حجاب اسلامی و ایران را با پول عوض نکردم

حضور در المپیک و به دست آوردن مقامی در خور دختران ایرانی،هدف سریعترین دونده آسیا است.

 به نقل از خبرآنلاین، حجاب،متانت و از همه مهم تر وطن.این ها دلایل مهمی هستند که اجازه نداد تا مریم طوسی پس از مدال طلایی که در آسیا آورد تبعه کشورهای خلیج نشین شود.حتی پیشنهاد یک میلیون دلاری نماینده یکی از شیوخ عرب هم باعث نشد تا مریم وسوسه شود و به خاطر پول؛ ورزش حرفه ای اش را در این کشورها ادامه بدهد:«مهم برای من ایران است،نه پول.من با حجاب دویدنم هیچ مشکلی ندارم و افتخار می کنم که با لباسی کاملا پوشیده برای ایران مدال می آورم.»او این حرف را از ته قلبش می زند.وقتی نام ایران را به زبان می آورد و از غروری که برای اولین بار با نواختن مارش سرود جمهوری اسلامی در بالای سکوی قهرمانی گلویش را فشار می داد حرف می زند کاملا می شود فهمید که بدون اغراق سخن می گوید.طوسی به دست آوردن افتخار برای ایران را با هیچ چیز عوض نکرده است،با مشکلات دست و پنجه نرم کرده و دارد تمام تلاشش را می کند تا اگر خدا خواست المپیکی شود و پرچم ایران را در آن مسابقات مهم به احتزار درآورد.او اهداف بزرگی در سرش دارد که قول همه آنها را به مردم ایران داده،فقط یک خواسته کوچک هم از مسئولان ورزش ایران دارد:«از آنها می خواهم دختران ورزشکار را بیشتر حمایت کنند.»

الان در مقابل ما سریعترین دختر ایران نشسته است؟
راستش این طور می گویند!

می گویند؟یعنی حقیقت ندارد؟
چرا،شوخی کردم.

می خواهیم بحث را از اینجا شروع کنیم.مریم طوسی اولین دختری بود که مدال طلای آسیا را گرفت.این یک اتفاق خیلی مهم در ورزش بانوان ایران است.
من از سال ۸۵ به صورت حرفه ای دو و میدانی را شروع کردم.البته قبل از آن هم در آموزشگاه،مدرسه و ...می دویدم اما از سال ۸۵ حرفه ای تمرین کردن را شروع کردم.من یک سال پس از این اتفاق در سال ۸۶ توانستم تمام رکوردهای ایران را بشکنم.از این به بعد بود که رکوردهای صد متر،۲۰۰ متر و ۴۰۰ متر ایران برای خودم شد.الان هم کارم این شده که رکورد های خودم که رکوردهای ایران است را جابجا می کنم. من در سال ۹۰ ؛ ۸ بار رکورد ایران را جابجا کردم.

رکورد خانم توران شادپور را چه زمانی شکستید؟
سال ۸۶ بود.اول رکورد ۲۰۰ متر ایشان را زدم،بعد ۱۰۰ متر و بعد ۴۰۰ متر.الان تمام این رکوردها برای من است.

رکوردی در ایران مانده که نزده باشید؟
بله در پرش طول هنوز رکوردهای ایران شکسته نشده است.

قصدی برای شکستن این رکوردها ندارید؟
نه،اصلا سمت این شاخه نرفته ام و تصمیمی ندارم که رکورد پرش و طول را جابجا کنم.فعلا ترجیح می دهم که رکورد های دو سرعت را ارتقاء ببخشم.

تقریبا ۳۳ سال طول کشید تا رکورد بانوان ایران شکسته شد.فکر می کنید چه اتفاقی باید بیفتد که این رکورد باز هم جابجا شود؟خود شما می توانید باز هم این رکورد را جابجا کنید؟

رکورد خانوم شادپور ۲۵ ثانیه و هشتاد صدم ثانیه بود.اما رکورد من ۲۳ ثانیه و ۶۴ صدم ثانیه است.از آن زمان تا به حال رکوردها خیلی پایین آمده است.الان رکورد ورودی المپیک ۲۳ ثانیه و ۳۰ صدم ثانیه است که من دارم تمام تلاشم را می کنم تا بتوانم به این رکورد دست پیدا کنم.

