عضو هیئت علمی و استادیار دانشگاه سیستان و بلوچستان حجاب و عفاف را سرمایه معنوی بانوان برای رسیدن به کمال دانست.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) شعبه سیستان و بلوچستان، سالارزایی، عضو هیئت علمی و استادیار دانشگاه سیستان و بلوچستان در نشست آموزشی حجاب و عفاف که روز گذشته، 31 مردادماه در سالن اجتماعات اشراق زاهدان برگزار شد، اظهار کرد: حجاب و عفاف سرمایه معنوی بانوان برای رسیدن به کمال است.
عضو هیئت علمی و استادیار دانشگاه سیستان و بلوچستان حجاب و عفاف از منظر روانشناسی، اخلاقی، اقتصادی، هنری و زیباشناسی قابل تحلیل است.
وی با بیان اینکه حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است، افزود: برای حفظ گنجینه عفاف، باید انسانها در مسائل معنوی سرمایهگذاری کنند.
سالارزایی تصریح کرد: عفت یک امر درونی است که اگر ساختار آن برای انسان تعریف نشده باشد، حجاب زجرآور است.
وی با بیان اینکه حجاب ابزاری برای پوشش دفاعی زن محسوب میشود، گفت: انسان لایههای درونی خود را با عفاف تغذیه کند و با حجاب بیاراید.
سالارزایی با اشاره به اینکه حجاب برای زن دوام، طراوات و جذابیت بهدنبال دارد، افزود: عفت ترمزی در سرآشیبیهای تند ناهنجاریها است.
نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱ساعت ٦:۱٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
امام(ره) در نهضت عظیم تربیت انسان، برای زنان حقی بیش از مردان قائل است؛ زیرا زنان علاوه بر مادران فردا، مردان بزرگ و شجاع را در دامان پاک و پرمهر و عاطفه ی خویش نیز درس می دهند
پدید آورنده : محبوبه جوکار
نوشتاری که پیش روی شماست خلاصه ای است از مقاله خانم محبوبه جوکار، استاد و پژوهشگر جامعةالزهرا(س) که به بررسی یکی از ابعاد اندیشه ی ژرف و عمیق امام خمینی(ره) پرداخته است. تلاش ایشان مورد تقدیر و تشکر است.
تاریخ بشریت مشحون از ستم های بی شماری است که از سوی قدرتمندان و جباران علیه محرومان و مظلومان اعمال گشته است اما در این میان زن به عنوان نیمی از بشریت علاوه بر سهمی که از این ستم تاریخی نصیب برده،گرفتار ظلمی مضاعف نیز بوده است. زن به عنوان دختر یا همسر، یا خواهر، و به طور کلی زن در برابر مرد، از شأنی در خور، برخوردار نبوده است و غالبا به صورت عنصری ضعیف، پست، نامیمون و یا قابل ترحم، کرامت وی نادیده انگاشته می شده؛ هر چند در فرهنگها و جوامع مختلف و نیز در طول ازمنهی تاریخ، این تمایز و اختلاف، شدت و ضعف متفاوتی داشته است؛ ولی متأسفانه استمرار و فراگیری آن غیر قابل انکار است و در هر مقطع و زمانی رنگ و لعاب خاصی یافته است. صرف نظر از دوره کوتاهی در صدر اسلام که به مدد تعالیم و سنت نبوی و اهل بیت طاهرینش زن تا حدودی ارج و منزلت حقیقی خود را باز یافت؛ مجدداً با احیای نظام های پیشین، جایگاه زن نیز عقب گردی دوباره یافت و به تدریج و با گذر زمان برداشت های متحجرانه از اسلام، قیود و محدودیت های فلج کننده ای را بر زنان تحمیل نمود که حتی تا همین چند دهه اخیر رگه هایی از این استخفاف و منزلت دون زنان به وضوح قابل مشاهده بود.
در چنین شرایطی بود که استعمار و ایادی آن نیز که بر اساس سلطه طلبی خود در جستجوی راه ها و شیوه های مناسب برای نفوذ فرهنگی و سیاسی در جامعه ما بودند، موقعیت زنان را بهانه قرار داده و با شعار آزادی و مساوات، فرهنگ برهنگی و بی بندوباری را اشاعه دادند، که در زمان رضاشاه در قالب کشف حجاب و در زمان محمد رضا شاه، تحت عنوان فریبا بودن زن، ظهور نمود.
با عنایت به ملاحظات فوق است که فروغ اندیشه و سترگی وعظمت عمل حضرت امام خمینی(ره) در احیای هویت اصیل زن مسلمان بهتر شناخته می شود.
امام که خود از نزدیک برداشت های متحجرانه از جایگاه زن به عنوان ضعیفه و عیال محبوس در اندرونی را شاهد بود و از سوی دیگر با تیزبینی خاص خود، تبعات منفی نقش زن فریبا و ملعبه ی شاه و استعمار را در ابتذال و فساد و از خود بیگانگی و خود باختگی جوامع مسلمان به خوبی احساس می کرد، با سود جستن از کوثر زلال معارف اسلام ناب محمدی و تعمق و تأمل مجتهدانه در میراث گرانقدر سنت نبوی و تعالیم ائمه ی معصومین:، از موضع مرجع تقلید روشن ضمیر و مبارز به آن چنان درک درستی از نقش و مسئولیت زن دست یافت که تجلی و بروز آن را در احیای هویت زن مسلمان در انقلاب اسلامی شاهدیم.
نماد ارزشمند وبسیارگویای نقش زن در جامعه ی اسلامی مورد نظر امام را در ترکیب هیأت اعزامی از جانب ایشان برای تسلیم پیام تاریخی به گورباچف رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی سابق، می توان ملاحظه کرد.
حضرت امام به نحوی سمبلیک، در هیأتی مرکب از روحانی، دانشگاهی و زن مرگ کمونیسم را به جهانیان ابلاغ و اعلام نمود و شاید بتوان ادعا کرد این ترکیب خود حامل پیامی به صحت و درستی پیش بینی معجزه آسای آن پیر فرزانه در فرو پاشی بلوک شرق باشد و آن این که احیای اسلام و قدرت آینده جهان در دست با کفایت این سه قشر نهاده شده است. در هر صورت می توان اندیشه حضرت امام(ره) را نسبت به زن در سیره عملی و فرمایشات و مواضع روشن و فتاوای راهگشای ایشان در این زمینه بررسی کرد.
آنچه در پی می آید، تلاشی است ناچیز در این زمینه، سعی برآن است که نظرات ایشان به نحو اختصار مورد بررسی قرار گیرد و در کنار نظرات ایشان به سیره عملی آن بزرگوار نیز توجه شود. ۱. موقعیت زن از دید تاریخی
از لا به لای سخنان حضرت امام در باره تاریخ می توان استنباط کرد که زن سه مرحله تاریخی را پشت سر گذاشته است: ۱. عصر جاهلیت ۲. پس از ظهور اسلام ۳. انقلاب شکوهمند اسلامی ایران
۱. عصر جاهلیت؛ زن در عصر جاهلیت از هیچ گونه ارزش اجتماعی برخوردار نبود، بهطوری که تنها وظیفه او خدمت به مردو به دنیا آوردن فرزند پسر برای شوهر بود. در جهالت و گمراهی و توحش آن مردم و ذلت و بیچارگی زن همین بس که اگر زنی، فرزند دختر به دنیا می آورد، گذشته از اینکه خود مورد بغض و کینه مرد قرار می گرفت و دیگران از او کناره می گرفتند و مدتها به زندگی در انزوا محکوم می شد. در مواردی حتی فرزند دخترش نیز زنده به گور می شد و مادر هیچ حقی برای دفاع از فرزندی که ماه ها برای پرورشش متحمل رنج و سختی شده بود، نداشت و جرات اعتراض هم از او گرفته شده بود. تاریخ ماجراهای غمناک فراوانی از این باور غلط و وحشیانه را در سینه دارد. قرآن کریم این سنت پلید را این گونه ترسیم می کند:
) وَ إِذا بُشِّرَ أحَدُهُمْ بِاْلأُنْثی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَ هُوَ کَظیمٌ ? یَتَواری مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أیُمْسِکُهُ عَلی هُونٍ أمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ ألا ساءَ ما یَحْکُمُونَ(([۱])؛ و هرگاه یکی از آنان را به دختر مژده آورند، چهره اش سیاه می گردد، در حالی که خشم [و اندوه] خود را فرو می خورد. از بدی آن چه بدو بشارت داده شده، از قبیله ی [خود] روی می پوشاند. آیا او را با خواری نگاه دارد، یا در خاک پنهانش کند؟ وه چه بد داوری می کنند.
امام خمینی موقعیت اسفبار زن را درعصرجاهلیت مورد اشاره قرار داده و منتی را که اسلام بر این قشر دارد، گوشزد نموده و می فرماید: در جاهلیت، زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت، بیرون کشید. مرحله جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات بلکه پایین تر از اومی شمردند. زن در جاهلیت، مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید.([۲])
نه تنها در جامعه جاهلی حجاز، بلکه در جوامع متمدن آن روز یعنی ایران و روم نیز زنان تحت ظلم و ستم مردان بوده و از کمترین حقوق انسانی محروم بودند. در یونان، زن جزء کالاهای تجارتی در بازارها خریدو فروش می شد و بعد از وفات شوهر حق زندگی نداشت. در هند وقتی مرد می مرد برای رهایی روحش ازتنهایی زن را با او زنده زنده می سوزاندند و این سوختن را نوعی فداکاری و عشق زن به همسرقلمداد می کردند. در میان یهودیان زن جزئی از ارث پدر به شمار می آمد، تولد یک پسر جشن و سرور به همراه داشت ولی تولد یک دختر غم و اندوه به همراه می آورد. در میان مسیحیان، فحشا بیشترین رشد خود را در دوره رواج رهبانیت و زهد افراطی میان مردان و زنان مسیحی بروز می کند تا جایی که لوتر برای اصلاح کلیسا به پا می خیزد.
۲. پس ازظهور اسلام؛ دومین دوره، دوره پس از ظهور اسلام است. امام(ره) خدمت عظیمی که اسلام به زن کرده است را متذکر شده و معتقد است که اسلام با ظهورش، غبار غلیظ مظلومیت و ذلت را از این مخلوق الهی و شریک زندگی مرد، پاک کرد و به طرق مختلف کرامت ذاتی زن را آشکار ساخت. سنن جاهلی و رفتارهای غیر انسانی با زنان را تقبیح نمود و همگان را به رفتار نیکو و ادای حقوق انسانی زنان تشویق و موظف ساخت.ملاکهای ارزشی را در جامعه دگرگون کرد. نه مرد بودن را ملاک کرامت شمرد و نه زن بودن را نشانه نکبت و بدبختی، بلکه معیار را تقوا و خویشتن داری در برابر گناه و نافرمانی خدا،شمرد، چه دارنده آن مرد باشد و چه زن.
ایشان در جایی از بیانات خود درباره زنان می فرماید:
اسلام می خواهد که زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زنها را نجات داده است از آن چیزهایی که در جاهلیت بود. آنقدری که اسلام به زن خدمت کرده، خدا می داند به مرد خدمت نکرده آنقدر که به زن خدمت کرده؛ اسلام به شما آن قدر احترام قائل است که برای مردها نیست. شما نمی دانید که در جاهلیت زن چه بوده و در اسلام چه شده، اسلام به زن خدمتی کرده است که در تاریخ همچو سابقه ای ندارد. اسلام زن را از توی لجنزارها برداشته، آورده، شخصیت به او داده.. درصورتی که در زمانی که پیغمبر اسلام آمد، زن ها را هیچ حساب می کردند، اسلام زنها را قدرت داده است.([۳])
۳. انقلاب شکوهمند اسلامی ایران؛ هنر انقلاب اسلامی ایران این بود که زنان جامعه ما را متحول ساخت و در مسیر اسلام و ارزشهای الهی هدایت کرد و از بی هویتی و بی بندوباری و ابتذال که سوغات غرب بود، به سوی عزت خواهی، عفاف، درک شخصیت و کمال جویی و تحول فکری و روحی هدایت کرد و از دون مایگی به اوج انسانیت ارتقا بخشید. زنان مسلمان در انقلاب اسلامی شخصیت و هویت خویش را یافتند و به مقام و منزلت والای خویش پی بردند و بینش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیدا کردند. این تحول فکری و روحی بزرگی که نصیب زنان شد، موهبت الهی بود که امام خمینی(ره) بارها از آن به بزرگی یاد کرده و آن را افتخار بزرگ ملت ایران دانست:
من در جامعهی زنها یک جور تحول عجیبی می بینم که بیشتر از تحولی است که در مردها پیدا شدهاست.([۴])
در نهضت اسلامی به برکت اسلام چنان تحولی در نفوس زن و مرد به وجود آورده که ره صد ساله را یک شبه طی نموده است.([۵])
حتی ایشان زن مسلمان امروزی را عضو مؤثر جامعه قلمداد نموده و فرمود: امروز به برکت نهضت اسلامی، زن عضومؤثر جامعه، تا حدودی مقام خود را یافته است.([۶]) مشارکت زنان در تعلیم و تربیت
آموزش و پرورش از حقوق اساسی انسان است و عامل تعیین کننده تساوی زن و مرد توسعه جامعه است. سطح سواد در زنان نه تنها موجب رشد و توانا سازی خود آن ها است بلکه کلید مهم سلامت و بهداشت، تعلیم و تربیت خانواده و رشد اعضای خانواده و حتی جامعه است. این پندار غلط که زنان به دلیل ازدواج و مسئولیت مادری به فعالیتهای علمی نیاز ندارند، در طول تاریخ عامل مهمی برای محرومیت وفقر آموزشی و علمی زنان می باشد وزنان را از آموزشهای لازم و فرصتهای برابر محروم ساخته بود. به فرموده حضرت امام(ره):
آن وقت می گفتند نیمی از جمعیت ایران که در پرده هستند دیگر کاری ازشان نمی آید؛ نه اینکه می خواستند کاری ازشان بیاید برای اینکه مردها را هم آن ها محروم کردند از کارهای فعال، بلکه می خواستند که آن ها را وارد کنند در جامعه به آن ترتیبی که خود آن ها و رفقا و همراهان آن ها بو دند و به فساد بکشند جامعه ر.([۷])
حضرت امام تمام اقشار جامعه را اعم از مرد و زن و خصوصا زنان را تشویق و ترغیب به فراگیری علوم و یاد دادن آن به دیگران با حفظ موازین شرعی نموده و از آن به عنوان وظیفه ای بر عهده همه افراد نام می برد. از جمله سخنان ایشان:
در علم و تقوا کوشش کنید که علم به هیچ کس انحصار ندارد، علم مال همه است، تقوا مال همه است و کوشش برای رسیدن به علم و تقوا وظیفه ی همه ماست و همه ی شماست.([۸])
ترسیمی که ایشان از زن متعهد ایرانی ارائه می نماید بسیار متفاوت از دیگران است؛ چنان چه در فرازی از بیانات خود می فرماید: زنان شیردل ومتعهد، همدوش مردان عزیز به ساختن ایران عزیز پرداخته، چنانکه به ساختن خود در علم و فرهنگ پرداخته اند و شما شهر و روستایی را نمی یابید جز آن که در آنجا جمعیت هایی فرهنگی و علمی از زنهای متعهد و بانوان اسلامی ارجمند به وجود آمده است. درود بی پایان بر زنان متعهدی که اکنون در سراسر کشور، به تربیت نوباوگان و تعلیم بی سوادان و تدریس علوم انسانی و آموزش فرهنگ غنی قرآنی اشتغال دارند.([۹])
بنابراین از دید آن رهبر فرزانه زنان نه تنها از فعالیتهای علمی و فرهنگی منع نشده اند بلکه همواره تأکیدات ایشان براهمیت تعلیم و تعلم بانوان با حفظ موازین شرعی، به عنوان وظیفه، محرکی برای تلاش هر چه بیشتر زنان در این عرصه بوده است. این مطلب به وضوح در سیره عملی ایشان قابل مشاهده است؛ حضرت امام نه تنها با تحصیل همسر خود مخالفت ننموده، بلکه خود سالیانی استاد ایشان بوده است. در مصاحبه ای که با همسر امام راحل صورت گرفته است ایشان چنین بیان می کند:
بعد از این که تصدیق ششم را گرفتم و یک سالی گذشت، رفتم دبیرستان بدریه و کلاس هفتم را خواندم... وقتی که ازدواج کردم، آقا به من تعلیم دادند و چون با استعداد بودم به من گفتند که احتیاج به تعلیم ندارم و شروع کردند به تدریس جامع المقدمات. همه ی درس های جامع المقدمات را خواندم. البته سال اول هیأت خواندم و بعد از آن، جامع المقدمات. دو بچه داشتم که سیوطی را شروع کردم و وقتی سیوطی تمام شد چهار بچه داشتم. بچه چهارم که فریده خانم است وقتی به دنیا آمد من دیگر وقت مطالعه و درس خواندن نداشتم ولی شرح لمعه را شروع کردند، مقداری شرح لمعه خواندم که دیدم عاجزم وهیچ نمی توانم بخوانم.مجموعا هشت سال طول کشید.... .([۱۰])
نوه حضرت امام در این زمینه می گوید: ایشان هیچگاه مانع تحصیل دخترانشان نمی شدند و آن ها را تشویق هم می کردند.([۱۱])
خانم فاطمه طباطبایی عروس حضرت امام توجه امام به تحصیل بانوان را چنین بیان می کند:یک روز که مسئولین محترم حوزه علمیه قم به اتفاق جناب آقای موسوی اردبیلی به حضور امام رسیدند، ملاقات امام که با آن ها تمام شد من خدمتشان رسیدم. ایشان با همان قیافه ی مهربان و صمیمی شان فرمودند:الان با آقایان داشتم سفارش شماها را می کردم. من کنجکاو شدم که بدانم سفارش چه بوده؟ بعد که پرسیدم فهمیدم امام به آن ها فرموده اند:شما سعی کنید امکانات تحصیل برای خانمها فراهم کنید که به آن ها در طول تاریخ ظلم بسیار شده، حال آن که برخی از آن ها را که من می بینم استعداد های خوبی دارند که باید شکوفا شود و در حقیقت حیف است که هدر بروند.([۱۲]) ازدواج، تشکیل خانواده و وظایف آن در جلوگیری از انحراف فرزندان
یکی از مباحثی که در اندیشه حضرت امام جایگاه ویژه ای داشته و بیانات مختلف ایشان در این زمینه در جمع اقشار مختلف، بیانگر دید خاص امام به آن است، بحث ازدواج و وظیفه خانواده در جلوگیری از انحراف فرزندان است. از دید ایشان ازدواج راهی است برای ایجاد جامعه ای سالم که ضامن سلامت افراد آن خواهد بود ودوری از انحرافات و فساد و فحشا.از این رو در بیانات آن اندیشمند دوران، این نکته به چشم می خورد:
این دعوت به ازدواج، این قدر تعریف از ازدواج برای این که هم ازدواج بشود، هم انحراف نباشد.از این شهوات مطلق، از این مراکز فساد و فحشا،انبیا جلو گیری می کنند؛ نه از اصل شهوات، اصل شهوات طبیعی است و باید هم کار خویش را انجام دهد اما حدود دارد...... .([۱۳])
همچنین ایشان نسبت به حساسیت نقش خانواده و وظیفه آن در جلو گیری از انحراف فرزندان اهمیت فوق العاده ای قائل است که در بیانات ایشان به طور مکرر دیده می شود:نقش خانواده و خصوص مادر در نو نهالان و پدر در نوجوانان بسیار حساس است؛ و اگر فرزندان در دامان مادران و حمایت پدران متعهد به طور شایسته و با آموزش صحیح تربیت شده و به مدارس فرستاده شوند،کار معلمان نیز آسان تر خواهد بود. اساسا تربیت از دامان پاک مادر و جوار پدر شروع می شود و با تربیت اسلامی و صحیح آنان استقلال و آزادی و تعهد به مصالح کشور پایه ریزی می شود.([۱۴])
حضرت امام صریحا پدران و مادران را نسبت به کنترل رفت و آمد فرزندان، وضعیت تحصیلی آنها و...... توجه داده و تاثیر این توجه را گوشزد می نمود. از آن جمله می فرماید:
مادران و پدران متعهد از رفت و آمد های فرزندانشان سخت مراقبت نمایند و آنان را زیر نظر بگیرند ... و وضع درسی آنان را دنبال کنند، چرا که نقش مادران و پدران در حفظ فرزندانشان در سنین دبستان و دبیرستان بسیار مهم و ارزشمند است. باید توجه داشته باشند که فرزندانشان در سنینی هستند که با یک شعار گمراه کننده فریب می خورند و خدای ناکرده به راهی قدم می گذارند که جلوگیری از آن از هیچ کس کاری ساخته نیست. مادران و پدران توجه داشته باشند که آنان از همه کس مؤثرتر برای نجات فرزندانشان از گرداب جهل و فساد می باشند. به همین جهت، دلسوزانه و متعهدانه با اساتید فرزندانشان در تماس باشند و آنان را در این مهم یاری دهند و از آنان یاری گیرند.... .([۱۵])
این نحوه توجه به خانواده و فرزندان و برقراری ارتباط گرم و صمیمی با آن ها را در سیره حضرت امام مشاهده می کنیم. خانم فریده مصطفوی، دختر حضرت امام نقل می کند: امام خیلی صمیمی، خودمانی و مهربان هستند. مخصوصا با مادرمان که از همه جهت احترام ایشان را دارند. رفتار ایشان از زمان طلبگی تا کنون هیچ فرقی نکرده است. از موقعی که به خاطر دارم همین برخوردها را با ما داشته اند. مفرزندانشان از اول نسبت به ایشان احترام خاصی قائل بودیم و مقید بودیم که کاری خلاف میل ایشان انجام ندهیم. هم اکنون نیز امام باما چنین رفتاری دارند و با این همه گرفتاریهای سیاسی و اجتماعی، ایشان هیچ فاصله ای با خانواده نگرفته اند. الان مثل گذشته به خدمتشان می رویم ودر موقع خداحافظی، مثل اکثر پدرهای مقید، دعا به گوشمان می خوانند.([۱۶])
همچنین خانم زهرا اشراقی نوه حضرت امام نقل می کند: امام راجع به بچه ها بسیار سفارش می کردند. نسبت به این که فرزندانشان نمازهای خود را در اول وقت به جا بیاورند، بسیار حساس بودند. یکی دیگر از مسائلی که آقا برای آن اهمیت قائل بودند، درس و تحصیل بچه ها بود و به هیچ وجه نمی پسندیدند که بچه ها در طول سال تحصیلی وقت خود را به بازیگوشی و بطالت بگذرانند.امام همیشه از وضعیت درسی نوه ها و نتیجه های خود جویا می شدند.([۱۷])
خانم فاطمه طباطبایی عروس ایشان نقل می کند: امام بعد از سن تکلیف بچه ها، بیشتر دقتشان در تعلیم و تربیت آن ها بود. همیشه از ما می پرسیدند: آ یا شما می دانید بچه تان کی از خانه بیرون می رود و کی می آید؟ با چه کسانی رفت و آمد می کند و یا چه صحبت هایی می کند.([۱۸])
در راستای این مباحث، مطالب مهم و قابل توجهی در سخنان حضرت امام به چشم می خورد که به دلیل اهمیت آن تحت سه عنوان به بررسی آن می پردازیم: الف اهمیت نقش مادران در تربیت صحیح فرزندان
امام(ره) در نهضت عظیم تربیت انسان، برای زنان حقی بیش از مردان قائل است؛ زیرا زنان علاوه بر مادران فردا، مردان بزرگ و شجاع را در دامان پاک و پرمهر و عاطفه ی خویش نیز درس می دهند و به تعبیر زیبا و خلاق این بزرگ مرد تاریخ معاصر همان گونه که قرآن مجید انسان ساز است، زنان نیز انسان سازاند. به همین جهت شریفترین و با عظمت ترین شغل زن ایفای درست نقش مادری و تربیت صحیح فرزند و تحویل او به جامعه است. در اهمیت این رسالت همین بس که خدای تبارک و تعالی در طول تاریخ، از آدم تا خاتم انبیا راجهت انسان سازی مبعوث نمود، و شرافت تربیت صحیح نسل را که تربیت و سالم سازی جامعه است، در ردیف و اهمیت رسالت شریف انبیا قرار داد. امام خمینی بر اساس یک بینش ژرف انسان شناسانه و با عقیده ای عمیق به اسلام و هدف آن، یعنی تربیت انسان و با اعتقاد به شرافت والای شغل انسان سازی که شغل انبیا است، شغل اول زنان را مادری می دانست و سایر اموررا در درجه ی بعد قرار می داد. ایشان خطاب به خانمها می فرمود:
شما خانمها، به طوری که حالا خودتان می گویید معلم هستید، دو شغل شریف دارید، شما خانمها دو تا شغل بسیار شریف دارید؛ یکی شغل تربیت فرزند که این از همه ی شغلها بالاتر است....([۱۹])
در بیانی دیگر می فرماید: دامن مادر بزرگ ترین مدسه ای است که بچه در آن جا تربیت می شود. آن چه که بچه از مادر می شنود، غیر از آن چیزی است که از معلم می شنود. بچه از مادر بهتر می شنود تا از معلم. در دامن مادر بهتر تربیت می شود تا در جوار پدر، تا در جوار معلم. یک وظیفه ی انسانی است، یک وظیفه ی الهی است، یک امر شریف است؛ انسان درست کردن است.([۲۰])
از دید حضرت امام، زن با برخورداری از ویژگی های خاص جسمی و روحی، نقش مادری و تربیت فرزند را که زیر بنایی ترین نقش ها در نظام خلقت است و صلاح و فساد جوامع بدان بستگی دارد، عهده دار است و لذا به کرات در سخنان ایشان اهمیت این موضوع گوشزد می شود از جمله:
شما می توانید بچه هایی تربیت کنید که حفاظت از انبیا بکنند؛ حفاظت از آمال انبیا بکنند، شما هم خود حافظ باید باشید و هم نگهبان درست کنید... خانه ی شما باید خانه ی تربیت اولاد باشد.... ([۲۱]) و یک مادر ممکن است که بچه را تربیت کند و خوب تربیت کند، و آن یک بچه یک امت را نجات بدهد و ممکن است که بد تربیت کند و موجب هلاکت یک امت بشود.([۲۲])
در جای دیگر می فرماید: خانمهای محترم! خودتان را تهذیب کنید؛ و کودکان خودتان را تهذیب کنید، کودکان خودتان را اسلامی بار بیاورید، که در اسلام همه چیز است.([۲۳])
امروزه برخی زنان تحت عنوان پیشرفت، تجدد، به روز بودن، به شدت تحت تأثیر تفکرات ناصحیح فمینیسم قرار گرفته اند و برای شاغل بودن زن، یا دانشگاه رفتن و تحصیل او بدون توجه به نقش مادری یا همسری او ارزشی فوق ارزش زنانی که در خانه مانده اند و به تربیت صحیح فرزندان خود اشتغال دارند، قائلند؛ غافل از این که زنانی که بیشتر وقت و انرژی خود را در محل کار صرف می کنند عملاتوان و حوصله انجام امور خانه و پر داختن به تربیت فرزندان و رفع نیازهای آنان را ندارند. حضرت امام با این نوع نگرش مبارزه نموده؛ سخنان ایشان دائما در راستای این مطلب است که مبادا کارکرد خانواده یعنی تربیت فرزند از خانواده سلب شود و به نهاد دیگری واگذار شود.
با دقت در سیره حضرت امام اهمیت موضوع بیشتر روشن می شود. خانم فاطمه طباطبایی نقل می کند که:امام نقش مادر را در خانه خیلی تعیین کننده می دانستند وبه تربیت بچه ها خیلی اهمیت می دادند؛ گاهی که ما شوخی می کردیم و می گفتیم پس زن باید همیشه در خانه بماند؟ می گفتند شما خانه را کم نگیرید، تربیت بچه ها کم نیست. اگر کسی بتواند یک نفر را تربیت کند، خدمت بزرگی به جامعه کرده است ایشان معتقد بودند که تربیت فرزند از مرد بر نمی آید و این کار دقیقا به زن بستگی دارد، چون عاطفه زن بیشتر است و قوام خانواده هم باید بر اساس محبت و عاطفه باشد.([۲۴]) ب اهمیت و شرافت مادری
اندیشه امام را نسبت به مقام و شرافت مادر می توان از کلام زیبا و گهربار ایشان دریافت. در فرازی از نامه ی اخلاقی و عرفانی ایشان به فرزند خود حاج سید احمد خمینی(ره) آمده است:
حقوق بسیار مادرها را نمی توان شمرد و نمی توان به حق ادا کرد. یک شبِ مادر نسبت به فرزندش از سال ها عمر پدر متعهد ارزنده تر است. تجسم عطوفت و رحمت در دیدگان نورانی مادر، بارقه ی رحمت و عطوفت رب العالمین است. خداوند تبارک و تعالی قلب و جان مادران را با نور رحمتِ ربوبیّت خود آمیخته آن گونه که وصف آن را کس نتوان کرد و به شناخت کسی جز مادران در نیاید و این رحمت لایزال است که مادران را تحملی چون عرش در مقابل رنج ها و زحمت ها از حال استقرار نطفه در رحم و طول حمل و وقت زاییدن واز نوزادی تا به آخر، مرحمت فرموده؛ رنج هایی که پدران یک شب آن را تحمل نکنند و از آن عاجز هستند.این که در حدیث آمده است که بهشت زیر قدم های مادران است([۲۵]) یک حقیقت است و این که با این تعبیر لطیف آمده است برای بزرگی عظمت آن است و هوشیاری به فرزندان است که سعادت و جنّت را در زیر قدم آنان و خاک پای مبارک آنان جستجو کنید و حرمت آنان را نزدیک حرمت حق تعالی نگهدارید و رضا و خشنودی پروردگار سبحان را در رضا و خشنودی مادران جستجو کنید.([۲۶])
ایشان نه تنها در بیان، بلکه در عمل نیز جایگاه رفیع مادر و شأن و شرافت مادری را پیوسته ارج می نهاد. فرزند ایشان حاج سید احمد،نقل می کند:
هر وقت برای حضرت امام حادثه ای مانند بیماری اتفاق می افتاد، ایشان نزدیکان را فرا می خواندند و سفارش مادرمان را می کردند. از سختی ها و مشقاتی که مادرمان کشیده است صحبت می کردند و می فرمودند که: «باید رضایت مادرتان را جلب کنید.. روزهای آخر عمر، ایشان مرا خواستند و باز سفارش مادرم را کردند و فرمودند:مادرت به جز خدا کسی را ندارد، مبادا برخلاف میلش کاری انجام دهی.([۲۷])
و نیز از خانم فریده مصطفوی نقل شده:
یک روز من در خدمت امام ایستاده بودم و دخترهایم نشسته بودند. ایشان با ناراحتی به بچه ها گفتند: بلند شوید بروید. اصلا وقتی مادر شما جلوی شما ایستاده چرا شما نشسته اید. بلند شوید از جایتان.([۲۸])
و نیزاز خانم طباطبایی نقل شده: یادم می آید پسرم که کوچک بود گاهی با تندی جوابم را می داد. آقا جداً از این رفتار او با من ناراحت می شدند. بعدا جداگانه او را می خواستند و می گفتند: تو رفتارت با مادرت خیلی بد بود. یعنی از این مسائل، ساده رد نمی شدند.([۲۹]) ج اثرات منفی جدا کردن فرزندان از دامان مادر
با توجه به این که یکی از توطئه های رژیم پهلوی برای جلوگیری از پرورش نسل مؤمن شجاع و متعهد در دامان مادران مسلمان، جداکردن فرزندان از دامان مادر و سپردن آن ها به پرورشگاه ها، مهدکودک ها و...بود، و آن ها به بهانه این که مادران با خیالی آسوده بتوانند به دنبال شغلی بروند،با تبلیغات خود، شاغل بودن را به عنوان ارزشی والا برای زن مطرح نمودند و از سویی نقش مادری، بچه داری و تربیت فرزند را بسیار ناچیز و کم رنگ جلوه دادند.با ترویج چنین فرهنگی در جامعه و به دنبال شاغل شدن برخی مادران، فرزندان آن ها از همان ابتدا در مهد کودک ها و بعد از آن در دبستان ها، دبیرستان ها و دانشگاه ها، تحت نظارت و طبق خواسته آن ها تربیت شدند، حضرت امام با بینش عمیقی به تبیین این مسئله پرداخته و مرتبا جامعه و به خصوص مادران را متوجه نتایج منفی آن می نمود و می فرمود:
البته شغل برای زن، شغل صحیح برای زن؛ هیچ مانعی ندارد؛ لکن نه آن طوری که آن ها می خواستند. آن ها نظرشان به این نبود که زن یک اشتغالی پیدا بکند. نظرشان به این بود که زن را مثل مردها، هم زن ها را و هم مردها را، از آن مقامی که دارند منحط کنند، نگذارند یک رشد طبیعی از برای قشر زن پیدا بشود،؛ یا یک رشد طبیعی از برای قشر مرد. نگذارند بچه های ما تربیت صحیح بشوند. و لهذا از آن اول جلویش را گرفتند. دامن بانوان که مرکز تربیت اطفال است بسیاری اش از اینموهبت محروم شد.بعد در دبستان ها بچه ها رفتند، آن جا هم با تبلیغات سوئی، با کتاب های منحرفی، آن ها را منحرف کردند، بعد در دانشگاه که رفتند، عمال خود آن ها نگذاشتند رشد صحیح بکنند. نگذاشتند دانشمندان صحیح تربیت بشود. اشخاص ملی صحیح، اشخاص اسلامی صحیح، تربیت بشود.([۳۰])
ایشان به نکته بسیار مهمی اشاره می کند، و آن این که وقتی بچه از مادرش جدا شد و به پرورشگاه سپرده شد، به واسطه این که محبت مادر از او گرفته می شود عقده پیدا می کند و وقتی عقده پیدا شد، این عقده ممکن است منشأ بسیاری از مفاسد و جنایات بشود و اصلا سپردن بچه ها به پرورشگاه ها از سیاست ها و ترفندهای رژیم شاه و دشمنان ما بود برای این که بچه های ما را به فساد بکشند، لذا از این فاجعه این گونه یاد میکند:
در طول این سلطنت، این ها کوشش کردند که مادران را از بچه ها جدا کنند. به مادرها تزریق کردند که بچه داری چیزی نیست، شما توی ادارات بیاید. و این ها بچه های معصوم را جدا کردند از دامن مادران و بردند در پرورشگاه ها و جاهای دیگر و اشخاص اجنبی و غیر رحیم، آن ها را به تربیت فاسد تربیت می کردند. بچه ای که از مادرش جدا شد پیش هرکه باشد عقده پیدا می کند، عقده که پیدا کرد، مبدأ بسیاری از مفاسد می شود. بسیاری از قتل هایی که واقع می شود از روی همین عقده هایی است که پیدا می شود، و بسیاری اش از عقده ها از این پیدا می شود که مادر از اولاد جدا می شود.([۳۱])
ادامه دارد...
پینوشت:
[۱]. النّحل۱۶ : ۵۸ و ۵۹. [۲]. تبیان، دفتر هشتم، جایگاه زن در اندیشه امام خمینی(ره)، ص ۲۹. [۳]. همان، ص ۵۵ . [۴]. همان، ص ۱۶۴. [۵]. همان. [۶]. همان. [۷]. همان، ص ۵۱ . [۸]. همان، ص ۸۲ . [۹]. همان، ص ۷۹. [۱۰]. غلامعلی رجایی، برداشت هایی از سیره امام خمینی(ره)، ج ۱، ص ۷۳. [۱۱]. همان، ص ۳۳. [۱۲]. همان، ج ۱، ص ۲۶۹. [۱۳]. تبیان، همان، ص ۱۱۵ و ۱۱۶. [۱۴]. همان، ص ۱۱۷ و ۱۱۸. [۱۵]. همان، ص ۱۴۲. [۱۶]. برداشت هایی از سیره ی امام خمینی(ره)، همان، ص ۸۸ . [۱۷]. همان، ص ۳۰. [۱۸]. همان، ص ۳۴. [۱۹]. تبیان، همان، ص ۱۲۲. [۲۰]. همان، ص ۳۴. [۲۱]. همان، ص ۹۷. [۲۲]. همان، ص ۹۸ [۲۳]. همان، ص ۱۲۹. [۲۴]. برداشت هایی از سیره امام خمینی(ره)، همان، ص ۳۳. [۲۵]. قال رسول الله۹: الجنّةُ تحتَ اقدام الامّهات؛ کنزل العمّال، ح ۴۵۴۳۹ و مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۸۱. [۲۶]. تبیان، همان، ص ۱۲۴به نقل از: جلوه های رحمانی، ص ۴۷. [۲۷]. برداشت هایی از سیره ی امام خمینی(ره)، همان، ص ۷۵. [۲۸]. همان، ص ۳۴. [۲۹]. همان. [۳۰]. تبیان، همان، ص ۳۴. [۳۱]. همان.
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٤ساعت ٦:٥٦ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
فلسفه حجاب در نماز چیست؟ خدا که با همه محرم است!

با توجه به این که خداوند متعال علیم و حکیم است، پس یکایک احکام، حکمت خاصى دارند، ولکن پى بردن به آن اسرار، براى ما هم، میسر نیست و هم، چندان مفید نیست چه این که با علم محدود ما از نیازها، استعدادها و نیز راه رفع نیازهاى واقعى و شکوفا کردن استعدادها به نحو صحیح و بدون مخاطرات جسمى و روحى، مادى و معنوى، چگونه مىتوان چنین ادعایى نمود.
علاوه بر این که اساس در این احکام، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممکن است آگاهى به این اسرار و حکمتها حداقل در بعضى افراد، موجب تقویت انگیزه آنها در پیروى از آن دستورات شود به همین جهت در صدد کنکاش از اسرار و حکمتهاى احکام مىکنند.
به هر صورت حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفههاى متعددى دارد؛ از جمله:
الف. این خود نوعى تمرین مستمر و روزانه براى حفظ حجاب مىباشد و یکى از عواملى است که در پاسداشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگیرى از آسیبپذیرى آن، نقش مهمى ایفا مىکند.
ب. وجود پوششى یک پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر مىکند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهاى رنگارنگ مىکاهد و ارزش نماز را صد چندان مىکند.
داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از این رو براى مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهى زمینهساز حضور معنوى و بار یافتن به محضر حق مىشود.
ج. داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از این رو براى مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همین ادب حضور در پیشگاه الهى زمینهساز حضور معنوى و بار یافتن به محضر حق مىشود.
افزون بر آن، حکم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوتهایى دارد و با آن قابل مقایسه نیست؛ مثلاً پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولى در نماز - بدون حضور نامحرم - واجب نیست.
سؤال: اگر خدا جنسیت ندارد، چرا باید در نماز پوشش داشته باشیم؟
جواب: پاسخ این سؤال طی مراحل زیر بیان میشود:
1. خداوند خالق جنس مذکر و مؤنث است(1) و نسبت به خداوند جنسیت معنی ندارد و از طرفی، عالم محضر خداست و به نهان و آشکار مخلوقات آگاه و بیناست.(2) پس لزوم رعایت حجاب در نماز به خاطر نامحرم و یا مذکر بودن خداوند نیست.
2. رعایت حجاب در نماز و غیر نماز، فقط بر زنها واجب نیست، بلکه حفظ حجاب در محدوده معین بر مردان و زنان هر دو لازم است؛ مثلاً پوشانیدن عورت و بعضی قسمتهای بدن از دید انسانهای دیگر بر مردان و زنان واجب است. همچنین نماز خواندن با بدن برهنه در مردان و زنان هر دو موجب بطلان نماز است.
بنابراین، رعایت حجاب برای انسانها گاهی به خاطر وجود انسانهای نامحرم است و گاهی به خاطر صحت عبادت است که در بعضی موارد هر دو علّت با هم جمع میشوند، مثل نماز خواندن در حضور اشخاص نامحرم و گاهی فقط به خاطر صحت عبادت است، مثل نماز خواندن در اتاق در بسته و تنها . اختلاف بعضی شرائط این دو حالت، بهترین گواه بر مطلب است؛ مثلاً طهارت و مباح بودن لباس در نماز شرط است، اما در حفظ حجاب از نامحرم شرط نیست.
خداوند خالق جنس مذکر و مؤنث است و نسبت به خداوند جنسیت معنی ندارد و از طرفی، عالم محضر خداست و به نهان و آشکار مخلوقات آگاه و بیناست. پس لزوم رعایت حجاب در نماز به خاطر نامحرم و یا مذکر بودن خداوند نیست.
3. اهداف، حکمتها و فوائدی که از رهگذر انجام دستورات الهی به انسان میرسد، متناسب با ساختار وجودی اوست که مرکب از بعد مادی و معنوی، یعنی جسم و روح است و دستورات الهی زمینه را برای سعادت دنیایی و اخروی آماده میکند.
پس اگر در موردی به منافع مادی یک عمل پینبردیم، دلیل بر بیهدفی و ناقص بودن آن عمل نیست و از آنجا که عقل و فهم آدمی مانند اصل وجودش محدود است، پس به فوائد و حکمتهایی که خالق نامحدود وضع کرده، به طور کامل پی نخواهد برد، مگر اینکه معصومین علیهمالسلام از زبان وحی خبر دهند.
بنابراین، آنچه را که ذیلاً به عنوان حکمت و فائده حجاب در حال نماز ذکر میکنیم، تنها گوشهای از فوائد و حکمتهاست و اگر در موردی به حکمت و هدف دستوری پی نبردیم، بینیاز از انجام آن نمیشویم، بلکه بعضی عبادات تعبدی محضاند؛ یعنی مأمور به انجام آن هستیم؛ چون خدای حکیم و علیم که خواهان سعادت و کمال انسانهاست، امر فرموده؛ چنان که اگر پزشک ماهر امر به خوردن دارویی کند، هر چند حکمت آن را ندانیم، انجام میدهیم.
با توجه به نکات فوق، به ذکر چند فائده و حکمت برای حجاب در نماز بسنده میکنیم:

اول: انسان در حال عبادت در حضور خاص خداوند و در حال راز و نیاز است. در چنین حالی مناسب است بهترین لباس را بپوشد که برای زن همان پوشش کامل است که نشانه عفت و پاکدامنی او میباشد و بهترین حالات او را منعکس میکند و برای مرد هم علاوه بر اینکه پوشش عورت لازم است، مناسب است لباسهای خود (رداء و عباء) و عمامه را بپوشد.(3) سر وقت نماز خواندن، رو به قبله بودن، پوشش کافی و ... هر چند نسبت به خداوند فرقی نمیکند، اما نسبت به انسان و سیر مراحل تکامل و تربیتش خیلی مهم است و هدف تکلیف نیز همین است.
دوم: نوع عبادات، در قالب و آداب ظاهری و شرائط خاصی عرضه شده که هر کدام علاوه بر اهمیت و سازندگی ظاهرشان در شخصیت انسانی، باطن و اسراری هم دارند که اهل دل به ویژه اولیاء الهی از این ظواهر عبور میکنند. امامان معصوم علیهمالسلام در فرصتهای مناسب به اندازه استعداد و توان درک مخاطبین پرده از اسرار این شعائر و مناسک و عبادات برداشتهاند.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «جامه برای مؤمنان نعمتی از جانب خداوند است که مواضع شرمگاه بدن با آن پوشیده میشود ... و چون آن را میپوشی، تو را به خودپسندی و ریا و خودآرایی و فخر فروشی و بزرگمنشی وادار نکند ... پس چون جامهات را پوشیدی، به یاد آن باش که خدای تعالی گناهان تو را با رحمتش پوشانده، و لباس صدق و راستی را بر خود بپوش؛ همانگونه که پیکر ظاهر خود را با جامهات پوشاندی و باید باطنت در پوشش ترس و ظاهرت در پوشش اطاعت باشد! این نعمت خداوند که لباس فرستاد تا عورت ظاهریات پوشیده بماند، باید مایه عبرت تو شود تا با لباس توبه، عورتهای باطنی خود را بپوشانی و هیچ کس را به عیبش رسوا نکنی... .»(4)
پی نوشت ها:
1. یس / 36: «سُبْحانَ الَّذی خَلَقَ الْاَزْواجَ کُلَّها»؛ «منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید.»
2. انعام / 103: «لَا تُدْرِکُهُ الْاَبْصَارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْاَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ»؛ «چشمها او را نمیبینند، ولی او همه چشمها را میبیند و او بخشنده و آگاه است.»
3. پاسخ به پرسشهای مذهبی، آیة اللّه سبحانی و آیة اللّه مکارم شیرازی؛ مدرسه امام علی علیهالسلام ، چاپ اول، ص 309.
4. سر الصلوة، امام خمینی رحمهالله ، تصحیح احمد فهری، پیام آزادی، مرداد 1360، تهران، ص 83. جهت مطالعه بیشتر، ر. ک: زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی، ص 437؛ رسایل حجابیّه، رسول جعفریان، بخش حکمت و فوائد حجاب؛ حجاب، شهید مطهری، تمام کتاب؛ سر الصلوة، امام خمینی رحمهالله ، ص 80 به بعد.
مجله حوزه مبلغان؛ پدیدآورنده: رحیم لطیفی،
تنظیم تبیان، گروه دین و اندیشه، هدهدی .
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٩ساعت ۱:۳٩ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
فرعون هیچ گاه اجازه نمیداد تا موهایش دیده شود، فرعون اکثر اوقات تاج بر سر داشت و یا اینکه از نوعی پوشش برای موهای خود استفاده میکرد که ”نِمسِس” نام داشت
پپی دوم فرعون مصر، برای دور کردن حشرات موذی از خود همواره تعدادی برده عریان که بدنشان با عسل آغشته شده بود در اطراف خود داشت.
مردان و زنان مصری همواره وسائل تزئینی به تن داشتند، وسائلی سبز رنگ که از مس ساخته میشد و یا به رنگ مشکی که از سرب ساخته شده بود، مصریان معتقد بودن این وسائل تزئینی به آنها قدرت التیام بخشی میدهد آنها غالبا برای حفاظت از نور آفتاب از این وسائل بهره میبرند و همچنین به عنوان تزئین و زیبای.
تا قبل از رواج آنتی بیوتیکها در قرن بیستم، پزشکان بومی از مواد غذایی کپک زده و یا خاک برای درمان بیماران استفاده میکردند به عنوان مثال در مصر باستان از نان کپک زده استفاده میشد.
کودکان در سنین کودکی هیچ گونه لباسی بر تن نداشتند، که البته درجه حرارت در مصر چنین چیزی را بی نیاز میکرد، مردان جوان تنها یک دامن به تن داشتن در حالی که زنان لباسهای کاملتر میپوشیدند.
ثروتمندان مصری معمولآ کلاه گیس بر سر میگذاشتند در حالی که مردم عادی تنها میتوانستند موهای خود را بلند کنند که غالبآ کثیف بود، البته پسران مصری در سن ۱۲ سالگی به بعد موهای خود را میتراشیدند و تنها یک رشته بافته شده را باقی میگذاشته که این کار خصوصا برای جلوگیری از شپش و کک بوده است.
۷ - مصریان معتقد بودند که زمین تخت هست و رود نیل در وسط آن جریان دارد. سربازان مصری به عنوان نیروی پلیس در داخل مورد استفاده قرار میگرفتند که غالبا برای فرعون مالیات جمع آوری میکردند.
رامسس بزرگ هشت زن رسمی داشت و نزدیک به ۱۰۰ زن متعه ای، او نزدیک به ۹۰ سال عمر کرد و در ۱۲۱۲ قبل از میلاد مسیح از دنیا رفت. در هنگام مومیایی کردن، مغز را از طریق یکی از سوراخهای بینی خارج میکردند و همچنین روده و این اعضا را در کوزههای با نام کانوپیک قرار میدادند هر عضو درون کوزه مخصوص به خودش تنها عضوی را که خارج نمیکردند قلب بود. زیرا مصریان معتقد بودند که قلب خانه روح هست.
منبع :ایران ویج
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۳ساعت ٦:٢٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
رونمایی از کتاب حجاب و عفاف به دستخط حضرت آیت ا.. علم الهدی در مشهد انجام پذیرفت.
در این مراسم جمعی از مسئولین حضور داشتند، حجت الاسلام مرویان گفت: حجاب برای صیانت از جایگاه زن است.
مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی خراسان رضوی با بیان اینکه فرهنگ عفاف و حجاب از ضرورت های اسلام است، گفت: عفاف و حجاب برای صیانت از جایگاه زن و نقش آفرینی سالم در جایگاه های اجتماعی است.
حجت الاسلام محمود مرویان حسینی، ظهر پنج شنبه در مراسم رونمایی از کتاب" عفاف و حجاب" در جمع مسئولین استانی و جمعی از بانوان مکتب حضرت زینب(س) اظهار کرد: از ابتدا پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون فعالیت های گوناگونی در رابطه با عفاف و حجاب صورت گرفته است اما هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب در این حوزه فاصله داریم.
وی با اشاره به این مطلب که برای رسیدن به فرهنگ عفاف و حجاب نیازمند راهبردهای فرهنگی و امربه معرف و نهی از منکر هستیم، بیان داشت: برای دست یابی به فرهنگ و عفاف و حجاب باید همه آحاد جامعه و ارگان های فرهنگی همیاری داشته باشند.
مرویان به اقدامات صورت گرفته در حوزه عفاف و حجاب درسازمان تبلیغات خراسان رضوی اشاره کرد و گفت: نشر کتاب " عفاف و حجاب" برگرفته از بیانات آیت الله علم الهدی و ایجاد کارگروه "عفاف گرایی" از جمله اقدامات سازمان تبلیغات خراسان رضوی در حوزه عفاف و حجاب است.
وی به ویژگی های کتاب "عفاف و حجاب" اشاره کرد و گفت: مطالب و محتوای این کتاب توسط جمعی از خواهران مکتب حضرت زینب(س)جمع آوری، دسته بندی شده است که می توان از این کتاب به عنوان یک منبع کاربردی و بنیادی از حیث آموزه های اسلامی و آموزشی برای دختران و بانوان استفاده کرد.
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱ساعت ۱:٤۱ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
شبههای که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال میکنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است.راه حلّ این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند ...
نویسنده : آیت الله جوادی آملی
شبههای که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال میکنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است. راه حلّ این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرفنظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است، لذا میبینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام میکنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش میباشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق اللَّه مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعهای این درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا میشوند که در غرب ظهور کرده است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم میگوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود عصمت زن، حق اللَّه است و به هیچ کسی ارتباط ندارد. قهراً همه اعضای خانواده و اعضای جامعه و خصوصاً خود زن امین امانت الهی هستند. زن به عنوان امین حق اللَّه از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن، آنگاه جامعه به صورتی درمیآید که شما در ایران میبینید، جهان در برابر ایران خضوع نموده است، زیرا که در مسأله جنگ تا آخرین لحظه، صبر نمود و کاری که برخلاف عاطفه و رقت و رأفت و رحمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونی، کشتار بیرحمانه بیگناهان و غیر نظامیها را مشروع نمودند. جامعهای که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرّش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رأفت و رقّت میدهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل کارساز است.
فلسفه حجاب در قرآن بنابراین در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج کمال بین زن و مرد تفاوتی نیست منتها باید اندیشهها قرآنگونه باشد، یعنی همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین کتاب و حجاب جمع کنیم. یعنی عظمت زن در این است که: «أن لا یرین الرّجال ولا یراهنَّ الرّجال» [1] نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند. قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید میفرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز میداند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بیبهرهاند. حال اگر کسی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد، ممکن است ـ معاذاللَّه ـ حجاب را یک بند بداند، و حال این که قرآن کریم وقتی مسأله لزوم حجاب را بازگو میکند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان میفرماید: (ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ)[2] یعنی برای این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چراکه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
نتیجه بحث مرد و زن در آن معیارهای اصلی همتای هم هستند، و یک سلسله مسؤولیتهای اجرایی برای مرد است که اگر انجام ندهد باید وزر آن را تحمل کند، بنابراین نتیجه میگیریم که : اولاً، آن تهمتهایی که به اسلام زده و میگویند که: اسلام نیمی از جامعه را از بسیاری از حقوق محروم نموده است، نارواست. ثانیاً، این تعصّبات و رسومات جاهلی که از دیرباز در فرهنگ جوامع اسلامی رواج پیدا کرده است که زن را به عنوان مظهر ضعف و زبونی یاد میکنند این باید زدوده بشود. ثالثاً، اگر کسی احساس میکند که زن نباید از علوم و مسائل تربیتی و مانند آن که خدمات قابل عرضهای به جامعه ارائه میدهد استفاده کند، باید از این اعتقاد صرفنظر کند و علاقهمند باشد زن همتای مرد در این علوم و معارف بار یابد و به جامعه خدمت کند مگر آنجایی که به طور استثنا وظیفه مرد قرار گرفته است. رابعاً، جمله (عاشروهنّ بالمعروف) اختصاصی به مسائل داخل منزل ندارد، بلکه در کل جامعه هم جاری است. و مسأله پنجم این است که زن در مقابل مرد غیر از زن در مقابل شوهر است یعنی زن در مقابل شوهر باید تمکین کند اما زن در مقابل جامعه، مثل فردی از افراد جامعه است و این چنین نیست که باید اطاعت کند و در مسائل خانوادگی هم میبینیم که گاهی زن قوام و قیّوم است و مرد باید اطاعت کند، همچنانکه پسر باید از مادر اطاعت کند ولو در حد بالایی از تخصصهای علمی باشد. در پایان گرچه هنوز شبهاتی در مسأله برابری زن و مرد قابل طرح است لیکن با توجه به اصول کلی یاد شده و آشنایی با خطوط اصیل نظام ارزشی در اسلام و تبیین محور سعادت و شقاوت پاسخ آنها روشن خواهد بود.
پی نوشت ها : [1] بحارالانوار، ج103، ص238. [2] احزاب، 59.
برگرفته از : کتاب « زن در آینه جلال و جمال - صفحه 436» منبع : http://www.andisheqom.com
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٤ساعت ۱۱:٥٤ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
رئیس جمهور در پاسخ به سوال خبرنگاری در خصوص اینکه با اشاره به روز زن چه خبر خوبی برای زنان دارید گفت: ما در شورای عالی انقلاب فرهنگی مجموعه سیاستهایی را برای خدمتگزاری به زنان، مادران و دختران تصویب کردیم و انشاءالله خبرهای خوبی برای زنان خواهیم داشت.
رییس جمهور گفت: ما در شورای عالی انقلاب فرهنگی مجموعه سیاستهایی را برای خدمتگزاری به زنان، مادران و دختران تصویب کردیم و انشاءالله خبرهای خوبی برای زنان خواهیم داشت. به گزارش باشگاه خبرنگاران، رئیس جمهور در پاسخ به سوال خبرنگاری در خصوص اینکه با اشاره به روز زن چه خبر خوبی برای زنان دارید گفت: ما در شورای عالی انقلاب فرهنگی مجموعه سیاستهایی را برای خدمتگزاری به زنان، مادران و دختران تصویب کردیم و انشاءالله خبرهای خوبی برای زنان خواهیم داشت. رییس جمهور همچنین در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه ماندگارترین لحظه در صد سفر استانی چه بوده ،گفت:تمام لحظات ماندگار است اما زیباترین صحنه برای دولت حضور در متن خواسته ها ،غم ها و شادی های مردم است و خدا این توفیق را عنایت کرده که در حد توان این کار انجام شود. وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه خدمترسانی به مردم چه طعمی دارد اظهار داشت: طعم سیب دارد. احمدی نژاد در پاسخ به سوال دیگری در خصوص هیجانانگیزترین و یا خطرناک ترین خاطره ای که در این صد سفر استانی داشته اید چیست،گفت: چیزی به عنوان خطر در ذهنم نمانده است.
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٤ساعت ۱:٠٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله حسین مظاهری از مراجع تقلید، مجموعه چند جلدی «اندیشههای ناب» کوششی است در راستای تبیین مسائل و معارف دینی که در قالب پرسش و پاسخ تنظیم شده و در هر دفتر از آن، به یکی از موضوعات معارف اسلامی پرداخته خواهد شد.
دفتر دوم این مجموعه، به تبیین برخی از جنبههای شخصیّت زنان، از منظر دین مبین اسلام اختصاص دارد و در آن به پرسشهای مختلفی در این زمینه پاسخ داده شده است.
این کتاب از هشت فصل اصلی تشکیل یافته که در آن، به بیش از یکصد و پنجاه پرسش پیرامون مباحث مختلف مربوط به زنان از سوی حضرت آیت الله مظاهری پاسخ داده شده و دارای موضوعات متنوعی از جمله «خانه و خانواده»، «پوشش و حجاب»، «عفاف، روابط دختر و پسر»، «ازدواج»، «زن و اجتماع»، «زن و شبهات»، «سؤالات فقهی» و «پاسخ به برخی سؤالات پیرامون کنوانسیون محو کلّیه أشکال تبعیض علیه زنان» است.
برخورداری از بیانی روان و نیز رعایت اختصار در پاسخها و همچنین ارائه مستندات پاسخها در پاورقی، از ویژگیهای اثر حاضر است.
این اثر ارزشمند، به همت مؤسسه فرهنگی مطالعاتی الزّهرا «سلاماللهعلیها» در 128 صفحه و در قطع رقعی تنظیم شده و به همراه سایر آثار و تألیفات حضرت آیت الله مظاهری، در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ارائه میگردد.
گفتنی است، دفتر اوّل از مجموعه اندیشههای ناب که در سال 1390، تحت عنوان «سیره و فضائل حضرت زهرا(س)»، منتشر شد در ابتدای سال 1391 به چاپ چهارم رسید و در اختیار علاقهمندان قرار گرفت.
علاقه مندان میتوانند برای کسب اطلاعات بیشتر یا تهیه این دو کتاب و سایر آثار این مرجع تقلید به سایت www.almazaheri.ir مراجعه کنند و یا با شماره تلفن 4463671 -0311 تماس بگیرند.
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٩ساعت ۳:٠۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
شناخت عفاف و حجاب با توجه به کارکردها و آثار آن امکان پذیر می باشد. با توجه به این که زن در سه حوزه می تواند حضور یابد و راه تکاملی خویش را بپیماید، حجاب در تکامل بخشی زن مؤثر است. بنابراین حجاب در سه قلمرو دارای کارکرد مثبت می باشد. اینها عبارتند از : 1- تکامل انسانی 2- تکامل اجتماعی 3- تکامل خانوادگی.
مقاله حاضر، با تأسی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب در مورد حجاب و عفاف تهیه گردیده است. تمامی نقل قول ها با ذکر شماره صفحه در پرانتز از کتاب «زن از دیدگاه مقام معظم رهبری» نشر نوادر، 1380 - استخراج گردیده است.
رعایت حجاب و حفظ عفاف به عنوان یک امر ارزشی در مکتب مقدس اسلام، مورد توجه قرار گرفته است. زن می تواند جایگاه و شأن واقعی خود را در پناه عفاف بیابد و درجات متعالی را بپیماید. اهمیت عفاف و حجاب به مثابه ارزش و شأن حقیقی زن می باشد. رهبر معظم انقلاب در اهمیت عفاف چنین می فرمایند: هر حرکتی که برای دفاع از زنان انجام می گیرد، باید رکن اصلی آن رعایت عفاف زن باشد. نباید بگذارند عفت زن - که مهمترین عنصر برای شخصیت است - مورد بی اعتنایی قرار بگیرد. (95) حجاب، مقدمه ی حفظ عفاف می باشد. ایشان در مفهوم و اهمیت حجاب چنین می فرمایند:
باید مسائل ارزشی اسلام در جامعه ی ما احیاء بشود. مسأله ی حجاب مسأله یی است که اگر چه مقدمه یی است برای چیزهای بالاتر، اما خود یک مسأله ی ارزشی است. (29) در اسلام حجابی بین زن و مرد وجود دارد؛ این را نمی شود منکر شد. این حجاب هست؛ این هم طبق حکمتی است که واقعاً صحیح این حجاب باشد. این که بگویند چنانچه زن و مرد در اتاقی هستند که پرده کشیده و در بسته است، این حرام است؛ یک معنای عمیق و حکیمانه دارد این درست است. همه به عنوان یک مرد و یک زن، به خودشان که مراجعه کنند، تصدیق می کنند که این حکم، حکم درستی است. کسی نمی تواند انکار بکند و بگوید این حکم، حکم درستی نیست. اینکه می گویند زن آرایش کرده و با زینت جلوی مردها و در مجامع مردها ظاهر نشود، حکم درستی است. (115) اسلام معتقد است که مرد و زن باید یک مرزبندی میان خودشان در همه جا - در خیابان ، در اداره، در تجارتخانه - داشته باشند. میان زن و مرد مسلمان، حجاب و مرزی تعیین شده است. اختلاط و امتزاج زن و مرد، مثل اختلاط و امتزاج مردان با هم و زنان با هم نیست . این را باید رعایت کنند. هم مرد باید رعایت کند وهم زن باید رعایت کند. (63) مسأله ی حجاب، به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی قید و شرط زن و مرد در جامعه است این اختلاط، به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد - بخصوص به ضرر زن - است .(9)
1-قلمرو تکامل انسانی
ایشان در مورد تکامل انسانی انسان، با توجه به هدف آفرینش و فضائل انسانی چنین می گویند:
هدف از آفرینش هر فرد انسان، عبارت از همان هدف آفرینش بشریت است؛ یعنی رسیدن به کمال بشری و بهره بردن از بیشترین فضایلی که یک انسان می تواند به آن فضایل آراسته بشود. فرقی هم بین زن و مرد نیست. (6) باید گوهر انسانی در زن و مرد رشد پیدا کند؛ این مسأله ی ارزشی است. (29)
(در خصوص) قلمرو تکامل انسانی؛ نظر اسلام این است که «ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافطین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً و الذاکرات - ده صفت اساسی مرد و زن، بدون هیچ گونه تمایزی - اعدالله لهم مغفره و اجرا عظیما». فرض کنید در این زمینه، نظر اسلام را بجوییم و تبیین کنیم . (47)
هویت اسلامی این است که زن در عین این که هویت و خصوصیت زنانه ی خود را حفظ می کند - که طبیعت و فطرت است و برای هر جنسی خصوصیات آن جنس ارزشی است - یعنی آن احساسات رقیق را، عواطف جوشان را، آن مهر و محبت را، آن رقت را، آن صفا و درخشندگی زنانه را، برای خود حفظ می کند، در عین حال، هم باید در میدان ارزش های معنوی - مثل علم، مثل عبادت، مثل تقرب به خدا، مثل معرفت الهی و سیر وادی های عرفانی - پیشروی کند. (175)
حال که روشن شد رشد فضائل انسانی و ارزش های معنوی، یکی از محورهای مهم تکامل زن می باشد و شأن حقیقی زن را نشان می دهد، لازم است به نقش حجاب در تقویت تکامل انسانی زن گوشزد نمائیم.
زن ، به واسطه حجاب می تواند عفت و پاکدامنی خود را حفظ نماید و با تقویت عفت و پاکدامنی، با نفسانیت خود مبارزه نماید و اراده خود را در راه کسب علم و تقوی و معرفت الهی به کار گیرد و در پی انجام عبادت و تقرب به خداوند باشد. در واقع با حفظ حجاب و حریم ها - که صورت ظاهری است - نفس خود را - که صورت باطنی دارد - تمرین می دهد تا در پی ارزش های معنوی و الهی باشد و نهاد فطری خود را پرورش دهد و غریزه جنسی خود را - که بعد حیوانی دارد - تا حدی و در جایی میدان می دهد که ابعاد انسانی او رونق یابد. بی توجهی به عفاف و حجاب، باعث عنان گسیختگی نفس و آلودگی های آن می گردد، چرا که نفس سرکشی و طاغی، فقط به دنبال اشباع امیال خود می باشد و امکان و اراده برای سیر الی الله و کسب فضائل اخلاقی و تکامل روحی و فکری از بین می رود.
رهبر معظم انقلاب در این زمینه چنین می فرمایند:
ما که روی حجاب این قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک می کند تا بتواند به آن رتبه ی معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزشگاه های بسیار لغزنده یی که سر راهش قرار داده اند، نشود. (29)
2- قلمرو و تکامل اجتماعی
رهبر معظم انقلاب، قلمرو دوم حضور زن را حضور اجتماعی بیان می کنند که در واقع باعث تکامل زن در بعد اجتماعی می شود. ایشان در این زمینه چنین می فرمایند:
قلمرو دوم حضور اجتماعی زن - فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظیر آن - یعنی حضور زن در جامعه است، در این زمینه ، هم نظر اسلام را تبیین کنیم. (47)
ایشان در خصوص اهمیت و ضرورت حضور اجتماعی زن چنین می فرمایند: این که می فرماید: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، مخصوص مردان نیست، زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعه ی اسلامی و امور جهان اسلام و همه ی مسایلی که در دنیا می گذرد، احساس مسئولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفه ی اسلامی است. (65)
ایشان در تأیید حضور اجتماعی زن، به تکه های تاریخی صدر اسلام اشاره می کنند:
خود الگوی فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) که چه در دوران کودکی، چه بعد از هجرت پیغمبر به مدینه، در داخل مدینه، در همه ی قضایای عمومی آن روز پدرش که مرکز همه ی حوادث سیاسی اجتماعی بود، حضور داشت، نشان دهنده ی نقش زن در نظام اسلامی است. البته فاطمه زهرا (سلام الله علیها) قله ی این فضائل است. زنان برجسته ی دیگری هم در صدر اسلام بودند؛ با معرفت، با خرد، با علم، حاضر در میدان ها حتی حاضر در میدان های جنگ؛ حتی تعدادی که نیروی بدنی داشتند، حاضر در میدان دلاوری در جنگ؛ شمشیر زنی و سربازی، (172) در صدر اسلام، زن در میدان جنگ، علاوه بر بستن زخم مجروحان - که این کار بیشتر بر عهده زنان بود - حتی گاهی با نقال ، در میدان جنگ و رزم های دشوار آن روز، شمشیر هم می زد.(72)
همچنین ایشان در مورد اهمیت و ضرورت حضور اجتماعی زن در عرصه انقلاب اسلامی چنین می فرمایند:
امام خمینی (ره) فرمودند، درست هم فرمودند: اگر زنان در این نهضت همکاری نمی کردند، انقلاب هم پیروز نمی شد. (173) ما در جریان انقلاب شاهد بودیم که زن در کشور ما، سرباز خط مقدم انقلاب شد. اگر زن ها با انقلاب سازگار نبودند و این انقلاب را نمی پذیرفتند و به آن باور نداشتند، مطمئناً این انقلاب واقع نمی شد (10)
در جای دیگر می فرمایند:
عرصه ی دوم، عرصه ی فعالیت های اجتماعی است؛ اعم از فعالیت های اقتصادی، فعالیت سیاسی، فعالیت اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همه ی میدان های زندگی در صحن جامعه. (62) در عرصه ی مسائل اجتماعی و سیاسی و ایستادگی و صبر و مقاومت حضور سیاسی و خواست سیاسی و درک و هوش سیاسی، شناخت کشور خود، شناخت آینده ی خود، شناخت هدف های ملی و بزرگ و اهداف اسلامی دشمن ، شناخت روش های دشمن باید روز به روز پیشرفت کند. (175) در میدان های سیاسی نیز، ما خانم هایی را دیده ایم و می بینیم که دارای قدرت تحلیل و سخنوری هستند و برای پذیرش مسئولیت در نظام اسلامی آماده اند. (11)
رهبر معظم انقلاب ، با تأسی از دیدگاه اسلام و تکیه بر مصادیق صدر اسلام، حضور اجتماعی زن را منوط و مشروط به حفظ حجاب و عفاف می دانند:
در صدر اسلام، زن در میدان جنگ، علاوه بر بستن زخم مجروحان - که این کار بیشتر بر عهده ی زنان بود - حتی گاهی با نقاب، در میدان جنگ و رزم های دشوار آن روز، شمشیر می زد. در عین حال در داخل خانه، فرزندان خود را هم در آغوش می گرفت، تربیت اسلامی هم می کرد، حجاب خود را هم حفظ می کرد؛ چون این ها منافاتی با هم ندارند. (72) خواهر و همسر بعضی از ائمه ، یا همسران پیغمبر، در میدان های گوناگونی عملی ، فرهنگی ، سیاسی ، مبارزاتی ، انقلابی و نظامی وارد شدند. توجه کردید! هیچ مانع از حضور در هیچ یک از این میدان ها نیست ؛ اما حجاب وجود دارد . آن را رعایت کنید و وارد این میدان مبارزات بشوید. (117) فعالیت زنان در عرصه ی اجتماع، فعالیتی کاملاً مباح و روا و مطلوب و مجاز است که با حفظ حدود اسلامی ، این ها را انجام بدهند و نیمی از نیروی فعال جامعه را به جامعه تقدیم کند. (65) به شرط رعایت عفت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعه ی اسلامی میدان برای زن و مرد باز است. (64) (باید توجه داشت) حجاب، به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیت های سیاسی و اجتماعی و علمی نیست (9)
ایشان به چند مورد از دلایل و حکمت های اهمیت و ضرورت حجاب و عفاف اشاره می کنند:
الف- حفظ تعالی و تکریم شخصیت زن از چشم دیگران:
عفت در زن، وسیله یی برای تعالی و تکریم شخصیت زن در چشم دیگران، حتی در چشم خود مردان شهوتران و بی بند و بار است . عفت زن، مایه احترام و شخصیت اوست. (95)
ب- حفظ عفاف زن:
این مسأله حجاب و محرم و نامحرم و نگاه کردن و نگاه نکردن، همه ی این ها به خاطر آن است که این قضیه ی عفاف در این بین سالم نگه داشته بشود.
اسلام به مسأله ی عفاف زن اهمیت می دهد. البته عفاف مرد هم مهم است. عفاف مخصوص زنان نیست؛ مردان هم باید عفیف باشند؛ منتها چون در جامعه مرد به خاطر قدرت جسمانی و برتری جسمانی، می تواند به زن ظلم کند و برخلاف تمایل زن رفتار نماید، لذا روی عفت زن بیشتر تکیه و احتیاط شده است.
شما الآن هم که در دنیا نگاه کنید، می بینید که یکی از مشکلات زنان در دنیای غرب، به خصوص در کشور ایالات متحده امریکا، همین است که مردان با تکیه به زورمندی خودشان به عفت زن تعدی و تجاوز می کنند، آمار منتشر شده ی از سوی مقامات رسمی خود امریکا را من دیدم که یکی مربوط به دادگستری آمریکا، و یکی هم مربوط به یک مقام دیگری بود. آمارها واقعاً وحشت انگیز است. در هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف در کشور امریکا صورت می گیرد! ببینید چه قدر مسأله ی عفت مهم است. وقتی بی اعتنایی کردند، قضیه به کجا می رسد. هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف! بر خلاف تمایل زن، مرد زورگو، ظالم، بی بند و بار، بی عفت بتواند به حریم عفت زن تعدی و تجاوز بکند. اسلام اینها را ملاحظه می کند. این مسأله ی حجاب که این همه مورد توجه
اسلام است، به خاطر اینهاست.
ج- حفظ امنیت اجتماعی برای زنان و مردان به منظور انجام مسئولیت های اجتماعی آنها:
با حجاب زن مسلمان، هم خود زن مسلمان امنیت پیدا می کند و هم مردان مسلمان امنیت پیدا می کنند. آن جایی که حجاب را از زنان دور می کنند، آن جایی که زن را به عریانی و برهنگی نزدیک می کنند، در درجه ی اول، امنیت از خود زن و درجه ی بعد ، از مردان و جوان گرفته خواهد شد. برای این که محیط سالم و دارای امنیت باشد، زن بتواند کار خود را در جامعه انجام بدهد، مرد هم بتواند مسئولیت های خود را انجام بدهد، اسلام حجاب را معین کرده است. (64)
1- تکامل خانواده
زن علاوه بر حضور در عرصه های اجتماعی، در خانواده ی خود نیز نقش تربیتی و سازنده ای را ایفا می کند که این حضور اهمیت ویژه ای دارد. زن در این جایگاه می تواند الفبای عفاف را به فرزندان خود برای حضور سالم در فعالیت های اجتماعی آموزش دهد و با رفتار اجتماعی خود، الگوی صحیحی از عفاف را به اعضای خانواده ارائه نماید. زن با حفظ حجاب و عفاف در محیط جامعه می تواند راه رشد و پیشرفت را در ابعاد انسانی و اجتماعی طی کند و به عنوان یک عنصر مفید و مثبت در تربیت خانواده نقش آفرینی کند. زن عفیف و نجیب می تواند فرزندان شایسته و سالم تربیت کند. زن با حفظ حدود شرعی ، جلوگیری از بی بند و باری و عنان گسیختگی نفس و تکریم شخصیت اجتماعی خود می تواند فضای سالم را در خانواده به وجود آورد و عزت نفس و کرامت انسانی را به فرزندانشان القاء نماید.
رهبر معظم انقلاب در زمینه نقش مؤثر و مفید زن در خانواده بسیار تأکید دارند و آن را مقدمه ی پویایی جامعه می دانند:
قلمرو سوم، نقش زن در عایله - در خانواده - است. نظر اسلام را در این مورد نیز تبیین بکنیم . (47)
از همه ی کارهای زن مهم تر ، تربیت فرزندان و تقویت روحی شوهران برای ورود در میدان های بزرگ است. (73) زن در زمینه ی ایجاد عدل و انصاف و محیط آرامش و سکونت در داخل خانواده باید پیشرفت کند. (175)
از جمله نقش سازنده زن را در تربیت و تشجیع همسر و فرزندان خود برای میدان جنگ و جهاد در دفاع مقدس هشت ساله می دانند:
مادران در دوران انقلاب و در جنگ تحمیلی، فرزندان خود را به سربازان جانباز و شجاع در راه اسلام و مسلمین تبدیل کردند و همسران در دوران انقلاب و دوران جنگ تحمیلی ، شوهران خود را به انسان های مقاوم و مستحکم مبدل ساختند. (73) اگر مادران شهدا و همسران شهدا بی صبری نشان می دادند، شوق جهاد در راه خدا و شهادت در دل مردها می خشکید؛ این جور نمی جوشید؛ این جور به جامعه طراوت نمی داد. (173)
با توجه به نقش زن در تربیت و تکامل خانواده لازم است زن (و حتی مرد) به منظور استحکام خانواده، به حدود شرعی پایبند باشد. رهبر معظم انقلاب چنین می فرمایند:
مردی که می تواند آزادانه در جامعه اطفای شهوت بکند، زنی که می تواند بدون هیچ ایراد و اشکالی در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، این ها در خانواده ، نه یک شوهر خوب و نه یک همسر خوب و زن خوب خواهند بود؛ لذا بساط خانواده متلاشی شد. (86)
فرهنگ غربی در مورد زن و بی بند و باری و به ابتذال کشاندن زنان آن مناطق موجب شده است که خانواده سست بشود؛ بنیان خانواده متزلزل بشود؛ زن و مرد در داخل خانواده خیانت به یکدیگر برایشان خیلی مهم شمرده نشود. (174)
حسن ختام
یکی از نشانه های مرد سالاری غربی ها همین است که زن را برای مرد می خواهند؛ لذا می گویند زن آرایش کند، تا مرد التذاذ ببرد! این مردسالاری است، این آزادی زن نیست؛ این در حقیقت آزادی مرد است می خواهند مرد آزاد باشد، حتی برای التذاذ بصری؛ لذا زن را به کشف حجاب و آرایش و تبرج در مقابل مرد تشویق می کنند. (93)
آنچه که در ایران اسلامی در مقایسه با فرهنگ غرب مورد توجه قرار گرفته است، مقابله با ابتذال و بی بند و باری است. رهبر معظم انقلاب در این زمینه چنین می فرمایند:
زن های ایرانی، بخصوص کسانی که در رشته های گوناگون دانش و در چارچوب اسلام و احکام اسلامی و مهم تر از همه، مسأله حجاب، توانسته اند حرکت بکنند، بایستی به زنان و دختران و دانشجویان زن دنیا عملاً تفهیم کنند که علم به معنای بی بند و باری نیست و لازمه ی تحصیل علم، بی قیدی نسبت به موازین اخلاقی در مورد معاشرت زن و مرد نیست؛ بلکه می توان با رعایت کامل این موازین، علم را هم تحصیل کرد و به جاهای بالایی رسید و وجود شما می تواند به عنوان یک نمونه از پیام جهانی اسلام نشان داده بشود. (13 و 12)
بدیهی است درد زنان جامعه ی ما، کمبود آزادی به معنای بی بند و باری نیست. با توجه به این که بی بند و باری خود مانع ظهور شخصیت حقیقی، کرامت انسانی و شکوفایی استعدادهای زنان می باشد. - بلکه باید موانع و محدودیت های دیگری را که بعد فرهنگی و اجتماعی دارد، جستجو نمود. ایشان در این باره چنین می فرمایند:
زن در همه جوامع - از جمله در جامعه ما - دچار ستم و دچار کمبودهایی است که بر او تحمیل می شود؛ اما این کمبود؛ کمبود آزادی به معنای بی بند و باری نیست؛ این کمبود، کمبود میدان ها و فرصت ها برای علم و معرفت و تربیت و اخلاق و پیشرفت و شکوفایی استعدادهاست؛ این را باید تأمین و جستجو کرد. (87)
بالاخره ایشان از یک سو در خصوص احتراز از ابتذال و بی بند و باری هشدار می دهند:
مبادا چنان که در افراد سطحی و غافل دیده شده است، نسل انقلابی و زنان مؤمن، دوباره روی به مصرف و تجملهای پوچ و گرایشهای غیر انقلابی بیاورند یا رسم جاهلی اختلاط بی پروا را دوباره زنده کنند .... (3)
از سوی دیگر بر احقاق حقوق انسانی، شکوفایی استعدادها و تکامل انسانی زنان در جامعه تأکید دارند:
زن در جامعه، اولاً به حق انسانی و حقیقی خود برسد، ثانیاً استعدادهای او شکوفا بشود و رشد حقیقی و انسانی پیدا کند و در نهایت به تکامل انسانی نایل بشود؛ زن در جامعه به صورت انسان کامل در بیاید؛ انسانی که می تواند به پیشرفت بشریت و جامعه ی خود کمک کند و در محدوده ی توانایی های خود، دنیا را به بهشت برین و زیبایی مبدل کند. (78)
راسخون
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۸ساعت ٤:٠٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
حضرت آیه العظمی مکارم شیرازی چادر حجاب پسندیده است. حضرت آیه العظمی بهجت چادر بهترین پوشش برای خانمها است چون تمامی مفاتن بدن را می پوشاند. خانمهای مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجدد گرایی مضر پرهیز کنند حضرت آیه العظمی صفای گلپایگانی سزاوار است خانمها از چادر استفاده کنند. چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام میباشد و با حفظ این شعار رسمی سعی کنند بانوان محترم حرکت را خنثی کنند. حضرت آیه العظمی فاضل لنکرانی چادر حجاب برتر است و سزاوار نیست زنهای مومن بدون چادر وارد جامعه شوند. نظر به اینکه چادر از جهات مختلف میتواند پوشش کاملی باشد به بانوان توصیه میگردد که چادر را به عنوان مهمترین نوع حجاب که شعار ملی و مذهبی ما است حفظ نمایند زیرا موجب وقار و سنگینی زن خواهد بود
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۸ساعت ۳:٥٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
برگزاری مسابقه وبلاگنویسی با عنوان «گرامیداشت مقام زن» در مراغه
گروه خبرنگاران افتخاری / سیدجعفر فاطمینوشآبادی: مسابقه وبلاگنویسی با عنوان «گرامیداشت مقام زن»، 5 تا 19 اردیبهشتماه جاری، به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س) در سطح دانشگاههای شهرستان مراغه برگزار میشود.
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، مسابقه وبلاگنویسی با عنوان «گرامیداشت مقام زن»، 5 تا 19 اردیبهشتماه جاری، به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س) در سطح دانشگاههای شهرستان مراغه برگزار میشود.
علاقهمندان جهت شرکت در این مسابقه میتوانند از بخش ثبت نام پایگاه اینترنتی این مسابقه به آدرس (http://emamum.ir/post-1619.aspx) فرم را پر کرده و به صورت آنلاین ارسال کنند.
مسابقه فوق با هدف گرامیداشت مقام حضرت فاطمه زهرا(س)، آشنایی بیشتر دانشگاهیان با ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه زهرا(س)، آشنایی با موانع و مشکلات پیش رو برای حضور زن در عرصه های گوناگون، شناخت و ارزیابی های الگوهای زن غربی و اسلامی و گزینش بهترین الگو، بررسی نیاز امروز زن در جامعه، شناخت هویت و شخصیت واقعی زن به عنوان یک انسان، بررسی شعارهای احیای حقوق زن در قالبهای مختلف، آشنایی با ارزش نهادن اسلام به عنوان احیاگر حقوق زن و جهتدهی به فرهنگ وبلاگ نویسی و وارد کردن مفاهیم احیاگر هویت زن در فضای وبلاگها برپا شده است.
آثار رسیده 20 اردیبهشتماه جاری داوری خواهد شد و مراسم اختتامیه مسابقه وبلاگنویسی با عنوان «گرامیداشت مقام زن»، چهارشنبه، 27 اردیبهشتماه، در آمفی تئاتر دانشگاه مراغه برگزار میشود.
علاقهمندان جهت مراجعه به تارنمای مسابقه وبلاگنویسی با عنوان «گرامیداشت مقام زن» اینجا کلیک کنید!
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٦ساعت ۱٢:۱٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
اسلام به استواری بنیان خانواده توجهی عمیق دارد و با وضع قوانین مختلف همواره بر آن است که بر این استحکام بیفزاید. در جوامع اسلامی طبق ضوابطی که اسلام در زمینه نگاه کردن، صحبت کردن، خندیدن، نشستن و ... قرار داده، هر مرد تنها به کسانی میتواند نگاه کند و توجه نماید که از محارم او باشند. هر چند آن چیزی که انسانیت هر کسی را رقم میزند روح اوست و روح زن و مرد جنسیت ندارد. اما زن و مرد دارای تفاوتهای جسمی هستند و چون جسم بر روح اثر میگذارد موجب تفاوت های روحی و روانی در زن و مرد میشود و این تفاوتها باید در ارائه قانون برای آنان نیز در نظر گرفته شود.
رسیدن به قله رفیع انسانیت و دست یافتن به اهداف والای انسانی چه به صورت فردی و چه به صورت اجتماعی در گرو مجهز بودن به وسایل و ابزار لازم از یک سو و رفع کلیه موانع و عوامل بازدارنده و گسستن زنجیرههای اسارت از دیگر جانب است اینجاست که حجاب که عهدهدار صیانت تعادل روانی جامعه بشری و تحکیم بنیاد و ضامن سلامت خانواده است معنی پیدا میکند و به عنوان یک وسیله دفاعی در برابر ناپاکیها مفهوم واقعی خود را بازیافته و به مشابه یک پدیده مؤثر در تأمین سلامت خانواده با صفت پویایی و پیشتازی جلوهگر میشود و خانواده را از منجلاب فروپاشی نجات می دهد.
از نظر اسلام محدودیت کامیابیهای جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین میگردد و از نظر وضع زن در برابر مرد سبب میگردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود. اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنسی چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد. اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام وظیفهای است که بر عهده زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب میشود بنابراین زن باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به صورت خودنمایی و تحریکآمیز نباشد. پوشیده بودن زن در جامعه موجب تقویت بنیان خانواده بلکه سبب حفظ ارزش زن و جلوگیری از ابتذال و تباهی او نیز میباشد.
استاد شهید مطهری در توضیح حیا می نویسد:
((به طور کلی بحثی است درباره ریشه اخلاق جنسی زن،ازقبیل حیا و عفاف.و از آن جمله است تمایل به ستر و پوشش خود از مرد.در اینجا نظریاتی ابراز شده است.
دقیق ترین آن ها این است که حیا وعفاف و ستر و پوشش ،تدبیری است که خود زن با این نوع الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است.زن،باهوش فطری و با یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی تواند با مرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم کند از عهده زور بازوی مرد بر نمی آید. و از طرف دیگر نقطه ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق وطلب،و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است.
وقتی که زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست ،همانطور که متوسل به زینت و خود آرایی شد که از آن راه قلب مرد راتصاحب کند؛متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز شددانست که نباید خود را رایگان کند،بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیز تر کند و در نتیجه مقام وموقع خود را بالا برد.
ویل دورانت می گوید:
حیا امری غریزی نیست،بلکه اکتسابی است.زنان دریافتند که دست ودلبازی مایه ی طعن وتحقیر است واین امر را به دختران خود یاد دادند.
مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بی آنکه بداند حس می کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقّت عالی خبر می دهد.مرد بر خلاف آنچه ابتدا تصور می رود،در عمق روح خویش از ابتذال زن وتسلیم رایگانی او متنفر است.مرد همیشه عزت واستغنا و بی اعتنایی زن را نسبت به خود ستوده است.
نظامی می گوید:چه خوش نازی است ناز خوب رویان
ز دیده رانده را از دیده جویان
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢ساعت ٢:٢٢ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()

پیامدهای
رعایت پوشش عدم رعایت پوشش
رضایت خداوند ناخشنودی پروردگار
مورد توجه اولیاء خدا واقع شدن مورد توجه افراد غافل و خطا کار واقع شدن
نا امید شدن شیطان امیدوار نمودن شیطان
تقویت اراده و تسلط بر نفس تضعیف اراده در اثر اطاعت از هوای نفس
امنیت فردی و اجتماعی به خطر انداختن خود و دیگران
کمک به حفظ سلامت جامعه از بین بردن سلامت معنوی جامعه
کمک به حفظ نظام خانواده و گرمی آن سردشدن روابط وبه خطر افتادن نظام خانواده
آرامش روحی در اثر اطاعت از پروردگار افزایش تنش و نگرانی
کمک به رشد و اقتصاد جامعه تضعیف قوه ی فرهنگی و اقتصادی جامعه
تثبیت ارزش و حرمت واقعی زن در جامعه کم کردن ارزش و حرمت زن
مجری حکم قرآن شدن مجری نقشه های بداندیشان قرار گرفتن
شریک جرم دیگران نبودن مشارکت در جرم و خطای دیگران
تشویق دیگران برای رسیدن به ارزش ها دور کردن دیگران از ارزش ها
دعای خیر خوبان را پشت سر داشتن محرومیت از دعای خیر خوبان
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۳۱ساعت ۳:۱٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()

«فاطمه» با دست خود بر گل نوشت
«مقنعه» دارند گلهای بهشت
چهره گل از نظر پوشیده است
«چادر» عصمت به خود پیچیده است
زن کرامت می کند احساس یاس
عشق زیبا می شود در این لباس
گرچه سهل و ساده باشد مثل آب
درک باید کرد معنای «حجاب»
بهره ای از باغ بینایی ندید
هر که زن را دید و زیبایی ندید
حسن زن روشن چو گل در گلشن است
حسن کلی «هو»ست جزءاش در «زن» است
بر «حجاب» خویشتن دل باخته است
عشق هم «چادر» به سر انداخته است
هر زمانی وقت «عصمت» کوشی است
فرصت زیبای «چادر» پوشی است
چیست گل: زن- عطر ریزد «عفت»اش
نیست زیبای زن جز «عصمت»اش
بر نگاهم داغ بینایی نگر
گلشن عشق است زیبایی نگر
گل: زن است و زن:گل و گل طاهر است
«عصمت» زن در «حجاب»اش ظاهر است
خواهرم! در «عصمت» و «عفت» بکوش
بهترین گل می شوی «چادر» بپوش
«مقنعه» زیبنده بر روی همه ست
«مقنعه»، «چادر» حجاب «فاطمه» ست
«چادر» تو چون لباس شبنم است
یادگار حضرت گل، «مریم» است
غنچه را از حسن خود جوشانده ای
برگ گل بر جسم خود پوشانده ای
چادرت تن دور از آتش کرده است
«حضرت زهرا» سفارش کرده است
نیست بهر عصمت «چادر» کفاف
با نگاهت حفظ کن درس «عفاف»
خواهرم! کاری خدایی می کنی
با «حجاب»ات پارسایی می کنی
کوچه ها از چشم «نامحرم» پر است
حافظ گل در خیابان «چادر» است
خواهرم! از دین «وقار» آموختی
با «حجاب» خود «ثواب» اندوختی
در ثواب «چادر» تو صد صواب
اسلحه بر قامتت باشد «حجاب»
چشم «نامحرم» ترا هرگز ندید
«چادر» تو حافظ خون «شهید»

دیده ام در متن شب رنگین کمان
ماه را «چادر» به سر در آسمان
غرق عصمت- غرق زهد و عفت اند
«بانوان شیعه» شعر خلقت اند
خواهرم! احساس را چون یاس کن
یاس را شرمنده از احساس کن
فاش- زیبایی مکن بهر همه
ای گل سرخ بهشت «فاطمه»
کشف زیبایی ست کاری اعظم است
این هنر مخصوص چشم «محرم» است
ای برای «حضرت زهرا» کنیز
مادر من- خواهر من- ای عزیز
شعر «عصمت» را سرودی بیت- بیت
شجاع الدین ابراهیمی
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٧ساعت ۱٢:٠٩ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یک میلیون زن غیر مسلمان در امریکا در حمایت از شیما العوضی، یک مهاجر عراقی که در ماه مارس به طور وحشیانه در خانه اش به قتل رسید، حجاب می گذارند. به گزارش پرس تی وی بسیاری از زنان غیرمسلمان در امریکا تصاویری از خود را که در آنها روسری بر سر دارند، بر روی صفحه "یک میلیون حجاب برای شیما العوضی" که اخیرا در وب سایت فیس بوک ایجاد شده، بارگذاری کرده اند. این صفحه اینترنتی دوم آوریل ۲۰۱۲ (۱۴ فروردین ۱۳۹۱) دارای ۱۰ هزار عضو بوده است. جین یونس، مدیر دفتر کلیسای یک شاخه مسیحی در شهر نشنال سیتی ایالت کالیفرنیا، روز یک شنبه در مقالهای که روزنامه واشنگتن پست آن را منتشر کرد، نوشت، وی در حمایت از خانواده و دوستان شیما العوضی پوشش اسلامی بر سر خواهد گذاشت. یونس گفت: "من انتظار واکنش را دارم اما مسأله همین است. باید در این مورد بحث کرد." این مدیر ۵۹ ساله دفتر کلیسا یکی از خیل زنان غیرمسلمانی است که با شیما العوضی ۳۲ ساله اعلام همبستگی کردهاند. العوضی، مادر ۵ فرزند، ۲۱ مارس در خانه خود واقع در شهر ال کاجون، کالیفرنیا، بیهوش پیدا شد. وی بر اثر شدت جراحات وارده در حالی که در خون خود غلتیده بود، جان خود را از دست داد. کنار این زن یادداشتی یافت شد که روی آن نوشته شده بود "تروریست؛ به خانهات برگرد". همچنین تظاهراتهایی در روزهای اخیر موسوم به "حجاب و ژاکت کلاه دار" در چندین دانشگاه در سرتاسر امریکا برپا شد. عبارت "ژاکت کلاه دار" به قتل ترایوون مارتین، یک نوجوان سیاهپوست امریکایی اشاره دارد که ۲۶ فوریه توسط یک نگهبان محلی در فلوریدا امریکا به ضرب گلوله به قتل رسید. یونس در این باره گفت: "هر دوی آنها به علت ظاهر خود به قتل رسیدند و این غلط است."
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٦ساعت ٢:٤٩ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یک روزنامه انگلیسی در گزارشی از گرایش عجیب زنان یهودی به حجاب نوشت.
به گزارش البرز روزنامه یهودی جویش کرونیکل در گزارش خود نوشت: دختران یهودی با تغییر دائقه اجتماعی تمایل دارند از حجاب که نماد اسلامیت است استفاده کنند.
دراین گزارش آمده است : در میان زنان یهودی بویژه در میان دختران جوان ، گرایش به استفاده از روسری و لباس های بلند رواج بی سابقی داشته و این موضوع نگرانی خاخام های یهودی را در پی داشته است این درحالیست که روحانیون یهودی از گرایش زنان و دختران یهودی به حجاب بعنوان نماد اسلامی بشدت ابراز نگرانی کرده و خواستار جلوگیری از رواج آن شده اند.
این روحانیون دنبال تصویب مصوبه ای هستند که براساس آن زنان و دختران یهودی نتوانند از نمادهای اسلامی برای خود استفاده کنند.
آنان میگویند: یهودی باید از تشبه به زنان مسلمان پرهیز کنند و اگر مایل به استفاده از روسری هستند باید از نوع یهودی آن استفاده کنند !این درحالیست که برخی دیگر از روحانیون یهود رعایت حجاب ازسوی زنان را عین دستورات تورات میدانند.
بانهائیم از خاخامهای مشهور به واقعگرایی دراینخصوص میگوید : ما پیرو توراتیم و آداب و سنن ویژه خود راداریم و اکنون که زنان دریافته اند که با روسری و لباس های محترم می توانند از شخصیت خود بهتر محافظت کنند چه دلیلی دارد که آن رااز این حقوق انسانی خود محروم کنبم برخی روزنامه هایعربی با انتشار این خبر آنرا نوعی مخالفت ساکت با پدیده صهیونیزم عنوان کردند.

+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 و ساعت 4:59 | نظر بدهید
بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران،33 سال قبل در دیدار با هیئتی از مقامات یک کشور خارجی در مورد رژیم صهیونیستی فرمود: "اگر مسلمین مجتمع بودند، هرکدام یک سطل آب به اسرائیل میریختند او را سیل میبرد."
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مصطفی براری - رشت در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 و ساعت 3:37 | یک نظر
طبق وعده ها و سنن الهی، رژیم سفاک صهیونیستی به حالتی افتاده است که دیگر نه بمب های هسته ای، نه زرادخانه های اتمی، نه کمک های میلیارد دلاری، نه ناز شست های وتویی در شورای امنیت آمریکایی و نه دلواپسی ها و صدقه گردانی های اروپایی، هیچکدام نمی توانند این رژیم را از سراشیبی تدریجی سقوط، مرگ و نیستی نجات دهند و دور نیست که سنت استدراج الهی از مسیر فروپاشی اجتماعی و اخلاقی این رژیم را مثالی همیشگی بر «کان لم یکن شیئا مذکورا» تبدیل کند.

بروز علایم فروپاشی اجتماعی و اخلاقی
بروز علایم فروپاشی اجتماعی و اخلاقی اسرائیل به حدی رسیده است که دیگر قابل پوشاندن و مخفی کردن نبوده و رسوایی آن در سال های اخیر به جایی رسیده است که اورشلیم پست گزارش می دهد: قاضی دادگاه عالی اسرائیل، دوریت بنیش (Dorit Beinisch) در کنفرانسی گفت: «ما در میانه یک اوضاع آشفته سیاسی و فرهنگی هستیم. ما در حال تجربه کردن شکست ها، نزاع طبقات اجتماعی، فقر و فقدان اعتماد عمومی به تمامی بخش های دولتی هستیم. اما با این حال می توان گفت که هنوز دیر نشده است. بنیش آرزو کرد که اسرائیل یک سیستم آموزشی طراحی کند که قدرت آن را داشته باشد که زمینه ساز جامعه بهتری باشد. جامعه ای که از افرادی تشکیل یافته که مردم خوبی هستند و کودکان آنها زیر خط فقر زندگی نمی کنند و مورد خشونت واقع نشده و جانی به بار نمی آیند. جامعه ای که بر اساس ارزش های جهانی و یهودی، تحمل و عشق به انسانیت بنیان گذاری شده است.»
 |
بنیش: اسرائیل در حال تجربه شکست ها، نزاع طبقات اجتماعی، فقر و فقدان اعتماد عمومی به تمامی بخش های دولتی است. |
بنیش در سال 2007 دقیقا چیزهایی را آرزو می کرد که در اسرائیل وجود نداشت؛ تا کنون به وجود نیامده و هیچ گاه هم به وجود نخواهد آمد و سقوط رتبه این رژیم در شاخص فساد سازمان های بین المللی خود گویای این مهم است. اوضاع آشفته فساد سیاسی فرهنگی صهیونیست ها در محدوده دوره یک دولت، یک حزب یا یک دوره اجتماعی نبوده بلکه بسیار عمیق تر است که با کمی دقت در سخنان بنیش به خوبی می توان عمق آن را تشخیص داد. سیستم آموزشی رژیم به گونه ای است که افرادی «جانی» تولید می کند طوری که بنیش وجود «مردم خوب» را برای اسرائیل آرزو می کند.
بنیش برای کودکان متولد شده در آن جامعه رهایی از فقر و خشونت را آرزو می کند. جامعه ای که به شدت تقاضای محصولات «پورن کودکان» را دارد و افسران ارتش به کودکان تجاوز می کنند. یقینا اطلاعات بنیش در این مورد و موارد مشابه بسیار گسترده تر بوده و به خوبی می داند که چرا باید برای اسرائیل یک جامعه بر اساس ارزش های انسانی آرزو کند. زیرا هاآرتس گزارش داده است که در سال 2007 تعداد 421 کودک اسرائیلی قربانی زنای محارم و تعرض جنسی از سوی اعضای خانواده خود شدهاند.
فروپاشی خانواده، فحشا در دولت
کاهش نرخ ازدواج، افزایش نرخ طلاق و کاهش زاد و ولد از مواردی است که دولت مردان رژیم صهیونیستی و فعالان مذهبی این رژیم را به شدت نگران کرده است. طبق آمارها در جامعه اسرائیل، صهیونیست ها در مقایسه با مسلمانان، مسیحیان و دروزی های ساکن سرزمین های اشغالی بیشترین نرخ رشد را در موارد مذکور به خود اختصاص داده اند. با توجه به این که افزایش نرخ زاد و ولد و در نتیجه افزایش جمعیت یک هدف استراتژیک برای رژیم صهیونیستی است؛ واضح است که سیاست مداران این رژیم تا چه حد باید نگران این موضوع باشند.
فحشا و فساد جنسی از افراد عادی تا سران رژیم را در برگرفته به طوری که دادگاه های صهیونیستی ناگزیر از محاکمه و صدرو حکم زندان (2011) برای افرادی مانند موشه کاتساف هستند که عمری را در راه تثبیت اسرائیل به جنایت و قتل و غارت گذارنده است. وقتی که رئیس جمهور رژیم صهیونیستی (هر چند به مثابه رئیس یک کشور جعلی) کار را به جایی می رساند که در جایگاه رئیس جمهور یک کشور به راحتی می تواند به دور از هرگونه احساس شرم و یا نگرانی به کارمندان زن خود تجاوز به عنف کند؛ معلوم است که به همان نسبت در رده های پایینی اجتماعی و سیاسی اوضاع از چه قرار خواهد بود.
 |
کاتساف در دوران ریاست جمهوری و نیز سمت های قبلی اش به چندین کارمند زن خود تجاوز جنسی کرده بود. |
تجاوز و بی اخلاقی در ارتش صهیونیست ها
ارتش صهیونیستی به مثابه ستون فقرات رژیم به قرارگاهی تبدیل شده است که سوای اهداف بیرونی اش مانند کشتار ملت فلسطین و تهدید مداوم ملل منطقه گویا یک هدف درونی دیگر نیز برای خود تعریف کرده که عبارت است از «زنا، همجنس بازی و تجاوز جنسی» که به کرات در میان افسران اتفاق می افتد. این هدف تنها به نظامیان یا سربازان محدود نشده و افسران ارتش غیر نظامیان صهیونیست را نیز فرصت مناسبی برای شهوت رانی خود می دانند؛ تا جایی که افسری به نام ایال ناحوم در این ارتش کشف می شود که به تنهایی در مدت 5 سال 4 هزار دختر اسرائیلی را اغفال کرده است.
| |
 |
| |
ایال ناحوم، نظامی متجاوز به هزاران زن و دختر اسرائیلی
|
برخی از این دختران 14 تا 16 سال سن داشته اند که بر اساس استانداردهای بین المللی کودک محسوب می شوند. اینجاست که در می یابیم چرا قاضی دادگاه عالی رژیم صهیونیستی آرزو می کند که کودکان در آن جامعه مورد خشونت قرار نگرفته و جانی به بار نیایند. در سال 1997 کمیته منع تبعیض علیه زنان سازمان ملل طی گزارشی فاش کرده بود که بازار رو به رشدی برای محصولات پورنوگرافی کودکان در اسرائیل به وجود آمده آمده است. این محصولات آزادانه وارد اسرائیل شده و به خورد تقاضای روزافزون جامعه اسرائیلی داده می شود.
یقینا ظهور افسرانی همچون ناحوم در چنین جامعه ای عجیب نبوده و نمونه های فراوانی از آن در صورت عدم دخالت موساد در گردش آزاد اطلاعات مربوط به ارتش قابل معرفی خواهد بود. یک مورد دیگر از این دست «عاطف زاهر» افسر بلندپایه ارتش رژیم صهیونیستی بود که اقدامات او در سال 2011 در رسانه ها مطرح شد. این افسر ارتش اسرائیل نیز به ده ها دختر جوانی که دوره خدمت نظامی اجباری سه ساله خود را در واحد او گذرانده بوده اند تجاوز کرده است.

