههای ازدواج کاسته شود.
تناسبها را دریابیم بدری السادات بهرامی، مشاور خانواده نیز در این باره میگوید: "قبل از هر ازدواجی لازم است دو طرف یکدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند و بررسی کنند که آیا با هم تناسب دارند یا خیر. این مورد در ازدواجهای فامیلی نباید فراموش شود. بسیاری از مردم گمان میکنند چون خانواده دختر و پسر یکدیگر را میشناسند، پس نسبت به بررسی و ارزیابی این تناسبهای مهم نیازی احساس نمیکنند. اتفاقا اکثر مشکلات هم از این طرز فکر ناشی میشود که دو خانواده بی گُدار به آب میزنند. بهرامی به فارس می گوید: در این جا به دلیل وجود چنین تناسبهایی که با فامیل خود داریم، گمان میکنیم تناسب شخصیتی و عاطفی هم بین فرزندان ما برقرار است. این باور غلط میتواند زمینه بی انگیزه و بیرغبت شدن دختر و پسر جوان یا خانوادههای آنها شود و آنها را از ارزیابی و بررسی اینکه آیا در تناسب اخلاقی و شخصیتی با هم هستند منصرف کند. بنابراین توصیه میکنم همه دختر و پسرها قبل از حرکت به سمت عواطف و دلباخته شدن در مورد این تناسبها و این که آیا مناسب هم هستند یا نه، بررسی کنند و خانوادهها اجازه دهند آزادانه تصمیم بگیرند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۳٠ساعت ۱:٤٧ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
بررسی انگیزهها و دلایل ازدواج، قبل از آغاز زندگی مشترک به شما کمک میکند تا اشتباه نکنید و بهترین انتخاب را در بهترین زمان داشته باشید. بدون شک ازدواج و تصمیمگیری برای آن یکی از حساسترین مراحل زندگی شماست
اما واقعا از کجا باید فهمید که شما آمادگی این تصمیم بزرگ را دارید؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کردهاید که باید قبل از تصمیمگیری برای ازدواج، آمادگی خاصی داشت؟ چگونه میتوان فهمید که برای ازدواج با مرد منتخب خود آمادگی دارید؟ البته اینها را نمیگوییم که شما را از ازدواج بترسانیم اما باید بدانید قبل از اینکه بخواهید این تصمیم مهم زندگیتان را بگیرید، باید 5 سوال مهم را از خودتان بپرسید تا برایتان مشخص شود آیا آماده ازدواج هستید یا نه؟ آیا خواستگار شما میتواند برای شما مرد مناسبی باشد ؟ آیا. . .
چرا میخواهید جواب مثبت دهید؟
شما به این سؤال چه جوابی میدهید؟ اگر جواب شما به این سؤال هر معنایی به جز این داشته باشد که «به این دلیل با او ازدواج میکنم که عاشق او هستم و میخواهم برای باقی عمرم به او متعهد باشم» نشان میدهد احتمالا شما هنوز دلایل موجه و درستی برای ازدواج با او ندارید. اگر هنوز درون خودتان بهدنبال دلایلی برای ازدواج کردن میگردید و میخواهید خود را به نوعی راضی کنید که برای ازدواج آمادهاید، بهتر است کمی صبر کنید چون احتمالا هنوز آمادگی لازم را ندارید. اگر جواب مثبت میدهید به این دلیل که فکر میکنید ازدواج میتواند بسیاری از مشکلات ارتباطی شما را حل کند، بهطور حتم هنوز آماده ازدواج نیستید چون باید بدانید قرار نیست ازدواج مشکلات را حل کند. قبل از اینکه تصمیم نهایی را بگیرید بهخودتان فرصت دهید تا بهخوبی همه چیز را سبک و سنگین کنید چون این تصمیم، زندگی شما را شکل خواهد داد، باید با خودتان بیندیشید که با ازدواج چه چیزهایی را بهدست میآورید و چه چیزهایی را از دست میدهید تا در نهایت بتوانید بهترین تصمیم را بگیرید.
چقدر به جشن عروسی فکر میکنید؟
دختر خانمهای بسیاری هستند که قبل از ازدواج، تمام فکر و ذکرشان مراسم عروسی و جشن گرفتن و دعوت کردن اقوام و دوستانشان است، شاید بتوان گفت این افراد حتی کمی نسبت به مراسم جشن و عروسیشان وسواس دارند. اگر شما هم جزو این دسته از دخترخانمها هستید بهتر است کمی فکر کنید. آیا حواستان هست که مراسم عروسی فقط یک شب است ولی ازدواج و زندگی زناشویی برای تمام عمرتان؟ دختران بسیاری هستند که از همان دوران کودکی و وقتی با عروسکهایشان بازی میکنند مدام خود را در لباس سفید عروسی مجسم میکنند ودر حال نقشه کشیدن برای جشنشان هستند. باید قبل از اینکه به مراسم و جشن فکر کنید درباره تمام دلایل خود برای ازدواج فکر کنید مطمئن باشید وقت فکر کردن به لباس و کیک و تالار عروسی نیز میرسد. در یک کلام، مواظب باشید پیش از ازدواج، مراسم و جشن عروسی بیش از خود مسئله ازدواج ذهن شما را بهخود مشغول نکند. احتمالا بیشتر شما این جمله را شنیدهاید که «عشق کافی نیست»، باور کنید که زندگیهای مختلف، درست بودن این جمله را ثابت کردهاست. یک ازدواج نمیتواند فقط با عشق و دوست داشتن موفق باشد. اگر قصد دارید با فردی ازدواج کنید باید نگرشها و دیدگاه شما به زندگی بسیار نزدیک به یکدیگر باشد.
کدام آینده را دیدهاید؟
مهمترین امر برای شکل گرفتن یک ازدواج سالم این است که هرکدام از طرفین چه از لحاظ روانی و چه به لحاظ احساسی کاملا سالم باشند. این جمله به این معناست که شما باید درک درستی از خود داشته باشید و خواستگار خود را به دلیل آنچه اکنون هست انتخاب کنید نه اینکه به امید اصلاح شدن یا تغییری در آینده. البته بهطور منطقی او نیز باید شما را تنها همانگونه که هستید بهعنوان همسر قبول کند. وقتی میگوییم طرفین باید به لحاظ روانی و احساسی سالم باشند یعنی باید به بلوغ شخصیتی رسیده باشند. شما هردو باید دقیقا بفهمید وقتی حلقه ازدواج در انگشتانتان قرار میگیرد به این معنا نیست که همه مشکلات حل میشود و باید بدانید این حلقه، ضمانتی برای بهتر و ایدهآل شدن طرف مقابل بعد از ازدواج نیست شما باید فقط برمبنای امروز او تصمیم بگیرید. البته درست است که هر کسی بعد از ازدواج به واسطه تغییر شرایطش تا حدی تغییر میکند چون به هر صورت ازدواج، یکی از مراحل رشددهنده هر آدمی است اما فردی که شما امروز با او ازدواج میکنید بیشتر ویژگیهای رفتاری خود را در طول عمرش حفظ خواهد کرد و حتی 20 سال بعد نیز همان فرد است. کسی را انتخاب کنید که بتواند تضمینکننده ازدواج سالم شما باشد (سالم ماندن ازدواج شما 50 درصد به او وابسته است)کسی که بتوان به او عشق ورزید و او نیز به شما عشق ورزد، کسی که بتواند پدر خوبی باشد(البته اگر داشتن فرزند برایتان مهم است).
