زن در اندیشه امام خمینی(ره)

امام(ره) در نهضت عظیم تربیت انسان، برای زنان حقی بیش از مردان قائل است؛ زیرا زنان علاوه بر مادران فردا، مردان بزرگ و شجاع را در دامان پاک و پرمهر و عاطفه ی خویش نیز درس می دهند
پدید آورنده : محبوبه جوکار

نوشتاری که پیش روی شماست خلاصه ای است از مقاله خانم محبوبه جوکار، استاد و پژوهشگر جامعةالزهرا(س) که به بررسی یکی از ابعاد اندیشه ی ژرف و عمیق امام خمینی(ره) پرداخته است. تلاش ایشان مورد تقدیر و تشکر است.

تاریخ بشریت مشحون از ستم های بی شماری است که از سوی قدرتمندان و جباران علیه محرومان و مظلومان اعمال گشته است اما در این میان زن به عنوان نیمی از بشریت علاوه بر سهمی که از این ستم تاریخی نصیب برده،گرفتار ظلمی مضاعف نیز بوده است. زن به عنوان دختر یا همسر، یا خواهر، و به طور کلی زن در برابر مرد، از شأنی در خور، برخوردار نبوده است و غالبا به صورت عنصری ضعیف، پست، نامیمون و یا قابل ترحم، کرامت وی نادیده انگاشته می شده؛ هر چند در فرهنگ­ها و جوامع مختلف و نیز در طول ازمنه­ی تاریخ، این تمایز و اختلاف، شدت و ضعف متفاوتی داشته است؛ ولی متأسفانه استمرار و فراگیری آن غیر قابل انکار است و در هر مقطع و زمانی رنگ و لعاب خاصی یافته است. صرف نظر از دوره کوتاهی در صدر اسلام که به مدد تعالیم و سنت نبوی و اهل بیت طاهرینش زن تا حدودی ارج و منزلت حقیقی خود را باز یافت؛ مجدداً با احیای نظام های پیشین، جایگاه زن نیز عقب گردی دوباره یافت و به تدریج و با گذر زمان برداشت های متحجرانه از اسلام، قیود و محدودیت های فلج کننده ای را بر زنان تحمیل نمود که حتی تا همین چند دهه اخیر رگه هایی از این استخفاف و منزلت دون زنان به وضوح قابل مشاهده بود.

در چنین شرایطی بود که استعمار و ایادی آن نیز که بر اساس سلطه طلبی خود در جستجوی راه ها و شیوه های مناسب برای نفوذ فرهنگی و سیاسی در جامعه ما بودند، موقعیت زنان را بهانه قرار داده و با شعار آزادی و مساوات، فرهنگ برهنگی و بی بندوباری را اشاعه دادند، که در زمان رضاشاه در قالب کشف حجاب و در زمان محمد رضا شاه، تحت عنوان فریبا بودن زن، ظهور نمود.

با عنایت به ملاحظات فوق است که فروغ اندیشه و سترگی وعظمت عمل حضرت امام خمینی(ره) در احیای هویت اصیل زن مسلمان بهتر شناخته می شود.

امام که خود از نزدیک برداشت های متحجرانه از جایگاه زن به عنوان ضعیفه و عیال محبوس در اندرونی را شاهد بود و از سوی دیگر با تیزبینی خاص خود، تبعات منفی نقش زن فریبا و ملعبه ی شاه و استعمار را در ابتذال و فساد و از خود بیگانگی و خود باختگی جوامع مسلمان به خوبی احساس می کرد، با سود جستن از کوثر زلال معارف اسلام ناب محمدی و تعمق و تأمل مجتهدانه در میراث گرانقدر سنت نبوی و تعالیم ائمه ی معصومین:، از موضع مرجع تقلید روشن ضمیر و مبارز به آن چنان درک درستی از نقش و مسئولیت زن دست یافت که تجلی و بروز آن را در احیای هویت زن مسلمان در انقلاب اسلامی شاهدیم.

نماد ارزشمند وبسیارگویای نقش زن در جامعه ی اسلامی مورد نظر امام را در ترکیب هیأت اعزامی از جانب ایشان برای تسلیم پیام تاریخی به گورباچف رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی سابق، می توان ملاحظه کرد.