یعنی ۳۰ صدم ثانیه باید رکورد خود را بهبود ببخشید.سخت نیست؟
خیلی سخت است اما قابل دسترس است.به نظرم انسان با تلاش و ممارست می تواند به هر چیزی که می خواهد دست پیدا کند.

اکثر ورزشکارانی که در المپیک حاضر می شوند تنها به این دلیل وارد این مسابقات می شوند که فقط حضور در المپیک را تجربه کنند. به خصوص در رشته هایی که شانس مدال پایین تر است. شما چه هدفی دارید؟آیا اگر موفق به کسب سهمیه شدید فقط می خواهید که حضور در این مسابقات را در کارنامه تان داشته باشید؟
قول مدال نمی دهم چون خیلی سخت است. یادم هست که قبلا می گفتند در رشته سرعت،رسیدن آسیایی ها به فینال یک رویا است.اما حالا می بینیم که بیشتر مدال ها در مسابقات سرعت برای آسیایی ها و به خصوص ایرانی ها است.خود من در بازی های آسیایی توانستم به فینال برسم.همین به فینال رسیدن یک دختر ایرانی در آسیا برای خیلی ها غیر قابل دسترس بود اما من توانستم این کار را انجام بدهم.

چقدر تا رسیدن به المپیک فاصله داری؟از لحاظ زمانی و رکورد گیری می گوییم؟
رکورد من در ۲۰۰ متر ۲۳.۶۴ است که برای رسیدن به المپیک باید آن را به ۲۳.۳۰ برسانم.

تو نیاز به مسابقات خارجی داری؟چون فکر می کنم در ایران کسی نباشد که بتواند با تو مسابقه بدهد؟
قطعا همین طور است.من تمام هدفم را برای گرفتن سهمیه المپیک گذاشته ام و از روزی که با تاتیانا(مربی مریم طوسی)کار را شروع کردم به او هم گفتم که هدفم چه چیزی است.

هدف خودت بیشتر روی گرفتن سهمیه ۲۰۰ متر است یا ۴۰۰ متر؟
تا قبل از این مسابقات من تصمیم دیگری داشتم.یک چیزی به شما بگویم؛به ۴۰۰ مترمی گویند دوی مرگ!چون هم تمرینات و هم مسابقاتش سخت است.وقتی مربی ام به من پیشنهاد ۴۰۰ را داد کمی ترسیدم.وقتی تمرین کردم و مسابقه دادم از ۴۰۰ متر خوشم آمد.تاتیانا حق انتخاب را با خود من گذاشته بود.من کمی فکر کردم و دیدم اگر فقط بخواهم روی ۲۰۰ متر تمرکز کنم تنها یک شانس برای مسابقه دادن دارم.اما با حضور در ماده ۴۰۰ متر می توانم هم ۲۰۰ متر کار کنم و هم ۴۰۰ متر.

فکر می کنیم با توجه به امکاناتی که ما داریم و توقعاتی که هست حضور یک دونده خانم از ایران آن هم درالمپیک کمی سخت به نظر می رسد.خودت چقدر امیدواری؟