آیا درباره موضوعات اساسی زندگی مثل هم هستید؟
موضوعاتی مثل کار و شغل، پول، روش بزرگ کردن بچهها، ارزشها و هنجارهای زندگی و. . . جزو مهمترین مسائلی هستند که شما باید قبل از اینکه وارد دوران نامزدی بشوید درباره تمام آنها فکر کنید و با هم به توافق برسید. ما نمیگوییم شما باید درمسائل و موضوعاتی مثل سیاست یا عادتهای زندگی یا. . . شبیه هم باشید. اما باید درباره علاقههای اصلی خود در زندگی خصوصی صحبت کنید شما باید درباره تمام کارهایی که دوست دارید به تنهایی یا به همراه همسرتان انجام دهید با هم صحبت کنید، حتی باید درباره آرزوهای خود برای آینده فرزندانتان نیز با هم صحبت کنید.
معمولا بیشتر دختران جوان درصورتی که قصد داشته باشند جواب مثبت بدهند فکر میکنند همه چیز را درباره خواستگارشان میدانند، اگر شما هم اینگونه فکر میکنید ما پیشنهاد میکنیم که اینقدر بهخود اطمینان نداشته باشید و با یک مشاور ازدواج نیز مشورت کنید. مطمئن باشید اینگونه جلسات خیلی وقت شما را نمیگیرد، این جلسات مشاور به شما کمک میکند که به مسائلی فکر کنید که احتمالا گاهی فراموش میشوند. مشاور به شما کمک میکند تا بفهمید آیا شما و خواستگارتان به لحاظ شخصیتی با هم سازگار هستید یا چه تعارضاتی بین شما وجود دارد. او به شما کمک میکند تا تصویر نسبتا معقولانهای از آینده خود تصویر کنید، البته نباید انتظار بیش از مشاور داشت، او فقط در تصمیمگیری بهتر به شما کمک میکند ولی ضمانتی برای موفق بودن ازدواج شما نیست.
کدام تردیدهایتان خطرناک است؟
استرس هنگام تصمیمگیری برای ازدواج کاملا طبیعی است، همه خانمها هنگامی که میخواهند برای تمام عمرشان نسبت به مردی متعهد شوند ابتدا عصبی میشوند به این دلیل ساده که نمیتوان آینده را دید و شما تنها با کمی از خصوصیات مرد آینده خود آشنایی دارید و تنها با توکل به خدا و اعتماد کردن میتوانید تصمیم بگیرید پس طبیعی است دچار تردیدها و استرسها فراوانی باشید. تنها چیزی که شما میتوانید با اطمینان روی آن حساب کنید گذشته خواستگارتان است، باید تا جایی که میتوانید از او درباره گذشتهاش بپرسید. وقتی شکها و تردیدهای شما زیاد و آزاردهنده میشود نشان میدهد یک جای کار ایراد دارد مثلا اینکه شما هنوز در درونتان با گذشته خواستگارتان مشکل دارید یا وضعیت مالی او را مناسب نمیدانید یا حتی میتوانید احساس کنید او مرد زندگی شما نیست و. . . . تمام این تردیدها و شکهای زیاد میتوانند بهخوبی به شما نشان دهند هنوز آمادگی لازم را برای ازدواج را ندارید یا خواستگار شما مورد مناسبی برای ازدواج با شما نیست. باید یاد بگیرید که ترسها و استرسهای طبیعی را از احساسات آزاردهندهای که باعث فرسایش روح شما میشوند و مربوط به عوامل خارجی هستند جدا کنید، شما یک زن هستید، از احساسات زنانه خود استفاده کنید، اگر احساس میکنید بیشتر از آنکه اطمینان داشته باشید، نامطمئن هستید، بهتر است دوباره همه چیز را سبک و سنگین کنید و حتی در این راه از یک مشاور هم راهنمایی بخواهید.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٩ساعت ٦:٠٩ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.
قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.
منبع:اینترنت
اشتباههای املایی در انشای کودک بوده است!!
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٧ساعت ٢:٠٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
شهاب مردای در وبلاگ خود نوشته است :بسیاری از مشکلاتِ پس از ازدواج که منجر به طلاق و شکست می شود به روزگار قبل از ازدواج و به مرحله انتخاب برمی گردد.
یکی از مهم ترین دغدغه های جوانان قبل از ازدواج، شناخت مطمئن همسر آینده شان است و اینجا نقطه تمرکز نگرانی های دختران و پسران است اما اکثرا از آسان ترین ، کم هزینه ترین و درست ترین شیوه،غفلت می کنند!و آن راه کار مطمئن "حذف موارد اشتباه و نادرست در گام نخست" است. اساسا فرایند شناخت کامل همسر و هم زبانی و تفاهم با او پروسه ای طولانی دارد و مراحل تکمیلی آن در ایام پس از ازدواج (بین ۶ ماه تا ۳ سال پس از ازدواج وتشکیل خانواده) اتفاق می افتد. و در آن مدت نباید به انتظار معجزه نشست چون ازدواج با برخی افراد ریسک بسیار زیادی دارد و از آغاز آشنایی قابل پیش بینی است و صرف ابراز علاقه یا... چیزی را عوض نمی کند. این گونه ازدواج ها در تمام موارد به شکست (اعم از طلاق و جدایی و سردی روابط و ...) منجر می شود. راه کار عاقلانه و مطمئن حذف انتخاب های نادرست است.
جوانی و فرصت های ناب و البته زود گذر آن قابل برگشت نیست.
در چند جلسه از برنامه "مردم ایران سلام" [در سال ۸۶] مفصل به شرح این موارد پرداختم و به درخواست تعدادی از عزیزان، فهرست آن موارد را تکرار می کنم:
۱. معتاد (مگر ترک انگیزه ای کند و دیگر معتاد به حساب نیاید) و شارب خمر (شراب خوار) ۲. بیمار روانی (بیماری که ارتباطش را با واقعیت از دست داده و تا کاملا درمان نشده) ۳. بی دین و لا مذهب ( رعایت این توصیه برای تمام افراد بشر با هر دین و مذهبی مفید است) ۴. بد اخلاق ، تند خو (؛ کسی که اخلاقش قابل پیش بینی نیست) ۵. مادی و بخیل ۶. مجرم خو ، تبهکار و خلاف کار ۷. دوست باز افراطی (و مطلقا بی تمایل نسبت به خانواده) ۸. بی کاره و علاف ۹. زن زیبا از خانواده فاسد (»» نکته) ۱۰. بچه ننه (وابستگی شدید به مادر و خانواده)
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٧ساعت ۱:٥٦ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
سرآمد هر شری بیحیایی است. یک روایت از امام صادق(ع) است که میفرماید: «الْوَقَاحَهُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْکُفْرِ»
شاید درک این نکته برای خیلی ها سخت باشد ولی تو این را در نظر بگیر که حتی زن و شوهر هم نباید بر دل یکدیگر حکومت کنند. (این حکومت کردن فراتر از دوست داشتن و عشق ورزیدن است) زن و شوهر هر دو باید در راه رسیدن در راه وصال حضرت حق طی مسیر بدهند و این حکومت یکی بر دیگری که همه ی قلب و دل دیگری را در خود نگهدارد، مانع از طی این راه و رسیدن به خداست و هر کس خلق را در خود نگهدارد و با تلاق استعدادهای عظیم او بشود او هم طاغوت است.