حضرت امام به نحوی سمبلیک، در هیأتی مرکب از روحانی، دانشگاهی و زن مرگ کمونیسم را به جهانیان ابلاغ و اعلام نمود و شاید بتوان ادعا کرد این ترکیب خود حامل پیامی به صحت و درستی پیش بینی معجزه آسای آن پیر فرزانه در فرو پاشی بلوک شرق باشد و آن این که احیای اسلام و قدرت آینده جهان در دست با کفایت این سه قشر نهاده شده است. در هر صورت می توان اندیشه حضرت امام(ره) را نسبت به زن در سیره عملی و فرمایشات و مواضع روشن و فتاوای راهگشای ایشان در این زمینه بررسی کرد.

آنچه در پی می آید، تلاشی است ناچیز در این زمینه، سعی برآن است که نظرات ایشان به نحو اختصار مورد بررسی قرار گیرد و در کنار نظرات ایشان به سیره عملی آن بزرگوار نیز توجه شود.
۱. موقعیت زن از دید تاریخی

از لا به لای سخنان حضرت امام در باره تاریخ می توان استنباط کرد که زن سه مرحله تاریخی را پشت سر گذاشته است: ۱. عصر جاهلیت ۲. پس از ظهور اسلام ۳. انقلاب شکوهمند اسلامی ایران

۱. عصر جاهلیت؛ زن در عصر جاهلیت از هیچ گونه ارزش اجتماعی برخوردار نبود، به­طوری که تنها وظیفه او خدمت به مردو به دنیا آوردن فرزند پسر برای شوهر بود. در جهالت و گمراهی و توحش آن مردم و ذلت و بیچارگی زن همین بس که اگر زنی، فرزند دختر به دنیا می آورد، گذشته از این­که خود مورد بغض و کینه مرد قرار می گرفت و دیگران از او کناره می گرفتند و مدت­ها به زندگی در انزوا محکوم می شد. در مواردی حتی فرزند دخترش نیز زنده به گور می شد و مادر هیچ حقی برای دفاع از فرزندی که ماه ها برای پرورشش متحمل رنج و سختی شده بود، نداشت و جرات اعتراض هم از او گرفته شده بود. تاریخ ماجراهای غمناک فراوانی از این باور غلط و وحشیانه را در سینه دارد. قرآن کریم این سنت پلید را این گونه ترسیم می کند:

) وَ إِذا بُشِّرَ أحَدُهُمْ بِاْلأُنْثی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَ هُوَ کَظیمٌ ? یَتَواری مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أیُمْسِکُهُ عَلی هُونٍ أمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ ألا ساءَ ما یَحْکُمُونَ(([۱])؛ و هرگاه یکی از آنان را به دختر مژده آورند، چهره اش سیاه می گردد، در حالی که خشم [و اندوه] خود را فرو می خورد. از بدی آن چه بدو بشارت داده شده، از قبیله ی [خود] روی می پوشاند. آیا او را با خواری نگاه دارد، یا در خاک پنهانش کند؟ وه چه بد داوری می کنند.

امام خمینی موقعیت اسفبار زن را درعصرجاهلیت مورد اشاره قرار داده و منتی را که اسلام بر این قشر دارد، گوشزد نموده و می فرماید: در جاهلیت، زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت، بیرون کشید. مرحله جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات بلکه پایین تر از اومی شمردند. زن در جاهلیت، مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید.([۲])

نه تنها در جامعه جاهلی حجاز، بلکه در جوامع متمدن آن روز یعنی ایران و روم نیز زنان تحت ظلم و ستم مردان بوده و از کمترین حقوق انسانی محروم بودند. در یونان، زن جزء کالاهای تجارتی در بازارها خریدو فروش می شد و بعد از وفات شوهر حق زندگی نداشت. در هند وقتی مرد می مرد برای رهایی روحش ازتنهایی زن را با او زنده زنده می سوزاندند و این سوختن را نوعی فداکاری و عشق زن به همسرقلمداد می کردند. در میان یهودیان زن جزئی از ارث پدر به شمار می آمد، تولد یک پسر جشن و سرور به همراه داشت ولی تولد یک دختر غم و اندوه به همراه می آورد. در میان مسیحیان، فحشا بیشترین رشد خود را در دوره رواج رهبانیت و زهد افراطی میان مردان و زنان مسیحی بروز می کند تا جایی که لوتر برای اصلاح کلیسا به پا می خیزد.