زاهر، افسری که به ده ها دختر سرباز اسرائیلی تجاوز کرده است
او در فاصله سال های ۲۰۰۷ (سالی که بنیش اعتراف می کند اسرائیل در بحبوحه یک آشفتگی فرهنگی قرار گرفته است) تا ۲۰۱۱ از سربازان دختر زیر دست خود سوء استفاده جنسی کرده است و در عوض به آنان قول نمرات عالی ترخیص داده است تا با توجه به این نمرات بتوانند موقعیت های شغلی بهتری بیابند. ۹ مورد از تجاوزات متعدد زاهر در دستور کار رسیدگی دادگاه قرار گرفت و دهها دختر دیگر از ترس ایجاد مشکل در به پایان رساندن خدمت اجباری در مورد تجاوز زاهر به خود سکوت کردند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۸ساعت ٧:٠٦ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
سوال: حکم تک خوانی بانوان اعم از صوت قرآن و سرود در معرض نامحرم چیست؟
حکم، دائر مدار وجود مفسده و عدم آن است. (اگر موجب گناه وحرام شود جایز نیست)
استفتائات، ج3، ص 273، س 59
آیت الله بهجت (ره)
اگر موجب تهییج شهوت باشد جایز نیست و چون نوعاً(غالبا) در معرضیت آن است ،اجتناب شود.
استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)
آیت الله تبریزی (دام ظله)
قرآن خواندن زن و نیز خواندن سرود- در صورتیکه غنا نبوده و مشتمل بر موسیقی لهوی هم نباشد- فی نفسه مانعی ندارد لکن اگر موجب جلب نظر نامحرم و موجب تحریک شهوت باشد جایز نیست. والله العالم
استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)
آیت الله خامنه ای (دام ظله)
اگر موجب ریبه و فساد است و جلب توجه نامحرم می کند جایز نیست.
سوال: خواندن زن در مجامع مختلط زن و مرد چه حکمی دارد؟
الف) قرآن خواندن ب) مرثیه خواندن ج) آواز غیرمطرب
اگرچه صدای زن نامحرم نیست و خوانندگی زن فی نفسه منع شرعی ندارد، ولی هر گاه نفس خواندن با وضع خاص خواننده یا مضمون اشعاری که خوانده می شود به گونه ای باشد که موجب برانگیختن شهوت است، استماع صوت زن برای غیرشوهر او حرام است.
استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)
آیت الله سیستانی (دام ظله)
اگر خوف ابتلا به حرام نباشد جایز است ولی جایز نیست صدای خود را به نحوی زیبا و نازک کند که معمولاً موجب تحریک شهوت باشد.
استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظله)
مستلزم فساد است و جائز نیست. والله العالم
استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)
در شرایط فعلی که معمولاً مفسده دارد جایز نیست و اگر بصورت غنا باشد حرام است.
سوال: خواندن زن در مجامع مختلط زن و مرد چه حکمی دارد؟
الف) قرآن خواندن ب) مرثیه خواندن ج) آواز غیرمطرب
اگر با آواز بخواند یا بصورت غنا بخواند حرام است و اگر بصورت همدلی حرف بزند کراهت دارد.
استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)
آیت الله گلپایگانی (ره)
بانوان و دختران نزد نامحرم قرآن را با صدا نخوانند.
مجمع المسایل، ج2، ص231، با استفاده از س 652
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظله)
جایز نیست.
استفائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)
آیت الله نوری همدانی (دام ظله)
اگر موجب فساد باشد اشکال دارد.
هزار و یک مسأله فقهی، ج2، ص164، س 545
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٤ساعت ۱:۱٦ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.
این روزها به هر سایتی که گذر آدم بیفته، امکان نداره یه خبر از گلشیفته فراهانی نباشه، و به قولی؛ تنها کسی که خبر دار نبود، خواجه شیراز بود، که با نوشتن ما اون هم فهمید!
در سرزنش؛ فکر می کنم اونقدر نوشتن که دیگه نکته ای نمونده که ما متذکر بشیم! اما چیزی که می تواند جالب باشد، انعکاس گسترده این خبر توی رسانه هاست! قطعا رسانه های خارجی منظور ما نیست، همین رسانه های داخلی خودمان، که هر روز با تیتر های مختلفی این خبر رو از زاویه های متفاوت بررسی می کنند! البته این نکته که چنین خبری، یقینا مخاطبین زیادی را روانه سایت ها می کنند؛ و چی بهتر از یک سوژه داغ برای یک خبرگزاری! قابل تعمیم به همه اصحاب رسانه نمی تواند باشد.
اما آن چه که نگران کننده هست، انتشار این خبر نیست، بلکه انتشار خبر به همراه عکس این بازیگر از همین رسانه هاست! تصویری که برخی اصل آن را و برخی با کمی سانسور منتشر کرده اند!
آیا واقعا جای نگرانی ندارد؟ به نظر می رسد، رسانه ها خودشان دو نکته را فراموش کردند: اول این که فعل حرامی را در جامعه ترویج دادند و گناهی را عمومی کردند. و این پاسخ که این کار چون در ملا عام بوده، پس مشکلی ندارد، به نوعی آوردن عذر بدتر از گناه نیست؟ اگر برای پاسداشت اسلام دل می سوزانیم، غیبت در همین دین، جزء گناهان کبیره به حساب آمده، انتشار چنین مسئله ای که جای خود دارد. و البته توصیه های فراوانی در مورد کتمان گناهان شده که یقینا برای جلوگیری از شکستن قبح آن گناه در جامعه بوده است و …
و اما دومین نکته؛ اگر ایراد ابتدایی را هم وارد ندانیم، سوال اصلی اینجاست، چرا عکس این هنرپیشه را منتشر می کنیم؟! این حرکت که خود مصداق فعلی حرام هست! اگر عکس این فرد در فیس بوک و برخی سایت ها بود و افرادی خاص می توانستند، آن را ببینند، چرا باید آن را در معرض دید عموم بگذاریم؟! اگر یک نفر هم با انتشار چنین عکسی به گناه بیفتد، چه کسی باید جواب گو باشد؟ اگر چنین عکسی مشکل دارد، چرا خودمان جدای از این که نگاه می کنیم، به دیگران هم نشان می دهیم! در اتفاق فوتبالی که افتاده بود، نظر علما را فکر می کنم همه دانسته باشند!
و آیا این حرکت رسانه ها خود انگیزه ای نمی شود، برای دیگرانی که خواهان شهرت هستند؟! چرا نباید رسانه ها در انتشار اخبار به تاثیرات روانی که ممکن است در جامعه بر جای بگذارد، فکر کنند؟!
چرا برای یک بار هم که شده کاری خوب را رسانه ای نمی کنیم؟! چرا یک بار از یک هنرمند خوب در جامعه نباید نماد ساخت؟ چرا “جشنواره فیلم عمار” نباید به طور شایسته رسانه ای می شد؟ و چرا …
متاسفانه برخی دست اندرکاران رسانه؛ دلسوزان واقعی فرهنگ نیستند، و تنها به فکر افزایش مخاطبین خود هستند و کم تر به تاثیرگذاری مثبت خبری که می خواهند منتشر کنند، می اندیشند. این روند، نمی تواند روند مناسبی برای رسانه های کشور باشد، و تاثیر منفی آن در دراز مدت قابل انکار نیست.
چرا نباید رسانه های خبری، علاوه بر کمیت، در کیفیت نیز از هم سبقت بگیرند؟ و صرفا داغ بودن یک سوژه را ملاک انعکاس قرار ندهند، تا این گونه اگر فکری هم پشت این حرکت آن هنرپیشه در چنین فضای سیاسی ایران بوده، خودمان عاملی برای رسیدن به هدفشان نباشیم؟!
منبع:http://alef.ir/vdcd9z0f5yt0oj6.2a2y.html?140867
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ٦:٢٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
رئیس ستاد اقامه نماز کشور گفت: رنگ چادر معلمان زن در بیرون از مدرسه باید سیاه باشد، اما در داخل مدرسه باید این گروه از معلمان از رنگ های شاد و سنگین استفاده کنند. به گزارش ایرنا، حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی روز پنجشنبه در جمع فرهنگیان نیشابور افزود: معلم نقش راهنمایی و تنویر افکار جامعه را دارد و بنابراین کار او کار انبیا است.
وی با بیان اینکه در فرهنگ اسلام چیزی به نام دوران دانش آموختگی نداریم، گفت: آیه قرآن در این زمینه میفرماید: 'قل رب زدنی علما' و پیامبر اکرم (ص) نیز فرموده است: 'از مهد تا لحد دانش بجوی'.
وی افزود: سوره علق با اقرأ شروع و با سجده ختم میشود و این بدین معنا است که مسیر علم بایدبه سجده و افتادگی ختم شود.
قرائتی به معلمان توصیه کرد: برای پاسخ به شبهات، با اسلام شناسان در ارتباط بوده و حداقل شماره تلفن و نشانی از یک اسلام شناس به همراه داشته باشند.
وی بی تکلف بودن، داشتن سوز دل و اخلاص، پیشقدم بودن، داشتن بیان روان، با ادب و با کرامت بودن، اهل استدلال بودن، داشتن قدرت مثال زدن و با دانش آموزان دوست بودن را از ویژگی های یک معلم موفق برشمرد.
وی افزود: رنگ چادر معلمان زن در بیرون از مدرسه باید سیاه باشد، اما در داخل مدرسه باید این گروه از معلمان از رنگ های شاد و سنگین استفاده کنند.
وی با اشاره به اینکه باید با دانشآموزان رفیق شد، گفت: اگر دانش آموزی ناهنجاری هایی دارد باید با او رفیقتر شد و به او به طور خصوصی رسیدگی کرد.
وی با تاکید بر آشنا کردن فرزندان با موضوع تقلید، افزود: تمام مراجع در مسائل بهداشتی از پزشکان تقلید میکنند و لذا باید در احکام دینی از مراجع تقلید کرد.
وی همچنین گفت: با توجه به اینکه شرکت در انتخابات موجب ناراحتی دشمنان اسلام میشود، لذا باید در انتخابات شرکت کنیم.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ٦:۱۸ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
به نقل از البرز:اخیرا سارا بوکر، هنر پیشه، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی، توضیحاتی را درباره خود ارائه داده است.او در گفتگویی خود را اینگونه معرفی و علت مسلمان شدنش را اینگونه بیان می کند: من یک زن آمریکائی هستم که در مرکز آمریکا بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم. با علاقه و تعلق خاطر شدید به زرق و برق زندگی در "گران شهرها". در نهایت من به فلوریدا و از آنجا به ساحل جنوبی میامی نقل مکان کردم. یک منطقه پرشور برای آنهائی که در جستجوی "زندگی پر زرق و برق" هستند. طبیعتا، من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم. براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی "با کلاس" برای خود فراهم کنم. سالها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در "جذابیت زنانگی ام" پیشرفت می کنم درجه رضایت شخصی و خوشبختی ام افت می کند. من برده مد بودم. من گروگان ظاهرم بودم. به علت افزایش مستمر فاصله میان رضایت شخصی من و سبک زندگی ام، من در فرار از الکل و مهمانی ها (پارتی ها) به مراقبه (مدیتیشن) و مذاهب غیرمتعارف پناه می بردم. اما یک فاصله کوچک به یک دره تبدیل گشت. و در نهایت متوجه شدم که تمامی آنها فقط یک مسکن هستند و نه یک درمان موثر. یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور "جنگ صلیبی جدید" بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: زنان پوشیده در "چادر"، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا ترور و وحشت. یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی کلیشه ای معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم (مفسر) و کشیشی یافتم. سرانجام من حقیقت را دریافتم: فعالیت ارضاء کننده جدید من چیزی جز قبول مذهبی بنام اسلام، که می تواند سرچشمه آرامش برای من بعنوان یک مسلمان "فعال" باشد، نبود. من یک ردای زیبای بلند و یک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم و در خیابان ها و محله هائی که روزهای پیشین با شلوار کوتاه، بیکینی، و یا با لباس کار "شیک" سبک غربی در آنها راه میرفتم، ظاهرشدم. اگر چه مردم، چهره ها، و مغازه ها همه همان ها بودند، اما یک چیز بطرزی چشمگیر و استثنائی متفاوت بود، من همان نبودم و نه آرامشی که من برای اولین بار در زن بودن تجربه کردم. من احساس کردم که همه زنجیرها پاره شده اند و من بالاخره آزاد شده ام. من از چهره های حیرت زده جدید مردم، در مکانی که زمانی چهره هائی که پر از نگاه های شکارچی برشکار بود را تجربه کرده بودم، لذت می بردم. ناگهان یک بار از دوش من برداشته شد. من دیگر تمامی وقت ام را صرف خرید، آرایش، درست کردن موهایم، و تمرین بدنی برای خوش اندام شدن نمی کردم. سرانجام، من آزاد شدم. من از حجاب رضایت داشتم، اما دیدن رو به افزایش زنان مسلمانی که از نقاب استفاده می کنند کنجکاوی مرا درباره نقاب برانگیخت. من نظر همسر مسلمانم را، که پس از اسلام آوردن با او ازدواج کردم، درباره گذاشتن نقاب و یا بسنده کردن به حجاب را جویا شدم. به نظر او حجاب در اسلام امری واجب است، در حالی که نقاب نیست. در آن زمان، حجاب من شامل پوشش سری که تمامی سر مرا بجز صورتم رامی پوشاند، و یک ردای سیاه بلند گشاد بنام "عبا" که تمامی بدن مرا از گردن تا نوک پا را می پوشاند، بود. هیچ چیز مرا از تعویض بیکینی ام در ساحل جنوبی و زندگی پر زرق و برق سبک غربی ام با زندگی کردن در آرامش با خالقم و لذت بردن از زندگی در میان همنوعانم بعنوان یک شخص با ارزش، خوشحال نمی کند. بدین دلیل است که من استفاده از نقاب را انتخاب کرده ام، و تا پای مرگ از حق لاینفک ام برای پوشیدن اش دفاع خواهم نمود. به شما زنانی که مفاهیم زشت کلیشه ای علیه حجاب فروتنانه اسلامی را می پذیرید، می گویم که: شما نمی دانید که چه چیزی را دارید از دست می دهید
نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢٧ساعت ۱۱:٠۸ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
کارگاه آموزشی «حمایت از نقش زن در گفتوگوی اسلامی ـ مسیحی» دیروز، 24 آبانماه، به همت انجمن «توسعه، فرهنگ و گفتوگوی لبنان» در «بیروت»، پایتخت این کشور، افتتاح شد.
به نقل از پایگاه اطلاعرسانی lebanonfiles، مراسم افتتاح رسمی این کارگاه آموزشی چهار روزه دیروز در هتل «مونرو» بیروت با نظارت «کابی لیون»، وزیر فرهنگ لبنان و با حضور شخصیتهای دینی و فعالان سیاسی و اجتماعی برگزار شد.
شرکتکنندگان در این کارگاه آموزشی از کشورهای سوریه، اردن، عراق، مصر، عربستان سعودی، بحرین و لبنان هستند که با حضور در هتل «گاردن» بیروت از برنامههای مختلف کارگاه بهرهمند میشوند.
همسر وزیر فرهنگ لبنان در مراسم افتتاحیه کارگاه آموزشی حمایت از نقش زن در گفتوگوی اسلامی ـ مسیحی تأکید کرد: جامعه نباید تنها به یک بخش (اشاره به مردان) توجه کند؛ بلکه باید بخش دیگر یعنی زنان که فعالیتهایی در زمینه گفتوگو انجام میدهند، مورد توجه قرار بگیرند تا شاهد انسجام و یکپارچگی برای رویارویی با چالشهای اجتماعی باشیم.
وی در ادامه بر اهمیت تلاش یکپارچه برای ساخت وطنی به دور از مشکلاتی که ناشی از مذهبگرایی و طایفهگرایی است، تأکید کرد.
نماینده سفارت نروژ در بیروت نیز با بیان این که نادیدهگرفتن نقش زنان در انقلابهای مردمی جهان عرب و بحران اقتصادی جهان، بیانگر کوته فکری است، خاطرنشان کرد: زن در تحقق صلح نقش به سزایی دارد، بنابراین زمانی که نیمی از بشریت (زنان) به حاشیه رانده شود، چگونه صلح ممکن خواهد شد.
«سیدهانی فحص»، دیگر سخنران کارگاه آموزشی بیروت نیز با بیان اینکه پیشرفت یا عدم پیشرفت هر کشوری مرهون میزان مشارکت زنان در ساخت مؤسسات زیربنایی و فعالیتهای اجتماعی است، از هیأت عربی گفتوگوی اسلامی ـ مسیحی حاضر خواست که مشارکت زنان را در فعالیتها و برنامههای خود تقویت کند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٥ساعت ٩:٤٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
مسئول تولید و بازرگانی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان از تولید نرمافزار «پوشش و آرایش از دیدگاه پیامبر اعظم(ص)» در این مرکز خبر داد.
حسین غزالی، مسئول تولید و بازرگانی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) درباره محصولات جدید این مرکز گفت: مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان، چندین نرمافزار جدید ویژه تلفن همراه از کتابهایی در حوزه معصومین(ع)، حجاب و پوشش و مشاهیر تولید کرده و برای استفاده علاقهمندان در پایگاه اینترنتی خود قرار داده است.
غزالی اظهار کرد: از نرمافزارهای تولید شده میتوان به «پوشش و آرایش از دیدگاه پیامبر اعظم(ص)» به قلم مریم معینالاسلام اشاره کرد که شامل عناوین و موضوعاتی مانند کیفیت پوشش زنان پیش از اسلام، دلایل تأکید اسلام بر پوشش مناسب زنان، پوشش کامل از دیدگاه اسلام، برخورد همسران و دختران پیامبراعظم(ص) با حکم پوشش، آرایش و زینت از دیدگاه رسول اعظم(ص)، تقابل مدرنیته با عفاف و حجاب و همراه با برنامهسازان، از طریق پایگاه اینترنتی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
مسئول تولید و بازرگانی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان ادامه داد: همچنین نرمافزار کتاب «تربیت الگویی زنان در قرآن» در حوزه معارف قرآنی، تألیف هادی حسینخانی مطالب خود را در عناوینی مانند کلیات تحقیق، تربیت اعتقادی و عبادی بانوان، تربیت اخلاقی بانوان و پرور فرزند به شیوه الگویی، تربیت الگویی بانوان در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و جایگاه موضوع در رسانه و پیشنهادها، آورده است.
وی اضافه کرد: نرمافزارهای کتاب «تجلی غدیر در عصر ظهور» به قلم سیدمحمود بحرالعلوم میردامادی شامل مطالبی با عناوین؛ فریاد کودک، نامادریها، ماتریالیست نداریم، نشانه مطلب، پاسخ اهدنا، اصرار بر هدایت، اوج درخواست، ادامه پیام، امتحان بزرگ الهی، بدعت بهنام سنت، گل نشگفته،غدیر آب حیات بشریت، جریان غدیر تا ظهور، غدیر ترسیم هندسی فکر بشریت، ظهور مبانی غدیر، رشد عقول و شعر و نرمافزارهای کتاب «تفسیر سوره نور» اثر شهید مطهری و حجتالاسلام محسن قرائتی، دیگر محصولاتی است که به همت مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان تولید شده است.
یادآور میشود، تمامی این کتابها به زبان فارسی است و علاقهمندان میتوانند برای مشاهده متن کتاب در کتابخانه قائمیه و یا دانلود آن برای تلفن همراه خود به پایگاه اینترنتی مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه اصفهان مراجعه کنند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢٢ساعت ۱٠:٥۸ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
دیگر کوکب خانم شیر نمی دوشد.دیگر مادر بزرگ چارقد سفید بلندش را با سنجاق روی سرش محکم نمی کند.کوکب خانم مانتوی چسبان کوتاه خریده
و پیتزا و ساندویچ هم برایش از مد افتاده است.دیگر در سفره ها از تخم مرغ و نیمرو و عطر نان محلی خبری نیست.حنای سرخ مادر بزرگ جایش را به مش و فر داده است. به جای دستان نیازمندی که علی(ع)گفت:
به سوی آسمان بلند کنید و فقط ازاو بخواهید,اکنون ناخون های بلند لاک زده جایش را گرفته و پاک بودنش برای نماز ودعا اهمیتی ندارد.
آری متأسفانه یکی از بلاهای مهمی که جامعه ی ما را تهدید می کند بد حجابی یا بی حجابی است که باعث به وجود آمدن گناه و فحشا می شود.
ما ایرانیان دارای اصل و نسبی می باشیم و داشتن حجاب و پوشش ازاصول ماست.تمام ادیان حتی آیین های برهما,بودا,یهود ومسیح پیش از اسلام به داشتن حجاب سفارش کرده اند که در اسلام بیش از همه سفارش شده است.
اسلام میخواهد مردان و زنان روحی آرام و اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند . زن در اسلام والا و ارزشمند است و خدا می خواهد زن زینت بخش آفرینش انسان,در صدف حجاب قرار گیرد. خدا در قرآن به پبامبر می فرماید:
(( ای پیامبربه همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو جلابیب های خود را بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آذار قرار نگیرند)).
پس پوشش و حجاب زن پیام عفت و خداترسی زن مسلمان است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٧ساعت ٤:٥۸ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
مؤسسه فرهنگی و اطلاعرسانی تبیان، به منظور جلوگیری از بسیاری آسیبها و معظلات اجتماعی موجود در روابط دخترها و پسرها، ویژهنامه «روابط آتشین دختر و پسر» را تهیه و برروی پایگاه این مؤسسه قرار گرفته است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، تغییر ساختارهای اجتماعی و حرکت به سمت مدرنیته شدن تأثیرات عمیق و گستردهای بر روابط انسانها و بهخصوص زن و مرد ایجاد کرده است که بیشترین قشری که از این روابط تأثیر میگیرند یا تأثیر میپذیرند جوانان یک جامعه هستند.
با توجه به تغیرات ایجاد شده در ساختارهای اجتماعی امروز، برقراری ارتباط و اختلال دختر و پسر در محیطهای اجتماعی امری اجتنبناپذیر است اما به منظور جلوگیری از بسیاری آسیبها و معظلات اجتماعی که در این مقوله میگنجد میتوان تدابیری اندیشید تا این آسیبها و مشکلات را به حداقل ممکن رساند.
جوان در مرحلهای از زندگی قرار دارد که مملو از احساسات و هیجانات بوده و قادر نیست روابط خود را با جنس مخالف به طریق صحیح و منطقی تنظیم کند؛ لذا در همین سن است که جوانان با بحران ناآگاهی و نیاز به آزادی بیحد و حصر مواجه شده و سعی دارد کنجکاویها و ابهامات ذهنی را از طریق همین روابط برطرف کند، در این میان اطلاعرسانی و بیان واقعیتها و پیامدها و خطرات میتواند جوان را در مقابله با آسیبهایی از این نوع مصون نگه دارد.
بنابر این سایت تبیان سعی کرده است در ویژهنامهای با عنوان «روابط آتشین دختر و پسر» به تبیین این موضوع بپردازد و آسیبشناسی کند؛ به همین منظور مصاحبهای با حجتالاسلام شهاب مرادی ترتیب داده و سؤالاتی که کاربران را در این رابطه مطرح کرده بودند، از وی پرسده است.
همچنین پایگاه تبیان مصاحبهای با اقلیما داشتیم و در آن به بررسی و علتشناسی اینگونه روابط و آمار موجود در این زمینه، شرایط ارتباطات سالم و پیامدهای ارتباط ناسالم پرداخته است و در مطالبی دیگر حد و مرز روابط سالم میان زن و مرد، بایدها و نبایدها ارتباطی میان افراد با دو جنس و... را بیان کرده است.
این ویژهنامه مطالب خود را در عناوینی مانند واسطههای دوستی دختر و پسر، اشتباهی غیر قابل جبران، دختر و پسر در کنار هم بدون شیطنت، دختر و پسر در جاده خاکی، رابطهای بدون تمایلات جنسی، عوامل ایجاد رابطه ناسالم، ترک روابط دوستانه؛ چگونه؟، آشنایی با هدف شناخت،آری یا خیر؟ و آماری از مکان دوستیابی دختر و پسر، آورده است. برای دسترسی به ویژهنامه اینجا کلیک کنید!
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٠ساعت ۸:٤٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه(س) برای سومین سال متوالی با حضور زوجهای جوان که طی یکسال گذشته ازدواج کردهاند جشن پیوند آسمانی با هدف گسترش و تعمیق شناخت الگوها و ترویج سنت حسنه ازدواج آسان برگزار میگردد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای اخلاق، مدیر فرهنگی هنری منطقه 14 ضمن اعلام این خبر افزود: این برنامه که با حضور 100 زوج جوان روز شنبه هفتم آبان ماه سال جاری از ساعت 15 تا 17 در سالن سرای حضور فرهنگسرای اخلاق برگزار میشود، با حضور مسئولین سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و سایر سازمانها و نهادهای منطقهای از آنان تقدیر خواهد شد.
کاووس صفایی نایینی این برنامه را در راستای بسته برنامههای « آبی تا دریا » سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در مناسبت اول ذی الحجه عنوان و اضافه کرد: از زوجینی که زندگی مشترک خود را در کمال سادگی تشکیل داده و هزینههای مربوط به ازدواج را جهت کمک به نیازمندان و انجمنهای خیریه صرف نمودهاند تجلیل خواهد شد.
رییس فرهنگسرای اخلاق تصریح کرد: علاوه بر شاخصههای مزبور، زوجینی میتوانند در این برنامه شرکت نمایند که ازدواجشان در دفاتر ازدواج منطقه 14 به ثبت رسیده و تاریخ آن از هفدهم آبان ماه سال 89 تا هفتم آبان ماه سال 90 باشد.
به گفته صفایی نایینی سخنرانی حجه السلام جعفر پور معاون فرهنگی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، تهیه عکس یادگاری از زوجین، اجرای موسیقی، برگزاری مسابقات فرهنگی و سخنرانی دکتر قراچه داغی استاد دانشگاه با موضوع خود آگاهی و نقش زن و مرد در زندگی از دیگر بخشهای برنامه میباشد.
رییس فرهنگسرای اخلاق ارائه مشاوره فردی را حلقه تکمیل کننده بسته برنامه سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بر شمرد و گفت، با هماهنگی و همکاری سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران، به یکصد زوج جوانی که بین 1 تا 5 سال از زندگی مشترکشان گذشته باشد پس از ثبت نام از هفتم تا بیست و هشتم آبان ماه مشاوره ارائه خواهد شد و زوجین شرکت کننده در همایش نیز میتوانند پس از پایان برنامه از طریق مرکز مشاوره همراز فرهنگسرای اخلاق نسبت به ثبت نام و استفاده از مشاوره کارشناسان نظام روانشناسی بهره مند شوند و عضو خانههای مشاورهای سازمان فرهنگی هنری گردند.
علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 33353600 و یا 33312301 (مرکز مشاور همراز) تماس حاصل نمایند.
فرهنگسرای اخلاق در خیابان پیروزی، خیابان شکوفه، خیابان شهید کاظمی، جنب پارک گلزار واقع است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٥ساعت ۳:۱٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
ماهنامه فرهنگی پیام زن در شماره 234 مطلبی با عنوان «فعالیت اقتصادی زنان و تبلور آن در سال جهاد اقتصادی» به قلم «سید حسین اسحاقی» منتشر کرده است.
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، ماهنامه فرهنگی پیام زن در دویست و سی و چهارمین شماره خود در مطلبی با عنوان فعالیت اقتصادی زنان و تبلور آن در سال جهاد اقتصادی به قلم سید حسین اسحاقی آورده است؛ زن امروز با الگوگیری از حضرت فاطمه زهرا(س) میتواند نقش کارآمدی در رشد و بالندگی سرمایههای انسانی داشته باشد.
در ادامه این مطلب آمده است؛ مادران میتوانند در اقتصاد خانه و در سطح اقتصاد کلان جامعه نقش اساسی و محوری داشته باشند و زنان به عنوان عامل نیروی کیفی کار، در جریان بهرهوری و تولید ناخالص ملی ایفای نقش میکنند. بانوان با تأسی از سیره حضرت زهرا(س) نقش مؤثر و کلیدی در سلامت جامعه و پرورش نیروهای فعال و مولد، در رشد و توسعه اقتصادی اجتماع دارند و آنان در پی آن هستند تا فرمان رهبر و مقتدای خود را در آغازین روز امسال جامه عمل بپوشانند و در عرصه اقتصادی تأثیرگذار و فعال ظاهر شوند.
از این رو نمیتوان از بهرهگیری از توانمندیهای بینظیر بانوان جویای کار، در عرصههای اقتصادی غافل شد. باید با تمهیداتی مناسب از نیروی عظیم زنان در اعتلای چرخه اقتصادی نظام، بهره برد و زمینه اشتغال زنانی که در کنار انجام مسئولیتهای خانوادگی، تمایل به حضور در عرصه اقتصادی را دارند، فراهم کرد.
در ادامه آمده است؛ ناگفته نماند که مشارکت زنان در امر اشتغال از قدمتی طولانی برخوردار است و زنان از ابتدای شروع تمدن بشری به مشاغل زراعی و کشاورزی روی آوردهاند و تاریخ جوامع بشری مرهون و قدردان حضور مؤثر و سازنده آنان است. اما تلاش زنان در رسیدن به مشاغل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دهههای اخیر، در پی تقاضای یابندگان نیروی کار و همچنین نیاز بازار کار، رشدی مضاعف داشته است. اما در بسیاری از جوامع، تقسیم کار بر حسب جنس صورت گرفته و میگیرد چنان که بعضی شغلها مخصوص زنان و بعضی دیگر خاص مردان است.
در این مطلب ذکر شده است؛ در گذشته نه چندان دور در کشور ما مشاغلی چون رانندگی، مهارتی مردانه و آشپزی و خیاطی شغلی زنانه و حضور در عرصههای نظامی و سیاسی ویژه مردان بود. در قرن نوزدهم، در سطح جهان، نظر غالب این بوده که کار زنان کمتر از مردان اهمیت دارد و مردان باید بیش از زنان، مزد دریافت کنند، زیرا مسئولیت معاش خانواده را برعهده دارند. در انگلستان تا پایان قرن نوزدهم، تبعیض شغلی، زنان را به محدوده کوچکی از مشاغل پست و کم درآمد منحصر کرده، اتحادیه کارگری مردانه، آنها را از دستیابی به شغلهایی که دست مزد بالاتری داشتند، محروم کرد و زنان در مشاغلی که با مردان مساوی بودند، حق الزحمه کمتری دریافت میکردند.
این روند، بعدها با مبارزه و اعتراض زنان متوقف شد و آنها به حق تحصیلات دانشگاهی و کسب مجوز طبابت دست یافتند. بعدها، مهمترین قانونی که با شعار حمایت از زنان در غرب مطرح شد، مربوط به سال 1882 میلادی بود که انگلستان آن را تصویب کرد. ویل دورانت معتقد است خانمها باید ممنون ماشین باشند که منجر به تصویب این قانون شد. جالب این که کشورهای دیگر غربی هم زودتر از این زمان به فکر اعاده حقوق زنان نیفتادند.
در پایان این مطلب آمده است؛ آلمانیها در سال 1900، سوئیسیها در 1907 و ایتالیا در سال 1919 و نهایتا فرانسه که در وضع قوانینی مدنی بر دیگران پیشی میگیرد در پایان سال 1907 به اصلاح قوانینی در این زمینه اقدام کرد در حالی که اسلام از قرنها قبل از آن زنان و فعالیتهای اقتصادی آنان را محترم شمرده و به پیروان خود تأسی از آموزههای عدالت گسترانه اسلام را توصیه کرده است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٥ساعت ٤:٠٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
قرآن به زنها میگوید اگر یک هرزه هم در جامعه هست، باید یک طوری لباس بپوشی، هرزهها ناکام شوند.
هرزهها به عنوانی که شما یک آدم حراجی هستی، از تو لذت نبرند! به گزارش برنا، حجت الاسلام شیخ قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن که امروز از سوی صدا و سیما پخش میشود درباره "حقوق متقابل همسران در خانواده" سخن گفته است. وی در این سخنرانی درباره "لزوم رسیدن به شناخت کامل در ازدواج" ، "استقلال فرزندان همراه با ولایت والدین" ، "توجه ویژه اسلام به حقوق زن" ، " شرایط کار و فعالیت زن" و ... اشاره کرده که میتوانید مشروح بخشهای توجه ویژه اسلام به حقوق زن و شرایط کار و فعالیت زن را در ادامه بخوانید. توجه ویژه اسلام به حقوق زن مهریه واجب است؟ بله. به چه دلیل؟ میگوید: «فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَریضَة» (بقره/237) فرض یعنی چه؟ واجب است. «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِم» (کافی/ج1/ص30) فریضه یعنی واجب است. میگوید: «فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَریضَة» به مهریه فریضه گفته است. یعنی مهریه واجب است. این یک مورد. زن مالک مهریه است. حق ندارد مهریه دختر را پدر یا مادر یا کس دیگر بگیرد. چون قرآن میگوید: «وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ» (نساء/4) به خانمها مهریههایشان را تحویل خودشان بدهید. پس گرفتن مهریه حرام است. مگر اینکه زن مرتکب فحشاء شود. قرآن میگوید: حق ندارید، «وَ لا تَعْضُلُوهُن» حق ندارید به خانمها سخت بگیرید، «لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیتُمُوهُن» (نساء/19) در فشارش میگذاری که بگوید مهرم را بخشیدم. پس مهریه واجب است. به خود خانم باید بدهی. حق ندارد مرد سختگیری کند که زن مجبور شود مهرش را ببخشد. اگر مهریه سنگین بود حق ندارید کم کنید. قرآن میفرماید: «وَ آتَیتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیئا» (نساء/20) اگر هم مهریه بالا بود نباید کم کنید. مقدار مهریه را باید عروس و داماد هردو راضی باشند. «تَراضَیتُمْ» (نساء/24) هردو باید راضی باشند. اگر قبل از آمیزش، عروسی به قول امروزیها، طلاق داد. چون یک ضربه شخصیتی و اجتماعی به خانم خورده است این آقا باید نصف مهر را بدهد. مثلاً صد تا سکه بوده عقد کرده ولی هنوز عروسی نکرده این عقد به هم خورد. اگر طلاقی واقع شد هنوز آمیزش نکردند، از صد تا سکه باید 50 تا سکه بدهد. چون این دختری که بله گفت، و زندگیاش ادامه پیدا نکرد، ضربه خورد و کسی اگر به زنش ضربه بزند، ضربهی اجتماعی، آبرویی، حیثیتی، باید نصفی از مهریه را بدهد. اینجا از جاهایی است که زنها حفظ هستند. باید پیش پیش شما بگویید. چون همه به نفع خانمها است. ازدواج موقت چطور؟ صیغه، میگوید: آن هم مهریهاش واجب است. «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً» (نساء/24) الله اکبر! حتی زن عقد موقت هم باشد، مثلاً عروس و داماد برای اینکه با هم محرم باشند بروند بیمارستان خون بدهند، بروند بازار طلا بخرند و لباس بخرند، میگویند: یک صیغه بخوانیم، حالا این ده بیست روز را با هم گفتگو میکنیم حلال باشد. آن صیغه هم باید مهریه داشته باشد. اسلام چقدر به زن گفته تو گران هستی، و زنها چقدر نمیفهمند و خودشان را در خیابانها حراج میکنند. میگوید: پسر میخواهد به تو نگاه کند، باید پول بدهد. اگر خواستی همیشه به تو نگاه کند باید خرجی تو را بدهد. دخترهای ما خودشان را آرایش میکنند، مفت میگوید: نگاهم کن. یعنی اسلام گفته ارزش داری، دختر میگوید حراج هستم. حالا ببینید اسلام طرفدار زن است یا خود زنها طرفدار... اگر حتی برای یک ساعت، برای یک ماه، برای یک هفته خواستی صیغه کنی، صیغه محرمیت، آن هم باید پول بدهی. خوب دیگر چه؟ اینها حرف دارد. منتهی من میخواهم همه را بگویم تند تند میگویم. آیاتی که مربوط به حقوق خانواده است، صدها آیه است. و من میخواهم در دو تا سه تا نیم ساعت تمامش کنم. فقط بدانید که من غرضم این است. یک دانشجوی رشته حقوق، یک دانشجوی حقوق بداند که اسلام اینها را دارد ما حرف تازهای از دنیا در مسائل انسانی نداریم. مهریه مخصوص اسلام است؟ نه، خود حضرت شعیب هم که گفت دخترم را به موسی میدهم، گفت: به شرطی که هشت سال برای من چوپانی کنی. حالا بعضیها میگویند: این مهریه نیست شرط ضمن عقد است. حالا به هر حال یا مهریه یا شرط ضمن عقد، بالاخره دخترش را داد و پول گرفت. حالا اسمش را لبو بگویی یا چغندر پخته. یکی است. شرط ضمن عقد باشد یا مثلاً مهریه باشد. بالاخره هزارها سال قبل از اسلام پیغمبری به نام شعیب دخترش را به پیغمبر دیگر داد و از او پول گرفت. مفت نمیشود. شرایط کار و فعالیت زن کار زن: کار برای زن، اول گفته کاری باشد آزاد، هروقت خواست کار کند، هروقت خواست کار نکند. اختیاری باشد. 2- باید سبک باشد. 3- باید حتیالمقدور در خارج از خانه نباشد. به چه دلیل آقای قرائتی این حرف را میزنی؟ که باید اختیاری باشد، سبک باشد، حتیالمقدور در خانه باشد. لازم شد بیرون برود. به دلیل اینکه میگوید: «عَلِّمُوهُنَّ» یاد خانمها بدهید، چه چیزی؟ «الْغَزْلَ» (مستدرک/ج13/ص187) غزل یعنی بافندگی. خانمهای شما بافندگی یاد بگیرند. بافندگی آزاد است. هر ساعتی خواست کنار میگذارد. حالا بولیز است، خیاطی است، قالی است، هرچه... هر لحظه میتواند کنار بگذارد. بچهاش گریه میکند کنار میگذارد و سراغ بچهاش میرود. سبک است، حتیالمقدور هم در خانه است. چون زن یک مشکلاتی دارد. مشکلات زن کسالتهایی که مربوط به زن است. مسأله ویار هست، مسأله حاملگی است، مسأله زایمان هست، یک مشکلاتی دارد. پس زن مشکلاتی دارد، کار هم یک خوبیهایی دارد. جمعش به این است که یک کاری بدهیم که هم با بدن و ساختمان بدنش بخورد، و هم... اگر خواست بیرون برود آرایش نکند. قرآن میگوید: «تَبَرُّج» (احزاب/33) «تَبَرُّج» از برج است. ما برج به ساختمانهایی میگوییم که در خیابان به آدم چشمک میزند. چنین میکند به من نگاه کن! ساختمانهایی که چشمک میزنند میگویند برج. «تَبَرُّج» یعنی مثل برج نشوید. یعنی طوری بیرون نیایید که چشمها به سمت شما برود. «فَیطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ» (احزاب/32) آن کسی که مریض است چشمش عقب شما بیاید. بعد هم نگفته «فَیطْمَعَ الَّذین»، «فَیطْمَعَ الَّذی» یکوقت میگوید خوب حالا یک پسر هرزه، من به خاطر یک پسر هرزه کنم. خود را بپوشم. این رقمی لباس بپوشم. میگوید اگر یک هرزه هم در جامعه هست، باید یک طوری کنی، هرزهها ناکام شوند. هرزهها به عنوانی که شما یک آدم حراجی هستی، از تو لذت نبرند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱۱ساعت ٢:٢۱ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
انسان در همه ابعاد بی نهایت طلب است و از آن جمله بی نهایت طلبی در جمال خواهی و زیبا طلبی است. یعنی همیشه دوست دارد چیزهای زیبا را ببیند و از آنها بهره ببرد و هیچگاه از دیدن امور زیبا خسته نمی شود. به عبارت دیگر از برخورد با امور زیبا لذت می برد...
چشم، دریچه دل و اندیشه انسان است، اگر چگونه نگریستن را یاد بگیریم و چگونه دیدن را تجربه کنیم، چشم، چشمه امید و ایمان مى شود و نگاه ما، عبادت و سبب رشد و تکامل خواهد شد، و اگر آن را رها کنیم تا به هر چه هوى و هوس دستور داده نگاه کند، زیانهاى متعددى متوجه انسان خواهد شد، و به گناهان ناخواسته اى دچار خواهد شد، مگر فاصله نگاه تا گناه چه قدر است؟ میزان کششی که دیدنیهای زیبا در انسان ایجاد می کنند، متفاوت است. گاهی وقت ها چیزی زیباست و بخاطر زیبایی لذت در نفس ایجاد می کند ولی گاهی دیدن، علاوه بر لذتی که در اثر زیبایی شیء در بیننده بوجود می آورد او را به یاد لذت های دیگر نیز می اندازد.
زن به عنوان یکی از مظاهر جمال الهی این خصوصیت را دارد که همه وجودش جاذبه دارد و این جاذبه از هر دو بُعد است. یعنی هم از بُعد زیبا طلبی و هم از بُعد لذت طلبی و جاذبه جنسی که می تواند مورد توجه قرار گیرد.
لذا بدیهی است که کثرت نگاه به نامحرم در دل ایجاد شهوت می نماید. وقتی شهوت ایجاد شد، یعنی تمنایی بوجود آمده است و انسان بطور طبیعی می خواهد به آنچه که میل کرده برسد و تمام همّ و غم او ارضای آن میل می شود. بحث بر سر این نیست که انسان نباید امیال طبیعی خود را ارضا نماید. هیچ عقل سلیمی منکر لزوم ارضای امیال فطری و طبیعی – در حد نیاز – نیست. بحث بر سر این است که انسان در بُعد لذت طلبی هم مانند سایر ابعادش بی نهایت طلب است؛ و اگر محیط او همیشه در او ایجاد میل و شهوت کند تمام استعدادهای او صرف ارضای آن شهوات خواهد شد و دیگر حوصله و میلی به شکوفایی استعدادهای عالی تر در وی ایجاد نخواهد گردید. یعنی مشغول شدن به ارضای آمال و امیال حیوانی، او را از پرداختن به سایر ابعاد غافل می کند و لذا حرکت اصلیش، یعنی حرکت به سمت ابدیت و کمالات واقعی انسانی را فراموش می نماید. در واقع علاقه و میل شدیدی که در اثر تحریک محیط در شخص ایجاد می شود، قدرت تفکر صحیح و درک واقعیات را از وی سلب می نماید. چنین شخصی چون گرفتار و اسیر لذات زودگذر و پس می شود نه تنها حاضر نیست هیچ نصیحتی را در این باره بشنود، بلکه از نصیحت کننده هم نفرت دارد و تذکرات و خیرخواهی های او را، خیرخواهانه نمی داند و چه بسا نصیحت کننده را به فضولی، نفهمی و یا دشمنی متهم کند.
بسیارى از ازدواج هایى که از نگاههاى خیابانى، پارک و دانشگاه ها شروع شده اند یا به سرانجام روشنى نرسیده، یا قبل از ازدواج رها شده و حاصلى جز بدنامى نداشته اند.(6) عشقى که با نگاه آمده با نگاه هم مى رود
امام علی علیه السلام درباره شخصیتِ چنین فردی می فرماید:«چگونه از نصیحت نفع می برد کسی که از رسوایی لذت می برد». (1)
جدای از حرکت اصلی انسان به سوی ابدیت که مورد غفلت قرار می گیرد(2) بسیاری از واقعیت های زندگی دنیای و اجتماعی وی نیز به بوته فراموشی سپرده می شود، چه بسیار خانواده هایی که بخاطر اسیر شدن مرد و زن در بند شهوات، متلاشی شده، چه بسیار جنایت ها و قتل هایی که بخاطر ارضای شهوات صورت گرفته و چه بسیار آبروریزی ها و فضاحت هایی که در اثر غلبه شهوات بوجود آمده است. چرا که شخص در حالی که مغلوب شهوات است هرگز به این مسائل و مصالح نمی تواند فکر کند.
به فرموده امام علی علیه السلام: «هنگامی که چشم، مورد شهوت انگیز را ببیند، فکر از توجه به عاقبت، کور(ناتوان) می شود».(3)
پیامدهاى نگاه را در چند بخش مورد بررسى قرار مى دهیم
** نوعى بیمارى یا عادت مذموم: گام اول در روابط نامشروع نگاه آلوده است و گام گذاران در این وادى، چه بسا گرفتار عادت مذموم دائمى خواهند شد. روان شناسان، چشم چرانى را نوعى بیمارى روانى مى شمارند. بینایى، یکى از مهم ترین اعضا براى تحریکات جنسى است. اگر فرد تنها از نظربازى براى ارضاى کشش جنسى استفاده کند، دچار نوعى انحراف شده است معمولاً شخص نَظَر باز با مشاهده و نگاه ارضا نمى شود و به همین جهت گاه مبتلا به استمناء و خود ارضائى مى شود. رسول خدا(ص) فرمود: هر عضوى از بنى آدم بهره اى از زنا دارد، و زناى چشم نگاه کردن (به بدن نامحرم) است.» (4)
** بدنامى طرفین: چه بسیارى دوستى ها و ارتباط هاى نامشروع که از نگاه آغاز شده ولى نگاه هاى هوس آلود و تداوم آن و تسلّط طبیعى شهوت آن را به ناکجا آباد کشانیده، سبب بدبختى و بدنامى طرفین گردیده و حتى افشا شدن برخى از این روابط بعد از ازدواج، کانون گرم خانوادگى را متلاشى نموده، سبب بروز مشکلات خانوادگى و اجتماعى شده است.
** مقایسه هاى هوس آلود: در جامعه اى که نگاه به نامحرم رایج شود به دنبال آن جلوه گرى ها و فرهنگ برهنگى و بدحجابى حاکم مى شود، و در پى آن زن و مرد به هر سوى و هر کس که بخواهند نگاه مى کنند. اینجاست که همواره در زندگى حالت مقایسه بوجود مى آید مقایسه میان آنچه دارند و آنچه ندارند. و این مقایسه ها هوس را دامن مى زند و خانواده را در معرض نابودى قرار مى دهد. زنى که سال ها در کنار شوهر و در مشکلات با او زندگى کرده، پیداست اندک اندک بهار چهره اش، شکفتگى خود را از دست مى دهد و روى در خزان مى گذارد و در چنین حالى است که سخت محتاج مهربانى و وفادارى همسر خویش است، امّا ناگهان زن جوان ترى از راه مى رسد و در کوچه و بازار و اداره و مدرسه با پوشش نامناسب خود و نگاههاى حرام به همدیگر، فرصت مقایسه اى را پیش مى آورد که مقدمه مى شود براى ویرانى اساس خانواده. (5)
در جامعه اى که نگاه به نامحرم رایج شود به دنبال آن جلوه گرى ها و فرهنگ برهنگى و بدحجابى حاکم مى شود، و در پى آن زن و مرد به هر سوى و هر کس که بخواهند نگاه مى کنند. اینجاست که همواره در زندگى حالت مقایسه بوجود مى آید مقایسه میان آنچه دارند و آنچه ندارند
از هم پاشیدگى خانواده
اگر سرى به هفته نامه ها و مجلّات خانوادگى بزنیم، صفحات راز و پزشک مشاور، مملو از غم نامه هایى است که دخترها و پسرها از دوستى ها و ازدواج هاى ناکام خود نوشته اند، بسیارى از ایشان وقتى شور و اشتیاق اوّلیه شان فرو نشست و با واقعیّت هاى زندگى، بیش تر آشنا شدند، با یک دیگر احساس نوعى بیگانگى و غرابت نموده، با عدم تفاهم در زندگى مشترک مواجه مى شوند.
بسیارى از ازدواج هایى که از نگاههاى خیابانى، پارک و دانشگاه ها شروع شده اند یا به سرانجام روشنى نرسیده، یا قبل از ازدواج رها شده و حاصلى جز بدنامى نداشته اند.(6) عشقى که با نگاه آمده با نگاه هم مى رود.
دکتر جامعه شناسى در این زمینه مى گوید: جوانانى که هم دیگر را در پارک ها و خیابان ها مى یابند، یا از طریق تماس هاى تلفنى به هم دیگر علاقمند مى شوند. اصولاً مبنا و اساس علاقه مندى خود را با همان نگاه هاى اوّلیه پایه گذارى مى کنند و این عشق و علاقه وقتى ظاهرى باشد(و از طریق نگاه بوجود آمده باشد) قاعدةً بعد از مدّت زمانى کوتاه (کم تر از یک سال) به طلاق مى انجامد. تازه اگر هم ازدواجها برقرار بماند همیشه همراه با بگو و مگوهاى مشکل ساز است.
تبیین آسیبشناختی نگاههای نادرست در کتاب «نگاه پاک؛ بررسی نگاه به نامحرم، مرزها و آثار آن» نوشته یاسین کمالیوحدت از سوی موسسه بوستان کتاب منتشر شد.
پی نوشت ها :
1- غررالحکم / ج 6/ ص 567 2- چه بسا لذت پستی که (انسان را) از درجات عالی باز می دارد. (امام علی(ع) غرر ج 4/ ص 548)
3- غرر- ج 3 / 137
4- جامع الاخبار، ص 408،ح 1129، به نقل از منتخب میزان الحکمه، ج1
5- فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، حداد عادل
6- جوانان و روابء ص 55 با تغییرات
منابع:
کتاب در و صدف/ نوشته شجاعی
پاسدار اسلام :: مرداد 1387، شماره 320 / حجة الاسلام سید جواد حسینى
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٦ساعت ۱٠:٠٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
تلذذ یعنی لذت بردن، و نگاه از روی تلذذ یعنی نگاه به قصد لذت بردن. اما ریبه یعنی خصوصیت نگاه کننده و نگاه شده مجموعاً طوری است که خطرناک است و ترس است که لغزشی به دنبال نگاه کردن به وجود .
در آیات و روایات بسیاری به مردان و زنان مؤمن پیرامون نگاه به نامحرم سفارش شده است.
خداوند در قرآن کریم در به اره نگاه به نامحرم فرموده است:
« قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ »[1]، به مؤمنان بگو: چشمهای خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند.
« وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ »[2]، و به زنان با ایمان بگو: چشمهای خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند.
در روایات:
امام صادق (ع) نیز در این به اره میفرماید: «نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چه بسا یک نگاهی که حسرتی طولانی بر جای گذارد».[3]
نگاه حرام در شرع مقدس عبارت است از: نگاه مرد به بدن زن نامحرم (به جز صورت و دستها تا مچ)؛ خواه با قصد لذت و شهوت باشد یا بدون آن و نیز نگاه به صورت و دستها اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد. همچنین نگاه زن به مرد نامحرم (به جز صورت، گردن و دستها و مقداری از پا) [4]؛ خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز به مواضع یاد شده، اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد.
برای روشنتر شدن موضوع، اقسام نگاههای ممنوع و حرام را ذکر میکنیم:
معنای ریبه و مفسده در حکم نگاه به نامحرم کلمه ”ریبه” از ریشه ”ریب” به معنای شک و گمان است. بعضی آن را به معنای اضطراب و تزلزل قلب معنا کردهاند که از آثار شک است. در کتابهای فقهی به معنای ترس از واقع شدن در حرام میباشد
نگاههای حرام عبارتند از:
نگاه به چهره آرایش کرده زن. نگاه به زیور آلات زن. نگاه به عکس بی حجاب زن آشنا. نگاه با ریبه (ترس افتادن به حرام). نگاه به بدن مرد نامحرم (به جز صورت و دستها)، البته در این مسئله بین مراجع اختلاف نظر وجود دارد. نگاه به تمام بدن زن نامحرم (به جز صورت و دستها تا مچ). نگاه هوس آلود (هرچند به صورت و دستها و یا به بدن هم جنس).[5]
توجه به استفتای زیر در روشنتر شدن مطلب به ما کمک میکند:
س1: شخصی قصد ازدواج دارد، آیا میتواند بدون قصد لذت به چهره و موی خانمها (مثلاً در خیابان) نگاه کند، تا یکی را بپسندد و بعد از او خواستگاری کند؟
ج: همه مراجع: این نوع نگاهها جایز نیست.[6]
تبصره: نگاه به بدن زن، به منظور ازدواج با او شرایطی دارد و پرسش یاد شده، خارج از این موارد است.
با تأمل در استفتاء فوق در مییابیم، زمانی که با قصد ازدواج و حتی بدون قصد لذت نگاه کردن به چهره و موی خانمها و نیز نگاه به برجستگیهای بدن زن نامحرم از روی لباس و مانتو جایز نیست. نگاه هوس آلود و با قصد لذت جنسی به مواضع ممنوع و حتی جایز نامحرم، به طریق اولی حرام خواهد بود.
معنای ریبه و مفسده در حکم نگاه به نامحرم کلمه ”ریبه” از ریشه ”ریب” به معنای شک و گمان است. بعضی آن را به معنای اضطراب و تزلزل قلب معنا کردهاند که از آثار شک است. در کتابهای فقهی به معنای ترس از واقع شدن در حرام میباشد.[7]
تلذذ یعنی لذت بردن، و نگاه از روی تلذذ یعنی نگاه به قصد لذت بردن. اما ریبه یعنی خصوصیت نگاه کننده و نگاه شده مجموعاً طوری است که خطرناک است و ترس است که لغزشی به دنبال نگاه کردن به وجود آید؛ به این جهت در دین مقدس اسلام در ارتباط با معاشرت زن و مرد برای حفظ خانواده و اجتماع دستوراتی آمده است که ما به عنوان یک مسلمان ملزم به رعایت آن هستیم.
در مسئله جواز نگاه، بدون تردید اگر نظر از روی «تلذّذ» یا «ریبه» باشد، حرام است.
در قرآن کریم به مردان مسلمان دستور میدهد که هنگام روبرو شدن با زنان نامحرم دیدگان خود را ببندند: ”وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ …” [8] ؛ و به زنان مؤمن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعههای خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهای خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود … .
در شأن نزول این آیه از امام باقر (ع) روایت شده است: ”روزی در هوای گرم مدینه زن جوان زیبایی در حالی که طبق معمول روسری خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوشش پیدا بود، از کوچه عبور میکرد، مردی از اصحاب رسول خدا از طرف مقابل میآمد، آن منظره، سخت نظر او را جلب کرد و چنان غرق تماشای آن زن زیبا شد که از خودش و اطرافش غافل گشت و جلوی خودش را نگاه نمیکرد، آن زن وارد کوچهای شد و جوان با چشم خود او را دنبال میکرد، همان طور که میرفت ناگهان استخوان یا شیشهای که از دیوار بیرون آمده بود به صورتش اصابت کرد و صورتش را مجروح ساخت، وقتی به خود آمد که خون از سر و صورتش جاری شده بود. با همین حال به حضور پیامبر رفت و ماجرا را به عرض رساند.[9] این جا بود که آیه حجاب نازل شد”. گفتهاند آن چه سبب شد جوان مجذوب آن زن شود، نگاه همراه با لذت بود.
این موضوع نیز بدیهی است که انسان نباید در راهی گام بردارد که به احتمال قوی سرانجامش به گناه می انجامد. بر این اساس نگاهی که سرانجامش ارتباط حرام باشد، نیز با عنوان ”نگاه ریبه آلود” ممنوع خواهد بود.
آثار سوء نگاه شهوانی
آثار نگاه با لذّت و شهوت به نامحرم برای تبیین موضوع آثار نگاه شهوانی بحث را در ضمن چند نکته مطرح میکنیم:
1- بد حجابی و بی حجابی زنان علاوه بر این که خود یک گناه است، زمینه گناه دیگران را نیز فراهم میکند، اما این نکته دلیل نمیشود که مردان نامحرم مجاز باشند به آنها نگاههای هوس آلود و شهوانی داشته باشند.! بلکه هر انسان بالغ و عاقلی خود پاسخ گوی اعمال خود میباشد؛ چرا که انسان دارای اختیار است و میتواند با وجود مهیا بودن زمینههای گناه خود را کنترل کرده و مرتکب گناه نشود. چنان که بسیاری از افراد مؤمن به ویژه جوانان مؤمن در روز با موارد زیادی از این صحنهها مواجه میشوند، ولی از آنها چشم برداشته و مرتکب گناه نمیشوند.
اگر کسی در دوران قبل از ازدواج به زنان نامحرم نگاه از روی لذّت و شهوت نماید و از این کار توبه نکرده و ادامه دهد، ممکن است در دوران بعد از ازدواج نیز نگاههای حرام او استمرار داشته و چه بسا بیشتر شود که تأثیر منفی آن در محبت متقابل بین او و همسرش غیر قابل انکار است و حتی ممکن است منجر به اختلاف و جدایی شود
2- هر گناهی دارای آثار منفی مخصوصی است. نگاه به زنان نامحرماز روی لذّت و شهوت هم، آثار منفی در زندگی فردی و اجتماعی انسان به جا میگذارد. به عنوان نمونه، به برخی از آنها از نگاه روایات اشاره میشود:
امام علی (ع) میفرمایند:«هر کس چشم خویش را آزاد گذارد، همیشه اعصابش ناراحت است».[10]
امام صادق (ع) نیز در این به اره میفرمایند: «نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چه بسا یک نگاهی حسرتی طولانی بر جای گذارد».[11]
و هم چنین آن حضرت فرمودند:«نگاه پیاپی [به نامحرم]، بذر شهوت را در دل میافشاند و همین امر برای هلاکت بینندهاش کافی است».[12]
3- اگر کسی در دوران قبل از ازدواج به زنان نامحرم نگاه از روی لذّت و شهوت نماید و از این کار توبه نکرده و ادامه دهد، ممکن است در دوران بعد از ازدواج نیز نگاههای حرام او استمرار داشته و چه بسا بیشتر شود که تأثیر منفی آن در محبت متقابل بین او و همسرش غیر قابل انکار است و حتی ممکن است منجر به اختلاف و جدایی شود.
فتوای امام خمینی(ره) درباره نگاه به زنان:
” نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است. و نگاه کردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، ولی اگر بدون قصد لذت باشد مانعی ندارد و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام میباشد و نگاه کردن به صورت و بدن و موی دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و به واسطه نگاه کردن هم انسان نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد، ولی بنا بر احتیاط باید جاهایی را که مثل ران و شکم معمولاً میپوشاند نگاه نکند.”[13]
و در مورد زنان غیر مسلمان فرمودهاند:
” اگر انسان بدون قصد لذّت به صورت و دستهای زنهای اهل کتاب؛ مثل زنهای یهود و نصارا نگاه کند در صورتی که نترسد که به حرام بیفتد اشکال ندارد.”[14]
تلذذ یعنی لذت بردن، و نگاه از روی تلذذ یعنی نگاه به قصد لذت بردن. اما ریبه یعنی خصوصیت نگاه کننده و نگاه شده مجموعاً طوری است که خطرناک است و ترس است که لغزشی به دنبال نگاه کردن به وجود آید؛ به این جهت در دین مقدس اسلام در ارتباط با معاشرت زن و مرد برای حفظ خانواده و اجتماع دستوراتی آمده است که ما به عنوان یک مسلمان ملزم به رعایت آن هستیم.
راه درمان نگاه به فیلمهای مستهجن
در هر زمان، شیاطین، دامهایی برای به انحراف کشاندن اشخاص و خانوادههای صالح، گستردهاند که با توجه به شرایط زمان ما و پیشرفت تکنولوژی شکل جدیدی پیدا کرده است و در همه جای دنیا این مهم دیده میشود. در این میان، سهم کشورهای غربی و آمریکا بیشتر است. اشخاص و خانوادههای متدّین اگر مجبور به زندگی در چنین کشورهایی هستند، باید توجه داشته باشند که حفظ خود و زندگی و خانواده از شرّ این موانع سعادت و رستگاری، کار بسیار سخت و دشواری است، اما بسیار با ارزش است؛ زیرا یک نوع جهاد ،بلکه بالاترین نوع جهاد در راه خدا است که نیاز به استقامت و پافشاری دارد، و با استعانت از خداوند حتماً نتیجه مطلوب و خداپسندانه نصیب انسان میشود. خداوند درباره چنین افرادی میفرماید: «بر کسانی که گفتند: پروردگار ما خدا است و ( در راه او ) استقامت و پایداری ورزیدند، فرشتگان نازل میشوند که مترسید و غمگین مباشید ».[16]
در این مورد باید توجه داشت که برای از بین بردن هر دردی اول باید عامل آن درد را شناخت. گاهی چند عامل توأمان در ایجاد یک درد دخیلاند؛ مثلاً محیط بی بند و بار و دسترسی آسان، ارضا نشدن غریزه جنسی در رابطه مشروع، ضعیف شدن ایمان و گرایش به لذات دنیایی نامشروع و… از عواملیاند که میتواند فرد را به سمت گناه سوق دهد. انسان باید با زیرکی و تحلیل علمی و البته غیر مستقیم علت درد را دریابد و آن گاه به درمان آن اقدام نماید؛ از این رو به اجمال و کلی برای مبارزه با این گونه مشکلات نکاتی را بیان میکنیم امید آن که سودمند باشد:
1- درخواست خالصانه از خداوند.
2- ارتباط بیشتر با اشخاص متدین و با ایمان.
3- داشتن برنامه مستمر برای شنیدن کلام دانشمندان دینی و آگاه شدن با معارف عالی اسلام.
4- تذکر و یادآوری عزت، وقار و ارزش والای انسان مؤمن و پرهیزکار ،به ویژه انسانهای مؤمنی که در چنین جوامعی زندگی میکنند و هم رنگ جماعت نمیشوند و در مسیر صحیح و اسلامی قدم برمی دارند. و یادآوری این که گناه و معصیت ارزش و عزت انسانی را نابود میکند.
5- تذکر عواقب سوء و ناگوار دیدن این گونه از فیلمها (بدبینی ،عدم اعتماد ، کشیده شدن به انحرافات بعدی)، و بیان این که اوّلاً دیدن چنین صحنههایی هم از نظر اسلام حرام است.[17] و علت حرمت، وجود ضررها و مفاسدی است که یک نگاه مسموم ممکن است به دنبال داشته باشد.
6- پر کردن وقتهایی که احتمال دیدن این فیلمها میرود با برنامههای مورد علاقه.
پی نوشت ها :
[1]. نور، 30
[2]. نور، 31
[3]. بحار، ج 101، ص 40
[4]. در این به اره بین مراجع تقلید وحدت نظر وجود ندارد. به سؤال و استفتای ذیل توجه فرمایید:
سؤال: حکم نگاه کردن زن به بازو و آرنج مرد نامحرم چیست؟
پاسخ:
امام(ره)، خامنهای، صافی: جایز نیست.
بهجت: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
تبریزی ، سیستانی، فاضل، مکارم، نوری و وحید: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشکال ندارد. نک: رساله دانشجویی، احکام نگاه، ص 202
[5]. نک: رساله دانشجویی، احکام نگاه، ص197
[6]. مکارم، تعلیقات علی العروة، م 26، و استفتائات، ج 1، س 816؛ فاضل، تعلیقات علی العروة، ج 2، النکاح، م 26؛ صافی، هدایة العباد، ج 2، النکاح، م 28؛ امام، تحریر الوسیلُة، ج 2، النکاح، م 28؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج 2، النکاح، م 28؛ تبریزی، صراط النجاة، ج 6، م 948؛ دفتر: وحید. رساله دانشجویی، احکام نگاه، ص201
[7]. مکارم، ناصر، استفتائات جدید، ج1، ص 56، سؤال 122، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب، قم، 1427 ه ق.
[8]. نور، 30
[9] فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج 5، ص 230؛ مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج 19، ص 485
[10] . ثقة الاسلام کلینی، کافی، ج 8، ص 23، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 ش.
[11]. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج 101، ص 40، مؤسسة الوفاء بیروت، لبنان، 1404 ق.
[12] . شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 18، ح 4970، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1413 ق.
[13]توضیح المسائل (المحشی للإمام الخمینی)، ج2، ص: 485، مسأله 2433
[14] توضیح المسائل (المحشی للإمام الخمینی)، ج2، مسأله 2434
[15]. امام خمینی، نجاة العباد، ص 91، م 3
[16]. فصلّت، 30
[17]. نظر مراجع محترم تقلید در به اره نگاه کردن به فیلمهای مبتذل این است:
همه مراجع (به جز آیت ا.. تبریزی و آیت ا..سیستانی ) ؛ باتوجه به این که دیدن این گونه فیلمها به طور معمول شهوت برانگیز و مقدمه ارتکاب گناه میباشد نگاه به آنها حرام است، اجوبه استفتاءات، س 1187،جامع الاحکام، ج 2،س 1717 و 1605
آیت ا…سیستانی : اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه نیز باشد ، بنابر احتیاط واجب، نگاه به زنان جایز نیست. (sistani.org)
منبع : اسلام پدیا
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٦ساعت ٩:٥۱ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
در گذشته، اغلب ازدواج ها بعد از بلوغ جسمى و جنسى دختر و پسر صورت مى گرفت که البته در بسیارى جهات پیامدهاى منفى در پى داشت، اما چون خانواده ها آنها را مورد حمایت مادى و معنوى قرار مى دادند، مشکلات عمده اى پدید نمى آمد؛ ولى امروزه مفهوم زندگى، گستره نیازها، ساختار و کارکرد خانواده و انتظارات متقابل زن و مرد از یک دیگر چنان متحول شده که بلوغ جسمى و جنسى به تنهایى نمى تواند جواب گوى نیازها و مسئولیت هاى یک زندگى مشترک باشد. بنابراین تعیین سن ازدواج نیاز به بازنگرى جدى، عمیق و همه جانبه دارد. باید به متون دینى، تحقیقات روان شناختى، نیازهاى دوره جوانى و نیز به واقعیت هاى اجتماعى و فرهنگ حاکم بر جامعه توجه شود، تا سن مناسب ازدواج معین، و راهکارهاى لازم براى بهبود و اصلاح وضعیت کنونى ارائه گردد.

در تعیین سن ازدواج دختران و پسران دو دیدگاه اصلى وجود دارد: یکى دیدگاه دینى و دیگرى دیدگاه روان شناختى که مکمل یکدیگرند. در کلام خداوند سن معینى براى ازدواج مطرح نشده است، ولى از واژگانى چون «بلوغ»، «بلوغ حُلم»، «بلوغ نکاح» و «بلوغ اشد» مى توان سن ازدواج را به دست آورد. خداوند در سوره نساء می فرمایند: یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامى که بالغ شده و به نکاح تمایل پیدا کردند و آنان را به درک مصالح زندگانى خود آگاه یافتید، اموالشان را به آنان بدهید. شیخ طوسى در تفسیر آیه مى نویسد: معناى بلوغ نکاح آن است که به مرحله تولید نسل برسند... بنابراین معیار سن ازدواج از نظر قرآن همان قدرت داشتن بر ازدواج و تولید نسل است.
سن ازدواج بر اساس سیره معصومین(ع)
شواهد تاریخى نشان می دهد که امامان ما در سنین قبل از 20 سالگى ازدواج مى کردند. امام سجاد(ع) در حدود 18 سالگى ازدواج کرد. امام کاظم(ع) نیز قبل از 20 سالگى ازدواج کرده است. امام جواد(ع) در موقع ازدواج کم تر از 17 سال داشته اند و امام هادى(ع) هم قبل از 20 سالگى ازدواج کرده باشد. آنان در مورد فرزندانشان نیز همین شیوه را داشتند و قبل از 20 سالگى وسایل ازدواجشان را فراهم مى کردند. (محمد تقى عبدوس، فرازهاى برجسته از سیره امامان شیعه، (دفتر تبلیغات اسلامى)، ج 2، ص 29 ـ 28.)
تا این جا به این نتیجه رسیدیم که طبق آیات، روایات و سیره معصومین(ع) سن ازدواج در دختران بعد از 9 سالگى و در پسران حدود 20 سالگى است؛ اما سؤالى که وجود دارد این است که آیا تنها رسیدن به این سن کفایت مى کند، یا معیارهاى دیگرى نیز در تعیین زمان ازدواج دخالت دارد؟
شواهد بسیارى نشان مى دهد که علاوه بر سن، متغیرهاى دیگرى در تعیین زمان مناسب ازدواج مورد توجه است که به تبع آنها، معیار سنى نیز نوسان مى یابد. یکى از اصلى ترین معیارهاى تعیین سن ازدواج، از نظر شرع و روان شناسان رسیدن به حد رشد است که خود ابعاد مختلفى دارد و ما اینک به توضیح برخى از جنبه هاى عمده آن مى پردازیم.
رشد به معناى یاد شده کاملاً یک امر اکتسابى و قابل یادگیرى است. والدین، اطرافیان و فرهنگ جامعه مى توانند نقش اساسى در شکل گیرى و تحصیل آن داشته باشند
رسیدن به حد رشد
براى صلاحیت ازدواج از نظر فقه امامیه تنها رسیدن به سن بلوغ کافى نیست، بلکه علاوه بر آن، دختر و پسر باید رشید هم باشند؛ یعنى بتوانند مصلحت خود را تشخیص دهند، تا بتوانند به استقلال و از روى اراده و اختیار عقد ازدواج ببندند. شهید مطهرى درباره شرط بودن رشد براى ازدواج مى نویسد:
«در فقه و سنت اسلامى محرز و مسلم است که براى ازدواج تنها عقل و بلوغ کافى نیست؛ یعنى یک پسر به صرف آن که عاقل و بالغ است نمى تواند با دخترى ازدواج کند؛ هم چنان که براى دختر نیز عاقله بودن و رسیدن به سن بلوغ دلیل کافى براى ازدواج نیست، علاوه بر بلوغ و علاوه بر عقل، رشد لازم است.»

اگر بخواهیم کلمه رشد را به مفهوم عام آن تعریف کنیم، باید بگوییم رشد یعنى این که انسان شایستگى و لیاقت اداره و نگه دارى و بهره بردارى هر یک از سرمایه ها و امکانات مادى و یا معنوى را که به او سپرده مى شود داشته باشد؛ یعنى اگر انسان در هر مرحله اى از زندگى که داراى یک شأن و منزلت و مقامى است و یا ابزار و وسیله اى را دارد شایستگى اداره و نگه دارى و بهره بردارى از آن را داشته باشد، چنین شخصى در آن کار و در آن شأن «رشید» است. حال، آن چیز هر چه مى خواهد باشد، همه آن اشیایى که وسایل و سرمایه هاى زندگى هستند. سرمایه به مال و ثروت انحصار ندارد مردى که ازدواج مى کند خودِ ازدواج و زن و فرزند و کانون خانوادگى، وسایل و، به تعبیر دیگر، سرمایه هاى زندگى او هستند، و یا شوهر براى زن و زن براى شوهر حکم سرمایه را دارد. بنابراین، رشد در مورد ازدواج یعنى شایستگى و لیاقت اداره زندگى؛ چنان که شهید مطهرى در این خصوص مى فرماید: منظور (از رشد در مورد ازدواج) تنها رشد جسمانى نیست، منظور این است که رشد فکرى و روحى داشته باشند؛ یعنى بفهمند که ازدواج یعنى چه؟ تشکیل کانون خانوادگى یعنى چه؟ عاقبت این بله گفتن چیست؟ باید بفهمد این بله که مى گوید، چه تعهدهایى و چه مسئولیت هایى به عهده او مى گذارد و باید از انجام این مسئولیت ها برآید.
رشد به معناى یاد شده کاملاً یک امر اکتسابى و قابل یادگیرى است. والدین، اطرافیان و فرهنگ جامعه مى توانند نقش اساسى در شکل گیرى و تحصیل آن داشته باشند.
فرهنگ سازى ازدواج ساده و منطبق با معیارهاى اسلامى، یکى از نیازها و راهکارهاى اصلى در حل مشکلات ازدواج جوانان است. اگر معیار در ازدواج و انتخاب همسر دستورهاى اسلام باشد، اکثر یا هیچ یک از این مشکلات وجود نخواهد داشت
چه باید کرد؟
باید والدین و مربیان تدابیرى در نظر بگیرند که نوجوانان و جوانان در ابعاد مختلف جسمى، جنسى، عقلى، اجتماعى، عاطفى و اقتصادى به طور هماهنگ و متناسب رشد کنند. آنچه در حال حاضر مشاهده مى شود، ناهم ترازى رشد و بلوغ جنسى و جسمى و احساس نیاز به ازدواج، با دیگر ابعاد رشدى، یعنى رشد عقلى، اجتماعى، اقتصادى و عاطفى نوجوانان و جوانان است؛ بنابراین یا به محض رسیدن به بلوغ جنسى اقدام به ازدواج مى کنند، در حالى که از نظر عقلى، عاطفى، اجتماعى و اقتصادى به حد رشد مناسب نرسیده اند و یا سال ها پس از رسیدن به بلوغ جنسى منتظر یافتن شغل مناسب، تکمیل تحصیلات و دیگر پیش نیازهاى زندگى باقى مى مانند که در نتیجه، یا اصلاً به آن دست نمى یابند و یا وقتى به آنها مى رسند که دیگر شادابى، طراوت و انگیزه ازدواج را ندارند، در هر دو صورت، زندگى آسیب پذیر و در معرض خطرهاى جدى است.

فرهنگ سازى ازدواج ساده و منطبق با معیارهاى اسلامى، یکى از نیازها و راهکارهاى اصلى در حل مشکلات ازدواج جوانان است. اگر معیار در ازدواج و انتخاب همسر دستورهاى اسلام باشد، اکثر یا هیچ یک از این مشکلات وجود نخواهد داشت. تبعیت از آداب و رسوم نادرست، برخى تحصیلات نامتوازن، روابط بى حد و مرز دختر و پسر، بینش غیردینى که فقط اسباب مادى را درنظر مى گیرد، کم رنگ شدن توکل و توجه به خداوند و نیز هزینه هاى اضافى و تشریفات، از عوامل اصلى بالا رفتن سن ازدواج محسوب مى شوند.
این زنجیرهاى اسارت آور و دست و پاگیر، متأسفانه در حال گسترش است. باید بینش جوانان و نوجوانان و خانواده ها نسبت به زندگى، ازدواج و... اصلاح شود تا بتوان مقدمات ازدواج آنان را در زمان مناسب و با الگوگیرى از امامان معصوم(ع)، که قبل از 25 سالگى اقدام به ازدواج مى نمودند، فراهم کرد. هر چند در دین اسلام ازدواج دیر هنگام توصیه نمی شود ولی سن خاصی هم برای ازدواج توصیه نشده است . همان طور که ازدواج هایی موفق در سنین پایین وجود داشته است .
بخش کلوب ازدواج تبیان
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٤ساعت ٧:٠٦ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هدف از این مقاله صرفا تبیینی پیرامون مسأله «حجابهراسی» در میان برخی از دختران است که سعی شده در آن به ریشههای فرهنگی و روانشناختی مسأله توجه شود. نکته قابلتوجه این مسأله است که این مقاله به هیچوجه درصدد بررسیِ عللِ شکلگیری پدیدهای تحت عنوان بیحجابی نیست.
برخی دختران جوان و بیشتر نوجوان این روزها از حجاب گریزانند و علی رغم داشتن خانواده ای مذهبی ، به گونه ای با حجاب برخورد می کنند که گویی از آن هراسانند .به این مشکل می توان از چند دیدگاه پرداخت:
الف) سیاستهای تربیتی
غالبا سیاستهای خانواده هایی که گرفتار این مشکل می شوند بر پایه ی سیستم های تنبیهی و محدود کننده بوده است.بهعنوان مثال یکی از راهکارهای رایج در سیاستهای تربیتی، محدود کردن کودکان در انجام کارهای مورد علاقهشان بوده است. مثلا اگر کودک کار ناشایستی انجام میداده، از رفتن به مهمانی تولد دوستش، یا کلاس مورد علاقهاش و یا دیدن برنامه تلویزیون و... محروم میشده است.
در واقع ما اینجا با نوع خاصی از محدودیت که با محرومیت همراه است، مواجه هستیم. یعنی در نگاه شخص این محدودیتها تماما منجر به نوعی محرومیت میشوند که او را از علایق و خواستههایش جدا میکنند و برایش حیث تنبیهی دارند.
ب) تأکیدی غیرواقعی
یکی از نکاتی که دائما در فضای دینی پیرامون مسأله حجاب تأکید میشده و احیانا روی تابلوهای شهری و اماکن مذهبی هم دیده میشود، این جمله است که: «حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است»؛ اما واقعیت مطلب این است که وقتی شخص به حقیقت حجاب دقت میکند متوجه میشود که حجاب عین محدودیت است و از آنجایی که محدودیت برای او بهصورت ناخودآگاه، بهمعنای محرومیت شکل گرفته است حقیقت حجاب برای او بهصورت محرومیت تجلی پیدا کرده و موجب ترس از آن میشود. در واقع شخص بهصورت ناخودآگاه براساس تجارب شخصی دوران کودکیاش از حقیقت حجاب میهراسد. چراکه نه تنها در مییابد که حجاب محدودیت است، بلکه آن را از سنخ محرومیت درک میکند.
حال بهنظر میرسد که حجاب از نوع محدودیت فعال است و نه از نوع محدودیت منفعل. محدودیت فعال، دارای توابعی است که میتوان از مهمترین آنها «ارزشافزایی شئ» را نام برد. یعنی شی وقتی بهصورت خودخواسته، از هرجایی شدناش جلوگیری میکند، طبیعی است که به ارزشش افزوده میشود.
ج) توجه به معانی
حقیقت مطلب آن است که «محدودیت» دارای دو معنای کاملا متباین است. و آنچه که در این میان موجب ترس از حجاب میشود، مغالطه اشتراک لفظیای است که در این میان رخ میدهد.
اگر ما به این واژه - محدودیت - دقت کنیم متوجه میشویم که محدودیت دارای دو حیث معنایی و دو کاربرد کاملا متباین است:
اول: حیث منفی و سلبی که همراه با مصداق محرومیت است و میتوان آن را «محدودیت از» نامید. خصوصیت این نوع محدودیت آن است که از جانب خارج به شخص تحمیل شده و برای او تعیین تکلیف میکند که با توجه به این معنا میتوان آن را «محدودیت انفعالی» نیز نامید.
دوم: حیث ایجابی محدودیت است که میتوان این معنا را «محدودیت به» نامید. در واقع این محدودیت بهمعنای منحصر کردن، اختصاص دادن، متمرکز شدن و معانیای از این قبیل است. بهعنوان مثال شخص میگوید: من حیطه مطالعاتی خودم را به فلسفه محدود کردهام. این حرف بهمعنای این است که من مطالعات خودم را مختص به فلسفه کرده و برروی فلسفه متمرکز شدهام. با توجه به اینکه این نوع محدودیت از جانب خود شخص تعیین شده و بهصورت خودخواسته است میتوان آن را «محدودیت فعال» نیز نامید.
حال بهنظر میرسد که حجاب از نوع محدودیت فعال است و نه از نوع محدودیت منفعل. محدودیت فعال، دارای توابعی است که میتوان از مهمترین آنها «ارزشافزایی شئ» را نام برد. یعنی شی وقتی بهصورت خودخواسته، از هرجایی شدناش جلوگیری میکند، طبیعی است که به ارزشش افزوده میشود. دقیقا مانند انسانی که در یک حیطه خاص مطالعه میکند و انسانی که از هر دری کتابی میخواند. طبیعی است که انسان اول، عمیقتر و گفتارش از ارزش بیشتری برخورداراست.
دین میخواهد از وقوع رفتارهای هرزهمآبانه در عرصه جنسیتی جلوگیری کند و این را تنها زمانی مقدور میداند که هر زنی برای خودش ارزشی خاص قائل باشد و از تبدیل شدن خویش به یک کالای عمومی جلوگیری کند.
دین با این نگرش سعی دارد که هر زنی را مختص به خانواده خودش کند و زیباییهای وجودی وی را در نظر خانوادهاش بزرگتر و عمیقتر کند. در واقع این نوع نگرش به حجاب، که در واقع نوعی اختصاصیسازی است، میتواند ریشه در این مطلب داشته باشد که دین میخواهد از وقوع رفتارهای هرزهمآبانه در عرصه جنسیتی جلوگیری کند و این را تنها زمانی مقدور میداند که هر زنی برای خودش ارزشی خاص قائل باشد و از تبدیل شدن خویش به یک کالای عمومی جلوگیری کند. یعنی تا زن نخواهد که از ارزش برخوردار شود، هیچ عامل خارجی ـ ولو دین ـ نمیتواند ارزشمندی وی را تضمین کند. این مسأله با این واقعیت که بین عرضه و تقاضا نیز نسبت معکوس وجود دارد، همراهی میکند. بهعبارت دیگر دین سعی میکند با اختصاصیسازی در عرصههای روابط زن و مرد، از عرضه بیش از اندازه آن جلوگیری کرده و در نتیجه از کاسته شدن ارزش زن جلوگیری کند.
اگر این مفهوم برای دختران خوب تبیین شود و سیستم های تربیتی چه در خانواده و چه در مدارس به این نکته توجه کنند و محرومیتی بخاطر حجاب در دختران ایجاد نکنند بلکه برخی محدودیت هایی که ایجاد آنها با اصل حجاب مخالف است تنها چیزی باشد که یک دختر محجبه با آن مواجه است و البته این در کنار مزایای بیشمار داشتن حجاب اسلامی است.در آن صورت خواهیم دید که دختران نوجوان ما نه تنها از حجاب گریزان نخواهند بود بلکه با علم و علاقه آنرا خواهند پذیرفت.
منبع : وبلاگ خانه ی حجاب با تغییرات
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ٦:۱٩ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
حجاب و پوشش بانوان موضوعی است که در جامعه کنونی در مورد آن،سوالها و شبهات بسیاری وجود دارد. قرآن کریم وقتی مسئله لزوم حجاب را بازگو میکند علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان میفرماید: «ذلک اَدنی اَن یَعرِفنَ فَلا یُوذین» (سوره احزاب _ 59) برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند» چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
حجاب!موضوعی که سالهاست دغدغه ذهنی بسیاری از کارشناسان،متفکران و عامه مردم جامعه بوده است.افراد بسیاری در موقعیت های مختلف این موضوع را به چالش کشیده و آنرا مورد بحث و بررسی قرار داده اند. اما به واقع این همه بحث و جدل برای به دست آوردن چه نوع معرفت و شناختی می باشد؟
به نظر می رسد برای ورود و پرداختن به مبحث خطیری همچون حجاب، بهتر است به این نکته اشاره شود که زن و مرد دو موجود و مخلوق خداوند متعال هستند که با خصلتهای متفاوتی به لحاظ روحی و جسمی،آفریده شده اند. همین تفاوتها موجب می شود تا تکالیف و وظلیف متفاوتی برای هر یک از آنها وجود داشته باشد.
از جمله تفاوتهای تکلیفی زن و مرد، رعایت حجاب از جانب زنان میباشد . حجاب به معنی "پوشیدن" بوده و در اصطلاح فقها ، کلمه "ستر" بکار رفته که آن هم به معنی پوشش است. به نظر می رسد برای هر مسلمانی لازم است که در قدم اول برای فهم اصول و قوانین دین خود به کتاب آسمانی اش رجوع کند. مسلما برای ما که از دین مبین اسلام پیروی می کنیم،قران بزرگترین و بی نقص ترین منبع یادگیری و تبعیت است.
چنانچه در رابطه با موضوع حجاب به قران رجوع کنیم ملاحظه می کنیم که در سوره نور آیه 31 به این حکم الهی،به گونه ای اشاره شده است. با این بیان که ( و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را _ از هر نامحرمی _ فرو بندند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که _ طبعا _ از آن پیداست و باید روسری خود را بر گردن خویش فرو اندازند و زیورهایهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان _ همکیش _ خود یا کنیزانشان یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف حاصل نکردهاند آشکار نکنند و پاهای خود را _ به گونهای به زمین _ نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته میدارند معلوم گردد. ای مومنان همگی _ از مرد و زن _ به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.)
هر چند که این موضوع قابل توجهی است که فهم و تفسیر عبارات قران امری ساده نیست و ذیل این عبارات قرانی تفاسیر و توضیحات بسیاری وجود دارد.اما آنچه مسلم است اینکه هر انسان عاقلی با خواندن این عبارات حتی اگر توضیح و تفسیر خاصی هم به دنبال آن نباشد،متوجه می شود که آنچه اسلام از زنان خواسته،در چه حدود و میزانی است
بنابراین این ادعا که برخی بیان می کنند که ما از طریق قران نتوانستیم به موضوع حجاب دسترسی پیدا کنیم،ادعایی غلط است و نشان می دهد که اگر انسان به دنبال فهم حقیقت باشد،فطرت پاک و خداجوی او به وی کمک می کند تا به اصل واقعی و حقیقی هر چیزی دست پیدا کند.
در رابطه با لزوم و وجوب حجاب برای زنان،سالیان درازی است که کتابها،مقالات و تحقیقات مختلفی در سرتاسر جهان صورت گرفته است. اگر کسی طالب یادگیری و فهم دقیق فلسفه حجاب باشد،راه های زیادی برای تحقیق و پرسش باز است که می تواند از طریق انها به خود کمک کند تا به حقیقتی ناب دسترسی پیدا کند.
اگر با اندکی تامل به وقایع دنیای اطرافمان بنگریم،متوجه خواهیم شد که بسیاری از افراد و فرقه های فکری،نوک تیز سلاح خویش را به سمت حجاب نشانه گرفته اند. آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که چرا در برخی از کشورهای اروپایی همچون فرانسه، این همه جنجال و مخالفت با رعایت حجاب بانوان در اماکنی عمومی،همچون دانشگاه و مدرسه مطرح بود؟آیا تاکنون فکر کرده اید که چرا چندین سال قبل با ساخت مناره مسجد در کشور سوئیس مخالفتهایی صورت گرفته بود؟