مقدار این حجاب که دیگر تنها منحصر به خانم ها نیست با همراهی این بینش و این زاویه ی دید تعریف می شود و همیشه یک شکل و یک مقدار نداردکه تو می بینی آنجایی که مرض بیشتر است که جامعه ات که اعضای جامعه ات با کوچکترین حرکت های تو، که با لباس تو با کفش تو با نوع نگاه تو با حرف زدن تو تحریک می شود. بیشتر حد نگه می داری ، که بیشتر دور می شوی که مبادا کاری انجام دهی که جامعه ات را به نابودی بکشانی.
نه این که از جامعه دل ببری و به گوشه ای پناه بیاوری که با نوع درست برخورد که با دوری از گرد و خاک به این جامعه ی مریض روی می آوری تا درمانش کنی.
این غلط است که تا وقتی من می توانم بدون آنکه دل هم جنس خود را بلرزانم او را اصلاح کنم، وقتی مردها می توانند مردهای مریض را درمان کنند و خانم ها خانم ها را . راه را اشتباه برویم و حوزه ها را با هم مخلوط کنیم.
هنگامی که خانم ها می توانند در مجالس زنانه با روی خوش و لباسی زیبا نسبت به جذب خانم های دیگر و رشد آنها اقدام کنند، چه ضرورتی دارد که این مجالس را با ورود آقایان به حاشیه بکشانند و همینطور برای آقایان.
اینجا با این بینش، نوع برخوردها و مقدار حجاب با جامعه مرتبط است. که تو همواره باید حجابت حجاب اسلامی باشد اما گاهی باید فراتر بروی که گردی بلند نکنی. و آنجا که ضرورت دارد در حوزه ای که تکلیف توست وارد عمل شوی آنجا که حضرت فاطمه (س) خطبه می خواند، آنجا که حضرت زینب (س) به میان جمع می آید خطبه می خواند با این بینش قابل تفسیر است.
تا آن زمان که ضرورتی برای حضور نبود، خطبه ای هم نبود و آنجا که باید به میدان بیایند و روشنگری کنند خطبه می خوانند که راه را از بی راهه ها نشان می دهند. مقدار حجاب و نوع برخورد ها و ورود به عرصه ها همیشه یک شکل نیست و براساس تکلیف ها و ضرورت ها تعریف می شود. با چنین ملاک هایی می توانی تفاوت ها را در چگونگی ورود به عرصه های مختلف درک کنی، که اسلام نه تنها عمل که عامل ها و انگیزه ها را در نظر دارد و با این ملاک ها و معیارها، احکامش را طرح می کند.
برگرفته از دفتر ازدواج از سلسله مباحث طرحی برای زندگی، به قلم: سید محمد زاهدی.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٧ساعت ۱٢:٤٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
تشکیل خانواده در اسلام، مسأله ای حیاتی و برنامه ای عالی است که اگر چه بر مبنای مقررات و قوانین قرآنی، روایی و شرعی جامه عمل می پوشد، اما نخستین مایه های آن به صورت غریزه، محبت، عاطفه و اشتیاق متقابل زوج، به اراده حکیمانه حضرت باری تعالی در نهاد انسان قرار داده شده است. ایجاد آرامش و مودت بر اثر ازدواج، از نشانه های لطف خداوند می باشد. (۱) علاوه بر این، محکم ترین و برترین برنامه برای جلوگیری از گناه و صیانت جامعه و نجات دادن نسل جوان از سقوط در باتلاق منکرات، ابتذال و فحشا؛ ازدواج است. بر این اساس، در مرحله اول، بر والدین، اقوام و نهادهای مسؤول واجب است که نسبت به ایجاد مقدمات این سنت الهی و حرکت پسندیده اقدام کنند و با دستان خویش، با ساده ترین روش، زمینه پیمانی پاک را فراهم آورند. در مرحله بعد، بر پسران و دختران است که بنای زندگی سعادتمندانه ای را به دور از تکلفات و با اجتناب از شرایط سخت بر پا نمایند. البته، این موضوع با مقدماتی انجام می پذیرد.
پژوهش پیرامون همسر دلخواه
تشکیل کانونی به نام خانواده، اهمیت شایان توجهی دارد. زیرا برای هر کسی این فرصت یک بار در طول زندگی اش پدید می آید و هر دختر یا پسری که می خواهد برای خود شریکی در مسیر زندگی خویش برگزیند، باید به این نکته توجه داشته باشد که آن شریک، تا پایان عمر همراهش خواهد بود و از همه اسرار و رموزش باخبر خواهد گردید. شریکی که مادر فرزندان و مربی کودکان است. یا آن که پدر، مسؤول و مدیر خانواده است و در صورت انتخاب درست، بر اعتبار، عزت و آبروی طرفین افزوده خواهد شد. بنابراین، عقل و برهان چنین قضاوت می کند که درباره همسر آینده بررسیهایی به عمل آید. بر اساس روایتی نورانی، (۲) امام رضا(ع) فرموده اند: "کسی که دختر خویش را شوهر می دهد، در واقع او را از حوزه اختیار خویش بیرون می آورد و در اختیار دیگری قرار می دهد." این سخن حضرت نشان می دهد که خانواده ها قبل از ازدواج فرزندانشان باید بررسی کنند که دختر خویش را به همسری چه کسی درآورده و پاره ای از حیات خود و محصول تلاشها و تربیتهای خویشتن را به دست چه فردی می سپارند. بنابراین، باید دختر و پسر قبل از ازدواج از روحیات، عادات، اخلاق، سلامت فیزیکی و روانی یکدیگر در حد ضرورت باخبر باشند. دقیقاً به همین جهت است که رسول اکرم(ص) تأکید نموده اند با افراد دارای حسب و نسب وصلت کنید، زیرا تمامی خصال و صفات والدین به فرزندان انتقال می یابد. (۳) خانواده ها نیز مراقب باشند دختر با ایمان خود را به جوانی که اهل حق و حقیقت نبوده و خود در باتلاق انحراف دست و پا می زند، ندهند و برای جوان پاک خود دختری را که به ارزشها و فضایل پشت پا زده، انتخاب نکنند.کسی که پایبند واجبات نیست و از ارتکاب فسق و فجور پروا ندارد و از حسنات اخلاقی بهره ای نبرده، نباید به عنوان هسمر آینده برگزیده شود، زیرا بنا به فرمایش ائمه هدی(ع)، آثار حرام و گناه در نسل او آشکار می گردد. (۴)
مراسم عروسی
