نقدی بر گلشیفته فراهانی از نگاه رسانه ها

اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.

این روزها به هر سایتی که گذر آدم بیفته، امکان نداره یه خبر از گلشیفته فراهانی نباشه، و به قولی؛ تنها کسی که خبر دار نبود، خواجه شیراز بود، که با نوشتن ما اون هم فهمید!

در سرزنش؛ فکر می کنم اونقدر نوشتن که دیگه نکته ای نمونده که ما متذکر بشیم! اما چیزی که می تواند جالب باشد، انعکاس گسترده این خبر توی رسانه هاست! قطعا رسانه های خارجی منظور ما نیست، همین رسانه های داخلی خودمان، که هر روز با تیتر های مختلفی این خبر رو از زاویه های متفاوت بررسی می کنند! البته این نکته که چنین خبری، یقینا مخاطبین زیادی را روانه سایت ها می کنند؛ و چی بهتر از یک سوژه داغ برای یک خبرگزاری! قابل تعمیم به همه اصحاب رسانه نمی تواند باشد.

اما آن چه که نگران کننده هست، انتشار این خبر نیست، بلکه انتشار خبر به همراه عکس این بازیگر از همین رسانه هاست! تصویری که برخی اصل آن را و برخی با کمی سانسور منتشر کرده اند!

آیا واقعا جای نگرانی ندارد؟ به نظر می رسد، رسانه ها خودشان دو نکته را فراموش کردند:
اول این که فعل حرامی را در جامعه ترویج دادند و گناهی را عمومی کردند. و این پاسخ که این کار چون در ملا عام بوده، ‌پس مشکلی ندارد، به نوعی آوردن عذر بدتر از گناه نیست؟ اگر برای پاسداشت اسلام دل می سوزانیم، غیبت در همین دین، جزء گناهان کبیره به حساب آمده، انتشار چنین مسئله ای که جای خود دارد. و البته توصیه های فراوانی در مورد کتمان گناهان شده که یقینا برای جلوگیری از شکستن قبح آن گناه در جامعه بوده است و …

و اما دومین نکته؛ اگر ایراد ابتدایی را هم وارد ندانیم، سوال اصلی اینجاست، چرا عکس این هنرپیشه را منتشر می کنیم؟! این حرکت که خود مصداق فعلی حرام هست! اگر عکس این فرد در فیس بوک و برخی سایت ها بود و افرادی خاص می توانستند، آن را ببینند، چرا باید آن را در معرض دید عموم بگذاریم؟! اگر یک نفر هم با انتشار چنین عکسی به گناه بیفتد، چه کسی باید جواب گو باشد؟ اگر چنین عکسی مشکل دارد، چرا خودمان جدای از این که نگاه می کنیم، ‌به دیگران هم نشان می دهیم! در اتفاق فوتبالی که افتاده بود،‌ نظر علما را فکر می کنم همه دانسته باشند!

و آیا این حرکت رسانه ها خود انگیزه ای نمی شود، برای دیگرانی که خواهان شهرت هستند؟! چرا نباید رسانه ها در انتشار اخبار به تاثیرات روانی که ممکن است در جامعه بر جای بگذارد، فکر کنند؟!

چرا برای یک بار هم که شده کاری خوب را رسانه ای نمی کنیم؟! چرا یک بار از یک هنرمند خوب در جامعه نباید نماد ساخت؟ چرا “جشنواره فیلم عمار” نباید به طور شایسته رسانه ای می شد؟ و چرا …

متاسفانه برخی دست اندرکاران رسانه؛ دلسوزان واقعی فرهنگ نیستند،‌ و تنها به فکر افزایش مخاطبین خود هستند و کم تر به تاثیرگذاری مثبت خبری که می خواهند منتشر کنند، می اندیشند. این روند، نمی تواند روند مناسبی برای رسانه های کشور باشد، و تاثیر منفی آن در دراز مدت قابل انکار نیست.

چرا نباید رسانه های خبری، علاوه بر کمیت،‌ در کیفیت نیز از هم سبقت بگیرند؟ و صرفا داغ بودن یک سوژه را ملاک انعکاس قرار ندهند، تا این گونه اگر فکری هم پشت این حرکت آن هنرپیشه در چنین فضای سیاسی ایران بوده، خودمان عاملی برای رسیدن به هدفشان نباشیم؟!

منبع:http://alef.ir/vdcd9z0f5yt0oj6.2a2y.html?140867

/ 0 نظر / 11 بازدید