من امید زیادی دارم.چون هدفم این است.من یک بار تجربه حضور در مسابقات قهرمانی جهان را دارم.در کنار آدم های بزرگ دویدن شرایط خاصی دارد.من این تجربه را کسب کرده ام و از همانجا یک برنامه ای را برای خودم تعیین کرده ام.اینکه در المپیک هم باید با این آدم ها بدوم.من نمی خواهم در المپیک فقط حضور داشته باشم.نمی گویم فینالیست می شوم ؛ برای فینالیست شدن خیلی راه دارم.اما برای من افتخار است که در این مسابقات شرکت کنم.من می خواهم دراین مسابقات جایگاهی داشته باشم که شایسته تمام دختران ایران و دختران مسلمان در جهان باشد.
می خواهیم فلش بک بزنیم به این قضیه که اصلا چرا دو و میدانی؟چطور شد که شما این رشته ورزشی را انتخاب کردید.شما از لحاظ تمرین کردن محدودیت دارید و مثل پسرها نیستید که در پارک ها یا در خیابان ها بدوید و تمرینات خود را انجام بدهید.
اوایل که دو و میدانی را شروع کردم کلاس پنجم ابتدایی بودم.در مدرسه مسابقه دادم و چون از همه سریعتر بودم برای مسابقات کشوری هم من را اعزام کردند.در این مسابقات ماده استقامت مسافتش ۶۰۰ متر بود. یک دختری را آوردند و گفتند که من باید با او مسابقه بدهم.من مسابقه دادم و با اختلاف خیلی کم بازنده شدم.آن موقع یک ساک ورزشی که به من داده بودند را از من پس گرفتند.من بچه بودم و خیلی ذوق و شوق داشتم.همان شب تا صبح گریه کردم و یک هفته مریض شدم.از آن موقع مادرم اجازه نداد که من ورزش دو و میدانی را ادامه بدهم.مادرم گفت هر رشته دیگری را که دوست داری انتخاب کن اما دو و میدانی هرگز.من دو و میدانی را کنار گذاشتم و رفتم سراغ رشته های دیگر مثل شنا.سه سال از این ماجرا گذشت و من همه چیز را فراموش کرده بودم.تا اینکه دوباره در دبیرستان مسابقات دو و میدانی برگزار کردند. برای شرکت در این مسابقات باید از پدر و مادر رضایت نامه می گرفتیم که من رضایت نامه را گرفتم و به جای مادرم پای آن برگه را امضاء کردم.می ترسیدم مادرم اجازه شرکت در این مسابقات را ندهد.من در آن مسابقات شرکت کردم و دوباره مقام آوردم.بعد از آن و برای شرکت در مسابقات استانی باز هم خودم برگه رضات نامه را امضاء کردم و در آن مسابقات هم مقام آوردم.در سطح کشوری یک خورده کار سخت شد.ما باید در طول تابستان با بقیه تیم ها تمرین می کردیم.مسئولان تیم با خانه ما تماس گرفتند تا این بار خودشان اجازه بگیرند.اینجا بود که مادرم همه چیز را فهمید.ابتدا خیلی ناراحت شد اما وقتی دید که خیلی علاقه دارم من را حمایت کرد.استارت از همان جا زده شد.من سال سوم دبیرستان بودم که مادرم برای من مربی گرفت. با آقای خسرو شیری.من پس از یک سال تمرین بود که توانستم رکورد بزنم.

خیلی هم سر و صدا کرد.
کسی انتظارش را نداشت.من فدراسیون نرفته بودم اما وقتی رفتم همه من را می شناختند.خود خانم شادپور به همه بچه ها گفته بود تنها کسی که می تواند رکورد من را بزند مریم طوسی است.

خوشحال شده بود؟چون معمولا آدم ها ازاینکه رکوردشان شکسته می شود خوشحال نمی شوند.
نه،خدا ایشان را بیامرزد اما ناراحت شده بودند.گیر زیاد می دادند.اما همین گیر دادن ها برای من انگیزه شد.اوایلی که من دو و میدانی را به صورت جدی شروع کردم یک مسابقه داخل سالن برگزار کردند که مربوط می شد به مسابقات دهه فجر.از این مسابقات نفرات را انتخاب می کردند برای مسابقات ۴ در ۴۰۰ متر.دونده های بزرگی مثل لیلا ابراهیمی که الگوی من بود در آن مسابقه قرار بود شرکت کنند.همیشه آرزوی من این بود که در دسته های قوی شرکت کنم و مسابقه بدهم.من کلی ذوق و شوق داشتم که دارم با یک تیم،متشکل از نفرات قوی مسابقه می دهم.وقتی همه در استارت نشسته بودیم خانم شادپور(خدا ایشان را بیامرزد)آمد و گفت:«همه بلند بشید!»تعجب کرده بودیم.گفت:« این طوسی کیه که شما گذاشتید اینجا،بیا بیرون.»من را از سر خط آورد بیرون و یک نفر دیگر را به جای من گذاشت در نقطه استارت.آن دختر مدام می گفت من نمی خواهم مسابقه بدهم و خسته هستم اما به هر حال او مسابقه داد و همه چیز تمام شد.من همان روز آمدم خانه و روی آینه اتاقم نوشتم که هم رکورد های خانم شادپور و هم رکورد ۴ در ۴۰۰ متر را تا سال آینده می شکنم.واقعا تمرین کردم و توانستم به اینجا برسم.کسی من را اذیت کند سعی می کنم بهتر کار کنم تا دیگر نتواند من را اذیت کنند.