آداب و رسوم عقد و عروسی باید توأم با وقار، حفظ کرامت، شخصیت و به دور از هر گونه محرمات و عوامل محرک شهوات باشد تا رحمت الهی را جلب کند و عاملی برای عملی شدن برکات آسمانی گردد. در فرهنگ اسلامی، تأکید بر این است که این مراسم بهتر است که شب هنگام برگزار شود. چنانچه عروسی حضرت زهرا(س) در هنگام شب انجام گردید. رسول خدا(ص) توصیه نمودند، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار، شب عروسی حضرت فاطمه(س)، به دنبال آن بانوی بزرگوار حرکت کنند، شادی نمایند، شعر بخوانند و ذکر "ا...اکبر" و "الحمدا..." بر زبان جاری سازند و از چیزی که خداوند بر انجام آن رضایت ندارد، پرهیز کنند. حضرت امام رضا(ع) با الهام از بیانات رسول اکرم(ص) و تأسی بر سیره و سنت جدش و جده اش، فرموده اند: عروسی در شب هنگام، روش رسول خداست زیرا خداوند شب را مایه آرامش قرار داده است.(۵) این حدیث ارزشمند، چند نکته مهم را که حاوی جنبه های روان شناسی است، مطرح می کند؛ زیرا معمولاً شب هنگام، آدمی از فشارهای روانی کمتری برخوردار است و روح او فراغت بهتری دارد و برای انجام برنامه های فرحبخش مهیاتر است. همچنین مطابق آنچه قرآن: "و جعلنا اللیل لباساً"(۶) شب پوششی است بر اندام زمین و موجوداتی که بر روی آن زیست می کنند. پذیرایی از میهمانان نیز در فرهنگ اسلامی استحباب فوق العاده ای دارد. رسول گرامی اسلام(ص)، یکی از موارد ولیمه دادن را موقع عروسی دانسته اند. البته، بنا به فرمایش آن بزرگوار، دعوت شدگان نباید برای رفتن به این مراسم شتاب کنند، زیرا یادآور دنیا و زندگی ظاهری است.(۷) حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) هم فرموده اند: از سنت پیامبر اکرم(ص) طعام دادن در هنگام ازدواج است. (۸)
هر عهد و پیمانی مسؤولیت دارد
خانواده عروس و داماد بنا به عرف جامعه و سنتهای محلی و رعایت موازین شرعی و ارزشی، باید در حدی به دور از افراط و تفریط، در مسأله مهر و صداق توافق کنند. البته امساک از رسانیدن صداق به صاحب آن، حرام و گناه است. رسول خدا(ص) فرموده اند: مهریه زن باید به او مسترد گردد و کسی که از پرداخت آن امتناع نماید، به اندازه حق زن، در روز قیامت از حسنات او برمی دارند و در پرونده همسرش قرار می دهند و چون کار نیکی به اندازه ترمیم حقوق زن باقی نماند، به گناه پیمان شکنی او را به سوی آتش می برند. زیرا هر عهد و پیمانی مسؤولیت دارد. هشتمین فروغ امامت در این باره می فرمایند: "خداوند متعال هر گناهی را مورد آمرزش قرار می دهد، مگر گناه انکار مهر زن یا غصب دستمزد اجیر یا فروش انسان آزاد." (۹) البته، ذکر این نکته هم ضروری است که از جانب پیامبر(ص) و عترت پاک او، خطاب به زنان با کرامت توصیه شده است: اگر زمینه مناسبی در خصوص بخشیدن مهر خود به شوهر مشاهده کنند، از این خصلت عالی که بیانگر جود و کرم و نشانه سخاوت و بزرگواری است، چشم پوشی نکنند.
نظافت و آراستگی
در منابع اسلامی آمده است که خداوند زیباآفرین، جمال و زیبایی را دوست دارد. در مورد مسایل یک خانواده، دستوراتی برای نظافت و آراستگی ظاهر و ایجاد جذبه متقابل آمده است و این فکر که مرد نیازی به زینت ظاهر و رعایت نظافت ندارد، مورد قبول نیست، چنانکه ثامن الحجج(ع) فرموده اند: " چه بسا بی توجهی مرد به آراستگی ظاهر، سبب گردد که زن از پاکدامنی فاصله بگیرد و فضیلت عفت را از دست بدهد." (۱۰) همچنین، حضرت در جای دیگری تأکید دارند که "پاکیزگی از خلق و خوی پیامبران الهی است." (۱۱)حضرت امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود روایت نموده اند: " زنان بنی اسرائیل از عفت و پاکی دست برداشتند و این مسأله هیچ سببی نداشت جز آنکه شوهران آنها خود را نمی آراستند." از سوی دیگر، زن مجاز نیست که برای غیر شوهر آرایش کند. رسول اکرم(ص) از اینکه زن در خارج خانه لباس جذاب بپوشد، به صورتی که نظر دیگری را به سوی خود جلب نماید، نهی فرموده اند.
وقتی آرایش و پیراستگی برای یکدیگر صورت گیرد، علاوه بر ایجاد روابط پسندیده اخلاقی و روانی و ازدیاد عواطف قلبی، موجبات اطمینان زوجین نسبت به هم را پدید می آورد . اینجاست که نه زن به مردی غیر از شوهر خویش نظر خواهد داشت و نه مرد به زن دیگری می اندیشد و امنیتی که از این رفتار متقابل به دست می آید، همه ابعاد زندگی زن و مرد را تحت پوشش قرار می دهد. این مسأله هر گونه بدبینی و بی اطمینانی در روابط خانوادگی را محو می کند و بدین گونه، پایه های نظام خانواده بر اساس حسن روابط و سلامت روحی استوار خواهد شد و این همان است که قرآن می فرماید: "هن لباس لکم و انتم لباس لهن" یعنی در واقع هر کدام حافظ امنیت دیگری و مایه زینت و افتخار همسر می گردند." کلینی(ره) در "فروع کافی" این حدیث را از حضرت رضا(ع) نقل می کند: "هیچ فایده ای به کسی نمی رسد بهتر از این که برایش بانویی باشد که نگاه کردن به او و مصاحبت با او موجب شادمانی همسر باشد و در غیاب شوهر امانتدار و حافظ حریم خویش و خانواده و اموال شوهر است." (۱۲) تردیدی نیست که مسؤولیت امنیت روانی خانواده برعهده زن است و کلیدهای عاطفه و رموز ایجاد روابط قلبی به دست اوست. از این جهت، اسلام از زن انتظاری متناسب با این جایگاه دارد و در واقع چون سعادت و شقاوت خانواده به بانوی خانه وابسته است، در روایات ائمه هدی(ع) هم بالاترین زینت و نهایت سعادت برای یک مرد، برخورداری از همسر شایسته، معرفی شده است.