یک پاسخ ساده و قابل فهم برای این سوالات وجود دارد.نکته مهم اینجاست که رعایت پوشش توسط بانوان مسلمان یک نشانه بارز و قابل دیدن برای همگان است.همانطور که مناره مسجد نشانه و نمادی بارز از مسلمانان است. انچه مسلم است اینکه دنیای مدرن امروز دوست ندارد که نشانه های اسلام و مسلمان بودن در برابر دیدگان افراد وجود داشته باشد.چرا که سردمداران امور فرهنگی و متفکران غربی به خوبی می دانند که انچه دیده می شود،تاثیر عمیق و بانفوذی بر افراد دیگر به جا می گذارد که این اثرگذاری ممکن است در برخی از موارد،منافع انان را به خطر بیندازد. به همین خاطر است که به مقابله با حجاب می پردازند در حالیکه ادعای دموکراسی در جامعه غربی گوش همگان را کر کرده است. این دموکراسی را در کتابخانه ها و مراکز علمی رعایت می کنند.چنانچه با مراجعه به تمامی کتابخانه های معتبر دنیا خواهید دید که معتربرترین کتب اسلامی و حتی شیعی،در کتابخانه های ممالک غربی وجود دارد و دموکراسی و آزادی به این شیوه برای مردم فراهم شده است.اما وقتی نشانه بارز اعتقاد یک زن مسلمان در سطح جامعه نمایان می شود،احساس خطر می کنند از گرایش سایرین به این نماد و جستجوی فلسفه و چگونگی این پوشش که ممکن است موجب بروز گرایش نسبت به اسلام در میان سایر مردمان شود.
این موارد ،حاوی نکات بسیار مهم و قابل تاملی است که هر یک از ما باید به آن فکر کنیم. اگر بدون تعصب و با نگاهی واقع بینانه به بررسی دنیای اطرافمان بپردازیم خواهیم دید که افرادی هستند که در آن سوی دنیا تلاش می کنند تا من و شما نسبت به حجاب و پوششی که دینمان برای ما به ارمغان آورده،بی تفاوت و بی میل باشیم و حتی نسبت به آن دچار حس تنفر باشیم و آرزو کنیم تا شرایطی داشته باشیم که از رعایت پوشش رها شویم.
وقتی اجبار از حدود خاصی فراتر رود، نتیجه معکوس به دنبال خواهد داشت.اجبار در مواردی از این دست همچون فنری عمل می کند که هر چه بیشتر به آن فشار آورده شود،با سرعت بیشتر و شتاب بیشتری پرش خواهد کرد.شاید وضعیت جامعه ما هم بی شباهت به این موضوع نیست
در رابطه با این موضوع حرف و سخن بسیار است. ما نیز قائل به این حقیقت هستیم که هیچ اجباری در پذیرش دین نیست.این گفته خداوند متعال است و بدین معناست که هر انسانی مختار و آزاد است در پذیرش دین و دیندار بودن و دیندار زیستن. ما هرگزنمی توانیم کسی را مجبور به پذیرش دین و ارکان دینی کنیم. البته هدایت و راهنمایی،موضوعی ارزشمند و مهم است.اما تا حدی که افراد خواستار آن باشند و نسبت به این مساله تمایل داشته باشند. البته زمانی که افراد دین را پذیرفتند باید به وظایف آن نیز عمل کنندو اگر در کشوری زندگی می کنند که دین رسمی اش اسلام است باید در پوشش خود حداقل های این دین را لحاظ کنند.
این روزها بارها و بارها به این موضوع فکر می کنم که اگر زنان و دختران این مرز و بوم،فلسفه وحقیقت والای حجاب و پوشش را درک می کردند و با تمایل و علاقه به این سمت می آمدند،شهر ما رنگ و بوی دیگری داشت و همه چیز واقعی تر بود.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ٦:۱۸ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
این موضوع که ادیان الهی دیگر نیز به موضوع حجاب پرداخته اند ، خود نشان دهنده ی فطری بودن بحث حجاب است. پس یک موضوع فطری تنها در ایران مطرح نیست و در دیگر کشورها هم مطرح است اما به دلیل تغیر شکلی که ادیان در طول زمان داشته اند ، بحث حجاب در جهان متوجه مسلمانان است .
حجاب یکی از موضوعات قابل بحت در همه جای دنیاست. اینکه حد و مرز شرعی آن چقدر است؟چگونه می توان فرزندان را به این ارزش پایبند تربیت کرد و ...در حقیقت هرجا که زنی پاکدامن و با حیا وجود داشته باشد ، این بحث اجتناب ناپذیر است حتی اگر مسلمان نباشد. طبق آثار و شواهد به دست آمده حجاب در ادیان الهی دیگر هم وجود داشته است:
حجاب در دین یهود
رواج حجاب در بین زنان قوم یهود، مطلبی نیست که کسی بتواند آن را مورد انکار یا تردید خود قرار دهد. مورخین، نه تنها از مرسوم بودن حجاب در بین زنان یهود سخن گفته اند، بلکه به افراط ها و سخت گیریهای بی شمار آنان نیز در این زمینه تصریح کرده اند. در کتاب «حجاب در اسلام» آمده است: «گرچه پوشش در بین عرب مرسوم نبود و اسلام آن را به وجود آورد، ولی در ملل غیر عرب، به شدیدترین شکل، رواج داشت. در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند، حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست وجود داشت. در بین این ملتها وجه و کفین (صورت و کف دستها) هم پوشیده می شد. حتی در بعضی از ملتها سخن از پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از قایم کردن زن بود و این فکر را به صورت یک عادت سفت و سخت درآورده بودند».
ویل دورانت که معمولا سعی می کند موارد برهنگی یا احیانا تزیینات و آرایش های زنان هر قوم را با آب و تاب نقل کند تا آن را طبیعی جلوه دهد، در این مورد می گوید: «در طول قرون وسطا، یهودیان همچنان زنان خویش را با البسه فاخر می آراستند، لکن به آنها اجازه نمی دادند که با سر عریان به میان مردم روند. نپوشاندن موی سر، خلافی بود که مرتکب را مستوجب طلاق می ساخت. از جمله تعالیم شرعی یکی آن بود که مرد یهودی نباید در حضور زنی که موی سرش هویداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد».
در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند، حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست وجود داشت. در بین این ملتها وجه و کفین (صورت و کف دستها) هم پوشیده می شد. حتی در بعضی از ملتها سخن از پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از قایم کردن زن بود و این فکر را به صورت یک عادت سفت و سخت درآورده بودند
ویل دورانت می نویسد در مورد لزوم پوشاندن سر از نامحرمان در آیین یهود: اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانکه مثلا بی آن که چیزی برسرداشت به میان مردم می رفت، و یا در شارع عام نخ می رشت، یا بر هر سنخی از مردان، درد دل می کرد، یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه ای او را طلاق دهد. او همچنین می نویسد: ...و به استعمال سرخاب و سرمه، نکوهیده می شمردند. موافق بودند که مرد، باید برای پوشاک زن خویش سخاوتمندانه خرج کند، لکن غرض آن بود که زن، خود را برای شوهر خویش بیاراید نه برای سایر مردها. (حکمه الحجاب واداله وجوب النقاب ، ص 252).
حجاب در مسیحیت:
ادیان الهی، به خاطر تناسبشان با فطرت و احکام کلی، جهت و شیوه واحدی دارند. در مسیحیت، همانند دین زرتشت و یهود، حجاب زنان امری واجب به شمار می آمده است. «جرجی زیدان»، دانشمند مسیحی در این باره می گوید: «اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع، قبل از اسلام و حتی پیش از ظهور دین مسیح، معمول بوده است و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است». مسیحیت نه تنها احکام دین یهود در مورد حجاب زنان را تغییر نداده و قوانین شدید آن را استمرار بخشیده است، بلکه در برخی موارد، قدم را فراتر نهاده و با تاکید بیشتری وجوب حجاب را مطرح ساخته است.
در این ارتباط در انجیل می خوانیم: «و همچنین زنان خویشتن را بیارایند به لباس مزین به حیا و پرهیز، نه به زلفها و طلا و مروارید و رخت گرانبها. بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کند به اعمال صالحه....» (انجیل، رساله پولس به تیموناوس، باب دوم، فقره 9- 15).
و این موضوع که ادیان الهی دیگر نیز به موضوع حجاب پرداخته اند ، خود نشان دهنده ی فطری بودن بحث حجاب است. پس یک موضوع فطری تنها در ایران مطرح نیست و در دیگر کشورها هم مطرح است اما به دلیل تغیر شکلی که ادیان در طول زمان داشته اند ، بحث حجاب در جهان بیشتر متوجه مسلمانان است .البته مسلمان های همه ی نقاط جهان .
روزانه اخباری از کشورهای مختلف می شنویم که برخوردهای متفاوتی با حجاب زنان دارند.البته آنهایی که با حجاب مخالف اند دلیل شان مخالفت با روسری یا چادر به عنوان یک لباس نیست بلکه آنها با فرهنگی که در ورای این حجاب است مخالف اند و از آن می ترسند.
فرانسه:
منع رعایت حجاب و دیگر سمبل های دینی در مدارس فرانسه از سال 2004 آغاز شد ولی با این وجود زنان مسلمان می توانند در مدارس اسلامی و دانشگاه ها روسری به سرداشته باشند. چون در این محل ها قانون در باره سمبل های دینی اعمال نمی شود.
ترکیه:
در طول 80 سال گذشته با تاسیس دولت از سوی آتاتورک منع حجاب و دیگر مسایل مربوط به گذشته این کشور که طبق گفته وی نشان دهنده عقب ماندگی بود، در دستور کار قرار گرفت، اما با این حال 65 درصد از زنان مسلمان در کشور ترکیه حجاب اسلامی را رعایت می کنند. این نکته قابل ذکر است که قانون منع حجاب در مدارس دانشگاه ها و ادارات این کشور همچنان به اجرا در می آید.
انگلیس:
در انگلستان هیچ منعی برای پوشیدن لباس های اسلامی وجود ندارد. با وجود اینکه مدارس می توانند دانش آموزان را ملزم به پوشیدن لباس های فرم کنند ولی دختران در مدارس از پوشیدن حجاب منع نمی شود.
آلمان:
در سپتامبر سال 2003 دادگاه فدرال آلمان به نفع یک معلم مسلمان که از وی خواسته شده بود تا از پوشیدن روسری خودداری کند رای داد، ولی در همان حال اعلام کرد که اگر مردم بخواهند مسئله عدم پوشیدن روسری و منع حجاب در کشور آلمان به اجرا در آید، قانونگذاری و بررسی های لازم نیاز است.
ایتالیا:
دولت ایتالیا در سپتامبر سال 2004 قانون قدیمی و کهنه منع ماسک بر صورت زدن را با هدف جلوگیری از نقاب به صورت زدن توسط زنان مسلمان دوباره به تصویب رساند.
در پنجم جولای همین سال پارلمان ایتالیا قانون منع مخفی کردن چهره در مجامع عمومی را با هدف مقابله با تروریسم تصویب کرد.
همینکه در کشورهای دیگر و حتی ادیان دیگر موضوع حجاب مطرح است خود دلیل بسیار محکمی است بر اینکه رعایت حد و مرز در پوشش برای زندگی و سعادت بانوان لازم است.
منابع : کتابخانه طهور / خبرگزاری آینده روشن
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ٦:۱٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
شاید برای ما که در ایران به دنیا آمدیم و از ابتدا برای داشتن حجاب هیچ منعی نداشته و تازه تشویق هم شدیم قابل تصور نباشد که وقتی یک زن بازیگر یا ورزشکار در اوج شهرت ،خودش حجاب را انتخاب کرده و محجبه می شود چه شکوهی دارد اما هستند زنانی که بندگی خدا را به تمام آن چیزهایی که تا دیروز برایشان ارزش بود ، ترجیح می دهند....
نادیا گابریل
نادیا اولین مجری زن در سوئد است که توانسته با حجاب اسلامی در رسانههای غربی به زبان خود مسیحیان با آنها حرف بزند. او متولد سوئد است و میتواند به دو زبان عربی و سوئدی صحبت کند.
خدیجه بن قنه
از این پس مرا محجبه خواهید دید. این جملهای بود که بینندگان شبکه الجزیره شب عید فطر از زبان مجری محبوب و قدیمیشان میشنیدند. خدیجه که از سال 1998 گرداننده مهمترین بخشهای خبری الجزیره بوده است، میگوید: من سالهاست که بر سر این موضوع با خود کلنجار میرفتم. و بالاخره توانستم شیطان را شکست دهم.
سهیر رمزی
او یکی از بازیگران شهیر مصری است که پیش از این در فیلمهای غیراخلاقی زیادی حاضر شده بود. مدتی پیش با ظاهری محجبه در برنامههای ماه مبارک رمضان ایفای نقش کرد. وی در مقابل جنجالهایی که دوستان سابقش به پا کردند، میگوید: تأکید میکنم که من میتوانم نقشهایی را بازی کنم که شایسته و مناسب موقعیت من به عنوان یک زن مسلمان محجبه باشد.
سهیر البابلی
بابلی که در گذشته به نام سوسکا مشهور بود و معمولاً نقش زنان گمراه و جنایتکاری را بازی می کرد در مورد تحول روحیاش می گوید: در آن زمان آرزو می کردم در روی صحنه بمیرم اما اکنون می خواهم زندگی ام هنگام سجود در برابر خداوند پایان یابد.
مناعبدالغنی
72ساعت بیشتر طول نکشید که زندگی مُنا متحول شد... برادرش حجاب را به او پیشنهاد کرده بود... فریاد زد: نه!! من هنرمندم، ارتباطاتم چه می شود؟ زندگیم چه؟ و ... منا نپذیرفت. چند ساعت بعد بود که برادرش از دنیا رفت. منا عبدالغنی با تمام وجود درک کرد، هر لحظه ممکن است لحظه سفر باشد... خواست خدا بود، دیگر در پوشیدن حجاب شک نداشت. با این که ستاره آواز خوانی شده بود، دنیای شهرت را رها کرد و تصمیم گرفت دیگر آواز نخواند... فقط به خاطر اطاعت از خدا...
لیلا حسین
بانوی یهودی که 6 سال قبل مسلمان شد و می گوید : خانواده من فکر میکردند که من خودم را محروم میکنم، چون من در فرانسه زندگی میکردم و در آنجا حجاب کاملا ممنوع استبرای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند من تنها به خاطر پوشدن لباس زندگیام را به لحاظ اجتماعی به خطر میاندازم. از نظر آنها لازم بود قلبا به آن ایمان داشته باشم. اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنتهای پیامبر به اهمیت حجاب و شناختهشدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است. و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی بیشتر از پوشیدن لباس است.
منابع :پورتال شهید آوینی/ سایت موعود/چارقد
وبلاگ حمیدرضاغریب رضا
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ٥:۳٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
بدون شک جامعه ای از سلامت کامل برخوردار است که خانواده به عنوان جزء کوچک آن جامعه از سلامت و استحکام کامل و کافی برخوردار باشد، از این رو، اگر خواهان سلامت و تقویت بنیان جامعه هستیم، باید همه نیروهای خود را در جهت استحکام و تقویت پیوندهای خانوادگی بسیج کنیم. در جامعه ای که برهنگی بر آن حاکم است هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است مقایسه ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ واین موضوع در خیلی موارد کانون خانواده را می سوزاند.

مرزداری لذات
یکی از مواردی که حجاب نقش بسیار سازنده ای دارد ، تاثیر مثبتی است که به حفظ بنیان خانواده می گذارد.به زن و مرد کمک می کند تا جسم و روح شان به یکدیگر متعلق باشد و از کنار هم بودن لذت ببرند. در زیر به برخی فواید حجاب در تحکیم بنیان خانواده می پردازیم.
در فلسفه پوشش زن در اسلام، انحصاری بودن لذات را نیز میتوان ذکر کرد. اسلام میخواهد همه گونه التذاذات جنسی، چه لمسی، چه بصری و چه سمعی، در قالب ضابطه و قانون و در انحصار خانواده باشد، تا زن و مرد با تمام وجود در کنار یکدیگر و در مسیر تشکیل خانواده و تداوم آن در حد سنگر محکم و قابل مسکن باشند تا در آن سنگر با خاطری مطمئن و آرامشی اندیشهپرور به سازندگی و رشد خود و نسلشان تا حد کمال، کوشش و اقدام نمایند .
آرایش صحیح و دلپسند در خانواده
اگر زن چشمه عواطف خود را در کانون خانواده بریزد، زیباییها و آرایش خود را به خانواده محدود کند و در جامعه با متانت، وقار و پوشیدگی ظاهر شود، هم خانواده خود و هم خانوادههای دیگر گرم، محفوظ و محکم میمانند، ولی اگر زن در جامعه پا را از حریم عفت و حجاب بیرون بگذارد، نه تنها اولین ضربه را به زندگی خانوادگی خود وارد آورده، بلکه خانواده مردان دیگری را هم که با این خودآرایی و خودنمایی روبه رو میشوند، در معرض تباهی قرار میدهد، زیرا با مشاهده این صحنهها، به تدریج موقعیت همسران آنها در نظرشان تضعیف میشود و از تعلق قلبیشان نسبت به خانواده خود کم میگردد (خسروی، 1370، ص 178).
براین اساس میتوان گفت: حجاب، حصاری معنوی است که پیرامون خانواده کشیده شده و آن را از بیفروغی و از هم پاشیدگی محفوظ میدارد.
استحکام و ثبات خانواده
بدون شک سعادت هر جامعهای در گروی سعادت خانوادههای آن جامعه است. خانواده، کوچکترین و در عین حال، حیاتیترین و ارزشمندترین هسته و عنصر اجتماع است. خانواده، کانون پرورش نسل آینده و پناهگاه روحی و عاطفی برای افراد اجتماع است. اگر خانوادهها برای حفظ افراد خود جاذبه کافی نداشته باشند، جامعه روبه از هم پاشیدگی میرود. جامعهای که عنصر خانواده در آن متزلزل است، مثل ساختمانی است که از آجرهای پوک و پوسیده بنا شده است، کمترین طوفان حادثهای میتواند ساختمان جامعه را فرو بریزد، بنابراین، برای حفظ جامعه باید در حفظ و استحکام خانواده کوشید و راز نابسامانی غرب، هم تا حد زیادی در عدم توجه به همین عنصر سازنده است. اختصاص یافتن عواطف جنسی زن و شوهر به یکدیگر در محدوده ازدواج مشروع، مهمترین عامل حفظ، استحکام و ثبات خانواده است.
این نکته که زنها با حجاب خود، هم در تحکیم خانواده شخصی خود نقش دارند و هم در ثبات خانواده دیگری، امری واضح و روشن است. اما نقش حجاب در تحکیم خانواده شخصی زن، به این لحاظ است که اطمینان و اعتماد شوهر را به پاکی خود جلب میکند و قطعا چنین اعتماد و اطمینانی در حفظ خانواده موثر است
اما نقش آنها در ثبات خانوادههای دیگر، بدین لحاظ است که هرگاه مردها از تمتعات خارج از محدوده زناشویی و خانوادگی محروم باشند، طبعا به همسران خود بیشتر توجه دارندو در نتیجه، خانوادهها استوارتر میشوند.
"البته این نکته را هم باید توجه داشته باشیم که حجاب، شرط لازم استحکام خانواده است و نه شرط کافی آن، بنابراین، آنها که میخواهند بنیان خانواده تزلزل نیابد، باید به شرایط دیگر نیز توجه کنند، اما در عین حال، میتوان گفت: حجاب از موثرترین عوامل تحکیم روابط خانوادگی و بیحجابی از مخربترین عوامل تزلزل خانوادگی است" (سازمان تبلیغات اسلامی، 1365، ص 56- 55).
سلامت نسل
خداوند حکیم، امیال و نیازهای گوناگونی را در وجود انسان قرار داده است تا بشر به وسیله آنها، حیات مادی و معنوی خود را تکامل بخشد. میل جنسی، یکی از امیال و غرایزی است که ایزد یکتا در وجود انسان قرار داده است تا به واسطه آن بنیان خانواده شکل گرفته و بقا و سلامت نسل و ادامه حیات جوامع بشری تضمین شود و تعالیم دینی نیز راههای معقول و مشروع برآوردن آن را مشخص نموده است. اگر میل جنسی در مسیر صحیح و سالم قرار بگیرد، علاوه بر اینکه سلامت نسل حفظ میشود، انسان نیز در مسیر کمال جسمی و روحی و نهایتا آرامش قرار میگیرد و اگر در مسیر غلط، انحرافی و افراطی بیفتد، باعث هلاکت و تباهی انسان میشود و ضربهای سخت و جبرانناپذیر به سلامت نسل بشری وارد میآید (خسروی، 1370، ص 182).
برخی مانند برتراندراسل پنداشتهاند که جلوگیری از معاشرتهای آزاد، صرفا به خاطر اطمینان مرد نسبت به نسل است، در صورتی که بحث فقط پاکی نسل نیست، بلکه مسئله مهم دیگر، ایجاد پاکترین عواطف بین زوجین و برقرار کردن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده است. تحریکات جنسی که در حواس پنجگانه آدمی به وجود میآید، بر روی سیستم تولید نسل او نقش موثری دارد.
دانشمندان معتقدند تحریکاتی که در چشم به وجود میآید، بر غده هیپوفیز- که غده کوچکی در زیر مغز است - اثر میگذارد. این غده، شش هورمون تولید میکند که سه نوع آن روی سیستم تولید نسل تاثیر دارد. نگاه به زنان بدحجاب، چنین اثری را به همراه دارد و در نهایت به تاثیر منفی در فرزندان واختلالات وراثتی منتهی میشود.
منابع :
روزنامه جمهوری اسلامی- آفتاب
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ٥:۳٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
فروشندگان مرد و لباسهای زنانه
فروش فلهای لباسهای اندامی
رئیس پلیس نیروی انتظامی تهران بزرگ در جلسهای با روسای اصناف گفت: «از این پس استخدام فروشنده مرد در فروشگاههای عرضه کننده لباس بانوان ممنوع است و در صورت مشاهده تخلف به شدت برخورد قانونی میشود.»
سردار عزیز الله رجب زاده با بیان این خبر گفت: «اهداف جلسه ما که با روسای اصناف برای امنیت زنان صورت گرفته این بود که به فروشگاهها و صنوف تذکرات لازم داده شود.»
وی در ادامه گفت: از تذکراتی که قرار است به مسوولان صنوف داده شود این است که از این پس از فروشندگان مرد در فروشگاههای عرضه لباس زنانه جلوگیری به عمل میآید و صرفاً باید صندوق دار مرد باشد و بقیه کارکنان باید زن باشند و همین طور با افرادی که وضعیت ظاهری مناسبی ندارند که به نوعی خارج از عرف هستند به طور مثال فروشندگان پوشاک و حتی خریداران به شدت برخورد قانونی میشود.
در جامعه اسلامی علاوه بر زنان همه اقشار جامعه به عفاف پایبندند و این موضوع باید در همه شئون به خوبی تجلی یابد. در این زمینه، ممنوعیت فروش پوشاک زنانه توسط فروشندگان مرد و نظارت بر طراحان و تولید کنندگان مد و لباس برای جلوگیری از رواج پوشاک نامناسب، از راههای مهم برای تقویت و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه است.
این روزها شاهد هستیم در بیشتر فروشگاههای لباس زنانه مانند مانتو فروشیها، فروشندگان مرد مشغول به کار هستند که این امر با توجه به باورهای دینی ما کمی غیر منطقی به نظر میرسد و مشکلاتی را نیز ایجاد کند .
به عنوان مثال در اکثریت غریب به اتفاق فروشگاههای واقع در میدان هفتم تیر شهر تهران که به عنوان مرکزی برای خرید لباس زنانه شناخته میشود، فروشندگان مرد مشغول به فعالیت هستند که این موضوع با توجه به وجود نیروی کار فراوان زن غیر منطقی به نظر میرسد..
با وجود اینکه همواره با استفاده از نیروی کار زن در فعالیتهای طاقت فرسا و محیطهای کاری مردانه به دلیل ارزانتر بودن و کم توقع بودن آنها اعتراض میشود، انتظار میرود که در فروشگاههای لباس زنانه نیز فروشندگان زن فعالیت داشته باشند که بر خلاف انتظار شاهد هستیم که اکثر فروشندگان این مغازهها مرد هستند که این امر میتواند صدماتی را به جامعه وارد نماید.
در چند سال گذشته آن طور که باید به جوانان فرصت حضور در صحنههای اجتماعی داده نشده و این قشر از جامعه این روزها برای اثبات خود و در حقیقت خودی نشان دادن در بین همسالان به هر روشی متوسل میشود که استفاده از لباسهای بدن نما و اندامی هم ازجمله این موارد است
پیشنهاد یک نماینده مجلس
عفاف و حجاب از مسائل مهمی است که در مورد آن نباید دچار افراط و تفریط شد
راه گسترش و تقویت فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، تعامل و همگرایی همه نهادها و اجرای درست قوانین در این زمینه است. جامعه ایران در حال حاضر آماج شبیخون فرهنگی دشمنان انقلاب اسلامی است و کسانی که مسئولیت مقابله با این شبیخون را در عرصههای مختلف به عهده دارند بایستی در تعامل با یکدیگر زمینه ظهور و بروز رفتارهای ضد عفاف و حجاب را در جامعه از بین ببرند.
مشکل ما در بحث حجاب و عفاف این است که نگاه مسوولان دستگاههای فرهنگی و مذهبی کشور در این زمینه یکسان نیست و هماهنگی لازم در باره آن وجود ندارد.
ما معتقدیم در موضوع عفاف و حجاب دولت به تنهایی مسوول نیست و برخی از دستگاههای مسوول خارج از آن نیز باید به مسئولیت خود در این زمینه به خوبی عمل کنند.
استفاده از لباسهای اندامی ارزش شده است"
در بحث از عفاف در حیطه پوشاک، علاوه بر تفکیک جنسیتی فروشندگان موضوع دیگری نیز نیاز به رسیدگی دارد. گزارشهای رسیده از گوشه و کنار کشور حاکی از فعالیت دستهای پنهان برای ترویج بی بند باریهای اخلاقی با استفاده از لباسهای بدن نما است. در آستانه فصل تابستان خرید و فروش لباسهایی تحت عنوان «لباس اندامی» در جامعه و در بین جوانان رایج شده است. این در حالی است که چندی پیش مسئولان از تشدید اقدامات کنترلی و نظارتی در حوزه پوشاک خبر داده بودند.
این روزها اگر برای چند دقیقه در مقابل بوتیکها و فروشگاههای بزرگ لباس در سطح شهرتوقف داشته باشید، با تبلیغاتی مواجه میشوید که تا پیش از این کمتر خودنمایی میکرد: تبلیغ لباسهایی تحت عنوان «لباسهای اندامی»! این نوع از البسه که به لباسهای اندامی شهرت پیدا کرده است در بوتیکهای سطح شهر به فروش میرسد.
قیمت این نوع البسه که در دو نوع مردانه و زنانه تولید میشود، از قیمت لباسهای معمولی بسیار پایین تراست و بیشتر به صورت فلهای و درهم خرید و فروش میشود. فروشنده لباسهای اندامی در پاسخ به پرسشی مبنی بر چگونگی تهیه این نوع از لباسها میگوید: لباسهای اندامی این روزها بیشتر مشتری دارد و جوانها به ویژه پسرها از این نوع لباسها استقبال بیشتری میکنند.
رد پای فروشندگان لباسهای اندامی در فضای مجازی!
جالب اینجاست که لباسهای اندامی در فضای مجازی هم خرید و فروش میشود، فقط کافی است واژه «لباس اندامی» را در اینترنت جستجو کنید. با انبوهی از سایتها و وبلاگهایی مواجه میشوید که نه تنها این نوع لباسها را تبلیغ میکنند، بلکه برای فروش آن شماره حسابهای بانکی و شمارههای تلفن همراه را هم از طریق سایت در اختیار مشتری قرارمی دهند.
ممنوعیت فروش پوشاک زنانه توسط فروشندگان مرد و نظارت بر طراحان و تولید کنندگان مد و لباس برای جلوگیری از رواج پوشاک نامناسب، از راههای مهم برای تقویت و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه است
اما دکتر قیصری روانشناس و مشاور خانواده درباره علل و عوامل گرایش جوانان به استفاده از این نوع لباسها میگوید: پسرهای جوان با پوشیدن این لباسها میخواهند در مقابل جنس مخالف ابراز وجود کنند و در محافل و مجالس در برابر دخترها خودی نشان دهند که متأسفانه این باور غلط و استفاده روز افزون از لباسهای اندامی در بین جوانان به یک ارزش تبدیل شده است.
به باور قیصری، در چند سال گذشته آن طور که باید به جوانان فرصت حضور در صحنههای اجتماعی داده نشده و این قشر از جامعه این روزها برای اثبات خود و در حقیقت خودی نشان دادن در بین همسالان به هر روشی متوسل میشود که استفاده از لباسهای بدن نما و اندامی هم ازجمله این موارد است.
بنا بر اظهارات این روا نشناس، یکی دیگر از عوامل مهم در گرایش جوانان به استفاده از این نوع البسه نامناسب ، ایجاد برخی محدودیتها در خانوادهها است. در حال حاضر برخی خانوادهها به بهانه پوشش مناسب برای جوانان محدودیتهایی را ایجاد میکنند که این محدودیتهای بی مورد نه تنها جوان را به سمت پوشش مناسب مشتاق نمیکند، بلکه روز به روز در اثر ورود مدهای جدید به بازار برای خودنمایی در بین همسالان به پوششهای نامناسب هم گرایش پیدا میکنند.
به گفته قیصری ، چنانچه جوانان به ویژه پسرها در عرصههای مختلف توانایی اظهار نظر و مشارکت را داشته باشند و در حقیقت میدان برای خود نشان دادن آنها مهیا باشد، کمتر به سمت اینگونه از البسه گرایش پیدا میکنند.
بدیهی است که مسئولان اداره اماکن نیروی انتظامی و همچنین متولیان امر فرهنگ کشور میبایست به طور جدیتر به این موضوع توجه داشته باشند و استانداردها و بخشنامههایی را برای این موضوع وضع کنند که این مسائل به این صورت بروز پیدا نکنند.
حال باید دید آیا می توان با توجه به گسترش فروشگاه های زنانه از فروشنده آقا استفاده نکرد و واقعا جذب نیروی انسانی خانم در فروشگاه های لباس زنانه چقدر به نفع ما هست و آیا این امر شدنی است؟!
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۸ساعت ٤:٤٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یک دختر شاهرودی میگوید به علت رعایت حجاب اسلامی از کار اخراج شده است. به گزارش البرز، این دختر جوان در نامهای که در سایت شخصی نماینده مردم شاهرود در مجلس شورای اسلامی منتشر شده نوشته است: "دیروز توی یکی از نمایندگیهای یک شرکت بزرگ در شاهرود که نیاز به حسابدار داشتن، به عنوان حسابدار پذیرفته شدم ولی امروز به علت رعایت حجاب اسلامی از کار بیرون شدم." وی افزود: "چرا باید وضعیت توی کشوری که داعیه اسلاممداری داره این جوری باشه؟ چرا نباید برای دخترانی که در ایران حجاب رعایت میکنند، جایی باشد؟ چه فرقی بین کشور ما و ترکیه و فرانسه است؟ فقط خواستم بگم که بدونین در ایران چی میگذره و همین!!" کاظم جلالی، نماینده شاهرود ضمن آنکه قول برخورد داد، در پاسخ نوشت: "البته شاید بگوئید کجائید که متأسفانه در بسیاری از شرکتها این عرف شده است. من هم بیاطلاع نیستم. دردمندانه میبینم و میدانم اما چون کسی برخورد نمیکند متأسفانه این به یک عرف تبدیل شده است. اگر از همین موارد جزئی نمیگذشتیم به وضعیت امروز نمیرسیدیم."
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱۳ساعت ٢:٠٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
واردات روحی را در یابید
نگاه های نامبارک اسیرت می کند
پایه احکامی که در مورد پوشش، لباس، زینت و آرایش می باشد، این است که زن و مرد به علت ضرورت و ایجاب زندگی اجتماعی، در معرض نگاه یکدیگر هستند و از آنجا که دیدنی ها نیز مانند سایر محسوسات نقش زیادی در شکل گیری شخصیت انسان و حاکم شدن ارزشهای مختلف بر وجود وی دارند، لذا به انسان اجازه داده نشده که به هر چیزی که دلش خواست و مطابق میل و خواسته اش بود نگاه کند (در مورد شنیدنی ها و دیگر محسوسات و واردات قلبی نیز چنین است).
در واقع روح انسان برای سیر صحیح بسوی کمال و تعالی نیاز به تغذیه پاک و سالم دارد به عبارت دیگر رشد و تعالی با تغذیه ناسالم سازگاری ندارد.
در اصل، محدودیت و باید و نباید لازمه تربیت است و با آزادی مطلق سازگار نیست. سختگیری معلم و والدین برای شاگردی که از تکلیف بدش می آید و بیشتر آزادی و راحتی را می طلبد، ناخوشایند است و چه بسا از والدین و معلم هم بخاطر سختگیری هایشان رنجیده خاطر شود، ولی پس از سالها که رشد عقلی مناسب پیدا کرد، به این نتیجه می رسد که اگر سختگیری های آنان نبود هرگز با سواد نمی شد و یا نمی توانست به کلاس های بالاتر راه پیدا کند. عقل سلیم تحمل رنج و محدودیت را برای تحصیل کمال می پذیرد. چرا که ارزش تحصیل آن کمال بسیار است و هرگز نمی توان آن را با ارزشهای موقتی و زودگذر مقایسه و معاوضه نمود.
محیط سالم لازمه تربیت رو به کمال
لزوم محدودیت ها و باید و نبایدها فقط مختص به تربیت علمی نیست، بلکه هر نوع تربیتی مقررات و محدودیتهای مخصوص به خود را دارد. از قبیل تربیت بدنی (با ورزشهای مختلف آن) و انواع دیگر، تربیت.
دین برای پرورش بُعد انسانی بشر آمده است به عبارت دیگر، دین تمنای عالی ترین مراحل روح انسان و تغذیه کننده آن است .
همانطور که عرض شد محدودیت و نظم و باید و نباید، لازمه تربیت و رشد انسانها است. پس بسیار روشن و بدیهی است که چرا دین اسلام اجازه هر نوع بهره برداری از محیط را نداده است؟ زیرا که محیط ها و محتوای آنها یکسان نیستند و هر محیطی محتوای ویژه و تأثیر ویژه ای دارد. لذا بهره هایی نیز که انسان از برخورد با محیط های گوناگون (دیدنی ها، شنیدنی ها و...) می برد، یکسان نیستند و چون برای انسان در زندگی، هدف ویژه و کمال ویژه ای وجود دارد، خداوند او را از تغذیه روحی و فکری از هر چیز و بهره برداری آزاد از هر چیز نهی فرموده و به او اجازه داده است که فقط با چیزهایی ارتباط پیدا کند که متناسب با هدف زندگی و کمال نهایی اوست، در غیر این صورت یا حرکت تکاملی انسان کُند می شود و یا به کلی از مسیر سعادت واقعی منحرف گشته و به وادی حیوانیت و بلکه پست تر از آن سقوط می نماید.
محیطی که دائماً یا صحنه های شهوت آلود تولید می کند و یا مسائل مربوط به خوردنیها و پوشیدنیها و... را تلقین و تبلیغ می کند و جز اینها تولید دیگری ندارد، محیطی آزاد برای رشد انسانیت نیست.آری دین، آزادی را برای انسان می خواهد اما با توجه به همه حقیقت انسان نه بعد خاصی
ارزش انسان برابر با ارزش اندیشه اش است
کسی که همه کمالات انسان را به زینت و زیبایی ظاهری، خودنمایی، دلفریبی و شهوت جنسی و مانند اینها می داند، چگونه می تواند به سمت سعادت و مراحل بالاتر حرکت کند؟! او هرگز سنخیتی با تعالی و تکامل ندارد و چون اسیر لذت حیوانی است نمی تواند به درجات عالی الهی و انسانی فکر کند. اما دلیل این اسارت چیست؟ آن عشق کاذب را چه چیزی بوجود آورد؟ این بی سنخیتی با کمال از کجا پیدا شد؟ این سستی و ضعف و ذلت چگونه پدید آمد؟ این اسارت فکری و این کج اندیشی از کجاست.
انسان برابر است با اندیشه اش، و ارزش او را کمالاتی که در اندیشه اش به آنها بها داده است و در عمل تمام همتش رسیدن به آنها تعیین می کند، و در یک کلام ارزش شخص مساوی است با نوع اندیشه او.
گر بود اندیشه ات گل، گلشنی ور بود خاری، تو هیمه گلخنی
حال این که اندیشه به چه کمالاتی تعلق می گیرد، چه چیز را کمال می داند و انسان را به دنبال چه چیزی به حرکت و عمل وا می دارد، بسته به این است که این اندیشه از چه محیطی و از چه منبعی تغذیه شده است. باید دید مواد اولیه فکر او را چه چیزهایی تشکیل داده است. یعنی اگر محیط او طوری بوده که همیشه انسانیت و ارزشهای والای الهی و انسانی را بیاد می آورده و می آموخته، این شخص اندیشه اش پاک و سالم و الهی است ولی چنانچه محیط، حیوانیت و شهوات را به او تلقین کرده و آموخته، اندیشه اش فاسد و شیطانی می باشد.
اینجاست که به میزان نقش واردات روحی و فکری انسانی از محیط بیشتر پی می بریم. اگر انسان با محیطی ارتباط پیدا کرد که هر چه می بیند امور تحریک آمیز و شهوانی باشد و هر چه می شنود دعوت به مراحل پست باشد، افکار او نیز در اثر تلقین محیط به امور پست آلوده می شود و هرگز با فضیلت ها آشنایی پیدا نمی کند حتی بعد از این که این افکار بر وجود فرد غلبه کرد و همه وجود او را فرا گرفت. اگر از فضیلت ها هم چیزی بشنود و یا ببیند، گرایش رسیدن به آنها را نخواهد داشت. همانطور که در گذشته عرض کردیم فکر انسان مانند لوحی سفید است که توسط محسوسات روی آنها نقش هایی ایجاد می شود و این نقش ها همین مواد اولیه فکر هستند که شخصیت فرد را شکل می دهند.
در مورد چشم و اثر دیدنیها به این حدیثی از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کردیم که حضرت فرمود: «فکر، لوح (کتاب) چشم است» توجه نمایید. البته این کلام تأثیر دیگر محسوسات را نفی نمی کند ولی نقش زیاد چشم (دیدنیها)، را در اثرگذاری بر افکار شخص نمی توان انکار کرد. بسیاری از تخیل ها، تحریک ها و تصمیم ها پس از دیدن در انسان ایجاد می شود. نوع این تحریک ها و تصمیم ها بستگی به چیزی دارد که چشم به آن می نگرد. اگر دیدنی ها اموری باشند که انسان را به یاد شهوات و لذات پست حیوانی بیندازد، رفته رفته او را بسوی پستی ها تحریک می نماید و وقتی این افکار بر او غلبه پیدا کرد، شخص را به تباهی و فساد دچار می سازد «امام علی "ع" :هر کس فکرش درباره لذت ها زیاد باشد لذت ها بر او غلبه می کنند» (1)
یعنی شخص به هر نحو که باشد خود را اسیر لذت می کند و حاضر است هر بهایی برای آن بپردازد.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در مورد تأثیر چشم و دیدنیها در اسارت روح چنین می فرماید:
«چشمها دامهای شیطانند» (2)
چه بسیار نگاههای نامبارک و آلوده که شخص را به دام اسارت و ذلت می اندازد و او را از حرکت به درجات عالی باز می دارد.
نبی اکرم صلی الله علیه وآله در مورد هرزه شدن چشم و اثر آن چنین می فرماید:
«بپرهیزید از کثرت نگاه (به امور محرک شهوت)؛ پس به درستی که نگاه، هوس (و شهوت) را می رویاند و موجب غفلت می شود» (3)
یعنی غفلت از اصل و حقیقت خود، غفلت از ارزش واقعی و مقام و منزل خود، غفلت از خدا و در یک کلام، خود فراموشی.
برگرفته از کتاب در و صدف/ نوشته محمد شجاعی
پی نوشت ها :
1- غرر الحکم – جلد 5- ص 322
2- غرر الحکم جلد 1 صفحه 335
3- بحار – ج 72 ص 199
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱٠ساعت ۳:۱٩ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
عروس خانم و آقا داماد هر دو کوهنورد بودند و مهر عروس خانم صعود به 7 قله برتر جهان بود. ظاهرا هم زندگی خوبی دارند و آقا داماد عندالمطالبه مهریه عروس خانم را میدهد.
به گزارش برنا اگر سری به راهروهای دادگاههای خانواده بزنید پر از دختر خانمهای جوانی است که برای خاتمه دادن به زندگی مشترکشان، مسیرشان به سمت دادگاه کج شده است. در میان این خانمها کسانی که مهریههای عجیب غریب دارند هم دیده میشوند از سفر به ۱۲۰ کشور دنیا و ۱۰ هزار لیتر بنزین تا دست راست و پای چپ داماد،شمش طلا هم وزن عروس و یک کیلو بال مگس و حفظ کردن دیوان حافظ و صدها مهریه عجیب و غریب دیگر.
براساس این گزارش در تماسها و ارتباط هایی که اینبار با دفاتر ثبت ازدواج در نقاط مختلف تهران داشتیم، در اکثر موارد سر دفتردارها میگفتند که مهریههای سنگین و عجیب و غریب را خطبه نمیخوانند.
در یکی از موارد، یکی از سردفترداران در غرب تهران به برنا گفت: یک مورد ازدواج داشتیم که پسر میخواست یک درخت گردو عجیب غریب را در یکی از مناطق خوش آب هوای ایران به نام عروس خانم بزند. البته بجز این درخت مقادیری سکه هم مهریه عروس خانم بود.
سردفترداری در شمال تهران میگوید: قبلترها مهریه به میزان سال تولد عروس خانم (شمسی، قمری، میلادی) مد بود ولی الان دیگر مردم کمتر تمایل به این چیزها دارند شاید دلیلش این باشد که خیلیها متوجه شدهاند که داشتن مهریه سنگین چندان هم افتخار نیست! امسال دو مورد خوب هم داشتیم که مهریه عروس خانمها فقط یک شاخه گل بود.
یکی دیگر از سردفترداران می گوید: یک مورد بود که داماد دو چشماش را علاوه بر 2 هزار سکه مهر عروس خانم کرد تا به قول خودش اعتماد سازی کند. بعدها کارشان به دعوا و جدایی کشید. عروس خانم مصر بود که مهرش را بگیرد بعد از کلی جر و بحث دادگاه فقط به 2 هزار سکه حکم داد. چرا که مهر باید چیزی باشد که بها داشته باشد چشم مرده از آن جهت که هیچ بهایی ندارد گرفتنش شرعا جایز نیست.
شرط اصلی در تعیین مهریه عندالمطالبه بودن آن است؛به طوری که زن هرگاه مهرش را درخواست کرد بتواند آن را بگیرد، اما برخی از مهریهها به گونه ای هستند که دریافت آنها عملا ممکن نیست و یا با دشواری زیادی همراه است. مثل جمعآوری ۵ هزار صدف دریایی یا ۵۰۰ هزار گل ارکیده، در این موارد معمولا مرد راهی زندان میشود تا زمانی که مهریه یا معادل آن را پرداخت کند و یا زن از مهریه خود صرف نظر کند!
یکی دیگر از سردفترداران در جنوب تهران میگوید: بنا بر یک آمار سرانگشتی میتوانم بگویم که اکثر دختر خانمهایی که اینجا میآیند مهرشان بین 100 تا 314 سکه بهار آزادی است. البته یک مورد داشتیم که عروس خانم و آقا داماد هر دو کوهنورد بودند و مهر عروس خانم صعود به 7 قله برتر جهان بود. ظاهرا هم زندگی خوبی دارند و آقا داماد هم عندالمطالبه مهر عروس خانم را میدهد.
۱۰ راس آهوی وحشی. ۵ هزار مرجان دریایی، یک دوره کتاب های دکتر شریعتی، یک کتابخانه پر از کتابهای فلسفی و... از جمله مهریههایی است که برخی سردفترداران به آن اشاره میکنند که این موارد یا برای خودشان پیش آمده و یا از دفترخانههای دیگر شنیدهاند.
به گفته کارشناسان، مهریههای عجیب و غریب دلیلش حس ناامنی است. افراد صرفا برای متفاوت بودن و برتری جویی، مهریههای نامتعارف را انتخاب میکنند که شکل تغییریافتهای از چشم وهم چشمی است. در این حالت فرد به حدی از ارقام نجومی مهریه اشباع شده که این بار به دنبال مطرح کردن و به رخ کشیدن خود از طریق یک مهریه نامتعارف و عجیب است حتی اگر این مهریه ارزش مادی بالایی نداشته باشد...
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٩ساعت ٢:۱٢ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
* ای گوهر آفرینش! زن چه نیکو مقامی دارد که فاطمه از افق او تجلی کرد و مریم و زینب از آسمان او درخشیدند و آسیه و خدیجه از هستی او طلوع کردند. پس گوهر وجود خود را به صدف حجاب زینت بخش که حجاب اسلامی از جلوه های زیبای بندگی است. * خواهرم! دنیا خراب آبادی است که هر نقطه آن به نگاه های آلوده نا امن گشته است. اما فرشته های حجاب در محفل انس و یاد خدا در امنیتی بسر می برند که دیگران از طعم آن بی خبرند. * انحصارگرایی زن به همسرش ستون عفاف اوست. زنی که زیبایی خود را طعمه چشم های نامحرم کند. انحصار به همسر را خدشه دار کرده است. * خواهرم! ویژگی های جسمانی زن از اسرار اوست و حجاب حافظ اسرار زیبایی های زن است. پس مبادا اسرار خود را بر نامحرمان افشا کنی که اسرار خود را نادیده انگاشته ای. * خواهرم! حجاب باله های شنا به سوی سرچشمه هستی است و پوشش های مهیج وزنه های سنگینی است که زن را غریق ژرفای مهیب دنیا خواهد کرد. نمونه های به حق پیوسته فرشته های حجاب را مشاهده کن که چگونه بر اجساد کنیزکان شیطان نگاه هایی عبرت آمیز دارند و بر هدایت خویش دل به سپاس حق مشغول ساخته اند. * خواهرم! تقوای الهی را به کام جان خود ریز تا عالم جانت گلستان گل های طاعت و تسلیم گردد و خیمه حجابت را برافراشته دار تا حافظ گلستان ارزشهایت شود. * ای به زینت حجاب آرسته ای! ای به مقام عفاف باریافته که چون فرشته ای بر اریکه پاکی نشسته ای! صولت حجابت چشم ها را خاضع کرده است و سطوت حیائت دل ها را آرام کرده است. بگذار بگویم که تحقیر هوس ها بزرگت ساخته است. شکر خدای را که اینگونه خواسته است. * خواهرم! نیک بدان که دین گلستان ارزش هاستو حجاب غنچه نوشکفته درخت تسلیم است. پس خود را به این غنچه زیبا زینت بخش که حجاب زیور تو و تو زینت آفرینشی. * خواهرم! فاطمه صراط مستقیم زن مسلمان است و پوشیدگی نمود بارز مکتب اوست. پس بکوش تا بر محور فاطمه چرخیده باشی که حضرتش فرمود: بهترین چیز برای زن آن است که به مردی نگاه نکند و مردی او را نبیند. * ای به برترین حجاب آراسته ای! به کمال پوشش راه یافته که با کاسبرگ حجابت چون غنچه های نوشکفته روگرفته ای! چادر تو لبیک خالصانه به پیام حضرت معبود است که جز در پرتو عشقش به انتخاب آگاهانه آن نتوان رسید. * حجاب اسلامی مُهر عنایت حق بر قامت فرشتگان زمین است. * ای نوگل گلزار دیانت که به تکلیف راه یافته ای! بر خود ببال که به نیکو مقامی بار یافته ای. پس غنچه وجود خود را به کاسبرگ زیبایی حجاب زینت بخش که غنچه بدون کاسبرگ امنیت و زیبایی ندارد. * خواهرم! از لباس توری ونازک بپرهیز که طمع و تحریک نامحرمان را به همراه دارد و جامه ضخیم را سپر خویش قرار ده تا صفات و اسرار زیبایی های جسم تو را بپوشاند که امیرمومنان(ع) فرموده است: بر شما باد که لباس ضخیم بپوشید . براستی کسی که لباسش نازک باشد، دینش نازک است. * خواهرم! سادگی را زیور خویش ساز تا محتاج نگاه دیگران نباشی چرا که زنان جلوه گر فقیر نگاه دیگرانند. * ای عاشق مدهای رنگارنگ! ای فریفته لباس های روشن و تنگ که از دنیا به شوق آمده ای! هیچ اندیشیده ای که این شوق، حزن آخرت را به همراه دارد؟ * خواهرم! هویت زنانه خویش را پاس دار که خدایت تو را انسانی از جنس زن آفرید. پس از هرگونه جامه و حرکت مردانه بپرهیز که ارزش های تو ورای این اعمال است. * ای به جامه مشکی آراسته که به حجاب زینت بخشیده ای! نیک بدان که رنگ مشکی نگاه شکن است و به بوالهوسان اخطار می دهد که حریم تو حریم عفاف است و در این وادی، هوس مرده است. * چادر دامنه سرسبز قله های پاکی و صلابت است. * خواهرم! چادر خلعت زیبای رهروان وادی عشق است که طوفان هوس ها توان خلعت آن ها را ندارد. چرا که آنان معجون فهم و عشق و تسلیم رابه کام جان خود ریختند و چنین معجونی پادزهر هوس های آدمی است. * خواهرم که به شکوفایی عالم جانت رو کرده ای!نیک بدان که رشد تو جز در تسلیم حق نباشد و عمران و آبادی جانت جز به تخریب لانه های هوس شکل نگیرد. پس اسرار زیبایی های سر و سینه ات را به مقنعه ای سپار که آن ها را از نامحرم بپوشاند و از روسری های نازک وکوتاه بپرهیز که اسرار تو را بر نامحرم افشا کنند. خدایت توفیق دهد. * خواهرم! پوشش دینی از قداستی خاص برخودار است. پس مباد که آن را در شمار جامه های دیگر انگاری و سلامت و سادگی این خلعت دینی را به مدل ها و زواید مهیج آلوده سازی که لباس های غیرشرعی همواره اولین دریچه انحراف را تشکیل داده اند و پوشیدگی زن همواره خاکریز بزرگی در برابر موج وسوسه ها و کج روی ها بوده است. *حجاب اسلامی روح را لطیف و نورانی می کند. * ای ساکن دیار حجب و حیا! چه عارفانه به میدان آمده ای! پوشش دینی تو دل پاکان روزگار را به شوق آورده است. چرا که این پوشش از زره جنگاوران میدان رزم بسی والاتر است که آن زره میدان جهاد اصغر است و حجاب تو زره میدان جهاد اکبر. * ای ساکن وادی عشق که خدا را معشوق خود ساخته ای! دانسته بودم که عاشق انتخاب هایش را به معشوق وامی گذارد و دیدیم که خلعت زیبای حجابت به انتخاب معشوق تو بوده است. پس مبارک باد که حجاب اسلامی لباس عشق به خداست. *ای ملکه عفاف که بر سر، تاج حجاب نهاده ای! بر خود ببال که به این وادی پا نهاده ای چرا که حجاب زن مهد آرامش اوست که چون حصاری بلند از گلستان زیبایی های جسم و جانش حفاظت می کند. * ای گلبن بوستان عفاف که شاخه های وجودت را در برگ های سبز حجاب پوشانده ای! چه زیبا به برگ های حجابت روگرفته ای. هر برگ سبز پوشش دینی ات شاخه های وجود تو را از آزار رهگذر بیمه کرده است و طراوت وجمالت را پایدارتر ساخته است. * حجاب اسلامی حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعماگراناز هیمنه اش در بیم و هراس است. چرا که پوشش دینی آئینه تمام نمای عصیان و تسلیم است! * خواهرم! اقیانوس دل مردان ساحل ندارد و از ژرفای مهیب برخوردار است. پس مبادا آن را به موج آوری که در ناآرامی آن خطرها نهفته است. پس با پوشیدگی خود آرامش مردان را پاس دار تا خود در آرامش بمانی و نیک بدان که چادر هر زن مومن پرجم امنیتی است که به دل های اهل ایمان آرامش می بخشد و چون جلوه گری کند وجود او به یک مرکز ناامنی در جامعه مبدل شود. * خواهرم! جامه های مهیج، پوشش اسرای شهوت است و پوشش دینی لباس آزادزنان همیشه تاریخ بوده است. تو نیز عطر حجاب بر تارک تاریخ بیفشان که فرشته های حجاب طلایه داران پاکی و نجابتند.
به نقل از کتاب حجاب در عصر ما- محمدرضا اکبری
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٦ساعت ٥:٠٩ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
باری تعالی زن را ریحانه خلق کرد و مرد را عماد. زن را گلی برای مرد و مرد را ساقهای برای زن آفرید. زن به مرد جلال و شکوه بخشید و مرد به زن راستقامتی و ایستادگی؛ و هر دو مایهی آرامش هم شدند. زن رنگ شد و عطر شد تا مرد خواستنی و دیدنی شود و مرد خار شد و ریشه شد تا زن از گزند باد و بید در امان باشد. زن جلوهی احساس شد و مرد نماد اقتدار. آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسهی دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد.
پرده اول: داستان خلقت: «و خداوند انسان را نیمی از جنس مرد و نیمی از جنس زن آفرید و فرمود: فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ...»
آن هنگام که حضرت حق، روح اشرف مخلوقات را در کالبد این آفریدهی شگرف میدمید، به هر نیمه موهبتهایی بخشید و هر کدام را نسبت به دیگری نیازمند نمود. فرشتگان درگاه الهی مأمور شدند به اینکه خاک خلقت زن را بیشتر غربال کنند تا نرمی وجود او بیشتر شود. اما برای مرد اینچنین نبود، چون مرد باید با زبری روزگار روبرو میشد و اندکی ضمختی در وجودش لازم بود.
آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسهی دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد. محبت، عشق، دلدادگی، وفاداری، زیبادوستی و پاکدامنی نیز بین هر دو نیمه وجود بشر به یکسان تقسیم شد.
زن در کلاس صبر و ناز و انتظار شاگرد اول شد و مرد در کلاس تمنّا و نیاز و تلاش برای وصال. زن آموخت که چگونه دل برباید و مرد آموخت که چگونه دل به دست آرد. بشر موجود شریفی بود. رشد و تربیت این شرافت به زن سپرده شد و صیانت و حمایت از آن به مرد. انسان معصوم بود. عصمت در درون زن رشد یافت و مرد نگهبان خدا برای حفظ این معصومیت گماشته شد.
پس از خلق بشر، هر آنچه که رحمان آفرید از جنس محبت بود. از جنس عشق، از جنس زیبایی. آدمی آموخت که نیم خود را با این محبت و مهر میتواند به نیم دیگر پیوند زند. بشر فهمید که کمال از جنس مهربانی است و کامل بودن جز با عشق حاصل نمیشود.
اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد. زن نیز چون لطیف بود و زیبا، میل به خودآرایی و نمایانگری داشت. پس حجاب تن بر او واجب شد تا گرفتار تبرج نشود. این شد که خداوند اول بار حجاب چشم را به سوی مرد نازل کرد و سپس حجاب تن را برای زن آفرید.
حجاب نیز آفرینشی از جنس محبت بود، چون با حجاب تمنای مرد از زن بیش از پیش شد. مرد خواهان آن چیزی بود که سهلالوصول نباشد و پوشیدگی زن را دوست میداشت. برای مرد آن چیزی ارزشمند بود که با تلاش و کوشش به دست آید.
اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد
با حجاب، متانت زن نیز بیش از پیش شد. چون زن خواهان خواهش مرد بود و حجاب باعث میشد که زن خواستگار پیدا کند و خواستنی شود. زن دانست که رمز برتری جسم ظریف او بر درشتی هیبت مرد، نگاه متین است و اخم ابرو و کلام با صلابت. مرد نیز پی برد که راه ورود به قلب صاحب این متانت و سرسنگینی و صلابت، کرنش است و محبت و خواهش.
زن آموخت که باید به راحتی دستیافتنی نباشد، همچون مروارید درون صدف؛ و مرد فهمید که برای وصال به گوهر وجود محبوب، دستدرازی بیفایده است و اجازه و مراعات و طلب لازم است. زن فهمید که سر سرکش مرد را با حجب میتوان به سوی خود گرداند و مرد فهمید که حجاب نشانه علقه و مهر و وفای زن به اوست. حجاب اینگونه رمز شکلگیری محبت بین زن و مرد شد.
با حجاب، زن فهمید که جایگاه او در نظام هستی، مطلوب و محبوب و معشوق است و مرد فهمید که آفرینش برای او حکم طالب و مایل و عاشق رقم زده است. اینگونه بود که در جنتالمأوی زن ارزشمند شد و مرد قدردان. اینگونه بود که در بهشت عدن، زن لایق مادر شدن گشت و امالبشر نامگرفت و مرد سعادت حامیبودن، پشتوانه بودن و تکیهگاه بودن پیدا کرد تا از مادرانگیهای زن مراقبت نماید.
حجاب بود که مرد را از تعهد زن به زندگی آگاه نمود، زن را از وفاداری مرد به عهد خود مطمئن ساخت و پیوند زن و مرد را محکم کرد.
تبیان
منبع : چارقد
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٥ساعت ۳:٥٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
“قاصرات الطرف” که در ابتدای همین آیه آمده است، میگوید: یعنی زوجهایی هستند که نگاهشان فقط برای شوهرانشان است و به هیچ کس غیر از شوهرانشان رغبتی ندارند.
یکی از نعمتهای بزرگی که خداوند برای بندگان مؤمن و با تقوا در نظر گرفته است بهشت و نعمتهای فراوان و جاویدان آن است. البته رضا و خشنودی خداوند از آنها، بالاترین پاداش است. تنها چیزی که باعث ورود به بهشت است، ایمان و عمل صالح انسان در این دنیا است و هر چه ایمان انسان، بیشتر و اعمال صالحش فراوانتر باشد، مقام او در بهشت بالاتر است و فرقی میان زن و مرد نیست. هر انسانی میتواند به چنین مقاماتی برسد. خداوند میفرماید: “هر کس از مردان یا زنان که عمل صالحی انجام دهد، و ایمان هم داشته باشد به درستی که وارد بهشت میشوند و بدون حساب در آن جا روزی دریافت میکنند”.[۱]
بهشت جای تکلیف نیست؛ چرا که با وجود تکلیف باید بهشت و جهنم دیگری پدید آید تا نتیجۀ اعمال جدید در آن به انسان داده شود و این امر همین گونه ادامه خواهد داشت. در حالی که خداوند تمام نعمتهای بهشتی را پاداش اعمال همین دنیای ما و ایمان و عمل ما میداند. از مجموع آیات و روایات استفاده میشود که هر چه بهشتیان بخواهند در اختیارشان گذاشته میشود[۲]، از جمله یکی از نعمتهای بهشتی، حورالعین است که در اختیار مردان مؤمن گذاشته میشود.
از صفات بیان شده برای حورالعین در قرآن و بعضی روایات میتوان چنین استفاده کرد که حورالعین در بهشت بیش از یک همسر ندارد؛ زیرا خداوند در مورد صفات حورالعین میفرماید: …نه هیچ انسانی قبل از ایشان (قبل از آن شخص بهشتی) آنها را لمس کرده و نه هیچ جنّی
حور جمع حوراء به معنای زنی است که سفیدی چشمش بسیار سفید و سیاهی آن نیز بسیار سیاه باشد و یا به معنای زنی است که دارای چشمان سیاه چون چشم آهو باشد، “عین” جمع کلمۀ “عیناء” به معنای درشت چشم است، و ظاهراً حورالعین موجوداتی غیر از زنان دنیا هستند.[۳] خداوند در مورد آنان میفرماید: “حورالعین را به ازدواج آنها درمی آوریم”.[۴] بنا بر تفسیر اغلب مفسّران، ازدواج به معنای دنیوی آن، در بهشت وجود ندارد. پس این جا، نزدیک کردن و عطا کردن حورالعین از طرف خداوند به بندگان بهشتیاش مراد است.[۵]
از صفات بیان شده برای حورالعین در قرآن و بعضی روایات میتوان چنین استفاده کرد که حورالعین در بهشت بیش از یک همسر ندارد؛ زیرا خداوند در مورد صفات حورالعین میفرماید: “…نه هیچ انسانی قبل از ایشان (قبل از آن شخص بهشتی) آنها را لمس کرده و نه هیچ جنّی”.[۶]
مرحوم مجلسی در تفسیر “قاصرات الطرف” که در ابتدای همین آیه آمده است، میگوید: یعنی زوجهایی هستند که نگاهشان فقط برای شوهرانشان است و به هیچ کس غیر از شوهرانشان رغبتی ندارند.[۷]
اما آیا زنان دنیایی هم همین گونهاند یا نه؟ شاید بتوان گفت که اگرچه اهل بهشت هر آنچه در بهشت بخواهند بر ایشان آماده است، اما هرگز درخواستی به عنوان تعدّد زوجات ندارند. همان گونه که زنان پاک در دنیا، چشم به غیر از همسر خود ندارند، در بهشت هم که جای پاکان است، خواهان زوجهای متعدد برای خود نیستند.
در روایتی از امام صادق (ع) در مورد ازدواج مرد و زن زمینی در بهشت سؤال شد، حضرت فرمودند: “اگر رتبۀ زن بالاتر بود و خواست با مرد زمینیاش ازدواج کند میتواند او را انتخاب کند (و مرد نمیتواند وی را انتخاب کند) که در این صورت مرد همسر او میگردد، ولی اگر رتبۀ مرد بالاتر بود او میتواند زن را اختیار کند (این جا زن چنین حقّی ندارد) که در این صورت، زن یکی از همسران مرد میشود”؛[۸] یعنی زن یکی از همسران مرد میشود، ولی مرد تنها همسرِ زن میگردد، این مطلب را برخی دیگر از روایات نیز بیان میکند.
همچنین در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند: “زن اگر در دنیا دو شوهر داشته(البته منظور همزمان نیست) در آخرت هر کدام را که بهتر دید (از حیث اخلاق) انتخاب میکند”.[۹] حضرت نفرموده اند که میتواند هر دو را انتخاب کند، بلکه فرمود بهترین آنها را انتخاب میکند.
در پایان تذکر این نکته به جا است که برای خدمت گزاری بهشتیان، “غلمان” هایی وجود دارد و در این بین فرقی میان زن و مرد نیست.
قرآن مجید در این باره میفرماید: “پیوسته بر گردشان نوجوانانی برای (خدمت) آنان گردش میکنند که چون مرواریدهای درون صدفند”.[۱۰]
ظاهر این آیه آن است که پسران زیبای بهشتی فقط برای خدمت گزاری بهشتیان آفریده شده اند.
پی نوشت ها :
[۱]. غافر، ۴۰٫
[۲]. فصلّت، ۳۱٫
[۳]. ترجمۀ المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۸٫
[۴]. دخان، ۵۴٫
[۵]. بحار الانوار، ج ۸، ص ۹۹؛ ترجمۀ المیزان، ج ۱۸، ص ۲۲۸٫
[۶]. “فیهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَان”؛ در این قصرهاى بهشتى زنانى هستند که جز به همسران خود چشم ندوخته، و جز به آنها عشق نمىورزند، الرحمن، ۵۶٫
[۷]. بحار الانوار، ج ۸، ص ۹۷٫
[۸]. همان، ص ۱۰۵٫
[۹]. بحار الانوار، ج ۸، ص ۱۱۹
[۱۰] “وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَکْنُونٌ”، طور، ۲۴
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٥ساعت ۱:۳٤ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ نَهَى النِّسَاءَ أَنْ یَنْظُرْنَ إِلَى الرِّجَالِ وَ أَنْ یَخْرُجْنَ مِنْ بُیُوتِهِنَّ إِلَّا بِإِذْنِ أَزْوَاجِهِنَّ وَ نَهَى أَنْ یَدْخُلْنَ الْحَمَّامَاتِ إِلَّا مِنْ عُذْرٍ وَ قَالَ أَیُّمَا امْرَأَةٍ وَضَعَتْ خِمَارَهَا فِی غَیْرِ بَیْتِ زَوْجِهَا فَقَدْ هَتَکَتْ حِجَابَهَا
ترجمه:
«هر زنی که برای غیر شوهرش روسری خود را کنار بگذارد، هر آینه به حجاب خود بیحرمتی کرده است».
منابع: -مستدرکالوسائل، ج14، ص280، ح16716 -مستدرکالوسائل، ج1، ص385، ح930 بدل:(الى: مِنْ عُذْرٍ) -مستدرکالوسائل، ج14، ص289، ح16742 بدل:(الى: الرِّجَالِ) -دعائمالإسلام، ج2، ص215، ح
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳۱ساعت ۸:۳٩ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه تاریخ ورود خط مبارزه با پوشش، عفاف و عفت زنان پروژهای استعماری است که از طریق رژیمهای وابسته از اواخر قاجار و دوران پهلوی آغاز شد گفت: جمع بین پوشش و عفت زن با حضور در اجتماع مسئلهای حل نشده در اسلام نیست. به گزارش خبرنگار مهر، حسن رحیم پور ازغدی پیش از ظهر سه شنبه در مراسم ستایشواره عفاف حجاب و تجلیل از فعالان حجاب و عفاف اظهار داشت: جمع بین پوشش و عفت زن با حضور در اجتماع مسئلهای حل نشده در اسلام نیست و نمیتوان گفت که وضعیت اجتماعی، تاریخی و سیاسی تغییر کرده و چنین مسئله ای مربوط به زمان حاضر است. عفت و کرامت زن می تواند حفظ شود و زن میتواند در تکالیف اجتماعی اش حضور زندهای داشته باشد. به گفته وی، حضرت خدیجه(س) همسر پیامبر(ص) یک فعال اقتصادی بود و زمانی که پیامبر(ص) با ایشان ازدواج کرد آن حضرت یک تاجر شناخته شده بود. پیامبر(ص) نیز او را از این کار منع نکردند و آن حضرت بسیاری از اموال خود را صرف زنده نگه داشتن اسلام کرد. این پژوهشگر و محقق افزود: این موضوع که در گذشته زن حضور اجتماعی نداشته مسئلهای باطل است. زنان مسلمان این تلقی را دارند که هرگونه سرمایه گذاری برای همسر و فرزند مانعی برای شکستگی و عقب افتادگی نیست. رحیم پور ازغدی با بیان اینکه مرد و زن در آیات قرآن هر دو به هم ولایت دارند گفت: اسماء بنت یزید انصاری به نمایندگی از زنان دیگر خدمت پیامبر(ص) رسید و گفت: مردان حضور اجتماعیشان از ما بیشتر است و در عرصه جنگ و مبارزه و کار فعالیت میکنند اما ما مسئول نگهداری خانه و خانواده هستیم. چرا ما از اجری که آنان به دست میآورند محرومیم. پیامبر(ص) در پاسخ به او فرمودند " زیباتر از این سئوال مطرح نشده بود" و سپس گفتند " آنچه را که میگویم دقیق توجه کن و به همه زنان بگو. آنچه را که شما انجام میدهید به لحاظ ارزش نزد خداوند کمتر از پاداش مردانتان نیست بلکه برابر و مساوی است و شما در همه پاداش مردانتان شریک هستید" رحیم پور ازغدی گفت: زنی مانند ام سلیم سیر ایمانی و معرفتی همسر و خانوادهاش را تغییر داد و علاوه بر حضور در خانه در اجتماع نیز حضور داشت. وی در نبود شوهرش خدمت پیامبر(ص) رسید و پس از گفتگو با ایشان مسلمان شد. هنگامی که شوهر ام سلیم از سفر برمیگردد میفهمد که او مسلمان شده است. او به همسرش میگوید که از تو می خواهم به پیامبر(ص) ایمان بیاوری و اگر مسلمان نشوی از تو جدا میشوم. همچنین در نقلی از تاریخ آمده است که ام سلیم با شوهرش چند جلسه صحبت میکند و او مسلمان میشود اما در نقلی دیگر آمده که از شوهرش جدا میشود و شوهرش در کفر میمیرد اما در هر دو حالت این زن فرزندش را بیهمسر تربیت میکند. این پژوهشگر دینی ادامه داد: مرد مشرکی به نام ابوطلحه به خواستگاری این زن آمد و ام سلیم گفت که من با مردم مشرک نمیتوانم زندگی کنم. مهریه من ایمان آوردن تو است که آن مرد قبول میکند و با هم ازدواج می کنند. رحیم پور ازغدی اظهار کرد: هنگامی ک این زن پسرش "انس" را نزد پیامبر(ص) میآورد پیامبر(ص) برای او دعا می کند. رسول خدا این زن را به دلیل جایگاه ارزشمند او در اسلام مادر خطاب میکرد و برای او هدیه می فرستاد زیرا این زن دو شوهر خود را مسلمان میکند و از این طریق قبیله اش نیز مسلمان میشوند. همچنین نقل است که این زن هفت پسر داشت که همگی قاری قرآن بودند و در زمانی که باردار بود در جنگ حنین و خیبر در کنار پیامبر(ص) شرکت داشت. این زن تنها نمونهآی از زنان مسلمان است. زنان بزرگی از اصحاب پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) بودند که با دشمنان اسلام مبارزه می کردند. رحیم پور ازغدی افزود: تاریخ ورود خط مبارزه با پوشش و عفاف و عفت زنان در کشور ما پروژهای استعماری است که از طریق رژیمهای وابسته از اواخر قاجار و دوران پهلوی آغاز شد. به طوری که تا قبل از قاجار مسئلهای به نام بیحجابی نداشتیم و تنها دو دسته از زنان حجاب نداشتند یکی زنان غیرمسلمان و دیگری زنان اهل فحشا که بیحجاب در جامعه حضور پیدا میکردند. حتی در ایران قبل از اسلام نیز حجاب سختتر بود و تنها مخصوص زنان طبقات بالا بود و اسلام هم حجاب را تخفیف داد و آن را برای همه زنان عمومی کرد. این پژوهشگر با اشاره به فیلم سنگسار که جوایز بیشماری از کشورهای غربی دریافت کرده گفت: در این فیلم حکم تورات به اجرا درآمده است و هیچکدام از آن احکام نشان داده در فیلم در اسلام وجود ندارد زیرا اگر مردی به زنش تهمت زنا بزند و نتواند اثبات کند آن فرد شلاق میخورد. اگر سنگسار در زنای محسنه حکم بدی است این حکم در تورات و انجیل نیز آمده است. وی ادامه داد: قرآن حداقل حجاب را بیان کرده است در حالی که در کتاب مقدس یهودیان آمده است که زن باید موی خود را از چارچوب درب در منزل بپوشاند. رحیم پور ازغدی افزود: در مسئله حجاب نفوذ واقعی دشمنان از زمان قاجار شد و در زمان پهلوی به اوج خود رسید. حتی برهنگی در اروپا نیز سابقه ندارد و پوشش و حجاب تا قبل از رنسانس عمومی بود به طوری که تا قبل از قرن 20 اکثر زنان پوشیده بودند. این محقق تصریح کرد: برخی مورخان معتقدند هیچ اتفاق بزرگی در تمدن بشری نیافتاده است جز اینکه چند زن پشت آن حضور داشتند. به عقیده برخی از متفکران غربی که فمینیسم نیز نیستند حتی در مرد سالارترین جوامع تصمیم گیرنده واقعی زنان هستند. رحیم پور ازغدی اظهار داشت: یکی از عللهایی که موجب موفقیت تهاجم فرهنگی میشود ضعفهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور و آسیب پذیری جامعه است. در واقع عدم کرامت اخلاقی در زنان و مردان موجب تهاجم فرهنگی میشود. وی تاکید کرد: زن مسلمان محجبه ایرانی با حفظ حجاب و عفت خود را در جامعه نشان داده است همچنان که در مسئله تحریم تنباکو که استعمار انگلیس برای نخستین بار به زمین خورد نقش زنان کاملاً آشکار است به طوری که زنان حتی همسران شاه قلیانها را شکستند و اجازه استفاده از آن را به شاه و درباریان ندادند. رحیم پور ازغدی تصریح کرد: زنان برهنه تنها تاثیر جنسی در جامعه میگذارند اما زن محجبه تاثیر اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه می گذارد. وی با اشاره به زنان فاسد در تاریخ گذشته کشورمان گفت: در جریان مسئله بهائیت و بابیت نیز زنی به نام قرة العین خود را برهنه کرد و نفوذ فرهنگی و اجتماعی چنین تفکری از این طریق در جامعه آغاز شد. همچنین زن دیگری نیز نیمه برهنه و آرایش کرده در میان بابیان مطرح شد. او میگفت "دوران شریعت آغاز شد و همه زنان باید به اجتماع بیایند و زن گلی است که همه باید آن را ببویند. زن برای بوسیدن و در آغوش کشیدن است و این گل را باید به دوستان هدیه داد" رحیم پور ازغدی در خصوص مدارسی که آمریکایی ها در آن زمان در ایران راه اندازی کردند گفت: در این مدارس تحصیل، خوابگاه و غذا رایگان بود و در تهران، تبریز، همدان و رشت چنین مدارسی ایجاد شد که اوایل تنها دختران غیرمسلمان وارد این مدارس شد و حتی ناصرالدین شاه برای تشویق مردم به این مدرسه رفت و آن را تبلیغ می کرد. او ادامه داد: دشمنان اسلام بر این باورند که به دلیل اینکه حجاب جاذبه جنسی را محدود میکند پس ضد ارزش زن است و مقابل آزادی زن قرار میگیرد. باید بدانیم که از حجاب ظاهری مفیدتر حجاب باطنی است که برای دفاع از عفت و کرامت واقعی زن مفید است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢۱ساعت ٥:۳۱ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
پرداختن به مقوله طنز در سینمای چند ساله اخیر آنقدر دم دستی و سطحی شده است که نام بردن از فیلمهایی که نام طنز را یدک بکشند و سر و شکل سینمایی داشته باشند به عدد انگشتان دست هم نمی رسد . در دل این آشفته بازار فیلم های طنز که اکثر آثار در ورطه تکرار مضمون و بازیگر افتاده اند ، رامبد جوان که سابقه بازیگری و کارگردانی در این حیطه را دارد خصوصاً بعد از فیلم خوب "پسر آدم _دختر حوا" نشان داده است که به خوبی با این ژانر آشناست و با اشرافی که به سلیقه تماشاگر ایرانی پیدا کرده است ،میتواند با یک فیلم نامه خوب اثر قابل قبولی را روانه پرده کند و دل تماشاگر ایرانی که خسته از طنزهای سخیف است ، به دست آورد.او در ورود اقایان ممنوع با فیلم نامه ای از "پیمان قاسم خانی " سعی کرده است از وجه دیگری زن و مرد داستان را در تقابل هم قرار دهد . از این رو جوان با ساخت این فیلم نشان داد که علاقه ویژه ای به تصویر فیلم هایی با مضمون جنگ زن و مرد دارد . داستان دو کاراکتر جالب دارد که تا به حال با این شکل و شمایل متفاوت پرداخته نشده بودند . تا قبل از این فیلم در بسیاری از سریال ها و فیلم های خارجی به دیدن کاراکتر زنی عصبانی وسخت و پرخاشگر که مجرد هم مانده عادت داشتیم . اما جوان، ویشکا آسایش را با مهارت خاصی بر روی پرده نشان می دهد که همه آن تصورات را به هم میریزد . کاراکتر خانم دارابی کامل نوشته شده و آسایش با هنر خاصی او را به تصویر کشیده که تا مدتها شکل و شمایل و طرز راه رفتن و لباس پوشیدنش در ذهن بیننده خواهد ماند و تصویری خاطره انگیز از زنان متعصب و خودخواه را به یاد خواهد آورد .عطاران هم در بازپروراندن نقش موفق است . لودگی و شیرین کاری های جبلی با واکنش های انفجاری دارابی به خوبی جواب داده است . در این میان فیلم یک نقش جذاب مکمل مرد دارد با بازی موفق مانی حقیقی. بازی زیبای که او با صورت و بدن خود نشان می دهد در تصویر کاراکتری که در سینمای ایران با محدودیتهای فراوانش به سختی قابل باورپذیر شدن است ،کامل و تحسین برانگیز است . پس زمینه اصلی فیلم نامه در نقد نگاه فمینستی جاری در جوامع در حال توسعه است . به همین دلیل قاسم خانی با استفاده از لحن طنز موقعیت ، توانسته است با درشنمایی غلو شده ای به نقد فمینیسم بپردازد و همه سعی خود را در پروراندن این موضوع با استفاده از انواع و اقسام شوخی هایی که جنس آنها قبلا در سینمایی ایران تجربه نشده بود ، به کار برده است او با زیرکی توانسته است خطوط قرمز را دور بزند .همین امر یک از جاذبه های مهم فیلم به شمار می آید . نکته ای که در بستر اصلی داستان پنهان است ،نگاه تیز بین قاسم خانی است که درنهایت به الگو برداری غلط زنان شرقی از فمینیسم می پردازد .در این بین از تاثیر کارگردانی جوان نباید گذشت .او با استفاده از استعدادی که در تصویر کمدی موقعیت دارد توانسته با هدایت به جای آسایش و تقابل او با لودگی ذاتی بازی عطاران ، دو قطب داستان را در موقعیت های متفاوتی از طنز تصویر کند . بی شک ورود آقایان ممنوع خوب خواهد فروخت . داستان دعوای خانم دارابی و اقای جبلی همان داستان کلیشه شده همیشگی تاریخ سینماست که هر از چندی نویسنده ای رنگ تازه ای بر آن می زند . قصه خانم دارابی ها و اقای جبلی ها تا زمانی که زنان و مردان در دایره بسته خود خواهی خود زندگی کنند ادامه خواهد داشت . تماشای این فیلم نوید یک سر فصل تازه در سینمای کمدی ماست .به این امید که نویسندگان و کارگردانان قدم های بعدی را به طریقی بردارند تا دیگر دیدن صحنه های زدو خورد و شنیدن کلمات سخیف به عنوان طنز به خورد تماشاگر فهیم امروز داده نشود .
نقد فیلم و بازیگری در سینمای ایران
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢۱ساعت ٥:٢٤ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
سوره قصص آیات 23-27
(22) وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ (23) فَسَقى لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ (24) فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (25) قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ (26) قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ وَ ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ (27)قالَ ذلِکَ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ أَیَّمَا الْأَجَلَیْنِ قَضَیْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَیَّ وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَکِیلٌ (28)
ترجمه
1.ایت الله العظمی مکارم شیرازى: و هنگامى که به (چاه) آب مدین رسید، گروهى از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب مىکنند و در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند (و به چاه نزدیک نمىشوند موسى) به آن دو گفت: «کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمىدهید؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمىدهیم تا چوپانها همگى خارج شوند و پدر ما پیر مرد کهنسالى است (و قادر بر این کارها نیست.)!» (23) موسى براى (گوسفندان) آن دو آب کشید سپس رو به سایه آورد و عرض کرد: «پروردگارا! هر خیر و نیکى بر من فرستى، به آن نیازمندم!» (24) ناگهان یکى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى که با نهایت حیا گام برمىداشت، گفت: «پدرم از تو دعوت مىکند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که براى ما انجام دادى به تو بپردازد.» هنگامى که موسى نزد او [شعیب] آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات یافتى!» (25) یکى از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسى را کهمىتوانى استخدام کنى آن کسى است که قوىّ و امین باشد (و او همین مرد است)!» (26) (شعیب) گفت: «من مىخواهم یکى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم به این شرط که هشت سال براى من کار کنى و اگر آن را تا ده سال افزایش دهى، محبّتى از ناحیه توست من نمىخواهم کار سنگینى بر دوش تو بگذارم و ان شاء اللَّه مرا از صالحان خواهى یافت» (27)
مسوول تبلیغی هنری ناحیه بسیج امام رضا (ع) اصفهان از برگزاری جشنواره عفاف و حجاب در این ناحیه خبر داد.
|
|
|
'منوچهر جدیدی' در گفت و گوی اختصاصی با ایرنا اظهار داشت: در راستای نهادینه کردن فرهنگ حجاب و عفاف و تقدیر از برترینهای موثر در این عرصه اولین جشنواره فرهنگی هنری عفاف و حجاب در اصفهان برگزار می شود. وی افزود: این جشنواره در رشته های چند رسانه ای، کلیپ، نقاشی، عکاسی، وبلاگ نویسی، گرافیک، خوشنویسی و داستان نویسی برگزار خواهد شد. مسوول تبلیغی هنری ناحیه بسیج امام رضا (ع) اصفهان افزود: فرصت شرکت در همایش که تا 10 تیرماه اعلام شده بود، یک هفته دیگر تمدید شد. وی بیان داشت: آثار دریافتی پس از بررسی در نمایشگاهی که در تاریخ 21 تیرماه برگزار می شود به نمایش گذاشته خواهد شد و از تولید کنندگان آنها طی مراسمی تجلیل می شود. جدیدی ادامه داد: نفرات برتر به دبیرخانه جشنواره بین المللی حجاب و عفاف در سازمان بسیج جامعه زنان معرفی خواهند شد. وی خاطر نشان کرد: این جشنواره به همت بسیج جامعه زنان و فرهنگی اجتماعی ناحیه مقاومت بسیج امام رضا (ع) برگزار می شود.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٧ساعت ٦:٥۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هر از چند گاهی موضوع حجاب در رسانه ها به تبع برخورد نیروهای سازمانی یا شخصی با منکر بی حجابی، مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. در این بررسی ها عموما مناقشات بر سر تعیین متولی و حد تعادل برخورد با فرد بی حجاب است. ریشه این اختلافات به دو دلیل است. مهمترین دلیل اینکه هیچ وقت حد و حدود حجاب زن و مرد در حکومت دینی از طرف جمیع مراجع به صورت صریح تعریف نشده است و دومی نا نگاه درست به فرد بی حجاب است. دلیل اول را عاجزانه باید از علمای ساکن و مستقر در حوزه های علمیه درخواست کرد و اما دلیل دوم. اگر نگاه درستی به سوژه صورت گیرد می توان برای سازمان متولی تعریفی واضح از جنس برخورد تعریف کرد و طبق قاعده "یک عارضه یک یگان"، برای هر معضل، از یک سازمان انتظار داشت و آن را پاسخگو کرد. از آنجایی که خداوند فطرت را در انسان به ودیعه گذاشته، فرد مرتکب منکر اساسا یا مجرم است یا بیمار. البته این دو حالت بعضی اوقات همزمان در فرد پدیدار می شود. برای بررسی دلیل دوم یعنی نگاه درست به سوژه، نگاهی گذرا به بحث قدیمی "معتاد؛ مجرم یا بیمار" می تواند سرآغاز خوبی برای فهم موضوع باشد. طبق دو آیه (لا یکلّف الله نفساً الا ما آتاها و لا یکلف الله نفسا الا وسعها) قرآن از نظر خداوند مجرم یا بیمار بودن فرد خاطی بستگی دارد به 1- میزان آگاهی فرد و 2- عناد ورزیدن با دستور خداوند دارد اما چون بشر توانایی سنجش میزان علم و عناد فرد را با موضوعی ندارد بایستی میزان حد جرم یا حاد بودن بیماری فرد عامل منکر را با سنگ محک دیگری بسنجد. این شاخص ها به دو مولفه کلی تقسیم می گردد: فرهنگ اجتماعی، میزان حد منکر. البته میزان حد منکر هر چقدر هم که کم و کوتاه باشد از دایره منکرات خارج نمی شود لذاست که مفهوم بد حجابی اساسا وجود ندارد زیرا فرد یا در محدوده حجاب است یا خارج از آن یعنی بی حجابی. بیماری : هر عاملی که بتواند نظم داخلی بدن را برهم بزند یا تند کند یا بی حرکت نماید می تواند عامل بیماری زا باشد، این عوامل می توانند: غذا، دارو، ضربه، میکروب، باکتری، سرما، گرما، غم و اندوه .... باشند. اما در بحث عقیده و فرهنگ می توان از ضد فرهنگ به عنوان میکروب نام برد که قصد نهایی آن ورود به اعتقادات فرد و تغییر ارزشگذاری ارزشها و فرهنگ متداول فرد و جامعه می باشد. در زیست شناسی، هر نوع حالت غیر عادی در موجود زنده که عملکرد بدن او را مختل کند، بیماری نام دارد. گاهی از این واژه برای بیان حالتهای غیرعادی، نگران کننده یا عملکرد بد در حوزههای دیگر نیز استفاده میکنند؛ مثل بیماری جامعه. جرم : جُرم یا بزه، به معنی هر انجام هر نوع رفتار یا ترک رفتاریست که قانون را نقض میکند و مجازات در پی دارد. اهمیت نسبی جرایم مختلف و شیوه کیفر دادن فعالیتهای مجرمانه؛ در طول تاریخ و در جوامع مختلف، متفاوت بودهاست. یک فرد بیمار هرگز خودش به سراغ بیماری نمی رود و این بیماری است که به سراغ فرد می آید و همیشه یک بیمار تلاش می کند که بیماری را از خود دور کند و به همین دلیل تحت نظر پزشک تلاش می کند که مداوا شود و از هر آنچه که باعث تشدید بیماری اش می شود گریزان است. ولی یک مجرم خودش با توجه به آگاهی نسبت به عواقب کارش به سراغ جرم می رود و در بسیاری از موارد مجرمین نسبت به جرمی که انجام می دهند و عواقب سوء آن آگاهی کامل دارند ولی باز هم مرتکب کار نادرست می شوند. بسیاری از مجرمین هم اصلا" تمایلی برای بهبود بخشیدن به زندگی و روش زندگی خود ندارند و حتی در مواردی کمک دیگران را هم رد می کنند . فرد معتاد ابتدا مجرم است و سپس بیمار می شود بر اساس تعاریف جرم و بیماری؛ فرد معتاد در ابتدای مصرف "مجرم" است زیرا خودش با آگاهی به سراغ مواد مخدر می رود ولی پس از انکه فرد مصرف کننده به معتاد بدل گشت و بدن وی عادت و نیاز به مواد پیدا کرد، به جرگه افراد "بیمار" می پیوندد. پس فردی که هنوز عادت به مصرف مواد مخدر نکرده بایستی به عنوان مجرم توسط نهادهای امنیتی مورد عنایت قرار گیرد اما بعد از آنکه دچار اعتیاد شد باید در مراکز تربیتی-پرورشی به بهبودی اوضاع فرد معتاد پرداخت. بی حجاب؛ مجرم است یا بیمار؟ اینکه فلسفه و حکمت حجاب چیست به کرات به آن پرداخته شده است اما موضوع مغفول مانده این است که فرد بی حجاب در چه مرحله ای از انجام این منکر است و چه نهادی به چه میزانی باید با آن برخورد کند؟ قضیه فرد بی حجاب عکس فرد معتاد است. فرد بی حجاب در اوایل سالهای بلوغ یک بیمار تلقی می شود. زیرا هرگز فرد خودش به سراغ "بی حجابی" نمی رود بلکه مروجین ضد فرهنگ بی حجابی طی فرایندی فرد را برخلاف فطرتش وادار می کنند تن به این خفت دهد. در این مسیر افرادی که بی حجابی را توجیه یا زینت می دهند، مجرم هستند اما فرد مورد حمله این افراد یک بیمار است. در نتیجه وظیفه مراکز تبیتی مانند مدرسه، صدا و سیما و ... این است که همواره نگاه بیمار گونه به فرد بی جاب داشته و راهکار های لازم جهت بهبودی فرد بیمار را طراحی و اجرا کنند. اما پس از آنکه فرد بی حجاب با معارف حجاب آشنا و از فرهنگ اجتماعی مطلع شد ولی اراده ای برای بهبودی اوضاع خود نکرد، به یک مجرم تبدیل می شود زیرا عموما مجرمین نسبت به جرمی که انجام می دهند و عواقب سوء آن، آگاهی کامل دارند ولی باز هم مرتکب کار نادرست می شوند. میزان برخورد اننظامی با فرد بی حجاب در جامعه ای با فرهنگ غالب حجاب، بستگی به میزان تبرج و خودنمایی فرد خاطی دارد و به هر میزان که از حد حجاب گذشته باشد بایستی مورد شماتت و مواخذه قرار گیرد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٧ساعت ۱٢:٢٥ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
پرشین وبلاگ در بهمن ماه 1389 رای گیری وبلاگ های برتر بانوان را آغاز کرد و دور اول این رای گیری پس از دو هفته به پایان رسید. در این رای گیری بیش از 14000 رای به وبلاگهای بانوان داده شد و تعداد 3700 وبلاگ فارسی که نویسندگان آنها را بانوان تشکیل میدهند معرفی شدند.
از بین 3700 وبلاگ معرفی شده، وبلاگ های زیر (بدون درنظر گرفتن ترتیب نمایش) بیشترین آراء را به خود اختصاص دادند و وارد مرحله نهایی رای گیری وبلاگ های بانوان می شوند:
دور نهایی رای گیری برترین وبلاگ های بانوان: دور نهایی این رای گیری به مدت یک هفته از امروز تا 22 تیرماه 1390 برگزار میشود. شما میتوانید فقط به 5 وبلاگ از 25 وبلاگ معرفی شده رای دهید. وبلاگ های منتخب در سومین دوره جشنواره بانوان وبلاگ نویس معرفی خواهند شد و جوایزی به رسم یادبود به ایشان اهدا خواهد شد.
صفحه مرحله نهایی رای گیری وبلاگ های بانوان اگر مایل هستید تا دیگران را برای رای دادن به وبلاگ خود تشویق کنید، میتوانید لوگوی این جشنواره را در وبلاگ خود قرار دهید. برای این کار کافیست کد زیر را در بخشی از قالب خود وارد کنید:
<a href="http://persianweblog.ir/topblogs/Vote.aspx"> <img src="http://persianweblog.ir/images/topblogs/zananlogo.gif" alt="محبوب ترین وبلاگ های زنان" width="120" height="60" border="0"></a>
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٧ساعت ۱٢:٢۳ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
در ادامه طرح «تشدید امنیت اخلاقی»، ماموران پلیس پایتخت عصر شنبه در اقدامی ضربتی با عفافستیزان در بزرگترین فروشگاه پایتخت برخورد کردند. به گزارش خبرنگار «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، طرح «تشدید امنیت اخلاقی» که از 25 خرداد ماه سال جاری در مناطق مختلف پایتخت اعم از میادین، بزرگراهها، مترو و ... آغاز شده است از روز گذشته در مراکز عمده خرید نیز به مرحله اجرا درآمد. بر این اساس ماموران پلیس امنیت اخلاقی تهران عصر روز شنبه با حضور در بخشهای مختلف بزرگترین فروشگاه پایتخت در غرب تهران ضمن تذکرهای لسانی و ارشادی با عفافستیزان برخورد کردند. در کنار این طرح در بزرگراههای پایتخت نیز گشتهای موتورسوار طرح «تشدید امنیت اخلاقی» به رانندگان یا سرنشینان بدحجاب خودروها تذکر داده و یا در حال برخورد هستند. از سوی دیگر از زمان آغاز طرح «تشدید امنیت اخلاقی» ماموران پلیس در تعطیلات آخر هفته نیز در پارکها، اماکن عمومی و مناطق کوهستانی و ارتفاعات تهران و تفرجگاههای کوهستانی پایتخت به همراه پلیس کوهستان با عفافستیزان برخورد میکنند. سردار حسین ساجدینیا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ نیز تاکید کرد که طرح «تشدید امنیت اخلاقی» در روزهای آتی در سایر فروشگاههای بزرگ و مراکز عمده خرید پایتخت به صورت جدی اجرا شده و با متخلفان برخورد میشود.