برای مسابقات چین چه مشکلاتی پیش آمده بود؟
من از سال ۲۰۰۷ به این طرف در سالن ندویده بودم.مسئولان برای حضور در این مسابقات به من گفتند که باید رکوردی بالاتر از رکورد ایران را بزنم.اگر این اتفاق نمی افتاد من را به مسابقات نمی بردند.من می دانستم که می توانم این رکورد را بزنم اما می خواستم همه توانایی ام را برای مسابقات چین بگذارم.دوست نداشتم در کشور خودم تلاش کنم و همه انرژی ام را بگذارم و آن وقت در خارج از ایران مدال نگیرم.اما حرف آنها یکی بود.

فکر می کنید چرا این کار را کردند؟
نمی دانم،حتما یک معیارهایی برای خودشان دارند دیگر.

یک جورهایی شد مثل عدو شود سبب خیر؟
برنامه ریزی شده بود.من هدف خودم را برای چین گذاشته بودم اما...

اگر رکورد را نمی زدید واقعا شما را به چین نمی بردند؟
دقیقا همین حرف را به من زدند.البته این یک قانون است.

آن ابتدا که دو و میدانی را شروع کردید با پسرهای فامیل،برادرهای خودت یا بقیه مسابقه نمی دادی؟
شرط بندی می کردم! من دو تا برادر دارم و هم بازی هایم آنها بودند.برادرهایم با دوستان خود شرط می بستند روی دو و میدانی من. اینطوری که به من می گفتند دفعه اول را بباز تا آنها خام شوند و دفعه دوم واقعا بدو .من این کار را می کردم و آنها را شکست می دادم.

الان در لیگ هم شرکت می کنید؟عضو کدام تیم هستید؟
امسال عضور تیم دانشگاه آزاد هستم.

قراردادتان چقدر است؟
نمی دانم تبلیغات نیست یا مربوط به چیزهای دیگر است اما سطح قرار داد دو و میدانی کاران پایین است.البته بین پسرها و دخترها فرق زیاد است.در سالهای اول که برای تیم ها مجانی می دویدم.دو سال پیش حتی اسم من را در مسابقات لیگ هم نداده بودند.اما الان خیلی خوب شده.نسبت به آن روزهای اول خیلی بهتر شده است.

من همیشه این فکر را می کنم که این نسل ما اگر کنار برود هیچ شخص دیگری نیست که برای ایران بدود.دخترهایی هستند که استعداد دارند اما کسی نیست که به آنها توجه کند.هیچ مشکلی پیش نمی آید که برای آنها هم اردو بگذارند.هیچ کس نیست که من با او مسابقه بدهم.من در مسابقات فقط می دوم که رکورد بزنم!

وقتی که رکورد را زدید و مدال طلای آسیا را گرفتید مسئولان چه واکنش نشان دادند؟پاداشی برای شما در نظر گرفتند؟
همین چند روز پیش یک مراسم تجلیل برگزار کردند که به نظرم خوب بود.یک پاداشی به من دادند که بد نبود.البته هزینه ها بیشتر از این چیزها است.اما همین تجلیل هم مهم بود.من اولین طلای تاریخ دو و میدانی را آوردم.انتظارم از آنها خیلی بیشتر است.قبلا در دو میدانی ما فینالیست هم نمی شدیم اما حالا که این جایگاه را داریم بهتر است که کمی توجه شود.همین می تواند برای بقیه انگیزه شود.الان در فامیل،دوست و آشنا همه می گویند حالا طلا را هم گرفتی؛آخرش چه شد؟امیدوارم مسئولان بیشتر حمایت کنند.