جایگاه خانواده
خانواده هسته نخستین تشکیل ساختمان جامعه به شمار می رود و عواملی چون عشق و محبت و عاطفه را در وجود انسانها ریشه دار می نماید. با رعایت موازین اسلامی زندگی خانوادگی شکوفا می گردد و آیین اسلام حقوقی برای اعضای آن به وجود می آورد که با مراعات و اجرای آن، صفا و صمیمیت چون چشمه ای جوشان در خانواده جاری می گردد. حضرت رضا(ع) در خصوص مناسبات اخلاقی و روابط بین اعضای خانواده، یک اصل کلی، جالب و دارای پیامی روان شناختی را مطرح می فرمایند: "برخورد خود را با افراد کوچک و بزرگ، زیبا و نیکو گردان که این اصل در حسن معاشرت و بهبودی آن تأثیری فراوان دارد." (۱۳) این سخن می تواند برگرفته از فرمایش ارزشمند رسول اکرم(ص) باشد که می فرمایند: "بهترین شما کسی است که برای اهل خانه اش نیکو باشد و من نیکوترین شما برای خانواده ام هستم." (۱۴)
اصل محبت را خداوند در قلب زن و شوهر قرار می دهد و بر آنان است که این نعمت باطنی و حالت قلبی را که موجب آرامش زندگی و صفا و پاکی است، به وسیله جانبداری از هم، گذشت و فداکاری، خوش اخلاقی، توقع در اندازه و ظرفیت لازم، حفظ شؤون و شخصیت طرفین و اجتناب از بگومگوهای بیهوده حفظ کنند و از عواملی که به محبت و عاطفه خلل وارد می نماید، بپرهیزند زیرا تبدیل این عاطفه و شوق به کینه و نفرت در صورتی که ملاک شرعی و عقلی در کار نباشد، مبدل نمودن نعمت به نقمت و بلاست و خود نوعی ناسپاسی به شمار می آید. البته به فرمایش حضرت رضا(ع) دل ها را رغبت و نفرت و نشاط و سستی می باشد. هنگامی که میل و اقبال می کند، بینش و ادراک دارد و زمانی که بی میل است، افسرده و ناتوان است. از این روی هنگامی که درون با نشاط توام باشد، باید دلها را به کار گرفت و زمانی که حالت سستی و رخوت دارد، باید آن را رها کرد تا توان و آرامش خود را بازیابد.(۱۵) زن و شوهر در روابط عاطفی با یکدیگر، باید این سخن گهربار امام رضا(ع) را در نظر بگیرند که می فرماید:"اگر مؤمنی خشمگین شود، عصبانیت وی را از طریق حق بیرون نمی برد و اگر شادمانی یابد، این خرسندی، وی را دچار باطل نمی سازد و چون به اقتداری رسد، بیشتر از آنچه حق دارد، نمی گیرد.(۱۶)" حضرت امام رضا(ع) در سیره عملی خویش در جهت تقویت عواطف و تکریم شخصیت حاضران چه در خانه و چه در جمع معاشرین، این گونه بودند. ابراهیم بن صابر می گوید: هرگز شخصیتی برتر از امام رضا(ع) ندیدم. هرگز پای خویش را در مقابل همنشین خویش دراز نمی نمود و پیش او تکیه نمی داد. به خدمتگزاران دشنام نمی گفت. صدایش به خنده بلند نمی شد و همواره با غلامان و زیردستان خود کنار سفره غذا می نشست.(۱۷) حضرت امام رضا(ع) اعتقاد داشتند: اگر نسبت به کسی محبتی دارید، آن را آشکار کنید، زیرا اظهار دوستی نیمی از خردمندی به شمار می آید. بنابراین زن و شوهر باید عواطف خود را در خصوص یکدیگر علنی سازند و در این مورد از خجالت و شرمساری پرهیز کنند.(۱۸) یکی از اموری که بر رونق و صفای خانه می افزاید. تلاوت قرآن است. حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) فرموده اند: در خانه هایتان برنامه ای برای تلاوت قرآن کریم ترتیب دهید، به درستی هرگاه در منزلی قرآن خوانده شود، کارها سهل و آسان می گردد و خیر و برکتش بسیار شده و در غیر این صورت، اهل خانه در تنگنای فکری و روانی و اقتصادی قرار می گیرند.(۱۹) بر این اساس عوامل معنوی و روی آوردن به سنت های مذهبی می تواند روابط عاطفی و فضای روان شناختی خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. در مواقعی حتی ابراز عواطف هم برقرار است، ولی گویا احساس آرامش از خانه رخت بربسته است و این بدان دلیل می باشد که اهل خانه از ذکر خداوند اعراض نموده اند. از تأکید اسلام بر آرامش و مودت و رحمت، به عنوان خصلت و خویی که در زندگی خانوادگی جاری است، چنین برمی آید که در مفهوم ارزشی این آیین، نوع و شکل فضایی که زوجین می خواهند در پرتو آن زندگی جدید خود را آغاز کنند، نمایان می گردد و چنین نیست که شخص بخواهد از طریق آن، صرفاً منفعت طلبی شخصی و طمع ورزی نسبت به دیگران را پی بگیرد و نیز این گونه نمی باشد که هوی و هوس و امیال نفسانی در آن برانگیخته شود تا بتوان از آنها به عنوان شالوده ساختمان این زندگی استفاده نمود، بلکه فضایی است که در آن بر انسانیت و فضیلت تأکید می گردد.