۲. پس ازظهور اسلام؛ دومین دوره، دوره پس از ظهور اسلام است. امام(ره) خدمت عظیمی که اسلام به زن کرده است را متذکر شده و معتقد است که اسلام با ظهورش، غبار غلیظ مظلومیت و ذلت را از این مخلوق الهی و شریک زندگی مرد، پاک کرد و به طرق مختلف کرامت ذاتی زن را آشکار ساخت. سنن جاهلی و رفتارهای غیر انسانی با زنان را تقبیح نمود و همگان را به رفتار نیکو و ادای حقوق انسانی زنان تشویق و موظف ساخت.ملاکهای ارزشی را در جامعه دگرگون کرد. نه مرد بودن را ملاک کرامت شمرد و نه زن بودن را نشانه نکبت و بدبختی، بلکه معیار را تقوا و خویشتن داری در برابر گناه و نافرمانی خدا،شمرد، چه دارنده آن مرد باشد و چه زن.

ایشان در جایی از بیانات خود درباره زنان می فرماید:

اسلام می خواهد که زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زن­ها را نجات داده است از آن چیزهایی که در جاهلیت بود. آن­قدری که اسلام به زن خدمت کرده، خدا می داند به مرد خدمت نکرده آن­قدر که به زن خدمت کرده؛ اسلام به شما آن قدر احترام قائل است که برای مردها نیست. شما نمی دانید که در جاهلیت زن چه بوده و در اسلام چه شده، اسلام به زن خدمتی کرده است که در تاریخ همچو سابقه ای ندارد. اسلام زن را از توی لجنزارها برداشته، آورده، شخصیت به او داده.. درصورتی که در زمانی که پیغمبر اسلام آمد، زن ها را هیچ حساب می کردند، اسلام زن­ها را قدرت داده است.([۳])

۳. انقلاب شکوهمند اسلامی ایران؛ هنر انقلاب اسلامی ایران این بود که زنان جامعه ما را متحول ساخت و در مسیر اسلام و ارزشهای الهی هدایت کرد و از بی هویتی و بی بندوباری و ابتذال که سوغات غرب بود، به سوی عزت خواهی، عفاف، درک شخصیت و کمال جویی و تحول فکری و روحی هدایت کرد و از دون مایگی به اوج انسانیت ارتقا بخشید. زنان مسلمان در انقلاب اسلامی شخصیت و هویت خویش را یافتند و به مقام و منزلت والای خویش پی بردند و بینش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیدا کردند. این تحول فکری و روحی بزرگی که نصیب زنان شد، موهبت الهی بود که امام خمینی(ره) بارها از آن به بزرگی یاد کرده و آن را افتخار بزرگ ملت ایران دانست:

من در جامعه­ی زنها یک جور تحول عجیبی می بینم که بیشتر از تحولی است که در مردها پیدا شدهاست.([۴])

در نهضت اسلامی به برکت اسلام چنان تحولی در نفوس زن و مرد به وجود آورده که ره صد ساله را یک شبه طی نموده است.([۵])

حتی ایشان زن مسلمان امروزی را عضو مؤثر جامعه قلمداد نموده و فرمود: امروز به برکت نهضت اسلامی، زن عضومؤثر جامعه، تا حدودی مقام خود را یافته است.([۶])
مشارکت زنان در تعلیم و تربیت

آموزش و پرورش از حقوق اساسی انسان است و عامل تعیین کننده تساوی زن و مرد توسعه جامعه است. سطح سواد در زنان نه تنها موجب رشد و توانا سازی خود آن ها است بلکه کلید مهم سلامت و بهداشت، تعلیم و تربیت خانواده و رشد اعضای خانواده و حتی جامعه است. این پندار غلط که زنان به دلیل ازدواج و مسئولیت مادری به فعالیتهای علمی نیاز ندارند، در طول تاریخ عامل مهمی برای محرومیت وفقر آموزشی و علمی زنان می باشد وزنان را از آموزش­های لازم و فرصت­های برابر محروم ساخته بود. به فرموده حضرت امام(ره):