الان کجا تمرین می کنی؟
مجموعه ورزشی آفتاب.همه شرایط آنجا خوب است.فقط تنها مشکلی که وجود دارد دوری مسیر است.من هر روز ۲ ساعت در راه هستم تا برای تمرین کردن به آنجا بروم.

قبلا که این مجموعه نبود چطور تمرین می کردی؟

شهید کشوری؛مجموعه ورزشی آزادی.البته از وقتی که من دو و میدانی را شروع کردم مجموعه آفتاب راه اندازی شده بود.گاهی اوقات هم در پارک طالقانی تمرین می کردم.

سخت نبود این شرایط و در پارک تمرین کردن؟
سخت که هست.کلا دو میدانی رشته سختی است.فکر می کنم هر کس که می خواهد وارد این رشته شود ابتدا باید علاقه داشته باشد.من خیلی ها را دیده ام که آمدند و خیلی زود از این رشته زده شده اند.من خیلی سخت تمرین می کنم.به خصوص اینکه یک مربی سخت گیر هم دارم.بیشتر اوقات از فشار تمرینات گریه می کنم.دوستانم به من می گویند دیوانه!آنها به من می گویند چرا اینقدر تمرین می کنی؟
گفتید که استعداد یابی می شود اما نفرات می آیند و زیاد دوام نمی آورند.فکر می کنید چه دلیلی وجود دارد که این اتفاقات می افتد.
یک بحث همان بحث انگیزه است.چون دو و میدانی تمریناتش هیچ تفریحی ندارد.بچه هایی که تازه وارد این رشته می شوند باید انگیزه داشته باشد.این بچه ها باید درست پرورش پیدا کند.

شما خودت چه انگیزه ای داشتی که باعث شد دو و میدانی را ادامه بدهی و در میانه های راه کم نیاوری؟
یکی از مهمترین دلایلش علاقه خودم بود. بعد از آن هم حمایتی که پدر و مادرم از من کردند.

اما شما گفتید که آنها مخالف بودند؟!
ابتدا مخالف بودند اما بعد از اینکه علاقه ام را دیدند کلی من را حمایت کردند.آنها برایم مربی گرفتند و در بیشتر تمرینات در کنارم بودند.من بعد از سال تحویل باید می رفتم تمرین که پدر و مادرم می آمدند در کنارم و من تمرین می کردم. یک نوعی پیک نیک بود.البته در دو و میدانی مربی خیلی مهم است.من باید یک تشکر ویژه از آقای داوری و آشتیانی داشته باشم که شرایطی را فراهم کردند تا من بتوانم با تاتیانا که یک مربی خیلی خوب است تمرین کنم.من پیش از این با یک مربی مرد کار می کردم.در گرگان و در کنار اسب ها !اما از وقتی تمرین کردن با آقایان را برای من ممنوع کردند فدراسیون گشت و تاتیانا را برای من پیدا کرد.

چطور در وسط پیست با اسب ها تمرین می کردی؟
اسب ها دور زمین می دویدند و من در وسط زمین.من با سریعترین اسب ایران هم عکس دارم!

با اسب ها مسابقه هم داده اید؟
نه بابا،آنها خیلی سریع هستند.ابتدا چند دور دو زمین گرم می کردند و وقتی شروع به دویدن می کردند غیر قابل مهار بودند.صدای پاهای آنها خیلی وحشتناک بود.

می خواهیم همان بحث قبلی را ادامه بدهیم.پیرو همان حرفی که خودتان زدید اگر نسل شما از ورزش حرفه ای کنار برود چه کار باید کرد؟فدراسیون باید چه تمهیداتی بیاندیشد تا از بروز این مشکل جلوگیری کند؟
ببینید متاسفانه در ورزش ما کسی دنبال کار را نمی گیرد.الان در همین رشته من یک دختری هست با نام مریم که واقعا ورزشکار مستعدی است.فکر می کنم او می تواند جای من را بگیرد.اما کسی نیست که دست او را بگیرد و او را در شرایط حرفه ای بالا بیاورد.خود او گفته که می خواهد رکوردهای من را بشکند.مطمئن باشید من هر کاری از دستم بر بیاید برای او انجام می دهم.در همه جای دنیا یک کمپی وجود دارد که ورزشکاران در آنجا جمع می شوند،با هم مسابقه می دهند،رکورد می زنند و ...اما در ایران چنین کمپی وجود ندارد.من در آسیا به این دلیل طلا گرفتم که نشان بدهم دختران ایرانی چیزی کمتر از بقیه دخترهای جهان ندارند و اگر بخواهند می توانند هر کاری را انجام بدهند.بارها شده که در مسابقات خارجی خبرنگارها از ما تشکر کرده اند و گفته اند ما از شما ممنونیم که با این محمدودیت ها مدال آورده اید! اما جواب من به آنها این است که اینها محدودیت نیست.اگر علاقه وجود داشته باشد با حجاب هم می توان مدال آورد.

همین دختری که از نام بردید؛نگران نیستید که او روزی رکورد شما را بزند؟
نه اصلا.مطمئن باشید اگر شایستگی اش را داشته باشد این اتفاق حتما می افتد و خود من هم هر کاری از دستم بر بیاید برای او انجام می دهم تا بتواند رکورد من را بشکند.
چند وقت پیش یکی از شبکه های خارجی گزارشی از وضعیت بانوان ورزشکار در ایران را نشان داد.آنها سعی می کردند تا با نشان دادن حجاب شما آن را مانعی برای موفقیت هایتان عنوان کنند.
نمی گویم لباس ها تاثیری در ورزش کردن ندارد اما مانع این نمی شود که من به هدفم نرسم و مدال نیاورم.کمی سخت تر،اما واقعا شدنی است.یک چیز را هم به شما بگویم کسی من را مجبور نمی کند که لباس های گشاد بپوشم.من خودم علاقه دارم که این لباس ها را بر تن کنم.خودم دوست دارم لباس ایران را بپوشم و با این لباس برای کشورم مدال بیاورم.

لیلا ابراهیمی در یکی از گفت و گوهایش اعلام کرده بود که وقتی ما با حجاب می دویم جلب توجه می کنیم.می گفت که حتی ورزشکاران سایر کشورها هم خیلی عجیب به ما نگاه می کنند.
نه؛الان اصلا این طور نیست.من در یکی از مسابقات با ورزشکاران حرف می زدم.آنها به من می گفتند با همین لباس ها می خواهی بدوی؟می پرسیدن که سخت نیست؟من هم گفتم نه و مشکلی با حجابم ندارم. آنها به من گفتند که تو قهرمانی نه ما.می گفتند حتی اگر ما در مسابقه اول شویم قهرمان نیستیم و قهرمانی متعلق به تو است.آنها حتی نمی توانند تصور این را بکنند که من چرا و به چه دلیلی با این لباس ها می دوم.در مسابقات به من احترام زیادی می گذارند.

تا به حال پیشنهاد خارجی داشته اید؟اصلا دو و میدانی آن هم در بخش بانوان تا به حال لژیونر داشته است؟
من در همین مسابقات آسیایی که طلا گرفتم از چند کشور عربی پیشنهاد داشتم.هیچ کس باورش نمی شد که من بتوانم طلا بگیرم.همه آنها به من تبریک می گفتند و البته پیشنهاد هم می دادند که در کشور آنها بدوم.طلا برای آنها اهمیت زیادی دارد و به من گفتند که بیشتر از ایران به تو پول می دهیم.من پیشنهاد میلیون دلاری از آنها داشتم.

چه اتفاقی افتاد که نرفتید؟به هر حال پیشنهاد خوبی داده بودند.
من یک ایرانی هستم،واقعا وقتی که بالای سکو رفتم و پرچم کشورم را دیدم که دارد بالا می رود افتخار کردم و گفتم حاضر نیستم که ایران را با هیچ چیزی عوض کنم.
الان پشیمان نیستید؟اصلا در ایران چقدر از باشگاه دانشگاه آزاد پول می گیرید؟
خرجی که من می کنم خیلی بیشتر از پولی است که به من می دهند. من زحمت زیادی کشیدم.برای همین است که می گویم انتظار دارم به خاطر مدال طلایی که آوردم اهمیت بیشتری به قهرمانان بدهند.من انتظار دارم که از طرف وزارت ورزش پشتیبانی شوم.از کمیته المپیک هم همین طور.

شما اسپانسر ندارید؟
تا سال گذشته برای آقایان اسپانسر وجود داشت اما از امسال به دلیل تحریماتی که وجود دارد از ما حمایت نکردند.مثلا در مسابقات جهانی لباس هایی را که باید به همه ورزشکاران بدهند را به ورزشکاران ایران ندادند.
آینده خودت را در دو و میدانی چطور می بینی؟فکر می کنی تا کجا می توانی ادامه بدهی؟
من هدفم خیلی بزرگ است.من به قهرمانی جهان هم فکر می کنم.من هنوز خیلی جوان هستم و می توانم افتخارات زیادی کسب کنم.دقیقا نمی توانم تخمین بزنم اما برای من هیچ چیز غیر ممکن نیست.خیلی سخت است اما شدنی است.

تا به حال شده که شرایطی پیش بیاید که از ورزش کردن پشیمان شده باشی؟
پشیمان که نه اما زیاد اتفاق افتاده که پس از تمرینات به دلیل فشار زیادی که تمرینات دارد گریه کرده ام و به خودم گفته ام که اشتباه کردم! دیگر دو و میدانی کار نمی کنم و ...اما یک ساعت بعد همه چیز یادم می رود.این به خاطر علاقه است.من ورزشکارانی را سراغ دارم که حتی توانایی خرید کفش میخی را ندارند.اما آنقدر خوب هستند و خوب مسابقه می دهند که آدم حسرت می خورد.خود من اگر خانواده ام حمایتم نمی کردند نمی توانستم به اینجا برسم.

دو و میدانی در سالهای اخیر پیشرفت زیادی کرده است.چه در بخش بانوان و چه در بخش آقایان.فکر می کنید چه اتفاقی افتاده که این پیشرفت اتفاق افتاده است.
الان شرایط خیلی بهتر از قبل شده است و حمایت ها هم بیشتر. برای بچه ها اردو می گذارند و فضای رقابت را ایجاد می کنند.به همین دلیل شک نکنید که اتفاقات خوبی می افتد.آقای داوری قول داده اند که یک کمپ را برای دو و میدانی کارها درست کنند.این حرکت خوبی است و مطمئن باشید که در آینده نتیجه می دهد و قهرمانان زیادی را تحویل ایران می دهد.

الان می توانیم میزبانی مسابقات آسیایی یا جهانی را بگیریم؟
آسیایی شاید اما جهانی را فکر نمی کنم.یک بحث آن بحث حجاب است.حتی خیلی از مربیان به ایران نمی آیند.حتی خانم های مربی هم به ایران نمی آیند.می گویند چرا باید بیاییم و مسابقات را جدا ببینیم.به نظر من این فرهنگ برای آنها جا نیفتاده است.

پس چطور شد که تاتیانا مربی شما قبول کرد که به ایران بیاید؟
من شانس آوردم.تاتیانا شوهرش در ایران کار می کند و او با خانواده اش در ایران زندگی می کند.از شانس خوب من بود که این اتفاق افتاده است تا او به ایران بیاید.

فکر می کنی حرفی باقی مانده است که ما نپرسیده باشیم و شما نزده باشی؟
من فقط یک بار دیگر از مسئولان می خواهم که از ما حمایت کنند.دختران ایرانی توانایی های زیادی دارند و می توانند برای ایران در رشته های مختلف افتخار آفرینی کنند.

/ 0 نظر / 84 بازدید