مسؤولیت پذیری و عواطف
از دیدگاه اسلام هدف از تشکیل خانواده همان دستیابی به اطمینان درونی است تا انسان پس از رسیدن به این مرحله، به اعتبار این که رحمت و مودت شالوده و پایه روابط در نظام آفرینش است. شخصیت انسان کامل گردد. اسلام از مرد می خواهد سرآغاز بنیان نهاد خانواده را با مسؤولیت پذیری معنوی و عملی توام نماید. رحمت ملهم از سرشت ارتباطات همسران است و زوجین را وادار می کند با توجه به ظرفیت خانوادگی، روحی و اجتماعی، یکدیگر را درک کنند آنگاه که محبت و عاطفه وارد زندگی می گردد، فردمحوری و خودنگری دگرگون می شود انسانی که از لاک خود بیرون آمده است، به رغم تأثیر پذیری در شکل گیری و ساختار شخصیت از محیطهای گوناگون و شرایط متفاوت، بر سخنی که بر زبان می آورد، گامی که برمی دارد، کاری که انجام می دهد مراقبت دارد و در واقع رحمت را صرفاً در اندیشه و احساس پاکیزه مجسم می نماید، بلکه آن را در زندگی عملی تحقق می بخشد.پس با این وصف هرکدام از زن و شوهر به دردها و مشکلات و گرفتاری های یکدیگر توجه دارند و خطاها و نارسایی ها را با مدارا، وفق و حکمت اصلاح می کنند تا مبادا به جای سازندگی، ویرانگری حاصل گردد. اگر این گونه عمل شود، زندگی اعضای خانواده به آرامشی راستین مبدل خواهد گشت، آرامشی که زندگی درونی و بیرونی افراد خانواده را در بر می گیرد و به صورتی خواهند زیست که روح و عقل و عواطف آنان به دور از نزاع ها و جدال های بی جا می باشد. این مودت از نعمتهای الهی است و باید قدردان آن بود و در زندگی مشترک از آن بهره گرفت و برکاتش را به کار بست. در غیر این صورت، امکان دارد بر اثر ناسپاسی، این هدیه معنوی و عطیه الهی را از دست بدهیم. چنانچه حضرت امام رضا(ع) فرموده اند: "نعمتهای الهی را که در اختیارتان است، گرامی بدارید، چرا که آنها گریزانند. از هر که کناره گیرند، دیگر بازگشتی برایشان نیست"(۲۰)حضرت امام رضا(ع) در بیانی دیگر زندگی توام با آرامش را این گونه معرفی کرده اند:"منزل وسیع، همکاران و خدمتگزارانی افزون و دوستداران فراوان (کثرت اهل محبت و مودت)"(۲۱)
گشایش برای اهل خانه
تأمین معاش حلال و فراهم بودن امکانات زندگی برای اهل خانه در ایجاد آرامش و افزایش صمیمیت دخالت دارد. امام علی بن موسی الرضا(ع) فرموده اند:"هرکس صبح کند در حالی که تنش سالم و خاطرش آسوده و معاشش تأمین باشد، از مواهب یک زندگی مطلوب و آرام برخوردار است."(۲۲) تلاش در جهت فراهم آوردن تسهیلات برای خانواده در درجه ای از اهمیت است که حضرت امام رضا(ع) فرموده اند: کسی که در پی به دست آوردن درآمدی برای تأمین معاش عائله اش باشد، بهتر از مجاهدان در راه خداست(۲۳) حکمت این تأکید آن است که اهتمام و تکاپو در این خصوص اثری مهم در پیوند عاطفی اعضای خانواده دارد و روابط محبت آمیز افراد خانه را تحکیم و قوت می بخشد، حضرت ثامن الحجج(ع) در روایتی دیگر از پیروان خود می خواهد برای ایجاد گشایش در زندگی و رفاه اهل خانه، بکوشند.(۲۴) اصولاً در فرهنگ اهل بیت(ع) یکی از نشانه های سعادت انسان این است که فرد بتواند به وضع خانواده خود رسیدگی کند، در این باره نیز هشتمین ستاره درخشان آسمان امامت، چنین گوهر افشانی کرده اند:"شایسته است مرد، بر اهل خانه (از لحاظ مخارج زندگی) سخت گیری نکند تا این که آنان مرگ او را از خداوند درخواست کنند."(۲۵) اهمیت تلاش برای امور رفاهی خانواده موجب نمی شود که آدمی از اعتدال، قناعت و کسب روزی حلال دوری گزیند. حضرت امام رضا(ع) در این باره تأکید نموده اند: حقیقت ایمان بنده کامل نمی گردد تا این که سه خصلت را دارا باشد، بصیرت در دین، اعتدال و میانه روی در امور زندگی و خانواده و بردباری در سختی ها و مصائب (۲۶) همچنین فرموده اند: "هرکس به روزی اندکی که خدا به او می دهد راضی باشد، پروردگار همان عمل اندک را از وی می پذیرد."(۲۷) و نیز در خصوص رضایت داشتن بر رزق حلال می فرمایند:"هرکس که به روزی حلال، اما کم خشنود باشد، رنجش کمتر و خاندانش در آسایش و آرامش زندگی می کنند و خداوند عیوب دنیا و کیفیت رفع آنها را به او می آموزد و وی را با سلامتی در بهشت مستقر می سازد"(۲۸)
پی نوشت ها:
۱) سوره روم، آیه۱۲ ۲) وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱۴، ص۵۲ ۳) مکارم الاخلاق، طبرسی، ص۱۹۶ ۴) وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۸۱ ۵) ازدواج در اسلام، آیهٔا... مشکینی، ص۱۱۲ ۶) سوره نبأ، آیه ۱۰ ۷) مستدرک الوسایل، باب نکاح، فصل ۳۱ ۸) صحیفهٔالرضا، ص۴۰۲ ۹) بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۳۵۱ ۱۰) مکارم الاخلاق، ص۴۸۹ ۱۱) میزان الحکمه، ج۱۰، ص۹۵ ۱۲) وسایل الشیعه، ج۱۴، ص۲۲ ۱۳) صحیفهٔالرضا، ص۴۰۰ ۱۴) جامع السعادات، ج۲، ص۱۳۹ ۱۵) تحلیلی اززندگی امام رضا(ع)، محمدجواد فضل ا... ، ص ۲۳۰ ۱۶) همان ص ۲۳۶ ۱۷) کشف الغمه، ج ۲، ص۲۷۴ ۱۸) اعیان الشیعه، بخش دوم، ص ۱۹ ۱۹) دره البیضاء، ص ۲۲-۲۱ ۲۰) صحیفه الرضا، ص ۴۷۲ ۲۱) کافی، ج ۶، ص ۵۲۶ ۲۲) دررالکلام، اقوال الامام علی بن موسی الرضا(ع)، ص ۸۱ ۲۳) تحلیلی اززندگی امام رضا(ع)، ص ۲۳۱ ۲۴) صحیفه الرضا، ص ۴۰۳ ۲۵) جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۴ ۲۶) صحیفه الرضا، ص ۳۸۱ ۲۷) درر الکلام، ص ۷۳ ۲۸) صحیفه الرضا، ص ۴۰۱
منبع:سازمان آموزش و پرورش
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٧ساعت ۱٢:٠۳ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
آقای حدادعادل تعریف می کردند؛ «سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم.
خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد. ایشان دوباره پرسیده بودند اگر امکان دارد ما بیاییم دخترخانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.
بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند؛ من خانم رهبر انقلاب هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود؛ «ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم.» آن زمان خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود .
بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آنها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اینکه اگر آنها نپسندیدند، لطمه یی به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند؛ «خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است .»
یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم. خانم بنده پرسیده بودند چطور تصمیم تان عوض شده؟ آقا گفته بودند؛ «خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند.» و خانم آقا هم گفته بودند؛ «چون دخترتان دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم .»
آن زمان دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند .
بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند؛ «آقای دکتر، داریم خویش و قوم می شویم.» گفتم؛ «چطور؟» گفتند؛ «خانواده آمدند و پسندیدند و در گفت وگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟» گفتم؛ «آقا، اختیار ما دست شماست .»
آقا فرمودند؛ «نه، شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانم تان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من این طور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه یی اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کنند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتاً خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اینها را به او بگو بداند .»
من هم به دخترم گفتم و ایشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئیس جمهوری شان، در جنوب تهران خانه یی داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن درمی آورند؛ ایشان حقوق رهبری نمی گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند .
هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهریه و ... آقا فرمودند؛«در مورد مهریه، اختیار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه عقد می خوانم، سنت من این بوده که بیشتر از 14 سکه عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهید، می توانید بیشتر از 14 سکه مهریه معین کنید، ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بیش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم .»
من گفتم؛ «آقا، این طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند؛ «می توانید در تالار بگیرید، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم؛« آقا هر طور شما صلاح بدانید.»
فرمودند؛ «می خواهید این دو تا اتاق اندرونی و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنیم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنیم.» ما حساب کردیم و دیدیم بیشتر از 150 ، 200 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اول مان را هم نمی توانستیم دعوت کنیم، اما قبول کردیم .