آن وقت می گفتند نیمی از جمعیت ایران که در پرده هستند دیگر کاری ازشان نمی آید؛ نه اینکه می خواستند کاری ازشان بیاید برای اینکه مردها را هم آن ها محروم کردند از کارهای فعال، بلکه می خواستند که آن ها را وارد کنند در جامعه به آن ترتیبی که خود آن ها و رفقا و همراهان آن ها بو دند و به فساد بکشند جامعه ر.([۷])

حضرت امام تمام اقشار جامعه را اعم از مرد و زن و خصوصا زنان را تشویق و ترغیب به فراگیری علوم و یاد دادن آن به دیگران با حفظ موازین شرعی نموده و از آن به عنوان وظیفه ای بر عهده همه افراد نام می برد. از جمله سخنان ایشان:

در علم و تقوا کوشش کنید که علم به هیچ کس انحصار ندارد، علم مال همه است، تقوا مال همه است و کوشش برای رسیدن به علم و تقوا وظیفه ی همه ماست و همه ی شماست.([۸])

ترسیمی که ایشان از زن متعهد ایرانی ارائه می نماید بسیار متفاوت از دیگران است؛ چنان چه در فرازی از بیانات خود می فرماید: زنان شیردل ومتعهد، همدوش مردان عزیز به ساختن ایران عزیز پرداخته، چنانکه به ساختن خود در علم و فرهنگ پرداخته اند و شما شهر و روستایی را نمی یابید جز آن که در آنجا جمعیت هایی فرهنگی و علمی از زنهای متعهد و بانوان اسلامی ارجمند به وجود آمده است. درود بی پایان بر زنان متعهدی که اکنون در سراسر کشور، به تربیت نوباوگان و تعلیم بی سوادان و تدریس علوم انسانی و آموزش فرهنگ غنی قرآنی اشتغال دارند.([۹])

بنابراین از دید آن رهبر فرزانه زنان نه تنها از فعالیتهای علمی و فرهنگی منع نشده اند بلکه همواره تأکیدات ایشان براهمیت تعلیم و تعلم بانوان با حفظ موازین شرعی، به عنوان وظیفه، محرکی برای تلاش هر چه بیشتر زنان در این عرصه بوده است. این مطلب به وضوح در سیره عملی ایشان قابل مشاهده است؛ حضرت امام نه تنها با تحصیل همسر خود مخالفت ننموده، بلکه خود سالیانی استاد ایشان بوده است. در مصاحبه ای که با همسر امام راحل صورت گرفته است ایشان چنین بیان می کند:

بعد از این که تصدیق ششم را گرفتم و یک سالی گذشت، رفتم دبیرستان بدریه و کلاس هفتم را خواندم... وقتی که ازدواج کردم، آقا به من تعلیم دادند و چون با استعداد بودم به من گفتند که احتیاج به تعلیم ندارم و شروع کردند به تدریس جامع المقدمات. همه ی درس های جامع المقدمات را خواندم. البته سال اول هیأت خواندم و بعد از آن، جامع المقدمات. دو بچه داشتم که سیوطی را شروع کردم و وقتی سیوطی تمام شد چهار بچه داشتم. بچه چهارم که فریده خانم است وقتی به دنیا آمد من دیگر وقت مطالعه و درس خواندن نداشتم ولی شرح لمعه را شروع کردند، مقداری شرح لمعه خواندم که دیدم عاجزم وهیچ نمی توانم بخوانم.مجموعا هشت سال طول کشید.... .([۱۰])

نوه حضرت امام در این زمینه می گوید: ایشان هیچگاه مانع تحصیل دخترانشان نمی شدند و آن ها را تشویق هم می کردند.([۱۱])

خانم فاطمه طباطبایی عروس حضرت امام توجه امام به تحصیل بانوان را چنین بیان می کند:یک روز که مسئولین محترم حوزه علمیه قم به اتفاق جناب آقای موسوی اردبیلی به حضور امام رسیدند، ملاقات امام که با آن ها تمام شد من خدمتشان رسیدم. ایشان با همان قیافه ی مهربان و صمیمی شان فرمودند:الان با آقایان داشتم سفارش شماها را می کردم. من کنجکاو شدم که بدانم سفارش چه بوده؟ بعد که پرسیدم فهمیدم امام به آن ها فرموده اند:شما سعی کنید امکانات تحصیل برای خانمها فراهم کنید که به آن ها در طول تاریخ ظلم بسیار شده، حال آن که برخی از آن ها را که من می بینم استعداد های خوبی دارند که باید شکوفا شود و در حقیقت حیف است که هدر بروند.([۱۲])
ازدواج، تشکیل خانواده و وظایف آن در جلوگیری از انحراف فرزندان