مرحوم مفید از حمید بنمسلم نقل میکند که گفت: «به خدا سوگند مکرر میدیدم زنی از زنان یا دختران یا اهل بیت امام حسین(ع) را که چادرش از پشت سر گرفته میشد و کشیده میشد تا بالاخره زن مغلوب میشد و چادر یا لباسش به غارت میرفت؛ تا سرانجام به علی بنالحسین که بسیار مریض بود و در میان رختخواب خفته بود رسیدیم ... و عمر بنسعد آمد. زنان در مقابل او فریاد کشیدند و گریه کردند. لذا او به یارانش گفت: هیچ کدام حق ندارید بر خانههای این زنان وارد شوید و متعرّض این جوان مریض ـ علی بنالحسین ـ نشوید. «زنان از او درخواست کردند که لباسهای غارت شده آنان برگشت داده شود تا خودشان را بپوشانند. و عمرسعد دستور داد که هر کس از وسایل اینان چیزی برده برگرداند. ولی به خدا سوگند هیچ کس چیزی برنگرداند.» باز روشن است که زنان اهل بیت تقاضای آب، نان و هیچ چیز مادی ندارند و تنها حجابهای خود را میخواهند تا خود را بپوشانند و عمر سعد دستوری میدهد ولی یا دستور جدی نبوده و یا آنان دستور را جدّی تلقی نمیکنند و به هر حال حجاب اهل بیت به آنان برگردانده نمیشود و آنان را مانند اسرای کافر، بدون حجاب وارد کوفه میکنند منبع:نورپرتابل
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱۳ساعت ٢:٠٦ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
نکاتی هر چند طنز گونه اما مفید برای شما عروس ودامادهای عزیز که دوران نامزدی را تجربه می کنید.
کسانی به شما خواهند گفت اصلاً در برابر زور کوتاه نیایید و ضعیف نباشید و منت کشی نکنید و اگر دیدید طرف دارد بی محلی می کند. شما بدترش را انجام دهید. این افراد یا کتک خوردن های خودشان یادشان رفته یا می خواهند شما را بدبخت نموده، بعداً مسخره تان کنند. اصلاً گوش نکنید فوق قوقش شوهر آینده تان قدری یا کمربند سیاه و کبودتان کرده یا خانم، ناخن هایش را کرده توی چشم هاتان یا ... این ها نمک زندگی هستند بعداً بهتر از این هایش هم پیش می آید. یک آدم بزرگ فهمیده که با این شوخی ها از میدان به در نمی رود و ناراحت نمی شود.
الان وقتش شده که خلاف جریان تاریخ شنا کنید
تمرین ضد دموکراسی وتحمل استبداد، تمرین منت کشی، عدم مقاومت و گریه کردن های ساکت شبانه زیر لحاف این طوری می فهمید که ریش سفیدی بدون ریش چه مزه ای دارد. مردها با زن ها خیلی فرق دارند و همسرها با ایده آل ها، خیلی خیلی. سقراط می گوید ازدواج کنید. اگر زد و همسرتان خوب درآمد که خوشبخت می شوید و اگر بد بود هم عیبی ندارد، سرطان که نگرفته اید، عین من فیلسوف می شوید. چون در تاریخ آمده که سقراط زن بسیار بد اخلاقی داشته است.
سعی کنید هر چه بیشتر هم را بشناسید
اگر همسرتان خصوصیت بدی دارد، حق تان است و اگر احیاناً و تصادفاً خصوصیت خوبی از وی سر زد، شانس آورده اید. خیلی تغییر خواهید کرد اما روی تغییر دادن طرف مقابل تان خیلی حساب نکنید. فوق قومش اگر اوضاع خیلی غیر قابل تحمل بود و همسرتان نمی توانست حاصل ضرب ۶۳۵۸ در ۳۶۸۷ را ذهنی در سه ثانیه حساب کند هم که هنوز چیزی نشده. جدا می شوید و خودتان نتیجه را با دست حساب می کنید.
طولانی کردن نامزدی بی دلیل ممنوع
کسانی به شما خواهند گفت باید طرفین همدیگر را خوب بشناسند؛ بنابراین لااقل چند سالی برای عروسی دست نگه دارید و هر روز با همسرتان بحث کنید، هر شب معماهای فلسفی لاینحل تان را تلفنی از ایشان بپرسید، هر هفته استخاره کنید، هر ماه به یک کانون مشاوره سر بزنید و هر سال یک عکس جدید دو نفره بگیرید، ببینید بالاخره به شما می آیند یا نه. این کسان ممکن است خدای نکرده عقده ای چیزی داشته باشند. این ها می خواهند شما را به خاک سیاه بنشانند ، و یا می خواهند ببنند کی پشیمان می شوید تا همسرتان را از چنگ تان در بیاورند.
طول این دوره یک اندازه و فرمول خاصی دارد و عین دامن می ماند؛ کوتاهش عیب است و بلندش زیر دست و پا گیر می کند ولی به هر حال خیلی طولش ندهید که بگویید دارم فکر می کنم تا فرمولش دقیقاً یادم بیاید. نتیجه کار فرمایشی و طولانی مدت همیشه عینهو جنگ ویتنام اقتضاح از آب در می آید. نامزدی
از قدیم گفته اند دندانی که درد نمی کند، صدایش را در نیاورید؛ حالا شما بیکارید که می خواهید صدای نق نق خانواده همسرتان را در بیاورید؟ هر چه زودتر و در سن پایین تر زندگی را تشکیل دهید، بیشتر از عمرتان استفاده می کنید شما که دیگر زیر بار تعهد رفته اید؛ بارو کنید خدا خیلی کریم تر از من و شما و صندوق وام ازدواج سر کوچه است.
باور داشته باشید اگر در انتخاب خود دقت بالایی به خرج داده باشید ودرنهایت از طرفتان مطمئن باشید هر زمانی که به زیر یک سقف رفتید ،با خود می گویید ای کاش زود تر رفته بودیم. چون شما در دوران نامزدی و عقد ، پیش از انکه نقش همسری را ایفا کنید، باید فرزند خوبی برای پدر ومادرتان باشید؛ و اقای داماد یا خانم عروس هم که در این دوران در پی تثبیت خودش به شما است خیلی جاها نمی تواند این دوم بودن را بپذیرد ، بنابر این در نهایت این شما هستید که بین همسر و خانواده تان نمی دانید چه بکنید. از طرفی همان طور هم که می دانید هیچ چیز مثل معاشرت در دوران نامزدی و رفت و امد به خانه نامزدتان چشم و گوش شما را به عادات وخلقیات او باز نمی کند بنابراین به خود و او یک فرصت مناسب بدهید نه کم و نه خیلی زیاد...
مرجع : تبیان
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٢ساعت ٦:۱۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
حقوق ایران برگرفته از فقه امامیه و به تأثیر از آن اهتمامی جدی در امر ازدواج داشته و قواعد فراوان دقیقی را وضع کرده است. از خواستگاری، نامزدی، شرایط و موانع ازدواج گرفته تا آثار این امر مقدس و موارد مختلف انحلال این عقد به تفکیک و تفسیر در حقوق ایران بررسی شده است.
مقدمه:
ازدواج امری مقدس در شرع اسلامی است در روایات این سنت پیامبر اعظم(ص) به عنوان معیاری که پیروان ایشان را از غیر تمییز می دهد، شناخته شده است. حقوق ایران برگرفته از فقه امامیه و به تأثیر از آن اهتمامی جدی در این امر داشته و قواعد فراوان دقیقی را وضع کرده است. از خواستگاری، نامزدی، شرایط و موانع ازدواج گرفته تا آثار این امر مقدس و موارد مختلف انحلال این عقد به تفکیک و تفسیر در حقوق ایران بررسی شده است.
تمکین
یکی از آثار نکاح تمکین است. زوجین مکلف به تمکین هستند تمکین دارای دو معنای خاص و عام می باشد که تمکین خاص ناظر به پذیرش برقراری رابطه جنسی در حد متعارف است اما معنای عام تمکین اشاره به حالتی دارد که زن وظایف خود را به طور کلی نسبت به شوهر انجام می دهد و با پذیرش ریاست وی بر خانواده در حدود مقرر در قانون و عرف از وی اطاعت می کند.
بنابراین چنین الزامی شامل توقعات نامشروع و غیرمتعارف مرد از همسرش نمی شود و مرد نمی تواند به بهانه هر نافرمانی و عدم اطاعتی زن را مستنکف از تمکین بداند چه بسا بسیاری از مواقع توقعات نامتعارف مرد را می توان از مصادیق سوءرفتار دانست.
در تحلیل لزوم تمکین می توان چنین گفت که به نظر می رسد وظیفه تمکین برای زن نتیجه منطقی اعطای مقام ریاست خانواده به مرد است. قانون مدنی برای تضمین تمکین زن از شوهر ضمانت اجراهایی را پیش بینی کرده است و در وهله نخست در صورت عدم تمکین زن، مرد می تواند با مراجعه به دادگاه الزام زن به تمکین را خواستار شود همچنین قانون ، زنی را که بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند از نفقه محروم می کند.
حسن معاشرت
کانون خانواده عرصه کشمکش برای دستیابی به حقوق نیست بلکه پایگاهی برای تلاش مشترک زوجین است تا همگام با یکدیگر بر اهداف متعالی خانواده جامه عمل پوشانند. برای تحکیم هر چه بیشتر بنیان خانواده قانونگذار به بیان برخی از تکالیف مشترک زوجین پرداخته است از جمله مهم ترین این تکالیف، تکلیف حسن معاشرت است منظور از حسن معاشرت:خوشرویی، احترام، رفتار مسالمت آمیز، انجام تکالیف زناشویی و رعایت حقوق طرف مقابل است. قانونگذار برای این تکلیف ضمانت اجرایی هایی را نیز پیش بینی کرده است. چنانچه زنی از انجام وظایف زناشویی سرباز زند، حق نفقه وی ساقط می شود و مرد می تواند از طریق مراجع قضایی زن را ملزم به انجام وظایف قانونی کند. از طرف دیگر زن نیز می تواند با مراجعه به مراجع قضایی از مرد مرتکب سوء معاشرت شکایت کند و وی را مجبور به حسن معاشرت کند و در صورت غیرقابل تحمل بودن زندگی زناشویی بواسطه سوءمعاشرت مرد، زن حق درخواست طلاق دارد.
نفقه
قانون مدنی مقرر داشته است که در عقد دائم نفقه زن بر عهده شوهر است و بعد از ازدواج تکلیف تامین معاش زن بر گردن مرد قرار می گیرد. نفقه شامل همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض می شود. قانونگذار با توجه به اهمیت تامین مخارج متعارف زندگی زوجه کوشیده است تا با پیش بینی ضمانت اجراهای مدنی و کیفری این حق را برای زوجه تضمین کند زن می تواند در صورت خودداری شوهر از پرداخت نفقه به دادگاه رجوع کرده و نفقه خود را مطالبه کند در این حالت دادگاه بعد از بررسی های لازم، شوهر را به پرداخت نفقه محکوم می کند به علاوه عمل ترک انفاق در قوانین کیفری جرم شناخته شده و قانونگذار، مجازات هایی را برای آن در نظر گرفته است.
ریاست خانواده
از جمله آثار قانونی که در پی انعقاد نکاح و پیدایش نهاد خانواده به منصه ظهور می رسد، استقرار ریاست شوهر بر خانواده است. در حقوق بسیاری از کشورها از جمله ایران ریاست خانواده بر عهده مرد است قانون مدنی ایران بر مبنای آنچه که در سوره نساء و احکام اسلامی مطرح شده است چنین مقرر می دارد که در رابطه زوجین، ریاست خانواده از خصایص شوهر است در ابتدای امر چنین به نظر می رسد که شاید وجود پدیده ریاست در محیط مبتنی بر عاطفه و مهر خانواده امری نامطلوب و مباین با هدف و کارکردهای خانواده باشد اما فقدان رئیس در خانواده منجر به رجوع پی در پی به مراجع قضایی می شود که منجر به سرد شدن کانون خانواده و سست شدن بنیان آن می شود. با این اوصاف نفس وجود رئیس خانواده را می توان منطبق با مصالح خانواده قلمداد کرد.
مهریه
مهر یا صداق، مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک آن می شود و مرد پس از وقوع عقد ملزم به دادن آن است. مهریه می تواند در صورت وقوع طلاق پشتوانه ای برای زندگی زن باشد تا او بتواند با تمتع از آن زندگی خود را از آسیب مصون نگه دارد.
پرداخت مهر به زن از جانب مرد تا حدی کمبود سهم الارث زن را جبران می کند به علاوه مهر در عرف نمادی از احترام مرد برای زن و تعهد وی برای تامین زندگی زن بشمار می رود.
علی رغم اینکه مرد مکلف است مهریه زن را هر زمان که وی مطالبه کرد، پرداخت کند اما عموما مهریه در هنگام انحلال نکاح مطالبه و پرداخت می شود بنابراین در بسیاری موارد می تواند از جدایی های شتابزده جلوگیری کند و با داشتن زوجین به صبر و تامل، به عنوان ضامنی برای تداوم خانواده عمل کند.
نتیجه
قانونگذار به عنوان متولی اصلی انتظام نهادهای اجتماعی قدم در عرصه ساماندهی حقوقی نکاح در پیامدهای آن گذاشته است. اما نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که قانون با تمام کارکردهای ارزشمندی که در عرصه روابط اجتماعی دارد نمی تواند ضامن مطمئنی برای سعادت خانواده باشد بی شک آنچه می تواند خوشبختی خانواده را منجر شود اخلاق، حسن رفتار، وفاداری و گذشت است. قانونگذار با ترسیم چارچوب های کلی حقوق و تکلیف زوجین کوشیده است حدود هر یک از زوجین را به گونه ای مشخص کند تا هر یک با درک درست از حقوق و تکالیف خود، در راه بنای خانواده ای مستحکم و سعادتمند مساعی خویش را به کار برند. در ادامه به برخی از این حقوق و تکالیف اشاره می شود. تمکین، نفقه، حسن معاشرت زوجین، مهریه و ریاست مرد بر خانواده برخی از نتایجی هستند که قانون بر ازدواج بار می کند باید تاکید کرد که هر یک از این نتایج به حکم قانون و به صورت امری به وجود می آید و طرفین نمی توانند برخلاف آن توافق کنند.
منبع: سایت خانواده ایرانی
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٢ساعت ٢:۱٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هدف ازدواج از نظر اسلام
ازدواج چند فایده و فلسفه دارد که به طور اختصار عبارت است از:
1. بقاى نسل 2. آرامش و تعادل روحى و جسمى 3. سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه 4. تأمین نیاز طبیعى و غریزى انسان 5. ارضاى حس محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن و ...
البته ممکن است بعضى از این فایدهها براى برخى مهمتر باشد گاهى شخصى به جهت ارضاى غریزه جنسى خود، ازدواج مىکند و آن را از نظر اهمیت در رتبه اول قرار مىدهد و گاهى به دست آوردن شریک و یاورى دلسوز در زندگى براى او اهمیت دارد. در آیه 21 سوره روم نیز به آرامش روحی و ایجاد مودت و رحمت و رابطه عاطفی اشاره شده است منابع دیگری که برای مطالعه در این زمینه سودمند است به شرح زیر می باشد: تشکیل خانواده در اسلام از دکتر علی قائمی – آیین همسرداری (شوهرداری و زن داری) در 2 جلد از آیت الله ابراهیم امینی . موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت ۱٢:٥٩ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هدف ازدواج از نظر اسلام
ازدواج چند فایده و فلسفه دارد که به طور اختصار عبارت است از:
1. بقاى نسل 2. آرامش و تعادل روحى و جسمى 3. سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه 4. تأمین نیاز طبیعى و غریزى انسان 5. ارضاى حس محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن و ...
البته ممکن است بعضى از این فایدهها براى برخى مهمتر باشد گاهى شخصى به جهت ارضاى غریزه جنسى خود، ازدواج مىکند و آن را از نظر اهمیت در رتبه اول قرار مىدهد و گاهى به دست آوردن شریک و یاورى دلسوز در زندگى براى او اهمیت دارد. در آیه 21 سوره روم نیز به آرامش روحی و ایجاد مودت و رحمت و رابطه عاطفی اشاره شده است منابع دیگری که برای مطالعه در این زمینه سودمند است به شرح زیر می باشد: تشکیل خانواده در اسلام از دکتر علی قائمی – آیین همسرداری (شوهرداری و زن داری) در 2 جلد از آیت الله ابراهیم امینی . موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت ۱٢:٥٩ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
کدام ازدواج ها پایدارترند؟ بسیاری از افراد بر این باورند بعد از ازدواج و به مرور زمان عشق زوج ها نسبت به یکدیگر کمتر می شود و در واقع عادت جای عشق و دوست داشتن روزهای اول را می گیرد اما زوج های زیادی را می بینیم که همانند روز های اول ازدواج و گاهی بیشتر به یکدیگر علاقه دارند... حتما از خود می پرسید چگونه ؟ برای پاسخ به این سوال گفت وگوی ما را با دکتر حسین اسدی، روان شناس و مشاور خانواده بخوانید. ? آقای دکتر! چرا ازدواج بعضی از زوج ها تا سال های سال پایدار است اما زندگی مشترک برخی زوج ها خیلی دوام نمی آورد؟ این موضوع به ملاک های ازدواج افراد برمی گردد؛ اینکه فرد چه ملاک هایی برای ازدواج دارد و هنگام انتخاب همسر چقدر به این ملاک ها توجه می کند. معمولا ازدواج هایی که برپایه منطق انجام می شود و نه احساسات محض، ماندگار است و زن و شوهر به دلیل تناسب هایی که با هم دارند، خیلی خوب با هم کنار می آیند و روابط عاشقانه آنها با گذشت و درک متقابل، پایدار باقی می ماند. در مقابل، ازدواج هایی که بر اساس ملاک های ظاهری و احساسات صورت می گیرد، با گذشت زمان دستخوش تغییرات زیادی می شود زیرا وقتی زن و شوهر زیر یک سقف می روند، تفاوت ها و تضادها خود را نشان می دهد و تحت تاثیر جر و بحث ها و اختلافات، عشق و دوست داشتن به نفرت تبدیل می شود. چنین ازدواجی پایدار نخواهد بود، هر چند که در ابتدا با عشق و دوست داشتن آغاز شده باشد. بسیاری بر این باورند باز کردن چشم و گوش قبل از ازدواج و بستن آنها بعد از ازدواج رمز یک ازدواج پایدار است. همین طور است؟ این نکته ای است که معمولا بزرگ ترها به کوچک ترها گوشزد می کنند. قبل از ازدواج باید با چشم و گوش باز طرف مقابل را بسنجیم و انتخاب کنیم اما بعد از ازدواج برای داشتن یک زندگی شیرین لازم است کمی گذشت داشته باشیم، بسیاری از اشتباه ها و خطاهای نه چندان با اهمیت طرف مقابل را نادیده بگیریم و چشم و گوشمان را روی بعضی از رفتارهای نادرست همسرمان ببندیم. مطمئن باشید به مرور زمان می توانید این اشتباه های همسرتان را با منطق مدیریت کنید و همه مسایل آنقدر حیاتی نیستند که بنیان زندگی را بلرزانند. حتی باید از ابتدا یاد بگیریم که مسایل زندگی مان فقط به ما ربط دارد و هیچ یک از اعضای خانواده یا دوستانمان را نباید درگیر مشکلات شخصی زندگی کنیم زیرا این افراد نمی توانند بدون جانبداری عاطفی به مساله نگاه کنند و چه بسا ناخواسته به این اختلاف دامن بزنند. ? یعنی برای داشتن یک زندگی پایدار بعد از ازدواج، باید درمورد اختلافات با دیگران صحبت نکنیم؟ ابتدای زندگی که هنوز با اخلاق همدیگر آشنا نیستید ، ممکن است سوءتفاهم های بسیاری پیش آید. از ابتدا باید مدیریت بحران و چگونگی حل مشکل را یاد بگیریم و با بروز کوچک ترین مشکل و اختلافی به خانواده و دوستان گله و شکایت نکنیم تا ذهنیت آنها نسبت به همسرمان خراب نشود. البته داشتن روابط متقابل با خانواده و دوستان از عوامل موثر در یک ازدواج پایدار است و برای حل بعضی از مشکلات می توان از راهنمایی ها و مشورت آنها بهره برد اما از قدیم گفته اند، وقتی گره ای با دست بازشدنی است چرا باید از دندان کمک بگیریم؟ ? به اهمیت روابط خانوادگی اشاره کردید. همیشه پدرها و مادرها می گویند شما با یک نفر ازدواج نمی کنید بلکه با یک خانواده ازدواج می کنید. در این باره بیشتر توضیح می دهید؟ شخصیت هر انسانی در خانواده اش پایه ریزی می شود و اگر به این موضوع توجه کنید، درمی یابید ازدواج با کسی که از نظر خانوادگی با شما تفاوت دارد، کار سختی است. بعضی اوقات تفاوت ها آنقدر جدی و تاثیرگذارند که نمی توان از آنها چشم پوشی کرد. باور های مذهبی، خانوادگی، اجتماعی و ... از جمله تفاوت های جدی و عمیقی است که نقش مهمی در زندگی ایفا می کند. تصور کنید در خانواده ای بزرگ شده اید که رفت و آمدهای خانوادگی و دوستانه نقش مهمی در آن دارد اما فرد مورد علاقه شما در خانواده ای بزرگ شده است که با رفت وآمد و میهمانی میانه خوبی ندارد. چگونه می خواهید این دو ویژگی را با هم سازگار کنید؟ این از جمله مواردی است که اگر با تدبیر با آن برخورد شود، می تواند به نقطه قوت بدل شود. توجه به شباهت های خانوادگی، احترام به فرد مقابل و خانواده او و پرهیز از حساسیت های بی مورد می تواند به دوام زندگی مشترک کمک کند. حتی برای داشتن یک ازدواج پایدار باید سعی کنید با خانواده شریک زندگی تان دوست باشید. ? بیشتر توضیح می دهید؟ این روزها ماجرای دعواهای مادر شوهر و خواهرشوهر با عروس و همچنین اختلاف داماد و مادرزن چندان مطرح نیست. در آغاز زندگی به این مساله توجه کنید که برای هر انسانی بی شمار دوست و همسر وجود دارد؛ از دست دادن یک شریک و یک دوست فاجعه است اما از دست دادن پدر، مادر و خواهر و برادر فاجعه ای جبران ناپذیر. اگر همسر شما به راحتی بتواند برای جلب رضایت شما، پدر و مادر خود را کنار بگذارد به او اطمینان نکنید زیرا وقتی گوهر های یگانه ای چون پدر و مادر فراموش شوند، در آینده نیز برای شما جایگزین های متعددی پیدا می شود و به دست فراموشی سپرده خواهید شد، بنابراین برای داشتن ازدواجی پایدار باید جایگاه خود را بشناسید و با خانواده همسرتان روابط دوستانه ای داشته باشید. البته این تلاش باید دوجانبه باشد و به تدریج درمی یابید که با رعایت اصل اولیه نزدیکی و تشابه فرهنگی خانواده ها، چقدر این روابط صمیمانه به اتحاد و همبستگی دو خانواده و زندگی مشترک شما، کمک می کند. ? گاهی دعواهای زن و شوهر از یک اختلاف جزیی شروع می شود که با آرامش و کمی منطق حل شدنی است اما نمی توانند خشم و عصبانیت خود را کنترل کنند و اختلاف شدت می گیرد. زوج هایی که ازدواج پایداری دارند، در چنین شرایطی چه می کنند؟ این زوج ها در طول زندگی مشترک بیش ازپیش با خصوصیات اخلاقی هم آشنا شده اند و هنگامی که در زندگی به بحران می رسند، از مدیریت بحران استفاده می کنند. یعنی اگر عصبانی هستند، از هم فاصله می گیرند و در تنهایی و به دور از عصبانیت ابعاد مشکل را بررسی می کنند و هنگامی که هر دو به آرامش رسیدند، درباره مشکل ایجاد شده حرف می زنند، با درک متقابل و به روشی منطقی بحث می کنند و به نتیجه مشترک می رسند. ? به زوج هایی که می خواهند زندگی پایداری داشته باشند چه توصیه ای دارید؟ یکی از قوانین طلایی زندگی مشترک، با هم رشد کردن است . برای داشتن یک زندگی پایدار و موفق همیشه مشوق همسر خود باشید و مسایل مختلف و مورد علاقه خود را بیاموزید. به همسرتان کمک کنید تا این فرآیند را طی کند. بسیار دیده شده که یکی از طرفین مدارج ترقی را طی می کند و همسر در طول این سال ها کمک حال و مشوق اوست ولی در پایان فاصله زیادی بین دو طرف به وجود می آید که گاهی ادامه زندگی مشترک را سخت و گاهی ناممکن می کند بنابراین بهتر این است در کنار رشد فردی، رشد مشترک هم داشته باشیم تا بهتر و بیشتر یکدیگر را درک کنیم و مشاور و همراه خوبی برای یکدیگر باشیم. در عین حال، همسرتان را برای هر تلاش مثبتی، تشویق کنید. همواره قدردان او باشید و هیچ وقت موفقیت های دیگران را به رخش نکشید. ظرفیت، توانایی ها و اعتقادات انسان ها متفاوت است، چه بسا افرادی که پایبند اصول اخلاقی و قوانین اجتماعی نباشند و یک شبه ره صدساله بروند و همسر شما نتواند چنین کاری کند. از داشتن همسری درستکار به خود ببالید و هر تلاش او را برای بهبود زندگی، ارج بنهید و تحسینش کنید. هر چند وقت یکبار هم با خرید هدیه ای حتی کوچک، عشق و وفاداری تان را نسبت به هم مستحکم تر کنید و از لحظات با هم بودن لذت ببرید.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت ۱٢:٤٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
شیما چنگی متولد شهرستان آشتیان استان مرکزی و فارغ التحصیل رشته زیست شناسی دانشگاه اراک است. او یکی از قاریان برجسته کشور است که به گفته خودش از کودکی با قرآن مأنوس بوده است. او تعریف میکند: «زمانی که سال چهارم دبستان بودم در برنامه سیمای قرآن، از قاریان نوجوان دعوت میکردند

تا به قرائت قرآن بپردازند؛ آن قدر آن قرائتها برایم جذاب بود که همیشه آرزو داشتم من هم بتوانم به زیبایی آنها قرآن بخوانم. به همین دلیل از همان سنین، یعنی حدود 10 سالگی با گوش دادن به نوارهای استاد عبدالباسط کار قرائت قرآن به صورت تقلیدی را آغاز کردم. بعد از آن سال دوم راهنمایی برای اولین بار در مسابقات دانشآموزی شرکت کردم و در سطح استان مرکزی رتبه دوم را کسب کردم.» این دختر موفق ادامه میدهد:«بهترین تفریح من این بود که وقتی از مدرسه به خانه میآمدم، به سراغ رادیو قرآن میرفتم و قرائت قاریان مختلف مصری را از رادیو ضبط میکردم، بعد آنها را گوش میکردم و سعی میکردم با تکرار زیاد سبکشان را به طور کامل یاد بگیرم و در این میان، تشویق پدر و مادرم سبب میشد تا علاقه من روز به روز بیشتر شود؛ تا اینکه در مسابقات کشوری دانشآموزی سال 77 و 79 رتبه اول را کسب کردم و تا مرحله انتخابی مسابقات بینالمللی دانشآموزی نیز پیش رفتم و دوم شدم و به عنوان نفر ذخیره رشته قرائت در مسابقات حضور یافتم. حضور من در مسابقات، در زمان دانشجویی نیز ادامه داشت و حاصل آن کسب رتبههای اول، دوم، سوم جشنوارههای هجدهم، شانزدهم و نوزدهم دانشجویان سراسر کشور بود.»
زمانی که سال چهارم دبستان بودم در برنامه سیمای قرآن، از قاریان نوجوان دعوت میکردند تا به قرائت قرآن بپردازند؛ آن قدر آن قرائتها برایم جذاب بود که همیشه آرزو داشتم من هم بتوانم به زیبایی آنها قرآن بخوانم
اما این موفقیتها به سادگی به دست نیامده و بانوان قاری در میان راه با مشکلات و محدودیتهایی مواجه هستند. شیما چنگی با اشاره به این موضوع میگوید: «محدودیتی که بانوان ما در مسیر اجرای برنامه در مجامع عمومی دارند سبب شده تا هم تجربه کمتری داشته باشند و هم خیلیها اصلاً ندانند که قاری زن با این همه توانایی نیز در کشور ما وجود دارد و بعضیها فکر میکنند سطح آنها بسیار پایینتر از آقایان است. در حالی که به نظر من قاریان زن ایرانی با این همه محدودیت، از تواناییهای بسیار بالایی حتی در مقایسه با قاریان زن کشورهای دیگر و حتی آقایان برخوردار هستند. ما هر ساله شاهد برگزاری مسابقات بینالمللی قرآن در کشورهای مختلف اسلامی هستیم که در بسیاری از این کشورها به استثنای ایران، بانوان نیز در رشتههای مختلف شرکت میکنند. اما جای تأسف است که قاریان و حافظان توانای ایرانی از حضور و شرکت در این مجامع بینالمللی محرومند. اداره اوقاف 28 سال است که برای آقایان مسابقات بینالمللی برگزار میکند، اما برای خانمها تازه 3 سال است که در رشته قرائت مسابقات را برگزار میکند، آن هم فقط تا مرحله کشوری. مسئله بسیار مهم دیگری که باید مسئوولان سازمان اوقاف و مسئولان اعزام به آن توجه کنند، این است که هر ساله تعداد زیادی از قاریان و حافظان و اساتید مرد به حج تمتع جهت اجرای برنامه اعزام میشوند، بعضی از این آقایان که هیچ رتبه کشوری نیز ندارند بارها و بارها به حج اعزام میشوند، اما این امکان حتی برای رتبههای اول اوقاف بانوان نیز وجود ندارد.»
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت ۱٢:۳٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
در الگوی سنتی، پدر و مادر و یا یکی از اقوام و آشنایان، شخصی را معرفی میکردند و بعد از بررسی و چند جلسه معاشرت، زوجین زندگی مشترک خود را شروع میکردند.
به گزارش سرویس زنان جهان؛ از علل افزایش طلاق به ویژه در زوج های جوان مسائل پنهانی است که به دلیل حساسیت بالای آن و حفظ حرمت اجتماعی کمتر به آن پرداخته می شود.
خانم دکتر رقیه سادات موسوی عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه شاهد در رشته روانشناسی است و در زمینه خانوادهدرمانی تحقیقاتی را انجام داده است. مجله حورا در شماره 29 خود در حیطه آسیب شناسی روابط زوجین گفتگوی جالبی را ترتیب داده است.
می دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم، دل مردهایى که چشمشان به دنبال خوشرنگترین زنهاست را میزند .
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى مردهایى که به خیابان می آیند تا لذت ببرند، ذره اى به تو محل نمی گذارند.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خیابان قدم می زنید؛ در حالى که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه اى از زیبایی هاتان، پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیکترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را کنترل کنید؛ زیبایى از دست رفته تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید.
نمی دانید چقدر لذتبخش است وقتى وارد مغازه اى میشوم و میپرسم: آقا! اینا قیمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمی دهد؛ دوباره می پرسم: آقا! اینا چنده؟ فروشنده که محو موهاى مش کرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمی بیند. باز هم سؤالم بی جواب می ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون می آیم .
لذتش را درک میکنم وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه میروم و صد قافله دل، همراه من نیست.
لذتش را درک میکنم وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاک و افکار پلید مردان شهرمان نیستم.
لذتش را درک میکنم وقتى می بینم که می توانم اطاعت خدایم را بکنم؛ نه هوایم را.
لذتش را درک میکنم وقتى در خیابان راه می روم؛ در حالى که یک عروسک متحرک نیستم؛ یک انسان رهگذرم.
واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد این حجاب من که آنرا با شور سرشار عشق و معرفت پذیرفته ام!
منبع: شوق پرواز
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٩ساعت ۱:٠٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
وب نوشت: دقت که کرده باشی، چادر خودش همه را غربال می کند. شده است وسیله ی محک بسیاری از دختران و زنان سرزمین من.
بچه تر که بودیم، وقت بازی که میشد، پارک که می رفتیم، مسابقه که می گذاشتیم، کوه که می رفتیم، ... مدام باید در کلنجار بودی ، هم با خودت و هم با دیگران. که وقتی دخترکان همسن و سالت چادر از سر بر می دارند - به راحتی - و مشغول بازی می شوند، تو هم می خواهی بازی کنی، اما با چادر. چادری که اصلا دوست نداری از سر درش بیاوری و این در حالیست که مورد شماتت یا سرزنش بزرگتر و کوچکتر قرار می گیری که : "وقت بازی چادرت رو دربیار، چه طوری می تونی با چادر بازی کنی؟"
دبیرستانی که شدیم، مهمانی هایی که باید کمک می کردیم به بزرگتر ها، سینما که می خواستیم برویم، کوه که می رفتیم، ... مدام باید در کلنجار می بودی، با خودت و با دیگران. که "مگه با چادر می تونی سفره پهن کنی و کمک کنی؟ " یا "مگه با چادر می تونی ظرف بشوری؟" و "سینما می خوای با چادر بیای؟ ضایع است بابا. اونجا کسی اینجوری نمیره" "با چادر می خوای بری کوه؟؟؟ می افتی نمیتونی خودتو کنترل کنیا" و... چادری که حتی به بهانه ی یک ساعت کار و فیلم و کوه نوردی هم حاضر نبودی درش بیاوری. چرا که در صورت نبودش، حس نبود چیزی و سنگینی نگاه های ناسالم دیگران شدیدا احاطه ات می کرد... انگار باید در برابر این نگاه ها چیزی میداشتی که الان نداری و قرار است سنگینی نگاه هایشان کم کم شانه ات را خم کند...
به دانشگاه که رفتیم، وسایلی که باید مدام دستمان می گرفتیم، کلاس ها و... و البته بهتر بگویم، جو دانشگاه ... مدام تو را به کلنجاری دوباره سوق می داد. کلنجاری با خودت و با دیگران. باید می دیدی دختران جوانی را که روز اول با چادر می آیند و یک ماه بعد کم کم چادر از سرشان می افتد. باید می دیدی، به اجبار، دخترانی را که تا در دانشگاه از ترس ... (هرچیزی یا کسی) چادر سر می کنند و دم در، سریع چادر را از سر درآورده ، تا می کنند و وارد محوطه می شوند. باید می دیدی دختران چادری ناراضی از چادر سر کردنشان را... باید می دیدی ، به اجبار دخترانی را که به دلیل کمبود هایی که حس می کنند در برابر دختران بد حجاب دیگر، از چادری بودنشان شرم دارند. و برای جبرانش اکثر دوستانشان چادری نیستند. و تو همچنان دوست داشتی چادر از سرت نیفتد، نه به خاطر چادر که عزیزترینش می داری، به خاطر خودت که دانشگاه را با سالن مد اشتباه نگرفته ای و آمده ای تا صرفا درس بخوانی و فعالیت کنی، ... و به خاطر خودت که پسران دانشگاهتان ، تو را با عروسک های مد روز دانشگاه اشتباه نگیرند که بخواهند با هر بهانه ای نزدیکت شوند... و تو همچنان دوست داری درس بخوانی، کلاس بروی، طراحی کنی، کارگاه شرکت کنی، اردو بروی ، ... و زندگی کنی، با چادر!
ازدواج که کردیم، مهمانی هایی که باید به اجبار، خودمان را به عنوان تازه عروس زیبای رویایی فرض می کردیم تا در خانواده همسرمان، ناچارا بدرخشیم، رقابت هایی که با دختران و زنان دیگر ایجاد می شد و ما نا خواسته وسط ماجرا بودیم، سفرهایی که با فامیل می رفتیم، تولد ها و میهمانی هایی که شرکتمان در آنها اجباری بود، همه جا و همیشه باید مدام در کلنجار می بودی، هم با خودت و هم با دیگران. که تو هنوز دوست داری چادر حریم تو باشد با نامحرم حتی اگر این نامحرم، فامیل باشد، که تو هنوز دوست داری چادر چتر حفاظ تو باشد از نگاه های گاه و بیگاه نامحرمانی که در اطرافت حضور دارند، که تو هنوز چادر سر کردنت را دوست داری چه مشکی اش باشد و چه رنگی که هر دفعه قرار است با رنگ لباس ها و روسری ات ست شود... اما باید تحمل کنی وقتی می شنوی "چادر اذیتت نمی کنه؟" در حالی که تو دوست داری هنوز هم مهربان باشی و باعث اذیت دیگران نشوی، گرچه چادر تو را هم اذیت نمی کند. بلکه مهربان ترت می کند تا زنان دیگر در حضور تو آرامش داشته باشند همسرشان توجهش جلب نمی شود... اما با این همه؛ باید تحمل کنی وقتی می بینی دختران و زنان فامیل، گاه و بیگاه، با بهانه و بی بهانه، با کمال بی تفاوتی به دیگران و در اوج نامهربانی، چادر از سر در می آورند ، تا مثلا زیبایی هایشان مخفی نماند (حالا برای چه کسی معلوم نیست) باید تحمل کنی حرف های زنان و دخترانی را که مدام شکایت دارند "اگر شوهرم چیزی نگه، میخوام چادرم رو بردارم. چادر به نظر من چیز اضافی ایه" باید تحمل کنی ، وقتی تو چادر را دوست داری و با بودنش آرام می شوی،و البته مهربان تر... ... حتی اگر تنها مونث چادری کل مهمانی فامیلی تان یا جمع حاضر باشی...
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٩ساعت ۱٢:٥٧ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
چرا برخی زوج ها ،درمانده می شوند؟
طبق یافته های روانشناسی حدود 75% از اوقات روز ما صرف ارتباطات انسانی میشود و بر همین مبنا کیفیت زندگی هر شخص بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد. ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی است و مشکلات و اختلافات مربوط به ارتباط و صمیمیت از دیگر موضوعات اصلی و محوری زوجهای آشفته قلمداد می شوند.

نابسامانی
کمبود مهارتهای ارتباطی با بسیاری از مشکلات زوج ها ارتباط دارد و به نوعی می توان گفت شایعترین مشکلی که توسط زوج های ناراحت مطرح میشود عدم موفقیت در بر قراری ارتباط میباشد، به طوری که نتایج پژوهشهای محققان نشان می دهد که مشکلات ارتباطی، یکی از مشخصه های روابط زوج های درمانده است و این ویژگی می تواند مشکلات تجربه شده ی قبلی را تشدید کند. از سوی دیگر اشکال در مهارتهای بیان و دریافت با بسیاری از شکایتهای متداول زوج ها مانند : عدم تفاهم، توجه ناکافی به یکدیگر، اشکال در گوش دادن، افزایش تعارض و اشکال درحل مسائل ارتباط پیدا می کند.
مادربزرگ میگفت هنگامیکه خواستگار آمد، تنها حق داشت از سوراخ جای کلید، مجلس را تماشا کند. از آنجا هم که چیزی پیدا نبود، یا چشم و ابروی داماد را میدید یا سبیلش را یا گوشش را. هرقدر نگاهش را به این سو و آن سو چرخاند نتوانست چهره او را یکبار کامل ببیند.
همه کارها و حرفها و قرار و مدارها بهعهده بزرگترها بود تا سرانجام روز عروسی فرا میرسید: داماد را از یکطرف کوچه میآوردند، عروس را از طرف دیگر.مقابل چهره هریک آیینهای نگاه داشته بودند. آرامآرام که به هم نزدیک میشدند برای نخستین بار یکدیگر را در آیینه میدیدند؛ پس از آنکه جهیزیه عروس در خانهاش چیده شد و خطبه عقد را هم خوانده بودند.
این گونه ازدواج برای جوانان جامعه کنونی ما بهویژه در شهرهای بزرگ و نزد قشر تحصیلکرده و دانشگاهی افسانه است و پدر و مادرها از یک سو تعلق خاطر و ریشه در باورهای نسل مادربزرگ دارند که دریچه شناخت همسر آیندهاش سوراخ جای کلید بود و برای نخستین بار او را در روز عروسی میدید؛ روز شروع زندگیشان! نسلی که نه تنها با اجازه بزرگترها که با تصمیم آنها ازدواج میکرد و از سوی دیگر مسئول برآوردن خواستهها و نیازهای فرزندانشان بود. نسل جدید: نسلی با روح پیچیده، گسترده و حق طلب امروزین که اصول و قواعد و آداب ازدواج و زندگی را خدمتگزار و روشنگر و تسهیلکننده راهش میخواهد نه بند و زنجیری که به دنبال قربانی گرفتن از میان انسانهاست. برای پدر و مادرها کشیده شدن از این دو سو مرحلهگذاری است که هنوز به پایان نرسیده.
دوستی های قبل ازدواج و پیامدهای آن جوانی که انتظار دارد که زندگی او سرشار ازعشقو محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستی هایی داشته، همیشه نگران است که مبادا روابط گذشته او آثار بدی در زندگی اش گذارد...

1. ترس از افشای ارتباط های گذشته
جوانی که انتظار دارد که زندگی او سرشار ازعشقو محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستی هایی داشته، همیشه نگران است که مبادا روابط گذشته او آثار بدی در زندگی اش گذارد و هر آن احتمالافشای آن سبب بروز مشکلاتی گردد، به ویژه در بافت اجتماعی جامعه اسلامی ما.
مناسبترین سن برای ازدواج
ازدواج مانند تولد و مرگ، یکی از اتفاقات مهم زندگی هر فردی به حساب میآید و از اینرو سوالات مختلفی درباره این دوره از زندگی و بویژه آغاز آن وجود دارد که باید توجه ویژهای به آنها داشت.

سوالاتی مانند چه زمانی مناسبترین سن ازدواج است؟ اختلاف سنی مناسب در ازدواج چقدر است؟ و... این سوالها به همراه هزاران سوال دیگر در ذهن همه افراد وجود دارند. البته عوامل بسیاری از جمله مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در تعیین جواب هریک از این سوالها نقش دارند. از اینرو مروری بر سن ازدواج در سایر کشورها و فرهنگها و همچنین آداب و رسوم آنها میتواند برای ما جالب باشد. ازدواج کردن فقط به این دلیل که فکر کنیم زمانش رسیده، ایده کاملا اشتباهی است. هرکس باید زمانی ازدواج کند که از نظر عقلی و احساسی آمادگی پذیرش زندگی جدید را داشته باشد.
در هیچ کشوری و با هیچ فرهنگی، یک سن مناسب جادویی و خاص برای ازدواج وجود ندارد. در بیشتر فرهنگها، متوسط سن ازدواج بین 18 تا 23 سال برای دختران و 19 تا 25 سال برای پسران است؛ اما به عنوان مثال در اروپای غربی افراد ترجیح میدهند تا اواخر دهه دوم زندگی (اوایل 30 سالگی) مجرد بمانند؛ اما در اروپای شرقی مردم اغلب در اواسط دهه دوم عمر یعنی حدود 25 سالگی ازدواج میکنند و در آسیا نیز سن ازدواج به شرایط گوناگونی چون زندگی در شهر یا روستا، سطح تحصیلات، سطح فرهنگی خانوادهها و... بستگی دارد؛ اما در بیشتر کشورهای آسیایی جوانان بین سنین 18 تا 25 سال ازدواج میکنند.
در سالهای اخیر در تمام کشورها با فرهنگهای مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به سالیان گذشته تفاوت کرده و افزایش نشان میدهد. افزایش میانگین سن ازدواج در بیشتر جوامع، پدیدهای است که در دهههای اخیر همه آنرا پذیرفتهاند
متوسط سن ازدواج در بیشتر کشورهای صنعتی افزایش یافته است، اما این مساله مختص به کشورهای صنعتی نیست؛ کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعهیافته نیز با این موضوع مواجه هستند. البته افزایش سن ازدواج در خانمها بیشتر دیده میشود.
عواملی چون مسائل اقتصادی و فرهنگی، نقش مهمی در تعیین سن ازدواج در کشورهای مختلف دارند. در بعضی کشورها، اعتقادات دینی هم از جمله عوامل بسیار مهم و تعیینکننده در این موضوع است. به عنوان مثال در آمریکا، متوسط سن ازدواج با توجه به شرایط اجتماعی، آداب و رسوم خانوادگی و حتی موقعیت جغرافیایی و محل زندگی افراد تفاوت میکند. در یک نگاه کلی، افرادی که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند، ترجیح میدهند دیرتر ازدواج کنند و بچهدار شوند. آنها معمولا تا 30 سالگی مجرد باقی میمانند؛ اما ساکنان مناطق روستایی معمولا زودتر و در اوایل دهه دوم زندگی ازدواج میکنند.
در کشورهایی چون هند و پاکستان که این سنت وجود دارد که والدین مراسم عروسی فرزندانشان را برگزار میکنند و هزینهها بهعهده پدر و مادر عروس و داماد است، متوسط سن ازدواج 17 سال است و بیشتر دختران در 15 سالگی ازدواج میکنند.
زندگی شهری، تحصیلات، آزادی و فعالیت بیشتر زنان در محیطهای کاری، وجود رسانهها و... همگی شیوه زندگی و الگوهای فکری افراد را تغییر دادهاند و این بدان معناست که افراد کنترل زندگی خود را بیشتر به دست گرفتهاند و برای ادامه زندگی خود تصمیم میگیرند.
به عنوان مثال در کشورهایی چون هندوستان علیرغم حفظ احترام والدین، دختران و پسران دیگر حاضر به ازدواجهای کورکورانه و بدون شناخت نمیشوند. بکوشید خودتان را بشناسید. بدانید که در زندگی چه چیزی میخواهید؟ چه چیزی میخواهید به دیگران ارائه کنید و چگونه؟ پس با هدف زندگی کنید و آنگاه شما میتوانید دید مناسبی نسبت به زندگی داشته باشید.
مشخصات همسر دلخواه چیست
برای انتخاب همسر، به شباهت ها دقت کنیدو همسری را بر گزینید که تا حدودی شبیه خودتان باشد.و درست است که تضادها و تفاوت ها، زندگی را خیلی هیچان انگیز تر و جالبتر میکنند ولی ...

روانشناسان و جامعه شناسان هم تحقیقاتی انچام داده اند و از روی آمار طلاق و همین طور زندگی زناشویی موفق به این نتیجه رسیدندکه وجود بعضی شباهت ها ضروری است و وجود بعضی تفاوت ها نیز کاملا مسئله ساز است. بد نیست که شباهت های ضروری و تفاوت های مسئله ساز را بشناسیم و روشن کنیم ،به شرطی که اگر مجردید تا جای امکان آن ها را در انتخاب همسر به کار ببندید و اگر متاهلید،و متوجه شدید شباهت ها بین شما و همسرتان وجود نداردو یا بر عکس تفاوت ها،بین شما زیاددیده می شود،سعی کنیداز عنصر درک وخود را به جای دیگری گذاشتن،بیش تر و بیشتر استفاده کنید. به این ترتیب می توانید شباهت ها و تفاوت ها را عمیق تر درک کنیدو در مورد آن ها بیشتر به همسر خود حق بدهید و به تدریج به هم نزدیکتر شوید.
دانستنی های در مورد سنن ازدواج
1- مردم فیجی اعتقاد دارند، روح مرد مجرد به بهشت نمی رود و چنانچه مردی پیش از ازدواج از دنیا برود، روحش به خاکستر تبدیل شده و تا ابد در عذاب می ماند. 2- مردم جزیره ای کوچک در فیلیپین معتقدند زن تا پیش از ازدواج دارای روح نیست. 3-در گذشته در روم، عروس ها به جای دسته گل دسته ای سیر یا رزماری به دست می گرفتند که نشان باروری و خوش یمنی بود. 4- از آنجا که سفید، رنگ عزاداری در برخی کشورهای شرقی است، هندی ها معتقدند لباس عروس نباید سفید باشد. 5- لاس وگاس با سالیانه 100000 زوج، بزرگترین مقصد ماه عسل های جهان است و بعد از هاوایی با 25000 ماه عسل در سال قرار دارد. 6- حلقه ازدواج در انگشت سوم دست چپ انداخته می شود زیرا مصریان معتقدند بودند رگی از این انگشت مستقیم به قلب می رود. 7- تور روی سر از قدیم نشان معصومیت و محافظت او از ارواح خبیث بود. در قدیم تور روی سر عروس به رنگ های زرد و قرمز و آبی نیز پوشیده می شد. تور سفید از دوران ویکتوریا مد شد و نشان این بود که عروس به قدری کافی ثروتمند است که بتواند سفید بپوشد. 8- در بسیاری از فرهنگ ها، داماد، عروس را در شب عروسی می دزدید و دوستان داماد نیز در این کار او را یاری می کردند. هنگام جاری شدن عقد داماد در سمت راست عروس می ایستاد و دست راست داماد برای استفاده از شمشیر جهت مبارزه با رقیب احتمالی آزاد می مانند. 9- تعدادی ساقدوش مامور ریختن گل در مسیر رسیدن عروس و داماد به محراب می شدند تا با این حرکت نمادین، مسیری شاد و زیبا برای زندگی آتی آنها بسازند. 10- در برخی کشورهای شرقی، ریختن دانه های برنج روی سر عروس و داماد، نوعی دعای باروری و نیکروزی است. 11- مهمانان درجه یک در برخی کشورها و در دوران گذشته تکه هایی از دنباله لباس عروس را به عنوان دفع شر، پاره می کردند. 12- کیک عروسی از زمان روم باستان نشانه شادی و خوشی بوده و در قرون وسطی، رسم بوسه عروس و داماد در کنار کیک، پررنگ شده است. 13- در برخی کشورهای آفریقایی دعای "امیدوارم 12 فرزند برای داماد بیاوری" نوعی آرزوی خوشبختی برای عروس است. 14- در اروپای قدیم کفش نوعی وسیله مقدس به شمار می رفت چرا که موجب بالا آمدن فرد از سطح زمین می شد و رسم بود در شب عروسی پدر عروس یک جفت کفش به داماد هدیه دهد و با این کار اختیار دختر خود را به او بسپارد. 15- در بریتانیای قدیم رسم بود که عروس در شب عروسی جاروی گردگیری شومینه را ببوسد زیرا جارو جهت زدودن خاکستر استفاده می شد و با این کار عروس متعهد به زدودن تیرگی های خود می شد! 16- در افغانستان قدیم داماد جهت خواستگاری تکه ای از موی عروس را می برید یا تکه ای آشغال به سمت عروس پرت می کرد! 17- در برخی کشورهای بودایی دختران از 9 سالگی شروع به دوختن لباس عروس خود می کنند و اگر تا پیش از 14 یا 15 سالگی ازدواج نکنند، ترشیده محسوب می شوند. 18- عروس های یونانی باور داشتند گذاشتن مقداری شکر یا قند در لباس عروسی، در زندگی آینده شان شادی به همراه می آورد. 19- به عنوان نماد باروری مردم ایرلند، پای مرغی آماده تخم گذاری را در شب زفاف به تخت عروس و داماد می بستند. 20- از آنجا که مرغابی ها یک بار جفت گیری کرده و تا آخر عمر با جفت خود می مانند، در کره رسم است که بهترین دوست داماد دو مرغابی چوبی را به عنوان کادوی عروسی به داماد بدهد. 21- در مصر نزدیکان عروس او را نیشگون می گیرند تا این نیشگون ها برایشان خوشی و شانس از سوی عروس و داماد به همراه بیاورد. 22- در هند ازدواج نمادین با درخت نوعی سنت نیکو و عبادت است. 23- در عربستان، پاکستان و حتی شهرهایی از ایران، دختری که بکارت خود را قبل از ازدواج از دست بدهد، به همراه معشوق خود به مرگ محکوم می شود. 24- عروسی متوسط در آمریکا 175 مهمان دارد. 25- در فرقه یهودیت در صورتی که جشن عروسی مربوط به آخرین دختر مجرد مادر عروس باشد، تاجی از برگ روی سر مادر عروس گذاشته و مهمانان دور او می رقصند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:٥۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هیچ کس منکر این نیست که ازدواج خوب است اما اول باید تکلیفتان با خودتان معلوم باشد که اصلا برای چی دارید ازدواج می کنید؟ نگویید ازدواج کردن دلیل نمی خواهد. اگر شما خدایی نکرده در نا خوداگاه قصد بی منطقی برای ازدواج داشته باشید ممکن است بعدا دچار مشکلاتی شوید که حل کردنش به فکر هیچ عاقلی نرسد. پس حواستان را جمع کنید! دلیل نادرست ازدواج 1. شورش علیه والدین خیلی ها به خاطر این ازدواج می کنند که به خانوادهایشان دهن کجی کرده باشند. در این ازدواج ها فکر و ذکر فقط لج کردن با خانواده است و نه پیدا کردن یک شریک خوب برای زندگی. خب این دیگر گفتن ندارد که شما حتی اگر با این کار از پدر و مادرتان انتقام بگیرید، باز هم دودش به چشم خودتان می رود. چون این بار هم خانواده را از دست داده اید و هم پشتوانه ای برای روزهای سخت زندگی دو نفره تان نخواهید داشت. 2. جستجوی استقلال معمولا آدمها اول باید مستقل شوند تا بعد بتوانند ازدواج کنند. اما گاهی قضیه بر عکس می شود. بعضی ها م ی خواهند به وسیله ازدواج که یک دلیل بیرونی است، مستقل شوند یعنی خودشان را با ازدواج مجبور به استقلال کنند. اگر شما موفق شدید یک پارچ آب را با قاشق چایخوری بخورید، در این کار هم موفق می شوید. البته که فرض محال محال نیست اما قیمت این فرض خیلی بالاست! 3. التیام یک رابطه شکست خورده این هم از آن دلایل پیچیده است که خیلی ها بی توجه به آن تن در می دهند. این که در یک رابطه عشقی به هر دلیلی شکست خورده اید و نه شنیده اید و حالا می خواهید از راه ازدواج با یک آدم جدید به خودتان ثابت کنید که می توانید عزت نفستان را بازگردانید. این هم اشتباه است چون انگیزه ازدواج یک رابطه دیگر است و نه رابطه با آدم جدید. 4. فشار خانواده و اجتماع زن بگیر، موهات داره رنگ دندونات میشه، داری تو خونه می ترشی !... کافی است چندتا دختر معرفی کنند و بگویید نمی خواهم یا چندتا خواستگار بیاید و رد کنید، آن وقت است که سیل حرف و حدیث های این طوری از هر طرف به سویتان جاری می شود. انصافا فشار روانی بسیاری به آدم وارد می کند. 5. ازدواج اجباری خوشبختانه دوره این کار در حال ور افتادن است. اما خیلی پیش می آید که پدر و مادری از روی مصلحت یا خودخواهی، یا هر دلیل دیگری فرزند بینوا را مجبور می کنند که با یک نفر به خصوص ازدواج کند. خودتان تصور کنید که با شرایط امروز چه زندگی ای در پیش روی این زوج اجباری است. 6. نیاز جنسی یعنی اینکه یک نفر فقط و فقط به خاطر نیاز جنسی اش ازدواج کند و نه چیز دیگر... مسلما بی خردی بزرگی است. احترام گذاشتن به خواسته های پدر و مادر واجب است اما نه این که اگر والدینتان اصرار کردند که با کسی ازدواج کنید برای به دست آوردن دل آنها چشم روی خواسته خود ببندید و برای همیشه خود را اسیر رویاهای آنها کنید 7. دلایل اقتصادی بعضی وقتها دختر و پسر در انتخاب همسر، فقط به پول طرف مقابل نگاه می کنند تا بعد از ازدواج به واسطه خانواده همسر به یک نان و نوایی برسند.حالا تصورش را بکنید که بعد از ازدواج خانواده پولدار ورشکست شوند، دیگر به چه امیدی می شود آن زندگی را ادامه داد.یعنی طرف ازدواج کند به این دلیل که به واسطه ی خانواده زن یا شوهر و با خود طرف مقابل، پول پله ای بهم بزند و به رفاه اقتصادی برسد. 8. تنهایی و استقلال بعضی موقع ها یک نفر به خاطر اینکه تنهاست و دارد مستقل زندگی می کند، تصمیم به ازدواج می گیرد بدون اینکه شرایط ازدواج را داشته باشد. وقتی که احساس تنهایی می کنید و به تنگ آمده اید، احتمال آن که انتخاب های ضعیف تری بکنید بالا می رود و در نهایت از روابطی سر در خواهید آورد که چیز زیادی برای شما ندارند. 9. احساس گناه یا ترحم اگر دل ادم برای یک نفر بسوزد و به همین خاطر با او ازدواج کند، معلوم است که رابطه آنها نمی تواند مثل زن و شوهرعای معمولی عادلانه و برابر باشد. اینطوری حتما کسی که دلسوزی کرده بعدها احساس قربانی بودن پیدا میکند. 10. احساس کمبود یا تهی بودن دلیل نادرست ازدواج بعضی از احساس کمبودها و احساس تهی بودن ها هیچ ربطی به ازدواج کردن یا نکردن ندارد و از جاهای دیگری نشأت گرفته است. بعضی افراد فقط به خاطر این احساس کمبود ازدواج می کنند و این هم اشتباه است. این افراد می خواهند طرف مقابلشان نواقص کودکی شان را بر طرف کند. آنها با این عمل خود مسولیت پذیری را از خود منع می کنند و از طرف مقابل توقع دارند تا نقش پدر و یا مادر را برای آنها بازی کند که ممکن است به زودی موجب خسته شدن طرف مقابل شود. ضمن اینکه هر رابطه صحیح الزاما به خودی خود التیام بخش هم خواهد بود اما با توقعات نا به جا عاشق شدن عواقب خوبی ندارد. 11. احساس گناه زمانی که ادامه یک ارتباط باعث به وجود آمدن این احساس می شود که اگر ازدواج نکنم به طرف مقابل ضربه خواهد خورد. ازدواج شما نه به خاطر مصلحت بلکه به خاطر فرار از احساس گناه بوده و در آن حال یک طرف نقش ناجی را بازی خواهد کرد که با مصلحت ازدواج منافات دارد. 12. ازدواج ابزاری گاهی انگیزهی اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روانشناختی به زیستن با فرد مقابل نیست؛ بلکه او وسیلهای برای رسیدن به هدفهای دیگر میشود. برای نمونه، خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامهی زندگی مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولی مسائل فرهنگی، استرسهای متعددی را به دنبال داشته است؛ بنابراین گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگی و ... صورت میگیرد. در چنین فضایی، امکان سازگاری با مشکلهای زندگی، ضعیف بوده و در نهایت، ضریب ریسک این ازدواجها، بالا میباشد. 13. ازدواج به خاطر آرزوهای پدر و مادر احترام گذاشتن به خواسته های پدر و مادر واجب است اما نه این که اگر والدینتان اصرار کردند که با کسی ازدواج کنید برای به دست آوردن دل آنها چشم روی خواسته خود ببندید و برای همیشه خود را اسیر رویاهای آنها کنید. منبع : برگرفته از همشهری جوان، انجمن روان شناسی ایران
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:٤٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یک کارمند شرکتی، تنها به جرم استفاده از حجاب اسلامی در محل کار، از شغل خود اخراج شد.  به گزارش رحماء مسؤولان شرکتی که این زن آمریکایی در آن کار میکرده است، به وی گفتهاند که حجاب با قوانین مربوط به پوشش و ظاهر در شرکت مزبور همخوانی ندارد، اما این در حالی است که این زن محجبه در انبار و دور از انظار مشغول به کار بوده است. وی ماهها کارمند شرکت "هالیستر" در ایالت کالیفرنیا بوده است. این شرکت به داشتن قوانین سختگیرانه در پوشش کارکنان خود معروف است. این زن محجبه که در فوریه ۲۰۱۰ میلادی به خاطر عدم تمکین به تقاضای مسؤولان شرکت مزبور در خصوص کشف حجاب با وجود داشتن قرارداد اخراج شده است، اکنون پیگیر حقوق خود از طریق مراجع قانونی است. شورای مسلمانان آمریکا نیز اکنون پیگیر این پرونده است و پیگیریهای حقوقی از امروز آغاز خواهد شد. آمریکا از بزرگترین مدعیان حقوق بشر است و شعار آزادی پوشش زنان از جمله شعارهای آمریکاییها در حوزه مزبور به شمار میرود، با این حال همین شعار در خصوص زنان محجبه رعایت نمیشود.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:٢٤ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یک دختر داور مسلمان در کانادا به استناد قوانین فیفا، به علت داشتن حجاب از داوری در مسابقه فوتبال محروم شد. به گزارش ایرنا، اتحادیه فوتبال منطقه ای سنت لوییس در کبک چند روز پیش «سارا بنکران» داور فوتبال را به علت داشتن حجاب از انجام داوری مسابقه فوتبال محروم کرد. این داور ۱۵ ساله در دو سال گذشته در بخشهایی از مونترال داوری می کرده، اما چند روز پیش مسئولان اتحادیه با استناد به قوانین فیفا که لباس مذهبی را در میدان فوتبال ممنوع کرده، به او اطلاع دادند نمی تواند در مسابقه داوری کند. 
سارا که از ۱۲ سالگی حجاب را رعایت می کرده، به شبکه تلویزیونی سی بی سی کانادا گفت: من همیشه احساس می کردم از حقوق برابر در کانادا برخوردارم؛ نمی دانم چرا این حق را از من می گیرند. وی افزود: حجاب نشانه عفت و انتخاب من از نحوه ظاهر شدن در انظار است. گمان می کردم آزادی مذهب در این کشور وجود دارد، مشروط برآنکه به کسی آسیب نرسانیم و من به هیچ کسی آسیب نرسانده ام. مسابقه انتخابی تیم فوتبال زنان ایران نیز چندی پیش به علت داشتن حجاب بجای کلاه،در برابر اردن لغو شد و این تیم شانس حضور در المپیک ۲۰۱۲ لندن را از دست داد. همچنین سه بازیکن زن اردنی نیز بخاطر حجاب محروم شدند. این داور فوتبال شکایتی در این زمینه در اتحادیه کبک طرح کرده است. او تاکید دارد قوانین باید با تغییرات جامعه انطباق یابد. فدراسیون کبک به وی توصیه کرده مستقیما به فیفا شکایت کند. اتحادیه فوتبال منطقه ای سنت لوییس تاکید کرد، براساس قوانین فدارسیون فوتبال کبک عمل می کند. فدارسیون فوتبال کبک در بیانیه ای قانون فیفا را در مورد لباس بازیکنان تایید کرد. این بیانیه می افزاید، داشتن حجاب در زمین فوتبال نظیر گردنبند، گوشواره و حلقه ممنوع است و ما از قوانین فیفا تبعیت می کنیم مگر آنکه این قوانین عوض شد. حجاب از مدتها قبل در کانادا یک مسئله جنجالی بوده بطوری که برخی بخشهای فوتبال کانادا از حجاب زنان حمایت می کند. در فوریه ۲۰۰۷ پنج تیم کانادایی در اعتراض به اخراج یک دختر مسلمان با حجاب، در یک تورنمنت فوتبال در کبک شرکت نکردند. زنان مسلمان در سایر بخشهای کانادا شامل اونتاریو و بریتیش کلمبیا مجاز به داشتن حجاب هستند
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳ساعت ٥:٠۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
1. برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی کنید از آنها سرپیچی نکنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی که تجربه یک زندگی موفق را داشته اند، تدوین کنید.
2. از "خود"، "افرادی که در زندگی شما نقش دارند" و "محیط اطرافتان" شناخت کافی به دست آورید.
3. به این نکته واقف باشید که شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید که می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به کام خود تلخ کنید.
4. بیشتر چیزهایی که در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتکار دارید تا با شایسته کردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، کافی است کمی همت کنید.
5. در زندگی نقش یک قربانی را بازی نکنید یا سعی نکنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این کار فقط تضمین می کند که یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شماست.
6. دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نکنید. زندگی مال شماست، پس خودتان هستید که دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.
7. هر فکری می کنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فکر کنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افکار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.
8. علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا کنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب کار از کجا بوده است.
9. هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد کرد.
10. واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه که هست بشناسید، نه آن گونه که خودتان می خواهید.
11. با خودتان صادق باشید و اگر می دانید کاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج کنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست بکار شوید.
12. نسبت به انجام هر کاری درست و با دقت تصمیم گیری کنید.
13. به خاطر داشته باشید عملکردهای شماست که داستان زندگی تان را می نویسد.
14. فکرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملکردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه کنید.
15. خودتان را بر اساس نتایجی که می گیرید ارزیابی کنید، نه فقط بر اساس حرف ها.
16. درد خود را بشناسید تا هر چه سریع تر خود را از مهلکه مسبب بروز آن درد خلاص کنید. به این نکته واقف باشید که همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یک تغییر در زندگی شما باشد.
17. گاهی ریسک کردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسک کنید، پیروزی از آن شماست. اگرچه ریسک کردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناک است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید که برای این کار ممکن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را کنار بگذارید.
18. فیلترهایی که جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.
19.شما دنیا را آنگونه که می بینید؛ می شناسید و تجربه می کنید. این شما هستید که می توانید انتخاب کنید که چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه کنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.
20. عواملی را که بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت کنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می کنید، بدانید که دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.
21. شما مدیر زندگی خود هستید. آن را بر اساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت کنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.
22. اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای که هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فکر کنید. اما به این نکته هم توجه داشته باشید که هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.
23. ما خودمان هستیم که به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است که ما از خودمان برای آنها ترسیم کرده ایم.
24. محدودیت ها و قوانینی را که افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست که مستقیم حرف هایتان را بیان کنید، بلکه می توانید با رعایت نکاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت کنند. کسی که به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.
25. برخی اوقات لازم است که به دیگران گوشزد کنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این کار راهی مناسب برای پیشگیری از تکرار دوباره چنین امری در آینده است.
26. برای "بخشش" ارزش بسیاری قائل شوید. همانطورکه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است که در انتقام نیست. به این فکر کنید که با انتقام فقط فکر و روح خود را بی جهت آزرده کرده اید و افکاری را که به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فکری در مورد شما می کند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.
27. قدرت کنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به کار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.
28. به خاطر بسپارید که نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را که آنها را در وجودش نگهداری می کند ذره ذره نابود می کنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلکه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، کمردرد و حتی سکته قلبی را نیز به شما تقدیم می کنند.
29. در زندگی به آن چیزی می رسید که همیشه به آن فکر می کنید. و آن چیزی را به دست می آورید که همواره طلب کرده اید.
30. مهمترین نکته این که: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توکل کنید.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳ساعت ۱:۱۸ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بی خودی به دنبال راه های معجزهآسا باشیم. ضمن این که باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایدهآل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچ گونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد. پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آنها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.
۱) تلویزیون تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.
۲) خانه نشینی ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد!
۳) ساعات اضافی دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت تان را با خود به خانه می آورید که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان و همسرتان نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید.
۴) رسیدگی به وضع ظاهر فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است.
۵) بی توجهی یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند.
۶) حسادت مفرط دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.
۷) خانواده همسر نه، مطمئنا تمام خانواده های همسر آن گونه که در فیلم ها به صورت منفی نشان داده می شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منفی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی که این تفاهم به حد کافی وجود دارد ، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می کنید که همسرتان از رفت وآمد های آخر هفته کم کم خسته می شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می کند.
۸) نبود برنامه تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده تان را بسازید. از برنامه های کوتاه مدت (مکانی که تعطیلات را در آن جا می گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه های بزرگ تر (بچه دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی درنگ در مورد آینده تان و اینکه چگونه با آن روبه رو می شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم تر و شور و شوق پیش روی در زندگی را در شما شعله ور می کند.
۹) سکوت مطمئنا عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک روان درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳ساعت ۱:۱٦ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری. ... میخوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ... جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ... *وبلاک پسرک چوپان http://pesarakechopan.blogfa.com
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۳ساعت ۱٢:۳۸ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
مهندس قلابی که به اتهام اینترنتی اغفال ۱۵ دختر جوان بازداشت شده است در اعترافات تازهاش مدعی شد: به بیش از یکصد دختر جوان پیشنهاد ازدواج داده و با ترفندهای مختلف از آنها کلاهبرداری کرده است.
به گزارش شرق، این پرونده با شکایت دختر جوانی بهنام سولماز در بازپرسی شعبه دوم دادسرای جرایم رایانهای تشکیل شد.
این دختر گفت: مدتی قبل در یک سایت همسریابی ثبتنام کردم تا از این طریق مرد ایدهآلم را پیدا کنم. مدتی گذشت تا اینکه سایت مردی بهنام فرید را که مدعی بود مهندس است به من معرفی کرد. در همان برخورد اول شیفته فرید شدم و تلاش کردم رابطهام را با او ادامه دهم. او هم به من قول داد، آینده خوبی برایم فراهم و من را خوشبخت کند.
به این ترتیب در حالی که من همه چیز را تمام شده میدیدم، قرار شد تا چند ماه دیگر با برگزاری جشن عروسی زندگی مشترکمان را آغاز کنیم. در این مدت من با فرید بهطور تلفنی رابطه داشتم اما بیشتر ارتباط ما از طریق چت در اینترنت بود.
در حالی که مدتی از آشناییمان گذشته بود فرید تماس گرفت و مدعی شد خودرواش تصادف کرده و به حدود دو میلیون تومان پول نیاز دارد. من هم که او را شوهرم میدانستم، بلافاصله به حسابی که گفته بود پول واریز کردم. این مورد چند بار دیگر تکرار شد و فرید با بهانههای مختلف چند مرتبه از من پول گرفت تا اینکه بهطور ناگهانی ناپدید شد.
او به تماسهای تلفنیام جواب نمیداد و این موضوع نگرانم کرده بود. چند روزی صبر کردم تا اینکه یک روز بهطور اتفاقی رمز ایمیل فرید را به دست آوردم و وارد ایمیلاش شدم. هنوز چند لحظه از این کار نگذشته بود که چندین نفر که همه آنها دختر بودند، برایم پیام دادند. پیامهای آنها نشان میداد فرید از همه آنها خواستگاری کرده و به همهشان قول ازدواج داده است. آن لحظه بود که فهمیدم فرید مرد شیادی است و هدفش از خواستگاری از من کلاهبرداری بوده است.
اظهارات شاکی نشان میداد متهم علاوه بر سولماز، دختران دیگری را نیز با وعده ازدواج فریب داده است. به همین دلیل به دستور بازپرس رییسی، افسران پلیس فتا تجسسهای خود را برای شناسایی مرد شیاد آغاز کردند. با گذشت چند روز از آغاز رسیدگی به این پرونده در حالی که تعداد شاکیان به ۱۵ نفر رسیده بود ماموران مخفیگاه فرید را شناسایی و وی را دستگیر کردند.
او ابتدا خواستگاری از شاکیانش را انکار میکرد، اما در ادامه وقتی در برابر آنها قرار گرفت به ناچار رابطه با شاکیان را پذیرفت، اما مدعی شد قصد داشته با تمام آنها ازدواج کند. شاکیان پرونده که فرید از بیشتر آنها کلاهبرداری کرده بود نیز مدعی شدند: کار فرید ضربه روحی شدیدی به آنها زده و باعث شده با مشکلات زیادی روبهرو شوند.
آنها گفتند، فرید خود را بهعنوان مهندس معرفی کرد و وعده و وعیدهای او، آنها را فریب داده است. از آنجا که ممکن بود شاکیان پرونده افزایش یابند متهم تحت بازجوییهای فنی- پلیسی قرار گرفت تا زوایای پنهان اقداماتش روشن شود. با گذشت مدتی از تحقیقات تخصصی فرید در اظهاراتی شگفتانگیز مدعی شد، تاکنون از حدود یکصد دختر و زن مطلقه خواستگاری کرده و با وعده و وعید اعتماد آنها را جلب و در فرصتی مناسب از آنان کلاهبرداری کرده است.
وی که مدتی قبل همسرش را طلاق داده است، مدعی شد: قصد داشته با تمام طعمههایش ازدواج کند. اظهارات متهم در حالی بود که فقط ۱۵ نفر از طعمههایش، او را شناسایی و از وی شکایت کرده بودند. از آنجا که فرید در تازهترین اعترافاتش مدعی شده بود حدود یکصد دختر و زن مطلقه را فریب داده است، بازپرس رییسی مجوز انتشار تصویر بدون پوشش متهم را صادر کرد و از افرادی که از وی شکایتی دارند، دعوت کرد برای پیگیری ماجرا به دادسرای ناحیه ۳۱ (رسیدگی به جرایم رایانهای) مراجعه کنند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢ساعت ۸:۳٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
تحقیقات جدید نشان می دهد که بهترین حالت زمانی است که زن حداکثر 9-8 سال از مرد کوچکتر و یا تا 3-2 سال از او بزرگتر باشد، این اختلاف سنی تا حد زیادی طلاق را کاهش می دهد. به گزارش برنا، تحقیقات جدید نشان می دهد که بهترین حالت برای ازدواج زمانی است که زن حداکثر 9-8 سال از مرد کوچکتر و یا تا 3-2 سال از او بزرگتر باشد، این اختلاف سنی تا حد زیادی طلاق را کاهش می دهد. اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در سرگرمی ها، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم متفاوت باشند. مثلا در ازدواج دختر 18 ساله ای را با پسر ۳2 ساله، در حالیکه دختر در آغاز راه هیجانات، علاقمند به شیطنت های نوجوانی، کوهنوری و جست و خیز و مهمانی و …. هست، آن آقا کار و تفکر و مطالعه، فلیم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می پسندد. همچنین دیدگاه آقا توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیتهای نو و بدیع است... به گفته دانشمندان سن، بیشتر از بقیه عوامل مثل سطح فرهنگی و ریشه ی جغرافیایی در ایجاد حس مشترک بین همسران مهم است. البته در کنار سن شناسنامه ای باید به سن عقلی و بلوغ و ظاهر فرد نیز توجه کرد.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۳۱ساعت ٦:٥٤ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()

همشهری آنلاین: ویلیام فار، متخصص همهگیریشناسی بریتانیایی، در سال 1835 بررسیای را در فرانسه آغاز کرد که نامش را "وضعیت ازدواجی" مردم فرانسه نامید.
او جمعیت بزرگسال را به سه گروه جداگانه تقسیم کرد: "ازدواجکردهها" شامل شوهران و همسران؛ "مجردها" شامل "پسران عزب" و "دختران خانهمانده" که هرگز ازدواج نکرده بودند؛ و نهایتا "بیوهها" که مرگ همسرشان را تجربه کردهاند.
فار با استفاده از سوابق تولد، مرگ و ازدواج، به تجزیه و تحلیل میزانهای نسبی مرگ و میر در گروههای سنی گوناگون پرداخت. این کار، یک بررسی راهگشا که به استقرار رشته "آمار پزشکی" کمک کرد، نشان داد افراد ازدواجنکرده "با نسبتی بیشتر" نسبت به همردیفان ازدواجکردهشان میمیرند.همچنین فار دریافت که افراد بیوهشده بدترین وضعیت از لحاظ سلامت را دارند.
بررسی فار جزو اولین کارهای پژوهشی بود که بیانگر منافع بهداشتی ازدواج بود و نشان میداد که از دست دادن همسر یک عامل خطرساز عمده برای مختلشدن سلامت است. دادههایی که او به دست آورد نشان می داد که افراد ازدواج کرده زندگیهای طولانیتر و سالمتری دارند.
فار در این بررسی نتیجهگیری کرد: "ازدواج یک وضعیت سالم است. یک فرد تنها با احتمال بیشتری ممکن است کشتی زندگیش را غرق کند تا فردی که با شخص دیگری ازدواج کرده است."
بررسیهای جدید درباره رابطه وضع ازدواجی و سلامت
منابع عربستانی اعلام کردند که دختر پادشاه عربستان طلسم روبند سیاه را شکسته و با ظاهری بدون برقع در میان مردم ظاهر شده است. به گزارش برنا به نقل از خبرگزاری النخیل، تصویر شاهزاده عادله دختر پادشاه عربستان در سایتها و شبکههای تلویزیونی موجب امیدواری زنان عربستان شده است به طوری که آنها امیدوار شدند بالاخره میتوانند از زندان مردان و برخی آداب و رسوم خاص این کشور رها شوند. بر اساس این گزارش، عادله با ظاهری جدید و بدون برقع که حجاب قدیمی زنان این کشور است و در حالی که تنها شالی بر سرش گذاشته بود و بخشی ازموهایش پیدا بود در میان مردم ظاهر شد. این در حالی است که این مساله موجب خشم اسلامگراهای تندرو شده است.

عادله عنوان داشت: پوشیدن روبند به آداب و رسوم باز میگردد نه به دین. شما میتوانید زنانی را ببینید که صورتشان یا موهایشان را میپوشانند. آنها آزاد هستند. من به شخصه هیچ اعتراضی به حجابی که موها را کامل بپوشاند، ندارم. من معتقدم پوشاندن کامل موها در مقایسه با پوشاندن کامل صورت بیشتر مطابق با اسلام است. اما نمیدانم چرا باز در این باره سوالاتی وجود دارد چرا که ما حق انتخاب داریم. عادله معتقد است که نقاب یا روبند در اماکنی که نیاز به تدابیر امنیتی دارد، جایز نیست. این شاهزاده ادامه ممانعت و مخالفت با اختلاط زن و مرد در برخی اماکن را محکوم کرد و گفت: چرا افراد نمیتوانند با حفظ احترام متقابل به جنس مخالف باهم کار کنند همانند کار در بیمارستانها یا زمان حج. این شاهزاده عربستانی همچنین ابراز امیدواری کرده است که مساله ممنوعیت رانندگی زنان حل شود. وی گفت: تصمیمگیری در این زمینه در دست من نیست. همسر این شاهزاده فیصل بن عبدالله بن محمد آل سعود، وزیر آموزش وپرورش عربستان است، این در حالی است که عادله با اداره این وزارتخانه از سوی همسرش مخالفت کرده است. روزنامه های عربستان اظهارات امیر فیصل دراین راستا را منتشر کردند. عادله ریاست چندین سازمان خیریه را برعهده دارد و فعالیت اجتماعی گستردهای را نیز دارد. وی رئیس هیات مشورتی در موزه ملی عربستان و رئیس موسسه خیریه ملی برای نظارت بر بهداشت خانواده است و جایزه علمی وانسانی عادله را در زمینه حمایت از کودکان سرطانی تاسیس کرده است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۳ساعت ٧:۱٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
نگاه اسلام به عشق موجود بین زن و مرد و جنسیت، نگاهی معنوی است و تنها دینی که ازدواج و رابطه زن و مرد را صاحب پاداش دانسته، اسلام است؛ چرا که نگاهش به عشق و جنسیت، نگاه معنوی است که نه تنها مانع معنویت نمیشود، بلکه دین را کامل و انسان را به خدا نزدیک میکند.
|
| ضروریات و ملزومات ازدواج قرآنی |
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) شعبه مؤسسات قرآنی مردمنهاد، مؤسسه قرآنی ثقلین مشهد، با توجه به جامعه جوان و در شرف ازدواج که غالب جمعیت شهرها و روستاهای ما را به خود اختصاص داده است لازم و ضروری به نظر میرسد که خانوادهها و صدا و سیما و مدارس و دانشگاههای ما بیشتر به این مقوله مهم و مورد دغدغه جوانان بپردازند و نکات ظریف انتخاب همسر و روایات و آیات و تجربیات ارزشمند بزرگان و دانشمندان و خانوادههای موفق درباره مسائل مربوط به قبل از ازدواج و انتخاب همسر و دوران آشنایی پسران و دختران جوان با هدف ازدواجی موفق را به زیبایی بازگو کنند.
در آموزههای دینی و مذهبی ما اشاره شده است که عشقی که در دنیا بین زن و شوهر به وجود میآید، محدود به این دنیا نیست و در مراتب بالاتر عشق در آخرت نیز بین زن و شوهر ادامه خواهد یافت همانگونه که درآیه 22 الی 24 سوره رعد نیز به این مطلب اشاره شده است آنجا که خداوند متعال میفرماید: «جنت عدن یدخلونها ومن صلح من آبائهم و ازواجهم و ذریتهم ....» در جای دیگر از قرآن در سوره مبارکه زخرف آمده است که خانواده پاکی که در دنیا زندگی کردهاند، در آخرت بدون هیچ مشکلی در اوج خواهند بود.
اگر خوب به آیات کلام الهی توجه کنیم خواهیم دید که هیچ بعدی از ابعاد خانواده نیست که در قرآن به آن اشاره نشده باشد و قرآن، عشق را بنیان و اساس تمام عالم، تفسیر میکند. در قرآن کریم جای خاصی به بحث خانواده و زن و مرد پرداخته نشده است، اما به صورت پراکنده و در بعضی از آیات به مباحث اقتصادی و رابطه حقوقی خانواده اشاره شده است.
| حمید رابعی |
| برای یک ازدواج قرآنی و اسلامی ، تنها بلوغ جنسی کافی نیست، بلکه رشد عقلی و مدیریت مالی آن نیز مهم است. اسلام تنها دینی است که هیچ مانع طبقاتی، سنی و نژادی برای ازدواج نگذاشته است و تنها شرط برای انتخاب همسر را کفویت ذکر کرده است و در قسمتی از قرآن تنها خصوصیت زوجی که برای انسان از طرف خداوند متعال وعده داده شده است را مایه آرامش بودن او برای همسر ذکر نموده است . |
در عصر کنونی بعضی جوامع، خانواده را نهاد واسط بین فرد و جامعه میدانند. درحالیکه قرآن نظری خلاف این دارد؛ چرا که خانواده از نظر قرآن دارای جایگاه والایی است، مسأله کشش بین زن و مرد و رابطه میان ایشان یک میل الهی است و باید گفت کشش الهی است که زن و مرد عاشق یکدیگر میشوند و در کل عالم اساس همین عشق و ازدواج که رزق طیبه الهی است باعث نشاط میشود و به لحاظ فرهنگی و تربیتی و اقتصادی جامعه را پیش میبرد.
در دین مبین اسلام اشاره شده است زن را نباید از مالکیت اقتصادی محروم کرد، بلکه او را باید در این فعالیت آزاد گذاشت و مسئولیت اقتصادی را نباید به دوشش انداخت، چرا که نیاز مالی زن باید با احترام برآورده شود که همین مسأله یک نکته مثبت در حقوق زن است که در هنگام تشکیل خانواده باید مراعات شود در احکام مترقی اسلامی داریم که اگر مردی نیاز زنش را در حد مطلوب برآورده نکند، وظیفه حاکم شرع است که آنها را از هم جدا کند و در جای دیگر با استناد سخنی از حضرت علی(ع) مرد باید زندگی راحت و آسوده را برای همسرش فراهم کند و اگر مرگ مردی موجب خشنودی و راحتی خانوادهاش شود، این مرد مورد نفرین خدا قرار میگیرد.
رشد عقلی و مدیریت مالی از دیگر خصوصیّتهای خانواده قرآنی است و معاش و حسابرسی، پسانداز و برنامهریزی در زندگی نکاتی است که باید به آن اهمیت داد و باید گفت برای یک ازدواج قرآنی و اسلامی، تنها بلوغ جنسی کافی نیست، بلکه رشد عقلی و مدیریت مالی آن نیز مهم است. اسلام تنها دینی است که هیچ مانع طبقاتی، سنی و نژادی برای ازدواج نگذاشته است و تنها شرط برای انتخاب همسر را کفویت ذکر کرده است و در قسمتی از قرآن تنها خصوصیت زوجی که برای انسان از طرف خداوند متعال وعده داده شده است را مایه آرامش بودن او برای همسر ذکر کرده است.
طبق روایات اسلامی درهای آسمان در چهار موقعیت به روی بندگان باز میشود؛ زمان بارش باران، باز کردن در کعبه، نگاه عاشقانه فرزند به چهره پدر و مادر و در آخر زمان ازدواج یک زن و مرد است که رحمت خدا شامل زمینیان میشود. از منظر اسلام و قرآن لحظهای که عشق میان یک زن و مرد شکست میخورد، عرش خداوند به لرزه درمیآید ضمن اینکه خانهای که با ازدواج آباد شود، در نزد خدا هم بسیار عزیز است و منفورترین چیز در نزد خدا، خانهای است که با طلاق از هم پاشیده میشود. امام صادق(ع) میفرمایند؛ ازدواج کنید و طلاق نگیرید، گرچه حلال است، اما چیز بدی است، به طوری که عرش خدا به لرزه در میآید.
نگاه اسلام به عشق موجود بین زن و مرد و جنسیت نگاهی معنوی است و تنها دینی که گفته ازدواج و رابطه زن و مرد و رابطه جنسی صاحب پاداش است، اسلام است؛ چرا که نگاهش به عشق و جنسیت نگاه معنوی است که نه تنها مانع معنویت نمیشود، بلکه دین را کامل و انسان را به خدا نزدیک میکند. امام علی(ع) درباره انتخاب همسر برای دختران میفرمایند: پدران دخترانشان را به عقد پسران اهل تقوا در بیاورند که اگر دختری به زور به عقد فاسد درآورده شود، آن پدر قطع رحم کرده است.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که در بحث ازدواج قرآنی و انتخاب همسر، زیبایی همسر مهم است، اما اصالت تنها به زیبایی نیست و اگر معیار برای ازدواج فقط زیبایی باشد، این زیبایی باعث هلاکت دختر و پسر خواهد شد کما اینکه ثروت نیز نباید در انتخاب همسر به عنوان یک اصل دخیل باشد بلکه طبق آموزههای اسلامی و قرآنی تمام ارزشها و زیباییها در داشتن تقوای الهی و اخلاق نیک است.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٩ساعت ۳:٤٧ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
نگاهی به اهداف و آثار ازدواج در قرآن
یکی از بناهای پر اهمیت اجتماع، ازدواج و تشکیل خانواده است در این واحد اولیه اجتماعی سنگ بنای تعلیم و تربیت نهاده میشود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش و تکامل میرسد.
در این مقاله سعی شده است که با نگاهی اجمالی به اهداف و آثار ازدواج از نظر قرآن کریم به تبیین اهمیت این سنت حسنه پرداخته شود. مطلب را با هم از نظر میگذرانیم:
مفهوم ازدواج
ازدواج، در عرف و شرع، پیمان زناشویی است که بر اساس آن، برای مرد و زن در برابر هم، تعهدات اخلاقی و حقوقی پدید میآید که سرپیچی (از بسیاری) از آنها، عقوبت و کیفر در پی خواهد داشت.
در هر آیینی، ازدواج با قوانین و مقررات ویژهای صورت میگیرد و اسلام به آداب و رسوم دیگر اقوام احترام گذاشته است: «لکل قوم نکاح» از پیمان زناشویی در قرآن به «نکاح» نیز تعبیر شده، و به دو معنا به کار رفته است:
1. آمیزش (بقره/230؛ نساء/6)
2. عقد ازدواج (نور/32)
نیاز روح به کانون آرامش، با اهمیتتر از نیاز جنسی است. همسر شایسته در پیش آمدهای زندگی، راه وصول به آرامش و سعادت را نزدیک میکند
اهداف و آثار ازدواج
حکمتها و آثار مهمی بر ازدواج ترتب دارد، و قرآن در آیاتی به آنها پرداخته است. در برخی موارد، هر چند زن و مرد با یکدیگر زندگی میکنند، اهدافی که باید در زندگی آنان حاکم باشد، از میان میرود و دو طرف بدون آن که بهرهای از زندگی مشترک ببرند، با یکدیگر زندگی میکنند برخی گفتهاند: هر جا نشانههای الفت و حکمتهای زوجیت چه در دنیا و چه در آخرت برقرار باشد، قرآن واژه زوجیت را به کار برده است.(روم/ 21 فرقان/74 زخرف/70 بقره/25 یس/56)
و هرگاه جای این نشانهها و حکمتها را بغض و خیانت یا تفاوت عقیده زن و مرد با یکدیگر پر میکند، قرآن از کلمه «امرأه» استفاده کرده است (یوسف/30 تحریم/10و 11).
همچنین آن جا که حکمت زوجیت (بقای نسل انسان) از میان برداشته میشود، باز قرآن واژه «امرأه» را به کار برده است (ذاریات/25 مریم /4 و 5 آل عمران/40).
بدین سبب دوباره وقتی این حکمت سر برمیآورد و ثمره زوجیت به بار مینشیند، باز قرآن تعبیر را عوض کرده کلمه «زوج» را به کار میبرد. در آیه 40 آل عمران، زکریا به خدا خطاب میکند که همسرم نازا است: «و امرأتی عاقر»؛ ولی وقتی دعای او اجابت میشود، قرآن میفرماید: «و اصلحنا له زوجه».
1- حفظ انساب:
ازدواج و رعایت مقررات آن، نسب را حفظ میکند. در اسلام، حفظ نسب، پایه احکام و حقوق فراوانی است. بعضی از احکام فقهی، بر شناخت رابطه فرزند با پدر و مادر یا بر شناخت نسبتهای فامیلی دیگر، مبتنی است. تبعیت فرزند از پدر و مادر در کفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگی و حریت، ربابین پدر و فرزند، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضد پدر، وجوب قضای نمازهای میت بر پسر بزرگتر، مسائل ارث، ولایت پدر و جد، حقوق طرفینی مانند حق حضانت و نفقات، عقوق والدین و اطاعت از آنها و مسائل اخلاقی مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقیقه فرزند و مسائل فراوان دیگری، بر حفظ انساب متوقف است. و از این جا به اهمیت ازدواج و مراعات حدود آن نیز پی میبریم. حفظ نسب، حکمت عده زن بین دو ازدواج شمرده شده است. انتظار زن برای ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدت چهار ماه و ده روز (بقره/ 234)، عده زن به مدت سه دوره پاکی پس از طلاق (بقره/ 228) و انتظار زن باردار برای ازدواج مجدد تا هنگام وضع حمل (طلاق/4) همه این مقررات گویای اهمیت حفظ نسب است. حرمت ازدواج با زن شوهردار (نساء/ 24)، و حرمت زنا (اسراء/32) نیز برپایه حکمت حفظ نسب قرار داده شده است.
2- برخورداری از سکون و آرامش:
نیاز روح به کانون آرامش، با اهمیتتر از نیاز جنسی است. همسر شایسته در پیش آمدهای زندگی، راه وصول به آرامش و سعادت را نزدیک میکند: «و من ایاته أن خلق لکم من أنفسکم أزوجا لتسکنوا الیها...»، «...و جعل منها زوجها لیسکن الیها...»
برخی مفسران، مقصود از لباس را در آیه 187 بقره، سکون و آرامش دانستهاند؛ همان گونه که خدا شب را لباس (مایه آرامش و سکون) دانسته: «و جعلنا الیل لباس لکم و انتم لباس لهن» نیز به سکون و آرامشی که با همسر حاصل میشود، اشاره خواهد داشت.
یکی از بناهای پر اهمیت اجتماع، ازدواج و تشکیل خانواده است در این واحد اولیه اجتماعی سنگ بنای تعلیم و تربیت نهاده میشود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش و تکامل میرسد
3- حفظ نوع بشر:
طبق بیان قرآن، ازدواج وسیلهای برای تولید و بقای نسل در انسان و حیوان است: «... جعل لکم من انفسکم ازواجا و من الانعام ازواجا یذروکم فیه...»
گرچه جمله «یذروکم فیه» تکثیر نسل انسان را بیان داشته است، در این جهت، میان انسان و چهارپایان و گیاهان فرقی نیست. در جای دیگری میفرماید: پروردگار، شما را از «نفس واحدی» آفرید و جفتش را نیز از او خلق کرد، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری را پراکنده ساخت: «... و بث منهما رجالاً کثیرا و نساء...».
در آیه 72 نحل میفرماید: از همسرانتان برای شما فرزندان و نوهها قرار داد «... و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده». قرآن، بقای نسل انسان و اجتماع مدنی را به ازدواج منوط میداند و روی آوردن به زنا و لواط را نابود کننده راه بقای نسل میشمارد: «و لا تقربوا الزنی انه کان فاحشه و ساء سبیلا»، «ائنکم لتأتون الرجال و تقطعون السبیل»؛ زیرا با رواج راههای نامشروع، رغبت به نکاح کم میشود؛ جاذبهاش از بین رفته، فقط بار تامین مسکن و نفقه و به دنیا آوردن اولاد و تربیت آنان، باقی میماند. در نتیجه، آسانترین راههای اشباع غرایز که نامشروع است، رایج میشود و هدف بقای نسل، رنگ میبازد.
4- داشتن فرزندان صالح:
یکی از خواستههای غریزی انسان، نیاز فطری به پدر و مادر شدن شمرده، و پاسخ به این خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تامین میشود؛ زیرا اصل تولید و تکثیر، از راههای غیر مشروع نیز ممکن است؛ ولی در سایه ازدواج، نسلی دارای اصل و نسب پدید میآید. قرآن در آیاتی، فرزند را زینت زندگی دنیا شمرده که بیانگر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه پدر یا مادر و فرزند است «المال و البنون زینه الحیوه الدنیا». داشتن فرزند به صورت ثمره ازدواج، با تعبیرهای گوناگونی در قرآن آمده است. در آیه 223 بقره از این که میگوید: «نساوکم حرث لکم فاتوا حرثکم انی شئتم...»، یادآور میشود که بکوشید از این فرصت بهره گیرید و با پرورش فرزندان صالح و شایسته که به حال دین و دنیای شما مفید باشد، اثر نیکی برای خود از پیش بفرستید. «... و قدموا لانفسکم...». در آیه 187 بقره پس از آن که از آمیزش با همسر سخن به میان آمده است، میفرماید: «... و ابتغوا ما کتب الله لکم...» که به نظر بسیاری مقصود، طلب فرزند است. در موارد متعددی از قرآن، خداوند برای داشتن فرزند صالح، خوانده شده است. در آیه 189 اعراف از قول پدر و مادر نقل میکند که عرضه میدارند اگر فرزند صالح نصیبشان شود، شکرگزار خواهند بود: «دعوا الله ربهما لئن اتیتنا صالحا لنکونن من الشکرین...». در چند جا، درخواست حضرت زکریا (ع) مطرح شده است که از خداوند، فرزندی که لیاقت جانشینی او را داشته: «... فهب لی من لدنک ولیا»، و مورد رضایت پروردگار باشد: «... و اجعله رب رضیا» را خواسته است. در سوره آل عمران، پس از مشاهده شایستگیهای مریم (ع) پروردگارش را میخواند: خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزهای نیز به من عطا فرما: «... هب لی من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعاء».
5- مودت و رحمت:
از دیگر آثار ازدواج، مودت و رحمت است: «و جعل بینکم موده و رحمه...» آن چه در آغاز زندگی مشترک بین زن و شوهر، یگانگی برقرار میکند، و اثر آن در مقام عمل ظاهر میشود، مودت است؛ ولی پس از گذشت زمان و رسیدن دوران ضعف و ناتوانی، رحمت جای مودت را پر میکند. رحمت و مودت به تعبیر قرآن، دو نشانه الهی و ضامن به پا ماندن بنای زندگی و تداوم وحدت است؛ البته رحمت در همان آغاز زندگی نیز در زندگی نقش دارد. گاهی زحمات و خدمات بلاعوض و ایثارگرانه بدون هیچ گونه چشم داشتی حتی گاهی با برخورد سرد از طرف مقابل، از انسان سر میزند. در اینجا برای حفظ نظام خانوایکی از خواستههای غریزی انسان، نیاز فطری به پدر و مادر شدن شمرده، و پاسخ به این خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تامین میشود؛ دگی، مودت رنگ میبازد؛ ولی رحمت جایگزین آن میشود.
یکی از خواستههای غریزی انسان، نیاز فطری به پدر و مادر شدن شمرده، و پاسخ به این خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تامین میشود؛
6- ارضای غریزه جنسی:
غریزه جنسی، نیرویی است که در زن و مرد قرار داده شده و ازدواج، وسیلهای مُجاز برای اطفای نیروی شهوت و پاسخی به این غریزه خدادادی است: «و الذین هم لفروجهم حفظون ¤ الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین»
در حدیث آمده است: میان لذتهای مادی و جسمانی در دنیا و آخرت، هیچ کدام به پایه لذت زناشویی نمیرسد؛ سپس امام به آیه 14 آل عمران استشهاد میکند که در میان شهوات گوناگون، علاقه به زن را مقدم داشته است: «زین للناس حب الشهوت من النساء و البنین و القناطیر المقنطره...» در آیه 187 بقره میفرماید: خداوند میدانست که شما به خود خیانت میکردید و آمیزش با همسر را که ممنوع شده بود، انجام میدادید؛ بدین سبب، ممنوعیت برداشته شد: «... علم الله انکم کنتم تختانون انفسکم فتاب علیکم و عفا عنکم فالن باشروهن...». این آیه، به نیاز غریزی جنسی اشاره دارد که به رغم ممنوعیت شرعی، مردم به سوی آن کشیده میشوند؛ البته این امر نمیتواند انگیزه اصلی و هدف نهایی ازدواج باشد؛ زیرا غریزه جنسی در زن و مرد، دوره محدودی دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط این جهت باشد، باید زوجین هنگام ناتوانی جنسی، یکدیگر را رها کنند یا زن و مردی که توانایی جنسی خویش را از دست دادهاند، هیچ گاه پیمان زناشویی نبندند.
7- بازداشتن از گناه:
یکی از آثار ازدواج برای زن و مرد، ایجاد زمینه تقوا و دوری از گناهان است. با اشباع غریزه جنسی در زن و مرد، زمینه گناهان شهوت انگیز از میان میرود. این که در قرآن از کسی که ازدواج کرده، به «مُحصن و محصنه» تعبیر شده: «فاذا احصن...»، به جهت این است که زن و مرد، با ازدواج در حِصن سنگر مستحکمی قرار میگیرند و خود را حفظ میکنند تا وسوسههای شهوانی در آنان اثر نگذارد؛ بلکه ازدواج، زمینه گناهان دیگر را نیز از بین میبرد؛ زیرا پذیرفتن مسئولیت تامین و تربیت اولاد، انسان را به استفاده بهینه از عمر وا میدارد و برای گناه و معاشرتهای گمراه کننده جایی باقی نمیماند. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «من تزوج فقد احرز نصف دینه» با ازدواج، نیمی از دین صیانت میشود.
در روایتی دیگر آمده است: بدترین مردم، کسانیاند که در تجرد به سر میبرند. در تفسیر آیه 187 بقره «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» برخی گفتهاند: آن گونه که انسان، با لباس از سرما و گرما و حشرات و آسیبهای جلدی، محافظت میشود، زن و مرد، با ازدواج، یکدیگر را از گناه حفظ میکنند. در آیه 28 نساء حکمت تشریع ازدواج این گونه بیان شده است: «یرید الله ان یخفف عنکم...»؛ زیرا پیروی از شهوات و در دام گناه افتادن، برای انسان، وزانت و سنگینی میآورد و تشریع ازدواج و فراهم شدن امکان آن برای کسی که نمیتواند با زنان آزاد ازدواج کند، از فساد و گناه جلوگیری میکند و انسان از عواقب آن در امان میماند و این نوعی توسعه برای انسان شمرده میشود.
8- توسعه رزق:
نگرانی از تنگ دستی، یکی از بهانههایی است که برای گریز از ازدواج، مطرح میشود. قرآن، این گونه به انسان امیدواری میدهد: از فقر و تنگ دستی جوانان و مجردان نگران نباشید و در ازدواج آنها بکوشید چرا که اگر فقیر باشند، خداوند از فضل خویش، آنان را بی نیاز میسازد: «و انکحوا الایمی منکم و الصلحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله...» برخی گفتهاند: مفاد این آیه، وعده خداوند به غنا و بی نیازی است برای کسانی که تشکیل خانواده دهند. روایاتی نیز این معنا را تایید میکند.
یکی از آثار ازدواج برای زن و مرد، ایجاد زمینه تقوا و دوری از گناهان است. با اشباع غریزه جنسی در زن و مرد، زمینه گناهان شهوت انگیز از میان میرود
در حدیثی، امام صادق (ع) ترک ازدواج به سبب ترس از گرسنگی را سوء ظن به پروردگار دانسته است؛ زیرا پس از وعده قرآن به توسعه رزق، نگرانی در این زمینه، جز بدگمانی به خدا نیست. با توجه به اینکه افرادی در جامعه، پس از ازدواج، نه تنها ثروتمند نمیشوند، بلکه بر فقرشان افزوده میشود و اگر این آیه، متضمن وعده خداوند باشد، خلف وعده لازم میآید و خلف وعده قبیح است، گروهی برآنند که برای وعده در این آیه باید معلق بر مشیت الهی در تقدیر گرفته شود؛ یعنی پس از ازدواج، اگر خدا بخواهد، آنان را بی نیاز میکند، چنان که در آیه 28 توبه، برای وعده الهی به غنا و بی نیازی به مشیت خدا تصریح شده است: «و ان خفتم عیله فسوف یغنیکم الله من فضله ان شاء...» اشکال شده است: همان طور که غنا و بی نیازی متاهلان، به مشیت منوط است، غنا و بی نیازی مجردها و کسانی که همسر ندارند (بلکه هر پدیدهای) نیز به مشیت توقف دارد، پس این چه وعدهای است که خدا، برای ازدواج داده است؛ زیرا همان گونه که متاهلها، بر اثر مشیت الهی، به دو گونه (فقیر و غنی) تقسیم میشوند، مجردها نیز چنین هستند و اتفاقاً این وعده درباره مجردان در قرآن آمده است: «و ان یتفرقا یغن الله کلا من سعته»... اگر وضعیتی پیش آید که زن و شوهر نتوانند با هم زندگی کنند و از هم جدا شوند، خداوند هر دو را با فضل و رحمت خود بی نیاز خواهد کرد.
پاسخ اشکال آن است که بسیاری از مردم خیال میکنند، ازدواج و فراوانی عائله، سبب فقر، تجرد، سبب پس انداز و ثروت میشود. آیه در صدد آن است که این توهم را از دلها بزداید و غفلت از رزاق حقیقی را بردارد و به ما بفهماند که گاه، برکت و فراوانی، در مال انسان (با وجود عائلهمند بودن) ایجاد میشود، و گاهی هم انسان (در عین کم عائله بودن و مجرد زیستن) هر چه میکوشد، در معیشت او پیشرفتی حاصل نمیشود. افزون بر آن که پذیرفتن مسئولیت تامین زن و فرزند، در او مسئولیت پدید میآورد.
در حدیثی، امام صادق (ع) ترک ازدواج به سبب ترس از گرسنگی را سوء ظن به پروردگار دانسته است
وقت را از بین نمیبرد و از عمر خویش استفاده بهینه میکند و با کسب معاش بر عزت و اعتبار خویش میافزاید، بنابراین، آیه «ان یکونوا فقراء یغنهم الله» بیان میدارد که گاهی با ازدواج، فقر از زندگی رخت برمیبندد، نه آن که همیشه با ازدواج، فقر برطرف میشود وگرنه این آیه با آیه «و لیستعفف الذین لا یحدون نکاحا» تنافض مییافت. فخر رازی معتقد است که آیه «ان یکونوا فقراء یغنهم الله» در مقام وعده الهی نیست؛ بلکه مفاد آیه آن است که نباید ترس از فقر، مانع ازدواج شود؛ زیرا مال فناپذیر است و آن چه ارزش و بقا دارد، فضل خدا است که باید در پی آن بود که از انباشتن ثروت بهتر است. «قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا هو خیر مما یجمعون».
آثار دیگری نیز بر ازدواج مترتب است؛ مانند حرمت برخی از زنان از جمله مادر زن و خواهر زن و... که در ازدواجهای ممنوع خواهد آمد. اثر دیگر ازدواج، ایجاد حقوق زوجیت است که بحث آن مجال دیگری میطلبد. مصطفی اسدی؛ www.kayhannews.ir
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٩ساعت ۳:٤۳ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
جانشین فرماندهی نیروی انتظامی از آغاز تشدید طرح مقابله با بدپوششی در سراسر کشور خبر داد و گفت: در این طرح بدحجابها سابقه دار شده و با تولید کنندگان لباسهای زننده و همچنین تولید کنندگان آسیبهای صوتی برخورد می شود. به گزارش مهر، سردار احمدرضا رادان روز سه شنبه در نشست خبری از آغاز تشدید طرح برخورد با بدپوششی و آلودگی صوتی در کشور خبر داد و افزود: با آغاز فصل تابستان دغدغه های مسئولین، مردم و علما در موضوع بدپوششی بیشتر می شود و آنها توقع دارند نیروی انتظامی سهم خود را ادا کند. وی گفت: نیروی انتظامی در برخورد با این افراد کوتاه نیامده است بلکه با مشاهداتی که در سطح کشور انجام شد کمی به دلیل مناسب بودن حجاب برخوردها را کمتر کرد ولی اخیرا این مسئله پررنگ تر شده که از 25 خرداد طرح مقابله با بد پوششی در کشور تشدید می شود. جانشین فرماندهی ناجا ادامه داد: لباس تنگ برای زنان و مردان، روسریهایی که از دو طرف موی زنان پیدا باشد، مانتوهای کوتاه، لباسهای زننده و نمادهایی که نشان دهنده جریانهای انحرافی و گروههای شیطان پرستی است برای مردان جزء ملاکهای بدپوششی بوده که با آنها برخورد می شود. همچنین تمامی تولید کنندگان و توزیع کنندگان دارای مجوز و زیرزمینی که در حوزه پوشاک فعال هستند شناسایی شده و در مورد تولید البسه زننده به آنها اخطار داده شده است. از 25 خرداد به بعد در صورت تولید یا توزیع اداره اماکن با آنها برخورد می کند. سردار رادان از حضور تیمهای ویژه موتور سوار، راهنمایی و رانندگی و انتظامی در بزرگراهها و بلوارها خبر داد و افزود: با خودروهایی که راننده یا سرنشینان آن حجاب را رعایت نکنند برخورد کرده و خودرو به مدت یک هفته توقیف و افراد بدحجاب به پلیس امنیت اخلاقی منتقل شده و پس از ارشاد و مشاوره سوابق آنها در بانک اطلاعاتی نیروی انتظامی به عنوان سابقه انتظامی لحاظ می شود که البته جزو سابقه سوء نیست. وی با اشاره به اینکه افراد بدپوشش 4 برابر بیشتر از افراد با حجاب توسط اراذل و اوباش مورد مزاحمت قرار می گیرند، گفت: از 25 خرداد حتی با افرادیکه در داخل خودرو یا در کوچه و خیابان و پارکها اقدام به سگ گردی می کنند هم برخورد می شود. سردار رادان از تبدیل شدن برخی از نقاط استانهای شمالی به حیات خلوت ناهنجاریها خبر داد و افزود: با آغاز تعطیلات تابستانی برخی از افراد در سواحل شمالی کشور شئونات اسلامی را رعایت نکرده و اقدامات ناهنجاری انجام می دهند که نیروی انتظامی با استفاده از نیروهای کمکی، استانهای گیلان و مازندران را تحت پوشش کامل طرح تشدید امنیت اخلاقی قرار می دهد. جانشین فرماندهی نیروی انتظامی در پاسخ به این سئوال که این طرح موجب بازتاب منفی از سوی رسانه های بیگانه است، گفت: جو سازی خارجی توام با این ماموریت است و نیروهایی که اعم از زن و مرد در این طرح مجری هستند آموزشهای ویژه ای را در برخورد با افراد بدپوشش گذرانده اند تا حقوق شهروندی همراه با ادب واحترام و تکریم محقق شده و از سوی دیگر تکلیف شهروندی هم باید توسط شهروندان در احترام با مامورین محقق گردد. وی افزود: نیروی انتظامی از 25 خرداد پلیس پاک را تشکیل داده و همچنین در طول جاده ها و راههای برون شهری هم به معضل بدپوششی توجه می شود.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٩ساعت ۱:٢٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()

تجمیع و تدوین سئوالات و شبهاتی که در خصوص حجاب و روابط زن و مرد طرح و تکرار می شود و نیز تئوریزه نمودن پاسخ ها و توضیحاتی که در تبیین و تشریح مسئله حجاب با رویکرد وحیانی ارائه می شود یکی از ضرورت های قطعی و نیازها و مطالبات مسلم اقشار و طبقات مختلف به ویژه نسل جوان امروز به شمار می آید.
اسلام به عنوان دینی جهان شمول و فرا زمانی، با تأکید بر تمامی نیازها و مطالبات روحی، روانی و جسمی انسان برنامه ای جامع و کامل برای تمامی دوره های زندگی او (از قبل از تولد تا کودکی، نوجوانی، جوانی و میانسالی و پیری و مرگ) ارائه داده است.
از زمان و مکان انعقاد نطفه گرفته تا نحوه ی تأثیرگذاری بر سلامت و بهداشت جسمی و روحی جنین در رحم و روش های کاربردی تربیت و تزکیه فرزندان بعد از تولد و نیز ساز و کارهای رشد و بالندگی در عرصه های مختلف زندگی تماماً در قرآن و کتب روایی اسلام به روشنی طرح و تبیین شده است.
پرداختن به احکام و آموزه های دینی در حوزه های مختلف فردی و اجتماعی زندگی انسان همواره مورد عنایت و تأمل محققان و پژوهشگران اسلامی و مفسران قرآن بوده و آثار و متون فراوانی به رشته تحریر درآمده است.
آیـا تصمیم به ازدواج دارید؟ و یا آنکه در حـال حـاضـر متاهل مـی باشـیـد؟ شـمـا قادر به بـنیان نـهادن یک ازدواج موفق و پایدار خواهید بود. من بر اساس تجربیات پیشـیـن خـود می دانـم کـه پـایدار نگاه داشتن یک ازدواج موفق مستلزم تـلاش و کـوشـش مسـتمـر است. باید متوجه باشـیـد کـه مفهوم ازدواج چیزی فراتـر از یـک پـیـمان قـانـونی و مشروع میباشد که به واسطه آن به زن و مرد اجازه میدهد عنوان زن وشوهر در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اهمیت مشاوره پیش از ازدواج
مـشاوره پیش از ازدواج را شدیدا به شما توصیه میکـنـم. شــانس ایجاد یک ازدواج موفق هنگامی که زن وشوهر قادر باشند با یکدیگر در رابطه با مـسائـل ذیـل گـفـتـگو کـرده و بـه یـک تـفـاهـم رضایت بخش و دو سویه در عرصه زندگی مشترک دست یابند، افزایش می یابد:
1- عقاید و رسوم مذهبی و معنوی.
2- روابط جنسی ( نگرشها و علایق جنسی )
3- مادیات ( اهمیت آن، نحوه خرید و تدابیر سرمایه گزاری)
4- بهداشت فردی و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام.
5- مدیریت خانواده ( وظایف ومسئولیت ها )
6- پرورش و تربیت فرزندان و تعداد آنها.
7- ورزش ها، سرگرمی ها، فعالیت های تفریحی و نحوه گذراندن تعطیلات.
8- دید و بازدید از خوشاوندان خود و همسرتان.
9- تعهدات اجتماعی.
10- اهداف و آرزوهای فردی.
اینکه از پیشینه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـی یـابـیـد بـسیـار ضـروری مـی بـاشـد. چـون شـخـصـیـت کنونی شما تا حد زیادی برگرفته شده و حاصل همان تجاربی است کـه در شرایط و محیط یک خانواده خاص کسب کرده اید. خـانـواده پـیـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـی باشد. مـا شـدیـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و کنشهای خانواده ای هسـتـیـم کـه در آن پرورش یافته ایم. بله درست است شما تنها با یک فرد نیست که وصلت میـکنید بلکه با طرز تربیت خانوادگی وی نیز تا آخر عمرتان سر و کار خواهید داشت.
مفهوم تعهد در ازدواج
ازدواج خوب و مـوفـقـیـت آمـیـز وجـود دارد امـا ازدواج بـی عیب و نقص و تمام عیار میسر نمیباشد. هر ازدواج موفق و پایدار شامل متعهد گشتن بی قید و شـرط نـسـبـت بـه یک فرد نا کامل است. این انتظار که همسرتان کامـل و فـاقـد هـر گـونه عیبی باشد واهی و نا معقولانه می باشد. امروزه که جدایی ها و طلاق های شـتابـزده در کوچکترین نشانه اختلاف و مشکلات زندگی اتفاق می افتند مهم است که از خودتان سوال کنید که تعهد شما نسبت به ازدواج چیست؟ تـعـهد بـه ازدواج بـه مـفهـوم آن اسـت که زن و شوهر به یکدیگر چنین گفته باشند: " مـا نسبت به زنـدگی مـشـتـرکـمان بـی اعتنا و بی اهمیت نیستیم. ما ازدواجمان را بر پایه عشق، احترام، شرافت و عـلاقـه دو سـویه و خالصانه با یکدیگر آغاز کرده ایم. ما اعتقاد داشتیم و داریم که به یکدیگر وفادار بمانیم، صـادق بـوده و دروغ نـگویـیـم و بـه یکدیگر اعتماد داشته باشیم. چـه در حـضـور یـکدیـگر چـه در غیاب یکدیگر ". رعایت نکات زیر سبب تحکیم تعهد به زندگی مشترک میگردد:
* سازگاری معنوی * سازگاری شخصیتی * خود شناسی آگاهانه * توانایی در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر (بیاموزیم که چگونه بحـرفهای همسرمان گوش دهیم و پرسشهای وی را واضح، مشخص، بـدون پـیش داوری و بدون کینه ورزی و انتقام جویی پاسخ گوییم.) * علاقه دو سویه بیکدیگر
خصایص اثر بخش
1- افرادی که در ازدواجشـان یـک نـظام ارزشـی مـقـتـدر را بکار می بندند، بسیار زیاد در مـحقق گشتن یک ازدواج و ارتباط موفق و صحیح به آنها کمک خواهد کرد. نـظـام ارزشی که دربـرگیـرنـده صـفـات و خـصـوصـیات: صـداقت، راستی، همـبستگی، اعتماد، احترام، عشق، گذشت، تفاهم و وفاداری به یکدیگر مـی باشد. ازدواجی که در آن زن و شـوهـر دارای انـتـظارات متـضاد و خـواسـته هـای غیر قابل انعطاف می باشند، شـانـسـی برای موفقیت وجود نخواهد داشت.
2- مشـاجـرات و اخـتـلافـات را بـه شیوه سازنده و ثمر بخش حل و فصل کنید. که شامل تمرکز بـر دغدغه های هر دو فرد و یافتن گزینه ها و راههایی می باشـد کـه هـر دو طـرف منتفع گشته و به خواسته هایش دست یابد. تـقـریـبـا در هـر اخـتـلاف یـک نفر احساس می کند که مورد بی مهری، بی احترامی و بی توجهی قرار گرفته است. در ازدواج نباید ایـن چـنـین باشد که همواره یک فرد برنده و فرد دیگر بازنده گردد. چـون آن دیـگر مـذاکـره نبوده بلکه تحکم و سلطه گری می باشد.
3- دوام ارتـباط زناشویی هنگامی که زن و شـوهر زمـان و مـیـدان بـیـشتـری در اخـتـیـار یکدیگر قرار میدهند تا اندکی آزاد باشند، افزایش می یابد.
4- فراتر از هر چیز آنکه ایمان داشته باشید. ازدواج میتواند تجربه ای سودمند برای شما باشد. با کمی همت و تلاش ازدواج شما موفقیت آمیز خواهد بود.
گردآوری :پایگاه اینترنتی بخون دات کام
http://www.bekhon.com
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٥ساعت ۱٠:٠٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
املی در رهنمودهای امام خمینی درباره تاثیرپذیری زنان مسلمان ایران از سیره و روش اجتماعی و سیاسی حضرت زینب (س ) حضرت زینب (س ) یکی از شخصیت های بزرگی است که در خاندان وحی و با آموزش ها و پرورش های جامع و ریشه گرفته از عصمت و امامت رشد و نمو یافت و مراتب منزلت معنوی را در کنار پیشرفت علمی طی نمود. این موجود شریف هم به درجات بالای وارستگی و پارسایی رسید و روح و روان خویش را با زیورهای عبادت و پرستش خالصانه خداوند و صفات و خصال زیبای اخلاق و رفتار الهی آراست هم مراحل علم آموزی و دانش اندوزی را طی نمود و بانویی عالمه و محدثه و خردورز گردید هم در یکی از عظیم ترین نهضت های بزرگ اجتماعی و سیاسی یعنی نهضت کربلا حضور یافت و حماسه های بی نظیر آفرید و شگفت انگیزترین جلوه های صبر و استقامت فداکاری و ایثار تعهد و مسئولیت عشق به دین و وفاداری به راه ائمه دین حفاظت از اسیران جنگ و مراقبت از بیماران را به تجلی درآورد. حضرت امام خمینی که همواره با روش های خاص و آگاهی زا فعالیت های گوناگون علمی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ائمه دین (ع ) و پرورش یافتگان خاندان عصمت و طهارت را به مداقه و تعمیق می گذارد و برای جامعه انسانی معرفت و عبرت می آفریند و پشتوانه های فکری و شیوه های عملی در نیل به رشد و پوپایی به وجود می آورد حیات مبارک و ثمربخش حضرت زینب (س ) را نیز با همین رویکرد به نگرش و کاوش دقیق می گذارد و جلوه های مختلف فعالیت های این بانوی بزرگوار را با شرایط و مسائل امروز جامعه اسلامی منطبق می سازد و با بیان مصادیق آن در عرصه های حیات اجتماعی و سیاسی راه الگوپذیری از حرکت و حماسه و فعالیت های بزرگ این موجود شریف را هموار و مساعد می نماید. در نمونه هایی از این رهنمودها تامل می نمائیم . الگوپذیری از حضرت زینب (س ) در انقلاب اسلامی در نگاه حضرت امام خمینی حضرت زینب (س ) در به حرکت و قیام واداشتن زنان مسلمان ایران و رویارویی آنان با رژیم ستمشاهی نقشی الگویی داشت و موجب گردید در تظاهرات بزرگ و خونینی که در تقابل با نیروهای دشمن در خیابان ها برگزار می شد حضور انبوه زنان در یاری رساندن به نهضت اسلامی و زمینه سازی برای طی مراحل منتهی به شکست نظام جبار متجلی گردد. انقلاب اسلامی در شرایطی به پیروزی رسید و موجب ساقط گردیدن رژیم ستمشاهی شد که تمام فراز و نشیب ها و گردنه های سخت و نفس گیر را پشت سر گذاشت و علاوه بر تحمل رنج و سختی ها و مرارت های فراوان خون هزاران شهید را تقدیم اسلام نمود و هزاران معلول را بر جای نهاد. بی تردید زنان مسلمان در پذیرش این مرارت ها و سختی ها هم خود به طور مستقیم و با حضور در صحنه های مبارزه و هم با تبعید و زندان و شهادت شوهران و فرزندان و سایر اعضای خانواده و وابستگان خویش سهمی بزرگ داشتند و اگر نبود این نقش آفرینی های موثر و مستمر نهضت اسلامی به پیروزی نهایی نائل نمی آمد. برای زنان مسلمان ما در تقابل مستقیم و غیرمستقیم با رژیم جبار پهلوی حضرت زینب (س ) بهترین الگو برای پیروی و تبعیت بود چنان که حضرت امام خمینی به این حضور و نقش الگوگیری و پیروی آنان از حضرت زینب (س ) اینگونه تصریح می نماید : در مقابل حکومت های جبار ایستاد و آن خطبه را خواند و آن حرف ها را زد... زنی که در مقابل یک ]حضرت زینب [ « جباری ایستاد که اگر مردها نفس می کشیدند همه را می کشتند و نترسید و ایستاد و محکوم کرد حکومت را یزید را محکوم کرد... زن یک همچو مقامی باید داشته باشد. زن های عصر ما بحمدالله شبیه به همان ها هستند. ایستادند در مقابل جبار با مشت گره کرده بچه ها در آغوششان و به نهضت کمک کردند . » (1 ) حضرت امام خمینی در این رهنمود به وجود خصیصه های « تعهد » و « شجاعت » و « مبارزه » علیه حکومت جور در حضرت زینب (س ) تصریح می نماید و زنان مسلمان ایران را در تبعیت از این سه خصلت والا از بانوی قهرمان کربلا خالص و صادق معرفی می کند که اینان در اوج انقلاب و در شرایط سخت و در حالی که رژیم تا دندان مسلح را که از جانب همه قدرت های استکباری جهان از جمله آمریکا و انگلیس و اسرائیل مورد حمایت های همه جانبه قرار می گرفت پیش روی داشتند فریاد اسلام خواهی از گلو برآوردند و به خاک و خون غلتیدند تا نهضت مقدس اسلامی با شهامت ها و جانبازی های آنان مراحل سخت را طی کند و به پیروزی نهایی برسد. صحنه های حضور و مبارزات قهرمانانه زنان مسلمان ایران علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی و حماسه های جاودانه ای که در انقلاب بزرگ اسلامی آفریدند نه تنها در اوراق تاریخ ایران که در تاریخ جهان نیز ثبت و ضبط گردید و موجب شگفتی آزادگان دنیا شد و این نبود مگر در اثر وجود مبارک و پرثمر حضرت زینب (س ) و ارزش های والای اعتقادی و اخلاقی و رفتاری و اجتماعی و سیاسی تجلی یافته در این موجود شریف که او را به صورت یک الگوی بزرگ برای همه عصرها تثبیت و معرفی می نماید و به راستی زنان مسلمان جامعه ما با پیروی از این شخصیت عظیم نقشی تعیین کننده در پیروزی نهضت اسلامی ایفا نمودند. رهنمود امام خمینی در متن و پیام خود به هر دو نقش مستقیم و غیرمستقیم زنان مسلمان در نهضت اسلامی اشاره دارد. در تقابل و رویارویی این زنان فداکار و شجاع برخی از آنان یا در زیر تانک ها از بین رفتند و یا با گلوله های شلیک شده توسط نیروهای دشمن به خاک و خون کشیده شدند و روح پاکشان به ملکوت اعلی پرواز کرد و در جوار رحمت حضرت حق آرمید. لکن گروه هایی از آنان که جان سالم به در بردند با از دست دادن همسران و فرزندان و نزدیکان و یا معلول شدن آنان مواجه شدند و همچنان در مسیر تداوم خدمت به اسلام و انقلاب با تحمل رنج ها و مرارت های ناشی از این خسارت حرکت نمودند. در اندیشه های امام خمینی این حقیقت که « زن های محترم ایران بیش از مردان به میدان رفته و سد عظیم شاهنشاهی را درهم شکستند . » (2 ) با حقیقتی دیگر نیز می آمیزد و در رهنمود ذیل متجلی می گردد : « شما خانواده های شهدا و معلولین و مجروحین نشان دادید که هرگز اجازه نمی دهید استعمار بر مقدرات این کشور سایه افکند . » (3 ) به این ترتیب زنان مسلمان ایران به تبعیت از حضرت زینب (س ) و با الگوگیری از صلابت و شجاعت و احساس تعهد و مسئولیت الهی در حضور در صحنه مبارزات سیاسی در انقلاب اسلامی فعالانه و دلاورانه شرکت کردند و به طور مستقیم و غیرمستقیم بار سنگین مرارت ها و سختی های آن را تحمل نمودند تا نسل امروز ما در استقلال و اقتدار و عزت و شرافت زندگی کند. فعالیت های زینب گونه زنان مسلمان در دوران دفاع مقدس پس از سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران با غلبه ملت مسلمان بر استبداد داخلی و استعمار خارجی و به ویژه با نقش آفرینی های چندجانبه زنان مسلمان قدرت های استکباری که ژاندارم منطقه و حافظ منافع و مطامع مختلف خود را از دست داده بودند و سیطره آنان بر تشکیلات سیاسی و منابع غنی ثروت اقتصادی و قوای نظامی ایران از بین رفته بود با تحمیل جنگی سخت توسط رژیم بعث عراق به ایران اسلامی و با حمایت های گسترده سیاسی تبلیغی اقتصادی نظامی و تسلیحاتی از عراق در صدد انهدام نظام جمهوری اسلامی و بازگرداندن سلطه مجدد خود بر ایران برآمدند. این جنگ همه جانبه و گسترده که با اشغال خرمشهر آغاز گردید و به مرور استقلال و تمامیت ارضی ایران را در معرض تهدید جدی قرار داد با رهبری های امام خمینی و بسیج توده های مردم برای یاری رسانی در جبهه و پشت جبهه در طول هشت سال دفاع مقدس توطئه های دشمنان اسلام خنثی شد و استقلال ایران را ـ که پس از شکست نظام شاهنشاهی و استقرار نظام جمهوری اسلامی به وجود آمده بود ـ صیانت گردید و تداوم یافت . در دوران دفاع مقدس نقش آفرینی همه جانبه زنان مسلمان بسیار چشمگیر و اعجاب برانگیز بود و تاریخ صحنه هایی را به ثبت رساند که نظیر آن را فقط می توان در صدر اسلام مشاهده نمود. حضور فعال زنان مسلمان در دفاع مقدس نیز همچون حضور آنان در مراحل مختلف انقلاب با الگوگیری از سیره و روش بانوی بزرگوار اسلام حضرت زینب (س ) تحقق یافت و به همین دلیل در عالی ترین مراتب و با آثار حیاتی و ارزشمندی که آفرید نظام اسلامی را از آسیب های دهر مصون و محفوظ داشت . به سخن حضرت امام خمینی مبنی بر نقش الگویی حضرت زینب (س ) در هشت سال دفاع مقدس و پیروی خالصانه زنان مسلمان ایران از سیره و روش های این بانوی فداکار در یاری دین خدا توجه نمائیم : « ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه ـ علیها سلام الله ـ فریاد می زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر و می دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعیم است چه رسد به متاع ناچیز دنیا . » (4 ) تعبیر « زینب گونه » به الگوگیری زنان مسلمان از حضرت زینب (س ) و پیروی از مشی و روش آن بانوی مطهر در صحنه های مبارزه با دشمنان دین تصریح دارد و نشان می دهد که آنچه در طول دوران دفاع مقدس توسط زنان عفیف به تجلی درآمد اولا از جنبه خلوص و انگیزه های الهی ثانیا از جنبه فکری و اعتقادی و ثالثا از جنبه عینی و عملی مطابق با راه پاک و سلوک والا و عملکردهای حضرت زینب (س ) می باشد و از همین رو عبارت « زینب گونه » بهترین لقب و عنوان برای آن محسوب می شود و به زیبایی تمام می تواند حرکت زنان قهرمان و حماسه ساز ایران اسلامی را در حمایت از اسلام و انقلاب با دفع تعدی و تهاجم نظامی دشمن بعثی و حفظ استقلال کشور اسلامی نمایان سازد. اگرچه در موارد و مصادیقی شاهد حضور گروهی از زنان مسلمان در « جبهه » و یاری رسانی به مجروحان جنگ بوده ایم لکن حضور گسترده و انبوه آنان در دفاع مقدس را در « پشت جبهه » به نظاره نشستیم که همه موارد و صحنه های آن در تاریخ دفاع مقدس به صورت مکتوب و تصویری و رسانه ای ثبت و ضبط گردیده است . حضرت امام خمینی به فعالیت زینب گونه زنان مسلمان در پشت جبهه اینگونه تصریح می نمایند : « در یک همچو اوقاتی که ما گرفتار ابرقدرت ها و قدرت های فاسد هستیم و ایران از هر طرف مورد حمله آنها هستند شما بانوان در پشت جبهه آن فعالیتی را می کنید که آن سلحشوران در جبهه ها و همان طوری که آنها مشغول فعالیت هستند شما مشغول فعالیت هستید یک راه از راه ساختن خود و جوان های خود و خانم های جوان و یک راه از راه پشتیبانی به آنهایی که در جبهه هستند و این امری است که بسیار مورد تشکر است و بسیار ارزنده است و در پیش خدای تبارک و تعالی ارزندگی شایان دارد . » (5 ) حضرت امام خمینی در کلام مزبور به جنبه های مختلف نقش آفرینی زنان در دفاع مقدس ـ که شامل تربیت و پرورش و آماده سازی های اعتقادی و روحی و عاطفی جوانان برای حضور در صحنه های نبرد با باطل پشتیبانی مالی و اقتصادی آماده سازی امکانات مورد نیاز جبهه ها و سایر جنبه ها می باشد ـ اشاره می نماید و سپس در یک بیان صریح و اعتراف بزرگ نجات و بقای کشور و نظام اسلامی را مدیون مجاهدت زنان در پشت جبهه که زمینه ساز جهاد و پایداری مردان در جبهه ها گردید می دانند : « اگر نبود مجاهدات شما و برادران و خواهران بزرگوار شما در جبهه ها و پشت جبهه ها که با اخلاص خاص خود عنایت خاص خداوند قادر را جلب نمودید کدام قدرت و کدام ابزار جنگی می توانست جمهوری اسلامی و کشور عزیز شما را از این دریای مواج متلاطم که شرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هم و بازو در بازوی یکدیگر داده و در پی غرق آن کوشیدند و می کوشند نجات دهد » (6 ) پس از پایان یافتن دوران هشت ساله دفاع مقدس که با پیروزی رزمندگان اسلام در دفع تجاوز نظامی دشمنان و آزادسازی سرزمین های اشغال شده همراه بود زنان مسلمان ایران حرکت زینب گونه خود را در « پرستاری » از جانبازان جنگ تداوم بخشیدند و زیباترین صحنه های ایثار و فداکاری و خدمت به این فرزندان غیور ملت را که اعضای بدن خویش را در راه خدا و برای صیانت از دین و ملت و کشور از دست دادند به تجلی درآوردند. اگرچه « روز پرستار » با الگوگیری از نقش حیاتی و اثرگذار حضرت زینب (س ) در پرستاری از حضرت امام سجاد(ع ) و حفاظت و مراقبت از اسیران کربلا انتخاب و تثبیت گردیده است و به صورت « عام » همه پرستاران را به الگوگیری از بانوی فداکار کربلا دعوت می نماید لکن این دعوت به طور عینی و عملی و در زیباترین جلوه های آن به طور « خاص » در همسران جانبازان دوران دفاع مقدس به ظهور و بروز درآمد و صحنه هایی آفرید که نظیر آن در هیچ نقطه از جهان و در میان هیچ ملت و کشوری نمونه و مصداق ندارد. راستی تاریخ جهان کجا سراغ دارد زنانی را که از شوهرانشان که در جنگ بینایی کامل خویش را از دست داده اند یا فلج شده اند و از حرکت بازمانده اند یا هر دو دست و هر دو پایشان قطع شده است با میل و اشتیاق پرستاری کنند و این رنج پایدار و متداوم را در راه خدا به قصد جلب رضوان و خشنودی الهی تحمل نمایند همچنین در کجای دنیا می توان یافت دخترانی را که با اراده و اختیار و آزادی عمل برای ازدواج با جانبازانی که اعضای بدن خود را در راه دفع تجاوز دشمنان و استمرار بقای دین و سرزمین خویش از دست داده اند پیشقدم شوند و همه سختی های مراقبت و پرستاری از آنان را با جان و دل پذیرا گردند ! این تفکر و رفتار و عمل بزرگ و شگفتی زا با پیروی و الگوپذیری از راه و روش حضرت زینب (س ) امکان پذیر گردید و این سیره شریف همچنان تداوم دارد و همواره مستدام باد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــ پاورقی : 1 ـ صحیفه امام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ج 7 ص 340 2 ـ بلاغ سخنان موضوعی امام خمینی انتشارات امیرکبیر ج 2 ص 403 3 ـ همان منبع ص 237 4 ـ جایگاه زن در اندیشه امام خمینی (تبیان دفتر هشتم ) موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ص 49 5 ـ همان منبع ص 219 6 ـ همان منبع ص 220 مبارزات قهرمانانه زنان مسلمان ایران علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی و حماسه های جاودانه ای که در « انقلاب اسلامی » آفریدند نه تنها در اوراق تاریخ ایران که در تاریخ جهان نیز ثبت و ضبط گردید و موجب شگفتی آزادگان دنیا شد و این نبود مگر در اثر وجود مبارک و پرثمر حضرت زینب (س ) و ارزش های والای تجلی یافته در این موجود شریف که او را به صورت یک الگوی بزرگ برای همه عصرها تثبیت می نماید . آنچه در طول دوران « دفاع مقدس » توسط زنان عفیف به تجلی درآمد اولا از جنبه خلوص و انگیزه های الهی ثانیا از جنبه فکری و اعتقادی و ثالثا از جنبه عینی و عملی مطابق با راه پاک و سلوک والا و عملکردهای حضرت زینب (س ) می باشد و از همین رو بیان عبارت « زینب گونه » توسط حضرت امام خمینی در وصف فعالیت های خالصانه زنان مسلمان در طول دوران جنگ بهترین لقب و عنوان محسوب می شود و به زیبایی تمام اهمیت حرکت زنان قهرمان و حماسه ساز ایران اسلامی را نمایان می سازد . اگرچه « روز پرستار » به صورت « عام » همه پرستاران را به الگوگیری از بانوی فداکار کربلا دعوت می نماید لکن این دعوت در زیباترین جلوه های آن به طور « خاص » و به صورت مشهود در همسران جانبازان دوران دفاع مقدس به ظهور و بروز درآمد و صحنه هایی آفرید که نظیر آن در هیچ نقطه از جهان و در میان هیچ ملت و کشوری نمونه و مصداق ندارد . در کجای دنیا می توان یافت دخترانی را که با اراده و اختیار و آزادی عمل برای ازدواج با جانبازانی که اعضای بدن خود را در راه دفع تجاوز دشمنان و استمرار بقای دین و سرزمین خویش از دست داده اند پیشقدم شوند و همه سختی های مراقبت و پرستاری از آنان را با جان و دل پذیرا گردند !
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱٢ساعت ۱:٤٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
با تأسی از بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع گروهی از زنان نخبه ایرانی و در اعتراض به ظلم و ستم به جامعه زنان غرب موج وبلاگی «زن غربی را آزاد کنید» آغاز به کار کرد.
موج وبلاگی «زن غربی را آزاد کنید» با تأسی از فرمایشهای مقام معظم رهبری در جمع گروهی از زنان نخبه ایرانی ـ که در سالگرد میلاد حضرت زهرا(س) در اول خردادماه سال ۱۳۹۰ برگزار شد ـ و با هدف اعتراض به ظلم و ستم به جامعه زنان غرب راهاندازی شده است.
بنابر این گزارش این موج وبلاگی که سومین موج وبلاگی جبهه جهادگران مجازی محسوب میشود و از تمام اعضای جبهه جهادگران مجازی و دیگر وبلاگنویسانی که در موج «بحرین؛ بحرالدم» شرکت کرده بودند دعوت کرده است تا با نوشتن یادداشت در وبلاگهای خود به این موج بپیوندند.
«زن، خانواده و تربیت»، «زن؛ محور تربیت»،« نقش زن در خانواده»، «نقش زن در جامعه»، «آسیبهای رواج فرهنگ بی بندباری در میان زنان»، «استفاده ابزاری غرب از زن»، «زن و رسانه»، «دیدگاه مکاتب غربی به زن»، «فمینیسم»، «زنسالاری و آسیبهای متصور» و «زن غربی و چالشهای پیش رو» از جمله موضوعات پیشنهادی یادداشتهای این موج وبلاگی به شمار میروند.
از دیگر موضوعات پیشنهادی یادداشتهای این موج وبلاگی میتوان به «مقایسه جایگاه زن دراسلام و سایر مکاتب»، «نقش زنان در تحولات اجتماعی»، «تبعات حذف نقش مادری زن غربی»، «زندگی با دیگران به جای زندگی با خانواده»، «نقد مفهوم آزادیهای اجتماعی زنان»، «زن و اشتغال»، «زن و توسعه»، «آیا دین برای زن محدودیت قائل است؟»، «ویژگیهای زن موفق» و «مقایسه تطبیقی جایگاه زن در غرب و اسلام» اشاره کرد. برای پیوستن به موج وبلاگی اینجا کلیک کنید!
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۱۱ساعت ۱۱:۳٦ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است . به جرئت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می آید به خاطر این است که دختر و پسر ، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگی متوجه می شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده اند. پس جا دارد برای این انتخاب وقت بگذاریم و مطالعه کنیم.
معیارها و ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است:
الف – آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتماً لازم اند. ب – آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی لازم اند و بیشتر به سلیقه افراد و موقعیت آنها بستگی دارند.
اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست.
یکی از معیارهایی که باید حتماً در ازدواج در نظر گرفته شود،عامل مذهب و نگرش فرد مقابل نسبت به مذهب است. اگر شما فردی هستید که به اصول و فرامین مذهبی معتقدید، ولی شخص مورد نظرتان ، نسبت به مذهب بی اعتماد یا بی تفاوت باشد، شما با هم زندگی خوبی نخواهید داشت.انسان متدین، همسری متدین می خواهد، اگر یکی متدین و دیگری بی دین و بی قید باشد، خوشبخت نخواهند شد. بنابراین از این لحاظ باید فردی را انتخاب کنید که همانند شما فکر کند.
یکی دیگر ازمسائل تناسب خانوادگی است. ازدواج با یک فرد مساوی است با پیوند با یک خانواده، فامیل و یک نسل؛ خانواده دختر و پسر باید با یکدیگر سنخیت و تناسب داشته باشند. در انتخاب همسر معقول نیست شما بگویید «من می خواهم با این فرد زندگی کنم و کاری با خانواده اش ندارم» چرا که این فرد جزیی از همان خانواده و فامیل و شاخه ای از همان درخت است.
این شاخه، از ریشه همان درخت تغذیه کرده؛ مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل از راه وراثت و تربیت و محیط به این فرد منتقل شده است، این فرد در دامن همان خانواده بزرگ شده است. باید موقع ازدواج ارزش های درون خانواده فرد را بررسی کنید و با ارزش های درون خانواده خودتان مقایسه نمایید. اگر این ارزش ها با یکدیگر تناسب داشته باشند، شما زندگی آرامی خواهید داشت. در مقایسه ارزش ها دقت داشته باشید. برای مثال اگر در خانواده شما تحصیل یک ارزش است، در خانواده فرد مقابل نیز تحصیل یک ارزش باشد، اگر در خانواده شما حجاب یک ارزش است، در خانواده طرف مقابل حجاب ضد ارزش نباشد.
آنچه در تناسب اجتماعی باید در نظر داشت،ارتباطات و رفت و آمدهای خانوادگیاست. این که خانواده با چه افرادی رفت و آمد می کنند و دارای چه جایگاهی هستند، آیا شهرت اجتماعی دارند یا خیر، مهم است. همه اینها در جایی جمع می شود که به آن تناسب اجتماعی می گوییم. در حقیقت مردم دوست دارند با افرادی رفت و آمد کنند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند. دو خانواده باید از این حیث با یکدیگر تناسب داشته باشند. مسئله دومتناسب رفتار اجتماعی دختر و پسر است. مثلاً اگر یک دختر لوس و جلف با مرد متین و موقری ازدواج کند، تحمل رفتار اجتماعی زن برای مرد مشکل است.
بنابراین از مسائل مهم انتخاب همسردر نظر گرفتن تناسب اجتماعی دو خانواده است و چقدر خوب است که پسر و دختر در یک ردیف اجتماعی با هم ازدواج کنند.یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت. شما نمی توانید با فردی زندگی کنید که از نظر اقتصادی در ردیف شما نیست، هرگز این کار را نکنید.
برای مثال کسی که از نظر اقتصادی در یک طبقه بالای اجتماعی است در ناز و نعمت بزرگ شده، همه چیز برایش مهیا بوده، هیچوقت مشکلات و تنگنای مالی نداشته است، حالا با فردی از خانواده بسیار پایین از نظر اقتصادی ازدواج می کند که سبک زندگیش با این فرد متفاوت بوده است.
فرهنگ خانوادگیش متفاوت، نیازهایش متفاوت. فرضاً قرار می شود این دو با یکدیگر به مهمانی بروند، شخص اول هر لباسی می پوشد خجالت می کشد، احساس می کند نازیباست ، مورد تأییدش نیست، در عوض همسرش زمانی که به خانه آنها می رود احساس کدخدایی می کند. خانه سطحش پایین است.
این احساسات در وی ایجاد تعارض می کند. عصبانی می شوند، با هم دعوا می کنند، دعوا بر سر یک قضیه بسیار ساده زندگی است ولی ریشه اش در عدم همخوانی و تناسب طبقه اقتصادی است، اکثر دعواهای چنین زن و شوهرهایی بعد از میهمانی ها شروع می شود.
یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفته شود، تناسب تحصیلی است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی، خیلی با هم فاصله نداشته باشند و در ردیف یکدیگر باشند تا تفاهم بیشتر در زندگی شان به وجود آید. مهم است که زن و شوهر سطح دانششان به هم نزدیک باشد، زنی که تحصیل کرده و دانشگاهی است نمی تواند همسر یک مرد بی سواد یا کم سواد باشد. اگر هم توانست مدت کوتاهی می تواند ولی در درازمدت خیر. ممکن است یک آدم بی سواد بسیار فرهیخته باشد، مهربان و سطح آگاهیش هم بالا، کلاً شخصیت خوبی داشته باشد ولی در اینجا تشابهاتی وجود ندارد. بالاخص این که تفاوت یک زن تحصیل کرده با یک مرد تحصیل کرده بسیار زیاد است.
غالباً خانم تحصیل کرده از تحصیلاتش در طول زندگی استفاده می کند ولی مرد تحصیل کرده کمتر. برای مثال خانمی که در رشته هنر تحصیلات دانشگاهی دارد، می توانید آثار هنری را در تمامی خانه ملاحظه کنید اما ممکن است آقای مهندس برق در سیستم برق خانه اش کلی اشکال داشته باشد! به نظر می رسد زندگی با زن تحصیل کرده راحت تر است. او خیلی زودتر مسائل را می فهمد و نیاز نیست که خیلی تکرار کنید. متقابلاً مردی که دارای تحصیلات عالی است نمی تواند با زنی که دارای تحصیلات پایینی است ازدواج کند. حتی بهتر است مردان یا زنان پزشک با هم ردیفان خود ازدواج بکنند. یکی از چیزهایی که باید در ازدواج رعایت شود
فاکتورهای حرفه ای است. بنابراین سطح تحصیلات و سطح حرفه در زندگی زناشویی بسیار مهم است.
حالا که به مسئله تحصیل اشاره کردیم خوب است که به مسئله تفکر نیز اشاره کنیم. متأسفانه مردان ما بسیار مقیدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتی که زیبایی در آمار جهانی بهداشت فقط ۲۵ نمره دارد در حالی که به تفکر ۳۰۰ نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند آیا زیبا هست یا نیست. زیبایی دوره محدودی دارد، ولی ما نمی توانیم تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم. بعضی از مردم ما در ازدواج جایی برای تفکر باز نگذاشته اند.
اولین چیزی که در تفکر جلوه گر می شود،عامل هوش است. زندگی با یک آدم کم هوش بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید چگونه می شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادی که درجه هوشی خیلی پائین دارند کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگی لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. انتزاع کردن یعنی بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعی یعنیتوانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی. این نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادی که تفکر انتزاعی دارند خیلی زود شما را می فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید. بعد دیگرش، تفکر حل مسئله ای است، تفکری که در آن انسان می تواند مسائل خودش را حل کند. کسانی که این نوع تفکر را ندارند دائم دور خودشان می چرخند، گیج اند، دائم می پرسند چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود…. کسی که این نوع تفکر را ندارد به همسری برنگزینید. گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج می کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است، می خواهند ایثار کنند ولی سخت در اشتباهند.
زندگی با افراد کم هوش بسیار مشکل است.کسی که تفکر و هوش خوبی دارد کیفیت فراوان در مدیریت دارد. یکی از ارکان اصلی مدیریت ، تفکر خوب است. یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفت گذشته افراد است. یعنی، باید تشابهاتی بین گذشته شما با گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید باشد. اگر این تشابهات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواهید رسید. بسیاری از مردم می گویند همسرم مرا درک نمی کند. درک چه موقع صورت می گیرد، زمانی که ما سرنوشت مشابهی داریم، شما کسی را درک می کنید که در زندگی تان باشد، یک غریبه را نمی شود درک کرد. اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست. گذشته بسیار مهم است. این فرد نمی تواند شما را درک کند. نمی تواند بفهمد موقعیت فعلی را به چه قیمتی به دست آورده اید؛ برایش اهمیتی ندارد.
تمام آنچه با زحمت به دست آورده اید را جزء بدیهیات و لوازمات زندگی می داند، حتی گاهی اوقات اصرار می کند موقعیت فعلی را نیز از دست بدهید در حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. در ازدواج به سراغ فردی بروید که گذشته ای مشابه شما داشته باشد و شما را درک کند.
یکی از مسائلی که در گذشته ماست، عشق و عاطفه در زندگی است. بعضی ها در گذشته ، بسیار دوست داشته شده اند، مثل این که هیچکس به اندازه اینها مهم نبوده است، مانند عروسک در دست این و آن مورد نوازش و محبت قرار گرفته اند. عده ای دیگر اصلاً مورد توجه نبوده اند و کسی به اینها اهمیتی نداده است مثل این که اصلاً شناسنامه ای ندارند . حالا اگر این دو نفر با هم ازدواج کنند ، نمی دانند چه اتفاقی می افتد . گاهی می گویند این شخصیت خلاء عاطفی مرا پر خواهد کرد. در صورتی که چنین نیست. کسی که هیچوقت مورد محبت قرار نگرفته، تشنه محبت است، هرچه محبت کنید سیراب نمی شود. همیشه می پرسد مرا دوست داری، می گویید بله، باز می پرسد، قسم می خورید، ولی باور نمی کند. برعکس، شخصی که برایش همه چیز مهیا بوده سیراب است هیچ چیز چشمش را نمی گیرد، به زحمت هدیه ای را برایش فراهم می کنید اما جلب توجهش را نمی کند. گاهی اصلاً شما را تحویل نمی گیرد، آنها آدم های سردی اند، هر کاری کنید فایده ای ندارد، در مقابل آنها وضعیت شما مثل فردی است که می گوید نمی دانم چرا دستم نمک ندارد. می گوییم دست شما نمک دارد اما این شخص سیراب است.
پس بهترین حالت، تعادل است. باید دنبال کسی بگردید که گذشته معتدل داشته استگذشته ما سرنوشت ما را تعیین می کند. خب حالا چطور می توانید به این مسئله پی ببرید؟ کافی است از او سؤال کنید شما را چقدر دوست داشته اند. اگر گفت «تا حالا هیچکس را به اندازه من دوست نداشته اند و از ابتدای امر هر چه خواسته ام برایم فراهم بوده است.» قدری دست نگه دارید. یا مثلاً چنانچه مادر دختر خانم می گوید «اگر قسمت شد و داماد ما شدید این را بدانید که ما تا حالا بالاتر از گل به این دختر نگفته ایم.» بگویید «خداحافظ!» این دختر خیلی به درد شما نمی خورد. پدر و مادرها در محبت کردن به بچه ها، باید حد تعادل را رعایت کنند.
از دیدگاه دکتر مجد، یکی از مسائل بسیار مهم که باید در ازدواج مورد توجه قرار گیرد ردیف فرزندان خانه است. فرزند چندم خانواده باشد خوب است و یا چرا خوب نیست. به اعتقاد ایشان بچه های ردیف اول غالباً دارای وضعیتی هستند که عمدتاً معاون اند، دختر معاون مادر، پسر معاون پدر، بچه های ارشد خانواده غالباً مسئولیت های زیادی را قبول می کنند و مثلاً از دیگر فرزندان مراقبت می کنند، تکالیف اقتصادی و خرید به آنها واگذار می شود بسیاری از کارهای خانه را انجام می دهند. بچه های اول سنگ های زیرین آسیاب هستند. علاوه بر کارهای منزل و خرید و مواظبت از بچه های دیگر باید به عنوان قاضی، مجادلات بین پدر و مادر را نیز حل کنند. بچه های اول عمدتاً زندگی سختی دارند. این زندگی سخت ، مزایا و معایبی دارد.
از این جهت خوب است؛ افرادی که زندگی سختی تجربه کرده اند مسئولیت پذیرند، اتفاقاتی را تجربه می کنند که سبب می شود برای زندگی بعدی پخته شوند، غالباً نظرشان شرط است. اینها رأی شان نافذ است اگر پدر و مادر بخواهند با کسی مشورت کنند معمولاً با فرزندان ارشد است. روی دیگر فرزندان نفوذ دارند، اصلاً گاهی به جای پدر و مادر مهار زندگی را اینها به دست می گیرند. از بعضی جهات هم خوب نیست. اینها معمولاً مظلوم واقع می شوند، حقشان خورده می شود. همیشه زمانی که دو بچه با یکدیگر دعوا می کنند به بچه بزرگتر می گویند تو بزرگتری تو ببخش، و غافل از این که اینها هر دو کودک اند و هر دو احساسات کودکانه دارند.
بچه های آخری چه وضعیتی دارند؟ بچه آخر معمولاً ً هیچ مسئولیتی ندارد. ریلکس است خیلی راحت است. بعد از او دیگر بچه ای به دنیا نیامده و تاج پادشاهی همچنان بر سرش باقی مانده است. اگر در خانه مشکلاتی به وجود بیاید این قدر افراد هستند که مشکلات را حل بکنند بنابراین کاری به این فرد ندارند. به اینها سرویس زیاد داده شده و خیلی به آنها خوش گذشته است به کسی هم که زیاد خوش بگذرد خیلی بد عاقبت خواهد بود. تمام افرادی که به این ترتیب بزرگ می شوند تحمل اتفاقات عادی زندگی را ندارند. هیچ استرسی را نمی توانند تحمل بکنند.
حالا اگر بچه اول خانواده ( پسر) با دختری ازدواج کند که فرزند آخر خانواده است چه اتفاقی می افتد؟ بیچاره پسر، عمری حقش ضایع شده بود و در خانه بچه داری کرده بود حالا هم بایستی از خانمش به عنوان یک بچه نگهداری کند! این دختر خانم هم به کوچکترین مطلبی قهر می کند. اینها همان افرادی هستند که دو ماه بعد از ازدواج چمدانهایشان را بسته اند و راهی خانه پدرشان می شوند.
اگر دختر فرزند اول باشد و پسر فرزند آخر، چه خواهد شد؟ خانم ها معمولاً تحملشان خیلی زیاد است معمولاً دندان روی جگر می گذارند، گاهی نقش مادر را برای همسر بازی می کنند و بعضی مردها نیز از این حالت استقبال می کنند. بچه های اول عادت کرده اند بگویند خب حالا مهم نیست و بعد می بینند که به دردهای روان تنی دچار شده اند.
مسلم است که تربیت خانوادگی بر شخصیت و نحوه رشد افراد اثر می گذارد. به نظر می رسد آنچه بیشتر از ردیف و جایگاه فرزندان خانه اهمیت دارد نحوه تربیت آنهاست. اگر در خانواده راه و رسم زندگی مشترک به افراد آموخته شود و آنها را برای پذیرش یک سری از مسائل و واقعیات زندگی آماده نمایند آخر یا اول بودن آنها چندان اهمیتی ندارند. نکته دیگر این که همیشه برای فرزندان آخر همه چیز مهیا نبوده است. گاهی فرزندان آخر بیشتر از دیگر فرزندان دچار استرس می شوند برای این که پدر و مادر در جوانی بیمار نبوده اند و حالا بیمار شده اند و این در حالی است که دیگر فرزندان خانواده ازدواج کرده اند و مسئولیت پدر و مادر بیمار بر عهده فرزند آخر است. گاهی نیز فرزند آخر خانواده نقش مربی مهدکودک را بازی می کند و خواهران و برادران جهت نگهداری فرزندانشان از بچه آخر کمک می گیرند. از همه اینها گذشته اگر در یک خانواده دو فرزند بیشتر وجود نداشت، یکی اولی بود و دیگری آخری، تکلیف چیست؟ در اینجاست که می گوییم نوع تربیت، نحوه برخورد و گذشته افراد مهمتر از جایگاه آنها در خانواده است.
تناسب سنی در انتخاب همسر توجه به همتایی و تناسب در سن نیز لازم است. تفاوت سن بلوغ جنسی در دختر و پسر، یک امر طبیعی است، پسر حدود چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسی می رسد. پس خوب است که تفاوت سن آنها در امر ازدواج نیز به همین مقدار باشد ( پسر بزرگتر باشد)بهتر است چنین باشد ولی الزامی نیست. اگر در بقیه موارد گفته شده یعنی زمینه های اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی، عاطفی، تناسب وجود داشته باشد ولی تناسب سنی وجود نداشته باشد مثلاً زن و شوهر هم سن باشند و یا حتی زن یک سال نیز بزرگتر باشد به شرط این که مرد وقوف و آگاهی کامل به این موضوع داشته باشد مشکل خاصی ایجاد نمی شود. اما ازدواج هایی که اختلاف سنی زیاد وجود دارد مثلاً یک نفر بیست سال از دیگری بزرگتر است اصلاً صلاح نیست.
اخلاق نیک یکی از ویژگی های اساسی و لازم برای زندگی شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق نیک تنها خنده رویی وخوش خلقی اصطلاحی نیست، زیرا خندیدن و … در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست بلکه ضداخلاق نیز هست. منظور از اخلاق نیک ، داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده از نظر عقل و شرع است.
سلامت جسمانی و روانی سلامت جسمانی و روانی در موفقیت و سعادت زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارد. بعضی از بیماریهای جسمانی و روانی اهمیت چندانی ندارند و مانع زندگی نیستند و لطمه ای به آن وارد نمی کنند و با معالجه و مراقبت، درمان می شوند. آنچه باید در زمینه انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد بیماری ها و نقص ها و معلولیت های جسمی و روحی عمیق و غیرقابل درمان است که در طول عمر همراه انسان است و تحملش برای همسر سخت است. توجه نکردن به این امر و برخورد «احساساتی و غیرمنطقی» با آن ممکن است لطمه های سنگینی به زندگی بزند.
همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری تفاهم و توافق فکری و فرهنگی میان دو همسر در زندگی مشترک، نقش اساسی دارد. برای ایجاد یک زندگی پربار و سعادتمند، باید معماران این کانون بتوانند یکدیگر را درک کنند و مکنونات و محتویات درونی خود را به هم تفهیم کنند و در بسیاری از مسائل، تصمیم مشترک و یکسان بگیرند و بر مبنای آن عمل کنند و در نشیب و فرازهای زندگی، یاور هم باشند و فرزندانشان را براساس یک طرح هماهنگ تربیت کنند.
تناسب سیاسی دختر و پسر باید از لحاظ گرایش نسبت به مسائل سیاسی شبیه به هم باشند. اگر یک نفر علاقه شدیدی به مسائل سیاسی و شرکت در آن دارد و برای دیگری سیاست هیچ جایی در زندگیش ندارد، در زندگی مشترک دچار مشکلاتی خواهند شد و آرامش لازم را از دست می دهند.
تناسب شخصیتی دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، بهتر است تناسب شخصیتی داشته باشند و از نظر صفات شخصیتی با یکدیگر همسان باشند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ٦:٢٢ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()

دختری بود که صورتش خیلی مشکل داشت. خواستگار نداشت. بالاخره یک جوانی گفت: من این را میگیرم. چون تا حالا شوهر نیامده بود و داماد نیامده بود، دست و پا کردند به هر قیمتی هست، آرایشگر آوردند گفتند: هرچه پول داریم میدهیم، این چاله چولههای صورت را بتونه کن و این را درست کن. (خنده حضار) این آرایشگر ور رفت و بالاخره به عروس گفت: ببین، بهتر از این نمیشود.حالا داماد بپسندد و نپسندد دیگر با خداست.
به گزارش برنا، حجت الاسلام محسن قرائتی در سلسله مباحث درسهایی از قرآن،به بحث امدادهای غیبی الهی پرداخت.در قسمتهایی از سخنرانی آمده است:
سلیمان یک روز سان میدید. اینکه سان میبینند در قوای مسلح، نیروهای انتظامی، سپاه، ارتش، بسیج، یک کسی میگفت: شما آخوندها از شاه یاد گرفتید. گفتم: چه؟ گفت: شاه سان میدید. شما آخوندها هم سان میبینید.
گفتم: اتفاقاً شاه از آخوندها یاد گرفت. گفت: به چه دلیل؟ گفتم: به دلیل قرآن. قرآن میگوید: حضرت سلیمان سان میدید. «وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْس» (نمل/17) سلیمان میآمدند در برابرش همه سان میدید. یکبار در لشگر دید که... حالا این «وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُُ» این معلوم میشود که انسان میتواند بیاید زمانی که حیوانها را تسخیر کند. حالا کی خواهد شد نمیدانم.
ما یکسری چیزها را در قرآن گفته ولی حالا... «وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْس» بعد گفت: «ما لِیَ لا أَرَى الْهُدْهُد» (نمل/20) هدهد نبود. هدهد را ندیدم. تازه نگفت: او نیست. گفت: من او را ندیدم. آخر یکوقت میگویند: کجا بودی؟ میگوید: من بودم تو مرا ندیدی. نگفت: نبودی. گفت: «ما لِیَ لا أَرَى الْهُدْهُد» من نمیبینم. بالاخره یک مدتی شد، هدهد آمد. گفت: کجا بودی؟ گفت: آقا یک چیزی بلد هستم که تو بلد نیستی. این خیلی درس است. یعنی میشود در مملکت هدهد یک چیزی را بفهمد ولی سلیمان متوجه آن مسأله نشود. منتهی هدهدها باید با سلیمانها رابطه داشته باشند.
شما سرباز هستی. ممکن است آن امیر شما، سردار شما، تیمسار شما، سرلشگر شما، به یک موضوعی توجه نداشته باشد. نگویید چون ایشان فلان مقام را دارد، یا فلان تحصیلات را دارد، همه چیز را توجه دارد. گاهی آدم نمیداند
. هدهد گفت: یک چیزی را میدانم که تو سلیمان هم نمیدانی. گفت: چه؟ گفت: از منطقهای پرواز میکردم. مردم خورشید پرست بودند. پادشاه آنها خانم بود. خانم هم روی تخت بزرگی نشسته بود. «وَ لَها عَرْشٌ عَظیمٌ» (نمل/23) حضرت سلیمان نامهای به هدهد داد، گفت: برو به آن خانم بده. هدهد دو بار رفت و برگشت بالاخره آن خانم مسلمان شد. یعنی به سلیمان ایمان آورد. پس هدهد لشگر خداست. . . . . .
گاهی وقتها یک آدم زشت خوشگل میشود. دختری بود که صورتش خیلی مشکل داشت. خواستگار نداشت. بالاخره یک جوانی گفت: من این را میگیرم. چون تا حالا شوهر نیامده بود و داماد نیامده بود، دست و پا کردند به هر قیمتی هست، یک آرایشگر آوردند گفتند: هرچه پول داریم میدهیم، این چاله چولههای صورت را بتونه کن و این را درست کن. (خنده حضار) این آرایشگر ور رفت و بالاخره به عروس گفت: ببین، بهتر از این نمیشود. حالا داماد بپسندد و نپسندد دیگر با خداست.
عروس بغضش گرفت و بلند شد رفت. رفت در یک اتاق و در را بست. جانمازش را باز کرد، دستش را به مهر کربلا مالید.گفت:حسین خواستگار برای من نمیآید. من صورتم گیر دارد. هنرنمایی کن. دستش را به مهر کربلا مالید، نزد داماد رفت.
تا داماد این را دید، دید انگار خوشگلترین زنهاست. یکی از علمای بزرگ قم میگفت. میگفت: هفتاد سال با هم زندگی کردند، با این پسر. اینقدر هم این پسر این زن را دوست داشت که وقتی این پیرزن میخواست بیرون برود، میدوید از زیر قرآن او را رد میکرد. می گفت: میترسم چشمش کنند اینقدر که خوشگل است. یعنی زشت نزد انسان خوشگل میشود. ما نمیدانیم. نمیدانیم چه میشود. کارها دست خداست.
ما یک ماموریتی داریم، درس بخوانیم. تلاش کنیم، دقت کنیم، سرهم بندی نکنیم. کارمان را خوب انجام دهیم. اما باید بدانیم چند درصدی بیشتر نیستیم. مثل برق کشی، اما اصل برق کارخانه برق است. ممکن است همهی برقکشی خیلی فنی و استاندارد باشد، اما برق از کارخانه وصل نشود. همیشه کارهایمان را به خدا بسپاریم.
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٦ساعت ۱٢:۱٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
امکان دانلود مجموعه سخنان مقام معظم رهبری درباره مقام زن، با عنوان «زن مسلمان ایرانی»، از پایگاه اینترنتی شناخت رهبری فراهم شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، مجموعه سخنان مقام معظم رهبری، از سال 68 تا 90 که با عنوان «زن مسلمان ایرانی» که امکان دانلود آنها در فرمتهای (pdf) و (html) از پایگاه اینترنتی شناخت رهبری فراهم شده است، عناوینی مانند «سخنرانی در دیدار جمعی از بانوان نخبه در اول خردادماه سال 90» و «بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) در سیزدهم خردادماه 89» شامل میشود.
«سخنرانی در دیدار گروه کثیری از پرستاران نمونه کشور در سال 89»، «سخنرانی در دیدار هزاران نفر از مردم قم به مناسبت سالروز قیام 19 دیماه در سال 86»، «سخنرانی در محفل انس با قرآن کریم در سال 86» و «سخنرانی مقام معظم رهبرى در دیدار با گروه کثیرى از بانوان در سال 79» از دیگر سخنرانیهای مقام معظم رهبری در این مجموعه محسوب میشوند.
در بخشی از بیانات معظمله در دیدار جمعی از بانوان نخبه در تاریخ اول خردادماه سال جاری آمده است: «انقلاب ما انقلاب زینبى است. از اول انقلاب، زنان یکى از برجستهترین نقشها را در این انقلاب ایفاء کردند. هم در خود حادثه بزرگ انقلاب، هم در حادثه بسیار بزرگ هشت سال دفاع مقدس، نقش مادران، نقش همسران، از نقش مجاهدان اگر سنگینتر و دردناکتر و تحملطلبتر نبود، یقیناً کمتر نبود. مادرى که جوان خودش را، عزیز خودش را، دسته گل خودش را هجده سال، بیست سال ـ کمتر یا بیشتر ـ پرورش داده، با آن محبت مادرانه او را به ثمر رسانده، حالا او را به طرف میدان جنگ مىفرستد که معلوم نیست حتى جسد او هم برخواهد گشت یا نه...».
برای دسترسی به لینک دانلود اینجا کلیک کنید!
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٤ساعت ۱۱:۳٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
همزمان با فرا رسیدن بیستم جمادیالثانی، سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن، ویژهنامه «مقام و منزلت زن» در پایگاه اینترنتی معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی موسوم به «پژوهه دین» منتشر شد.
«زنان الگو از نظر قرآن»، «جایگاه زن در نظام آفرینش از دیدگاه قرآن»، «زن در نهجالبلاغه با نگرش روان شناختی»(در دو عنوان)، «الگودهی زن از منظر قرآن کریم»، «ویژگیهای زن نمونه» و «الگوهاى تربیت عبادى زنان» از جمله عناوین مطالب این ویژهنامه اینترنتی را تشکیل میدهند.
«زن در نگاه عرفان اسلامی»، «زن از دیدگاه امام خمینى(ره)» و «گزیدهای از بیانات مقام معظم رهبری درباره مقام و منزلت زن»، «کرامت زن در نظام حقوقی اسلام» و «نقش زنان در انقلاب اسلامی» از دیگر عناوین مطالب این ویژهنامه محسوب میشوند.
یادآور میشود، پایگاه اینترنتی پژوهه دین بخشهای متنوعی همچون مقالات مربوط به حوزه دین، اخبار، گفتوگو، میز اندیشه، آموزش و تدریس، تازههای نشر، چکیده طرحهای پژوهشی، نرمافزار فرهنگ پرسمان ویژه تلفن همراه، شیوهنامه طرحهای استانی، بولتن نقد و بررسی کتب تاریخی، جشنواره کتاب دین، پایاننامه، ویژهنامههای مناسبتی و برخی مطالب دیگر را شامل میشود. برای دسترسی به «پژوهه دین» اینجا کلیک کنید!
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٤ساعت ۱۱:٢٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
حضرت فاطمه علیهاالسلام اگرچه نمونه کامل یک زن مسلمان در تمام اوصاف و کمالات اسلامی به ویژه در حجاب و عفاف بود، ولی مسائل سیاسی و اجتماعی را نیز در مواقع حساس نادیده نمیگرفت، مخصوصاً در ولایت امیرالمؤمنین و به یغما رفتن فدک. حضرت فاطمه علیهاالسلام اگرچه نمونه کامل یک زن مسلمان در تمام اوصاف و کمالات اسلامی به ویژه در حجاب و عفاف بود، ولی مسائل سیاسی و اجتماعی را نیز در مواقع حساس نادیده نمیگرفت، مخصوصاً در ولایت امیرالمؤمنین و به یغما رفتن فدک، [این بعدها نیز در بخش سیاسی و اجتماعی، به طور مستقل بحث شده است.] با خلیفه غاصب وقت و دارو دستهاش به مبارزه پرداخت و در مجامع عمومی به مناظره نشست، ولی در عین حال هرگز از پرده حجاب کامل و عفاف لازم بیرون نرفت. اینک فرازهایی از اظهارات محدثین و مورخین اسلامی را در این زمینه تقدیم میداریم. از طریق عایشه و عبداللَّه بن حسن بن حسن در کتابهای عامه و خاصه نقل شده: لما بلغ فاطمه علیهاالسلام اجماع ابی بکر علی منعها فدک، لاثت خمارها، و اقبلت فی لمه من حفدتها و نسا قومها، تطا فی ذیولها، ماتخرم مشیتها مشیه رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله حتی دخلت علی ابی بکر و قد حشد الناس من المهاجرین و الانصار، فضرب بینها و بینهم ریطه بیضا.... [شرح ابن ابی الحدید، ج 16، ص 211 و 249- احتیاجات طبرسی، ج 1، ص 131، چاپ نجف.] هنگامی که به فاطمه علیهاالسلام ثابت شد که ابوبکر فدک را از او به زور گرفته و تحویل نمیدهد، آن بانوی عزیز، مقنعه و روسریاش را بر سر محکم بست و با عدهای از زنان متدین و نزدیکان خویش که او را در میان گرفته بودند به سوی مسجد رسول اللَّه حرکت کرد، در حالی که با لباسهای طولانی راه میرفت- که حتی روی پاهای او پوشیده بود و بدنش پیدا نمیشد و چنان راه میرفت که گویا پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله در حرکت است- وارد مسجد شد. جمعیت مهاجر و انصار آنجا را پر کرده بودند و برای دختر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله جایگاهی درست کرده بودند، که مردها او را نمیدیدند... اگر این عبارات را به دقت مورد عنایت قرار دهیم درسهای زیادی از حجاب و عفاف آن حضرت میگیریم، و در اینجا متوجه میشویم که آن حضرت، حتی در میدان مبارزه نیز بسیار مقید به حجاب کامل و حیای اجتماعی و اخلاقی بوده است، زیرا: 1- با پوشیدن مقنعه و احتیاط لازم حرکت نموده. (لاثت خمارها). 2- در میان زنان حرکت نموده. (فی لمه...). 3- لباسهای بلند پوشیده بود که حتی پاهایش پیدا نبود. (تطا ذیولها). 4- در جایگاه مخصوص قرار گرفته و پردهای بین زنان و مردان حایل بود. (فضرب بینها و بینهم...). آری فاطمه علیهاالسلام با این برنامه ریزی دقیق حتی در میدان مبارزه، با غاصبین خلافت، (آیه بیست و پنجم سورهی قصص) [فجائته احداهما تمشی علی استحیا.] که شیوه راه رفتن دختران پیامبران و زنان اسلامی را ترسیم میکند، تداعی کرد و به پیروانش درسها داد که در عین اجتماعی بودن، زنان حجاب و عفاف را حفظ کنند. منبع: کتاب تحلیل سیره فاطمه زهرا - علی اکبر بابا زاده
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۳ساعت ٦:۳٠ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
قدیمها، اولین گزینهای که خانواده به فرزند خود برای ازدواج معرفی می کرد حتما یکی از خواهرزادهها و برادرزادههای پدر و مادر خانواده بود. حرفشان هم پر بی راه نبود، "چه کسی بهتر از بچههای خواهر و برادرمان که هم شناخته شده هستند و هم حیف است چنین کسی برود با غربیه ازدواج کند". آنها پیشنهاد میدادند و جوان را آزاد میگذاشتند که پاسخ مثبت یا منفی بدهند اما چه کسی جرات داشت که بگوید نه! با این همه ازدواجهای فامیلی هنوز هم در جامعه رواج دارد و گاه علیرغم مخالفت خانواده، این ازدواج با درخواست و اصرار خود فرزندان انجام میشود. دکتر مرادیان زند روانشناس در این باره به شبکه ایران میگوید: در واقع مفهوم ازدواج ایجاد یک رابطه قوی است رابطهای که بتواند جایگزین روابط دوستانه گذرا و سست شود. مرادیان در ادامه میگوید: همه ما در زندگی اجتماعی با دوگونه از مشکلات روبرو هستیم، یک دسته مشکلات اجتماعی است که به واسطه فرهنگ رفع میشود و دیگری مشکلات شخصی است که به واسطه روابط دوستانه قابل حل است. او با بیان این مطلب که روابط دوستی نمیتوانند همیشه پایدار باشند ادامه میدهد: اکثر روابط دوستی موقتی است و نمی تواند دوام پیدا کند به همین خاطر همه ما به دنبال فردی هستیم که بتوانیم با او یک رابطه قوی داشته باشیم، رابطهای که تا آخر عمر بتوانیم آن را ادامه دهیم، اما فرقی نمیکند که این رابطه با یک فرد غریبه باشد یا یک فرد آشنا. او ادامه میدهد: در نفس ازدواج غریبه یا آشنا بودن فرد مقابل چندان تاثیر گذار نیست، مهم این است که تفاهم بین افراد وجود داشته باشد. مرادیان در ادامه بحث خود به عوامل تاثیر گذار بر ازدواج اشاره میکند و میگوید: اما یکسری عوامل بیرونی نیز وجود دارند که میتوانند هم باعث موفق بودن و هم باعث ناموفق بودن یک ازدواج شوند. به عنوان مثال سطح اقتصادی، فرهنگ و یا پایگاه اجتماعی خانواده زوجین. او در ادامه گفتههای خود میافزاید: حالا اگر دو طرف آشنا باشند شناخت کافی و کامل از پایگاه یکدیگر دارند به همین خاطر این عاملی است که موفقیت ازدواج را تسریع میکند اما این عامل بیرونی هیچ گاه نمیتواند بر عوامل درونی اثر گذار باشد، یعنی اگر دو طرف با یدیگر تفاهم نداشته باشند مشکل آنها در سایه این عوامل بیرونی کمرنگ نخواهد شد.
طلاق و ازدواجهای فامیلی اما آیا صرف داشتن شناخت کافی از خانواده یکدیگر دلیلی برای بوجود آمدن یک رابطه موفق میان زوجین خواهد بود؟ مرادیان در این باره میگوید: با تمام ویژگیهای مثبتی که در ازدواجهای فامیلی وجود دارد اما آمار طلاق نسبت به ازدواجهای غیر فامیل بیشتر است. دکتر دوایی روانشناس در تحلیل این موضوع به شبکه ایران میگوید: در بحث ازدواج فامیلی پروندهای از گذشته افراد وجود دارد، فرد در این ازدواج تنها خودش نیست بلکه با کوله باری همراه است که به تدریج باز میشود و نهفتههایی آشکار میشود که تا قبل از آن ناپیدا بوده است. دوایی ادامه میدهد: به عنوان مثال بسیاری از دلخوریهای زن و شوهر در این گونه ازدواجها بر میگردد به تنش هایی که از قبل در خانواده و فامیل وجود داشته است. او به موضوع شناخت اشاره می کند و می گوید: بسیاری از افراد ازدواج های فامیلی را به این دلیل ترجیح می دهند که می توانند به راحتی نسبت به طرف مقابل شناخت پیدا کنند اما من معقتدم که برای شناخت افراد غریبه هم راه های بسیاری وجود دارد. دوایی با بیان این که در مورد ازدواج های فامیلی توصیه و نهی نمی شود می گوید: شناخت مهم است، اما در ازدواج بحث های دیگری نیز مطرح است به عنوان مثال تنوع و نوآوری یکی ازبحث هایی است که به آن توصیه می شود، ما به افراد توصیه می کنیم که در هر مرحله از ازدواج بیش از آنچه برای آن مرحله تعریف شده است پیش نروند، اما گاه دیده می شود که افرادی که بایکدیگر از قبل آشنایی داشته اند بسیاری از تجربه های هر دوران را چشیده اند و این موضوع باعث می شود که از از جاذبههای ازدواج کاسته شود.
تناسبها را دریابیم بدری السادات بهرامی، مشاور خانواده نیز در این باره میگوید: "قبل از هر ازدواجی لازم است دو طرف یکدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند و بررسی کنند که آیا با هم تناسب دارند یا خیر. این مورد در ازدواجهای فامیلی نباید فراموش شود. بسیاری از مردم گمان میکنند چون خانواده دختر و پسر یکدیگر را میشناسند، پس نسبت به بررسی و ارزیابی این تناسبهای مهم نیازی احساس نمیکنند. اتفاقا اکثر مشکلات هم از این طرز فکر ناشی میشود که دو خانواده بی گُدار به آب میزنند. بهرامی به فارس می گوید: در این جا به دلیل وجود چنین تناسبهایی که با فامیل خود داریم، گمان میکنیم تناسب شخصیتی و عاطفی هم بین فرزندان ما برقرار است. این باور غلط میتواند زمینه بی انگیزه و بیرغبت شدن دختر و پسر جوان یا خانوادههای آنها شود و آنها را از ارزیابی و بررسی اینکه آیا در تناسب اخلاقی و شخصیتی با هم هستند منصرف کند. بنابراین توصیه میکنم همه دختر و پسرها قبل از حرکت به سمت عواطف و دلباخته شدن در مورد این تناسبها و این که آیا مناسب هم هستند یا نه، بررسی کنند و خانوادهها اجازه دهند آزادانه تصمیم بگیرند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۳٠ساعت ٤:٠۱ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
قدیمها، اولین گزینهای که خانواده به فرزند خود برای ازدواج معرفی می کرد حتما یکی از خواهرزادهها و برادرزادههای پدر و مادر خانواده بود. حرفشان هم پر بی راه نبود، "چه کسی بهتر از بچههای خواهر و برادرمان که هم شناخته شده هستند و هم حیف است چنین کسی برود با غربیه ازدواج کند". آنها پیشنهاد میدادند و جوان را آزاد میگذاشتند که پاسخ مثبت یا منفی بدهند اما چه کسی جرات داشت که بگوید نه! با این همه ازدواجهای فامیلی هنوز هم در جامعه رواج دارد و گاه علیرغم مخالفت خانواده، این ازدواج با درخواست و اصرار خود فرزندان انجام میشود. دکتر مرادیان زند روانشناس در این باره به شبکه ایران میگوید: در واقع مفهوم ازدواج ایجاد یک رابطه قوی است رابطهای که بتواند جایگزین روابط دوستانه گذرا و سست شود. مرادیان در ادامه میگوید: همه ما در زندگی اجتماعی با دوگونه از مشکلات روبرو هستیم، یک دسته مشکلات اجتماعی است که به واسطه فرهنگ رفع میشود و دیگری مشکلات شخصی است که به واسطه روابط دوستانه قابل حل است. او با بیان این مطلب که روابط دوستی نمیتوانند همیشه پایدار باشند ادامه میدهد: اکثر روابط دوستی موقتی است و نمی تواند دوام پیدا کند به همین خاطر همه ما به دنبال فردی هستیم که بتوانیم با او یک رابطه قوی داشته باشیم، رابطهای که تا آخر عمر بتوانیم آن را ادامه دهیم، اما فرقی نمیکند که این رابطه با یک فرد غریبه باشد یا یک فرد آشنا. او ادامه میدهد: در نفس ازدواج غریبه یا آشنا بودن فرد مقابل چندان تاثیر گذار نیست، مهم این است که تفاهم بین افراد وجود داشته باشد. مرادیان در ادامه بحث خود به عوامل تاثیر گذار بر ازدواج اشاره میکند و میگوید: اما یکسری عوامل بیرونی نیز وجود دارند که میتوانند هم باعث موفق بودن و هم باعث ناموفق بودن یک ازدواج شوند. به عنوان مثال سطح اقتصادی، فرهنگ و یا پایگاه اجتماعی خانواده زوجین. او در ادامه گفتههای خود میافزاید: حالا اگر دو طرف آشنا باشند شناخت کافی و کامل از پایگاه یکدیگر دارند به همین خاطر این عاملی است که موفقیت ازدواج را تسریع میکند اما این عامل بیرونی هیچ گاه نمیتواند بر عوامل درونی اثر گذار باشد، یعنی اگر دو طرف با یدیگر تفاهم نداشته باشند مشکل آنها در سایه این عوامل بیرونی کمرنگ نخواهد شد.
طلاق و ازدواجهای فامیلی اما آیا صرف داشتن شناخت کافی از خانواده یکدیگر دلیلی برای بوجود آمدن یک رابطه موفق میان زوجین خواهد بود؟ مرادیان در این باره میگوید: با تمام ویژگیهای مثبتی که در ازدواجهای فامیلی وجود دارد اما آمار طلاق نسبت به ازدواجهای غیر فامیل بیشتر است. دکتر دوایی روانشناس در تحلیل این موضوع به شبکه ایران میگوید: در بحث ازدواج فامیلی پروندهای از گذشته افراد وجود دارد، فرد در این ازدواج تنها خودش نیست بلکه با کوله باری همراه است که به تدریج باز میشود و نهفتههایی آشکار میشود که تا قبل از آن ناپیدا بوده است. دوایی ادامه میدهد: به عنوان مثال بسیاری از دلخوریهای زن و شوهر در این گونه ازدواجها بر میگردد به تنش هایی که از قبل در خانواده و فامیل وجود داشته است. او به موضوع شناخت اشاره می کند و می گوید: بسیاری از افراد ازدواج های فامیلی را به این دلیل ترجیح می دهند که می توانند به راحتی نسبت به طرف مقابل شناخت پیدا کنند اما من معقتدم که برای شناخت افراد غریبه هم راه های بسیاری وجود دارد. دوایی با بیان این که در مورد ازدواج های فامیلی توصیه و نهی نمی شود می گوید: شناخت مهم است، اما در ازدواج بحث های دیگری نیز مطرح است به عنوان مثال تنوع و نوآوری یکی ازبحث هایی است که به آن توصیه می شود، ما به افراد توصیه می کنیم که در هر مرحله از ازدواج بیش از آنچه برای آن مرحله تعریف شده است پیش نروند، اما گاه دیده می شود که افرادی که بایکدیگر از قبل آشنایی داشته اند بسیاری از تجربه های هر دوران را چشیده اند و این موضوع باعث می شود که از از جاذبههای ازدواج کاسته شود.
تناسبها را دریابیم بدری السادات بهرامی، مشاور خانواده نیز در این باره میگوید: "قبل از هر ازدواجی لازم است دو طرف یکدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند و بررسی کنند که آیا با هم تناسب دارند یا خیر. این مورد در ازدواجهای فامیلی نباید فراموش شود. بسیاری از مردم گمان میکنند چون خانواده دختر و پسر یکدیگر را میشناسند، پس نسبت به بررسی و ارزیابی این تناسبهای مهم نیازی احساس نمیکنند. اتفاقا اکثر مشکلات هم از این طرز فکر ناشی میشود که دو خانواده بی گُدار به آب میزنند. بهرامی به فارس می گوید: در این جا به دلیل وجود چنین تناسبهایی که با فامیل خود داریم، گمان میکنیم تناسب شخصیتی و عاطفی هم بین فرزندان ما برقرار است. این باور غلط میتواند زمینه بی انگیزه و بیرغبت شدن دختر و پسر جوان یا خانوادههای آنها شود و آنها را از ارزیابی و بررسی اینکه آیا در تناسب اخلاقی و شخصیتی با هم هستند منصرف کند. بنابراین توصیه میکنم همه دختر و پسرها قبل از حرکت به سمت عواطف و دلباخته شدن در مورد این تناسبها و این که آیا مناسب هم هستند یا نه، بررسی کنند و خانوادهها اجازه دهند آزادانه تصمیم بگیرند.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۳٠ساعت ۱:٤٧ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
بررسی انگیزهها و دلایل ازدواج، قبل از آغاز زندگی مشترک به شما کمک میکند تا اشتباه نکنید و بهترین انتخاب را در بهترین زمان داشته باشید. بدون شک ازدواج و تصمیمگیری برای آن یکی از حساسترین مراحل زندگی شماست
اما واقعا از کجا باید فهمید که شما آمادگی این تصمیم بزرگ را دارید؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کردهاید که باید قبل از تصمیمگیری برای ازدواج، آمادگی خاصی داشت؟ چگونه میتوان فهمید که برای ازدواج با مرد منتخب خود آمادگی دارید؟ البته اینها را نمیگوییم که شما را از ازدواج بترسانیم اما باید بدانید قبل از اینکه بخواهید این تصمیم مهم زندگیتان را بگیرید، باید 5 سوال مهم را از خودتان بپرسید تا برایتان مشخص شود آیا آماده ازدواج هستید یا نه؟ آیا خواستگار شما میتواند برای شما مرد مناسبی باشد ؟ آیا. . .
چرا میخواهید جواب مثبت دهید؟
شما به این سؤال چه جوابی میدهید؟ اگر جواب شما به این سؤال هر معنایی به جز این داشته باشد که «به این دلیل با او ازدواج میکنم که عاشق او هستم و میخواهم برای باقی عمرم به او متعهد باشم» نشان میدهد احتمالا شما هنوز دلایل موجه و درستی برای ازدواج با او ندارید. اگر هنوز درون خودتان بهدنبال دلایلی برای ازدواج کردن میگردید و میخواهید خود را به نوعی راضی کنید که برای ازدواج آمادهاید، بهتر است کمی صبر کنید چون احتمالا هنوز آمادگی لازم را ندارید. اگر جواب مثبت میدهید به این دلیل که فکر میکنید ازدواج میتواند بسیاری از مشکلات ارتباطی شما را حل کند، بهطور حتم هنوز آماده ازدواج نیستید چون باید بدانید قرار نیست ازدواج مشکلات را حل کند. قبل از اینکه تصمیم نهایی را بگیرید بهخودتان فرصت دهید تا بهخوبی همه چیز را سبک و سنگین کنید چون این تصمیم، زندگی شما را شکل خواهد داد، باید با خودتان بیندیشید که با ازدواج چه چیزهایی را بهدست میآورید و چه چیزهایی را از دست میدهید تا در نهایت بتوانید بهترین تصمیم را بگیرید.
چقدر به جشن عروسی فکر میکنید؟
دختر خانمهای بسیاری هستند که قبل از ازدواج، تمام فکر و ذکرشان مراسم عروسی و جشن گرفتن و دعوت کردن اقوام و دوستانشان است، شاید بتوان گفت این افراد حتی کمی نسبت به مراسم جشن و عروسیشان وسواس دارند. اگر شما هم جزو این دسته از دخترخانمها هستید بهتر است کمی فکر کنید. آیا حواستان هست که مراسم عروسی فقط یک شب است ولی ازدواج و زندگی زناشویی برای تمام عمرتان؟ دختران بسیاری هستند که از همان دوران کودکی و وقتی با عروسکهایشان بازی میکنند مدام خود را در لباس سفید عروسی مجسم میکنند ودر حال نقشه کشیدن برای جشنشان هستند. باید قبل از اینکه به مراسم و جشن فکر کنید درباره تمام دلایل خود برای ازدواج فکر کنید مطمئن باشید وقت فکر کردن به لباس و کیک و تالار عروسی نیز میرسد. در یک کلام، مواظب باشید پیش از ازدواج، مراسم و جشن عروسی بیش از خود مسئله ازدواج ذهن شما را بهخود مشغول نکند. احتمالا بیشتر شما این جمله را شنیدهاید که «عشق کافی نیست»، باور کنید که زندگیهای مختلف، درست بودن این جمله را ثابت کردهاست. یک ازدواج نمیتواند فقط با عشق و دوست داشتن موفق باشد. اگر قصد دارید با فردی ازدواج کنید باید نگرشها و دیدگاه شما به زندگی بسیار نزدیک به یکدیگر باشد.
مهمترین امر برای شکل گرفتن یک ازدواج سالم این است که هرکدام از طرفین چه از لحاظ روانی و چه به لحاظ احساسی کاملا سالم باشند. این جمله به این معناست که شما باید درک درستی از خود داشته باشید و خواستگار خود را به دلیل آنچه اکنون هست انتخاب کنید نه اینکه به امید اصلاح شدن یا تغییری در آینده. البته بهطور منطقی او نیز باید شما را تنها همانگونه که هستید بهعنوان همسر قبول کند. وقتی میگوییم طرفین باید به لحاظ روانی و احساسی سالم باشند یعنی باید به بلوغ شخصیتی رسیده باشند. شما هردو باید دقیقا بفهمید وقتی حلقه ازدواج در انگشتانتان قرار میگیرد به این معنا نیست که همه مشکلات حل میشود و باید بدانید این حلقه، ضمانتی برای بهتر و ایدهآل شدن طرف مقابل بعد از ازدواج نیست شما باید فقط برمبنای امروز او تصمیم بگیرید. البته درست است که هر کسی بعد از ازدواج به واسطه تغییر شرایطش تا حدی تغییر میکند چون به هر صورت ازدواج، یکی از مراحل رشددهنده هر آدمی است اما فردی که شما امروز با او ازدواج میکنید بیشتر ویژگیهای رفتاری خود را در طول عمرش حفظ خواهد کرد و حتی 20 سال بعد نیز همان فرد است. کسی را انتخاب کنید که بتواند تضمینکننده ازدواج سالم شما باشد (سالم ماندن ازدواج شما 50 درصد به او وابسته است)کسی که بتوان به او عشق ورزید و او نیز به شما عشق ورزد، کسی که بتواند پدر خوبی باشد(البته اگر داشتن فرزند برایتان مهم است).
آیا درباره موضوعات اساسی زندگی مثل هم هستید؟
موضوعاتی مثل کار و شغل، پول، روش بزرگ کردن بچهها، ارزشها و هنجارهای زندگی و. . . جزو مهمترین مسائلی هستند که شما باید قبل از اینکه وارد دوران نامزدی بشوید درباره تمام آنها فکر کنید و با هم به توافق برسید. ما نمیگوییم شما باید درمسائل و موضوعاتی مثل سیاست یا عادتهای زندگی یا. . . شبیه هم باشید. اما باید درباره علاقههای اصلی خود در زندگی خصوصی صحبت کنید شما باید درباره تمام کارهایی که دوست دارید به تنهایی یا به همراه همسرتان انجام دهید با هم صحبت کنید، حتی باید درباره آرزوهای خود برای آینده فرزندانتان نیز با هم صحبت کنید.
معمولا بیشتر دختران جوان درصورتی که قصد داشته باشند جواب مثبت بدهند فکر میکنند همه چیز را درباره خواستگارشان میدانند، اگر شما هم اینگونه فکر میکنید ما پیشنهاد میکنیم که اینقدر بهخود اطمینان نداشته باشید و با یک مشاور ازدواج نیز مشورت کنید. مطمئن باشید اینگونه جلسات خیلی وقت شما را نمیگیرد، این جلسات مشاور به شما کمک میکند که به مسائلی فکر کنید که احتمالا گاهی فراموش میشوند. مشاور به شما کمک میکند تا بفهمید آیا شما و خواستگارتان به لحاظ شخصیتی با هم سازگار هستید یا چه تعارضاتی بین شما وجود دارد. او به شما کمک میکند تا تصویر نسبتا معقولانهای از آینده خود تصویر کنید، البته نباید انتظار بیش از مشاور داشت، او فقط در تصمیمگیری بهتر به شما کمک میکند ولی ضمانتی برای موفق بودن ازدواج شما نیست.
کدام تردیدهایتان خطرناک است؟
استرس هنگام تصمیمگیری برای ازدواج کاملا طبیعی است، همه خانمها هنگامی که میخواهند برای تمام عمرشان نسبت به مردی متعهد شوند ابتدا عصبی میشوند به این دلیل ساده که نمیتوان آینده را دید و شما تنها با کمی از خصوصیات مرد آینده خود آشنایی دارید و تنها با توکل به خدا و اعتماد کردن میتوانید تصمیم بگیرید پس طبیعی است دچار تردیدها و استرسها فراوانی باشید. تنها چیزی که شما میتوانید با اطمینان روی آن حساب کنید گذشته خواستگارتان است، باید تا جایی که میتوانید از او درباره گذشتهاش بپرسید. وقتی شکها و تردیدهای شما زیاد و آزاردهنده میشود نشان میدهد یک جای کار ایراد دارد مثلا اینکه شما هنوز در درونتان با گذشته خواستگارتان مشکل دارید یا وضعیت مالی او را مناسب نمیدانید یا حتی میتوانید احساس کنید او مرد زندگی شما نیست و. . . . تمام این تردیدها و شکهای زیاد میتوانند بهخوبی به شما نشان دهند هنوز آمادگی لازم را برای ازدواج را ندارید یا خواستگار شما مورد مناسبی برای ازدواج با شما نیست. باید یاد بگیرید که ترسها و استرسهای طبیعی را از احساسات آزاردهندهای که باعث فرسایش روح شما میشوند و مربوط به عوامل خارجی هستند جدا کنید، شما یک زن هستید، از احساسات زنانه خود استفاده کنید، اگر احساس میکنید بیشتر از آنکه اطمینان داشته باشید، نامطمئن هستید، بهتر است دوباره همه چیز را سبک و سنگین کنید و حتی در این راه از یک مشاور هم راهنمایی بخواهید.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٩ساعت ٦:٠٩ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
لباس پوشیدن شأنی از شئون انسان است و پدیدهای که تقریباً به اندازه طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنه جغرافیای امروزین زمین، گسترش دارد. از مجموع تحقیقاتی که به عمل آمده، مسلم شده که لباس دست کم پاسخگوی سه نیاز آدمی است، یکی اینکه او را از سرما و گرما و برف و باران حفظ میکند، دیگر اینکه در جهت حفظ عفت و شرم به او کمک میکند، و بالأخره به او آراستگی و زیبایی و وقار میبخشد.
به نظر میرسد که رابطه فرهنگ و لباس در طول رابطه لباس با سایر عوامل اجتماعی، اقلیمی، اقتصادی و تاریخی است. به عبارت دیگر تأثیر فرهنگ بر لباس مهمتر و کلیتر از تأثیر سایر موارد است و بنابرین همه تغییراتی که در لباس از ناحیه عواملی غیر از فرهنگ، ایجاد میشود، تابع رابطه لباس و فرهنگ و محاط در چارچوب محدودیتهای فرهنگی است.
جهانبینی هر قوم، تأثیر گستردهای در شکل و کیفیت بسیاری از جنبههای محسوس و ملموس زندگی آن قوم دارد. به عبارت دیگر جوامع مختلف بسته یه اینکه نسبت به هستی چه بینشی داشته و چه معنایی برای زندگی قائل باشند و چه ارزشهایی را بر جهان حاکم بدانند، سبک و اسلوب خاصی در ساختن شهر، خانه، پوشیدن لباس و نظایر آن خواهند داشت. رابطه لباس و فرهنگ به اندازهای قوی است که وقتی یک خارجی و غریبه وارد محیطی میشود، نخستین علامتی که او را میشناساند همان لباس اوست. گویی انسانها با لباس خود با یکدیگر صحبت میکنند و هر کس به زبان لباس خویش خود را معرفی مینماید که من کیستم، از کجا آمدهام و به چه دنیایی و چه فرهنگی تعلق دارم.
لباس و پوشش در هر تمدن رابطهی مستقیمی با معنا و تعریف انسان در آن تمدن دارد. حال باید دید انسان در تمدن جدید غربی که اساساً مادی است چه میتواند باشد؟ بیش از چهار قرن است که در اروپا خدا از صحنه زندگی غایب شده و در کلیسا عزلت گزیده است. چهار قرن اخیر غرب، تاریخ نفی ارزشهای معنوی و متعالی است و تمدن غرب، جلوه یک زندگی است که در آن معنویت و قدس اصالت ندارد و انسان دیگر حامل «روح الهی» و خلیفه خدا در زمین نمیتواند باشد. در این تمدن، انسان هیچ فرق بنیادی و وجودی با حیوان ندارد و البته که هر حیوانی ویژگیهای مخصوص به خود را دارد.
به دنبال رنسانس، سبک تازهای در ادبیات و هنر اروپا به وجود آمد که در آن انسان اصل و محور همه چیز بود، انسانی اصولاً مادی و دنیوی، و این انسانگرایی یا مذهب اصالت بشر (اومانیسم) پایه و مایه انسان غربی امروزی است. این انسان باید از همه غرایز طبیعی و جسمانی خود حداکثر استفاده را بکند و چرا نکند؟ این انسان آزاد است و اگر زندگی اجتماعی برای او محدودیتی ایجاد نکند، هیچ حقیقتی در عالم نمیتواند آزادی بی حد و حصر او را محدود نماید. این انسان جز تن چیز دیگری نیست و این «تن» یکی از مهمترین آبشخورهای لذت اوست. این است که غریزه جنسی در چنین جامعهای بیداد میکند و زن کالایی میشود که ارزش آن به اندازه لذتبخشی آن است. و اگر زن در این تمدن و در این جامعه «تن» خود را به نمایش نگذارد، برای او چه باقی میماند. همه موجودیت و هستی او در این است که او را ببینند و با نگاه خریداری ارزیابی کنند. اگر دکارت گفته بود: «من میاندیشم، پس هستم» زن در جامعه امروز غرب و همه جوامع غربزده، ناچار باید بگوید: «مرا نگاه میکنند، پس هستم!» زن فقط «جسم» است و مرد در برابر آن «چشم». زن شئی است که مرد دائماً او را در دو کفه ترازوی چشمان خود میسنجد و ارزیابی میکند. پیداست که لباس در این جا، وسیلهای برای پوشش تن نیست، بلکه برای آرایش آن است. در این تمدن؛ لباس باید تنگ باشد تا همچون لعاب نازکی، جسم را بپوشاند و خصوصیات جسمانی را محو نسازد، و باید کوتاه باشد تا هرچه بیشتر تن او را نپوشاند. در این تمدن، لباس نه خانه تن که «پوست دوم» انسان است. انسان غربی لباس به تن میکند تا با آن بعضی اندام خود را «قالب» و بعضی دیگر را «قاب» بگیرد. آنچه مدل لباس را تعیین میکند، روانشناسی جنسی است و در حقیقت مبتکران مدهای تازه، همواره در کار تنظیم نسبت میان برهنگی و پوشیدگی هستند، تا بتوانند حداکثر جلوه و جاذبه را در این جنس و حداکثر اشتیاق را در جنس دیگر ایجاد نمایند.

این میل به نمایاندن تن است که ورزش «زیبایی اندام» را ایجاد میکند. اسطورههای این تمدن- که غالباً بازیگران سینما، ورزشکاران، رقاصهها، خوانندهها و... هستند- موهای بلند و بازوهای کلفت دارند و برای به وجد آوردن بیننده از هیچ اقدامی، حتی تغییر پیاپی جنسیت! فروگذار نمیکنند.
مسئله به همین جا ختم نمیشود؛ همان بینش مادی و دنیوی غربی، یک نظام اقتصادی متناسب با خود نیز ایجاد کرده است و این همان «سرمایهداری» است که نظام اقتصادی جهان خالی از معنویت را تشکیل میدهد. این نظام مبتنی بر «تکاثر» و افزونطلبی، از همه قوا و امکانات جهان و همه نیروها و غرایز انسان استفاده میکند تا بازار تولید و مصرف را داغتر کند. در اینجا نه زن، که انسان، مظلومترین قربانی انسانمداری و سرمایهداری غرب و در عین حال، زیادهخواهی و هواهای نفسانی انسان، برّندهترین سلاح دست سرمایهداری است. فاجعه با غفلت از هویت معنوی انسان آغاز شد و عشق نیز که آکنده از راز و رمز بود، جای خود را به «سکس» داد و «سکس» در خدمت اقتصاد قرار گرفت و زاینده هزار صنعت تولید و گرداننده هزار بازار مصرف شد. در این عالم، دیگر هنر ترجمان عالم «معنی» نیست. هنر آیینه دنیای صورت است. اکنون در غرب، برهنگی و عریانی به جای زیبایی نشسته و سکس جای عشق را گرفته و ابتذال و تحریک جنسی نام هنر یافته است. اگر زندگی زن بسته به آن است که او را نگاه کنند، مرد نیز برای آن زنده است که زن را نگاه کند و از «نگاه» تا «گناه» راهی نیست که «نگاه» در حقیقت همان «گناه» است. زن غربی و غربزده، نه تنها باید لباسی بپوشد که بدننما و بدنپرداز باشد، بلکه باید دائماً لباس خود را به بهانه مُد عوض کند، تا بازار مدسازان و پارچهفروشان و صنایع نساجی و خیاطان داغ بماند.
البته زمینههای تاریخی و علمی و فلسفی نیز در غرب مساعدت کرد تا آن شد که شد، مثلاً شاید اگر قدّیسانی از قبیل سنتژروم، به نام دین تبلیغ نمیکردند که: «با تبر بکارت درخت زناشویی را فرو اندازید» امروز در مغرب زمین به نام بیدینی «درخت زناشویی را با تبر زناکاری فرو نمیانداختند»
به هر صورت گسترش فساد و فحشا یکی از شیوههای استعمارگران در برخورد با دیگر جوامع است. اسپنسر فیلسوف معروف انگلیسی میگوید: «اخلاق و آداب و زبان و تمدن خودتان را به اقوام و مستملکات خود بیاموزید و آنان را به حال خودشان واگذارید که همیشه از آن شما خواهند بود»
به همین جهت و در راستای افشای این جریان منحط، امام خمینی(ره) فرمودند: «ما از حصر اقتصادی نمیترسیم. ما از دخالت نظامی نمیترسیم، آن چیزی که ما را میترساند وابستگی فرهنگی است» استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ نشأت میگیرد و سادهاندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکانپذیر است. بیجهت نیست که هدف اصلی استعمارگران که در رأس تمام اهداف آنان است، هجوم به فرهنگ جوامع زیر سلطه است. همچنین ایشان در طلیعه پیروزی انقلاب اسلامی(7/8/58) فرمودند: «رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگ و نجات جوانهای ما از این وابستگی به غرب است[...] ما الان در همه چیز یک نوع وابستگی داریم که از همه بالاتر وابستگی افکار است این وابستگی سرمنشأ همه وابستگیهاست که ما داریم. اگر ما وابستگی فرهنگ داشته باشیم، دنبالش وابستگی اقتصادی هم هست، وابستگی اجتماعی و سیاسی هم هست، همه اینها هست.» و نیز فرمودند: «اگر فرهنگ جامعهای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا میکند و بالأخره در آن مستهلک میشود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست میدهد. استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگی آن نشأت میگیرد.»
منابع:
1- کتاب «فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی» تألیف غلامعلی حداد عادل
2- «صحیفه نور» مجموعه سخنان گهربار امام خمینی(ره)
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢۸ساعت ۸:٢٥ ب.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.
قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.
منبع:اینترنت
اشتباههای املایی در انشای کودک بوده است!!
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٧ساعت ٢:٠٠ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
شهاب مردای در وبلاگ خود نوشته است :بسیاری از مشکلاتِ پس از ازدواج که منجر به طلاق و شکست می شود به روزگار قبل از ازدواج و به مرحله انتخاب برمی گردد.
یکی از مهم ترین دغدغه های جوانان قبل از ازدواج، شناخت مطمئن همسر آینده شان است و اینجا نقطه تمرکز نگرانی های دختران و پسران است اما اکثرا از آسان ترین ، کم هزینه ترین و درست ترین شیوه،غفلت می کنند!و آن راه کار مطمئن "حذف موارد اشتباه و نادرست در گام نخست" است. اساسا فرایند شناخت کامل همسر و هم زبانی و تفاهم با او پروسه ای طولانی دارد و مراحل تکمیلی آن در ایام پس از ازدواج (بین ۶ ماه تا ۳ سال پس از ازدواج وتشکیل خانواده) اتفاق می افتد. و در آن مدت نباید به انتظار معجزه نشست چون ازدواج با برخی افراد ریسک بسیار زیادی دارد و از آغاز آشنایی قابل پیش بینی است و صرف ابراز علاقه یا... چیزی را عوض نمی کند. این گونه ازدواج ها در تمام موارد به شکست (اعم از طلاق و جدایی و سردی روابط و ...) منجر می شود. راه کار عاقلانه و مطمئن حذف انتخاب های نادرست است. جوانی و فرصت های ناب و البته زود گذر آن قابل برگشت نیست. در چند جلسه از برنامه "مردم ایران سلام" [در سال ۸۶] مفصل به شرح این موارد پرداختم و به درخواست تعدادی از عزیزان، فهرست آن موارد را تکرار می کنم: با این افراد اصلا ازدواج نکنید: ۱. معتاد (مگر ترک انگیزه ای کند و دیگر معتاد به حساب نیاید) و شارب خمر (شراب خوار) ۲. بیمار روانی (بیماری که ارتباطش را با واقعیت از دست داده و تا کاملا درمان نشده) ۳. بی دین و لا مذهب ( رعایت این توصیه برای تمام افراد بشر با هر دین و مذهبی مفید است) ۴. بد اخلاق ، تند خو (؛ کسی که اخلاقش قابل پیش بینی نیست) ۵. مادی و بخیل ۶. مجرم خو ، تبهکار و خلاف کار ۷. دوست باز افراطی (و مطلقا بی تمایل نسبت به خانواده) ۸. بی کاره و علاف ۹. زن زیبا از خانواده فاسد (»» نکته) ۱۰. بچه ننه (وابستگی شدید به مادر و خانواده)
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٧ساعت ۱:٥٦ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
سرآمد هر شری بیحیایی است. یک روایت از امام صادق(ع) است که میفرماید: «الْوَقَاحَهُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْکُفْرِ»
شاید درک این نکته برای خیلی ها سخت باشد ولی تو این را در نظر بگیر که حتی زن و شوهر هم نباید بر دل یکدیگر حکومت کنند. (این حکومت کردن فراتر از دوست داشتن و عشق ورزیدن است) زن و شوهر هر دو باید در راه رسیدن در راه وصال حضرت حق طی مسیر بدهند و این حکومت یکی بر دیگری که همه ی قلب و دل دیگری را در خود نگهدارد، مانع از طی این راه و رسیدن به خداست و هر کس خلق را در خود نگهدارد و با تلاق استعدادهای عظیم او بشود او هم طاغوت است.
مقدار حجاب
مقدار این حجاب که دیگر تنها منحصر به خانم ها نیست با همراهی این بینش و این زاویه ی دید تعریف می شود و همیشه یک شکل و یک مقدار نداردکه تو می بینی آنجایی که مرض بیشتر است که جامعه ات که اعضای جامعه ات با کوچکترین حرکت های تو، که با لباس تو با کفش تو با نوع نگاه تو با حرف زدن تو تحریک می شود. بیشتر حد نگه می داری ، که بیشتر دور می شوی که مبادا کاری انجام دهی که جامعه ات را به نابودی بکشانی.
نه این که از جامعه دل ببری و به گوشه ای پناه بیاوری که با نوع درست برخورد که با دوری از گرد و خاک به این جامعه ی مریض روی می آوری تا درمانش کنی.
این غلط است که تا وقتی من می توانم بدون آنکه دل هم جنس خود را بلرزانم او را اصلاح کنم، وقتی مردها می توانند مردهای مریض را درمان کنند و خانم ها خانم ها را . راه را اشتباه برویم و حوزه ها را با هم مخلوط کنیم.
هنگامی که خانم ها می توانند در مجالس زنانه با روی خوش و لباسی زیبا نسبت به جذب خانم های دیگر و رشد آنها اقدام کنند، چه ضرورتی دارد که این مجالس را با ورود آقایان به حاشیه بکشانند و همینطور برای آقایان.
اینجا با این بینش، نوع برخوردها و مقدار حجاب با جامعه مرتبط است. که تو همواره باید حجابت حجاب اسلامی باشد اما گاهی باید فراتر بروی که گردی بلند نکنی. و آنجا که ضرورت دارد در حوزه ای که تکلیف توست وارد عمل شوی آنجا که حضرت فاطمه (س) خطبه می خواند، آنجا که حضرت زینب (س) به میان جمع می آید خطبه می خواند با این بینش قابل تفسیر است.
تا آن زمان که ضرورتی برای حضور نبود، خطبه ای هم نبود و آنجا که باید به میدان بیایند و روشنگری کنند خطبه می خوانند که راه را از بی راهه ها نشان می دهند. مقدار حجاب و نوع برخورد ها و ورود به عرصه ها همیشه یک شکل نیست و براساس تکلیف ها و ضرورت ها تعریف می شود. با چنین ملاک هایی می توانی تفاوت ها را در چگونگی ورود به عرصه های مختلف درک کنی، که اسلام نه تنها عمل که عامل ها و انگیزه ها را در نظر دارد و با این ملاک ها و معیارها، احکامش را طرح می کند.
برگرفته از دفتر ازدواج از سلسله مباحث طرحی برای زندگی، به قلم: سید محمد زاهدی.
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٧ساعت ۱٢:٤٤ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
ازدواج مانند تولد و مرگ، یکی از اتفاقات مهم زندگی هر فردی به حساب میآید و از اینرو سوالات مختلفی درباره این دوره از زندگی و بویژه آغاز آن وجود دارد که باید توجه ویژهای به آنها داشت.
سوالاتی مانند چه زمانی مناسبترین سن ازدواج است؟ اختلاف سنی مناسب در ازدواج چقدر است؟ و... این سوالها به همراه هزاران سوال دیگر در ذهن همه افراد وجود دارند. البته عوامل بسیاری از جمله مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در تعیین جواب هریک از این سوالها نقش دارند. از اینرو مروری بر سن ازدواج در سایر کشورها و فرهنگها و همچنین آداب و رسوم آنها میتواند برای ما جالب باشد.
در هیچ کشوری و با هیچ فرهنگی، یک سن مناسب جادویی و خاص برای ازدواج وجود ندارد. در بیشتر فرهنگها، متوسط سن ازدواج بین 18 تا 23 سال برای دختران و 19 تا 25 سال برای پسران است؛ اما به عنوان مثال در اروپای غربی افراد ترجیح میدهند تا اواخر دهه دوم زندگی (اوایل 30 سالگی) مجرد بمانند؛ اما در اروپای شرقی مردم اغلب در اواسط دهه دوم عمر یعنی حدود 25 سالگی ازدواج میکنند و در آسیا نیز سن ازدواج به شرایط گوناگونی چون زندگی در شهر یا روستا، سطح تحصیلات، سطح فرهنگی خانوادهها و... بستگی دارد؛ اما در بیشتر کشورهای آسیایی جوانان بین سنین 18 تا 25 سال ازدواج میکنند.
در سالهای اخیر در تمام کشورها با فرهنگهای مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به سالیان گذشته تفاوت کرده و افزایش نشان میدهد. افزایش میانگین سن ازدواج در بیشتر جوامع، پدیدهای است که در دهههای اخیر همه آنرا پذیرفتهاند.
متوسط سن ازدواج در بیشتر کشورهای صنعتی افزایش یافته است، اما این مساله مختص به کشورهای صنعتی نیست؛ کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعهیافته نیز با این موضوع مواجه هستند. البته افزایش سن ازدواج در خانمها بیشتر دیده میشود.
عواملی چون مسائل اقتصادی و فرهنگی، نقش مهمی در تعیین سن ازدواج در کشورهای مختلف دارند. در بعضی کشورها، اعتقادات دینی هم از جمله عوامل بسیار مهم و تعیینکننده در این موضوع است. به عنوان مثال در آمریکا، متوسط سن ازدواج با توجه به شرایط اجتماعی، آداب و رسوم خانوادگی و حتی موقعیت جغرافیایی و محل زندگی افراد تفاوت میکند. در یک نگاه کلی، افرادی که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند، ترجیح میدهند دیرتر ازدواج کنند و بچهدار شوند. آنها معمولا تا 30 سالگی مجرد باقی میمانند؛ اما ساکنان مناطق روستایی معمولا زودتر و در اوایل دهه دوم زندگی ازدواج میکنند.
در کشورهایی چون هند و پاکستان که این سنت وجود دارد که والدین مراسم عروسی فرزندانشان را برگزار میکنند و هزینهها بهعهده پدر و مادر عروس و داماد است، متوسط سن ازدواج 17 سال است و بیشتر دختران در 15 سالگی ازدواج میکنند.
زندگی شهری، تحصیلات، آزادی و فعالیت بیشتر زنان در محیطهای کاری، وجود رسانهها و... همگی شیوه زندگی و الگوهای فکری افراد را تغییر دادهاند و این بدان معناست که افراد کنترل زندگی خود را بیشتر به دست گرفتهاند و برای ادامه زندگی خود تصمیم میگیرند.
به عنوان مثال در کشورهایی چون هندوستان علیرغم حفظ احترام والدین، دختران و پسران دیگر حاضر به ازدواجهای کورکورانه و بدون شناخت نمیشوند.
چند توصیه
* کارشناسان میگویند پیش از ازدواج، فرد باید از لحاظ عقلی و عاطفی به بلوغ رسیده باشد تا بتواند متوجه موارد زیر بشود و آنها را تجزیه و تحلیل کند.
* عشق برای ادامه یک زندگی موفق کافی نیست. نگرانی زوجها در زندگی، واقعی است و کوشش آنها برای داشتن شغل، خانه، بیمه و... اموری واقعی و جدی هستند. پیگیری این موضوعات و عدم دستیابی به آنها، زوجهای جوان را واقعا خسته میکند. پس چرا بعضی افراد در سنین خیلی کم خود را درگیر این مسائل میکنند؟
* اهداف، انتظارات و شرایط خود را برای ازدواج در نظر بگیرید و مطمئن شوید که آیا شریک شما میتواند این نیازها را برآورده سازد؟ به یقین برای جوانان سخت خواهد بود تا با تجربه اندک خود بتوانند متوجه این موضوع و همچنین نیازهای طرف مقابل شوند.
* شما باید هنگام ازدواج کاملا از نظر احساسی و فیزیکی مستقل باشید و وابسته به خانواده خود نباشید. یک ازدواج موفق به دو فرد مستقل نیاز دارد تا یک مجموعه کامل تشکیل دهد. بسیاری از جوانان معمولا به دلیل اینکه میخواهند از شرایط بد خانوادگی جدا شوند، ازدواج میکنند که این به هیچوجه راهحل مناسبی نیست.
* بکوشید خودتان را بشناسید. بدانید که در زندگی چه چیزی میخواهید؟ چه چیزی میخواهید به دیگران ارائه کنید و چگونه؟ پس با هدف زندگی کنید و آنگاه شما میتوانید دید مناسبی نسبت به زندگی داشته باشید.
اگر در سن ازدواج هستید، امیدواریم با درک صحیح شرایط و با انتخابی معقول، آیندهای خوش و توام با تفاهم و موفقیت برای خود و همراه زندگیتان فراهم آورید و ازدواج را به تاخیر نیاندازید.
منبع : تبیان
نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٦ساعت ۱٢:٥٥ ق.ظ توسط سید جعفر فاطمی نوش آبادی |
پيام هاي شما ()
۲۱ آداب خواستگارى قال النبی صلى الله علیه و آله و سلم: لا یخطب احدکم على خطبة اخیه. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: هیچ یک از شما زنى را که دیگرى خواستگارى مىکند، خواستگارى نکند. [تا اینکه با او ازدواج کند و یا اینکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۳۴، ح ۵۶ ۲۲ خواستگار شرابخوار قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: شارب الخمر لا یزوج اذا خطب. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: شرابخوار اگر تقاضاى ازدواج کرد قبول نکنید. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۷۹ ۲۳ مراسم عروسى در شب قال الامام الرضا علیه السلام: من سنته [رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم]التزویج باللیل، لان الله تعالى جعل اللیل سکنا و النساء انما هن سکن. امام رضا علیه السلام فرمود: مراسم عروسى در شب، سنت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم است، چرا که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۹۱ ۲۴ سور عروسى قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم: لا ولیمة الا فى خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: سور و ولیمه در پنج مورد است: ۱- عروسى ۲- تولد اولاد ۳- ختنه کردن نوزاد ۴- خریدن خانه ۵- بازگشت از سفر مکه. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۳ ۲۵ ولیمه در عروسى قال الامام الصادق علیه السلام: ان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم حین تزوج میمونة بنت الحارث اولم علیها و اطعم الناس الحیس. امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه» دختر «حارث» ولیمه داد و با غذاى معجون خرما از حاضرین پذیرایى فرمود. فروع کافى، ج ۵، ص ۳۶۸٫ ۲۶ طعام دادن در عروسى قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: ان من سنن المرسلین الاطعام عند التزویج. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: سور دادن و اطعام در ازدواج، از سنت پیامبران است. فروع کافى، ج ۵،ص ۳۶۷ ۲۷ برترین زنان امت قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: افضل نساء امتى اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: بهترین زنان امت من زنانى هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد. من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۲ ۲۸ کمى مهریه برکت زن قال الامام الصادق علیه السلام: ان من برکة المراة قلة مهرها. امام صادق علیه السلام فرمود: از برکات زن کمى مهریه اوست. من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۴ ۲۹ سنگینى مهریه قال امیرالمؤمنین على علیه السلام: لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة. حضرت
|