آقا غیر از فامیل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبیبی را دعوت فرمودند. یک نوع غذا هم درست کردیم. قبل از اینها صحبت خرید بازار شد. پسر آقا گفت؛ «من نه انگشتر می خواهم و نه ساعت و نه چیز دیگری.» آقا گفتند؛ «خوب نیست.» من هم گفتم؛ «حداقل یک حلقه بگیرند.» اما آقا فرمودند؛ «من یک انگشتر عقیق دارم که یکی برای من هدیه آورده، اگر دخترتان قبول می کند، من آن را به ایشان هدیه می دهم و ایشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هدیه دهد.» قبول کردیم و انگشتر را گرفتیم و بعد به آقا مجتبی دادیم. کمی بزرگ بود. به یک انگشترسازی بردیم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد .
به آقا گفتیم در همه این مسائل احتیاط کردیم، دیگر لباس عروس را به ما بسپارید و آقا هم فرمودند؛ «آن را طبق متعارف حساب کنید.» در همان ایام، ما خودمان برای پسرمان عروسی می گرفتیم و یک لباس عروس برای عروس مان سفارش داده بودیم بدوزند .
خلاصه قبل از اینکه عروس مان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند؛ «من یک فرش ماشینی می دهم، شما هم یک فرش بدهید.» و به این ترتیب مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو پیکان از اقوام ما و دو پیکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت یک طول کشید. خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهراً کاری داشتند و نیامده بودند. اما وقتی عروس را به خانه آوردیم، دیدیم آقا هنوز بیدار نشسته اند و منتظرند عروس را بیاورند.
فرمودند؛ «من اخلاقاً وظیفه خود می دانم برای اولین بار که عروس مان قدم به خانه ما می گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوشامد بگویم .»
ما خیلی تعجب کرده بودیم و فکر نمی کردیم آقا تا آن ساعت شب بیدار باشند، حتی آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند؛ «دکتر، امشب شام هم نداشتیم، من به یکی از پاسدارها گفتم شما چیزی خوردنی دارید؟ آنها گفتند که غیر از کمی نان چیز دیگری نداریم. گفتم؛ همان را بیاورید، می خوریم .»
بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقیقه یی برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوشامد گفتند. رعایت آداب حتی تا چنین جایگاهی چقدر ارزش دارد. اینها از برکت انقلاب اسلامی و خون شهداست. ایشان دستور دادند حتی از ریزترین وسایل دفتر استفاده نشود، چون مال بیت المال است. حتی اگر مشکل وسیله نقلیه هم پیش آمد، اجازه ندارند از وسایل دفتر استفاده کنند .
من آدم سیاسی نیستم نمیخوام بعضی مسائلو باهم قاطی کنم اما
خدا وکیلی چه کسی رو سراغ دارین که اینقدر ساده برا بچش مراسم بگیره؟؟؟
اونوقت عده ای نادان چه چیزا که پشت سر آقا نمیگن...
*سلامتیشون بلند صلوات بفرست*
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٦ساعت ۱۱:٥٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
ازدواج مانند تولد و مرگ، یکی از اتفاقات مهم زندگی هر فردی به حساب میآید و از اینرو سوالات مختلفی درباره این دوره از زندگی و بویژه آغاز آن وجود دارد که باید توجه ویژهای به آنها داشت.
سوالاتی مانند چه زمانی مناسبترین سن ازدواج است؟ اختلاف سنی مناسب در ازدواج چقدر است؟ و... این سوالها به همراه هزاران سوال دیگر در ذهن همه افراد وجود دارند. البته عوامل بسیاری از جمله مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در تعیین جواب هریک از این سوالها نقش دارند. از اینرو مروری بر سن ازدواج در سایر کشورها و فرهنگها و همچنین آداب و رسوم آنها میتواند برای ما جالب باشد.
در هیچ کشوری و با هیچ فرهنگی، یک سن مناسب جادویی و خاص برای ازدواج وجود ندارد. در بیشتر فرهنگها، متوسط سن ازدواج بین 18 تا 23 سال برای دختران و 19 تا 25 سال برای پسران است؛ اما به عنوان مثال در اروپای غربی افراد ترجیح میدهند تا اواخر دهه دوم زندگی (اوایل 30 سالگی) مجرد بمانند؛ اما در اروپای شرقی مردم اغلب در اواسط دهه دوم عمر یعنی حدود 25 سالگی ازدواج میکنند و در آسیا نیز سن ازدواج به شرایط گوناگونی چون زندگی در شهر یا روستا، سطح تحصیلات، سطح فرهنگی خانوادهها و... بستگی دارد؛ اما در بیشتر کشورهای آسیایی جوانان بین سنین 18 تا 25 سال ازدواج میکنند.
در سالهای اخیر در تمام کشورها با فرهنگهای مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به سالیان گذشته تفاوت کرده و افزایش نشان میدهد. افزایش میانگین سن ازدواج در بیشتر جوامع، پدیدهای است که در دهههای اخیر همه آنرا پذیرفتهاند.
متوسط سن ازدواج در بیشتر کشورهای صنعتی افزایش یافته است، اما این مساله مختص به کشورهای صنعتی نیست؛ کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعهیافته نیز با این موضوع مواجه هستند. البته افزایش سن ازدواج در خانمها بیشتر دیده میشود.
عواملی چون مسائل اقتصادی و فرهنگی، نقش مهمی در تعیین سن ازدواج در کشورهای مختلف دارند. در بعضی کشورها، اعتقادات دینی هم از جمله عوامل بسیار مهم و تعیینکننده در این موضوع است. به عنوان مثال در آمریکا، متوسط سن ازدواج با توجه به شرایط اجتماعی، آداب و رسوم خانوادگی و حتی موقعیت جغرافیایی و محل زندگی افراد تفاوت میکند. در یک نگاه کلی، افرادی که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند، ترجیح میدهند دیرتر ازدواج کنند و بچهدار شوند. آنها معمولا تا 30 سالگی مجرد باقی میمانند؛ اما ساکنان مناطق روستایی معمولا زودتر و در اوایل دهه دوم زندگی ازدواج میکنند.
در کشورهایی چون هند و پاکستان که این سنت وجود دارد که والدین مراسم عروسی فرزندانشان را برگزار میکنند و هزینهها بهعهده پدر و مادر عروس و داماد است، متوسط سن ازدواج 17 سال است و بیشتر دختران در 15 سالگی ازدواج میکنند.
زندگی شهری، تحصیلات، آزادی و فعالیت بیشتر زنان در محیطهای کاری، وجود رسانهها و... همگی شیوه زندگی و الگوهای فکری افراد را تغییر دادهاند و این بدان معناست که افراد کنترل زندگی خود را بیشتر به دست گرفتهاند و برای ادامه زندگی خود تصمیم میگیرند.
به عنوان مثال در کشورهایی چون هندوستان علیرغم حفظ احترام والدین، دختران و پسران دیگر حاضر به ازدواجهای کورکورانه و بدون شناخت نمیشوند.
چند توصیه
* کارشناسان میگویند پیش از ازدواج، فرد باید از لحاظ عقلی و عاطفی به بلوغ رسیده باشد تا بتواند متوجه موارد زیر بشود و آنها را تجزیه و تحلیل کند.