یکی از مباحثی که در اندیشه حضرت امام جایگاه ویژه ای داشته و بیانات مختلف ایشان در این زمینه در جمع اقشار مختلف، بیانگر دید خاص امام به آن است، بحث ازدواج و وظیفه خانواده در جلوگیری از انحراف فرزندان است. از دید ایشان ازدواج راهی است برای ایجاد جامعه ای سالم که ضامن سلامت افراد آن خواهد بود ودوری از انحرافات و فساد و فحشا.از این رو در بیانات آن اندیشمند دوران، این نکته به چشم می خورد:

این دعوت به ازدواج، این قدر تعریف از ازدواج برای این که هم ازدواج بشود، هم انحراف نباشد.از این شهوات مطلق، از این مراکز فساد و فحشا،انبیا جلو گیری می کنند؛ نه از اصل شهوات، اصل شهوات طبیعی است و باید هم کار خویش را انجام دهد اما حدود دارد...... .([۱۳])

همچنین ایشان نسبت به حساسیت نقش خانواده و وظیفه آن در جلو گیری از انحراف فرزندان اهمیت فوق العاده ای قائل است که در بیانات ایشان به طور مکرر دیده می شود:نقش خانواده و خصوص مادر در نو نهالان و پدر در نوجوانان بسیار حساس است؛ و اگر فرزندان در دامان مادران و حمایت پدران متعهد به طور شایسته و با آموزش صحیح تربیت شده و به مدارس فرستاده شوند،کار معلمان نیز آسان تر خواهد بود. اساسا تربیت از دامان پاک مادر و جوار پدر شروع می شود و با تربیت اسلامی و صحیح آنان استقلال و آزادی و تعهد به مصالح کشور پایه ریزی می شود.([۱۴])

حضرت امام صریحا پدران و مادران را نسبت به کنترل رفت و آمد فرزندان، وضعیت تحصیلی آن­ها و...... توجه داده و تاثیر این توجه را گوشزد می نمود. از آن جمله می فرماید:

مادران و پدران متعهد از رفت و آمد های فرزندانشان سخت مراقبت نمایند و آنان را زیر نظر بگیرند ... و وضع درسی آنان را دنبال کنند، چرا که نقش مادران و پدران در حفظ فرزندانشان در سنین دبستان و دبیرستان بسیار مهم و ارزشمند است. باید توجه داشته باشند که فرزندانشان در سنینی هستند که با یک شعار گمراه کننده فریب می خورند و خدای ناکرده به راهی قدم می گذارند که جلوگیری از آن از هیچ کس کاری ساخته نیست. مادران و پدران توجه داشته باشند که آنان از همه کس مؤثرتر برای نجات فرزندانشان از گرداب جهل و فساد می باشند. به همین جهت، دلسوزانه و متعهدانه با اساتید فرزندانشان در تماس باشند و آنان را در این مهم یاری دهند و از آنان یاری گیرند.... .([۱۵])

این نحوه توجه به خانواده و فرزندان و برقراری ارتباط گرم و صمیمی با آن ها را در سیره حضرت امام مشاهده می کنیم. خانم فریده مصطفوی، دختر حضرت امام نقل می کند: امام خیلی صمیمی، خودمانی و مهربان هستند. مخصوصا با مادرمان که از همه جهت احترام ایشان را دارند. رفتار ایشان از زمان طلبگی تا کنون هیچ فرقی نکرده است. از موقعی که به خاطر دارم همین برخوردها را با ما داشته اند. مفرزندانشان از اول نسبت به ایشان احترام خاصی قائل بودیم و مقید بودیم که کاری خلاف میل ایشان انجام ندهیم. هم اکنون نیز امام باما چنین رفتاری دارند و با این همه گرفتاریهای سیاسی و اجتماعی، ایشان هیچ فاصله ای با خانواده نگرفته اند. الان مثل گذشته به خدمتشان می رویم ودر موقع خداحافظی، مثل اکثر پدرهای مقید، دعا به گوشمان می خوانند.([۱۶])

همچنین خانم زهرا اشراقی نوه حضرت امام نقل می کند: امام راجع به بچه ها بسیار سفارش می کردند. نسبت به این که فرزندانشان نمازهای خود را در اول وقت به جا بیاورند، بسیار حساس بودند. یکی دیگر از مسائلی که آقا برای آن اهمیت قائل بودند، درس و تحصیل بچه ها بود و به هیچ وجه نمی پسندیدند که بچه ها در طول سال تحصیلی وقت خود را به بازیگوشی و بطالت بگذرانند.امام همیشه از وضعیت درسی نوه ها و نتیجه های خود جویا می شدند.([۱۷])

خانم فاطمه طباطبایی عروس ایشان نقل می کند: امام بعد از سن تکلیف بچه ها، بیشتر دقتشان در تعلیم و تربیت آن ها بود. همیشه از ما می پرسیدند: آ یا شما می دانید بچه تان کی از خانه بیرون می رود و کی می آید؟ با چه کسانی رفت و آمد می کند و یا چه صحبت هایی می کند.([۱۸])

در راستای این مباحث، مطالب مهم و قابل توجهی در سخنان حضرت امام به چشم می خورد که به دلیل اهمیت آن تحت سه عنوان به بررسی آن می پردازیم:
الف اهمیت نقش مادران در تربیت صحیح فرزندان

امام(ره) در نهضت عظیم تربیت انسان، برای زنان حقی بیش از مردان قائل است؛ زیرا زنان علاوه بر مادران فردا، مردان بزرگ و شجاع را در دامان پاک و پرمهر و عاطفه ی خویش نیز درس می دهند و به تعبیر زیبا و خلاق این بزرگ مرد تاریخ معاصر همان گونه که قرآن مجید انسان ساز است، زنان نیز انسان سازاند. به همین جهت شریفترین و با عظمت ترین شغل زن ایفای درست نقش مادری و تربیت صحیح فرزند و تحویل او به جامعه است. در اهمیت این رسالت همین بس که خدای تبارک و تعالی در طول تاریخ، از آدم تا خاتم انبیا راجهت انسان سازی مبعوث نمود، و شرافت تربیت صحیح نسل را که تربیت و سالم سازی جامعه است، در ردیف و اهمیت رسالت شریف انبیا قرار داد. امام خمینی بر اساس یک بینش ژرف انسان شناسانه و با عقیده ای عمیق به اسلام و هدف آن، یعنی تربیت انسان و با اعتقاد به شرافت والای شغل انسان سازی که شغل انبیا است، شغل اول زنان را مادری می دانست و سایر اموررا در درجه ی بعد قرار می داد. ایشان خطاب به خانم­ها می فرمود:

شما خانم­ها، به طوری که حالا خودتان می گویید معلم هستید، دو شغل شریف دارید، شما خانم­ها دو تا شغل بسیار شریف دارید؛ یکی شغل تربیت فرزند که این از همه ی شغل­ها بالاتر است....([۱۹])

در بیانی دیگر می فرماید: دامن مادر بزرگ ترین مدسه ای است که بچه در آن جا تربیت می شود. آن چه که بچه از مادر می شنود، غیر از آن چیزی است که از معلم می شنود. بچه از مادر بهتر می شنود تا از معلم. در دامن مادر بهتر تربیت می شود تا در جوار پدر، تا در جوار معلم. یک وظیفه ی انسانی است، یک وظیفه ی الهی است، یک امر شریف است؛ انسان درست کردن است.([۲۰])

از دید حضرت امام، زن با برخورداری از ویژگی های خاص جسمی و روحی، نقش مادری و تربیت فرزند را که زیر بنایی ترین نقش ها در نظام خلقت است و صلاح و فساد جوامع بدان بستگی دارد، عهده دار است و لذا به کرات در سخنان ایشان اهمیت این موضوع گوشزد می شود از جمله:

شما می توانید بچه هایی تربیت کنید که حفاظت از انبیا بکنند؛ حفاظت از آمال انبیا بکنند، شما هم خود حافظ باید باشید و هم نگهبان درست کنید... خانه ی شما باید خانه ی تربیت اولاد باشد.... ([۲۱]) و یک مادر ممکن است که بچه را تربیت کند و خوب تربیت کند، و آن یک بچه یک امت را نجات بدهد و ممکن است که بد تربیت کند و موجب هلاکت یک امت بشود.([۲۲])

در جای دیگر می فرماید: خانم­های محترم! خودتان را تهذیب کنید؛ و کودکان خودتان را تهذیب کنید، کودکان خودتان را اسلامی بار بیاورید، که در اسلام همه چیز است.([۲۳])

امروزه برخی زنان تحت عنوان پیشرفت، تجدد، به روز بودن، به شدت تحت تأثیر تفکرات ناصحیح فمینیسم قرار گرفته اند و برای شاغل بودن زن، یا دانشگاه رفتن و تحصیل او بدون توجه به نقش مادری یا همسری او ارزشی فوق ارزش زنانی که در خانه مانده اند و به تربیت صحیح فرزندان خود اشتغال دارند، قائلند؛ غافل از این که زنانی که بیشتر وقت و انرژی خود را در محل کار صرف می کنند عملاتوان و حوصله انجام امور خانه و پر داختن به تربیت فرزندان و رفع نیازهای آنان را ندارند. حضرت امام با این نوع نگرش مبارزه نموده؛ سخنان ایشان دائما در راستای این مطلب است که مبادا کارکرد خانواده یعنی تربیت فرزند از خانواده سلب شود و به نهاد دیگری واگذار شود.

با دقت در سیره حضرت امام اهمیت موضوع بیشتر روشن می شود. خانم فاطمه طباطبایی نقل می کند که:امام نقش مادر را در خانه خیلی تعیین کننده می دانستند وبه تربیت بچه ها خیلی اهمیت می دادند؛ گاهی که ما شوخی می کردیم و می گفتیم پس زن باید همیشه در خانه بماند؟ می گفتند شما خانه را کم نگیرید، تربیت بچه ها کم نیست. اگر کسی بتواند یک نفر را تربیت کند، خدمت بزرگی به جامعه کرده است ایشان معتقد بودند که تربیت فرزند از مرد بر نمی آید و این کار دقیقا به زن بستگی دارد، چون عاطفه زن بیشتر است و قوام خانواده هم باید بر اساس محبت و عاطفه باشد.([۲۴])
ب اهمیت و شرافت مادری

اندیشه امام را نسبت به مقام و شرافت مادر می توان از کلام زیبا و گهربار ایشان دریافت. در فرازی از نامه ی اخلاقی و عرفانی ایشان به فرزند خود حاج سید احمد خمینی(ره) آمده است:

حقوق بسیار مادرها را نمی توان شمرد و نمی توان به حق ادا کرد. یک شبِ مادر نسبت به فرزندش از سال ها عمر پدر متعهد ارزنده تر است. تجسم عطوفت و رحمت در دیدگان نورانی مادر، بارقه ی رحمت و عطوفت رب العالمین است. خداوند تبارک و تعالی قلب و جان مادران را با نور رحمتِ ربوبیّت خود آمیخته آن گونه که وصف آن را کس نتوان کرد و به شناخت کسی جز مادران در نیاید و این رحمت لایزال است که مادران را تحملی چون عرش در مقابل رنج ها و زحمت ها از حال استقرار نطفه در رحم و طول حمل و وقت زاییدن واز نوزادی تا به آخر، مرحمت فرموده؛ رنج هایی که پدران یک شب آن را تحمل نکنند و از آن عاجز هستند.این که در حدیث آمده است که بهشت زیر قدم های مادران است([۲۵]) یک حقیقت است و این که با این تعبیر لطیف آمده است برای بزرگی عظمت آن است و هوشیاری به فرزندان است که سعادت و جنّت را در زیر قدم آنان و خاک پای مبارک آنان جستجو کنید و حرمت آنان را نزدیک حرمت حق تعالی نگهدارید و رضا و خشنودی پروردگار سبحان را در رضا و خشنودی مادران جستجو کنید.([۲۶])

ایشان نه تنها در بیان، بلکه در عمل نیز جایگاه رفیع مادر و شأن و شرافت مادری را پیوسته ارج می نهاد. فرزند ایشان حاج سید احمد،نقل می کند:

هر وقت برای حضرت امام حادثه ای مانند بیماری اتفاق می افتاد، ایشان نزدیکان را فرا می خواندند و سفارش مادرمان را می کردند. از سختی ها و مشقاتی که مادرمان کشیده است صحبت می کردند و می فرمودند که: «باید رضایت مادرتان را جلب کنید.. روزهای آخر عمر، ایشان مرا خواستند و باز سفارش مادرم را کردند و فرمودند:مادرت به جز خدا کسی را ندارد، مبادا برخلاف میلش کاری انجام دهی.([۲۷])

و نیز از خانم فریده مصطفوی نقل شده:

یک روز من در خدمت امام ایستاده بودم و دخترهایم نشسته بودند. ایشان با ناراحتی به بچه ها گفتند: بلند شوید بروید. اصلا وقتی مادر شما جلوی شما ایستاده چرا شما نشسته اید. بلند شوید از جایتان.([۲۸])

و نیزاز خانم طباطبایی نقل شده: یادم می آید پسرم که کوچک بود گاهی با تندی جوابم را می داد. آقا جداً از این رفتار او با من ناراحت می شدند. بعدا جداگانه او را می خواستند و می گفتند: تو رفتارت با مادرت خیلی بد بود. یعنی از این مسائل، ساده رد نمی شدند.([۲۹])
ج اثرات منفی جدا کردن فرزندان از دامان مادر

با توجه به این که یکی از توطئه های رژیم پهلوی برای جلوگیری از پرورش نسل مؤمن شجاع و متعهد در دامان مادران مسلمان، جداکردن فرزندان از دامان مادر و سپردن آن ها به پرورشگاه ها، مهدکودک ها و...بود، و آن ها به بهانه این که مادران با خیالی آسوده بتوانند به دنبال شغلی بروند،با تبلیغات خود، شاغل بودن را به عنوان ارزشی والا برای زن مطرح نمودند و از سویی نقش مادری، بچه داری و تربیت فرزند را بسیار ناچیز و کم رنگ جلوه دادند.با ترویج چنین فرهنگی در جامعه و به دنبال شاغل شدن برخی مادران، فرزندان آن ها از همان ابتدا در مهد کودک ها و بعد از آن در دبستان ها، دبیرستان ها و دانشگاه ها، تحت نظارت و طبق خواسته آن ها تربیت شدند، حضرت امام با بینش عمیقی به تبیین این مسئله پرداخته و مرتبا جامعه و به خصوص مادران را متوجه نتایج منفی آن می نمود و می فرمود:

البته شغل برای زن، شغل صحیح برای زن؛ هیچ مانعی ندارد؛ لکن نه آن طوری که آن ها می خواستند. آن ها نظرشان به این نبود که زن یک اشتغالی پیدا بکند. نظرشان به این بود که زن را مثل مردها، هم زن ها را و هم مردها را، از آن مقامی که دارند منحط کنند، نگذارند یک رشد طبیعی از برای قشر زن پیدا بشود،؛ یا یک رشد طبیعی از برای قشر مرد. نگذارند بچه های ما تربیت صحیح بشوند. و لهذا از آن اول جلویش را گرفتند. دامن بانوان که مرکز تربیت اطفال است بسیاری اش از اینموهبت محروم شد.بعد در دبستان ها بچه ها رفتند، آن جا هم با تبلیغات سوئی، با کتاب های منحرفی، آن ها را منحرف کردند، بعد در دانشگاه که رفتند، عمال خود آن ها نگذاشتند رشد صحیح بکنند. نگذاشتند دانشمندان صحیح تربیت بشود. اشخاص ملی صحیح، اشخاص اسلامی صحیح، تربیت بشود.([۳۰])

ایشان به نکته بسیار مهمی اشاره می کند، و آن این که وقتی بچه از مادرش جدا شد و به پرورشگاه سپرده شد، به واسطه این که محبت مادر از او گرفته می شود عقده پیدا می کند و وقتی عقده پیدا شد، این عقده ممکن است منشأ بسیاری از مفاسد و جنایات بشود و اصلا سپردن بچه ها به پرورشگاه ها از سیاست ها و ترفندهای رژیم شاه و دشمنان ما بود برای این که بچه های ما را ب
/ 0 نظر / 88 بازدید