* عشق برای ادامه یک زندگی موفق کافی نیست. نگرانی زوجها در زندگی، واقعی است و کوشش آنها برای داشتن شغل، خانه، بیمه و... اموری واقعی و جدی هستند. پیگیری این موضوعات و عدم دستیابی به آنها، زوجهای جوان را واقعا خسته میکند. پس چرا بعضی افراد در سنین خیلی کم خود را درگیر این مسائل میکنند؟
* اهداف، انتظارات و شرایط خود را برای ازدواج در نظر بگیرید و مطمئن شوید که آیا شریک شما میتواند این نیازها را برآورده سازد؟ به یقین برای جوانان سخت خواهد بود تا با تجربه اندک خود بتوانند متوجه این موضوع و همچنین نیازهای طرف مقابل شوند.
* شما باید هنگام ازدواج کاملا از نظر احساسی و فیزیکی مستقل باشید و وابسته به خانواده خود نباشید. یک ازدواج موفق به دو فرد مستقل نیاز دارد تا یک مجموعه کامل تشکیل دهد. بسیاری از جوانان معمولا به دلیل اینکه میخواهند از شرایط بد خانوادگی جدا شوند، ازدواج میکنند که این به هیچوجه راهحل مناسبی نیست.
* بکوشید خودتان را بشناسید. بدانید که در زندگی چه چیزی میخواهید؟ چه چیزی میخواهید به دیگران ارائه کنید و چگونه؟ پس با هدف زندگی کنید و آنگاه شما میتوانید دید مناسبی نسبت به زندگی داشته باشید.
اگر در سن ازدواج هستید، امیدواریم با درک صحیح شرایط و با انتخابی معقول، آیندهای خوش و توام با تفاهم و موفقیت برای خود و همراه زندگیتان فراهم آورید و ازدواج را به تاخیر نیاندازید.
نام کتاب: ازدواج اسلامی نویسنده: آیت الله سید عبدالحسین دستغیب فصل چاپ: پاییز نوبت چاپ: اول سال چاپ : 1385 چاپخانه: دفتر انتشارات اسلامی قطع: رقعی تیراژ: 3000 نسخه تعداد صفحات: 188 صفحه شماره شابک: 8-795-470-964
زبان کتاب: فارسی شمه ای از کتاب: اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین بشری توسط رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای سعادت انسان ها ابلاغ شده است. لازمه دین کامل این است که از آنچه نیاز زندگی بشری است غافل نبوده و برای تمام ابعاد آن برنامه ارائه کرده باشد. از جمله این امور ازدواج است که طبق نص صریح قرآن برای آرامش روحی و جسمی بنا نهاده شده است. ازدواج اسلامی که از آثار شهید محراب آیت الله دستغیب (ره) می باشد در اهمیت ازدواج و آثار مثبت فردی و اجتماعی آن سخن گفته است. هم چنین برای تکمیل بحث به عوارض ناشی از عدم ازدواج در فرد و جامعه اشاره کرده است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٦ساعت ۱٢:٤۸ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هیچ یک از شما زنى را که دیگرى خواستگارى مىکند، خواستگارى نکند. [تا اینکه با او ازدواج کند و یا اینکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۳۴، ح ۵۶
مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنى گردد.
وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۱
۳۰ جهیزیه بى منت
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
لو ان جمیع ما فى الارض من ذهب و فضة حملته المراة الى بیت زوجها ثم ضربت على راس زوجها یوما من الایام، تقول: من انت؟ انما المال مالى، حبط عملها و لو کانت من اعبد الناس الا ان تتوب و ترجع و تعتذر الى زوجها.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:
اگر تمام چیزهایى که در روى زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آنگاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منتبگذارد و بگوید تو کیستى؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین مىرود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهى کند.
مکارم الاخلاق، باب ۸، ص ۲۰۲
۳۱ مهریه چیست؟
عن ابى جعفر علیه السلام قال:
الصداق ما تراضیا علیه من قلیل او کثیر فهذا الصداق.
امام باقر علیه السلام فرمود:
مهریه همان چیزى است که طرفین بر آن توافق مىکنند، کم باشد یا زیاد.
فروع کافى، ج ۵، ص ۳۷۸
۳۲ ندادن مهریه
عن ابى عبدالله علیه السلام قال:
من امهر مهرا ثم لا ینوى قضاءه کان بمنزلة السارق.
امام صادق علیه السلام فرمود:
کسى که مهریهاى (براى زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.
فروع کافى، ج ۵، ص، ۳۸۳٫
۳۳ خانه دوست داشتنى
قال الامام الصادق علیه السلام:
ان الله یحب البیت الذی هو العرس.
امام صادق علیه السلام فرمود:
خداوند خانهاى را که در آن عروسى انجام گرفته، دوست مىدارد.
وسائل الشیعه، ج ۲۲، ص ۷
هنگامى که مردى از شما خواستگارى کرد که از دین و اخلاق او راضى بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایتباز دارد و…
۳۴ بیدارى در شب عروسى
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:
لا سهر الا فى ثلاث: متهجد بالقرآن، او فى طلب العلم، او عروس تهدى الى زوجها.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:
شب بیدارى روا نیست، مگر در سه مورد:
۱-تلاوت قرآن.
۲-تحصیل علم.
۳-بردن عروس به خانه داماد.
وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۹۲
۳۵ بدرقه عروس
امر النبی صلى الله علیه و آله و سلم بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرین و الانصار: ان یمضین فى صحبة فاطمة علیها السلام و ان یفرحن و یرجزن و یکبرن و یحمدن و لا یقلن ما لا یرضى الله.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم امر فرمود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسى حضرت فاطمه علیها السلام به همراه او بروند و شادى کنند، شعر و سرود بخوانند، تکبیر و حمد بگویند. و از گفتن حرفهایى که خدا بدان راضى نیست، بپرهیزند.
مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۹۸
۳۶ زفاف و مهمانى
عن الصادق علیه السلام قال:
زفوا عرائسکم لیلا و اطعموا ضحى.
امام صادق علیه السلام فرمود:
مراسم عروسى را در شب و مهمانى را در روز انجام دهید.
من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۲
۳۷ دعاى شب زفاف
قال الصادق علیه السلام:
اذا دخلت علیک اهلک فخذ بناصیتها و استقبل بها القبلة و قل: اللهم… فان قضیت لى منها ولدا فاجعله مبارکا سویا.
امام صادق علیه السلام فرمود:
چون همسرت به خانه تو آمد، دستبر پیشانیش بگذار، و رو به قبلهاش برگردان و [دعا کن و] بگو: خداوندا!… اگر از این همسرم، فرزندى براى من تقدیر نمایى، فرزند مبارک و سالم عنایت فرماى.
من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۳
۳۸ هفته عروسى
سئل عن ابى عبدالله علیه السلام فى الرجل یتزوج البکر، قال:
یقیم عندها سبعة ایام.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد در مورد مردى که با دختر باکرهاى ازدواج مىکند، امام علیه السلام فرمود: